داستانی از داستان های قابوس نامه

حکایت عیار جوانمرد

... چنین حکایت کرده اند که روزی در شهری بزرگ که در آن طراران و عیاران بسیار زندگی می‌کردند مردی روزگار سپری می‌کرد که بسیار ساده و بخشنده بود. یک روز این مرد برای رفتن به حمام، سحرگاهان از خانه خارج شد. در
سه‌شنبه، 24 شهريور 1394
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
حکایت عیار جوانمرد
 حکایت عیار جوانمرد

 

نویسنده: عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر
بازنویسی: مهرداد آهو



 

داستانی از داستان های قابوس نامه

... چنین حکایت کرده اند که روزی در شهری بزرگ که در آن طراران و عیاران بسیار زندگی می‌کردند مردی روزگار سپری می‌کرد که بسیار ساده و بخشنده بود. یک روز این مرد برای رفتن به حمام، سحرگاهان از خانه خارج شد. در آن زمان هنوز هوا روشن نشده بود و این مرد در تاریکی به سوی حمام می‌رفت که در راه دوستش را دید و پس از سلام و احوالپرسی با وی به او می‌گفت: دوست عزیز، اگر موافق باشی بیا تا با هم به حمام برویم.
دوستش جواب داد: نه دوست عزیز، اگر تو قبول کنی من فقط تا در حمام با تو بیایم. زیرا کار دارم و هم اکنون نمی توانم به حمام بیایم. پس دوستش وی را همراهی کرد و آنقدر رفتند تا به یک دوراهی رسیدند و دوست او بدون اینکه به این مرد چیزی بگوید در آن تاریکی از راه دیگری رفت و این مرد به راه حمام رفت.
اتفاقاً شخصی که به قصد دزدی می‌خواست وارد حمام شود، پشت سر این مرد در حال حرکت بود. اما این مرد که نمی دانست دوستش به راه دیگری رفته، فکر کرد که دزد دوست اوست، پس از جیبش صد دینار بیرون آورد و آن را به دزد داد و گفت: ای دوست عزیز! این پولها را به امانت بگیر تا من به حمام بروم و بعد از حمام کردن و بازگشت از حمام آن را از تو بازپس می‌گیرم.
مرد دزد که به قصد دزدی آمده بود صد دینار را از او گرفته و همانجا ماند تا هوا روشن شد و آن مرد، پس از حمام کردن از آنجا بیرون آمد ولی دوستش را ندید، تعجب کرد و داشت به سمت خانه دوستش می‌رفت تا ببیند که او کجا رفته، و پول او را چه کرده، که ناگاه متوجه شد شخصی او را صدا می‌زند.
بله، آن شخص همان مرد طرار بود که آنجا مانده بود و پول آن مرد را به امانت برایش نگاهداشته بود او گفت: ای جوانمرد! بیا و پول خود را که پیش من به امانت گذاشتی بگیر و آنگاه هر کجا که می‌خواهی برو، بیا که من امروز از کارم بازماندم و نتوانستم به کارم برسم.
مرد با تعجب گفت: این چیست و تو که هستی؟
طرار گفت: من مردی طرار هستم و تو این پولها را قبل از رفتن به حمام به امانت به من سپردی و گفتی: اینها را نگه دار تا من از حمام درآیم. مرد که تعجبش بیشتر از پیش شده بود گفت: ای مرد اگر تو طراری، پس چرا پولها را نبردی و آنجا ماندی؟
مرد طرار جواب گفت: کار من دزدی است و اگر این پول هزار دینار هم بود و من از تو آن را می‌دزدیدم، حتی یک دینار آن را به تو پس نمی دادم. ولی چون این پولها را به ضرورت و به امانت پیش من گذاشتی، از جوانمردی به دور بود که آن را بدزدم و با خود ببرم. پس به همین دلیل من آن را نگه داشتم تا تو از حمام برگردی و من آن را به تو پس بدهم. پس مرد از او تشکر کرد و رفت.
منبع مقاله :
مهرداد، آهو؛ (1389)، 62 داستان از (کلیله و دمنه- سیاستنامه- مرزبان نامه- مثنوی معنوی- تحفةالمجالس- سندبادنامه- قابوسنامه- جوامع الحکایات- منطق الطیر)، تهران: انتشارات سما، چاپ سوم



 

 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
بقایی: طرح ۷ روزه جدیدترین ابتکاری بود که ایران مطرح کرد
play_arrow
بقایی: طرح ۷ روزه جدیدترین ابتکاری بود که ایران مطرح کرد
روایت عارفانه شهید سیدهاشم صفی‌الدین از شهید سلیمانی
play_arrow
روایت عارفانه شهید سیدهاشم صفی‌الدین از شهید سلیمانی
سردار بلالی: بعد از این سلاح‌ها را در میدان جنگ رونمایی می‌کنیم
play_arrow
سردار بلالی: بعد از این سلاح‌ها را در میدان جنگ رونمایی می‌کنیم
ایده خاص آقای قاضی برای ایجاد صلح و سازش در یک پرونده ملتهب
play_arrow
ایده خاص آقای قاضی برای ایجاد صلح و سازش در یک پرونده ملتهب
رئیس جمهور در مراسم ختم همشیره عراقچی
play_arrow
رئیس جمهور در مراسم ختم همشیره عراقچی
حدادعادل: الحمدالله حال رهبر انقلاب خوب است
play_arrow
حدادعادل: الحمدالله حال رهبر انقلاب خوب است
بهشت را با چه پولی می‌خرند؟ بهای بهشت از منظر قرآن و روایات
بهشت را با چه پولی می‌خرند؟ بهای بهشت از منظر قرآن و روایات
حدادعادل: به هیچ چیز آمریکا نمی‌شود اعتماد کرد
play_arrow
حدادعادل: به هیچ چیز آمریکا نمی‌شود اعتماد کرد
روایت شهید نیلفروشان از دلدادگی عمیق مردم لبنان به رهبر شهید انقلاب
play_arrow
روایت شهید نیلفروشان از دلدادگی عمیق مردم لبنان به رهبر شهید انقلاب
هتک حرمت صهیونیست‌ها در مسجد ابراهیمی الخلیل
play_arrow
هتک حرمت صهیونیست‌ها در مسجد ابراهیمی الخلیل
چطور اینترنشنال برای مجرمان لباس مظلومیت می‌دوزد؟
play_arrow
چطور اینترنشنال برای مجرمان لباس مظلومیت می‌دوزد؟
پایان «زندان رجایی‌شهر»
play_arrow
پایان «زندان رجایی‌شهر»
سردار فدوی: هیچ شناور آمریکایی و هم‌پیمانانش در خلیج‌فارس نیست
play_arrow
سردار فدوی: هیچ شناور آمریکایی و هم‌پیمانانش در خلیج‌فارس نیست
آقا سید علی ما را ببخش...
play_arrow
آقا سید علی ما را ببخش...
درستکار: این تازه شروع کار است قهرمانی جهان در راه است
play_arrow
درستکار: این تازه شروع کار است قهرمانی جهان در راه است