روشهای درمان معتادان

از آن جایی که افراد معتاد در طی دوران اعتیاد بارها و بارها مبادرت به ترک می کنند؛ اما پس از مدتی مجدداً به سمت اعتیاد روی می آورند، ‌این قضیه نشان می دهد که پرداختن به مشکلات روانی معتادان از جمله: ترمیم عزت نفس، افزایش اعتماد
روشهای درمان معتادان
 روشهای درمان معتادان

نویسنده: محمد کاوه




 

از آن جایی که افراد معتاد در طی دوران اعتیاد بارها و بارها مبادرت به ترک می کنند؛ اما پس از مدتی مجدداً به سمت اعتیاد روی می آورند، ‌این قضیه نشان می دهد که پرداختن به مشکلات روانی معتادان از جمله: ترمیم عزت نفس، افزایش اعتماد به نفس، مسئولیت پذیری و موارد مشابه و هم چنین مشکلات اجتماعی و خانوادگی آن ارتباط مستقیم با ترک اعتیاد دارد، بنابراین بهتر است درمانی اتخاذ شود که جنبه های روانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. گروه درمانی یکی از شیوه های درمانی می باشد که مبتنی بر مراحل تغییر به عنوان یک روش درمانی است و هدف آن ضمن پیشگیری از عود، ‌تغییر شناخت و دیدگاه های افراد معتاد است که می تواند روش مناسبی برای درمان اعتیاد باشد. مدل «گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر»، به وسیله «انستیتو ملی سرطان» با ایجاد موضوعات و مطالبی در مورد توقف سیگار کشیدن، ‌به وسیله چندین گروه درمانی و نظارت بر رفتار سالم در ایجاد پروتکلشان و به عنوان یک مدل پیشرو در زمینه درمان در بریتانیای کبیر استفاده شد و در بسیاری از مطالعات دیگر، ساختارهای این مدل برای دامنه زیادی از مشکلات رفتاری بهداشتی مناسب و قابل کاربرد تشخیص داده شد. به طور مثال، میلر و تامسون(1990) تأثیر گروه درمانی بر پیشرفت مهارت های بین فردی را در یک گروه از نوجوانان آمریکایی نشان دادند. مارکوس و پیشو (1994) نیز این مدل درمانی را برای پیشگیری از ویروس ایدز در گروهی از زنان به کار بردند که در نتیجه، موفقیت پیشگیری ها را گزارش دادند. هم چنین مطالعات دافی و تودی (DAFFEE &THREDY-1990) حاکی از رابطه مثبت گروه درمانی با افزایش عزت نفس افراد معتاد به الکل و تغییر در نگرش الگوهای روابطشان در تعامل گروهی بود. در ایران، بوزانی (1375) متوجه شد که روش مشاوره گروهی برخلاف روش سخنرانی توانسته است تغییرات معناداری در نگرش معتادان نسبت به مواد مخدر ایجاد کند. پناهی کیوی (1383) نیز نشان داد که گروه درمانی معتادان گمنام بر درمان اعتیاد و عود مجدد تأثیر دارد. هم چنین نتیجه یک مطالعه دیگر (1387) ثابت کرد که روش گروه درمانی یکی از روش های مناسب ارائه شده برای پیشگیری از عود مجدد است(گلستانی، 1387 :83-101). از میان درمان های سرپایی یا بستری نیز می توان به درمان شناختی رفتاری (COGNITIVE-BEHAVIOR THERAPY=CBT) اشاره کرد. این نوع درمان، رویکردی فعال، ‌جهت بخش، محدود از لحاظ زمانی و سازمان یافته است که بر این منطق نظری زیربنایی استوار شده که عاطفه و رفتار فرد عمدتاً برحسب شیوه ساخت یابی جهان از دیدگاه او تعیین می شود. در طی دهه های اخیر‌، کاربرد روش های شناختی- رفتاری برای گروهی از اختلالات تغذیه ای، اختلالات تکانه ای، ‌اختلالات رفتاری و اختلالات اعتیادی مؤثر و مفید بوده است. این رویکرد در میان انواع مداخلات موجود برای درمان اعتیاد حمایت تجربی بالایی را کسب کرده است. نیک مگور (NICH MAGUIRE-2006) که مطالعه ای را با این روش برای 4 مورد از معتادان مرد بی خانمان(بی سرپناهی-‌ بی مسئولیتی برای درمان پرخاشگری و دارای سابقه زندان)انجام داده بود متوجه شد که یافته ها به طور آشکار نشان می دهد که رویکرد شناختی- رفتاری برای حل مشکلات اعتیاد و درماندگی مفید بوده و می توان از آن در درمان اعتیاد استفاده کرد(کرمی کتکی و جعفری، 1387 :58-60). یکی دیگر از روش های درمانی بحث برانگیز استفاده از «داروی ایتینک» یا «شربت تریاک»است که تحت عنوان لادنم(LAUDANUM)سابقه ای طولانی به عنوان داروی ضد درد، ‌آرام بخش، ‌خواب آور و ضد اسهال در فاصله قرن های شانزدهم تا ابتدای قرن بیستم دارد. استفاده از این دارو که در واقع محلول 100 گرم تریاک(حاوی 10 گرم مرفین) در یک لیتر مایع حاوی الکل (20 درصد و کمتر) است، ‌از ابتدای قرن بیستم با توجه به اِعمال محدودیت مصرف مواد افیونی، تنها به مورد اسهال شدید محدود شده است. این دارو در نظام درمانی دارویی سوء مصرف مواد در 3جایگاه می تواند نقش خود را ایفا کند: سم زدایی، ‌درمان نگهدارنده و توزیع قانونی مواد (اختیاری، 1387 :135). کلینیک های مثلثی نیز مراکزی هستند که قابلیت انجام خدمات آموزشی، مشاوره، پیشگیری، مراقبت و درمان مراجعان را در 3 بُعد بیماری های آمیزشی، عفونت (HIV/AIDS) و مصرف مواد مخدر تزریقی، بسته به امکانات موجود در 2 سطح پایه و پیشرفته دارا هستند؛ که در این قبیل کلینیک ها بهتر است هر 3 بعد تحت پوشش قرار گیرد؛ در غیر این صورت، حداقل 2 بعد باید تحت پوشش واقع شود(اسماعیلی، ‌1387 :109) برای کاهش علایم جسمی ناشی از محرومیت مواد افیونی هم می توان از روش ها و یا تمهیداتی استفاده کرد که این علایم را تخفیف دهد. یکی از شایع ترین روش ها، روش «یو. آر. او. دی(U. R. O. D)»است که این روزها بین خود معتادان نیز اسم آشنایی محسوب می شود. با این وجود، حداکثر مزیتی که روش های فوق سریع و یا زیر بی هوشی ارایه می کنند، ‌این است که تنها 10 تا 15 روز فرد معتاد را در چرخه درمان جلو می اندازند. در خصوص روش های درمانی دیگر اعتیاد نیز اخیراً تبلیغات فراوانی در رسانه ها مشاهده می شود. نکته بسیار مهم در چنین تبلیغاتی این است که نباید از کلمات و جملات گمراه کننده ای مانند: تضمینی، ‌بدون بازگشت، ‌درمان تلفنی‌، درمان گیاهی، ترک اعتیاد چند روزه و امثال این کلمات استفاده کرد (هفته نامه سلامت، ش179). یک نکته مهم در فرآیند درمان اعتیاد، ‌بحث ولع مصرف می باشد که نقش مهمی در پدیده بازگشت پس از درمان و حفظ موقعیت مصرف و وابستگی به مواد دارد. در فرآیند درمان معتادان مواد روان گردان، ‌پس از رسیدن به حالت پرهیز، ‌میل شدیدی برای تجربه دوباره اثرات ماده روان گردان دیده می شود. این احساس ممکن است از چند ساعت پس از شروع درمان تا روزها و ماه ها پس از پایان آن دیده شود. بنابراین تشخیص و درمان این پدیده بالینی، ‌به عنوان یکی از عوامل شکست درمان دارای اهمیت است. ولع مصرف عموماً از طریق رویارویی با نشانه های مرتبط با تجارب یا تخیلات فرد بیمار از شرایط مربوط به لذت مصرف، ‌پدید می آید. تحقیقات نشان داده اند که برخی افراد نسبت به نشانه های ایجاد کننده ولع مصرف، واکنش بیش تری نشان می دهند و این که برخی از افراد پس از ترک، ولع بیش تری برای مصرف احساس می کنند، می تواند آن ها را در برابر بازگشت به مصرف دوباره مواد آسیب پذیر سازد(مکری و همکاران، ‌1387: 270). هم چنین بررسی های اختیاری، بهزادی، عقابیان، ‌عدالتی و مکری (1385) حاکی از آن است که یک نشانه تصویری یا غیرتصویری صوتی یا بویایی در محیط خارجی و یا یک تخیل درون زاد می تواند عامل القای ولع مصرف شود. با توجه به این که هر یک از انواع داروها و روش های مصرف با شرایط محیطی و روانی ویژه ای همراه می باشد، ‌نشانه هایی که در مصرف کنندگان بنا به روش مصرف، ایجاد ولع می کنند نیز متفاوت هستند. از طرفی، ‌برخی از زمینه هایی که بر میزان ولع مصرف فرد تأثیر می گذارد، شدت اعتیاد، طول مدت آن و سوء مصرف چند دارو با هم می باشد. از آن جا که مهم ترین عامل ادامه مصرف مواد و بازگشت پس از ترک، ولع مصرف می باشد، چگونگی ارتباط این پدیده با سایر عوامل مرتبط و ویژگی های اختصاصی بیماری اعتیاد از اهمیت ویژه ای برخوردار است و با توجه به این که اعتیاد تزریقی از مهم ترین عوامل انتقال ویروس نقص ایمنی انسان است و درمان و کنترل آن هم از مهم ترین هدف های بهداشت و درمان به شمار می رود، شناخت ابعاد گوناگون آن و ارتباط آن ها با میزان ولع فرد نسبت به این روش مصرف، ‌در راستای کنترل این بیماری دارای اهمیت می باشد (همان، 299و 300). علاوه بر این، ‌سطوح و ابعاد مختلف پدیده تکانش گری‌، تأثیرات متفاوتی بر ولع مصرف دارند. ارزیابی دقیق ابعاد مختلف پدیده تکانش گری و بررسی کمی فرآیند ولع مصرف می تواند به روشن شدن این ارتباط کمک کند و توجه به راه کارهای درمانی اختصاصی برای تکانش گری را به یکی از اهداف مهم کنترل ولع مصرف و درمان اعتیاد تبدیل کند. هم چنین عده زیادی از روان شناسان در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که سامانه کنترل شناختی، ‌برای حل کشمکش میان میل به مصرف یا کنترل این میل در رویارویی با نشانه های پدید آورنده ولع مصرف، در مورد الکل، سیگار، کوکایین و هرویین فعال می شود. به همین دلیل ارتباط میان اختلال در سامانه کنترل تکانه با عنوان تکانش گری و شدت تجربه ولع مصرف اهمیت پیدا می کند(همان، 260) ویکلر(WIKLER-1984) نخستین کسی بود که «نظریه شرطی شدن» را در زمینه ولع مصرف ارایه کرد. به اعتقاد وی، محرک های شرطی معین(نشانه ها )می توانند پاسخی شرطی ایجاد کنند که نشانگان محرومیت را تقلید کند. این نشانگان شرطی شده می تواند برای رهایی شخص از علایم محرومیت، منجر به مصرف دوباره مواد و بازگشت شود. این الگو دوباره توسط دروماند، ‌کوپر و گلاتیر(DRUMMOND COOPER & GLAUTIER-1990)که تصویر و بوی نوشیدنی های الکلی را برای ایجاد ولع مصرف به کار می بردند، ‌بازبینی شد. بررسی های آن ها تفکیک دو نوع ولع مصرف را در پی داشت:
اول- ولع مصرف به عنوان پاسخی به یک محرک شرطی و
دوم- ولع مصرف به عنوان بخشی از نشانگان ترک که غیر شرطی می باشد.
با توجه به نقش پردازش های شناختی در فرآیند ولع مصرف، ‌دو محقق با نام های مارلات و گوردون(MARLATT& GRDON-1985) نظریه «یادگیری اجتماعی شناختی» یا نظریه «انتظار درد و پی آمدهای منفی هم چون: ناراحتی از دست دادن کار و مشکلات خانوادگی شکل می گیرد و در نهایت فرد یکی از این دو را بر می گزیند. در این نظریه، ولع مصرف به عنوان «میل به تجربه اثرات تقویت کننده مواد» تعریف می شود. بنابراین، ولع مصرف یک پاسخ شرطی شده است که توسط محرک مربوط به مواد، همراه با تجربه یک لذت پیشین، زنده خواهد شد (اختیاری و همکاران، 1387 :337).
منبع مقاله: کاوه، محمد، (1353) آسیب شناسی بیماری های اجتماعی، تهران: جامعه شناسان، چاپ اول.

 

 

نسخه چاپی