0
ویژه نامه ها

مصیبت پژوهی روایی حضرت رقیه سلام الله علیها

روضه های حضرت رقیه سلام الله علیها

دختر، وقتی پدری چون حسین علیه السلام را دارد نمی تواند نبودنش را تحمل کند و اینچنین می شود که آخر قصه حضرت رقیه سلام الله علیها تنها به یک بوسه بر لب خونین پدر، روایت می شود.
روضه های حضرت رقیه سلام الله علیها
همه می دانند که دختران وابستگی و علاقه خاصی به پدرهایشان دارند؛ به خصوص دختر کوچکی که شیرین زبانی می کند، دل از دل بابا می برد و کم ترین آسیب روحی و جسمی به دختر، بابا را می شکند و آزار می دهد.

امام حسین علیه السلام دختری سه یا چهار ساله دارند که در جریان عاشورا سخت ترین مصیبت ها و سختی ها را متحمل شد. مرور مصیبت های این میوه دل حسین علیه السلام، امواج مظلومیت و غم و اندوه واقعه عاشورا را متلاطم می کند. در این نوشتار، مروری هر چند گذرا به مصائب این نازدانه امام حسین علیه السلام از زاویه روایات خواهیم داشت.
 

یتیم حسین علیه السلام

مهر و عطوفت امام حسین علیه السلام زبانزد بود چنان که با وجود امام حسین علیه السلام، یتیمان جای خالی پدر را احساس نمی کردند و از همین جهت است که در یکی زیارت های امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، خطاب به آن حضرت می خوانیم: «کُنْتَ رَبِیعَ الْأَیْتَام‏[1] بهار یتیمان بودی.» گو این که، با شهادت امام حسین علیه السلام، همه جا رنگ پاییز و فرسودگی به خود گرفت و داغ ها، قامت یتیمان را نیز خم کرد.
تاول های دل بی تاب رقیه در فراق پدر، سوزاننده تر است؛ که اگر نبود، ولوله ای در خرابه بر پا نمی کرد و جان رقیه را نمی ستاند.شاید وقتی خبر شهادت مسلم بن عقیل را برای حضرت آوردند، یتیم مسلم را نوازش کرد و دلداری داد [2]  اما غم حسین علیه السلام آن قدر سنگین است که یتیمان که جای خود دارند، بسیاری از بزرگترها را پیر کرد و از پا انداخت. حالا، دختر سه ساله امام حسین علیه السلام چه می کشد؟ خدا می داند!
 

مصیبتی سنگین تر از طاقت دختر سه ساله

مرگ عزیزان، سخت و جانکاه است چه رسد برای یتیمی که فجایع رقت بار شهادت پدر و نزدیکان خود را از نزدیک مشاهده کرده باشد آن هم در حالی که تنها سه سال دارد. تحمل این حجم از مصیبت قطعاً بیش از توان یک دختر بچه است. از این رو، در دین اسلام توصیه شده که هنگام مواجه شدن با یتیم داغدار، به طور مضاعف به او مهربانی و ترحم کنیم؛ چنان که امام رضا علیه السلام می فرمایند: «وَ إِنْ کَانَ الْمُعَزَّى یَتِیماً فَامْسَحْ یَدَکَ عَلَى رَأْسِه؛ ‏[3] اگر صاحب عزا شخص یتیم داغدیده باشد تو با دو دست عطوفت و نوازشگر خود بر سر او بِکِش.»

اما، طرف مقابل کاروان حسینی، نه تنها اعتقادی به عطوفت و مهربانی نسبت به یتیم سه ساله سرور شهیدان ندارد، بلکه از وابستگی این دختر یتیم به پدرش، برای طاق کردن طاقت این نازدانه استفاده کرد و بالأخره همین داغ سنگین پدر بود که تاب و توان را از رقیه سلام الله علیها ربود و جانش را به شوق دیدار  پدر عزیزش به پرواز درآورد.
 

تشنگی و گرسنگی

مسلمانی، آدابی دارد که کسی که خود را مسلمان می داند باید به آن آداب، مقیّد باشد. رسیدگی به گرسنگان و تشنگان از جمله آداب مسلمانی است به خصوص اگر یتیمی گرسنه یا تشنه باشد؛ چنان که رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «مَنْ کَفَلَ‏ یَتِیماً بَیْنَ الْمُسْلِمِینَ فَأَدْخَلَهُ إِلَى طَعَامِهِ‏ وَ شَرَابِهِ‏ أَدْخَلَهُ‏ اللَّهُ‏ الْجَنَّة َ الْبَتَّةَ إِلَّا أَنْ یَعْمَلَ ذَنْباً لَا یُغْفَرُ؛ [4]

کسی که سرپرستی یتیم مسلمانی را تکفّل کند و در کنار سفرة خود در خورد و خوراکش همراه نماید مسلّماً خدا او را در زمرة بهشتیان قرار خواهد داد مگر گناه غیرقابل گذشتی مرتکب گردد.»

حال، چه کسی باور می کند کسانی که ادعای مسلمانی داشتند فرزند پیامبر خود را بکشند و حتی از ذره ای آب به کودکان از جمله دختر سه ساله او دریغ کنند تا جایی که نقل کرده اند: «أنَّه لَمّا اشتَدَّ العَطَشُ بِآلِ بَیتِ الرّسولِ صَلَّى اللّهُ عَلَیه وَ آله، وَ سَمِعَ الحُسَینُ عَلَیه السّلامُ الأَطفالَ، وَ هُم یُنادونَ: العَطَش العَطَش؛ [5] هنگامی که عطش به اهل حرم رسول خدا صلّی الله علیه و آله شدت گرفت و حسین می شنید که کودکان فریاد می زدند: عطش، عطش!»
 

غم جانکاه

جنس درد دل، دوایی جز عاطفه و همدلی ندارد به خصوص اگر غمی از جنس یتیمی دختر سه ساله باشد که در بهانه بهترین بابای دنیا می سوزد! این جا، دست نوازشگری همچون دست زینب کبری سلام الله علیها را می طلبد که گرد یتیمی را از روی موهای پریشان رقیه سلام الله علیها برگیرد.

مگر نه این است که امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَا مِنْ عَبْدٍ مَسَحَ یَدَهُ عَلَى رَأْسِ یَتِیمٍ رَحْمَةً لَهُ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ‏ بِکُلِ‏ شَعْرَةٍ نُوراً یَوْمَ‏ الْقِیَامَةِ؛ [6] هر کس بر سر یتیمی دست ترحم و عطوفت بِکِشد خداوند به تعداد هر مویی (که دست بر آن بگذرد) نوری در قیامت به او عطا خواهد فرمود.»

روضه های حضرت رقیه سلام الله علیها

گریه یتیم

یتیم، کسی است که پشت و پناه خود را از دست داده است؛ از این رو، خدای متعال مستقیماً به پشتیبانی از یتیم مبادرت می کند چنان که امام صادق علیه السلام می فرمایند: «إِذَا بَکَى الْیَتِیمُ اهْتَزَّ لَهُ الْعَرْش‏[7] وقتی یتیم گریه می‌کند عرش الهی به لرزه درمی‌آید.»

پس، جای تعجب نیست وقتی گریه های یتیم سه ساله امام حسین علیه السلام در فراق پدر عزیزش، خرابه و ساکنانش را به ناله وا دارد؛ چرا که این چنین دل ها را به ضیافت غمش فراخواند: «یا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذی خَضَبکَ بِدِمائکَ! یا أبَتاهُ، مَنْ ذَا الَّذی قَطع وَرِیدَیْکَ! یا أبتاهُ مَنْ ذَا الَّذی أَیتمنی علی صِغَر سِنّی! یا أبَتاهُ، مَنْ بَقی بَعْدَک نَرْجوه؟ یا أبَتاهُ، مَنْ لِلْیتیمة حَتّی تَکْبُر؛ [8]

پدر جان، چه کسی صورتت را با خونت خضاب کرد؟! ای پدر، که رگ های گردنت را برید؟! ای پدر، کی مرا در کودکی یتیم کرد؟! پدر جان، بعد از تو به که امید وار باشیم؟ پدرجان، این دختر یتیم را کی نگهداری و بزرگ کند؟!».
 

اسارت با طعم یاد پدر

دشمنی این نامسلمانان با دختر سه ساله، بر سر نامی است که دائم بر زبان دارد. او دائم می گوید «بابایم حسین» و کسی به خواسته یک اسیر کوچک اعتنایی نمی کند. اما، نازدانه حسین علیه السلام هوای آزادی به دلش افتاده تا از این خرابه شام به پرواز در آید.

این چه پذیرایی از اسیری چنین غمزده است؟ امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِطْعَامُ‏ الْأَسِیرِ حَقٌ‏ عَلَى‏ مَنْ‏ أَسَرَهُ‏ وَ إِنْ‏ کَانَ‏ یُرَادُ مِنَ‏ الْغَدِ قَتْلُهُ‏ فَإِنَّهُ یَنْبَغِی أَنْ یُطْعَمَ وَ یُسْقَى وَ [یُظَلَ‏] وَ یُرْفَقَ بِهِ کَافِراً کَانَ أَوْ غَیْرَه‏[9]

غذا دادن به اسیر حقّى است به گردن کسى که او را به اسارت گرفته است، هر چند بنا باشد فردا کشته شود. باید به اسیر، آب و خوراک و جاى مناسب داد و با او مدارا کرد، کافر باشد یا غیر کافر.» با این همه، تنها آب و خوراک رقیه جان بابا، نام پدر بود.»

نه تنها با رقیه معصوم این چنین مدارا نکردند بلکه به دل نازک و کم رمقش هم رحم نکردند و کاری کردند که دیگر تاب از کف داد.
 

داغ یک بوسه

مصیبت فقط این نیست که در حالی که تو را به مهمانی دعوت کرده اند در بیابانی خشک محاصره ات کنند! مصیبت فقط آن نیست که عزیزترین عزیزانت را در جلوی چشمان زن و فرزندشان با لب تشنه قطعه قطعه کنند! مصیبت فقط آن نیست که صدای العطش از خیمه های مردی تنها در مقابل دریای دشمن بلند شود؛ بلکه ... گاهی دختری کوچک، می خواهد برای یک لحظه هم که شده پدرش او را در آغوش بگیرد، نوازش کند و ببوسد.

آری! گاهی ماندن داغ یک بوسه، بر دل یک دختر سه ساله آن قدر سنگینی می کند که تنها با بوسه بر لب های خونین پدر، رهایی می یابد؛ چنان که رقیه چنین نمود: «ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّریف , وبکت بُکاءاً شدیداً حتّى غشی علیها ، فلمّا حرّکوها, فإذا هی قد فارقت روحها الدُنیا؛ [10] سپس لب ها را بر لب های پدرش امام حسین نهاد و چنان گریست که همان لحظه بی هوش شد و وقتی او را حرکت دادند فهمیدند که از دنیا رفته است.»
 

تاول های بی پدری

همه امید و پشتیبان دختر، وقتی ظلمی به او می رسد، پدر است. او، همه شکایت ها را برای وقتی که پدر از راه می رسد گذاشته تا تاول های برآمده از جای تازیانه و خارهای بیابان، لباس های خاکی و پاره، خستگی و گرسنگی و تشنگی و غصه های فراق و... خلاصه هر چه در دل دارد را یکجا، با پدر درد دل کند و با ناز خریدن ها و بوسه و نوازش های حسینی دلی از عزا درآورد.

اگر چه برخی، تاول های جای تازیانه ها بر جسم رنجور نازدانه امام حسین علیه السلام را دردی جانکاه می دانند [11] که این چنین نیز است؛ اما بی گمان، تاول های دل بی تاب رقیه در فراق پدر، سوزاننده تر است؛ که اگر نبود، ولوله ای در خرابه بر پا نمی کرد و جان رقیه را نمی ستاند.

پی نوشت
[1] ابن مشهدى، محمد بن جعفر، المزار الکبیر (لابن المشهدی) - قم، چاپ: اول، 1419 ق، ص502.
[2] کاشفی، حسین بن علی؛ روضة الشهداء،دفتر نشر نوید اسلام، قم، 1382، ص316.
[3] منسوب به على بن موسى، امام هشتم علیه السلام، الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه السلام - مشهد، چاپ: اول، 1406 ق، ص 172.
[4] نورى، حسین بن محمد تقى، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل - قم، چاپ: اول، 1408ق، ج‏2 ؛ ص473.
[5] گروهی از نویسندگان، موسوعة الإمام الحسین علیه السلام؛ سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، تهران، 1378 ه.ش، ج9، ص426.
[6] ابن بابویه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال - قم، چاپ: دوم، 1406 ق، ص199.
[7] ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه - قم، چاپ: دوم، 1413 ق، ج‏1 ؛ ص188.
[8] قمی، عباس؛ نفس المهموم فی می مصیبة سیدنا الحسین المظلوم، المکتبة الحیدریة، قم، 1379، ص 416.
[9] کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی (ط - الإسلامیة) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ص35.
[10] همان.
[11] الوقایع و الحوادث، ج 5، ص 81.


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما