

امامشناسی از دیدگاه امام هشتمعلیه السلام
پدر بزرگوارش حضرت امام موسی بن جعفرعلیه السلام و مادر مکرمهاش به نامهای نجمه خاتون، امالبنین، سکینه نوبیه و تکتم نامیده میشود که بعد از تولد فرزندش، از طرف امام کاظمعلیه السلام «طاهره» نام گرفت . (2)
آن حضرت در دوران امامت 20 ساله خویش (183 - 203) با سه تن از حکمرانان مستبد عباسی، یعنی هارون الرشید (ده سال)، محمد امین (پنجسال) و مامون (پنجسال آخر عمر) معاصر بود . امام رضاعلیه السلام در آخر ماه صفر 203 ه . ق در سن 55 سالگی بوسیله مامون، مسموم و در سناباد نوقان که امروزه یکی از محلات مشهد مقدس بحساب میآید، به شهادت رسید و در محل مرقد فعلی به خاک سپرده شد . (3)
به بهانه ولادت آن امام همام، برآنیم که امامت و ولایت را از منظر و دیدگاه آن حضرت به تماشا بنشینیم . آنچه در پیش رو دارید گامی است در این راه .
ضرورت امامشناسی
قرآن کریم امامت را بالاتر از نبوت میداند; و چنین بیان میکند که ابراهیمعلیه السلام بعد از نبوت و خلت (خلیل اللهی) به مقام امامت ترفیع درجه یافته است . «انی جاعلک للناس اماما» ; (4) «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم .» و امامت و معرفی امام را باعث کمال دین و تمام کننده نعمت دانسته و بعد از آنکه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله علیعلیه السلام را به خلافت و امامت منصوب میکند میفرماید: «الیوم اکملت لکم دینکم» ; (5) «امروز دینتان را برایتان کامل کردم .» و اعلام میکند که عدم معرفی امام و امامتبه منزله عدم انجام رسالت 23 ساله است . (6) همچنین پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة; (7) هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است .» این حدیثبه خوبی میرساند که اگر کسی امام زمان خود را نشناسد، در واقع دینی برای او ثابت نیست . فخر رازی، یکی از بزرگترین علمای اهل نتحدیث مذکور را به این صورت نقل نموده است که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «من مات ولم یعرف امام زمانه فلیمت ان شاء یهودیا وان شاء نصرانیا; (8) اگر کسی بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد پس باید به خواستخودش یا یهودی و یا نصرانی بمیرد [. ولی مسلمان از دنیا نخواهد رفت] .»
جابربن عبدالله انصاری میگوید: از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله پرسیدم امامان بعد از شما چند نفرند؟ حضرت فرمود: «یا جابر سالتنی رحمک الله عن الاسلام باجمعه، عدتهم عدة الشهور; (9) جابر! خدایت رحمت کند، از تمام اسلام از من سؤال نمودی . تعداد آنان به تعداد ماهها است .» در این حدیثسؤال از امام مساوی با سؤال از تمام اسلام دانسته شده است .
در روایت صحیحه از امام باقرعلیه السلام رسیده است که حضرت فرمود: «کل من دان الله عزوجل بعبادة یجهد فیها نفسه ولا امام من الله، فسعیه غیر مقبول، وهو ضال متحیر والله شانیء لاعماله; (10) هر کس به خداوند عزتمند تقرب جوید با عبادتی که [تمام] تلاش خود را در انجام آن به کار برده، ولی امامی نصب شده از جانب خداوند برای او نباشد، تلاشش پذیرفته نمیشود، و گمراه و سرگردان خواهد بود، و خداوند نیز اعمال او را دشمن میدارد .»
در روایت دیگری از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله خطاب به حضرت علیعلیه السلام در مورد ولایت آن حضرت میخوانیم: «لو ان عبدا عبد الله مثل ما قام نوح فی قومه وکان له مثل احد ذهبا فانفقه فی سبیل الله ومد فی عمره حتی حج الف عام علی قدمیه ثم قتل بین الصفا والمروة مظلوما ثم لم یوالک یا علی لم یشم رائحة الجنة ولم یدخلها; (11) اگر کسی به اندازه رسالتحضرت نوح در میان قومش عبادت کند، و به اندازه کوه احد طلا داشته و در راه خدا انفاق کند و عمرش طولانی شود تا هزار بار خانه کعبه را با پای برهنه زیارت کند، و سپس در میان صفا و مروه مظلومانه به قتل برسد، اگر ولایت تو را ای علی نداشته باشد، بوی بهشت را نچشیده و داخل آن نخواهد شد .»
نمونههایی از پیامدهای عدم شناخت امام:
با همه آن تاکیدات، جامعه اسلامی مقام امام و امامت و ولایت را درست نشناختهاند، و این عدم شناخت چه در زمان خود پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و چه بعد از آن حضرت پی آمدهای ناگواری در پی داشت و علاوه بر غصب خلافت و آن همه بدعتها و اختلافات، زیانهای سنگین علمی و فرهنگی نیز بر جامعه اسلامی تحمیل نمود . در ذیل به نمونههایی از این موارد از عصر خود پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله تا این زمان اشاره میشود، با تذکر این نکته که پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله علاوه بر مقام رسالت، مقام امامت را نیز دارا بود; چرا که او افضل انبیای الهی است و وقتی ابراهیمعلیه السلام مقام امامت را دارا باشد، یقینا [و به طریق اولی] آن حضرت نیز از مقام امامتبرخوردار خواهد بود .
1 - عبدالله ابن عمر میگوید: «هر کلامی که از پیامبرصلی الله علیه وآله میشنیدیم آن را مینوشتیم، ولی گروهی از قریش مرا از این کار منع میکردند و میگفتند: ممکن است رسول خداصلی الله علیه وآله از روی غضب یا خوشحالی سخن گفته باشد، من هم از این کار دست کشیدم، حضور آن حضرت رسیدم و جریان را برای ایشان نقل نمودم، فرمودند: «کلمات و سخنان مرا بنویس . به خدا قسم از دهان من جز حق خارج نمیشود .» (12)
این جریان نشان میدهد که عدهای مقام عصمت و علم الهی حضرت را درک نکرده بودند، و همین جهالتبود که باعثشد وقتی حضرت در بستر بیماری، کاغذ و قلم تقاضا نمودند تا مطلبی را برای مسلمانان بنویسند که گمراه نشوند، عمر از این کار ممانعت کرد و گفت: کتاب خدا ما را کفایت میکند، و (نعوذ باالله) پیامبر هزیان میگوید .» (13) اگر مقام نبوت و امامت و عصمت و طهارت او را شناخته بودند، هرگز به خود جرات نمیدادند چنان سخنان سست و بیپایهای را مطرح کنند .
2 - چون برخی از مسلمانان مقام امام را نشناختند، اجازه دادند که حتی شخصی با زور و کودتا هم بتواند خلافت و جانشینی پیامبر را به عهده گیرد، و حتی اگر فاسق و فاجر هم باشد، بتواند عهدهدار امامت و خلافتشود، چنانکه به برخی از معتزلیها و حشویه و . . . نسبت داده شده است . (14)
3 - ابن ابی الحدید با اینکه از برترین شارحان نهج البلاغه است، در عین حال شناخت آن چنانی نسبتبه مقام امام و امامت ندارد . و در ابتدای خطبه همام، در توجیه این سؤال که چرا علیعلیه السلام از ابتدا پاسخ همام را در بیان اوصاف متقین نداد، بلکه اجازه داد تا او اصرار و سماجت کند تا آنجا که امام را در فشار قرار دهد؟ پاسخهایی داده است . از جمله میگوید: «ولعله تثاقل عن الجواب لیرتب المعانی التی خطرت له فی الفاظ مناسبة لها ثم ینطق بها کما یفعله المتروی فی الخطبة; (15) شاید علت تاخیر او از جواب این بود که معانیای که برای او خطور میکرد را در الفاظ مناسب ردیف کند (و بقول امروزیها سخنرانی را خوب آماده کند) و آنگاه سخن بگوید چنان که یک خطیب فکر و اندیشه میکند .»
مذهب و اعتقاد ابن ابی الحدید اجازه نمیدهد که بفهمد امام علم الهی و «لدنی» دارد و نیاز به فکر و ترتیب الفاظ و آماده کردن منبر و سخنرانی و پیش مطالعه ندارد .
