ولایت امام حسین (ع) بر تاریخ

سوم شعبان، سالروز میلاد یکی از شایسته ترین بندگان خداوند، یعنی سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) است. میلاد پر نوری که سرآغاز زندگی بزرگ‌مردی است که همگان بر نقش آفرینی هدایت گرانه ایشان، اذعان و اعتراف کرده اند. در این نوشتار به ولایت تاریخی سید الشهدا در طول تاریخ زندگی و بعد از شهادت ایشان اشاره می شود.
ولایت امام حسین (ع) بر تاریخ
سوم شعبان، سالروز میلاد یکی از شایسته ترین بندگان خداوند، یعنی سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) است. میلاد پر نوری که سرآغاز زندگی بزرگ‌مردی است که همگان بر نقش آفرینی هدایت گرانه ایشان، اذعان و اعتراف کرده اند. در این نوشتار به ولایت تاریخی سید الشهدا در طول تاریخ زندگی و بعد از شهادت ایشان اشاره می شود.
 

 محدودیت در ولایت غیر معصومین

مهاتما گاندی، رهبر انقلاب بزرگ هندوستان می گوید: «من زندگی امام حسین (ع) آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام، بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سر مشق امام حسین (ع) پیروی کند»«ولایت» از ریشه «ولی» به معنای سرپرست معنا شده است. البته این واژه معانی دیگری نیز دارد که مد نظر این نوشتار نیست. ولایت به معنای سرپرستی یعنی فردی زمینه رشد فرد دیگر را فراهم آورد و با داشته های خود، فرد متولی (پیروی کننده ) را در مسیر تعالی، یاری نماید. ولایت دارای حدود مختلفی است؛ مثلا یک پدر بر فرزند خود ولایت دارد و به موجب این ولایت می تواند در زندگی فرزند نقش آفرین باشد. فراتر از ولایت پدر می توان به ولایت حاکم اسلامی اشاره کرد. همان گونه که در جای خود اثبات شده است در دوران غیبت فقها، سرپرست جامعه بوده و امکان تاثیر گذاری بر مناسبت ها و روابط مختلف جامعه را دارند. با تامل در دو نمونه پیش گفته مشخص می شود که ولایت های پیش گفته علی رغم برخورداری از اختیارات و امکان اعمال قدرتِ سرپرستی، دارای محدودیت های زیادی نیز هست؛ به عبارت دیگر ولایت یک پدر بر فرزندان خود منحصر بوده و نهایتا در بر ایشان تاثیراتی را بر جای می گذارد؛ و یا ولایت فقیه بر جامعه تحت سرپرسی بوده و معمولا به زمان حیات فقیه منحصر می شود و با گذشت زمان و آمدن افراد جدید، شعاع ولایت آن ها کم و کمتر می شود.
 

ولایت تاریخی ویژگی ولایت معصومین

اما برخی از انسان ها، دارای ولایتی گسترده تر و البته تاثیر گذار ترند که برای مصداق آن می توان به انبیاء و اولیاء الهی اشاره کرد. به عنوان نمونه، نبی اکرم (ص) دارای ولایتی گسترده، عمیق و بسیار فراگیر می باشد. ولایت ایشان نه تنها به خانواده، فامیل و یا امت دوران حضور منحصر نمی شود بلکه شعاع ولایت ایشان، به لحاظ زمانی تا قیامت و به لحاظ مکانی سرتاسر گیتی را روشنی بخشیده و گرما بخش دل های خداجویان شده است. در میان اوصیاء برحق پیامبر(ص)، امام حسین (ع) از جایگاه ویژه ای برخوردار است. قیام تاریخی حضرت اباعبدالله (ع) نقشی بی بدیل در استمرار نهضت هدایت گرانه نبوی داشته و همواره چراغ راهی برای آزادی خواهان و حق طلبان بوده است. از دوران سراسر فساد بنی امیه و سالهای ظلمانی حکومت معاویه بن ابی سفیان و فرزند خبیث وی یزید بن معاویه، مطالب زیادی بر فراز منابر و یا کتاب های و جراید نقل شده است و ذهن مخاطبانِ این نوشتار تا حدودی با شرایط قیام سید الشهداء آشناست. خلاصۀ وضعیت جهان اسلام و آئین پاک و نورانی محمدی در دوران یزید بن معاویه، را می توان در کلام حضرت اباعبدالله (ع) مشاهده کرد. هنگامی که مروان بن حکم به حضرت پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند، امام حسین در کلامی کوتاه فرمودند: «اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ وَعَلَى الاِسْلامِ الْسَّلامُ اِذ قَدْ بُلِیَتِ الامَّةُ بِراعٍ مِثْلَ یَزیدَ، وَلَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ: اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ اَبى سُفیانَ»[1]؛ یعنی در این صـورت باید گفت: انا للّه و انا الیه راجعون و فاتحه اسلام را خواند زیرا امّت اسلام گرفتار چوپانى همانند یزید شده است و من خودم از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که مى فرمود: خـلافت بر آل ابوسـفیان حـرام است.
استمرار حکومت آل ابی سفیان، آنگونه که معاویه و فرزند نحس وی در پیش گرفته بودند یقینا منجر به انحراف دین مبین اسلام و در نهایت خاموشی نور هدایت الهی می شد اما همان گونه که قرآن کریم فرموده است: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»[2] یعنی مى‌ خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا گر چه کافران را ناخوش افتد نور خود را کامل خواهد گردانید. در دوران سرمستی منحرفان بنی امیه، مردی از تبار پاکان و بنده ای از برجسته ترین عباد خداوند، علم قیام برداشت و در مقابل انحرافی که می رفت تا تاریخ را به مسیری دیگر روانه کند، ایستاد و با نثار خون پاک خود، نه تنها مانع گمراهی امت پیامبر (ص) گردید بلکه چراغ راهی شد برای همه انسان های آزاده در طول تاریخ. به قول مرحوم دکتر شریعتی «شگفتا! کدام جهاد و کدام جنگ پیروزی بوده است که دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده وعمیق و بارآور باشد؟ . . . حسین با شهادت «ید بیضاء» کرد، از خون شهیدان «دم مسیحائی » ساخت که کور را بینا می کند و مرده را حیات می بخشد . . . اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، که «شهادت » جنگ نیست، رسالت است; سلاح نیست، پیام است; کلمه ای است که با خون تلفظ می شود»[3]

 

استمرار ولایت امام حسین در تاریخ

حضرت اباعبدلله با حرکت تاریخی خود، موجی در عالم ایجاد کرد که هر روز بر دامنه آن افزوده می شود. قیام های بزرگی که در طول تاریخ با تأسی به قیام سید الشهداء (ع) انجام شده شاهد این مدعی است. امروز همگان حضور میلیونی عاشقان اباعبدالله (ع) در پیاده روری عظیم اربعین را شاهدند. مردمانی دلداده، از فرهنگ ها، قومیت ها و ملیت های مختلف، یکپارچه و یکصدا «لبیک یا حسین» سر می دهند به گونه ای که انگار همین الان ندای سالار آزادی خواهان جهان را می شوند که «هل من ناصرٍ ینصرنی؟»
حضرت امام حسین (ع) نه تنها در دوران زندگی و شهادت خود، مانع از انحراف مکتب نورانی اسلام گردید بلکه در طول تاریخ الهام بخش حق طلبان عالم بوده است. امری که تنها در پرتوی ولایت تاریخی سید الشهداء (ع) قابل تفسیر و تحلیل می باشدامام حسین (ع) نه تنها الگوی مسلمانان در طول تاریخ بوده است بلکه الهام بخش دیگر آزادی خواهان جهان نیز محسوب می شود. ایروینگ، مورخ آمریکایی می نویسد: «در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگ های تفدیده عراق، روح حسین فناناپذیر است؛ ای پهلوان، و ای نمونه شجاعت وای شهسوار من، ای حسین!»[4] مهاتما گاندی، رهبر انقلاب بزرگ هندوستان می گوید: «من زندگی امام حسین (ع) آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام، بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سر مشق امام حسین (ع) پیروی کند» . [5]
حضرت امام حسین (ع) نه تنها در دوران زندگی و شهادت خود، مانع از انحراف مکتب نورانی اسلام گردید بلکه در طول تاریخ الهام بخش حق طلبان عالم بوده است. امری که تنها در پرتوی ولایت تاریخی سید الشهداء (ع) قابل تفسیر و تحلیل می باشد.

[1] . بحارالانوار، ج 44، ص 326

[2] . سوره صف / آیه 8

[3] . امام حسین (ع) و ایران، کورت فریشلر ترجمه ذبیح الله منصوری، ص 444

[4] . درسی که حسین (ع) به انسان ها آموخت، سید عبدالکریم هاشمی نژاد، ص 451

[5] . همان، ص 447

نسخه چاپی