0

گفتگوی پدر و پسر در روز عاشورا

راویان واقعه کربلا نوشته اند تا اصحاب زنده بودند، تا یک نفرشان هم زنده بود، خود آنها اجازه ندادند یک نفر از اهل بیت پیغمبر، از خاندان امام حسین علیه السلام، از فرزندان، از برادرزادگان، از برادران، از عموزادگان، به میدان برود. می گفتند آقا اجازه بدهید ما وظیفه مان را انجام بدهیم، ما وقتی کشته شدیم خودتان می دانید. اهل بیت پیغمبر منتظر بودند که نوبت آنها برسد. آخرین فرد از اصحاب اباعبدالله که شهید شد یک مرتبه ولوله ای در میان جوانان خاندان پیغمبر افتاد. همه از جا حرکت کردند.

گفتگوی پدر و پسر در روز عاشورا

راویان واقعه کربلا نوشته اند تا اصحاب زنده بودند، تا یک نفرشان هم زنده بود، خود آنها اجازه ندادند یک نفر از اهل بیت پیغمبر، از خاندان امام حسین علیه السلام، از فرزندان، از برادرزادگان، از برادران، از عموزادگان، به میدان برود. می گفتند آقا اجازه بدهید ما وظیفه مان را انجام بدهیم، ما وقتی کشته شدیم خودتان می دانید. اهل بیت پیغمبر منتظر بودند که نوبت آنها برسد. آخرین فرد از اصحاب اباعبدالله که شهید شد یک مرتبه ولوله ای در میان جوانان خاندان پیغمبر افتاد. همه از جا حرکت کردند. نوشته اند: فجعل یودع بعضهم بعضا شروع کردند با یکدیگر وداع کردن و خداحافظی کردن، دست به گردن یکدیگر انداختن، صورت یکدیگر را بوسیدن.
از جوانان اهل بیت پیغمبر اول کسی که موفق شد از اباعبدالله کسب اجازه بکند، فرزند جوان و رشیدش علی اکبر بود که خود اباعبدالله درباره اش شهادت داده است که از نظر اندام و شمایل، اخلاق، منطق و سخن گفتن، شبیه ترین مردم به پیغمبر بوده است. سخن که می گفت گویی پیغمبر است که سخن می گوید. آنقدر شبیه بود که خود اباعبدالله فرمود: خدایا خودت می دانی که وقتی ما مشتاق دیدار پیغمبر می شدیم، به این جوان نگاه می کردیم، آیینه تمام نمای پیغمبر بود. این جوان آمد خدمت پدر، گفت پدر جان به من اجازه جهاد بده. درباره بسیاری از اصحاب، مخصوصا جوانان ، روایت شده که وقتی برای اجازه گرفتن پیش حضرت می آمدند، حضرت به نحوی تعلل می کرد، مثل داستان قاسم که مکرر شنیده اید، ولی وقتی که علی اکبر می آید و اجازه میدان می خواهد، فقط سرخودشان را پائین می اندازند. جوان روانه میدان شد:
نوشته اند اباعبدالله در حالی که چشمهایش حالت نیم خفته به خود گرفته بود،'' ثم نظر الیه نظر آئس''، (اللهوف ص 47) به او نظر کرد مانند نظر شخص ناامیدی که به جوان خودش نگاه می کند. نا امیدانه نگاهی به جوانش کرد، چند قدمی هم پشت سر او رفت، اینجا بود که گفت خدایا! خودت گواه باش که جوانی به جنگ اینها می رود که از همه مردم به پیغمبر تو شبیه تر است. جمله ای هم به عمر سعد گفت، فریاد زد بطوری که عمر سعد فهمید: «یا بن سعد قطع الله رحمک» اللهوف ص 47، مقتل علی اکبر (مقرم) ص 76، مقتل الحسین مقرم ص 321، مقتل الحسین خوارزمی ج 2 ص 30، بحار الانوار ج 45 ص 43) خدا نسل ترا قطع کند که نسل مرا از این فرزند قطع کردی. بعد از همین دعای اباعبدالله، دو سه سال بیشتر طول نکشید که مختار عمر سعد را کشت و حال آنکه پس از آن پسر عمر سعد در مجلس مختار شرکت کرده بود، برای شفاعت پدرش. سر عمر سعد را آوردند در مجلس مختار در حالی که روی آن پارچه ای انداخته بودند، آوردند و گذاشتند جلوی مختار، حالا پسر او آمده برای شفاعت پدرش. یک وقت به پسر گفتند آیا سری را که اینجاست می شناسی؟ وقتی آن پارچه را برداشت، دید سر پدرش است، بی اختیار از جا حرکت کرد، مختار گفت او را به پدرش ملحق کنید.
این طور بود که علی اکبر به میدان رفت. مورخین اجماع دارند که جناب علی اکبر با شهامت و از جان گذشتگی بی نظیری مبارزه کرد. بعد از آن که مقدار زیادی مبارزه کرد، آمد خدمت پدر بزرگوارش که این جزء معماهای تاریخ است که مقصود چه بوده و برای چه آمده است؟ گفت پدر جان "العطش" تشنگی دارد مرا می کشد، سنگینی این اسلحه مرا خیلی خسته کرده است، یک ذره آب اگر به کام من برسد، نیرو می گیرم و باز حمله می کنم. این سخن جان اباعبدالله را آتش می زند. می گوید پسر جان! ببین دهان من از دهان تو خشکتر است، ولی من به تو وعده می دهم که از دست جدت پیغمبر آب خواهی نوشید. این جوان می رود به میدان و باز مبارزه می کند.
مردی است به نام حمیدبن مسلم که به اصطلاح راوی حدیث است. مثل یک خبرنگار در صحرای کربلا بوده است. البته در جنگ شرکت نداشته ولی اغلب قضایا را او نقل کرده است. می گوید: کنار مردی بودم. وقتی علی اکبر حمله می کرد همه از جلوی او فرار می کردند. او ناراحت شد، خودش هم مرد شجاعی بود، گفت قسم می خورم اگر این جوان از نزدیک من عبور بکند، داغش را به دل پدرش خواهم گذاشت. من به او گفتم تو چکار داری، بگذار بالاخره او را خواهند کشت. گفت خیر. علی اکبر که آمد از نزدیک او بگذرد، این مرد او را غافلگیر کرد و با نیزه محکمی آنچنان به علی اکبر زد که دیگر آن توان از او گرفته شد به طوری که دستهایش را انداخت به گردن اسب، چون خودش نمی توانست تعادل خود را حفظ کند.
در اینجا فریاد کشید: « یا ابتاه هذه اجدی رسول الله» (بحار الانوار ج 45 ص 44، مقتل الحسین خوارزمی ج 2 ص 31، مقتل الحسین مقرم ص 324، مقتل العواصم ص 95) پدر جان الان دارم جد خودم را به چشم دل می بینم و شربت آب می نوشم. اسب، جناب علی اکبر را در میان لشکر دشمن برد، اسبی که در واقع دیگر اسب سواری نداشت. رفت در میان مردم. اینجا است که جمله عجیبی را نوشته اند. نوشته اند: « فاحتمله الفرس الی عسکر الاعداء فقطعوه بسیوفهم اربا اربا» پس آب پیکر (حضرت علی اکبر) را در طرف لشگر دشمن حمل نمود، پس دشمنان پیکر آن حضرت را قطعه قطعه کردند. (مقتل الحسین مقرم ص 324، مقتل العواصم ص 95، بحار الانوار ج 45 ص 44، مقتل الحسین خوارزمی ج 2 ص 31، و این عبارت با مضامین مختلف در اعلام الوری ص 242، فی رحاب ائمه اهل البیت ج 3 ص 127، الکامل فی التاریخ ج 4 ص 74، مناقب ابن شهر آشوب ص 109، اللهوف ص 48، ارشاد شیخ مفید ص 239 نقل شده است).
منبع:کتابخانه طهور


نظرات کاربران
ارسال نظر شما
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
پنجشنبه، 5 دی 1387
تخمین زمان مطالعه: 10 دقیقه
بازدید: 8055
موارد بیشتر برای شما
نیاز بشر به دین و انبیاء (علیهم السلام)
نیاز بشر به دین و انبیاء (علیهم السلام)

نیاز بشر به دین و انبیاء (علیهم السلام)

لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش چهارم)
لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش چهارم)

لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش چهارم)

سرود(با حــال دل یاعــلى، یقه چاک زد)
سرود(با حــال دل یاعــلى، یقه چاک زد)

سرود(با حــال دل یاعــلى، یقه چاک زد)

جشن میلاد حضرت امیرالمومنین
جشن میلاد حضرت امیرالمومنین

جشن میلاد حضرت امیرالمومنین

نوروز در پاکستان

نوروز در پاکستان

نوروز در قرقیزستان
نوروز در قرقیزستان

نوروز در قرقیزستان

ترانه نوروز به زبان شیرین کودکانه
ترانه نوروز به زبان شیرین کودکانه

ترانه نوروز به زبان شیرین کودکانه

9 گام مؤثر برای ترک یک عادت بد
9 گام مؤثر برای ترک یک عادت بد

9 گام مؤثر برای ترک یک عادت بد

لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش دوم)
لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش دوم)

لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش دوم)

لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش سوم)
لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش سوم)

لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش سوم)

حفاظت دین از انسان از دنیا تا آخرت
حفاظت دین از انسان از دنیا تا آخرت

حفاظت دین از انسان از دنیا تا آخرت

لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش اول)
لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش اول)

لحظات اعتکاف را از دست ندهیم( بخش اول)

موزیک ویدیو نوروز | همایون شجریان
موزیک ویدیو نوروز | همایون شجریان

موزیک ویدیو نوروز | همایون شجریان

نوروز، بهار، مردم، خرید عید

نوروز، بهار، مردم، خرید عید

نوروز در تاجیکستان
نوروز در تاجیکستان

نوروز در تاجیکستان

کت و شلوار ایرانی و ترک!
کت و شلوار ایرانی و ترک!

کت و شلوار ایرانی و ترک!

نوروز و درسهای آن/ تصویری
نوروز و درسهای آن/ تصویری

نوروز و درسهای آن/ تصویری

نوروز و درسهای آن/ صوتی
نوروز و درسهای آن/ صوتی

نوروز و درسهای آن/ صوتی

یا حیدر یا علی مولا | حسن کاتب

یا حیدر یا علی مولا | حسن کاتب

نماهنگ حیدر امیرالمومنین با صدای حسن کاتب
نماهنگ حیدر امیرالمومنین با صدای حسن کاتب

نماهنگ حیدر امیرالمومنین با صدای حسن کاتب

مولانا علی | عشق به حیدر چه بی نظیره | حسن کاتب
مولانا علی | عشق به حیدر چه بی نظیره | حسن کاتب

مولانا علی | عشق به حیدر چه بی نظیره | حسن کاتب