0
ویژه نامه ها

نقش خانواده در تربیت فرزندان

نقش والدین در تربیت فرزند(بخش سوم)

والدین چه بخواهند، چه نخواهند؛ و چه بتوانند و چه نتوانند؛ چه خوب باشند، چه بد باشند؛ چه آگاه باشند، چه ناآگاه؛ چه شایسته باشند و چه ناشایسته، نخستین و مؤثرترین مربیان فرزندان خود، به ویژه در نخستین سال‌های زندگی آن‌ها هستند.
نقش والدین در تربیت فرزند(بخش سوم)
چکیده:
خانواده، نخستین و حساس‌ترین پایگاه تربیت است.از اولین تماس عاطفی مادر با فرزند که هنگام شیردادن برقرار می‌شود تا، روابط اندیشه‌ای افراد خانواده،همه و همه در نحوه تشکیل ساختار شخصیت کودک موثرند.خانواده پل ارتباط فرد با جامعه است.
تعداد کلمات:1328/ تخمین زمان مطالعه: 6 دقیقه

نقش والدین در تربیت فرزند(بخش سوم)
نویسنده: کبری خدابخش
«آیندة جنین در جبین مادر نقش بسته است.»
جملة فوق، جمله‌ای است بسیار هراس‌آور، تکان‌دهنده و در عین حال نویدبخش وامیدوار‌کننده. هراس آور از این جهت که نقش مادر در معماری سرنوشت فرزند تا چه اندازه می‌تواند تعیین کننده باشد و اگر این نقش به خوبی ایفا نشود، تمامیت زندگی و هستی فرزند را به مخاطره می‌اندازد؛ و امید بخش از آن جهت که اگر شرایط وصلاحیت مادر برای تربیت فرزند مستعد باشد، می‌تواند به آینده فرزندش آن گونه که شایستة رشد و شخصیت اوست، امیدوار باشد. (1)
والدین چه بخواهند، چه نخواهند؛ و چه بتوانند و چه نتوانند؛ چه خوب باشند، چه بد باشند؛ چه آگاه باشند، چه ناآگاه؛ چه شایسته باشند و چه ناشایسته، نخستین و مؤثرترین مربیان فرزندان خود، به ویژه در نخستین سال‌های زندگی آن‌ها هستند.
 
پدر و مادر کمال یافته کیست؟ آن که همه چیز را به طور کامل از فرزندش انتظار ندارد!
فرزند کمال یافته کیست؟ آن که از هر سختی و کاستی برای رشد و تحول بهترین خویش بهره می‌گیرد.
گویا پاره‌ای از والدین فرزندان خود را سوار بر قطاری می‌پندارند که باید هر چه سریع‌تر جاده‌های رشد را طی کنند. اما موفقیت، رسیدن به ایستگاه‌ها و مقاصدی خاص نیست؛ بلکه کیفیت رسیدن و شیوة‌زیستن و نوع حرکت پیش رونده می‌تواند به توسعه و تحول شخصیت کودک کمک کند.(2)
هنگامی که ما نمی‌توانیم شادی و نشاط فرزندمان را تحت کنترل خود درآوریم، در این صورت مسئول بـه وجود آوردن شادی و نشاط خود هستیم و چون فرزندان همه چیز را از ما فرامی‌گیرند، خلق و خوی ما از اهمیت زیادی برخوردار است. والدین شاد، احتمالا دارای فرزندان شاد و با نشاطی هستند، در حالی که فرزندان والدینی غمگینی و افسرده، دو بـرابـر میزان متوسط، افسردگی رنج می‌برند. در نتیجه، یکی از مهم بهترین کار‌هایی کـه می‌توانید برای سلامت احساسی و هیجانی فرزند‌تان انجام دهید، توجه و رسیدگی بـه شادی و نشاط خودتان است. بدین منظور زمانی را برای استراحت و تمدد اعصاب و شاید مهم‌تر از همه، به داشتن رابطه‌ای گرم و پر مهر با همسرخود، اختصاص دهید.

آن‌چه والدین «نباید» انجام دهند، بیش از آن چه باید انجام دهند، در تربیت فرزندان نقش دارد. آن‌ها باید بدانند در چه زمانی به فرزند خود نصیحت نکنند، در چه هنگامی دخالت نکنند و در چه موقعیتی او را سرزنش نکنند. این هنر «پرهیز»، بهترین «تجویز» برای تکوین و تحول فطری و طبیعی شخصیت کودکان است.
خانواده اولین پایه‌گذار شخصیت و ارزش‌ها و معیارهای فکری کودک است و نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک و خط مشی زندگی آینده او دارد. خانواده نخستین محیط زندگی فرد است و در حقیقت الگوی کوچکی از الگوی وسیع‌تر اجتماعی به شمار می‌رود که در آینده با آن مواجه خواهد شد.در آن جاست که کودک با جهان آشنا می‌شود و ارکان شخصیتش کم کم شکل می‌گیرد.(3)
رفتار نامطلوب کودک تغییر نمی‌کند، مگر آن که والدین دلایل این تغییر را متناسب با فهم و جذب و هضم و ظرفیت کودک بیان کنند.

رسالت اصلی والدین در پرورش فرزندان این است که حس نیکی، مثبت‌اندیشی، شادابی، سرزندگی، امید، ایمان و معنویت را در فضای خانواده همچون رایحه‌ای معطر منتشر کنند. انتشار این حس و حال به طور فزاینده محیط تربیتی خانواده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

ما به عنوان پدر و مادر، همواره «محبت» را جایگزین «مصلحت» و «خدمت» را جایگزین «تربیت» و «پاسخ دهی» به نیازها را جایگزین «جهت دهی» به نیازها میکنیم و این جابه‌جایی‌ها تربیت را از بنیاد جا به جا می‌کند!
فرزندان مهمترین دارایی والدین هستند و اگر از آنها به درستی نگه‌داری و مراقبت نشود، ممکن است تبدیل به یک بدهی شوند؛ موضوع به همین سادگی است. بنابراین سعی کنید آنها را درست تربیت کنید و هرگز فراموش نکنید که پدر و مادر هر دو در تربیت فرزندان نقش دارند. و این مهمترین وظیفه‌ای که بر عهده‌ی والدین است و این کار ساده‌ای نیست.
کودک آدمی بیش از آن که زبان به گفتار بگشاید، زبان به رفتار را می‌گشاید؛ پیش از آن که با مشاهدة چشم از ما آگاه شود، با مخابرة دل از وجود ما نقش می‌گیرد و بیش از آن که شنوندة پیام‌های لفظی و عمدی ما باشد، تماشاگر رفتار طبیعی و غیر عمدی ماست، از این روست که نقش والدین در تربیت، بیش از آن که هشیارانه، ارادی و عمدی باشد، غالباً ناهشیار، پنهان، غیر مستقیم و غیر عمدی است.(4)
طوری رفتار کنید که گویا انتظار دارید به سخنان شما عمل شود، زیرا کودکان تحت تأثیر اطمینانی که در سخن، لحن صدا و اعمال شما وجود دارد قرار می‌گیرند.

