جهانی سازی مسئله زن

شاید در میان آن سازمانها نقش کمیسیون اقتصادی غرب آسیا (اسکوا) بیشترین تأثیر را در سیاست‌های عربی در خصوص زنان داشته است
جهانی سازی مسئله زن
نقش سازمان ملل متحد در جهانی سازی مسئله زن بارزتر و آشکارتر به نظر می رسد. سازمان ملل از بیطرفی (فرضی) و جایگاه بین المللی اش موقعیتی به دست آورد که این امکان را برایش فراهم ساخته که به نحوی مؤثرتر که کمتر ملاحظات، حساسیتها و تردیدها را برانگیزد از طریق مراجع کمک رسان بین المللی به اعمال سیاست های جهانی سازی بپردازد به گونه ای که این امکان را فراهم ساخته تا نقشی روزافزون در تعیین ویژگی های گفتمان زن در ربع آخر قرن ۲۰ ایفا نماید. سازمان ملل متحد برای تأثیرگذاری بر سیاست های محلی و منطقه ای در مورد زنان، مکانیزم های مستقیمی را به کار گرفت مانند بسیاری از کمیسیون های ویژه و منطقه ای مانند کمیسیون مرکز زن (مقر آن در وین است)، کمیسیون نظارت بر اجرای احکام کنوانسیون «سیداو»، صندوق تأمین مالی پروژه های زنان، مؤسسه بین المللی پژوهش و آموزش برای ترقی زنان و غیره همانگونه که کمیسیون های اقتصادی منطقه ای پنجگانه تابع سازمان ملل در این زمینه نقش مهمی ایفا کردند به گونه ای که در خلال دهه زن به منظور پیگیری وضعیت زنان و تدوین برنامه هایی که به پیشرفت زنان و فعال کردن اقدامات حکومتها برای تهیه آمار و اطلاعات در خصوص وضعیت زنان در فعالیتهای مختلف کمک کند به هماهنگی و همکاری با دولتها و سازمانهای دولتی منطقه ای پرداختند. شاید در میان آن سازمانها نقش کمیسیون اقتصادی غرب آسیا (اسکوا) بیشترین تأثیر را در سیاست های عربی در خصوص زنان داشته است که در طول دهه زن توانست دولتهای عربی عضو را برای اجرای دو برنامه منطقه ای و پایبندی به آنها قانع کند که عبارتند از: برنامه فعالیت منطقه ای برای وارد کردن زنان در توسعه منطقه غرب آسیا و برنامه فعالیت منطقه ای برای منطقه غرب آسیا همانگونه که این کمیسیون در تشویق و سوق دادن سازمان منطقه ای عربی مادر (اتحادیه عرب) برای پرداختن به فعالیتهای مهم در طول این دوران نقش مهمی داشت که شامل تهیه گزارش ها، برگزاری همایش ها، کنفرانس ها، تهیه اسناد در زمینه های مختلف مربوط به اوضاع زنان عرب بود که با برنامه ریزی، سیاستگذاری، قانونگذاری آغاز شد و در خلال آنها مسائل آموزش، استخدام، اشتغال، خدمات خانواده، تغذیه، تأمین اجتماعی، اسکان، احوال شخصی، بهبود بخشیدن به وضعیت زنان روستایی و عشایر و اوضاع زنان فلسطینی، نقش فرهنگ و رسانه های گروهی، نقش انجمن ها و سازمان های زنان و ضروریات پژوهش، مطالعه و آثار مورد توجه قرار گرفت.
 
تأثیر این مکانیزمها در لابه لای سطرهای کتاب شناسی در خلال گروه «آثار عربی درباره زنان» به وضوح آشکار می گردد زیرا در تحلیل واقعگرایانه آن گروه به جهش شگفت انگیزی برمی خوریم که در مطالعاتی که به جوانب مختلف مشکلات و واقعیات مربوط به زن از دیدگاه عربی منطقه ای پرداخته اند رخ داده است. به گونه ای که این مطالعات نشان میدهند برخی از سازمان های جهانی سازی صاحب نفوذ و در رأس آنها سازمان ملل متحد برای تعامل با مسئله زن در سطح بین المللی از زاویه منطقه ای و از طریق سازمان های منطقه ای تابع آن مانند اسکوا یا سازمانهایی که با سازمان ملل همکاری می کنند مانند اتحادیه عرب، برنامه ها با رویکردهایی دارند. علی رغم اینکه در دوره میانه شاهد اوج گیری ایدئولوژی ملی گرایی عربی بودیم فهرست کتاب شناسی ما تنها ۱۲ منبع از میان ۴۰۱ منبع را در این دوره نشان میدهد (به جز نوآوری زنان که به مسائل زن عرب می پردازد.
 
در مقابل این عدد که تنها ۳٪ از مجموع کل آثار را تشکیل میدهد می بینیم که این گروه در آثار دوران معاصر به ۲۹۷ منبع یعنی 15.2 ٪ از کل آثار این دوره صعود می کند. این جهش نشان دهنده وجود انگیزه هایی است که مسئله زن را در سطح منطقه ای مطرح می سازند. چرا که در کنار عوامل و انگیزه های بومی ناشی از واقعیات مرتبط با خود زن عرب، عامل و انگیزه خارجی در آن مؤسساتی که به مسئله زن توجه نشان دادند و در جهت جلب توجه نسبت به آن تلاش کردند بروز کرد. ستون ناشر یا سازمان دهنده همایش ها و سمینارها در آمارهای کتاب شناسی، نقش بسیاری از مؤسسات را در فعال کردن و حمایت از گفتمان زن عرب (در سطح عمومی و کشوری) نشان میدهد. از جمله آن مؤسسات که در عمل در آمارها درج شده اند: اتحادیه عرب، کمیسیون اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا (اسکوا)، یونسکو، سازمان عربی پرورش، فرهنگ و علوم، دفتر اشتغال عرب، دفتر هماهنگ کننده امور کنفرانس پکن در اردن، کمیسیون هماهنگی فعالیت زنان در خلیج فارس و شبه جزیره عربستان و غیره.
 
بررسی این گروه از آثار که توسط مؤسسات منطقه ای و بین المللی درباره زن عرب حمایت می شوند، مجموعه ای از ویژگی های پر معنی را آشکار می سازد:
 
اولا: بخش اعظم این آثار بر مبنای مجموعه معرفتی حاکم بر نظام جهانی شدن نوشته شده اند و اغلب تحقیقات نگرشی نوگرایانه دارند چه از طریق رویکرد کاربردی با رویکردهای اقتصاد سیاسی و محور آن دعوت به انتقال زنان از ایفای نقش های سنتی در جامعه سنتی به ایفای نقش های جدید در جامعه مدرن است. این رویکرد، ترقی و پیشرفت زن را به آزادی او پیوند میدهد و بر فرضی ضمنی استوار است که مفاد آن این است که دگرگونی نقش زن در عرصه عمومی کلید تحقق دگرگونی در روابط خانوادگی و برابری جنسیتی است. خاستگاهی که این دیدگاه بر آن استوار است خاستگاهی عربی است که پیشرفت و مدرن شدن را با نزدیکی به فرهنگ و الگوی مادی غرب ربط میدهد. پذیرش این الگو نتایج متعددی در بر دارد که از آن جمله است به عنوان مثال نگرش به دین به عنوان یکی از مهمترین موانع رشد زن در ساختار جامعه سنتی و نیز کمرنگ شدن نقش زن در خانواده یا بخش های فعالیت غیر انتفاعی.
 
ثانیا – گرایش این آثار به اجرای دستورالعمل یا نسخه آمادهای که توسط سازمان ملل تهیه شده در مقابل عقب نشینی گرایشی که برای ویژگیها و مفاهیم نشئت گرفته از خود منطقه اهمیت قائل میشد. اکثر مطالعات در این چهار چوب جنبه مایکرو یا تفکیکی پیدا کردند که وارد ساختن زنان به توسعه و جزئیات مرتبط با آن مانند حمایت از زنان در عرصه آموزش و مشارکت اقتصادی، زنان به حاشیه رانده شده در روستاها و عشایر، بهداشت باروری و غیره را مورد توجه قرار میدهد
 
ثالثا - گرایش به تقویت مشارکت زنان نویسنده در بررسی و پژوهش در مسائل و مشکلات زنان. نسبت مشارکت زنان در این گروه در بررسیهای مسائل زنان عرب به طور عام به بیش از ٪۶۰ و در بررسی این مسائل به صورت کشوری به ۵۲ ٪ رسید.
 
منبع: زن و جوامع عرب در طول یک قرن، منی ابوالفضل، مترجم دکتر هومن ناظمیان،صص99-96، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، تهران، 1394
نسخه چاپی