4 - در یکی از مجلات میخوانیم: «مهدیعلیه السلام در دل تاریخ فرورفته و از موقعیت امامت و برتری خویش بر تاریخ پرتو افکنده، با آزمودگی و تجربهای که در این مدت طولانی کسب کرده است توانایی دگرگونی اساسی جهان را خواهد داشت .» (16) آیا امام معصومی که وارث علوم تمام انبیاو ائمه گذشته و دارای «علم لدنی» و الهی میباشد، نیاز به کسب تجربه بشری دارد؟ آیا این نشانگر این نیست که در حوزه خودی هم باید امامشناسی تقویتشود؟ شبهه افکنی روشنفکران معاصر نیز بیشتر ناشی از عدم شناخت معصومان و امامان است . چنان که بسیاری از وهابیان نیز که بیشترین شبهه را در سطح جهان علیه شیعه مطرح میکنند، این اعمالشان بر اثر عدم درک صحیح امامت در شیعه، و عدم توان آن است .
بدین جهت است که امامان، در طول تاریخ تلاش نمودند، تا تبیین صحیح و درستی از امامت و جایگاه رفیع آن ارائه کنند . از جمله ثامن الحججعلیه السلام سخت تلاش نمود و از فرصتها بهرهبرداری نموده، در جامعهای که امامت و خلافت الهی، رنگ پادشاهی گرفته بود و در حد ولایتعهدی تنزل یافته بود، معنا و تفسیر صحیحی از امامت و جایگاه آن ارائه کرد .
مقام و جایگاه رفیع امامت
همانا امامت قدرش برتر، و شانش بزرگتر، و منزلتش عالیتر، و مکانش منیعتر، و ژرفای آن عمیقتر از آن است که مردم با عقل و اندیشه خود به آن برسند، یا با انتخاب و آراء خویش به آن برسند و امامی را نصب کنند . براستی امامت [مقامی است] که خداوند متعال آن را بعد از مقام نبوت و خلت (خلیل الهی) در مرحله سوم به ابراهیم خلیل اختصاص داد و فضیلتی است که او را به آن شرفیاب نمود و به وسیله آن نامش را بلند آوازه قرار داد و فرمود: براستی تو را امام مردم قرار دادم .»
در فراز دیگری از حدیث میخوانیم:
«ان الامامة منزلة الانبیاء وارث الاوصیاء . ان الامامة خلافة الله وخلافة الرسولصلی الله علیه وآله ومقام امیر المؤمنین ومیراث الحسن والحسینعلیه السلام;
امامت مقام پیغمبران، میراث اوصیاء، خلافت الهی، جانشینی رسول خداصلی الله علیه وآله، مقام امیرالمؤمنین و یادگار حسن و حسینعلیهما السلام میباشد .»
ان الامامة زمام الدین ونظام المسلمین وصلاح الدنیا وعز المؤمنین . ان الامامة اس الاسلام النامی، وفرعه السامی، بالامام تمام الصلاة والزکاة والصیام والحج والجهاد وتوفیر الفیء والصدقات وامضاء الحدود والاحکام ومنع الثغور والاطراف . الامام یحل حلال الله ویحرم حرام الله ویقیم حدود الله ویذب عن دین الله ویدعوا الی سبیل ربه بالحکمة والموعظة الحسنة والحجة البالغة; (18)
براستی امامت زمام دین، مایه نظام مسلمین، صلاح دنیا و عزتمندی مؤمنان است . همانا امامت ریشه اسلام بالنده و شاخه بلند آن است . کامل شدن نماز و زکات و روزه و حج و جهاد و فراوانی غنائم و صدقات و اجرای حدود و احکام و نگهداری مرزها و اطراف کشور، به وسیله امام انجام میگیرد . امام است که حلال خدا را حلال و حرام او را حرام میکند و حدود الهی را برپا داشته و از دین خدا دفاع میکند و با بیان حکمتآمیز و اندرزهای نیکو و دلیلهای رسا، [مردم را] به سوی پروردگار خویش دعوت میکند .»