شما الگوی کاملی بـرای بچه‌ها هستید؛ بنابراین هر لحظه و هـر زمـان مواظب اعمال، رفتار و گفتار و عقاید خود باشید. آنها هر چه بشوند نتیجه‌ای مستقیم از رفتار و کردار خود شما خواهند بود و در این باره مسؤولیت،کاملاً با شما ستونه هیچ کس دیگر، حتی خودش.
موارد زیادی وجود دارد که دوست دارید به فرزندان خود بیاموزید ولی هیچ رفتاری با یک بار آموختن به دست نمی‌آید کودکان نیز همیشه برای فرا گرفتن آمادگی ندارند. آموزش نیاز به وقت،حوصله و موقعیت شناسی دارد.اگر والدین در این کار صبر و پشتکار نداشته باشند، خسته می شوند یا از کوره در می‌روند، و احترام خود را نزد فرزندان از دست خواهند داد. در این صورت فرزندان به خواسته‌های آنها بی‌توجه خواهند شد و خود را موظف به انجام آنها نخواهند دانست. تربیت مسوولیتی یک روزه نیست، آرامش، پایداری و مقاومت می‌خواهد.(5)
گاهی خود را به جای فرزندانتان قرار دهید.گاهی لازم است که والدین خود را جای فرزندان خود قرار دهند تا خواسته‌های آنها را پاسخ گویند.
فرزندان خود را از گزند روزگار حفظ کنید، اما از حمایت بیش از اندازه هم اجتناب کنید چرا که حمایت بیش از اندازه می‌تواند مانع رشد و ترقی فرزندان شما شود.شما می‌خواهید همه چیزهایی را که خوب است به فرزندان خود بدهید، اما گاه اتفاق می‌افتد که این امکان‌پذیر نیست. بیاموزید که در وقت لزوم به فرزندان خود نه بگوئید چرا که گاه یک نه گفتن می‌تواند فرزندان شما نجات دهد.
شلوغی، بی‌قراری، خودنمایی، ماجراجویی، پرحرفی، دلقک‌بازی و بسیاری دیگر از خصوصیات ظاهراً منفی و زننده در کودکان، نشانه‌های پنهان نیازهای آشکاری است که والدین به جای هدایت و تلطیف و تعدیل، در پس سرکوب و نادیده گرفتن آن‌ها برمی‌آیند.
واکنش‌های پنهان و آشکار کودک بازتابی صادقانه از «کنش»های پنهان و آشکار والدین است. خوبی‌ها و بدی‌ها، هنجارها و نابهنجارها، آسیب‌ها و درمان‌ها، امیدها و هراس‌ها، ترجمان نگرش‌ها و واکنش‌های والدین نسبت به فرزندان است.(6)
مراقبت‌ به جای دخالت، نظارت به جای حفاظت، هدایت به جای دست‌گیری کودک؛ زمینة استقلال، اعتماد به نفس و خوداتکایی و خود رهبری را در فرزندان تقویت می‌کند.
اگر کودک در خانه مورد احترام باشد، کمتر از اوامر پدر و مادر سرپیچی می‌کند. احترام به کودک و حسن معاشرت پدر و مادر با وی یکی از اساسی‌ترین عوامل ایجاد شخصیت در کودک است.
با کودکی که غر می‌زند با همان لحن و با تندی صحبت نکنید. زمانی که کودک آرام شد با او حرف بزنید. بالا و پایین رفتن صدا باید متناسب با موقعیت باشد. پس اگر همیشه با داد و بیداد حرف می‌زنید باید این عادت را ترک کنید.
اگر می‌خواهید کودکتان بیشتر فکر کند و برداشت‌های آزاد داشته باشد از او سوالاتی تحلیلی بپرسید. سوال تحلیلی یعنی سوالاتی که پاسخ آنها بله یا خیر نیست و او باید تلاش کند بیشتر حرف بزند و دیدگاه‌ها و احساساتش را نشان بدهد. مثلا به جای این پرسش «مهد‌ کودک خوش گذشت؟» بپرسید «چه چیزی امروز بیشتر در مهد کودک خوشحالت کرد؟».(7-8)

 
 پی نوشت ها
1- سیرة تربیتی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، سیدعلی حسینی زاده، پژوهشکدة حوزه و دانشگاه، قم، 1380.
2- سه گفتار دربارة راهنمایی و تربیت فرزندان، شکوه نوابی نژاد،انجمن اولیا و مربیان، تهران، 1380.
3- سلوک علوی، اسحاقی، سید حسینی، کتابخانۀ دیجیتال
4- فرزند خوشبخت گلی از گلهای بهشت،  محسن کتابچی، چاپ دوم، هجرت، قم، پاییز 1387
5- فرزند صالح، ستار پور ابراهیم،چاپ ششم، خرد آذین، قم، 1389    
6- فرهنگ و تعلیم و تربیت اسلامی، محمدرضا امینی زاده، چاپ اول، در راه حق، قم، زمستان 1377
7- فرزندان خوب تربیت کنیم،ژانت ووی تیتز، مترجم مهدی قراچه داغی، ناشر: اوحدی،دی، 1384
8- فنون تربیت کودک، عبدالله شفیع آبادی، تهران، انتشارات چهر،  1393



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما