پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي

نجيرم کجاست ؟

يکي از بنادر مهم باستاني خليج فارس که در متون قرون اوليه ي اسلامي به فراواني از آن ياد شده، بندر باستاني « نجيرم (1) است. (2) جايگاه اين بندر در متون عموماً در غرب بندر باستاني سيراف معرفي شده و به عنوان يکي از
نجيرم کجاست ؟
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي

 

نويسنده: دکتر محمداسماعيل اسمعيلي جلودار (1)




 

چکيده:

يکي از بنادر مهم باستاني خليج فارس که در متون قرون اوليه ي اسلامي به فراواني از آن ياد شده، بندر باستاني « نجيرم (1) است. (2) جايگاه اين بندر در متون عموماً در غرب بندر باستاني سيراف معرفي شده و به عنوان يکي از مراکز بازرگانيِ معتبر از آن نام رفته است. نام اين بندر در نوشته هاي مورخيني چون اصطخري، مقدسي، ابن حوقل، مؤلف ناشناخته ي اشکال العالم، جيهاني، ابن بلخي، ابوالفداء و ديگران ذکر شده و يکي از مقاصد مهم بازرگاني مناطق پس کرانه هاي خليج فارس بوده است که همواره کالاهاي تجاري به آن وارد و يا صادر مي شده است. شواهد باستان شناختي نشان از ارتباط اين بندر با ساير بنادر باستاني خليج فارس در سواحل شمالي و جنوبي آن دارد. در سال 1388 در محل بندر باستاني به نام « بتانه » (3) بررسي باستان شناختي به سرپرستي آقاي حسين توفيقيان صورت گرفت که نگارنده نيز در آن حضور داشت.
نگارنده معتقد است که بندر باشتاني بتانه همان بندر نجيرم است که در متون جغرافيايي و تاريخي از آن نام برده شده است. در مقاله ي حاضر اين فرضيه به بحث گذاشته شده است. دراين مقاله متون نوشتاري صدر اسلام به همراه مدارک باستان شناختي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و شواهد مربوط به آن بيان گشته است.

واژگان کليدي:

بندر نجيرم، بتانه، باستان شناسي اسلامي، متون نوشتاري اسلامي، بررسي باستان شناختي

درآمد

معرفي شهرستان ديّر (4)
( نقشه 1 )
شهرستان ديّر که از نظر وسعت چهارمين شهرستان استان بوشهر محسوب مي شود در فاصله ي 200 کيلومتري جنوب بندر بوشهر واقع شده است. ديّر در 51 درجه و 56 دقيقه طول شرقي و 27 درجه و 50 دقيقه عرض شمالي قرار گرفته است. اين شهرستان از شمال به شهرستان دشتي و تنگستان، از شرق به شهرستان کنگان و جم، از طرف مغرب و جنوبي به خليج فارس محدود مي شود. شهرستان ديّر بيشتر در منطقه ي جلگه اي ساحل قرار دارد. امتداد رشته کوه هاي زاگرس در آن از شمال شرق به سمت جنوب غربي است که هرچه پيش مي رود، عرض آن کاهش مي يابد. ناحيه کوهستاني اين شهرستان در محدوده ي مرزي استان فارس و شهرستان هاي دشتي و کنگان و جم قرار داشته و اکثر آبادي هاي اين شهرستان در ناحيه جلگه اي قرار دارند.
متوسط ميزان بارندگي آن 250 ميلي متر در سال است. رودخانه هاي آن اکثراً فصلي بوده و در بيشتر طول سال خشکند. آب اين رودخانه ها به خليج فارس مي ريزد. بيشتر آب هاي زيرزمينيِ آن شور و غيرقابل شرب است. آبهاي شيرين فقط در منطقه ي دوراهک و آبدان قرار دارند. طول نوار ساحلي شهرستان ديّر بالغ بر 126 کيلومتر است (5).

بندر باستاني بتانه/ نجيرم؟

( تصوير 1 و 2 )
بندر باستاني بتانه در حدود 7 کيلومتري بندر ديّر و در غرب آن واقع شده است. اين بندر نخستين بار توسط دکتر سرفراز و نصرالله ابراهيمي در سال 1384 شناسايي شد (6). بتانه با توجه به وسعت و موقعيت قرارگيري آن از مهم ترين بنادر باستاني استان بوشهر است. اين بندر در سال 1388 و در طي بررسي باستان شناختي به سرپرستي آقاي حسين توفيقيان که نگارنده نيز در آن حضور داشت، مورد بررسي قرار گرفت.

موقعيت جغرافيايي

بندر نجيرم از مهمترين بنادر سواحل شمالي خليج فارس است که محل دقيق آن تاکنون مشخص نشده است. اين بندر در نوشته هاي متون به همراه شهر « جم »، منبر (7) سيراف بوده است. اصطخري فاصله ي آن را تا سيراف دوازده فرسنگ ياد کرده است. شوارتس با توجه به اين اشاره محل آن را حوالي ديّر حدس زده است (8). وي سپس به توصيفات مقدسي و ياقوت از اين بندر مي پردازد. اصطخري، سيراف را در شرق نجيرم معرفي کرده است (9). ابن بلخي در سال 500 هـ.ق اين بندر را در باختر سيراف مي داند (10).

پيشينه ي مطالعات تاريخي

همانگونه که اشاره شد در طي بررسي باستان شناختي انجام شده در محدوده ي بندر امروزي ديّر و در نزديکي آن، در محدوده ي بتانه، بندري باستاني شناسايي گرديد که احتمال اينکه اين مکان همان بندر باستاني نجيرم باشد را نشان داد. جهت آگاهي بهتر از اين موضوع در ادامه به گفتار مورخين صدر اسلام خواهيم پرداخت.
بيشتر مورخين، فارس را به دو منطقه ي سردسير و گرمسير تقسيم کرده اند که منطقه ي گرمسير در جنوب و سردسير در شمال آن واقع است. در اين تقسيم بندي نجيرم در بخش گرمسيري آن واقع است (11).
بزرگ بن شهريار رامهرمزي ( ناخداي رامهرمزي ) در کتاب عجايب الهند برّه و بحره و جزايره که آن را در حدود سال 342 هـ.ق تاليف کرده و نام 37 دريانورد ايراني را ذکر کرده است، از نام آوران نجيرمي، به شخصي اشاره نموده به نام ابومحمدبن عمربن حمويه بن حرم بن حمويه نجيرمي ( سيرافي ) که در سال 288 هـ.ق در بندر منصوره از بنادر غربي هند به امر تجارت مشغول بوده است (12).
ابواسحاق ابراهيم بن محمد الفارسي الاصطخري از مردم استخر فارس معروف به الکرخي، جغرافي دان مسلمان ( وفات: 346 هـ.ق ) در کتاب مسالک و الممالک خود که بر اساس کتاب صورالاقاليم اثر ابوزيد بلخي است، در ذکر بنادر سواحل خليج فارس پس از مهروبان و سينيز و جنابه، از نجيرم در کناره ي دريا ياد کرده و سيف (13) را ميان جنابه تا نجيرم ثبت کرده و سيراف را در شرق نجيرم معرفي مي کند (14). او نجيرم را داراي منبر و جزء سيراف و هم رديف با جم معرفي مي کند (15). همو فاصله ي بين شيراز تا نجيرم را دوازده فرسنگ ثبت کرده است و اين شهر را جزء اقليم گرمسير دانسته است (16).
همچنين در حدودالعالم من المشرق الي المغرب کهـ.قديمي ترين کتاب جغرافيا به زبان فارسي است و در سال 372 هـ.ق نگارش يافته، نجيرم شهري است بر کران دريا که جاي بازرگانان است (17).
شمس الدين ابوعبدالله محمدبن احمدبن ابوبکر شامي مقدسي معروف به بشاري، جغرافي دان جهانگرد عرب ( 336- حدود 380 يا 391 هـ.ق )، در احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم که آن را به سال 375 هـ.ق به پايان رسانده، نجيرم را از شهرهاي کوره ي اردشيرخوره در سمت دريا معرفي مي کند (18). وي در معرفي اين بندر مي نويسد: « نجيرم نيز کنار درياست، دو جامع دارد که صحن يکي از سنگ تراشيده شده است. بازاري نزديک در بيرون شهر دارد. از چاه و برکه ها مي آشامند که از باران انباشته شده است » (19). وي اين بندر را جرء ولايات گرمسير معرفي مي کند (20).
ابولقاسم محمدبن حوقل، جهانگرد و جغرافيادان عرب، در کتاب صوره الارض که آن را در سال 367 هـ.ق به پايان رسانده، اشاره مي کند که در ميان توج و نجيرم، مصب رودي است که شهرهاي ملجان و کماج در طرف چپ آن قرار دارند؛ و نيز در طرف چپ نجيرم مصب رودي است که از درياچه ي سکان مي آيد و در طرف راست اين رود شهرهاي کهرجان و نابند واقع است... (21). وي سيراف را داراي دو منبر به نام هاي نجيرم و جم معرفي مي کند (22). ابن حوقل فاصله ي سيراف تا نجيرم را دوازده فرسخ ثبت کرده است و نجيرم را جزء نواحي گرمسير معرفي مي کند (23).
جيهاني هم در اشکال العالم در ذيل مسافت بين شهرهاي بزرگ فارس، فاصله ي شيراز تا نجيرم را هفتاد فرسخ ياد کرده است (24).
ابن بلخي در فارسنامه که آن را در حدود 500 هـ.ق به فارسي تأليف کرده است، اشاره مي کند کهـ.قسمت هاي اردشيرخوره را « سيف » يعني کناره مي گفتند. ايالت مزبور در ساحل خليج فارس سه سيف داشت که همه ي آنها در منطقه ي گرمسير واقع بود: يکي سيف عماره در غرب جزيره ي قيس و ديگر سيف زهير در ساحل جنوبي ايراهستان و حوالي سيراف و بالاخره سيف مظفر در شمال نجيرم. دو لنگرگاه ساحلي عمده ي « سيف زهير »، سيراف و نابند بوده اند. اين ناحيه تا نجيرم، واقع در آن طرف دهانه ي رود سکان امتداد داشت و آن طرف اين ناحيه، به طرف داخل، ناحيه ايراهستان واقع بود (25). وي در ادامه، اين بندر را، بندري کم اهميت و در باختر سيراف آن طرف دهانه ي رود سکان، در اول سيف مظفر معرفي مي نمايد و امتداد سيف مظفر را تا جنابه واقع در ارّجان دانسته است (26).
ابن بلخي فاصله ي بين شيراز تا نجيرم را شصت و پنج فرسنگ ثبت کرده است (27). وي در توصيف راه هاي فارس اشاره به راهي دارد که از غرب به سمت ساحل مي رفته است. اين راه بخش بالايي راه کنوني شيراز به بوشهر را طي مي کرده، بدينگونه که از کازرون و دريز گذشته به توج که شهر مهم تجاري قرن چهارم بود رسيده و از آنجا به بندر جنابه مي رفت. در فارسنامه ي ابن بلخي راه مهم ديگري غير از اين راه ذکر گرديده که از اراضي ماصرم گذشته به جره از آنجا پس از عبور از غندجان به توج مي رفت. در غندجان راهي از اين جاده جدا گرديده در جهت جنوب به نجيرم که به مسافت اندکي در مغرب سيراف بود مي رسيد (28).
ابوالفداء هم در اوايل قرن هشتم هجري، بندر نجيرم را از اقليم دوم و جزو شهرهاي فارس ثبت کرده است و در باب آن مي نويسد: « در اللباب آمده است که: نجيرم محله اي است در بصره و از آن جماعتي از علما برخاسته اند و در اللباب همچنين آمده است ولي من در کتاب الاطوال ديده ام که نجيرم شهري است از فارس لکن در آن تحقيق نکرده ام (29).
شهرها و مسافت هاي بين آنها از شيراز تا نجيرم طبق گفته ي ابن بلخي در سال 500 هـ.ق به شرح زير بوده است:
« از شيراز تا نجيرم شصت و پنج فرسنگ:

