تاثیر تشویق در پرورش استعداد های کودک

در اینجا با چگونگی پروش استعدادهای کودک بوسیله تشویق آشنا می شوید.
تاثیر تشویق در پرورش استعداد های کودک
مهم ترین امتیاز انسان از سایر موجودات جهان، قابلیت رشد و استعداد کمال در وجود اوست و هویت انسان در پرتو همین ویژگی معنا پیدا می کند، و در حقیقت ارزش حقیقی او در گرو پیمودن مسیر کمال و به فعلیت رساندن قوه ها و شکوفائی خلاقیتهای باطنیش می باشد.

آفریدگار جهان برای همین ویژگی انسان، تمام موجودات را در مسیر رشد و تعالی او قرار داده و همه چیز را در عالم هستی به خاطر پرورش صحیح و رشد انسان آفریده است،[1] و او را با دو هدایتگر درونی و بیرونی به سوی حق ندا داده و هدایت کرده است در یک کلام مهم ترین هدف از تربیت انسان، رسیدن به فلاح و رستگاری و قرب الی الله است.[2] در این راستا پدر و مادر موظفند در زمینه شکوفائی استعدادهای خدادادی فرزندانشان، بسترهای مناسب را فراهم آورند. چرا که آنان در قبال تربیت فرزندان مسئولند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «فرزندان خود را تربیت کنید به راستی که شما درباره آن ها مورد سؤال قرار خواهید گرفت.»[3] یکی از روشهائی که می توان در این مورد از آن استفاده کرد، شیوه کار آمد تشویق است.

تشویق در پرورش استعدادهای فرزندان یک راهکار کاملًا موفق می باشد و اگر با شرایط صحیح انجام شود، محرّک قوی در ایجاد و تکرار خصال پسندیده در وجود فرزندان خواهد بود. تشویق می تواند به صورت های مادّی و معنوی باشد. تحسین، تقدیر، اعطای جایزه و هدیه، بذل عاطفی ومحبت، تکریم و تشکر جلوه هایی از تشویق است. نمونه هایی از بهره گیری از تشویق را در سیره اهل بیت علیهم السلام را می خوانیم:

الف- روزی حضرت مجتبی علیه السلام، غلامی را دید که کنار باغی نشسته و غذا می خورد، او لقمه ای از غذا می خورد و لقمه دیگر را به سگی که نزدیک او نشسته بود می داد، امام علیه السلام از او پرسید: «چرا چنین می کنی؟» نوجوان پاسخ داد: «شرمم می آید که خودم غذا بخورم و این سگ گرسنه بماند.» رفتار ستوده نوجوان مورد توجه حضرت قرار گرفت و آن بزرگوار خواست به این غلام مهربان پاداشی نیکو عنایت کند. به او فرمود: «همین جا باش تا من باز گردم!» بعد از اندکی امام مجتبی علیه السلام غلام را از مولایش خریده و آزاد نمود و سپس باغ را که غلام در آن کار می کرد نیز خرید و به او بخشید.[4] ب- جعفر یکی از فرزندان امام حسین علیه السلام در نزد معلمی به نام «عبد الرحمن سلمی» در مدینه آموزش می دید. روزی معلم سوره حمد را به جعفر آموخت. هنگامی که جعفر برای پدر قرائت کرد، حضرت امام حسین علیه السلام به عنوان قدر دانی، معلم فرزندش را فرا خواند و هزار دینار به همراه هدایای دیگری به او پاداش داد. وقتی حضرت امام حسین علیه السلام به خاطر پاداش زیاد مورد اعتراض قرار گرفت در جواب فرمود:

«وَانَّی تُساوی عَطیتی هذِهِ بِتَعْلیمِهِ الْحَمْدُلَلَّهِ رَبِّ الْعالَمینْ؛ هدیه من کجا برابر با تعلیم «الحمدلله رب العالمین» است. و آن گاه این اشعار را قرائت کرد:
 
اذا جادت الدنیا علیک فجد بها
علی الناس طراً قبل ان تتفلت
                                                                          
هر گاه دنیا به تو روی آورد، قبل از آن که از دستت برود، آن را به مردم ببخش.
 
فلا الجود یفنیها اذا هی اقبلت
و لا البخل یبقیها اذا ما تولت
                                                                          
نه بخشش، آن را- هر گاه روی آورد- از بین می برد و نه بخل، آن را هر گاه پشت کند- نگاه می دارد.[5]


پی نوشت ها:
[1] هُوَ الَّذى خَلَقَ لَکُمْ ما فِى الارْضِ جَمیعاً ( بقره/ 29).
[2] قُولو لا الهَ الا الّله تُفْلِحُوا.
[3] فرهنگ تربیت فرزند در اسلام، ص 118.
[4] البدایه والنهایه، ج 8، ص 38.
[5] مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 66. مستدرک الوسائل، ج 4، ص 247

منبع: حوزه نت
نسخه چاپی