0
ویژه نامه ها

به روي چشم امشب مي آيم

يکي از برادران سپاه نقل مي کند: شهيد اسماعيل دقايقي فرمانده دلاور لشکر بدر شب ها با استفاده از تاريکي به چادرهاي بسيجي سر مي زد و آن را نظافت مي کرد. از بس خاکي مي گشت، اگر کسي به لشگر بدر مي آمد نمي توانست تشخيص بدهد فرمانده اين لشگر کيست. يکبار يکي از بچه ها که اسماعيل را نمي شناخت و فکر مي کرد نيروي خدماتي است به او گفته بود چرا نيامدي چادرمان را نظافت کني؟ و اوجواب داده بود به روي چشم
به روي چشم امشب مي آيم
به روي چشم امشب مي آيم
به روي چشم امشب مي آيم






يکي از برادران سپاه نقل مي کند: شهيد اسماعيل دقايقي فرمانده دلاور لشکر بدر شب ها با استفاده از تاريکي به چادرهاي بسيجي سر مي زد و آن را نظافت مي کرد. از بس خاکي مي گشت، اگر کسي به لشگر بدر مي آمد نمي توانست تشخيص بدهد فرمانده اين لشگر کيست.
يکبار يکي از بچه ها که اسماعيل را نمي شناخت و فکر مي کرد نيروي خدماتي است به او گفته بود چرا نيامدي چادرمان را نظافت کني؟ و اوجواب داده بود به روي چشم امشب مي آيم.
منبع:سروقامتان، شماره 143 ص 11




ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما