0
ویژه نامه ها

درختکاری از اعمال صالح

عمران و آبادانی به عنوان یک اصل در اسلام و سیره معصومان علیهم السلام طرح شده است و روایات متعدد تاریخی و حدیثی دلالت دارد که نظر کلی اسلام و رویکرد عمومی رهبران آن، بر کار کردن و آباد نمودن..
درختکاری از اعمال صالح
افزون بر روایات فراوانی که در مورد تشویق به درختکاری نقل شده است، غرس درخت را می توان در زمره «عمل صالح» قرار داد و آن را از مصداق های روایات و آیاتی که بر آن تأکید کرده اند، دانست. در برخی از روایات نیز به همین مطلب اشاره شده است. بر پایه روایتی، امام صادق علیه السلام فرمود: مؤمن پس از مرگ از شش خصلت سود می برد: فرزند صالحی که برایش آمرزش بطلبد، قرآنی که خوانده، چاه آبی که حفر کرده و درختی که کاشته است( محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج ۱۰۳، ص ۶۴)
 
عمران و آبادانی به عنوان یک اصل در اسلام و سیره معصومان علیهم السلام طرح شده است و روایات متعدد تاریخی و حدیثی دلالت دارد که نظر کلی اسلام و رویکرد عمومی رهبران آن، بر کار کردن و آباد نمودن و دوری جستن از بیکاری و تنبلی استوار است و احیای زمین و بارور نمودن آن یکی از نشانهای آن می باشد: شاید به ذهن نیاید که از ابواب فقهی به نام «احیای اراضی موات» بتواند راهکاری برای حفظ محیط زیست باشد، اما در مباحث محیط زیست ثابت شده که زمین های موات و بایری که بدون استفاده رها شده اند، خود یک پدیده ضد طبیعت محسوب می گردند و باید آنها را به محیط طبیعی و قابل استفاده تبدیل نمود. جالب آن است که این امر نیز مورد توجه دین اسلام بود و با گشودن راه کار مهم احیای اراضی موات و قوانین ویژه آن، از قبیل مالک دانستن فرد آباد کننده یا اجازه تصرف دادن در آن زمین، افراد را به آباد کردن زمین تشویق نموده است. در برخی روایات، خواندن قرآن هنگام کاشتن درخت سفارش شده است. روایات متعدد که در باب احیای موات و عمران زمین های غیر مزروعی و راکد وارد شده، بخشی از دلیل و اسانیدی است که بر موضوع فوق دلالت دارد. این اخبار نیز به دو دسته کلی و موارد خصوصی قابل تقسیم است: از جمله قسم نخست می توان به این روایت تمسک نمود:
 
عن أبی جعفر علیه السلام قال: أما قوم أحیوا شیئا من الأرض أو عمروها فهم أحق بها؛هر قومی که چیزی از زمین را احیا یا آباد کنند آنان سزاوار بدان هستند. در برخی نسخه ها افزون شده است: وهی لهم؛ آن زمین ملک آن آبادگران می شود. روایت دیگر نیز از امام باقر و امام صادق علیه السلام به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است: من أحیا أرضا واتا فهی له ؛هر کس زمین موات را احیا کند آن زمین به او تعلق میگیرد. روایت سوم با توضیح بیشتری به موضوع می پردازد و تأکید می کند که این حکم خداوند است و موارد مختلف احیا فرق نمیکند:
 
قال رسول الله : من غرس شجرة أو حفر واډیة بدیة لم یسبقه إلیه أحد أو أخنا أرضا میتة فهی له قضاء من الله و رسوله؟؟ رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: کسی که درختی را غرس نموده یا چاهی را برای نخستین بار حفر کند یا زمین موات را احیا نماید، آن ملک اوست و دستور خداوند و پیامبرش چنین است. قسم دوم روایات ۔ چنان که اشاره شد- وارد جزئیات بیشتر شده و بر موارد خاص انگشت نهاده است و معاویة بن وهب نقل می کند که از امام صادق علیه السلام  شنیدم می فرمود:
 
أیما رجل أتى خربة بائرة فاستخرجها و کرئ أنهارها و عمرها فإن علیه فیها الصدقة فإن کانت الأرض لرجل قبله و غاب عنها و ترکها فأخربها ثم جاء بعد یطلبها فإن الأرض لله و لمن عمرها، (علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج ۲، ص ۴۰۱ ) هر فردی که به مخروبه متروک اعم از کاریز و چشمه رسیدگی نموده، آبش را استخراج نماید و نهرهای آن را لایروبی کند، همانا بر وی لازم است تا زکات آن را بپردازد. اگر زمین ملک فردی بود که قبل از وی ملک آن بوده و سپس غیبت ورزیده و آن را ترک نموده باشد، اما حالا آمده باشد و در صدد طلب آن برآید، پذیرفته نمی شود، زیرا زمین از آن خدا و کسی است که آن را آباد نموده است. نکته ای که می توان با تأمل در این حدیث یادآور شد آن است که مسئله مالکیت خصوصی در اسلام پذیرفته شده است و تصرف ملک شخصی دیگران اگر بدون اجازه و اذن صورت بگیرد، غصب محسوب شده و پیگرد قانونی و حقوقی و جزای اخروی دارد. به نظر برخی از حقوق دانان غرب نیز این مسئله جزء حقوق طبیعی یا فطری به شمار می رود. اما در مورد عمران و آبادانی می توان این اصل را شکست و ملکیت خصوصی را با توجه به اهمیت عمران و آبادانی در اسلام نادیده گرفت و گفت: در صورتی که مالک مدت قابل توجهی به زمین خود رسیدگی نکرده و در عمران و آبادانی آن نکوشد، هر فرد دیگر به عمران و احیای آن اقدام کند مالک آن می شود و منافع و ثمرات حاصله به احیاگر مزبور تعلق می گیرد.
 
بر اساس این قبیل روایات است که در منابع فقهی، اصل کلیای شهرت یافته که: «الزرع للزارع ولو کان غاصبا»، یعنی حتی اگر به طور غصب اقدام کند و عنوان احیای موات هم در کار نباشد، کشت به کشاورز تعلق می گیرد، هر چند او در این کشت و کار عنوان مالک و سایر عناوین مجوز تصرف را از لحاظ فقهی و حقوقی نداشته باشد و مجرم تلقی شود، اما زراعت بدو تعلق میگیرد. یکی از نویسندگان که بدین موضوع با نگرش زیست محیطی پرداخته است، می افزاید:
 
نکته بسیار جالب آن است که مالکیت فرد با اولویت وی برای تصرف در این گونه زمینها تا زمانی است که فرد در آباد نگه داشتن آن تلاش می کند و در صورت رهایی زمین و خارج شدن آن از حالت آبادانی، مالکیت آن منتفی می گردد.ا در سایه چنین تلاش ها و اندیشه های اسلامی و الهام بخش است که می توان نه تنها مشکل زیست محیطی را حل کرد، بلکه بر قحطی و فقر همه جانبه فایق آمد، زیرا از نظر کارشناسان، این نقض قوانین طبیعت است که حتی باعث فقر و قحطی شده است وگرنه توان زمین برای تأمین غذای انسان بیش از اینهاست:
 
شیوع قحطی در نواحی مختلف جهان، بیشتر به سبب نقض قوانین طبیعی بوده است تا افزایش جمعیت. ما زمین، آب و هوای خود را آلوده ساخته ایم و در نتیجه، زنجیره طبیعی ذخایر غذایی را به مخاطره افکنده ایم. متخصصان کشاورزی تصدیق میکنند که زمین قادر به تأمین چهار برابر نیازهای جمعیت فعلی زمین است فقط به این شرط که ما سخت تر و معقول تر تلاش کنیم.؟ احیای زمین های بیابانی و استفاده از آنها برای کشاورزی، مرتع کاری یا ساختمان سازی با افزایش جمعیت و نیاز روز افزون آدمی به غذا، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اما در حال حاضر از این زمینها درست استفاده نمی شود و به سرعت، رو به زوال می روند. در دین اسلام احیای موات همواره اهمیت والایی داشته است. تجربه طولانی علمای اسلامی در تصمیم گیری در باره نحوه استفاده و مدیریت منابع کمیاب طبیعی در طرح ریزی برای احیای بیابان ارزشی بسزا دارد.
 
منبع: محیط زیست و بهداشت، عبد المجید ناصری داوودی، مؤسسه بوستان کتاب، چاپ اول، قم، 1391


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما