0
ویژه نامه ها
سبک زندگی فاطمی

سبک زندگی فاطمی

يکشنبه، 6 بهمن 1398
سردار آسمانی

سردار آسمانی

شنبه، 14 دی 1398
بهار نامریی

بهار نامریی

چهل طلوع، چهل صبح زرد بی خورشید زمین! به دور مدارت نگرد بی خورشید چهل غروب، چهل شط خون سرگردان که از مدار جهان گشته طرد بی خورشید
چهارشنبه، 24 آذر 1395
اربعین حسینی

اربعین حسینی

ساربانا ز اشتران بگشای بار لحظه‌ای ما را به حال خود گذار این که بینی سرزمین کربلاست خاک او آغشته با خون خداست
چهارشنبه، 24 آذر 1395
يك اربعين براي تو گريان شدم حسين

يك اربعين براي تو گريان شدم حسين

يك اربعين براي تو گريان شدم حسين مانند گيسوي تو پريشان شدم حسين با چند قطره اشك دل من سبك نشد ابري شدم به پاي تو باران شدم حسين زلفي اگر كه ماند...
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
نام تو

نام تو

شبي‌ كه‌ نام‌ تو در باور زمين‌ گل‌ كرد كسي‌ نگفت‌ «چرا زخم‌ ما چنين‌ گل‌ كرد» دوباره‌ مزرعه‌ كربلا شكوفا شد دوباره‌ پينة‌ دستان‌ خوشه‌چين‌ گل‌...
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
معجرت چه شد

معجرت چه شد

از من مپرس زینب من معجرت چه شد با من بگو برادر زینب سرت چه شد از من مپرس از چه لبت خشک و زخمی است با من بگو که ساقی آب آورت چه شد از من مپرس...
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
گرفته صدای من

گرفته صدای من

ببین گرفته صدای من از صدا زدنت مگر به نیزه چه گفتی که بی‌هوا زدنت تمام خاطرم از سفر فقط این است تمام راه به پیش نگاه ما زدنت
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
کعبه‎ی عشق و امیدم

کعبه‎ی عشق و امیدم

ای کربلا کعبه‎ی عشق و امیدم بعد از جدایی‎ها به دیدارت رسیدم ای کربلا آغوش بگشا زینب آمد من زینبم کز رنج دوری‎ها خمیدم هر روز دیدم کربلای تازه‎ای...
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
کبود بی شمارم

کبود بی شمارم

زخمی زنجیرم کبود بی‌شمارم بر شانه‌هایم زخم‌های کهنه دارم همشیره خورشیدم و بانوی نورم هرچند که در پنجه گرد و غبارم شام غریبانی عصر خیمه‌هایم
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
قسمت نشد اربعین کنارت باشم

قسمت نشد اربعین کنارت باشم

قسمت نشد اربعین کنارت باشم و زائر آن صحن و مزارت باشم به خود فاطمه سوگند که مایل بودم چون شهیدان خدا یاور و یارت باشم و از آن نوع نگاهی که به...
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
عشقت اسيرم كرده است

عشقت اسيرم كرده است

اي امام عاشقان عشقت اسيرم كرده است وي امير عارفان داغ تو پيرم كرده است من اسير داغ عشقم ني اسير دست خصم شعله‌هاي داغ‌هاي تو اسيرم كرده است آرزوهاي...
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
شیشه‌ي صبر افتاده

شیشه‌ي صبر افتاده

از سر ناقه‌ی غم شیشه‌ي صبر افتاده همه دیدند که زینب سر قبر افتاده چشم او در اثر حادثه کم سو شده است کمرش خم شده و دست به زانو شده است بیت بیت...
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
شمیم جان

شمیم جان

شمیم جان فزای کوی بابم مرا اندر مشام جان برآید گمانم کربلا شد عمه نزدیک که بوی مشک و ناب و عنبر آید
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
سر یار دیده‌ام

سر یار دیده‌ام

یک اربعین، به نیزه سر یار دیده‌ام یک اربعین، چو شمع به پایش چکیده‌ام یک اربعین، به ضربه‌ی شلّاق ساربان بر روی خارهای مغیلان دویده‌ام یک اربعین،...
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
سر قبر شما آورده‌ام

سر قبر شما آورده‌ام

كارواني كه سر قبر شما آورده‌ام نيمه جان‌هايي است تا كرب و بلا آورده‌ام من نيابت دارم از مادر زيارت آمدم من وصيت‌هاي مادر را به جا آورده‌ام...
سه‌شنبه، 10 آذر 1394
سر تو از سر نیزه

سر تو از سر نیزه

سر تو از سر نیزه به من توان می‌داد امید بر دل مجروح بی‌کسان می‌داد خودت که از سر نیزه به چشم خود دیدی کنیزکی به یتیم تو خرده نان می‌داد
دوشنبه، 9 آذر 1394
رسیدم کنار تو

رسیدم کنار تو

باور نمی‌کنم که رسیدم کنار تو باور نمی‌کنم من و خاک دیار تو یک اربعین گذشته و من پیرتر شدم یک اربعین گذشت و شدم همجوار تو یک اربعین اسیر بلایم...
دوشنبه، 9 آذر 1394
در شام

در شام

در شام چون یزید ز طغیان حیا نمود شد خسته از شقاوت و ترک جفا نمود تا رفت توسن ستم و جور و ظلم راند چون لنگ شد ز قهر، در لطف وانمود یعنی ز رنج...
دوشنبه، 9 آذر 1394
خواهر غم پرورم

خواهر غم پرورم

ای همیشه خواهر غم پرورم ای خمیده مثل زهرا مادرم بشکن این بغضی که داری در گلو هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو بر حسینت شام را توصیف کن
دوشنبه، 9 آذر 1394
حال و هواي سفرش

حال و هواي سفرش

دردها می‌چكد از حال و هواي سفرش گرد غم ريخته بر چادر مشكي سرش تك و تنها و دو تا چشم كبود چند تا كودك بي پدر افتاده فقط دور و برش ظاهراً خم...
دوشنبه، 9 آذر 1394
چهل روز می‌شود

چهل روز می‌شود

چهل روز می‌شود كه شدم جبرئیل تو ذبح عظیم گشتی و گشتم خلیل تو چهل روز می‌شود كه فقط زار می‌زنم كوچه به كوچه نام تو را جار می‌زنم چهل روز می‌شود...
دوشنبه، 9 آذر 1394