توصیف امام
آن حضرت فرمود: «الامام کالشمس الطالعة المجللة بنورها للعالم وهی فی الافق بحیث لاتنالها الایدی والابصار، الامام البدر المنیر والسراج الزاهر والنور الساطع والنجم الهادی فی غیاهب الدجی واجواز البلدان والقفار ولجج البحار، الامام الماء العذب علی الظمآء والدال علی الهدی والمنجی من الردی، الامام النار علی الیفاع، الحار لمن اصطلی به والدلیل فی المهالک . من فارقه فهالک; (19)
امام مانند خورشید فروزان است که نورش عالم را فراگیرد و خودش در افق [اعلا] قرار دارد; به گونهای که دستها و دیدگان به آن نرسد، امام ماه تابان، چراغ روشن، نور درخشان و ستاره راهنما در تاریکیها، رهگذر شهرها و کویرها، و گرداب دریاها است . امام آب گوارای زمان تشنگی و راهنمای هدایت و نجاتبخش از هلاکت است . امام آتش روشن بر بلندیها [برای هدایت گمگشتگان]، وسیله گرمی برای هر که از آن گرما خواهد و رهنمای هلاکت گاهها است . هر که از او جدا شود هلاک شود .»
راستی این همه مفاهیم بلند و عمیق را چگونه میتوان به مردم فهماند و چگونه خود میتوان به آن رسید؟
من گنگ خواب دیده و مردم تمام کر
من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش (20)
و فرمود: «الامام السحاب الماطر والغیث الهاطل والشمس المضیئة . . . الامام الانیس الرفیق والوالد الشفیق والاخ الشقیق والام البرة . . . الامام امین الله فی خلقه وحجته علی عباده وخلیفته فی بلاده والداعی الی الله والذاب عن حرم الله، الامام المطهر من الذنوب والمبرا، المخصوص بالعلم الموسوم بالحلم; (21)
امام ابری استبارنده، بارانی استشتابنده و خورشیدی است فروزنده . . . امام همدم و رفیق، پدر مهربان، برادر دلسوز و مادر نیکو است . . . امام امین خدا در میان مردم، حجت او بر بندگانش، خلیفه او در زمین و دعوت کننده به سوی خدا و دفاع کننده از حریم الهی است . امام از گناهان پاک و [از عیب] به دور است . به علم مخصوص گشته و به حلم علامتیافته است .»
گر بیابم صد دهان و این چنین
تنگ آید در بیان آن امین
این قدر همگر نگویم ای سند
شیشه دل از ضعیفی بشکند . (22)
خالی از لطف نیست که در اینجا به اعترافی از دشمن در مورد خود امام هشتمعلیه السلام اشاره کنیم: وقتی که حضرت رضاعلیه السلام به ولایتعهدی رسید، گروهی از حاشیهنشینان و غلامان دربار همپیمان شدند که در لحظه ورود حضرت به نزد مامون به او بیاعتنایی و بیاحترامی کنند . آنها تصمیم گرفتند که پرده را که رسم بود موقع ورود آنحضرت بالا بزنند، بالا نزنند . اتفاقا در لحظه ورود آن حضرت همه بیاختیار پرده را بالا نگهداشتند و به آن حضرت احترام نمودند، در نوبتی دیگر که با تصمیم قبلی متفقا پرده را بلند نکردند، خداوند بادی را مامور ساخت که پرده را بلند کند، حضرت وارد شد و همین قضیه به هنگام راجعتحضرت نیز تکرار شد . آنها به یکدیگر گفتند: «یا قوم هذا رجل له عند الله منزلة ولله به عنایة; ای قوم! این مرد در پیشگاه الهی جایگاه خاصی دارد و خداوند به او عنایت دارد .»
مگر ندیدید که شما پرده را بلند نکردید، خداوند مانند حضرت سلیمان باد را در اختیار او قرار داد؟ و لذا تصمیم گرفتند عقائد خود را اصلاح کنند و بعد از آن روز، در احترام آن حضرت بکوشند . (23)
نشانههای امام
امام دارای نشانههایی است: او داناترین مردم، بهترین انسانها در قضاوت، با تقواترین مردم، بردبارترین مردم، شجاعترین مردم، سخاوتمندترین مردم و عابدترین مردم میباشد . . . و پاکیزه [از گناهان و معصوم است] و از پشتسر همچون از پیش رو میبیند .»
امام رضاعلیه السلام در حدیث فوق 9 نشانه را برای امام بیان میکند . البته امام نشانههای دیگری نیز دارد، از جمله:
1 - امام محدث است; یعنی، صدای ملک را میشنود ولی او را نمیبیند . به فرموده امام هشتمعلیه السلام رسول آن است که جبرئیل بر او نازل میشود و او جبرئیل را میبیند و سخنانش را میشنود . نبی گاهی سخن جبرئیل را میشنود و گاهی خودش را میبیند . «والامام هو الذی یسمع الکلام ولا یری الشخص; (25) و اما امام کسی است که سخن [ملک] را بشنود ولی شخص او را نبیند .»
2 - امام دارای علم الهی و مؤید به روح رحمانی است . امام هشتمعلیه السلام فرمود: «ان الامام مؤید بروح القدس وبینه وبین الله عمود من نور یری فیه اعمال العباد وکلما احتاج الیه لدلالة اطلع علیها; (26) امام با روح القدس تایید شده و بین او و خدا ستونی از نور است که در آن رفتار بندگان را میبیند و هرگاه برای راهنمایی [افراد] به آن احتیاج پیدا کند، بر آن راهنمایی آگاهی مییابد .»
پی نوشتها:
1) ر . ک: محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، تهران، مکتبة الصدوق، 1381 ه . ق، ج1، ص486; شیخ مفید، الارشاد، قم، منشورات مکتبة بصیرتی، ص304 .
2) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1385 ه . ق، ج49، ص3 - 7 .
3) اصول کافی، ص486; ارشاد مفید، ص304 .
4) بقره/124 .
5) مائده/5 .
6) مائده/67 .
7) علامه امینی، الغدیر، دارالکتب الاسلامیة، ج10، ص359 - 360 .
8) فخر رازی، مجموعة الرسائل، چاپ مصر، 1328، المسائل الخمسون، ص384 .
9) ابن میثم بحرانی، غایة المرام، چاپ دوم، المقصد الاول، باب 2، ص244، حدیث2 .
10) اصول کافی، ج1، ص183 .
11) بحارالانوار، ج27، ص194 و ر . ک: مناقب خوارزمی، ص28 .
12) سنن ابی داوود، داراحیاء السنة النبویة، ج3، ص318 و ر . ک: مسند احمد حنبل، مؤسسه الرسالة، بیروت، ج11، ص58 .
13) همان، ج3، ص409; ابن سعد، طبقات الکبری، بیروت، دار صادر، ج2، ص243; صحیح بخاری، ج1، ص39 .
14) علامه حلی، دلائل الصدق، ج2، ص4; اللوامع الالهیه، ص258 - 259، به نقل از محمد رضا مظفر، بدایة المعارف، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، شرح از سید محسن خرازی، ج2، ص8 .
15) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، دار احیاء التراث، چاپ دوم، 1386، ه . ق، ج10، ص134 .
16) مجله حوزه، شماره 71 - 70، چاپ دوم، 1374، ص50 .
17) محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیة، ترجمه و شرح از سید جواد مصطفوی، ج1، ص284 - 285; و ر . ک: علی بن شعبه، تحف العقول، تهران، کتاب فروشی اسلامیة، ترجمه علی اکبر غفاری، ص460 - 461 .
18) همان، ص462; اصول کافی، ج1، ص286 .
19) همان، ج1، ص286; تحف العقول، ص436 .
20) جلال الدین محمد بلخی مولوی .
21) تحف العقول، ص464; اصول کافی، صص 286 - 288 .
22) مولوی .
23) علامه مجلسی، بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیة، ج49، ص60، ح79; و ر . ک: شیخ حر عاملی، اثباة الهداة، ج3، ص314; فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج4، ص284 .
24) شیخ حر عاملی، التنبیه، ص26; ر . ک: بدایة المعارف، محمد رضا مظفر، شرح از سید محسن خرازی، ج2، ص46 .
25) اصول کافی، ج1، ص248، روایت 2 .
26) التنبیه، ص42; بدایة المعارف، ج2، ص50 .
معرفي سايت مرتبط با اين مقاله
تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله