0
ویژه نامه ها

اولين ديوانگي در قرن بيستم

تابستان سال 1914 ميلادي بود؛درست اوايل قرن تازه. هيچ کس فکرش را نمي کرد اما ناگهان در چشم به هم زدني جنگي راه افتاد که خيلي ها اميدوار بودند جلوي چند جنگ ديگر را بگيرد. بيشتر قدرت هاي بزرگ دنيا وارد اين جنگ شده بودند و هر چه قدرت نظامي و علمي و صنعتي در چنته داشتند روي هم ريخته بودند.اما نهايت کار چه شد؟ بيشتر از ده ميليون نفر کشته شدند و خصومت هايي بي سابقه شکل گرفت که به يک جنگ واقعاً جهاني منتهي شد.
اولين ديوانگي در قرن بيستم
اولين ديوانگي در قرن بيستم
اولين ديوانگي در قرن بيستم






تابستان سال 1914 ميلادي بود؛درست اوايل قرن تازه. هيچ کس فکرش را نمي کرد اما ناگهان در چشم به هم زدني جنگي راه افتاد که خيلي ها اميدوار بودند جلوي چند جنگ ديگر را بگيرد. بيشتر قدرت هاي بزرگ دنيا وارد اين جنگ شده بودند و هر چه قدرت نظامي و علمي و صنعتي در چنته داشتند روي هم ريخته بودند.اما نهايت کار چه شد؟ بيشتر از ده ميليون نفر کشته شدند و خصومت هايي بي سابقه شکل گرفت که به يک جنگ واقعاً جهاني منتهي شد.
جرقه اصلي جنگ جهاني اول را يک دانشجوي جوان صرب زد. روز 28 ژوئن سال 1914 ميلادي بود که اين دانشجو به سمت «دوک فرانتس فرديناند» اتريشي تيري شليک کرد و او را کشت. دوک اتريشي وارث تاج و تخت اتريش و مجارستان بود و به همين خاطر،امپراتوري اين کشور شروع کرد به يارکشي عليه پادشاهي صربستان. ظرف چند هفته، همه اروپا داشتند در کنارهم يا عليه هم پيمان مي بستند وخلاصه، نتيجه اش جنگي شد که هيچ کس فکر نمي کرد اين قدر شديد و طولاني شود.
البته بروز چنين وضعيتي شايد خيلي هم عجيب نبود. تا قبل از شروع قرن بيستم ميلادي،معادلات زيادي در عرصه قدرت صنعتي و اقتصادي در اروپا تغيير کرده بود. مثلاً آلمان پيشرفت هاي صنعتي و اقتصادي زيادي را تجربه کرده بود و همين شد که از اواسط دهه 1890 ميلادي، قيصر ويلهلم دوم در آلمان تلاش کرد منابع اقتصادي زيادي را به گسترش ارتش سلطنتي کشور اختصاص بدهد و در واقع،رقابت سنگيني را با ارتش سلطنتي انگليس آغاز کند. خلاصه هر دو کشور به توليد کشتي هاي جنگي بزرگ مشغول شدند و حتي انگليس از آلمان هم پيشي گرفت.
اما رقابت سنگين تسليحاتي و نظامي انگليس و آلمان محدود به مرزهاي اين دو کشور نماند و به بقيه اروپا هم سرايت کرد؛به طوري که تمام قدرت هاي بزرگ اروپايي شروع کردند به استفاده از قدرت صنعتي خودشان براي توليد تجهيزات نظامي و تسليحات.کار به جايي رسيد که در فاصله سال هاي 1908 و 1913 ميلادي بودجه نظامي قدرت هاي بزرگ اروپايي 50 درصد افزايش پيدا کرد.
اما به هرحال،ظاهراً تاکتيک هاي نظامي همين کشورها در زمان پيش از وقوع جنگ جهاني اول پيشرفت زيادي نداشت. آنها به سيستم هاي پيشرفته دفاعي دست پيدا کرده بودند اما تاکتيک هاي مناسب نظامي براي پيش بردن جنگ نداشتند؛مثلاً اينکه وجود سيم هاي خاردار فراوان جلوي حرکت پياده نظام را مي گرفت وتوپخانه هاي قوي و مجهز به مسلسل هم به شدت مشکل درست مي کردند. ظاهراً بيشتر ژنرال ها و سربازهايي که جنگ جهاني اول را شروع کرده بودند و خلاصه در خط مقدم بودند،خودشان را براي يک جنگ کوتاه مدت ومعمولي آماده کرده بودند؛نهايت اسلحه اي هم که براي اين جنگ پيش بيني شده بود،تفنگ بود و شمشير. در واقع درسال 1914 ميلادي که جنگ جهاني اول شروع شد، قرار بود همين اسلحه ها مورد استفاده قراربگيرند؛افسرها شمشير به دست بودند و تپانچه و سرنيزه هم که جاي خود داشت.
مشخصه اصلي جنگ جهاني اول،استفاده از تکنولوژي هاي قرن بيستمي و تاکتيک هاي قرن نوزدهمي بود. بيشترنبردها در جريان جنگ جهاني اول از درون سنگرها انجام مي شد و به همين خاطر پيشرفت خاصي در جنگ صورت نمي گرفت و همه درجا مي زدند! نهايت کاري که نيروهاي يک طرف مي توانستند انجام دهند اين بود که از بلندي، نيروهاي طرف ديگر را در سنگرها و خندق ها هدف قرار بدهند اما اين روي بلندي رفتن خيلي خطرناک بود و تلفات زيادي به جا مي گذاشت که نمونه اش هم در سال 1917 ميلادي اتفاق افتاد و عده زيادي از نيروهاي فرانسوي سلاخي شدند.
اما مدتي که از آغازجنگ گذشت معلوم شد که اين جنگ از آنهايي نيست که زود تمام شود و روش هاي مبارزه متعارف هم در آن جواب بدهد.از اينجا بود که سلاح هاي مرگبار هم پايشان به نبرد باز شد و کلاً فضاي جنگ جهاني اول بيشتر شد وخلاصه اتفاقاتي افتاد که نبايد مي افتاد. البته نکته ديگري هم در اين مورد وجود داشت؛بيشتر ژنرال ها و فرمانده ها در جنگ جهاني اول نمي دانستند که چطور بايد از تجهيزات پيشرفته جنگي مثل تانک و مسلسل و گازهاي سمي استفاده کنند.يعني در واقع برنامه ريزي آنها براي جنگ با استفاده از تجهيزات جديد،سخت شده بود اما به هرحال، پيشرفت هاي تسليحاتي و مخابراتي که از بابت جنگ جهاني اول نصيب دنيا شد، قابل انکار نيست.

دعوا سر مربا

اما واقعاً چطور شد که جنگ جهاني اول اتفاق افتاد؟ ماجرا از اين قرار بود که در فاصله سال هاي 1908 تا 1909 ميلادي، امپراتوري اتريش - مجارستان رسماً بوسني هرزگوين را به خاک خودش الحاق کرد و با اين کار، باعث خشم شديد عثماني ها شد چون بوسني و هرزگوين تا مدتي قبل تر يعني تا سال 1878 ميلادي جزو قلمرو عثماني بود.
درهمين اوضاع درهم و برهم بودکه فرديناند توسط آن دانشجوي صرب ترور شد و خلاصه اين دانشجو سرنوشت اروپا را به کلي عوض کرد. امپراتوري اتريش- مجار بعد از ترور فرديناند تصميم گرفت به صربستان اولتيماتوم بدهد و نهايتاً هم چون صربستان کوتاه نيامد،اتريش عليه صرب ها اعلام جنگ کرد.از آن طرف،روس ها که مي ترسيدند از قافله عقب بمانند و نفوذ خودشان در منطقه بالکان را از دست رفته ببينند،وارد ماجرا شدند. بعد،آلمان اعلام جنگ کرد و فرانسه هم که با اين کشورخصومت قبلي داشت عليه آلمان وارد جنگ شد.همان روزآلمان هم عليه روسيه اعلام جنگ کرد. خلاصه بعد از اينکه همه عليه هم وارد جنگ شدند،گره جنگ واقعاً کور شد.جنگ از سال 1914 تا 1918 ميلادي طول کشيد و آرايش کلي کشورهايي که در مقابل هم قرار گرفته بودند اين طور بود؛ انگليس،فرانسه، روسيه، ايتاليا و آمريکا در مقابل آلمان، امپراتوري اتريش -مجار و ترکيه. بيشتر درگيري ها در مناطق مرزي آلمان شرقي،لهستان و روسيه و همين طور در شمال شرقي فرانسه و بلژيک رخ داد.

