بايسته هاي اخلاقي همسران و نقش آن در تربيت فرزندان (1)
بايسته هاي اخلاقي همسران و نقش آن در تربيت فرزندان (1)


 

نويسندگان: علي احمد پناهي
احمد حسين شريفي




 

چکيده
 

اين مقاله، با رويکرد تحليلي و نظري به بررسي بايسته هاي اخلاقي همسران و آثار آن در تحکيم خانواده مي پردازد. از منظر آموزه هاي ديني و روان شناختي، هر يک از همسران در برابر ديگري وظايفي دارند که التزام به آنها در ايجاد فضاي مثبت و با نشاط خانوادگي، تأثير قابل توجهي دارد. تکريم، رعايت ادب، قدرداني، خوش خلقي، محبت، خوش بيني، صيانت از آبروي يکديگر، مدارا و...از مسائلي است که همسران با عمل به آنها، مي توانند روابط ميان خود را جذاب و مستحکم سازند. با نگاهي روان شناختي به آموزه هاي مزبور، در مي يابيم که تعهد همسران به وظايف اخلاقي، موجب احساس همگرايي و همدلي مثبت انديش شده، و فضاي خانوادگي در اثر اين نتايج، بالنده و با نشاط خواهد شد. همچنين فرزندان چنين خانواده اي در اثر يادگيري اجتماعي و مشاهده اي، به سوي خير، صلاح و تعهدمداري سوق پيدا مي کنند.
کليد واژه ها: اخلاق، محبت، ديدگاه اسلامي، يادگيري مشاهده اي، آموزه هاي روان شناختي.

مقدمه
 

آرزو و تمايل دروني همه ي انسان هاي سالم اين است که در محيطي آرام، باطراوت، صميمي، اخلاقي و انساني زندگي کنند. کمتر انساني پيدا مي شود که از اين شرايط گريزان باشد. همه علاقه مندند همسري مهربان، باادب، وظيفه شناس، زيرک، متواضع و...داشته باشند. همه ي انسان ها از فضاها و محيط هاي بي روح و بي عاطفه گريزان هستند و دوست ندارند در اين مکان ها حضور يابند. با اين وجود، تمايلات و گرايش ها در درون همه ي افراد جامعه، چه بسا با راه کارها و زمينه هاي ايجاد اين شرايط (محيط آرام و جذاب) ناآشنا يا کاملاً بيگانه باشند. اما مسئله مهم اين است که، همه دوست دارند از اين راه کارها مطلع شوند و آنها را در زندگي به کار بندند و به رضايت و خشنودي بيشتري دست يابند. اين راه کارها در آموزه هاي اسلامي با عنوان «اخلاق معاشرت» بيان گرديده است.
خانواده بهترين پناهگاه و ساحل آرامش و اطمينان است. ارکان اصلي خانواده، زن و شوهر است و اگر اين دو عنصر اصلي، توافق و همدلي و سازگاري داشته باشند، ساير اعضاي خانواده نيز در آسايش رواني خواهند بود. از اين رو، در اين مقاله به وظايف اخلاقي و انساني همسران مي پردازيم که نقش زيادي در پويايي، نشاط، آرامش و تربيت خانواده دارد.
پيش از پرداختن به وظايف اخلاقي همسران، منظور خود را از «اخلاق» در اين نوشتار بيان مي کنيم؛ معنا و مفهوم اخلاق در کتاب هاي اخلاقي و در منظر عالمان و دانشمندان اخلاق، به مجموعه ي صفات روحي و باطني و به عبارت ديگر مجموعه ي صفات و ويژگي هاي دروني و ملکه شده که منشأ صدور کارهاي نيک مي گردد، اطلاق گرديده است.(1) امّا هدف و منظور ما از مفاهيم اخلاقي و وظايف اخلاقي در اين مقاله، مجموعه ي کارهاي پسنديده اي است که همسران وظيفه دارند در مقابل همديگر انجام دهند. اين وظيفه بر خلاف وظايف حقوقي، از پشتوانه ي حکومتي و قانوني نيز برخوردار نيست و صرفاً به نيّت انجام وظايف اخلاقي و نيل به کمالات معنوي و حتي گاهي به نيّت شيريني و صميميت بيشتر در زندگي خانوادگي انجام مي شود.

جايگاه اخلاق در روابط همسران
 

براي تعامل مطلوب و به منظور شکوفايي، تکامل معنوي، اجتماعي و تربيتي همسران، توصيه هاي ارزشمندي در آموزه هاي ديني و اسلامي و روان شناختي منعکس شده است که بيشتر به بُعد اخلاقي وظايف همسران توجه دارد.

1. احترام و تکريم
 

احترام و تکريم يکديگر از آموزه هاي اخلاقي دو جانبه در روابط همسران است؛ يعني همان طور که زن وظيفه دارد به شوهر خود احترام بگذارد و شأن و منزلت او در مقام همسر، مدير خانواده و پدر فرزندان رعايت بکند، مرد نيز متقابلاً بايد زن را تکريم کند و منزلت همسري و مادري او را رعايت کند. هر فردي به شخصيت و منزلت خويش علاقه مند است و از خدشه دار شدن آن رنج مي برد. در پرتو تکريم و احترام متقابل، حدود و جايگاه افراد حفظ مي شود و لطمه اي به شخصيت آنان وارد نمي گردد. رعايت اين اصل (احترام متقابل) درباره ي همسران، که به طور طبيعي ساليان زيادي با همديگر انس، الفت و معاشرت دارند، اهميتي مضاعف پيدا مي کند و رعايت آن موجب استحکام و ثبات بيشتر خانواده مي گردد. زن و شوهر هرگز نبايد به دليل ارتباط و انس زياد با يکديگر، از اين امر غفلت داشته باشند، بلکه به دليل همين ارتباط زياد موظف هستند در هر حال، شأن و موقعيت يکديگر را درک کرده و رعايت کنند.
در آموزه هاي حيات بخش اسلام، توصيه هاي ارزشمندي به مردان و به زنان درباره ي تکريم همسر بيان شده است. امام صادق عليه السلام در اين باره مي فرمايد:
«از رحمت و مغفرت پروردگار دور است زني که شوهر خود را آزار و اذيت کند و سعادت مند زني است که شوهر خويش را اکرام و احترام کرده، اذيتش نکند و از او در همه ي حالات اطاعت و فرمانبرداري نمايد».(2) پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و آله درباره ي اکرام زن مي فرمايد: «کسي که زني را به همسري انتخاب مي کند، بايد او را احترام کند و منزلت او را حفظ نمايد».(3) امام سجاد عليه السلام نيز در اين باره مي فرمايد: «حق زن بر مرد آن است که بداند خداوند زن را مايه ي آرامش و انس مرد قرار داده است و بداند که زن نعمتي الهي مي باشد، پس بايد او را اکرام کرده و نسبت به او مهربان باشد».(4)

نمودها و مصاديق تکريم و احترام
 

احترام متقابل ميان زن و شوهر گونه هاي مختلفي دارد که نمونه هايي از آنها به شرح ذيل است:

الف)سلام کردن به همديگر
 

سلام نوعي اعلام محبت، دوستي و مهر در آغاز گفت و گو و هنگام داخل شدن به منزل است. سلام همچنين نوعي اظهار ادب و نوعي تکريم و احترام است. حضرت علي عليه السلام درباره ي جايگاه سلام در تعاملات اجتماعي و بين فردي مي فرمايد: «زبانت را به نرمي و لطيف گويي و سلام کردن عادت بده تا دوستدارانت زياد و دشمنانت اندک گردند».(5) پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد صلي الله عليه و آله نيز مي فرمايد: «آيا شما را به چيزي راهنمايي بکنم که اگر انجامش دهيد، محبوب يکديگر خواهيد شد؟ سلام کردن ميان خودتان را آشکار کنيد».(6)
آغاز سخن با سلام و تحيت، نوعي اظهار تمايل به ارتباط کلامي و نوعي اظهار علاقه است. بي شک، سلام کننده از اين راه، دوستي و محبت را ميان خود و همسرش افزايش مي دهد و به همين نسبت، زمينه هاي کدورت و دشمني را برطرف مي سازد. همچنين هر قدر سلام رساتر و خالصانه تر و نيز سرشار از احترام و تکريم باشد، اثرش در جذب ديگران، به ويژه همسر، قوي تر و پايدارتر خواهد بود.

ب)رعايت ادب در برخورد با همسر
 

آدميزاده اگر بي ادب است انسان نيست
فرق ما بين بني آدم و حيوان ادب است
يکي ديگر از مصاديق تکريم، رعايت ادب در برخورد با همسر است. ادب، نيکوترين هديه و بارزترين مصداق احترام و تکريمِ ديگران به ويژه همسر است. حضرت عليه عليه السلام در اين باره مي فرمايد: «ادب نيکو بهترين کمک کار و برترين همراه است».(7) همچنين آن حضرت فرمودند: «ادب نيکو سبب تزکيه و پاک سازي اخلاق است».(8)
نقش ادب در روابط ميان انسان ها همانند نقش محافظ است که بسياري از آفت ها را رفع مي کند و آنها را از آسيب مصون مي دارد. به کارگيري الفاظ نامناسب يا رکيک و رعايت نکردن عفت کلام، افزون بر اينکه از مراتب معنوي انسان مي کاهد، موجب از بين رفتن صميميت و محبت در ميان همسران مي گردد و آنان را نسبت به همديگر جسورتر مي کند.

ج)استقبال و بدرقه ي شوهر
 

استقبال از همسر هنگام وارد شدن او به منزل يا بدرقه ي او هنگام بيرون رفتن، نشانه ي علاقه مندي و صميميت ميان آنان است. اين عمل زن، افزون بر اينکه اجر معنوي در پي دارد، موجب افزايش مهر و محبت در ميان آنان مي گردد. زن با اين کار نشان مي دهد که از نبود شوهر دلتنگ مي شود و از آمدنش خوشحال مي گردد. از اين رو، تا آخرين لحظه ي خروج از منزل از او جدا نمي شود و در اولين لحظه ورود نيز به ديدارش مي شتابد و از او به گرمي استقبال مي کند. اين کار همسر، نوعي اظهار ارادت قلبي، نشانه تکريم، حفظ شأن مرد و اظهار بزرگي مرد براي افراد خانواده است و موجب مجذوب شدن مرد به خانه و مصون ماندن از رفيق بازي و مسائل ديگر مي گردد.
در آموزه هاي آسماني، اين کار زن از وظايف اخلاقي او تلقي شده و پاداش معنوي براي آن مقدر گرديده است. در روايتي از حضرت محمد صلي الله عليه و آله نقل شده است: «حق مرد بر زن آن است که چراغ خانه را روشن کند (حفظ منزل نمايد)، غذا را آماده کند و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوي در به استقبال او برود و به او خوش آمد بگويد».(9)
اهميت دادن به حضور همسر در منزل و اظهار خوشحالي به هنگام ورود شوهر به خانه و اهميت دادن به شخصيت و جايگاه او، به ويژه در حضور فرزندان و ميهمانان، موجب به وجود آمدن اين تصور در شوهر مي شود که در خانه و ميان اهل خانه عزيز و محبوب است. از اين رو، وقتي در کنار افراد خانواده است، احساس رضايت خاطر دروني مي کند و خستگي کار و تلاش از او رفع مي شود و روز بعد، با انرژي و اميد فراوان به طرف کار و تلاش خود مي رود. اما اگر خانواده، به ويژه زن، به شوهر بي اعتنا باشند، وي سرخورده شده و انگيزه حضور در خانه را از دست مي دهد و آرام آرام نه تنها به خانواده توجهي نمي کند، بلکه به دنبال رفيق بازي يا انحراف اخلاقي مي رود تا خلأ عاطفي خود را تأمين کند.
جان گري،(10) يکي از روان شناسان غربي و از کساني که در مشاوره و مسائل خانواده مطالعات زيادي کرده است، مي نويسد: «اگر همسران در طول شبانه روز لااقل چهار بار همديگر را در آغوش بگيرند و اظهار محبت به همديگر بکنند و به ويژه اين کار را در موقع ورود همسر به خانه انجام دهند، بسيار در روابط آنان مؤثر خواهد بود».(11) بر اساس پژوهش ها نيز ثابت شده است که تماس مکرر، به واکنش عاطفي مثبت مي انجامد و باعث نزديکي بيشتر مي گردد.(12) البته، بايد توجه داشت که اين اعمال هرگز نبايد در حضور بچه ها باشد؛ زيرا باعث تحريکات جنسي آنان مي گردد و آسيب هاي اخلاقي به دنبال خواهد داشت.

د)قدرداني و سپاسگزاري از همسر
 

قدرداني و سپاسگزاري از همسر از آموزه هاي اخلاقي دو جانبه است؛ يعني هم زن و هم مرد بايد در مقابل کارهايي که انجام مي گيرد، از همديگر قدرداني کنند. سپاسگزاري، بازتاب عاطفي محبت و خوش اخلاقي در روان آدمي است. هر انساني به طور طبيعي دوست دارد از نيکي و محبت و فداکاري ديگران قدرداني کند و همچنين دوست دارد از او قدرداني شود. قدرداني از ديگران در مقابل انجام دادن کاري، يکي از صفات پسنديده و از بزرگ ترين رمزهاي جلب دوستي و لطف ديگران است.
گرچه به تشکر و قدرداني از ديگران سفارش شده است،(13) اهميت آن درباره ي همسران مضاعف بوده، نقش تعيين کننده اي در گرمي و صميميت ميان آنان دارد. به طوري که اين امر جزو وظايف اخلاقي همسران تلقي شده است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «بهترين زنان شما آن بانويي است که اگر به او چيزي دهند (و يا خدمتي کنند) سپاسگزاري مي کند و چنانچه از او باز گيرند، راضي و خشنود مي شود».(14)
تحسين و قدرداني هر يک از همسران از ديگري، بنابر قانون تقويت در شرطي سازي کنشگر،(15) آنها را در انجام دادن کارهاي خانه يا بيرون خانه به طور شايسته تر دلگرم مي سازد و احساس محبت را در کام آنها شيرين مي گرداند. اين تأثير در زنان که عاطفي تر و مهربان تر هستند بيشتر خواهد بود. قدرداني از زحمات همسر در برابر خدمات و زحماتي که مي کشد (اعم از وظايف الزامي و يا غيرالزامي) يک مؤلفه ي قوي در جهت پيوند عاطفي بيشتر همسران و يک عامل تعيين کننده در ايجاد دلبستگي و علاقه مندي ميان آنان است. اين امر در عصر حاضر، بر خلاف نظام خانوادگي سنّتي که انجام وظايف بيروني و دروني منزل را از وظايف هر کدام از همسران مي دانست و بدون چشمداشت انجام مي شد، اهميتي مضاعف پيدا کرده است و با توجه به تغيير ساختار خانواده، همسران توقع بيشتري دارند تا در مقابل زحمات آنان قدرداني شود.
بر اساس پژوهشي که در اين زمينه انجام گرفته است، 87 درصد همسران اعلام کرده اند که توقع دارند از زحمات آنان در خانه قدرداني شود.(16) کارل راجرز(17) که يکي از روان شناسان غربي است در اين باره مي گويد: «انسان نياز دارد به اينکه ديگران براي او قدر و منزلتي قائل باشند و قدرش را نيز بدانند. اهميتي که شخص به اين موضوع مي دهد، در کنش هاي دروني و جنبه هاي تحريکي ارگانيسم و در رفتار او اثر فراوان مي گذارد. از سوي ديگر، نياز به قدرداني ديگران و نياز به قدرداني خويشتن در رفتار و کردار آدمي مؤثر است».(18) جان گري درباره ي قدرداني زن ازمرد مي گويد: «هر وقت زن به خاطر کاري که مرد کرده است از او قدرداني و تشکر مي کند، مرد بابت آن قدرداني به زن امتياز مي دهد؛ چون حس مي کند زن دوستش دارد. مردان براي امتياز دادن به زن لزوماً نمي خواهند زن براي آنها کاري انجام دهد و فقط مي خواهند زن دوست شان بدارد و قدردان باشد. لذا لازم است زنان از مردان قدرداني کنند؛ والاّ انجام وظايف از ناحيه ي مردان بي اهميت مي شود.(19)
منبع:معرفت اخلاقي (1)
ادامه دارد...