1. منزل اول: ماصرم ( هفت فرسنگ )
2. منزل دوم: رودبال ستّجان ( شش فرسنگ ).
3. منزل سوم: جرّه ( سه فرسنگ ).
4. منزل چهارم: غندجان ( چهار فرسنگ ).
5. منزل پنجم: بوشتگان ( هفت فرسنگ ).
6. منزل ششم: بوشکانات ( پنج فرسنگ ).
7. منزل هفتم: ديه شنانا ( ده فرسنگ ).
8. منزل هشتم: ماندستان ( هشت فرسنگ ).
9. منزل نهم: آخرماندستان ( هفت فرسنگ ).
10. منزل دهم، نجيرم ( هشت فرسنگ ). » (30)

توصيفات جغرافي دانان ياد شده از بندر نجيرم و فاصله و راه هاي ذکر شده براي آن با ساير بنادر، احتمال واقع شدن اين بندر در حوالي بندر ديّر کنوني را- چنانکه شوارتس نيز اشاره به جستجوي آن در اين حوالي کرده است- افزايش مي دهد. اين ويژگي هاي با خصوصيات بندر نويافته ي بتانه در هفت کيلومتري غرب بندر ديّر که نخستين بار طي بررسي آقايان علي اکبر سرفراز و نصرالله ابراهيمي شناسايي شده بود، همخواني دارد. شواهدي باستان شناختي به دست آمده از بندر بتانه، نشان از وجود بندري معتبر و آباد در قرون اوليه ي اسلامي دارد. در ادامه اين بندر مهم از منظر باستان شناختي توصيف مي شود.

بندر باستاني بتانه يا بتونه ( Battaneh ) / بندر نجيرم

( نقشه 2 و 3 )
بقاياي باستاني بندري به طور تقريبي دو کيلومتر و با فاصله حدود هفت کيلومتري از بندر ديّر قرار دارد که بوميان آن را « بتانه » يا « بتونه » مي نامند. اين منطقه امروزه جزء شهرستان ديّر، بخش مرکزي و نزديک ترين روستا بدان « بي بي خاتي » است.

پيشينه پژوهشي

اين بندر نخستين بار توسط دکتر علي اکبر سرفراز و نصر الله ابراهيمي در طي برنامه بررسي باستان شناختي شهرستان کنگان شناسايي شد (31). در بررسي باستان شناختي اي که نگارنده به همراه آقاي حسين توفيقيان در سال 1388 تحت عنوان « بررسي و شناسايي باستان شناختي بنادر باستاني سواحل خليج فارس در استان بوشهر » انجام داد با راهنمايي آقاي نصر الله ابراهيمي، از باستان شناسان مجرب استان بوشهر از اين بندر بازديد به عمل آمد که پس از انجام مطالعات اوليه، حدس زده مي شود اين مکان همان بندر باستاني نجيرم باشد.

آسيب شناسي

( تصوير 4 )
عوامل انساني نقش به سزايي در تخريب و مضطرب تمودن محوطه داشته است. به طوري که امروزه جز کوپه هاي خاک چيزي ديده نمي شود. در اين اواخر نيز به وسيله تراکتور در بخش هايي از محوطه براي کشاورزي شخم زده شده است. همچنين با پي کني هاي صورت گرفته و پيگردي بناها، از سنگ هاي آن براي احداث ساخت و سازهاي مسکوني مجاور آن برداشت شده که صدمات جبران ناپذيري به اين محوطه وارد شده است. بعضاً مشاهده مي شود که تنها کف خانه ها باقي مانده است. بخش اعظم محوطه به وسيله ي لودر تسطيح شده و زمين ها به صورت بند خاکي تقسيم بندي شده است که در خاک هاي دپو شدهـ.قطعات فراواني سفال و ديگر يافته هاي سطحي به خوبي ديده مي شود. بخش ديگر محوطه نيز به عنوان قبرستان استفاده شده که وسعت زيادي دارد. در بخش جنوب شرقي نيز دخل و تصرفي صورت گرفته و بخشي از حريم محوطه توسط يک شرکت مهندسي ساخت بتون هاي آماده حصارکشي و ساخت و ساز شده است. عوامل طبيعي نيز در تخريب اين اثر نقش داشته که مي توان به خور « بي بي خاتي » که دقيقاً از وسط محوطه عبور مي کند، اشاره نمود. اين خودر در هنگام جزر و مد دريا و نفوذ آب باعث فرسايش بخش هايي از محوطه شده است که آثار تخريب معماري در حاشيه ي خور به وضوح ديده مي شود. باران هاي سيل آسا نيز در فرسايش اين محوطه نقش داشته که در جبهه ي شرقي محوطه آبراهه هايي در سطح محوطه ايجاد شده که در آن، لايه هاي معماري به خوبي ديده مي شود.