کي کجا رفت؟

يک سال بعد از ورود آمريکا به جنگ،آلمان تسليم شد و جنگ به پايان رسيد،اما نکته جالب ماجرا اين بود که در پايان جنگ جهاني اول،هيچ يک از طرفين درگير به موفقيت خاصي نرسيده بودند.چهارکشور از قدرت هاي بزرگ آن روز دنيا يعني آلمان، روسيه، امپراتوري اتريش - مجارستان و امپراتوري عثماني از لحاظ سياسي و نظامي خود را شکست خورده مي ديدند و حتي اتريش و عثماني ديگر موجوديت امپراتوري خود را هم از دست داده بودند. نقشه اروپاي مرکزي در دوران بعد از جنگ جهاني اول به کلي تغييرکرد و کشورهاي کوچک تر خودشان را نشان دادند.
بعد از پايان جنگ جهاني اول، آلماني ها مجبور به امضاي معاهده ورساي شدند و مسئوليت جنگ را به عهده گرفتند. آنها حتي مجبور به پرداخت غرامت براي جنگ شدند اما مردم آلمان اصلاً نمي توانستند شرايط به وجود آمده را قبول کنند. آنها نمي خواستند شکست خورده تلقي شوند يا به هرخاطر اين جنگ مورد ملامت قراربگيرند. اما به هرحال با پايان جنگ، آرامشي در اروپا برقرار شد که البته دولت مستعجل بود. احساسات آلماني ها در پايان جنگ جهاني اول نهايتاً به دهه 1930 ميلادي کشيده شد و باعث اوج گرفتن قاشيسم و نازيسم شد. نهايتاً هم که جنگ جهاني دوم در سال 1939 ميلادي آغاز شد. واقعاً راست مي گويند که جنگ،جنگ مي آورد.

اولين هاي اولين جنگ جهاني

مسلسل هايي که با ما دويده اند!
در کنار استفاده از بمب و مسلسل،در جريان جنگ جهاني اول اتفاقاتي افلتاد که تا پيش از آن هيچ وقت پيش نيامده بود. در اين جنگ و در سال 1915 ميلادي،آلمان براي اولين بار از جنگ شيميايي استفاده کرد و اين بدعتي بود که بعدها در جريان جنگ هاي مختلف در دنيا ادامه پيدا کرد. گازي که آلمان ها استفاده کردند گاز کلر بود که در گلو احساس سوزش ايجاد مي کرد و درد سينه هم با آن همراه بود. البته مشکلي هم در استفاده از اين گاز در جنگ وجود داشت و آن هم جهت باد بود. اگرباد در جهت مخالف مي وزيد، ممکن بود که گاز کلر به سمت طرف شليک کننده برگردد و سربازانش را بکشد!
*مسلسل: يکي از مهم ترين اسلحه هايي که در جنگ جهاني اول خيلي طرفدار داشت مسلسل بود. بين 4 تا 6 نفر لازم بود که مسلسل را راه بيندازند اما بالاخره استفاده از مسلسل، جنگ را آسان مي کرد. مسلسل هاي بزرگ هم دامنه شليک زيادي داشتند و البته 12 نفر بايد آنجا مي بودند تا راهش بيندازند!
* گازخردل: بدعت خطرناک ديگر در جريان جنگ جهاني اول استفاده از گاز خردل بود. اين گاز را با گلوله به سمت سنگرهاي دشمن شليک مي کردند. گاز بي رنگي بود و 12 ساعت طول مي کشيد تا عمل کند. اوايلش مشکلات جسمي مختلفي به وجود مي آورد و بعد از پنج هفته موجب مرگ مي شد. اما به هرحال، استفاده از گاز به عنوان سلاح در جريان جنگ جهاني اول نتايجي کاملاً شانسي به همراه داشت و سربازاني که هنگام شليک گاز در خط مقدم نبرد بودند،بايد شانسکي جان سالم به در مي بردند.
*تانک: تانک براي اولين بار توسط انگليسي ها و در جريان اين جنگ مورد استفاده قرار گرفت و معروف شد. تانک ها براي اولين بار در جريان نبرد «سومه» خودشان را نشان دادند و اولين تانک استفاده شده هم اسمش «ويلي کوچيکه» بود. «ويلي کوچيکه» به سه خدمه نياز داشت و از سنگر و خندق هم نمي توانست عبور کند. بعدها آلمان ها از تانک هايي که به غنيمت گرفته شده بود وهمين طور از تانک هاي طراحي خودشان هم استفاده مي کردند. استفاده از تانک در جريان اين جنگ ادامه داشت اما تانک هاي مدرن در اواخر جنگ جهاني اول سروکله شان پيدا شد.اين تانک ها ده نفر را در خود جا مي دادند برجک چرخان داشتند.تانک ايده وينستون چرچيل بود.
*زپلين: آلماني ها در اين جنگ سنگ تمام گذاشته بودند و از سلاح ها و تجهيزات عجيب و غريبي استفاده مي کردند که يکي ديگرش زپلين نام داشت و به شکل بالوني افقي بود که در هوا حرکت مي کرد. از زپلين در اوايل جنگ جهاني اول زياد استفاده مي شد و بيشتر هم در جريان حملات بمباران هوايي بود که بمب ها و مسلسل ها را در زپلين جا مي دادند. اما زپلين خيلي در جريان اين جنگ دوام نياورد؛ چون شليک کردن در هوا به سمت زپلين و نابودي آن کار سختي نبود. به همين خاطربود که آلمان ها هم به تدريج بي خيالش شدند.
*اژدر: در زمينه دريايي هم جنگ جهاني اول براي خودش حرف هايي براي گفتن داشت. اژدرهايي که توسط زيردريايي شليک مي شد در جريان اين جنگ توسط آلماني ها و عليه آمريکايي ها استفاده شد و اصلاً علت اصلي ورود آمريکا به جنگ جهاني اول همين بود. ظاهراً آلماني ها کشتي هاي آمريکايي را که حامل تجهيزات براي انگليس بودند با اژدر هدف قرار مي دادند و حتي بعدها يک کشتي مسافري را هم هدف قرار دادند. اين کشتي متعلق به خطوط لوسيتانا بود و روز اول مي سال 1915 ميلادي هدف قرار گرفت. آلماني ها با اين کار در واقع جان يک هزار و 195 نفر را گرفتند و همين شد که بعدها آمريکايي ها هم در سال 1917 ميلادي عليه آلمان ها وارد جنگ شدند.
*هواپيما: هواپيما هم در همين جنگ براي اولين بار در جريان نبردها استفاده شد.اولش از هواپيما براي حمل بمب و انجام عمليات جاسوسي استفاده مي شد اما ظاهراً بعداً عده اي کشف کردند که مي توانند مسلسل در هواپيما بگذارند و بمب و توپ از طريق آن بيندازند. حتي در جريان همين جنگ بود که هواپيماها هم در هوا با هم درگير شدند.
منبع: نشريه همشهري جوان، شماره 220




نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما