0
ویژه نامه ها

حجاب در اندیشه مسیحیت قدیم

کتب مقدس مسیحیان درباره عفاف و حجاب حاوی مطالب ارزنده ای است و با در نظر گرفتن ادیان یهود، مسیحیت و اسلام متوجه می شویم که همه در این مبحث حرفی برای گفتن داشته اند لیکن در عمل در دین یهود، نسبت به سایر ادیان از سختگیری و شدت بیشتری برخوردار بوده است.
حجاب در اندیشه مسیحیت قدیم

مقدمه

ادیان موجود جهان به رغم اختلافاتی که در ظاهر و فروعات دارند، در اصول و مبانی و ارزش های اصیل و عمیق و ریشه ای جوامع انسانی مشترک هستند. امر حجاب نیز اگرچه از فروعات است و تطبیق آن در ادیان گوناگون یکسان نیست، ولی در اصل آن، یعنی وجوب عفاف و پاکدامنی همسان هستند و لذا ممکن است فرد در محیط منزل خویش نیاز به حجاب نداشته باشد ولی در حفظ و پاکدامنی، تغییر محیط اثری ندارد. حجاب یک مسئله خاص مربوط به یک مذهب یا یک کشور به خصوص نیست و نه تنها در اسلام که در تمامی ادیان مورد توجه قرار گرفته است و نه فقط پس از اسلام که قبل از اسلام نیز ضرورت آن احساس می شد. یکی از دلایل اساسی حجاب و پوشش در تمام ادیان و مذاهب، آن است که حجاب و عفاف یک امر فطری است. پوشش برای انسان سابقه ای دور، به اندازه حیات انسان را شامل می شود و این امر براساس داستان آدم (علیه السلام) و حوا (علیها السلام) که در کتاب مقدس(1) و قرآن کریم با اختلافاتی چند تقریبا مطرح شده است، هویداست که در هر دو داستان، پس از درک عریان شدن، بلافاصله در پی برگ هایی جهت پوشاندن خویش بر آمدند. این امر نشان از آن دارد که پوشش، امری فطری است. و ارتباط پوشش با گناه، امری است که در هر دو داستان به طریقی مطرح گردیده است، به طوری که در قرآن کریم می فرماید پس از خوردن از درخت ممنوعه، لباس هایشان ریخت و در کتاب مقدس آمده است که وقتی از درخت ممنوعه خوردند فهمیدند که عریان هستند و هر دو به گونه ای اثر گناه و عدم پوشش را مطرح می سازند.
 
آیا در دین مسیح، حجاب از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است؟ در عصر حاضر مشاهده می کنیم زنانی که قصد دارند به کلیسا بپیوندند، نوع خاصی از پوشش را برای خود انتخاب می کنند که به عقیده ایشان پوشش حضرت مریم (علیها السلام) بوده است که نوع کاملی از حجاب در دین مسیحیت را به نمایش می گذارد. در این پژوهش قصد آن داریم که امر حجاب را در مسیحیت بهتر شناخته و حتی المقدور جایگاه آن را با توجه به مکتوبات مسیحی و سایر کتب مربوطه که در دسترس است، به رشته تحریر درآوریم.
 

اساس بحث

واژه حجاب (Veil) به معنای پرده، حاجب، پوشیدن، پنهان کردن و منع از وصول است (2) حجاب پوششی است که از طریق واقع شدن در پشت پرده، تحقق می یابد. به کارگیری کلمه حجاب(3) در خصوص پوشش زن، اصطلاحی نسبتا جدید است؛ نه اینکه کلمه حجاب از ابتدا در رابطه با پوشش زن در مقابل نامحرم باشد (4). در آئین مسیحیت و کلیسا(5)، نه تنها احکام شریعت یهود(6) در مورد حجاب را پذیرا شدند، بلکه به جهت اینکه در مسیحیت عدم تأهل مقدس شمرده می شد؛ لذا برای جلوگیری از تحریکات جنسی، زنان مسیحی را به پاکدامنی و عفت فرا می خوانده است و رهبانیت یکی از اموری است که در بین مسیحیان اهمیت بسزایی داشته و چه مرد و چه زن در این راه سختی های گوناگونی جهت ریاضت های مختلف متحمل می شدند که می توان یکی از بزرگترین ریاضت ها را حفظ تجرد و عدم توجه به مسائل جنسی دانست؛ لذا رهبانیت در قرن چهار و پنج در این آیین به وجود آمد و زنان راهبه مسیحی با رعایت عفت کامل و حجاب مشغول خدمت به مردم شدند. به خصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پول (پولس مقدس) (7)  از طرف کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد(8) مفهوم تقدس به خود گرفت و عده بی شماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند؛ شیطانی که هر آن ذهن آنان را از تخیلات شهوانی مملو می ساخت. کلیسا ضمنا با استحمام به مبارزه پرداخت زیرا خطوط بدن، انسان را به طرف گناه می راند. کلیسا چرک بدن را تحسین کرده رایحه بدن، صورت بوی تقدس را به خود گرفت؛ زیرا باز به نظر سن پول نظافت بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد. شپش، مروارید خدا شناخته شد... (9)

حجاب در اندیشه مسیحیت قدیم
 

روایت تاریخی

جان ناس درباره ظهور رهبانیت می نویسد: «بعد از آنکه آیین عیسی (علیه السلام) دین رسمی مملکت امپراطوری روم گردید، اندکی برنیامد که اصول رهبانیت در آن مذهب به ظهور رسید و به سرعت رشد و نمو کرد. در آغاز، بعضی اشخاص که به سخنان پولس حواری ایمان داشتند و اندرز او را که می گفت مؤمنان عیسوی از زن و مرد شایسته است که در تجرد و تفرد زندگی کنند و بی همسر بمانند در دل داشتند به این روش گراییدند؛ لکن ظهور رهبانیت به صورت یک نهضت خاص مبتنی بر قطع علاقه از اجتماع در اواخر قرن سوم میلادی به وقوع پیوست. (10)
 
بدعت بودن رهبانیت و نبودن آن از برنامه های دین مسیح چیزی است که قرآن و تاریخ به آن تصریح کرده است. غیر از رهبانیت، مسائل دیگری نیز در مسیحیت پدیدار گشت که هیچ ارتباطی به تعلیمات حضرت عیسی(علیه السلام) نداشت و ارباب کلیسا جهت سودجویی به بعضی بدعت ها دست زدند. از وقایع قرن ۱۵ اینکه کلیسا در آن زمان، مقررات و تأسیسات خاصی برای جمع مال و اخذ وجوه بر پا کرده بود؛ مثلا به عنوان حق فروش غفران و آزادی از کیفر حق تعالی و به عنوان حق اعتراف به گناهان و حق مالیات تعمید و مالیات ازدواج و عزا و سایر مشاغل و تکالیف کلیسایی، مالیات هایی اجباراز مؤمنین گرفته می شد. بدیهی است که مردم از این امور بسیار ناراضی بودند. یکی از کشیشان انگلیسی به نام جان ویکلیف این مالیات های مذهبی را محکوم و مطرود ساخته، آن را حرام و خلاف مبادی انجیل و اخلاق خواند... شخص دیگری به نام جان هوس قیام کرده مردم را علیه کلیسا برانگیخت که به وی تهمت کفر و الحاد زده شد و وی را محکوم و زنده زنده سوزاندند (11).
 
زنان نیمی از جمعیت یک جامعه را تشکیل میدهند؛ حجاب زنان یک نهاد واقعی است؛ چراکه می تواند فلسفه اخلاق را متجلی کند و کارکردش از ایفای نقش ساده فراتر رفته و کارکردی کلی به خود می گیرد.
 
پس از رنسانس، با تضعیف پایبندی به دین، تعظیم همه شعائر دینی و نیز رعایت حجاب به افول نهاد و انقلاب صنعتی به آن شدت بخشید و در قرون اخیر در اثر توسعه سکولاریزم پایبندی به عفت و حجاب در میان مسیحیان از هر زمان دیگر بیشتر رو به ضعف نهاده است. با بررسی و تحقیق در دین مسیحیت متوجه می گردیم که قبل از پولس، حضرت عیسی(علیه السلام)(12) تورات یا عهد قدیم را به عنوان شریعت در نظر داشته اند، ولی براساس تعلیمات پولس، او مدعی شد که تکالیف شریعت موسی نه تنها لازم الاجرا نیست، بلکه با آنچه به طور مستقیم از جانب خدا به او وحی شده مغایرت دارد.(13) جان ناس در این باره می نویسد: پس به یقین دانست که باید بندهای پوسیده شریعت موسی را رها کند و طلبکار آزادی روح و حریت ضمیر شود. از این رو، صریحا اعلام کرد که دیگر عمل ختان(14) وجوبی ندارد و همچنین رعایت حلال و حرام در طعام و شراب ضرورت نخواهد داشت و افراد بشری را به نجس و طاهر تقسیم نباید کرد. (15) بر طبق استدلال وی، شریعتی که عیسی و پیروانش را به هم مربوط می کرد لازم الاجراء نیست؛ زیرا عیسی مرده است و اکنون پیروان عیسی در قید تعلق او نیستند بلکه به آن مسیحی تعلق دارند که شریعتی دیگر آورده است. بنابراین آنچه ضرورت دارد پیروی از مسیح است نه پیروی از عیسی و هر که از تعالیم عیسی پیروی کند گمراه است.
 
با به کار گرفتن همین استدلال بود که تئوری «بازخرید» (16) و «کفاره» را عرضه کرد. مسلما در تعالیم عیسی از این تئوری خبری نبود. این برای پولس یک موفقیت بزرگ بود زیرا چنین عبارتی دلالت دارد بر اینکه انسان می تواند به هر کاری دست بزند و گرفتار نتایج اعمالش نشود مشروط بر اینکه در پایان روز بگوید «من به مسیح معتقدم» (17) اما مسیحیان اولیه خود را پیروان یک دین تازه نمی دانستند. آنها در تمام طول زندگیشان یهودی بودند و خود را یهودی می دانستند.... ایمانشان به معنای انکار یهودیت نبود، بلکه بیشتر در جهت این اعتقاد بود که عصر مسیحایی (نجات بخشی) سرانجام فرا رسیده است... مسیحیان اولیه یهودیت را کنار نگذاشتند، بلکه معتقد بودند که ایمانشان تحقق انتظار دیرپای یک مسیح (منجی) را ایجاب می کند. (18)
 
به هر صورت با در نظر گرفتن هریک از این دو دیدگاه، در تورات و تلمود موارد عدیده ای یافت میشود که بر عفاف و پوشش زنان به صورت چادر و روبنده اشاره شده است که در اینجا به چند نمونه اشاره می شود: ده فرمان، و به ویژه فرمان ۷: زنا مکن؛ و فرمان ۹: بر زن همسایهات طمع مورز (19) [در نقل ماجرای ازدواج] اسحاق پسر حضرت ابراهیم(علیه السلام)، با رفقه در تورات آمده است: رفقه چشمان خود را بلند کرد اسحاق را دید و از شتر فرود آمد و از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید و خادم گفت : آقای من است.
 
پس برقع (روبنده) خود را گرفته خود را پوشانید. (20) زن صالحه(21) را کیست که پیدا تواند کرد؟ قیمت او از لعل ها گران تر است، دل شوهرش بر او اعتماد دارد، و محتاج منفعت نخواهد بود. برایش تمام روزهای عمر خود، خوبی خواهد کرد و نه بدی... دختران بسیار اعمال صالحه نمودند، اما تو بر جمیع ایشان برتری داری. جمال، فریبنده و زیبایی، باطل است، اما زنی که از خداوند می ترسد ممدوح خواهد شد. (22)
 
تلمود از انسان می خواهد که دقیق ترین اصول و قواعد اخلاقی و عفت را در امور جنسی و زناشویی رعایت کند. چشم چرانی و شهوت رانی با نگاه نیز یک عمل منافی عفت محسوب میشود. «نه تنها آن کس که با جسم خود زنا می کند زناکار است، بلکه آن شخص که با چشمان خود زنا می کند، زناکار خوانده می شود. به انسان اکیدأ سفارش شده است که برای حفظ مبانی اخلاق و عفت از دست زدن به هر عملی که سبب تحریک شهوت می شود خودداری کند.
 
از این رو چنین توصیه کرده اند: «با زن زیاده از حد صحبت مکن. این مطلب درباره همسر انسان گفته شده است، تا چه رسد به مکالمه با همسر دیگران، روی این اصل دانشمندان گفته اند: هر آن کس که زیاده از حد با زنان صحبت نماید، برای خود تولید بدبختی می کند، از مطالعه و تحصیل تورات باز می ماند، و سرانجام جهنم را به میراث خواهد برد». «اگر روی پل با زنی مواجه شود، باید صبر کند تا آن زن از یک سو عبور کند و سپس خود از پل بگذرد. و هر آن کس که عمدا از قفای زنی روان است که از نهر می گذرد (تا هنگام عبور از آب همین که پیراهنش را بالا کشید ساق های برهنه او را تماشا کند)، سهمی از سعادت جهان آینده نخواهد داشت. آن کس که با دست خود پول به زنی می دهد، به منظور آن که رخسار او را بنگرد و از زیبایی او لذت برد، حتی اگر از حیث علم و دانش تورات و اعمال نیک با سرور ما موسی برابر باشد، از کیفر جهنم رهایی نخواهد یافت. اگر انسان به دنبال شیر درنده باشد، بهتر از آن است که زنی را تعقیب کند.» (23)

حجاب در اندیشه مسیحیت قدیم
 

متون مسیحیت و حجاب

الف. پوشش در اناجیل چهارگانه
با مطالعه عهد جدید، در می یابیم که مسئله حجاب و پوشش به صراحت در اناجیل چهارگانه وارد نشده، ولی درباره پاکدامنی و عفت و همچنین رویکرد به تجرد، مطالبی مطرح شده است که در اینجا نمونه هایی ذکر می شود. حضرت عیسی (علیه السلام): شنیده اید که به اولین ادیان گذشته، گفته شده است زنا مکن، لیکن من به شما می گویم هرکس به زنی نظر شهوت اندازد همان دم در دل خود با او زنا کرده است (24) اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند، سر خود را رسوا می نماید. اما هر زنی که سر برهنه دعا یا نبوت کند، سر خود را رسوا می سازد، زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد، موی را نیز ببرد؛ و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد. زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چونکه او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشد، بلکه زن از مرد. از این جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان. لیکن زن از مرد جدا نیست و مرد هم جدا از زن نیست در خداوند. زیرا چنان که زن از مرد است، همچنین مرد نیز به وسیله زن، لیکن همه چیز از خدا در دل خود انصاف دهید:

آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند؟ آیا خود طبیعت شما را نمی آموزد که اگر مرد موی دراز دارد، او را عار می باشد؟ و اگر زن موی دراز دارد، او را فخر است، زیرا که موی به جهت پرده بدو داده شد؟ و اگر کسی ستیزه گر باشد، ما و کلیساهای خدا را چنین عادتی نیست. (25) لیکن زن عیاش در حال حیات مرده است... پس رأی من این است که زنان جوان نکاح شوند و اولاد بزایند و کدبانو شوند و خصم را مجال مذمت ندهند زیرا که بعضی به عقب شیطان برگشتند. (26) اما از شهوات جوانی بگریز و با آنانی که از قلب خالص نام خداوند را می خوانند، عدالت و ایمان و محبت و سلامتی را تعاقب نما.(27) و شما را زینت ظاهری نباشد، از بافتن موی و متجلی شدن به طلا و پوشیدن لباس، بلکه انسانیت قلبی در لباس غیر فساد. روح تعلیم و آرام که نزد خدا گرانبهاست، زیرا بدین گونه زنان مقدسه در سابق نیز که متوکل به خدا بودند، خویشتن را زینت می نمودند و شوهران خود را اطاعت می کردند.

مانند ساره که ابراهیم را مطیع می بود و او را آقا می خواند و شما دختران او شده اید، اگر نیکویی کنید و از هیچ خوف ترسان نشوید. (28) پس آرزوی این دارم که مردان، دست های مقدس را بدون غیظ و جدال برافروخته، در هرجا دعا کنند. و همچنین زنان خویشتن را بیارایند به لباس مزین به حیا و پرهیز، نه به زلف ها و طلا و مروارید و رخت گرانب ها؛ بلکه چنانکه زنانی را میشاید که دعوی دینداری می کنند به اعمال صالحه. زن باسکوت، به کمال اطاعت تعلیم گیرد. و زن را اجازت نمی دهم که تعلیم دهد یا بر شوهر مسلط شود بلکه در سکوت بماند. زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا و آدم (علیهما السلام) فریب نخورد بلکه زن فریب خورده، در تقصیر گرفتار شد. اما به زاییدن رستگار خواهد شد، اگر در ایمان و محبت و قدوسیت و تقوا ثابت بمانند. (29)
 
به هر حال پولس، شکنجه گر پیشین مسیحیان، اینک نگرش دیگری نسبت به شریعت از خود نشان می دهد و بنابراین باید تبعیض، آزار، زندان و مجازات جسمانی نهادهای یهودی و احتمالا آشوبگران مسیحی یهودی را تحمل کند (30). در همین سفر به دمشق بود که به پولس گفته شد که عیسی را در یک رؤیا دیدار کرده و پیامد آن این است که یکی از پیروان وی شده است. مسلم شده است که در فاصله کمی قبل از این حوادث پولس می خواست با زنی به نام پاپیه که دختر زیبا ولی جاه طلب ملای بزرگ یهود بود، ازدواج کند، او از یک زیبایی خیره کننده و روحی دسیسه گر برخوردار بود. او پولس را دوست می داشت ولی پیشنهاد او را برای ازدواج رد کرد و به عنوان یک هنرپیشه به روم رفت. در آغاز ظهورش بر صحنه نمایش، مرحله به مرحله ترقی کرد، تا به کاخ امپراطوری راه یافت و سرانجام با امپراطور ازدواج کرد و ملکه امپراطوری روم شد. پولس دلیل خوبی داشت که هم نسبت به یهودیان خشمگین شود و هم نسبت به رومیان. تغییر دین پولس، با پاسخ رد پاپیه همزمان بود. او باید در این وقت تحت فشار روحی و عاطفی قابل ملاحظه ای باشد. ممکن است که این بحران زندگی در تغییر ناگهانی او از بزرگترین حامیان دین یهود، به بزرگترین دشمنان آن مؤثر باشد.
 
پس از آنکه پولس دین خود را تغییر داد، با پیروان حضرت عیسی در دمشق اقامت گزید و صراحتا در مجامع فریاد برآورد که عیسی پسر خداست (31). در نتیجه، او شروع به چشیدن طعم تلخ شکنجه هایی کرد که از این بابت گرفتار آنها شده بود. اگر او عملا اصطلاح «پسر خدا» را در توصیف حضرت عیسی به کار می برد، احتمالا برای این است که از این وسیله برای خشمگین کردن یهودیان کمک بگیرد. از آنجایی که یهودیان معتقد به یگانگی خدا بودند در نزد آنها عقیده به اینکه خداوند دارای فرزندی است که به او نسبت دارد، شنیع بود. سپس پولس دمشق را ترک کرد و به جای اینکه در جستجوی راهی برای همکاری با دیگر پیروان عیسی باشد راهی سرزمین های عربی شد و در آنجا به مدت سه سال مخفی ماند. ممکن است منظورش از این کار این بود که شرح و تفسیر او منجر به انکار قوانین یهود شد و در نتیجه از خط مشی مسیح انحراف پیدا کرد. زیرا حضرت مسیح (عیه السلام) در خلال دوران زندگی خود به عنوان فردی که قائل به احکام دین یهود بود، باقی مانده و همواره سعی کرده است که تعالیم حضرت موسی (علیه السلام) را مورد تأیید قرار دهد.
 
حواریون و پس از آنها پاپ ها و کاردینال های بزرگ که دستورهای دینی آنان از طرف کلیسا و مذهب مسیحیت لازم الاجرا شمرده می شد، با شدتی هرچه تمام تر زنان را به پوشش کامل و دوری از آرایش های جسمی فرا می خوانده اند. دکتر حکیم الهی استاد دانشگاه لندن در کتاب «زن و آزادی» پس از تشریح وضعیت زن نزد اروپائیان، در مورد حکم پوشش و حجاب زن نزد مسیحیت، عقاید کلمنت و ترتولیان (دو مرجع مسیحیت و دو اسقف بزرگ) را درباره حجاب بازگو می کند: زن باید کاملا در حجاب و پوشیده باشد، الا آن که در خانه خود باشد؛ زیرا فقط لباسی که او را می پوشاند، می تواند از خیره شدن چشم ها به سوی او مانع گردد.
 
زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگری را با نگاه کردن به صورتش وادار به گناه نماید. برای زن مؤمن عیسوی، در نظر خداوند، پسندیده نیست که نزد بیگانگان به زیور آراسته گردد و حتی زیبایی طبیعی آن نیز باید مخفی گردد؛ زیرا برای بینندگان خطرناک است. بالا تا با توجه و بررسی آنچه گذشت، به طور اجمال دانستیم که ادیان قبل از اسلام نه تنها درباره عفت و پاکدامنی مردان و زنان تأکید داشته اند، بلکه به طور ویژه بر پوشش زنان اصرار داشته اند و با گذری بر تصاویری که از زنان یهودی و مسیحی وحتی زرتشتی که تاکنون به دست ما رسیده است، البسه های بلند و گشاد و پوشش پارچه ای مخصوص موی سر با توجه به روبنده و چادرهای استفاده شده، نشان دهنده این امر است که حجاب در میان این ادیان به صورت وسیع تر و شدیدتر وجود داشته است و در اثر آنچه از نظر کلیسا و جو حاکمان بر آن و مسائل جامعه به رنسانس ختم شد؛ حتی در تصاویر و مجسمه های حضرت مریم (علیها السلام) و اطرافیان ایشان کاملا هویدا است؛ زیرا تا قبل از رنسانس هرچه به دوره قدرت کلیسا نزدیک تر هستیم می بینیم که زنان پوشیده تر و امور مذهبی با ابهت بیشتر در نقاشی ها یا هنرهای تجسمی دیده می شود و برعکس هرچه به نهضت رنسانس نزدیک می شویم، رویکرد نقاشی های زنان، حتى حضرت مریم با پوشش کمتری ترسیم شده اند و این همه از آثار هنرمندان این دوره هاست که با توجه به زمان ترسیم شده اند. (32)
 
بنابراین، با توجه به آنچه گذشت می توان گفت دین اسلام مبتکر حجاب نبوده، بلکه براساس مصالح بشری حدود شرعی خاصی برای آن از جانب خداوند متعال رقم زده است و تأکید به امر عفاف و حجاب تنها مخصوص زنان نبوده بلکه برعهده مردان نیز گذاشته شده است. بدین معنا که در سوره مبارکه نور و احزاب حدود پوشش و تماس های زن و مرد را ذکر کرده است، بدون آنکه کلمه حجاب را به کار برده باشد. (33)
 
پوشش و حجاب در اسلام از یک مسئله کلی تر و اساسی تری ریشه می گیرد و آن این است که اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر، به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، اجتماع منحصرا برای کار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصر حاضر، که کار و فعالیت را با لذت جویی های جنسی به هم می آمیزد، اسلام می خواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند و در نتیجه حجاب اسلامی حداقل به چهار امر مهم منجر می گردد: ۱- آرامش روانی، ۲- استحکام پیوند خانوادگی، ۳- استواری اجتماع، 4 - ارزش و احترام زن (34).  
 
در حالی که براساس آنچه مطرح گردید، چنانچه بخواهیم به مسائل ریزتر دقت نمائیم، مسیحیت سه صورت عمده دارد که عبارت اند از: کاتولیک رومی با پاپ در رأس کلیسا، ارتدکس با بطری قسطنطنیه (استانبول در برابر کلیساهای مختلف ارتدکس مانند کلیسای روس، جنبش مرکب از فرقه هایی نظیر کلیساهای لوتری، روشگرا، باتیست، انگلیکان و غیره. مسیحیت یکی از ادیان بزرگ ابراهیمی است که با پیشینه ای نزدیک به بیست قرن، تحولات گوناگونی به خود دیده است. از این رو، طبیعی است که نتوان تمامی ابعاد آن را در نوشتاری کوتاه بررسی کرد و تنها جهت اینکه خواننده گرامی، دورنمایی از مسیحیت در ذهن داشته باشد اساسی ترین مقولات درباره تغییرات و تحول در مسیحیت را، به طور اجمال مطرح می سازیم.

حجاب در اندیشه مسیحیت قدیم
 
ب. اعمال رسولان
از آنجائی که ما ایرانی هستیم برای نمونه مسیحیان ایرانی را ذکر می نماییم که در امر حجاب در عصر امروز خیلی کمتر از گذشته اهتمام داشته و عده قلیلی در کلیسا نیز با حجاب وارد می شوند. ایران قطعا یکی از نخستین کشورهای جهان است که دین مسیح را در خود راه داده است. در کتاب اعمال رسولان یکی از ارکان مهم انجیل، در باب دوم، درباره روز«پنطیکاست» یعنی روز حلول روح القدس در رسولان (35).
 
این قسمت از کتاب اعمال رسولان را به دو گونه می توان توجیه کرد: یکی آنکه نخستین گروندگان به مسیح در آغاز رسالتش مردمی از نژادهای مختلف بوده اند که پارت ها و مادها و عیلامیان، یعنی سه طایفه از مردمی که در ایران قدیم می زیسته اند، در میانشان بوده اند. توجه دیگر این است که مسیحیت در آغاز انتشار خود در کشور پارت ها و مادها و عیلامیان، یعنی ایران، راه یافته است. هریک از این دو توجیه را بپذیریم، نتیجه این می شود که ایرانیان که پارت ها و مادها و عیلامیان باشند از نخستین مردمی بوده اند که دین مسیح را پذیرفته اند (36).
 
بررسی عقاید سه فرقه مسیحی، یعنی کاتولیک (دسته ای از مسیحیت که پیروان کلیسای روم و روش تعلیمی آن هستند)، ارتدکس (دسته ای از مسیحیت که تعلیمات انجیلی را مطابق اتفاق و تشخیص قسیسین وعلمای شان قبول کرده، لیکن از تبعیت و پیروی رؤسای کلیسا و پاپ ها بیرون رفتند و پروتستان (دسته ای از مسیحیت که پیروی و تبعیت از کلیسای روم را اساسأ غلط شمردند؛ نه در تعلیمات انجیلی تابع آنان شده، نه به اوامر صادره از مقام کلیسا اعتنائی کردند) نشان میدهد که اعتقاد به حجاب در بین کاتولیک ها قوی تر از دو فرقه دیگر است (37). ارتدکس ها در این باره مقام دوم را دارند و پروتستان درباره حجاب، پایبندی زیادی نداشته و آن را مختص حضرت مریم (علیها السلام) میدانند. در زمان معاصر، مسئله حجاب در بین مسیحیان بی اهمیت و یا در بعضی موارد نفی شده است؛ همان گونه که ذکر شد علت این امر به نهضت رنسانس بازگشت دارد، زیرا قبل از این نهضت، کلیسا(38) قدرت فراوانی داشت و در جهت امور خویش از این سلطه استفاده می نمود.
 
در نهضت الهیات مسیحی(39) و آداب و رسوم کلیسایی - به عنوان علوم و آرایی که اناجیل و سیره حضرت مسیح (علیه السلام) بر اساس آن تفسیر میشد بود. قرن ها در تمام دوره ظهور و غلبه مسیحیت مردم مسیحی با این آراء و آداب و معارفی که با تفاسیر اناجیل از سوی آباء کلیسا و متکلمین به صورت حکمت و آداب جامعی تکوین یافته بود به جهان می نگریستند و عمل می کردند، اما اکنون با جریان ویرانگر جدید (رنسانس) مورد پرسش قرار گرفت (40).
 
می توان با صراحت بیان داشت که رنسانس براساس تحولاتی که در مسیحیت رخ داد، صورت پذیرفت؛ زیرا در هر دوره فرهنگ خاصی در بین مسیحیان نمود داشته است: در زمان عیسی (علیه السلام) افزون بر باورهای ویژه درباره خداوند، انسان و طبیعت در گستره اخلاق و احکام عبادی نیز آموزه هایی شایان توجه داشت. وی بر رعایت شریعت و احکام گسترده آیین یهود تأکید می ورزید: «پس هر کس یکی از این احکام، کوچکترین را بشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود؛ اما هر کس به عمل آورد و تعلیم نماید، او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد» (41) براساس تعالیم او، اگر بر روح این احکام فقهی، اخلاق حاکم نباشد، کاستیای بزرگ است. مشخصه اصلی و کلان تعالیم اخلاقی عیسی عبارت است از: خلوص نیت کامل، عمل بر طبق اندیشه درون، برتر دانستن وظایف اخلاقی از مسائل اجتماعی و مدنی تشریفاتی، توجه به امور باطنی و محبت تحول آفرین.
 
دقت در آموزه های حضرت عیسی نشان می دهد با ظهور مسیحیت خداوند یگانه از حصار طبیعت خارج شد و بر فراز آن نشست. بدین ترتیب، بنیان تفکر یونانی - رومی که خدا را در درون طبیعت جای می داد و سروری را به طبیعت می سپرد، فرو ریخت و خداوند در درجه اول اهمیت قرار گرفت. البته این به معنای طرد طبیعت نبود، بلکه طبیعت کارگاه الاهی به شمار آمد و مقام حقیقی خود را باز یافت. در آیین نخست مسیحیت، انسان مقهور قوای اسطوره ای و مرموز طبیعت و نگران همواره سرنوشت خویش نبود، او اختیار داشت و می توانست با پیروی از مشیت خداوند، جسم خود را در سیطره روح خیرخواهی قرار دهد و به سعادت بار یابد. از سوی دیگر، حضرت عیسی با فرقه های گوناگون یهودیت - که هر یک آیین موسی را به گونه ای تفسیر می کرد و خود را حق می دانست - مخالفت ورزید و با تأیید شریعت یهود، بر این نکته ژرف که دین تنها شریعت و کردار تھی از باطن و مغز نیست پای فشرد. او به همگان آموخت که شریعت باید با نیت پاک، مخلصانه پیوند خورد و کردار با اندیشه درون مطابق باشد. اما با ورود پولس تعالیم عیسی چنان که در آغاز بود، باقی نماند.

حجاب در اندیشه مسیحیت قدیم
 

اصول مدرنیسم در غرب

بعد از رنسانس و تحولات حاصله در قرن نوزدهم به بعد، اصول مدرنیسم در غرب حاکم گردید که شامل اومانیسم یا انسان محوری و سودانگاری و لیبرالیسم یعنی آزاد شدن از قید مقدسات و عقلانیت که نوعی عقل گرایی خاص است نه مطلق عقل گرایی و فردگرایی که این واژه از نظر لغوی و اخلاقی یعنی خودخواهی و خودپسندی و از نظر فلسفی یعنی کسی که به اصالت فرد در جامعه معتقد باشد و منافع شخصی را بر منافع جمع ترجیح دهد و سکولاریسم یعنی قداست زدایی و دین زدایی که براساس این اصول، انسان مدرن و تجددگرا دارای خصلت های خاصی گردید که براساس تحقیق خویش، تنها به مظاهر مدرنیته می پردازیم.
 
پس از ظهور ایدئولوژی عصر روشنگری که کوران دوران مدرنیته قلمداد می شود - فرهنگ معنای معنوی و ارزشی خود را از دست داد و در مفهوم «تمدن» به کار رفت. در غرب، فرهنگ به معنای پیشرفت، بهسازی، رشد، ترقی و تکامل تلقی گردید؛ یعنى مظاهر مادی نیز فرهنگ دانسته شد و پیشرفت مادی و معنوی «تمدن» نام گرفت. با پیدایش دیدگاه های تازه در دوران مدرنیته، سبکی نوین در هنرهای تجسمی اروپا و آمریکای شمالی پدید آمد. در این گستره، تغییر در نقاشی و پیکرتراشی قابل توجه می نماید.
 
در این دوران تندیس های برهنه ساخته می شود؛ تندیس هایی که احساس تن بودن انسان و لزوم پرداختن و هنرمند به تن را به بیننده القا می کند. از این میان، می توان به پیکره «داوود» ساخته میکل آنژ اشاره کرد؛ تندیس مرد جوانی در نهایت زیبایی و برومندی، که برهنه مادرزاد است. این مجسمه نشان میدهد پس از آغاز دوران تجدد چه اندیشه و فرهنگی بر دست و قلم هنرمند فرمان می راند. در عرصه نقاشی نیز می توان به صورت های تخیلی نقاشان از مریم مقدس اشاره کرد. تصویرهای پیش از رنسانس، مریم را زنی غیر معمول و سرشار از حجب و حیایی که به وی حالتی ملکوتی می بخشد نشان می دهد. در این عصر، نقاش می کوشد به مریم زیبایی معنوی ببخشد؛ اما نقاش پس از دوران تجدد، مریم را از آسمان به زمین می آورد و برای ترسیم سیمای مریم، زنان زیبای کوچه و بازار را مدل قرار میدهد. در این تابلو، دیگر آن شرم وحجب مقدس دیده نمی شود و بیننده، بیش از آنکه به یاد ارزش های معنوی بیفتد، به زیبایی چهره خیره می شود. گویا در دوره ای که ارزش انسان به تن و چهره است، ارزش مریم نیز به زیبایی ظاهری اش بستگی دارد. (42)
 
