پنج اصل مدیریت منابع انسانی در سیره امام خمینی(ره)

یکی از مهمترین و زیباترین جنبه های زندگی امام خمینی(ره) جلوه های ناب مدیریتی ایشان است، زوایای مدیریتی منابع انسانی امام خمینی(ره) از چنان ظرافت و زیبایی هایی برخوردار است که تمجید و تحسین هر محقق و پژوهشگر مباحث مدیریتی را بر می انگیزد.
پنج اصل مدیریت منابع انسانی در سیره امام خمینی(ره)
یکی از مهمترین و زیباترین جنبه های زندگی امام خمینی(ره) جلوه های ناب مدیریتی ایشان است، زوایای مدیریتی منابع انسانی امام خمینی(ره) از چنان ظرافت و زیبایی هایی برخوردار است که تمجید و تحسین هر محقق و پژوهشگر مباحث مدیریتی را بر می انگیزد. مباحثی که در خود نکات دقیق روانشناسی و انسان شناسی را به همراه دارد.


مفهوم و چیستی مدیریت منابع انسانی

برخی اساتید و محققان علم مدیریت در توضیح و تفسیر این فصل این چنین بیان داشته اند که مدیریت منابع انسانی عبارت است شناسایی، انتخاب، استخدام، آموزش و پرورش نیروی انسانی باضافه حقوق و دستمزد، مزایا و پاداش و همچنین بررسی عملکرد و مهارت ها.[1]


 اصول مدیریت منابع انسانی در سیره امام خمینی(ره)

 
1-شایسته سالاری(گزینش اصلح)
از جمله ویژگی ها و اصول منابع انسانی امام خمینی(ره) توجه خاص به موضوع شایسته سالاری بود، ایشان علاوه بر اینکه خود مقید به رعایت این اصل بود در مناسبات مختلفی همچون انتخابات، خبرگان و مجلس شورای اسلامی را به رعایت این اصل در انتخاب خود دعوت می کردند، امام خمینی (ره) برای انتخاب شخص اصلح معیارهای گوناگونی را مد نظر داشتند، از جمله این معیارها عبارتند از: معیارهای ارزشی؛ همانند: داشتن تقوی، علم، و تقید و تعبد به آموزه های دینی و مذهبی. معیارهای اجتماعی؛ مقبولیت مردمی، ساده زیستی و مردمی بودن، و عدم وابستگی به جریان های غیر انقلابی و معاند. معیارهای تخصصی؛ از جمله داشتن مدیریت و فراست و مهارت لازم برای کاری که می خواهد انجام دهد.

2-اصل کادر سازی و تربیت نیروی متعهد و متخصص
یکی دیگر از جلوه های زیبای مدیریت منابع انسانی در سبک زندگی امام خمینی(ره) این بود که ایشان قائل به کادر سازی در نظام اسلامی بودند، کادر سازی که به مراتب از عضو گیری و عضو گزینی مهمتر و با ارزش تر است. کادر سازی در اندیشه مدیریتی امام خمینی(ره) به این معنا بود که هر مجموعه ای می بایست نیرو و کادر مورد نیاز خود را پرورش دهد و نیروی ویژه تربیت نماید، اصل مهمی که به خوبی در سیره امام خمینی(ره) نمود عملی داشته است، چرا که بسیاری از نیروهای درجه اول انقلاب تماماً شاگردان و دست پرورده های امام خمینی(ره) بوده اند؛ کما اینکه در عبارت خود ایشان نیز این مطلب نمایان است که می فرمودند: «من آقای خامنه ای را بزرگش کردم، من آقای هاشمی را بزرگ کردم، من آقای بهشتی را بزرگ کردم.»[2] و یا اینکه در شهادت استاد مطهری، امام خمینی(ره) این چنین پیام می دهد: «من فرزند بسیار عزیزی را از دست دادم، و در سوگ او نشستم که از شخصیت هایی بود که حاصل عمرم محسوب می شود.»[3]
یکی دیگر از اصول مدیریت انسانی امام خمینی(ره) عدم استفاده از موقعیت و جایگاه حاکمیتی برای نصب و استفاده از افراد فامیل بود؛ کما اینکه در نامه ای که بنی صدر به امام خمینی نوشت خواهان نخست وزیری سید احمد خمینی شده بود که امام(ره) با این موضوع مخالفت کردند و بیان داشتند که: «بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدی این امور شود.»
3-اصل اهلیت و محرمیت با انقلاب
یکی از نکات و مطالب مهمی که امام خمینی(ره) روی آن بسیار حساس بودند و به عبارتی می توان این چنین ادعا کرد دغدغه مهم مدیریتی ایشان به حساب می آمد این بود که نکند بعد از انقلاب و تحول عظیم اجتماعی که صورت گرفته دوباره نااهلان و یا به عبارتی طاغوتیان سیستم اجرایی و حاکمیتی را به دست بگیرند؛ کما اینکه در عبارتی روشن و دقیق این چنین فرمودند: «چه در میان شما باشم یا نباشم، نگذارید نامحرمان و نا اهلان به درون نظام راه یابند و برعکس اصحاب خون و شهادت خارج شوند.»[4] در اندیشه سیاسی اجتماعی امام خمینی(ره) نا اهل کسی به کسی اطلاق می شود که انقلاب را یک شبه به خواست های مادی می فروشد، و تنها تا زمانی پای انقلاب می ایستد که منافع او ایجاد نماید.

نتیجه بسیار مهمی که در این اصل مدیریتی امام خمینی(ره) می توان گرفت این است که اگر تمام سازمان های حاکمیتی و دولتی در گزینش و استخدام نیروی های خود دقت لازم را داشته باشند، و اگر نیروی های امنیتی و اطلاعاتی در این خصوص سهل انگاری نکنند به یکبار با حضور جاسوس های وطن فروش در عالی ترین مجالس دولتی و امنیتی مواجه نخواهیم شد به یک بار اشخاصی این جرأت را پیدا نمی کنند که سرمایه بیت المال را به جیب بزنند و در کمترین زمان از کشور متواری شوند.

درس و اصلی که در این جا برای رهبران و مدیران حال و آینده وجود دارد این است که «نا اهل شناسی» و «نامحرم شناسی» را باب کنیم و نظام را از رسوخ  و رسوب این عناصر بی عنصر، پاک سازی کنیم تا نظام سالم بماند.[5] در قرآن کریم در داستان نوح نبی(علیه السلام) اصطلاح زیبایی وجود دارد که می فرماید: «قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِح‌؛ [6]فرمود: «اى نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحى است‌»

4-عدم فامیل سالاری
یکی دیگر از اصول مدیریت انسانی امام خمینی(ره) عدم استفاده از موقعیت و جایگاه حاکمیتی برای نصب و استفاده از افراد فامیل بود؛ کما اینکه در نامه ای که بنی صدر به امام خمینی نوشت خواهان نخست وزیری سید احمد خمینی شده بود که امام(ره) با این موضوع مخالفت کردند و بیان داشتند که: «بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدی این امور شود.»[7] اگر به درستی این اصل مدیریتی در سطح کلان و خرد کشوری رعایت شود و مسئولین اداری بی جهت نزدیکان خود را بر منصب ها نگمارند، زمینه برابر برای همگان فراهم می شود و در این بین حقوق نخبگان بهتر دیده می شود.

5-جوان گرایی و نخبه پروری
کسانی که در دهه شصت زندگی می کردند و با مدیران و فرماندهان نظام آشنایی داشتند، به این مطلب صحه می نهند که عمده ی نیروی های انقلابی از جمله جوانان تازه نفسی بودند که کارهای اساسی کشور را بر عهده داشتند و به کار و خدمت مشغول بودند، امام همچنین اهتمام و توجه ویژه ای به نخبگان علمی، فرهنگی و اجتماعی داشتند، این نوع روحیه و روش امام خمینی(ره) می تواند ریشه در آموزه های دینی داشته باشد که توجه به جوانان را در اولویت قرار می دهد، در منابع روایی از امام صادق(ع) این چنین نقل کرده اند: «عَلَیْکَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى کُلِّ خَیْر؛[8] به جوانان روى آورید که آنها به هر کار خیرى شتابان‌ترند.»

پی نوشت ها:
[1]. سید صمصام الدین قوامی، مدیریت امام خمینی، ص 332.
[2]. صحیفه نور، ج15، ص200.  
[3]. همان: ج 7، ص 178.
[4]. همان: ج21، ص93.
[5]. سید صمصام الدین قوامی، مدیریت امام خمینی، ص 336.
[6] . هود آیه 46.
[7]. صحیفه نور: ج13، ص56.
[8]. الکافی، ج‌8، ص93، ح66.
نسخه چاپی