دوران معاصر زن

این دوره از تاریخ جهان عرب و اسلام (و شاید همه جهان) شاهد تعامل دو فرایند مهم است که بر واقعیات و گفتمان مسائل زنان تأثیر مستقیم داشت.
دوران معاصر زن
همانگونه که مسئله زن (واقعیات موجود و گفتمان آن) انعکاسی بود از چهارچوبهای محیط حاکم در دو عرصه محلی و بین المللی و بیانگر گفتمان فرهنگی حاکم در دو دوره قبلی، همین وضعیت در مورد زنان در ربع آخر قرن بیستم نیز صادق بود. با این تفاوت که این دوران - که وضعیت ماهنوز ویژگی های آن دوران را داراست - در چهارچوب پدیدهای که به جهانی شدن معروف شد، تأثیر فراوانی بر جنبه بین المللی مسئله زن داشته است. البته این جنبه جهانی تنها عامل مؤثر بر وضعیت زنان و گفتمان آنها نبود، بلکه عوامل مؤثر محلی هم وجود داشت. در همین چهارچوب در سطرهای بعدی مهمترین عوامل تأثیرگذار محلی و بین المللی بر گفتمان زن در ربع أخر قرن ۲۰ را مطرح می کنیم و به دنبال آن می کوشیم ویژگی های گفتمان زنان در این دوره را بشناسیم و مهمترین خصوصیات فهرستهای کتاب شناسی را که در اختیار ماست از نظر موضوع، کمیت و مفهوم ارائه کنیم.
 
این دوره از تاریخ جهان عرب و اسلام (و شاید همه جهان) شاهد تعامل دو فرایند مهم است که بر واقعیات و گفتمان مسائل زنان تأثیر مستقیم داشت. معضل در ناسازگاری جهت حرکت این دو فرایند بروز می کند که هرچه بیشتر به پیچیدگی مسیر آینده جهان در حال گذر از هزاره، دامن زده و می زند. این دو فرایند از یک سو جهانی شدن و و از سوی دیگر تجزیه شدن است.
 
 تأثیرگذاری فرایند جهانی شدن در آن دوران در نتیجه برخی شرایط سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیکی در دو عرصه محلی و بین المللی رخ داد. از جمله بارزترین آن علل و شرایطی که در ظهور پدیده جهانی شدن مؤثر بود، فروپاشی نظام دو قطبی در نتیجه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سیطره یک ابرقدرت (ایالات متحده امریکا) و به دنبال آن شکل گیری قطب تمدنی، فکری و اقتصادی بود که همان جهان سکولار - لیبرال غرب می باشد. عامل دوم، شکست تجربیات توسعه مستقل در کشورهای در حال توسعه بود که در نتیجه عوامل متعدد داخلی و خارجی رخ داد که سبب شد آنها یکی پس از دیگری در برابر سازمانهای مالی بین المللی (با نسخه ها و شرطهایشان) تسلیم شوند که این امر به یکی از مهمترین مکانیزم های جهانی شدن تبدیل شد که تجدید ساختار در اقتصاد و مفاهیم آن دولتها را دنبال می کرد. ادغام شدن نظامهای جهان سوم و بلوک شرق سابق در مجموعه نظام اقتصادی سرمایه داری جهانی و فعال کردن مکانیزم های ادغام آن دولتها در این مجموعه از طریق آنچه که به اصلاحات ساختاری معروف شد از نتایج این دو عامل بود سومین عامل مؤثر در تقویت پدیده جهانی شدن، نتایج پدیده‌های قبلی بود به ویژه از میان رفتن اراده های مستقل دولتهای شرقی و غیر متعهدها که آن را در تسلیم شدن بزرگترین سازمان بین المللی سازمان ملل در برابر معیارها، ارزشها و مفاهیم تنها قطب جهانی پس از فروپاشی قدرت های رقیب - که در مقابل، حامی مفاهیم متفاوی بودند - می بینیم. این تأثیر در حال گسترش امریکایی - غربی بر سازمان ملل با تقویت نقش اجتماعی و اقتصادی آن در کشورهای فقیر که اقتصادهای از هم گسیخته دارند و به شدت نیازمند کمک هستند، افزایش یافته است. چهارمین عامل تأثیرگذار در جهانی شدن، انفجار اطلاعات در جهان به خصوص از طریق وسایل ارتباط ماهواره ای و شبکه جهانی اینترنت است.
 
مجموع عوامل فوق الاشاره و زنجیره وار، تأثیرات فراوانی بر مسئله زن داشتند که در نهایت به چیزی منجر شد که میتوان آن را جهانی شدن این مسئله نامید. این مفهوم به معنی گرایش به سوی طرح تصورات معینی است که در اصل، محصول اندیشه مسلط غرب در مرحله پست مدرنیسم و فراصنعتی است و تلاش در جهت پذیرش یا تحمیل آن در عرصۀ های مختلف و تجارب گوناگون انسانی به عنوان تعریف بهتر و مترقیانه تر از وجود انسانی. این رویکرد همانطور که از تعریفش برمی آید از محدوده ویژگی های فرهنگی، دینی و اجتماعی فراتر می رود عرصه اندیشه در مورد زن عبارت بود از: تعریف معضل و ارائه راه حلها که یکی از عرصه های مطلوب این رویکرد بود. سازمان ملل متحد مهمترین مکانیزم های جهانی شدن در این مورد را به وجود آورد که در سلسله همایش ها، معاهدات و عهدنامه های بین المللی در طی سه دهه پایانی آن قرن تجلی نمود و در دهه نود أن قرن به اوج خود رسید؛ از کنفرانس مکزیک (۱۹۷۵م) آغاز شد که در آن، سال جهانی زن اعلام گردید و به دنبال آن مجمع عمومی سازمان ملل دهه ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۵ را به عنوان دهه جهانی زن تصویب کرد و با کنفرانس پکن (۱۹۹۵م) و قطعنامه صادرة آن پایان یافت. در خلال آن سالها همایش های بسیاری برگزار شد؛ برخی از آنها مستقیما به زنان مربوط می شدند مانند کنفرانس کوپنهاک (۱۹۸۰م) و نایروبی (۱۹۸۵م) و برخی تا حد بسیار زیادی با زنان در ارتباط بودند مانند کنفرانس جمعیت در قاهره (۱۹۹۴م) و کنفرانس توسعه اجتماعی (۱۹۹۵م). همچنین این تلاشها شامل کنوانسیونها و معاهدات متعددی است که جوانب متعدد حضور اجتماعی زن را در بر می گیرد و در رأس آنها کنوانسیون رفع تمام اشکال تبعیض بر ضد زنان است. (سیداو) ۱۹۷۹م.
 
سال ۱۹۷۵ سالی سرنوشت ساز در فعال شدن پدیده جهانی شدن مسئله زن بود به گونهای تأثیرات عظیمی بر گفتمان زنان داشت و به همین دلیل است که ما این سال را آغاز دوره جدید و تمام عیاری در بررسی گفتمان جهان عرب در خصوص زن انتخاب کردیم.
 
منبع: زن و جوامع عرب در طول یک قرن، منی ابوالفضل، مترجم دکتر هومن ناظمیان،صص91-89، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، تهران، 1394
نسخه چاپی