آفرینش جهان در شش روز انجام شد
 
 چکیده:
این مقاله ارتباط روایی و معنایی آیین نوروز را با اسطوره‌های سایر اقوام باستانی می‌سنجد. در این جستار، آیین‌های مرتبط با پایان فصل سرما در میان این اقوام از نظر زمانی و ارتباط با اول بهار بررسی شده است و فرایند چگونگی تبدیل این آیین‌ها به جشن‌های اول بهار و تأثیر آنها بر شکل‌گیری نوروز به شیوه کنونی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.
 
تعداد کلمات: 1339 کلمه / تخمین زمان مطالعه: 6 دقیقه
 
نویسنده: محمدرضا رضایی (1)
 
پیدایش نوروز و آیین‌های مرتبط با آن همراه با فلسفه و توضیحات متفاوتی بوده است. این جشن به اندازه‌ای در دنیای باستان تا به امروز مشهور و محبوب بوده که اقوام مختلف جدای از اینکه متعلق به کدام ملت یا کشوری هستند، سعی بر آن دارند تا این آیین و جشن‌های مرتبط با آن را از خود بدانند و برای اثباتش هرگونه دلیل و توجیهی بیاورند. در اینجا هدف اثبات ایرانی بودن این جشن نیست (چرا که به قول "مارسل پروست (2)" شادی زمان و مکان نمی‌خواهد کافی است دل بخواهد شاد باشید) بلکه قصد مطالعه بن‌مایه اساطیری این جشن‌ها در میان اقوام کهن باستان و چگونگی شکل‌گیری آیین‌هایی است که در پی آن جشن های آغاز سال و پایان فصل سرما شکل گرفته است. در ابتدا ضرورت ایجاب می‌نماید درباره پیدایش نوروز در اساطیر و تاریخ ایران توضیح مختصری ارائه شود.
 نوروز در فرهنگ ایرانی به دو روز تعلق داشته است. نوروز کوچک (نوروز عامه) روز اول فروردین است که خورشید به برج حمل می‌رسد و دیگری نوروز بزرگ یا (نوروز خاصه) است که روز خرداد از ماه فروردین (روز ششم فروردین ماه) است. گفته‌اند: نوروز کوچک روز آفرینش جهان و انسان است و نوروز بزرگ روزی است که در آن جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسم‌های نیکو گذاشت
طبق روایات اساطیری و در اوستا، آفرینش جهان در شش روز انجام شد که به آن "گاهانبار" می‌گفتند. در پایان هر گاهانبار پنج روز جشن می‌گرفتند. این گاهانبارها عبارت‌اند از:
- نخستین هنگام آغاز خلقت جهان در روز چهل و پنجم سال که همزمان با 15 اردیبهشت ماه بود، در این روز آسمان آفریده شد.
- دومین گاهانبار همزمان با یکصد و پنجمین روز سال است که مصادف با 15 تیرماه بود و در این روز آب به وجود آمد.
- سومین هنگام آفرینش روز صد و هشتادم سال است که همزمان با 30 شهریور ماه بود و در این زمان زمین خلق شد.
- چهارمین گاهانبار مقارن با 30 مهرماه یا به عبارت دیگر دویست و دهمین روز سال بود که در این هنگام گیاهان آفریده شدند.
- پنجمین گاهان بار همزمان با دویست و نودمین روز سال بود که مصادف با روز 20 دیماه می‌شد و در این روز حیوانات آفریده شدند.
- ششمین هنگام آفرینش مقارن با سیصد و شصت و پنجمین روز سال که در حقیقت آغاز سال بود، در این روز خداوند با آفرینش انسان به کار خلقت جهان پایان بخشید. این گاهانبار که با برابر شدن شب و روز همراه شد به سبب آفرینش انسان که خود مظهری از صفات آفریدگار جهان است، از مقام بسیار ارجمندی برخوردار شد و ایرانیان این هنگام فرخنده را با شادی و سرور جشن گرفتند (نک. بهار، 1378).

  بیشتر بخوانید:  جشن نوروز از مظاهر و شعارهای شیعه

در بیشتر روایات اسطوره‌ای ایران، دوره پیشدادی را زمان پیدایی نوروز و «جمشید»، چهارمین پادشاه پیشدادی را بنیانگذار نوروز و آیین نوروزی به شمار آورده‌اند. حکیم طوس معتقد است، جمشید روز اول فروردین ماه بر تخت طلایی تکیه زد. دیوان این تخت را در مدت یک روز از دماوند به بابل بردند، او این روز را اهورامزدا و به نام آفریدگار جهان نامید و فرمان داد مردم این هنگام خجسته را جشن گرفته و شادی کنند. حکیم عمر خیام در نوروزنامه چنین می‌نویسد: سبب نام نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب هر سیصد و شصت و پنج شبانه روز و ربعی به اول دقبیقه حمل باز آید و چون جمشید آن روز را دریافت، نوروز نام نهاد و جشن و آیین آورد (نک. خیام، 1312)
 
نوروز در فرهنگ ایرانی به دو روز تعلق داشته است. نوروز کوچک (نوروز عامه) روز اول فروردین است که خورشید به برج حمل می‌رسد و دیگری نوروز بزرگ یا (نوروز خاصه) است که روز خرداد از ماه فروردین (روز ششم فروردین ماه) است. گفته‌اند: نوروز کوچک روز آفرینش جهان و انسان است و نوروز بزرگ روزی است که در آن جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسم‌های نیکو گذاشت (نک. همان).
 
در گذر تاریخ و با توجه به پژوهش‌هایی که روی آثار سنگ نگاره‌ها و کتیبه‌های بجا مانده از دوره هخامنشیان انجام شده، مردم ایران به درستی با نوروز آشنا بوده‌اند و این ایام را به عنوان آیینی کهن به هنگام کگردش سال جشن می‌گرفتند. پادشاهان هخامنشی از تخت جمشید که محلی مقدس و مخصوص نیایش بود، به هنگام نوروز برای برگزاری آیین‌های ویژه نوروزی و استقبال از نمایندگان اقوام و مردم مختلف استفاده می‌کردند. هر سال، نمایندگان اقوام مختلف از قبیل مادی، عیلامی، بابلی، خوزی، آشوری، هندی، آفریقایی و... با پوشاک قومی- ملی خود، در تخت جمشید گرد می‌آمدند و نوروز و نو شدگی سال را در کاخ آپادانا، در برابر شاه جشن می‌گرفتند و هدیه‌های خود را به پادشاه ایران اهدا می‌کردند. در دوران اشکانیان (250 پ م تا 226 م) و ساسانیان (226 تا 652 م) مردم نوروز را بنا بر سنت های فرهنگی رایج در فرهنگ مردم ایران در آغاز سال نو جشن می‌گرفتند. نوروز و جشن نوروزی در میان ایرانیان، چنان اهمیت داشت که برخی از جشن‌های مهم را به شمار روزهایی که تا نوروز فاصله داشت، می‌خواندند. به گفته کریستن سن، در زمان ساسانیان این جشن بیش از پیش اهمیت پیدا کرد، چنان که واژه نوروز به تنهایی یا با افزوده شدن به واژه‌های دیگر نام چندین آهنگ موسیقی شد، مانند نوروز، سازنوروز، نوروزبزرگ، نوروز قباد که نظامی و منوچهری در اشعار خود از از آن‌ها یاد کرده اند. به نوشته سیدحسن تقی زاده (نک. ذکرگو، 1377) در عهد ساسانیان نوروز، یعنی روز اول سال ایرانی و اول فروردین ماه چنان که در زمان ما معمول استا، در آغاز بهار نبود بلکه مانند عید فطر و عید قربان در فصول سال می‌گشت، البته نه به آن سرعت که ماه‌های عربی می‌گردند. در سال یازدهم هجرت که مبدأ تاریخ یزدگردی و همزمان با جلوس یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، بر تخت پادشاهی است، نوروز در 16 حزیران رومی (ژوئن) یعنی نزدیک به اول تابستان بود. از آن تاریخ نوروز به تدریج هر چهار سال یک روز عقب‌تر ماند تا در سال 467 هجری، در 13 برج حوت یعنی 17 روز مانده به آخر زمستان واقع شد که جلال الدین ملکشاه سلجوقی ترتیب تقویم جدید جلالی را بنیان گذاشت و نوروز را در روز اول بهار ثابت نگاه داتش. از آن زمان تاکنون این جشن در اول فصل بهار برپا می‌شود.

ادامه دارد..
 
پی نوشت‌ها:
1- دکتر شرق شناسی آکادمی علوم مسکو.
2- Marcel proust
 
منابع فارسی:
آنه ساکی، ماساهارو (1379): دین شینتو، ترجمه‌ی ع. پاشایی، هفت آسمان، سال دوم، شماره 5.
ارهارت، اچ، بایرون (1384): دین ژاپن: یکپارچگی و چندگانگی، ترجمه ملیحه معلم، تهران، انتشارات سمت.
ایونس، ورونیکا (1373): شناخت اساطیر هند، ترجمه‌ی با جلال فرخی- تهران، اساطیر، چاپ اول.
بهار، مهرداد (1378): پژوهشی در اساطیر، تهران: انتشارات آگه.
جلالی مقدم، مسعود (1380): سه گام کیهانی رساله در آیین ویشنوپرستی دین هندویی، تهران، نشر مرکز.
خیام، عمر (1312): نوروزنامه، به تصحیح مجتبی مینوی، تهران: انتشارات کاوه.
ذکرگو، امیرحسین (1377): اسرار اساطیر هند (خدایان ودائی)، تهران، فکر روز.
رجب زاده،‌هاشم و یوکوفوجیموتو (1391): نوروز و بهار در شعر قدیم ژاپن، تهران، پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
روح‌الامینی، محمود (1383): آیین‌ها و جشن‌های کهن در ایران امروز؛ تهران، انتشارات آگه.
شونزو، ساکاماکی (1380): شینتو، قوم‌مداری ژاپنی، جان ژاپنی، بنیادهای فلسفه و فرهنگ ژاپنی، ویراسته چارلز ای. مور، د ترجمه ع. پاشایی، تهران، مؤسسه نگاه معاصر.
فرامکین، گرگوار (1372): باستان‌شناسی در آسیای میانه، ترجمه صادق ملک شهمیرزادی، تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
کریستین سن، آرتور (1377): ایران در زمان ساسانیان؛ ترجمه رشید یاسمی؛ تهران، دنیای کتاب.
مسکوب، شاهرخ (1354): سوگ سیاوش، تهران، انتشارات خوارزمی.
References:
Frazier, Jessica (2011(: The Continuum companion to Hindu studies, London, Continuum, Pages 1-15.
Danielou,Alain)(1991): The myths and gods of India. Inner Traditions, Vermont, USA.
luckenbill, D.D. (1908). "The Temples of Babylonia and Assyria". The American Journal of Semitic Languages and Literaturess 24(4): 291-322.
Richard, Anthony Parker (1950): The calendars of ancient Egypt. Chicage press, Chicago.
 
منبع:
مردم شناسی نوروز، (مجموعه مقالات همایش ملی نوروز، میراث صلح)، علیرضا حسن زاده ، مهدی حشمتیان تهران: پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، چاپ کهن نوبنت اول 1394
 

  بیشتر بخوانید:
  تأملی در نوروز
  انسان شناسی در ایران
  نوروز در کتب فقهى و استدلالى‌