فشار روانی و اضطراب

امروزه بر ارزیابی فرد از حادثه استرس‌آمیز را در واکنشهای استرس مؤثر می‌داند. به این دلیل است که حوادث یکسان در انسانهای مختلف واکنشهای مختلف ایجاد می‌کند. در الگوی X-Y-Z که توسط مؤسسه علوم آکادمی جهانی ارائه شد،
فشار روانی و اضطراب
 فشار روانی و اضطراب

 

نویسنده: حمید رضا آقا محمدیان




 

عوامل یا شرایط فشارزا

امروزه بر ارزیابی فرد از حادثه استرس‌آمیز را در واکنشهای استرس مؤثر می‌داند. به این دلیل است که حوادث یکسان در انسانهای مختلف واکنشهای مختلف ایجاد می‌کند. در الگوی X-Y-Z که توسط مؤسسه علوم آکادمی جهانی ارائه شد، سه عنصر اساسی دراسترس محیطی شناخته شده است:
1) فعال کننده‌ی محیطی (Activator)
2) واکنش به فعال کننده (Reaction.)
3) عواقب ناشی از استرس (Cansequence)

فعال کننده:

فعال کننده می تواند بالقوّه یا بالفعل باشد (بستگی به معنی حادثه دارد). هر حادثه‌ی درونی یا بیرونی که وضعیت فیزیکی یا روان شناختی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. فعال کننده زمانی که باعث واکنش روانی شناختی یا فیزیولوژیک شود، استرسور خواهد بود.

واکنش:

واکنش، می‌تواند فیزیولوژیک و روان شناختی باشد. بسیاری از قسمتهای بدن را درگیر می‌سازد و گذراست.

عارضه:

عارضه، اثر طویل المدت واکنشهاست. این عوارض می‌توانند زیستی، روان شناختی و اجتماعی باشد.
این توالی X-Y-Z انفرادی است و با ارزیابی فرد از حادثه و تواناییهای تطبیقی وی در ارتباط است. واسطه به کیفیات و منش فرد مربوط است. جنبه‌ی اساسی این الگو تعامل پویاست. هر قسمت بر اجزای دیگر اثر دارد.
عوامل فشارزا را به صورتهای مختلفی مطرح کرده‌اند که اهمّ آنها عبارتند از:
1- برخی از مؤلفان عوامل فشارزا را به دو دسته تقسیم نموده‌اند:

عوامل کلی

مشکلات جسمانی، نداشتن پشتوانه‌ی کافی، کار کردن به مدت طولانی، کاهش منزلت اجتماعی، تشریفات و امور غیر ضروری که باعث تأخیر در کارها می‌شوند و غیره.

عوامل اختصاصی

مشخص نبودن نقش فرد به خصوص در محیط کار یا خانواده، تعارض نقشها، انتظارهای غیر واقعی شخص از خود، ناتوانی در تصمیم‌گیری، فقدان تنوع در زندگی، کارهای نیمه تمام و غیره.
2- گروهی از شناخت گرایان عوامل اصلی فشار روانی را به این صورت مطرح کرده‌اند:
عجز یا ناکامی. (1)
تعارض یا کشمکش. (2)
تغییر. (3)
فشار. (4)
و در راستای این عوامل سه خصوصیت را در ارزیابی فرد از وقایع بالقوه فشار زا مهم دانسته‌اند:
1- آشنایی‌ پذیری وقایع (5) و مبارزه (6)
2- کنترل پذیری وقایع (7)
3- پیش بینی پذیری وقایع (8)

فشار روانی و اضطراب

فشار روانی به عنوان یکی از مؤلفه‌های اضطراب در نظر گرفته شده است، لذا جدا کردن اضطراب از فشار روانی کاری مشکل است. در ادبیات روان شناختی نیز این مشکل در سالهای اخیر بیشتر جلوه کرده است. اما یک تفاوت ظریف آن است که فشار روانی بیشتر در ارتباط با عوامل بیرونی به وجود می‌آید و تا حدی از اضطراب هشیارتر است. لذا به دلیل همین نزدیکی، شیوه‌های درمانگری اضطراب درموردفشار روانی هم به کار می‌رود.
گاهی تصور می‌شود فشار روانیِ خفیف تأثیرات ضعیف به دنبال دارد؛ اما باید گفت که این مطلب الزاماً درست نیست، چرا که اگر عملکرد «من» مناسب نباشد و این فشار و عدم تعادل ادامه یابد. شخص دچار اضطراب مزمن خواهد شد. بنابراین، باید تلاش کرد تا بااستفاده از روشهای مناسب به کاهش یا از بین بردن منابع فشار زا یا اضطراب اقدام نمود.

روشهای مقابله با فشار روانی

روان شناسان و روان پزشکان از روشهای مقابله‌ای متفاوتی سخن به میان آورده‌اند که اهمّ آنها بدین شرح است:

رفتار مقابله‌ای متمرکز بر مشکل (9)

در این روش فرد مستقیماً عوامل فشارزا را مورد توجه قرار داده است و برای تغییر آنها وارد عمل می‌شود. چنین شخصی ترجیح می‌دهد از روشهای ذیل جهت تغییر موقعیت استفاده کند:
1- ابتدا برنامه‌ای جهت تغییر مشکل طرح ریزی و سپس طبق آن عمل می‌کند.
2- در برابر عوامل فشار زا مقاومت می‌کند و یا به مبارزه برای تغییر آنها می‌پردازد.
3- سعی می‌کند اطلاعات خود را
درباره‌ی مشکل افزایش دهد.
4- درباره‌ی مشکل و نحوه‌ی حل آن، با همسر و دوستان مشورت می‌کند.

رفتار مقابله‌ای متمرکز بر هیجان (10)

در این روش توجه فرد بیشتر معطوف به تغییر عواطف و احساسات است که برای این منظور از روشهای مقابله‌ای ذیل استفاده می‌شود:
1- به خود اجازه می‌دهد که احساساتش بیرون ریخته شود.
2- احساسات خود را به درون می‌ریزد اما درباره‌ی آن مزاح می‌کند.
3- از خوردن یا سیگار کشیدن استفاده می‌کند.
بنابراین، وقتی فرد احساس کند حادثه قابل کنترل است، به استفاده از روش اولی تمایل پیدا می‌کند، و در غیر این صورت از روش دوم سود می‌جوید.

واکنش تکلیف - جهت یافته (11)

این نوع واکنش شامل تواناییهای شناختی فرد در تلاش برای حل مسأله، تعارض و ارضای نیازهای شخصی است. این واکنشها که جنبه‌ی عملی دارد، ممکن است به صورت حمله (مثبت و منفی)، روی گردانی (بدنی و روانی) و رفتارِ مصالحه باشند.

واکنش من- جهت یافته (12)

این نوع واکنشها شامل استفاده از انواع مکانیزمهای دفاعی می‌باشد.
3- گروهی هم بر استفاده از روشهای مقابله‌ای به صورت یادگیری یک «مهارت» تأکید دارند که چون جنبه‌ی درمانی هم پیدا می‌کند، از جایگاه خاصی برخوردار است. یکی از مهمترین این روشها، درمانگریِ مبتنی بر خود نظم جویی (13) است که هر فرد به طور نظامدار یاد می‌گیرد که چگونه واکنشهای فشارزای خود را بروز داده و آنها را از طریق آرام سازی کنترل کند. در واقع، به این نسخه قدیمی اشاره دارد که «شفا در درون خود شماست»!
درمانگری مبتنی بر خود نظم جویی، خود شامل چند نوع است که اهمّ آنها عبارتند از:
1- روش تنش زدایی (آرام سازی). (14)
2- روش آموزش پس خوراند زیستی. (15)
3- روش آموزش خودزاد. (16)
4- روش مراقبه متعالی. (17)
هر چند روشهای دیگری هم مطرح شده‌اند، لیکن این چهار روش بیشتر مورد استفاده قرار گرفته‌اند و نتایج خود را به اثبات رسانده‌اند که در ادامه به بررسی روش تنش زدایی تدریجی پرداخته خواهد شد.

پی‌نوشت‌ها:

1. Frustration.
2. Conflict.
3. Change.
4. Pressure.
5. Familiarity.
6. Challenge.
7. Controbility.
8. Predictability.
9. Problem - Focused Coping.
10. Emotion- Focused Coping.
11. Task- Oriented.
12. Eqo- Oriented.
13. Self- Regulation Therapy.
14. Relaxation.
15. Biofeedback Training.
16. Self-Autogenic.
17. Trancedental Meditation (T.M.)

منبع مقاله :
آقا محمدیان، حمید رضا، (1389)، آموزش رهایی از اضطراب (آرام سازی غیر دارویی)، مشهد: شرکت به نشر، چاپ پنجم



 

 

نسخه چاپی