توصيف محوطه

محوطه ي بتانه يا بتونه در جبهه ي جنوبي جاده ي ساحلي ارتباطي بوشهر به ديّر واقع شده و تا مرکز شهر دير حدود هفت کيلومتر فاصله دارد. اين محوطه از شرق به زمين هاي تصرف شده توسط شرکت هاي عمراني بنادر مدرن و روستاي اولي ( Oli ) شمالي و جنوبي ختم شده، از سمت جنوب و جنوب غربي به سواحل خليج فارس، از شمال به کوه هاي کم ارتفاع رسوبي و جاده ي ارتباطي ساحلي بوشهر به شهر ديّر، از شمال غرب به روستاهاي بي بي خاتي و جبراني و از سمت غرب نيز به کارگاه کشتي سازي محدود مي گردد. طول اين محوطه در جهت غربي- شرقي در حدود 2/5 کيلومتر و ميانگين عرض شمالي- جنوبي آن در بين 400 تا حدود يک کيلومتر و ميانگين عرض آن 500 متر است.
محوطه ي بتانه را از جبهه ي جنوبي که تقريبا از روبروي روستاي بي بي خاتي شروع مي گردد، مي توان به سهـ.قسمت تقسيم نمود: 1) بخش اول در جبهه غربي خور بي بي خاتي که تقريباً به ابعاد 500 × 700 متر مي باشد. 2) بخش دوم از جبهه ي شرقي خور بي بي خاتي شروع مي شود تا گوشه جنوب شرقي محدوده ي امامزاده که بعد از حصار به سمت شرق تا صخره هاي طبيعي ادامه دارد. 3) بخش سوم نيز از گوشه ي شرقي صخره هاي طبيعي به سمت جنوب تا فنس شرکت پرليت و درجهت شمال تا سوله ي مرغداري قديمي و متروکه ادامه دارد. در جهت شرقي نيز تا نزديک فنس شرکت متانول ادامه دارد. در بخش شرقي محوطه، تپه ي مرتفع و بلندي ديده مي شود که معروف به تل اشرفي ( Talle Ashrefi ) است. همچنين تپه ها و عارضه هاي تاريخي نيز قابل مشاهده مي باشد. با بررسي و پيمايشي که صورت گرفت محدوده اين محوطه تقريباً از روستاي بي بي خاتي شروع مي شود که تپه ها و اتلال زيادي به صورت گسترده و به هم پيوسته همراه بقاياي معماري و مواد فرهنگي بر روي سطح آن مشاهده مي گردد.
متأسفانه به دليل دخل و تصرفات عمده اي که در اين محوطه صورت گرفته، بقاياي اندکي از معماري آن باقي مانده است. عناصر معماري باقي مانده، بخش هايي از ديواره و کف بناها است. به دليل اينکه در سال هاي اخير اهالي روستاي همجوار اين محوطه با پي کني اتلال و تخريب بناهاي موجود و جداسازي سنگ هاي آن براي احداث ساخت و سازهاي مسکوني اقدام کرده اند، امروزه تنها بخشي از جرزهاي ديوار و در ساير بخش هاي ديگر نيز تنها کف بناها باقي مانده است. در بخشي از محوطه، در حاشيه ي خور و بخش شمال شرقي محوطه، توده ي حجيمي از خاکستر ديده شد که احتمالاً کارگاه يا کوره اي سفال پزي بوده است. در اين توده ي حجيمي از خاکستر، مواد فرهنگي زيادي از قبيل سفال، شيشه و حتي جوش کورهـ.قابل مشاهده است. در بخش شرقي خور بي بي خاتي و حاشيه ي آن آثار معماري به وضوح قابل تشخيص است. خور بي بي خاتي در حدود بيست متر عرض دارد که در هنگام مد آبِ دريا تا جاده ي آسفالته را در بر مي گيرد. آثار معماري جبهه ي شرقي خور و حاشيه ي آن بخشي از يک بناي عظيم است که از مصالح سنگ و گچ بنا تشکيل شده و احتمال داده مي شود بقاياي يک مسجد باشد. در همين محدوده، قطعه سنگي مدور که احتمالاً مربوط به پايه ي ستون باشد نيز ديده مي شود که بر اثر خاک برداري و تسطيح سطح محوطه، قطعه سنگي مدور که احتمالاً مربوط به پايه ي ستون باشد نيز ديده مي شود. که بر اثر خاک برداري و تسطيح سطح محوطه نمايان شده است. در بخش شمالي اين اثر آثار مربوط به کف بناها مشاهده مي گرددکه در آن سه دوره ي متوالي کف سازي قابل مشاهده است. همچنين در همين قسمت سازه بيضي شکل از مصالح سنگ و گچ ديده مي شود که احتمالاً آب انبار بوده و از خاک انباشته شده است. در بخش شرقي خور به طرف امامزاده، خاکبرداري و تسطيح زيادي صورت گرفته که بقاياي معماري و مواد فرهنگي اعم از تکه هاي سفال، شيشه و اجزاء معماري مثل گچ و سنگ نيز ديده مي شود. در جبهه ي شمال غربي ديوارهـ.قبرستان توده عظيم خاکستر ديده مي شود که احتمالاً محل کوره يا کارگاهي بوده است.
تراکم و گستردگي آثار تا دامنه ي تپه اي که بناي امامزاده بر روي آن احداث شده ادامه دارد. بخش ديگر نيز در محدوده اي که حصار بلوکي قبرستان را محصور نموده، گسترش داشته که مواد فرهنگي اندکي بر سطح آن ديده مي شود. در کنار امامزاده صخره هاي طبيعي ديده مي شود که آثار دستکند مثل پلکان هاي صخره اي، در همان قسمت زير آب انبارهاي روبازي که از سنگ و ساروج ساخته شده وجود دارد. در بخش شرقي حصار قبرستان و در دامنه ي صخره هاي طبيعي نيز ادامه ي محوطه وجود دارد که به علت شخم زدن به وسيله تراکتور و برداشت سنگ هاي مربوط به بناهاي آن، به صورت کوپه هاي خاکي درآمده است.
در بخش شرقي اين بندر محوطه ي ديگري که به طول 100 متر امتداد يافته است، قرار دارد که فاقد آثار معماري و مواد فرهنگي است. اين محوطه با نام بتانه ي 2 ثبت گرديد. در گوشه ي شرقي صخره هاي طبيعي و بر روي آنها، بقاياي سه بناي برج مانند قرار دارد که احتمالاً با توجه به شکل آنها، برج خاموشان (32) است. بر اين سطح بقاياي معماري و مواد فرهنگي ديده مي شود که از جنوب به فنس شرکت بتون سازي بنادر مدرن، از شمال به سوله ي مرغداري قديمي و متروکه و از شرق تا نزديکي فنس شرکت متانول ادامه مي يابد. در اين بخش از محوطه، بقاياي آثار معماري با ديواره هاي سنگي و کف هاي گچي ديده مي شود که بخش هاي زيادي از آن به دليل خاکبرداري و تسطيح از بين رفته است. گوشه ي جنوب شرقي محوطه و تقريباً چسبيده به فنس شرکت بتون سازي، تپه اي بلند به ارتفاع بيش از 15 متر از سطح زمين هاي اطراف و به طول شمالي- جنوبي 30 متر و عرض شرقي- غربي 50 متر به چشم مي خورد که شايد بلندترين تپه اي باشد که در اين محوطه وجود دارد. اين تپه داراي بستري طبيعي است که بر روي آن سازه هاي معماري به چشم مي خورد. در دامنه ي اين تپه، به ويژه در بخش غربي و شمالي، توده هاي عظيمي از خاکستر ديده مي شود که بخش زيادي از آن خاکبرداري و تسطيح شده است. درميان اين توده، تکه هاي سفال فراواني ( به طور متوسط بيش از 50 تکه در هر متر مربع ) در طيف هاي گوناگون، سفال هاي دفرمه شده، جوش کوره و همچنين خشت هاي پخته شده ديده مي شود که به احتمال بسيار زياد مربوط به کوره است. در اين بخش اگر گمانه زني انجام شود، آثار مهمي از بقاياي کوره هاي سفال پزي به دست خواهد آمد. در مجموع در سه تا چهار نقطه ي اين محوطه توده هاي عظيم خاکستر مشاهده مي شود که گمان مي رود محل کوره هاي پخت سفال بوده باشد. بقاياي معماري و مواد فرهنگي پراکنده در سطح محوطهـ.قابل مقايسه با بندر تاريخي سيراف، نايبند، ماهرويان و بندر ريشهر است.

يافته هاي سطحي

( شکل و جدول کاتالوگ 1 تا 3 )
بقاياي معماري با مصالح سنگ و گچ، همچنين پاره آجر و آجرهاي کامل زرد رنگ به ابعاد 20×20 سانتي متر بر روي سطح محوطه ديده مي شود. تزئينات معماري شامل گچبري با تزئينات دندانه موشي، گل و بوته و نقوش اسليمي و هندسي نيز به صورت پراکنده در سطح محوطه مشاهده مي گردد. بيشترين يافته هاي سطحي اين محوطه را تکه هاي سفال در طيف هاي گوناگون تشکيل مي دهند؛ سفال هايي با پوششي نخودي رنگ، نارنجي، خاکستري، سياه که بدون لعاب هاي قليايي بوده و به هر دو صورت ساده و نقش دار هستند. سفال هاي نقش دار شامل نقوش کنده مي باشد که بر روي سطح بدنه ظروف ايجاد شده است. اين نقوش به صورت خطوط موازي و زيگزاگ و به طور کلي مي توان گفت خطوط هندسي هستند. همچنين نقوش کنده اي شبيه به برگ بر روي بدنه ي ظروف نقش شده است. نمونه هاي اين گونه سفال ها در بيشتر محوطه هاي استان ديده شده است. سفالهاي لعابدار در طيف هاي گوناگون ديده شده است که داراي پوشش سبز، آبي، فيروزه اي، شيري رنگ و همچنين سفال هايي با لعاب پاشيده نيز مشاهده شده است. اين نوع سفال ها يا بدون نقش هستند يا نقش دار، سفال هاي نقش دار نقوش کنده ي زير لعاب يا برجسته و افزوده دارند. نمونه ي چنين سفالهايي در محوطه هاي مهم اواخر ساساني و صدر اسلام در استان بالاخص در محوطه هايي که در حاشيه ي خليج فارس قرار دارند، ديده شده است. تکه هاي ظروف « سلادن » ( نوعي ظرف وارداتي چيني در خليج فارس که از خمير شيشه ساخته مي شود ) نيز بخشي از ظروف سفالي اين محوطه مي باشد که پراکندگي آن در سطح محوطه ديده شده است. قطعات ظروف سنگي که از جنس سنگ هاي سفيد مايل به شيري نيز از يافته هاي سطحي در اين محوطه است. همچنين قطعات بسيار ظريف شيشه در رنگ هاي مختلف در سطح محوطه يافت شده است که در رنگ هاي مختلف شامل سبز، سياه، لاجوردي و ... هستند. اجزاء معماري شامل آجر، سنگ و ملاط گچ و گچبري هاي تزيني در سطح محوطه نيز به وفور ديده مي شود. همچنين جوش کوره مربوط به کوره هاي سفال پزي نيز در بخش هايي از محوطه مشاهده گرديده است.

برآمد:

مطالعات انجام شده بر روي متون اصلي صدر اسلام و نوشته هاي مورخان و محققاني چون اصطخري، مقدسي، جيهاني، ابن حوقل، مؤلف نامعلوم اشکال العالم، و مورخاني چون ابن بلخي و ابوالفداء نشان مي دهد که بندري مهم و بزرگ در غرب بندر سيراف و با فاصله ي چند ده فرسخي از آن وجود داشته که « نجيرم » ناميده مي شده است.نجيرم به عنوان بندر واسط، کار انتقال کالا ( صادرات و واردات ) به ساير بنادر خليج فارس نظير سيراف و کيش و قشم در شرق، بوشهر و گناوه و سينيز و ماهرويان و بصره در غرب و شهرها و مراکز اصلي در پس کرانه هاي خليج فارس نظير شيراز و کازرون و فيروزآباد از يک سو و ساير بنادر باستاني سواحل شمالي خليج فارس نظير « اِد دور »، « المَطَف » ( جُلفار )، « فَيلکه »، « رأس الخيمه »، بنادر باستاني درياي عمان نظير « صوحار » و « بنبهور »، بنادر اقيانوس هند نظير « مانتايي » و ديگر بنادر باستاني شرقي افريقا مانند « شانگا » و « ماندا » را انجام مي داده است. بازنگري در مطالعات باستان شناسي انجام شده و مطالعه ي تطبيقي انجام گرفته نشان از تطابق موقعيت بندر باستاني « بتانه » در نزديک بندر ديّر با بندر باستان نجيرم دارد. گاهنگاري انجام شده بر روي سفال هاي شاخص به دست آمده از اين بندر شامل سفال هاي اسگرافياتو، سفال با لعاب ساده تک رنگ، ظروف سفالي شاخص تجارتي شامل ظروف وارداتي چيني ( سلادن و پروسيلين يا سفال با خمير چيني )، سفال با لعاب سبز آبي (33) نشان از حيات اين بندر در اواخر دوره ساساني و به ويژه صدر اسلام ( قرون يک تا پنج هجري قمري ) دارد. شواهد باستان شناختي شامل به دست آمدن سفال هاي شاخص تجاري، بقاياي معماري شامل تطبيق وجود مسجدي در دل کوه در نجيرم با بقاياي معماري به دست آمده از اين بندر، تطبيق فاصله ي اين بندر تا سيراف با آنچه که در متون گفته شده است، همگي شواهدي است بر اينکه اين بندر مي تواند جايگاه همان بندر باستاني نجيرم بوده باشد.
از جمله نتايج به دست آمده از مطالعات باستان شناسي در بندر بتانه يا نجيرم، مرکزيت اين بندر در توليد يکي از شاخص ترين سفال هاي تجاري منطقه ي خليج فارس تا اقيانوس هند و شرق افريقا و درياي عمان مي باشد، چرا که بقاياي کوره هاي توليد اين گونه سفال به همراه سفال دفرمه شده ي آن و جوش کوره در طي بررسي انجام شده شناسايي گرديد. پيش از اين درک کنت و ديگر محققان مرکز توليد اين نوع سفال را عراق مي دانسته اند (34).

تقدير و تشکر:

انجام تحقيق حاضر بدون همياري و همکاري اعضاء تيم بررسي باستان شناسي به ويژه سرپرست هيئت باستان شناختي « برنامه بررسي بنادر باستاني استان بوشهر »، جناب آقاي حسين توفيقيان امکان پذير نمي بود که بدين وسيله از ايشان و اعضاء گروه، آقايان بهنام قنبري، حمزه کريمي، حامد ذيفر، سعيد ذوالفدر، خانم زهبري ( طراح سفال )، خانم فرشته نظري و بويژه نصر الله ابراهيمي، نماينده ي سازمان ميراث فرهنگي استان بوشهر و خانم سميه اسماعيلي ( ترسيم کننده ي نقشه هاي GIS ) صميمانهـ.قدرداني مي گردد. از اساتيد محترم، دکتر هايده لاله، دکتر محمدباقر وثوقي، دکتر فاضلي نشلي، جناب آقاي علي اکبر سرفراز، دکتر احمد دشتي، رييس سازمان ميراث فرهنگي استان بوشهر و معاون محترم حفظ و احياء وقت ايشان جناب آقاي مهندس ذاکري به جهت همياري و همفکريهايشان کمال امتنان را دارم.
همچنين از دوستان خوبم آقايان کوروش روستايي و عليرضا خسروزاده به واسطه همفکريهايشان قدرداني مي کنم.
کتابنامه :
1. ابن بلخي: فارسنامه ( بر اساس متن مصحح لسترنج و نيکلسن )، توضيح و تحشيه از منصور رستگار فسايي، شيراز، بنياد فارس شناسي، 1374.
2. ابن حوقل: صوره الارض، ترجمه ي دکتر جعفر شعار، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، 1345 ( ابن حوقل: صوره الارض، منشورات دار مکتبه الحياه، بيروت، بي تا ).
3. ابن رسته، احمد بن عمر: الاعلاق النفسيه، ترجمه و تعليقات دکتر حسين قره چانلو، تهران، انتشارات اميرکبير، 1365.
4. ابوالفداء: تقويم البلدان، ترجمه ي عبدالمحمد آيتي، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، تهران، 1349.
5. اصطخري، ابواسحق ابراهيم: مسالک الممالک، ترجمه ي محمدبن سعيدبن عبدالله تستري به کوشش ايراج افشار، انتشارات موقوفات دکتر محمود افشاريزدي، تهران، 1373؛ و انتشارات صدر، 1927.
6. جيهاني، ابوالقاسم بن احمد: اشکال العالم، ترجمه ي علي بن عبدالسلام کاتب، با مقدمه و تعليقات فيروز منصوري، انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1368.
7. حدود العالم من المشرق الي المغرب، مؤلف نامعلوم، به کوشش منوچهر ستوده، انتشارات کتابخانه طهوري، تهران، 1362.
8. حسيني کازروني، سيد احمد: « از سيراف در فراز و فرود زمان، فرضه ي بهشتي در دروازه جهنم » گفتار پنجم در بوشهر شهر آفتاب و دريا « مجموعه ي 15 مقاله پيرامون بوشهر و برخي از بنادر و جزاير خليج فارس »، انتشارات ليان، تهران، 1384.
9. سرفراز، علي اکبر: بررسي و شناسايي باستان شناختي بندر کنگان؛ پژوهشکده باستان شناسي ميراث فرهنگي، تهران، 1383.
10. __ . بررسي و شناسايي آثار باستان شناختي منطقه پشتکوه دشتستان، پژوهشکده باستان شناسي ميراث فرهنگي، تهران، 1383.
11. __ . بررسي و شناسايي آثار باستاني دير، پژوهشکده باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي، تهران، 1384.
12. شوارتس، پاول: جغرافياي تاريخي فارس، ترجمه کيکاووس جهانداري، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1382.
13. شهريار رامهرمزي، ناخدا بزرگ: عجايب هند، ترجمه ي محمد ملک زاده، تهران، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، 1348.
14. قدامه بن جعفر، ابوالفرج: کتاب الخراج، ترجمه و تحقيق دکتر حسين قره چانلو، تهران، نشر البرز، 1370.
15. لسترنج، گاي: جغرافياي تاريخي سرزمين هايي خلافت شرقي، ترجمه ي محمود عرفان، تهران، چاپ نخست؛ بنگاه ترجمه و نشر آثار، 1337؛ چاپ هشتم: انتشارات علمي و فرهنگي، 1383.
16. مقدسي، ابوعبدالله محمد بن احمد: احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم، ترجمه ي دکتر علي نقي منزوي، چاپ کاويان، ج اول، اسفند 1361، چاپ دوم: انتشارات کومش، 1385.

پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
نقشه 1: موقعیت جغرافیایی بندر دیّر در استان بوشهر
(نقشه از آقای مهدی رهبر)
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
تصویر 1: عکس هوایی از بندر بتانه / نجیرم (عکس از گوگل)
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
تصویر 2: عکس هوایی از بندر باستانی بتانه / نجیرم به همراه خور آن.
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
تصویر 3: بقایای معماری در کنار خور اصلی بندر بتانه / نجیرم
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
تصویر 4: پشته های خاکی که بر اثر تسطیح بافت شهر بتانه / نجیرم شکل گرفته است
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
تصویر 5: محوطه ی باستانی بندر بتانه / نجیرم به همراه نمایی از امامزاده
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
تصویر 6: بقایای خاکستر به همراه سفال های دفرمه شده مربوط به کوره ی سفالی در بتانه / نجیرم
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
تصویر 7: نمونه سفال دفرمه شده به دست آمده از محوطه بتانه / نجیرم
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
تصویر 8: تکه سفال های لعابدار فیروزه ای نوع Turquoise Glaze (راست). (گستره ی این سفال تمام سواحل و بنادر خلیج فارس، دریای عمان، شرق آفریقا و اقیانوس هند است.) و سفال های شاخص محوطه بتانه / نجیرم ( چپ ).
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
نقشه 2: جانمایی بندر بتانه / نجیرم در محیط GIS ( ترسیم سمیه اسماعیلی )
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
نقشه 3: جانمایی بندر بتانه و خور ان در نقشه GIS ( ترسیم سمیه اسماعیلی )
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
کاتالوگ شکل 2: عکس و طرح سفال های شاخص تجارتی سلادن و پروسیلین (چینی) به دست آمده از بندر بتانه / نجیرم
پيشنهادي براي تعيين جايگاه بندر باستاني نجيرم بر اساس متون نوشتاري صدر اسلام و مطالعات باستان شناختي
کاتالوگ شکل 3: عکس و طرح سفال های لعابدار فیروزه ای (نوع Turquoise Glaze)

جدول کاتالوگ 1- (اسگرافیاتو)

ردیف

توصیف

1

چرخ ساز ماسه نخودی کافی

2

چرخ ساز ماسه نخودی کافی

3

چرخ ساز ماسه نرم قهوه ای تیره کافی

4

چرخ ساز ماسه نرم قهوه ای کافی


جدول کاتالوگ 2- (سلادن)

ردیف

توصیف

1

چرخ ساز خمیر چینی سفید خاکستری کافی

2

چرخ ساز خمیر چینی خاکستری کافی

3

چرخ ساز خمیر چینی سفید خاکستری کافی

4

چرخ ساز خمیر چینی خاکستری کافی

5

چرخ ساز خمیر چینی خاکستری کافی

6

چرخ ساز خمیر چینی خاکستری کافی

7

چرخ ساز خمیر چینی خاکستری کافی

8

چرخ ساز خمیر چینی سفید خاکستری کافی


جدول کاتالوگ 3- (سفال با لعاب فیروزه ای گونه (Turquoise Glaze))

ردیف

توصیف

1

چرخ ساز ماسه نخودی کافی

2

چرخ ساز ماسه نرم نخودی کافی

3

چرخ ساز ماسه نخودی کافی

4

چرخ ساز ماسه نرم نخودی قهوه ای کافی

5

چرخ ساز ماسه نخودی کافی

6

چرخ ساز ماسه نخودی کافی

پي‌نوشت‌ها:

1. دکتراي باستان شناسي از دانشگاه تهران با گرايش دوران اسلامي.
2. نجيرم ( Najirom ): جايگاه بندري باستاني در سواحل شمالي خليج فارس و غرب سيراف که محل آن ناشناخته بوده و به ويژه در صدر اسلام مرکز تجارت و بازرگاني بوده است.
3. Batane
4. Dayyer.
5. سرفراز، علي اکبر: بررسي و شناسايي آثار باستاني دير، پژوهشکده باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي، تهران، 1384، ص3 .
6. سرفراز، همانجا.
7. در متون صدر اسلام شهرهاي مهم که داراي مسجد جامع بودند به شهرهاي داراي « جامع » و « منبر » مشهور بودند.
8. شوارتس، پاول: جغرافياي تاريخي فارس، ترجمه کيکاووس جهانداري، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1382، ص 96.
9. اصطخري، ابواسحق ابراهيم: مسالک الممالک، ترجمه ي محمد بن سعيد بن عبدا... تستري به کوشش ايرج افشار، ( مجموعه انتشارات ادبي و تاريخي موقوفات دکتر محمد افشاريزدي، تهران، 1373، ص 40.
10. ابن بلخي: فارسنامه ( بر اساس متن مصحح لسترنج و نيکلسن )، توضيح و تحشيه از منصور رستگار فسايي، شيراز، بنياد فارس شناسي، 1374، ص 417.
11. شوارتس، پيشين، صص 37-36.
12. حسيني کازروني، سيد احمد: « از سيراف در فراز و فرود زمان، فرضه ي بهشتي در دروازه جهنم » گفتار پنجم در بوشهر شهر آفتاب و دريا « مجموعه ي 15 مقاله پيرامون بوشهر و برخي از بنادر و جزاير خليج فارس »، انتشارات ليان، تهران، 1384، ص 119. ( به نقل از: شهريار رامهرمزي، ناخدا بزرگ: عجايب هند، ترجمه ي محمد ملک زاده، تهران، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، 1348، ص82 ).
13. « سيف » يا « سيف کناره » نام منطقه اي است- نه روستا يا شهر يا ديه- که در ساحل خليج فارس قرار گرفته است. احتمالاً همان « شيف » يا « خور شيف » يا « جزيره ي شيف »، واقع در دهستان انگالي و روبروي دماغه ي شمال شرقي بندر بوشهر قرار دارد.
14. اصطخري، پيشين، ص 40.
15. پيشين، ص 95.
16. پيشين، صص 121-120.
17. حدود العالم من المشرق الي المغرب، مؤلف نامعلوم، به کوشش منوچهر ستوده، انتشارات کتابخانه طهوري، تهران، 1362، ص 132.
18. مقدسي، ابوعبدالله محمدبن احمد: احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم، ترجمه دکتر علي نقي منزوي، چاپ کاويان، ج اول، اسفند 1361، چاپ دوم: انتشارات کومش، 1385، ص 631.
19. همان، ص 637.
20. همان، ص 666.
21. ابن حوقل: صوره الارض، ترجمه ي دکتر جعفر شعار، انتشاراد بنياد فرهنگ ايران، 1345 ( ابن حوقل: صوره الارض، منشورات دار مکتبه الحياه، بيروت، بي تا ).
22. همان، ص 37.
23. همان، ص 55.
24. جيهاني، ابوالقاسم بن احمد: اشکال العالم، ترجمه ي علي بن عبدالسلام کاتب، با مقدمه و تعليقات فيروز منصوري، انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1368، ص 119.
25. ابن بلخي، پيشين، صص 416 و 414.
26. همان، ص 417؛ لسترنج، گاي: جغرافياي تاريخي سرزمين هايي خلافت شرقي، ترجمه ي محمود عرفان، تهران، چ1: بنگاه ترجمه و نشر آثار، 1337؛ چ8: انتشارات علمي و فرهنگي، 1383، صص 280-276.
27. ابن بلخي، پيشين، ص 385.
28. همان، صص 460-459.
29. ابوالفداء: تقويم البلدان، ترجمه ي عبدالمحمد آيتي، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، تهران، 1349، صص 373-372.
30. ابن بلخي، پيشين، ص 385.
31. سرفراز، پيشين.
32. به ستيغ تپه ها و کوه ها که محل قرارگيري اموات زرتشتيان در سازه ي معماري مدور و مسطح جهت معدوم شدن پوست و گوشت اموات است. « برج خاموشان » گفته مي شود. به عنوان نمونه مي توان به برج خاموشان واقع در اطراف شهر ري و برج خاموشان اطراف يزد اشاره کرد.
33. Turquoise Glaze.
34. Kennet, Dereck: Sasanian and Islamic pottery from Ras al-khaimah. classification, chornology and Analysis of trade in the Western Indian Ocean. Oxford, BAR Int Ser 1248, 2004.

منبع مقاله :
خيرانديش، عبدالرسول، تبريزنيا، مجتبي؛ ( 1390 )، پژوهشنامه خليج فارس ( دفتر سوم )، تهران: خانه کتاب، چاپ اول



 

 

نسخه چاپی