ایران؛ اسلام انقلابی در قدرت

انقلاب ایران «یکی از بزرگ ترین انفجارات مردمی در تاریخ بشریت» توصیف شده است. در اذهان بسیاری، انقلاب سال 9-1978 ایران نماینده ی بارز اسلام سیاسی یا «بنیادگرایی اسلامی» است. این انقلاب بسیاری از مسائل
ایران؛ اسلام انقلابی در قدرت
 ایران؛ اسلام انقلابی در قدرت

 

نویسنده: جان اسپوزیتو/ جان وال
مترجم: شجاع احمدوند



 

انقلاب ایران «یکی از بزرگ ترین انفجارات مردمی در تاریخ بشریت» (1) توصیف شده است. در اذهان بسیاری، انقلاب سال 9-1978 ایران نماینده ی بارز اسلام سیاسی یا «بنیادگرایی اسلامی» است. این انقلاب بسیاری از مسائل مرتبط با بیداری اسلامی معاصر از قبیل ایمان، فرهنگ، قدرت و سیاست را دربر می گیرد. در انقلاب اسلامی بر مفاهیمی چون هویت، اصالت فرهنگی، مشارکت سیاسی و عدالت اجتماعی، نفی غرب گرایی، استبداد حکومتی، فساد و توزیع نامتوازن ثروت تأکید می شود. ایران امام خمینی مبدل به منبع و کانون ترس از اسلام رادیکال یا انقلابی شد که تهدیدی برای حکومت های جهان اسلام و غرب به حساب می آمد. فریادهای مرگ بر آمریکا به زودی فراموش نخواهند شد؛ و در هیچ دوره ای این صدا خاموش نشد. خیلی ها زمانی که از ماهیت و تهدید «بنیادگرایی اسلامی» در ارتباط با طیفی از مسائل از اسلام و انقلاب گرفته تا اسلام و دموکراسی حرف می زنند، همچنان به ایران در مقام نوعی مرجع یا نمونه اشاره می کنند. (2) هیچ چیزی بیش از هم نشینی دو نماد هویتی و انقلابی ایران یعنی شاه و آیت الله خمینی، نمی تواند انقلاب اسلامی ایران را به صورت سمبلیک نشان دهد. شاهنشاه یا شاه شاهان که اسلاف او لقب «ظل الله فی الارض/ سایه ی خدا بر روی زمین» را برای خود برگزیده بودند، قبل از بازگشت پیروزمندانه ی روح الله یا «روح خدا» پا به فرار گذاشت. (3) دودمان پهلوی اساساً قبل از «انقلاب اسلامی» که وعده ی مشارکت سیاسی وسیع تر، حفاظت از هویت ملی و استقلال و جامعه ای عادلانه تر را داده بود، فروپاشیده بود. جمهوی اسلامی ایران دولتی مدرن بود که شناخت و جایگاه فرهنگی - دینی دقیقی به سنت و هویت ایرانی اعطا کرد.
جمهوری اسلامی ایران هم چنان نماد اصلی اسلام انقلابی باقی مانده است، اما در میانه ی دهه ی 1990، پس از گذشت یک دهه و نیم از حیات آن، تجربه و الگوی ایران یکی از نمونه های مهم مطالعه ی اسلام سیاسی در عرصه ی عمل را فراهم آورد. واضح است که مدل ایران مبین تجربه ی بسیار مهمی از تلاش برای تأسیس یک دولت دینی مدرن است. ساختارهای نوظهور آن، منطبق با الگوهای عملی دموکراسی های موجود در جوامع غربی نیست. نظام سیاسی حاصل از این انقلاب، حکومت مردمی را با اقتدارگرایی به یکدیگر پیوند زد و مشارکت سیاسی آن به گونه ای است که موجب طرح مسائل بسیار مهمی در روابط میان اسلام و دموکراسی شده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. Richard W. Cottam, “Inside Revolutionary Iran”, The middle East Journal 43: 2 (Spring 1989). P. 168.
2. به عنوان نمونه ن .ک.:
Juan R. I. Cole and Nikki R. Keddie, eds., Shiism and Social Protest Relations (New Haven: Yale University Press, 1986), and Martin Kramer, ed., Shiism, Resistance, and Revolution (Boulder, Colo.: Westview 1986).
3. این فصل مبتنی بر مطالعه ای است که با عنوان زیر قبلاً انجام شده است:
“The Iranian Revolution: A Ten Yrar Perspctive”, In John L. Esposito, The Iranian Revolution: Its Global Impct (Miami: Florida International University Press, 1990), chapter 1.

منبع مقاله :
اسپوزیتو، جان ال؛ ( 1392)، جنبش های اسلامی معاصر، دکتر شجاع احمدوند، تهران: نشر نی، چاپ چهارم



 

 

نسخه چاپی