0
ویژه نامه ها
هل اتی آمد

هل اتی آمد

شها تویی که به شأن تو هل اتی آمد پی ولایت تو نص انما آمد برای آن که شود رتبه‌ات به خلق عیان مقم و مولد تو خانه خدا آمد
هزاران خبر است

هزاران خبر است

گوش‌ها باز که امروز هزاران خبر است خبری خوب‌‌تر از خوب‌تر از خوب‌تر است صف ببندید که هنگام نماز روح است در گشایید که جبریل امین پشت در است
ولايت چيست؟

ولايت چيست؟

ولايت چيست؟ اصل آفرينش كليد قفل سير درك و بينش ولايت چيست؟ تحصيل تعهد صراط ما پس از اياك نعبد
نوبت خم و غدير است

نوبت خم و غدير است

امروز بگو، مگو چه روز است؟ تا گويمت اين سخن به اکرام موجود شد از براى امروز آغاز وجود تا به انجام
نام غدير حک بود بر جبينم

نام غدير حک بود بر جبينم

سر زد از دوش پيمبر، ماه در شام غدير تا که جبرایيل او را داد پيغام غدير مژده داد او را ز ذات حق که با فرمان خويش‏ نخل هستى بار و بر آرد در ايام...
مولا اگر نبود، ولايت نداشتيم

مولا اگر نبود، ولايت نداشتيم

مولا اگر نبود، ولايت نداشتيم روز حساب، باب شفاعت نداشتيم عاشق نمي‌شديم اگر مرتضي نبود نسبت به اهل بيت ارادت نداشتيم
مسند حق

مسند حق

علی به مسند حق گشت برقرار امروز تجلیات خدا آمد آشکار امروز علی وصی نبی شد به نص حکم خدای به زغم دشمن ناپاک نابکار امروز
مژده عاشقان

مژده عاشقان

دهید مژده عاشقان که کاخ غم خراب شد به روى شادى و شعف دوباره فتح باب شد به وادى غدیر خم به مصطفى خطاب شد که وقت گفتن سخن به وصف بوتراب شد
مژده جانبخش

مژده جانبخش

دلا اين مژده جانبخش دوشم از بشير آمد كه اى بيمار درد و غم شب عيد غدير آمد به روز هجده ذيحجه در نزد رسول الله به فرمان خدا جبریيل با امرى خطير...
كيست مولا

كيست مولا

كيست مولا ذات بي همتاي حق بعد حق هر كس بود شيداي حق كيست مولا لام خلقت را هدف عين علم و ياء درياي شرف
غدير، گل هميشه بهار

غدير، گل هميشه بهار

گل هميشه بهارم غدير آمده است‏ شراب کهنه ما در خم جهان باقى است خداى گفت که«اکملت دينکم»، آنک‏ نواى گرم نبى در رگ زمان باقى است
غدير نقش ولاى على به سينه ما

غدير نقش ولاى على به سينه ما

غدير عيد همه عمر با على بودن غدير آينه‏دار على ولى الله ست غدير حاصل تبليغ انبيا همه عمر غدير نقش ولاى على به سينه ماست
غدير خم

غدير خم

در «غدير خم» نگر، نور دل افروز على نيست روزى در جهان، مانند امروز على روز كامل گشتن دين است و اتمام نعَم هجده ذيحجّه يعنى، عيد پيروز على
عيد ولايت

عيد ولايت

صبح سعادت دميد عيد ولايت رسيد فيض ازل يار شد نوبت دولت رسيد در خم گيسوى يار، بود دلى بى قرار بعد بسى انتظار، مژده رحمت رسيد
شيعه جوشيده ا‏ست از غدير

شيعه جوشيده ا‏ست از غدير

جلوه‏گر شد بار ديگر طور سينا در غدير ريخت از خم ولايت مى به مينا در غدير رودها با يكدگر پيوست كم‏كم سيل شد موج مى‏زد سيل مردم مثل دريا در غدير
شعر غدير

شعر غدير

شرط ابلاغ رسالت به ولايت باشد بلکه اتمام نبوت به امامت باشد اين علي اصل صراط است و نجات است والله اين علي معني و تفسير صلاة است والله
شب عيد است

شب عيد است

شب عید است اى ساقى در میخانه را وا کن به جام مى گساران باده از خم طهورا کن به من هم گوشه چشمى به عشق روى مولا کن اگرچه قطره‌ام امشب مرا واصل...
سلام بر غدير، باب رحمت

سلام بر غدير، باب رحمت

باز تابيد از افق روز درخشان غدير شد فضا سرشار عطر گل ز بستان غدير موج زد درياى رحمت در بيابان غدير چشمه‏هاى نور جارى شد ز دامان غدير
دل بشیر آمد

دل بشیر آمد

ز مصر نور به کنعان دل بشیر آمد الا تمامی پیغمبران! غدیر آمد به گوش جان علی‌دوستان چو آیه‌ی وحی بشارت از طرف داورِ قدیر آمد
در غدیر خم

در غدیر خم

در غدیر خم سخن از عدل و تقوای علی است در تجلی نور حق از روی زیبای علی است کاخ عدل و داد را باشد علی بنیانگذار مشعل دین پر فروغ از زهد و تقوای...