0
ویژه نامه ها

بلدی بشماری؟

پنجره را باز می­ کنم و نفس عمیقی می ­کشم؛ وای چه بوی خوبی! من عاشق این بو هستم؛ بوی عید؛ اصلا تمام سال را انتظار می­ کشم تا برسم به این­جا؛ به آخر سال که همه به هول­ و ولا می­ افتند تا همه چیز را برای سال نو آماده کنند. قشنگ­ ترین قسمتش هم خرید لباس نو است...
بلدی بشماری؟
پنجره را باز می­ کنم و نفس عمیقی می ­کشم؛ وای چه بوی خوبی!  من عاشق این بو هستم؛ بوی عید؛ اصلا تمام سال را انتظار می­ کشم تا برسم به این­جا؛ به آخر سال که همه به هول­ و ولا می­ افتند تا همه چیز را برای سال نو آماده کنند. قشنگ­ ترین قسمتش هم خرید لباس نو است. آخ که من یکی چقدر ذوق می­ کنم همراه مامان بروم بازار و وای خدای من...!

باد سردی می­ خورد توی صورتم. سرما دیگر دارد زورهای آخرش را می ­زند. صدای اکرم خانم، همسایه‌ی بغلی­ مان از توی حیاط شان می ­آید. گردن می­ کشم تا ببینم توی حیاط شان چه خبر است. اکرم خانم جاروی کهنه­ ای دستش گرفته، چکمه‌ی پلاستیکی بلندی پوشیده و دارد هوار می­کشد: « ببین چی‌کار کرده! گند زده به فرشی که با جان­ کندن تمیزش کرده بودم. نگاه کن تو رو خدا! برو گورت رو گم کن ببینم!»

جاروی کهنه­ شوت م ی­شود وسط حیاط ما و گربه‌ی چاق و سفیدی که روی دیوار نشسته و چند وقتی است با پررویی تمام به خانه‌ی اکرم خانم پیله کرده، میوی بلندی می­ کشد و می­ پرد کنار پنجره‌ی اتاق داداش مهدی. داداش مهدی نشسته روی صندلی چرخ­دارش و زل زده به من که دارم از پنجره‌ی طبقه بالا، حیاط اکرم خانم این­ها را دید می­زنم. هول می­ شوم، تندی پنجره را می­ بندم و شیرجه می ­زنم روی تختم.

نگاه تندوتیز داداش مهدی مثل میخ فرورفته توی چشم ­هایم؛ اصلا داداش از موقعی که تصادف کرده و نشسته روی ویلچر، یک مدل دیگر شده. بیشتر وقت­ ها سرش توی کتاب است و یا زل زده به جایی و دارد به یک چیزی فکر می­ کند و یا توی دفتر جلد چرمی قهوه­ ای­ اش یک چیزهایی می ­نویسد. دلم می­ خواهد بدانم چی توی آن دفتر نوشته؛ اما اگر از ده ­قدمی دفترش رد بشوم، سایه ­ام را با تیر می ­زند. خوشم می ­آید که خودش را نباخته و یک گوشه قنبرک نزده؛ اما درست نمی­ دانم دارد چی کار می­ کند. الان هم که با آن نگاه ­های سرزنش ­آمیزش مثل آدم ­برفی آبم کرد و انداخت یک گوشه!

-«میناجان، بپر برو از اکرم ­خانم این­ها شلنگ بلندشان را بگیر تا کاشی­ های آشپزخانه را بشوریم!»

صدای مامان است. وای خدای من! من این قسمت را دوست ندارم. مثلا امروز، جمعه است و من دلم می‌خواهد استراحت کنم. کاش بگویند میناجان! یک گوشه بنشین زل بزن به درخت­ ها، هوا را بو بکش، رد گنجشک ­ها را بزن، یا ته تهش سبزه سبز کن، تخم­ مرغ رنگ کن، حاجی­ فیروز درست کن، برای سفره هفت‌سین طرح بده! حالا خواستی خانه‌ی اکرم­ خانم این­ها را هم یک کمی دید بزنی، اشکال ندارد بزن!

-«میناجان!»

ولوم صدای مامان دارد بالا می­ رود و این یک تهدید تروتمیز و محترمانه است. با صدای بلند می­گویم: «چشم مامان ­جان!»

لباس­ های خیسم را درمی ­آورم و می­ اندازم روی تخت. اگر مامان ببیند، کلی غر می ­زند که تازه روتختی ­ات را شستم و هنوز عید نشده، همه‌ی اتاقت را به­ هم ور کرده­ ای! دارم لباس می ­پوشم که مامان دوباره صدا می­ زند: -«میناجان...!»

وای خدای من! دارم از کت ­وکول می ­افتم؛ باز چه کارم دارد؟ کاشی­ های آشپزخانه را که حسابی سابیدم.

-«...ببین داداشت چی کارت داره؟»

یاد نگاه ­های فلفلی داداش می­ افتم و تنم یخ می ­کند؛ حتما می ­خواهد بابت فضولی چند ساعت پیش، دعوایم کند. حالا چه­ کار کنم؟

-«می... نا... جان!»

دوباره ولوم صدای مامان دارد می­ رود بالا و می­ گویم: «چشششم... ما... ما... ن... جااان!»

و آرام راه می ­افتم به­ طرف اتاق داداش. پشت در، نفسم را توی سینه حبس می­ کنم و دست گیره را می­ کشم پایین. اتاق ساکت است و داداش نشسته کنار پنجره و زل زده به درخت توت بی ­برگ­ و باری که دارد توی این هوا زور می ­زند برای جوانه زدن. کنار در می ­ایستم و سرم را پایین می­ اندازم. صندلی­ اش را می­ چرخاند طرفم و بعد از یک سکوت کش­دار می­ گوید: «می­دانی امروز داشتم به چی فکر می­ کردم؟»

آب دهانم را قورت می­ دهم و آهسته می­ گویم: «به چی؟»

می­ رود به­ طرف میز تحریرش و دست می­ کشد روی دفتر جلدچرمی و بعد از کمی سکوت می­ گوید: «به این­که چه ­قدر جالب است. همه‌ی ما منتظریم و دلمان می­ خواهد زودتر عید بیاید؛ حالا بعضی­ هایمان حسابی کار می‌کنیم و بعضی ­هایمان هم بدمان نمی­ آید از زیر کار دربرویم و فقط بنشینیم کنار پنجره و...»

حرفش را می ­خورد و من سرم را پایین می­ اندازم. از حرف­ هایش چیزی نمی ­فهمم؛ انتظار داشتم دعوایم کند. داداش دفتر را می­ گیرد توی دستش و می­ گیرد به­ طرفم: «دوست دارم بخوانیش.»

 بی­ آن­که توی چشم­ های قهوه ­ای­ اش نگاه کنم، دفتر را می­ گیرم و می­ زنم بیرون. پله­ ها را چندتا یکی می­ کنم تا برسم به اتاقم. می­ پرم روی تخت و صدای جیرجیرش را درمی ­آورم. دفتر را باز می­ کنم. توی صفحه‌ی اولش با خط خوش نوشته: «کاش همیشه منتظر باشیم. کاش به تکاپو بیفتیم و برای دیدن بهاری بزرگ­تر و باشکوه ­تر لحظه­ ها را بشماریم. کاش یادمان نرود که او هم همیشه منتظر است...»

تازه منظور داداش را می ­فهمم. دلم تاپ­ تاپ می­ کند تا زودتر دفترش را بخوانم.

نویسنده: سیده فاطمه موسوی
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: ناهید اسدی
موارد بیشتر برای شما
آشپزی|طرز تهیه نان سرخ شده با مربا
آشپزی|طرز تهیه نان سرخ شده با مربا

آشپزی|طرز تهیه نان سرخ شده با مربا

هدف آمریکا از حمله به مواضع نیروهای مقاومت
هدف آمریکا از حمله به مواضع نیروهای مقاومت

هدف آمریکا از حمله به مواضع نیروهای مقاومت

گل به خودی تیم ولورهمپتون مقابل منچسترسیتی
گل به خودی تیم ولورهمپتون مقابل منچسترسیتی

گل به خودی تیم ولورهمپتون مقابل منچسترسیتی

چهار نوع نوشیدنی گرم و دلچسب
چهار نوع نوشیدنی گرم و دلچسب

چهار نوع نوشیدنی گرم و دلچسب

مجموعه یک تکه از ماه/شهید علی خوش لفظ
مجموعه یک تکه از ماه/شهید علی خوش لفظ

مجموعه یک تکه از ماه/شهید علی خوش لفظ

انفجار کشتی رژیم صهیونیستی چه عواقبی دارد؟!
انفجار کشتی رژیم صهیونیستی چه عواقبی دارد؟!

انفجار کشتی رژیم صهیونیستی چه عواقبی دارد؟!

نخستین تلویزیون تاشوی جهان
نخستین تلویزیون تاشوی جهان

نخستین تلویزیون تاشوی جهان

آموزش تهیه چهار نوع نوشیدنی گرم و دلپذیر
آموزش تهیه چهار نوع نوشیدنی گرم و دلپذیر

آموزش تهیه چهار نوع نوشیدنی گرم و دلپذیر

مستند خاک‌باز
مستند خاک‌باز

مستند خاک‌باز

دستور تهیه انواع نوشیدنی گرم
دستور تهیه انواع نوشیدنی گرم

دستور تهیه انواع نوشیدنی گرم

بایدن برلبه باتلاق...!
بایدن برلبه باتلاق...!

بایدن برلبه باتلاق...!

بایدن برلبه باتلاق...!
بایدن برلبه باتلاق...!

بایدن برلبه باتلاق...!

معیار دقیق برای انتخاب اصلح!
معیار دقیق برای انتخاب اصلح!

معیار دقیق برای انتخاب اصلح!

آموزش تهیه سه مدل نوشیدنی گرم
آموزش تهیه سه مدل نوشیدنی گرم

آموزش تهیه سه مدل نوشیدنی گرم

بیماری های قلبی و انواع روش های تشخیص این بیماری
بیماری های قلبی و انواع روش های تشخیص این بیماری

بیماری های قلبی و انواع روش های تشخیص این بیماری

چند مدل نوشیدنی گرم و دلچسب
چند مدل نوشیدنی گرم و دلچسب

چند مدل نوشیدنی گرم و دلچسب

سه مدل نوشیدنی گرم
سه مدل نوشیدنی گرم

سه مدل نوشیدنی گرم

چند نوع نوشیدنی گرم و دلپذیر
چند نوع نوشیدنی گرم و دلپذیر

چند نوع نوشیدنی گرم و دلپذیر

آزمایش نفربر ترکیه ای در قزاقستان
آزمایش نفربر ترکیه ای در قزاقستان

آزمایش نفربر ترکیه ای در قزاقستان

آدرس‌های غلط حامیان FATF
آدرس‌های غلط حامیان FATF

آدرس‌های غلط حامیان FATF

اقتصاد ایران از نفت فاصله بگیرد تحریم آن سخت تر می شود
اقتصاد ایران از نفت فاصله بگیرد تحریم آن سخت تر می شود

اقتصاد ایران از نفت فاصله بگیرد تحریم آن سخت تر می شود