تصویرهایی که از پوشاک مسیحیان و مردم اروپا انتشار یافته است، به وضوح نشان می دهد که حجاب در بین زنان، کاملا رعایت می شده است. براون و اشنایدر در کتاب پوشاک اقوام مختلف، برخی از تصاویر مربوط به زنان مسیحی را آورده اند که نشان می دهد همگی آنها دارای لباسی بلند و پوشش سر می باشند. (43) رضا هلال در فصل ششم کتابش بر اساس اصول گرایی و خشونت: مسیح یهودی و مسیح مسیحی آورده است: ریاست سازمان «توجه به زن به خاطر آمریکا» را پیرلی الهی (همسر کشیش تام لهی) برعهده دارد و تعداد اعضای آن به ۷۰۰ هزار نفر می رسد. سازمان به زندگی «لائیک» و اصل جدایی دین از سیاست حمله می کند و فعالیت های خود را بر منع سقط جنین و ارزش های محافظ خانواده و اجازه خواندن نماز در مدارس و مخالفت با همجنس بازی متمرکز نموده است. قبل از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، سازمان فعالیت های خود را بر مبارزه با کمونیسم نیز متمرکز کرده بود و از شورشیان کونترا در نیکاراگوا حمایت کرد. سازمان «توجه به زن» اقدام به انجام حملاتی علیه زنان فمنیسم» و«دنیاپرست» در جامعه آمریکا می زند و خود لهی برنامه ای رادیویی- مذهبی اجرا می کند که هر روز از ایستگاه های رادیویی مسیحی در ایالت های مختلف پخش می شود. (44)
 
در قرن بیستم و به خصوص نیمه دوم آن، گرایش هایی در جهان مسیحیت به وجود آمده است که با انواع قبلی متفاوت است. این گرایشات که بیشتر به زندگی و اصلاحات اجتماعی توجه دارند تا آموزه های خاص الهیاتی، به شدت رو به گسترش اند. با ظهور این دوره نقش کلیسا بر زندگانی مردم در زوایای گوناگون کمرنگ شد و یکی از آثار آن عدم پوشش زنان بود و این امر براساس نیات شوم سرمایه داران رفته رفته به سمت برهنگی و سوء استفاده از جمال و اندام زن برای هرچه بیشتر به دست آوردن مال و مکنت در این راه بود و زن به این ترتیب اگرچه ظاهر دیگر یوغ کلیسا و آداب آن را بر گردن نداشت، ولیکن مورد سوء استفاده بیشتر قرار گرفته و در این راه به قهقرا کشیده شد. قرآن به صراحت دو مطلب را بیان کرده است: یکی وحدت دین همه پیامبران از آدم (علیه السلام) تا خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگری اختلاف شریعت ها و اینکه هر پیامبر و امتش شریعت خاصی داشتند. دین اصول مکتب پیامبران و شریعت برنامه عملی و راه و روش زندگی است که بنابر مقتضیات زمان و مکان و اوضاع و احوال مردم و تکامل بشر و پیشرفت فرهنگ و تمدن و... تغییر می کرد. قانون و سنت حاکم بر جهان هستی تغییرپذیر نیست، گرچه بیشتر مردم به آن آگاهی ندارند. نتیجه اینکه چون آفرینش خداوند براساس قانون سنت لایتغیر استوار است، دین نیز که همراه با این سنت است استوار و تغییر ناپذیر است. (45)
 

جمع بندی

کتب مقدس مسیحیان درباره عفاف و حجاب حاوی مطالب ارزنده ای است و با در نظر گرفتن ادیان یهود، مسیحیت و اسلام متوجه می شویم که همه در این مبحث حرفی برای گفتن داشته اند لیکن در عمل در دین یهود، نسبت به سایر ادیان از سختگیری و شدت بیشتری برخوردار بوده است و در مسیحیت با توجه به تغییراتی که توسط پولس حاصل گردید و همچنین انشعاب آن به فرق گوناگون و به ویژه سه فرقه بزرگ کاتولیک، ارتدکس و پروتستان، ترتیب مذکور، استفاده از پوشش و حجاب در بین ایشان ضعیف تر شده است. در اسلام، حجاب برای زن و مرد مطرح گردیده است و حدود شرعی آن مشخص شده است و اگر چه مانند سایر ادیان زنان و مردان مسلمان نیز به طور یکسان این امر خطیر را اطاعت نکرده اند و به علل گوناگون از این مهم سرباز زده اند، ولی این اصول پوشش و امر عفت و پاکدامنی همان گونه که ذکر گردید در فطرت انسان ها جای دارد و حفظ افراد به واسطه آنهاست و به همین جهت علی رغم دادن شعار آزادی و مسائل ذی ربط توسط متمدنین و پرچمداران مساوات زن و مرد، روز به روز به تجاوز و پایمال شدن حقوق افراد، به ویژه زنان افزوده می گردد و در این عصر به نام حفظ حقوق بشر، نه تنها حقوق حقه ایشان مورد بی حرمتی قرار می گیرد بلکه جسم و روح ایشان نیز مورد اذیت و آزار است. پس چه بهتر که براساس فطرت خویش و آنچه خداوند متعال توسط رسولان به حقش بر انسان ها ارزانی داشته است، به اصل خویش باز گردیم و با جدیت در این راه، از بیراهه ها حذر نماییم.
 
پی‌نوشت‌ها:
1- ویل دورانت می نویسد: جان استروک (Jean Astruc) در سال ۱۷۰۳ به اختلاف متون تورات اشاره کرد. از جمله آنکه دو داستان متشابه و مجزا در سفر پیدایش آمده است. در یکی از این داستان ها از آفریدگار به عنوان یهوه Yahveh و در دیگری به عنوان الوهیم Elohim یاد شده است .(چهار مقاله درباره مسیحیت و عهدین، شماره کتاب ۲۹، ص ۷۵). کتاب های مقدسی که بین نصاری موجود است: اناجیل اربعه (انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا، انجیل یوحنا) + کتاب اعمال حواریون + نامه های متعدد + رویای یوحنا (تفسیر المیزان، ج ۳، ص 514).
2- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص ۲۱۹؛ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ص103
3- واژه حجاب هفت بار در قرآن کریم به کار رفته است، ولی هرگز به معنای حجاب اسلامی مصطلح نیست .(قرآن کریم: سوره اعراف آیه 46؛ احزاب آیه ۵۳؛ ص آیه ۳۲؛ فصلت آیه 5؛ شور آیه ۵۱؛ الإسراء آیه 45؛ مریم آیه ۱۷؛ المطففین آیه ۱۵).
4- مطهری، مرتضی، مسئله حجاب ، ص ۷۶
5- واژه کلیسا Eglise از کلمه «اگلزیا»ی یونانی با «اکلسیا»ی لاتینی Ekklesia مشتق شده و ترجمه ای است از کلمه عبری «نهال» Qahhal که آن را در عهد عتیق در خطابه موسی(علیه السلام) به عبرانیان می یابیم: [در روزی که در حضور یهوه خدای خود در حوریب ایستاده بودی، خداوند به من گفت قوم را نزد من جمع کن تا کلمات خود را به ایشان بشنوانم تا بیاموزند که در تمامی روزهایی که بر روی زمین زنده باشند، از من بترسند و پسران خود را تعلیم دهند... (تثنیه ۱۰: 4) از طرفی صحبت از قوم است که خود را در یک مجمع مقدس وقف نیایش می کند (لاویان ۱: ۲۹) واژه کلیسا به معنای مجمع و مجلس گرفته شده است. در ابتدا به هیئت ها و مجامع مؤمنین در یک منطقه «اگلزیا» می گفتند.(دائرۃ المعارف کتاب مقدس، کلیسا از نظر ارتدکس ها، ص۶۷۷؛ کلیسا از نظر کاتولیک ها ص 469؛ کلیسا از نظر پروتستان ها ص ۶۸۶) پولس رسول می گوید: کلیسا جسد مسیح است. و بسا می شود که کلیسائی که قصد عمومی مؤمنین است به ملکوت خدا تعبیر می شود . کلیسای مسیحی در روز پنجاهم بعد از قیام مسیح برقرار گردیده متدرجا تا به اقصای زمین امتداد یافت (قاموس کتاب مقدس، ص۷۶۰).
6- زن در فرهنگ یهود موجود پست تر از مرد به شمار می رفت و مطالعه کتاب مقدس و متون یهودی این ادوار معرف این واقعیت است . برای مثال دعاها و نمازها برخی فقط مختص مردان بود. زنان در معبد حق عبور، فراتر از مرز دهلیزی که مختص آنان بود نداشتند و ورود به صحن داخلی با کیفر مرگ روبه رو می شد. زنان نه تنها در مراسم مقدس قربانی حق شرکت نداشتند که دیدار آن هم مجاز نبود (تحقیقی در دین یهود، صص ۳۳۱-۳۳۲).
7- پولس در لغت به معنای کوچک می باشد و او را در زبان عبرانی شاؤل می گفتند و او حواری ممتاز قبائل بود. پولس در شهر طرسوس قلیقیه متولد گشت و امتیاز رعیتی روم را ارثا از پدر یافت. والدینش از سبط بنیامین بودند که او را برحسب رسوم و قواعد یهود تربیت نمودند (قاموس کتاب مقدس، ص۳۲۸)
8- جماعتی بودند که آنها را اسینیان می گفتند و در اغلب نقاط فلسطین وجود داشتند. آنها گفتند که باید از فساد جهان و اهل آن دوری گزید و زهد و ترک دنیا پیش گرفت و به عبادت و انزوا و صوم و صلات روز گذرانیده به انتظار ظهور مسیحا نشست و ترک دنیا پیش گرفت... آنها زن نداشتند. عشق جنسی را شکسته بودند، پول نداشتند. اسینیان معتقد بودند که روح، جاودانی است. روح، هدیه ای از جانب خداست . اینکه اسینی ها از لذت و ثروت و ازدواج، نفرت داشته اند نه به خاطر این بود که اصلا از این مسائل بیزار بودند، بلکه علت آن مبارزه شدید و جهاد سرنوشت سازی بود که علیه جباران زمان در پیش داشته اند. دلیل آن، این است که زکریا (علیه السلام) رهبر آنهاست و در عین حال، دارای همسر است و در سن پیری، خداوند به او پسری به نام یحیی می دهد. یحیی به دست اشرار زمان به شهادت می رسد. به علاوه، قرائن نشان میدهد که اسنی ها روحیه عرفان و مبارزه و جهاد را از تعلیمات حضرت موسی(علیه السلام) به دست آورده بودند. مسلم است که این تعلیمات هرگز تجرد و درویشی را تشویق نکرده است. قرآن مجید در خطاب به حضرت زکریا (علیه السلام) می گوید: «ان الله یبشرک بیحیی مصدقة بکلمه مصدقة بکلمه من الله و سیدا و حصورة و نبیا من الصالحین» (آل عمران، ۳۹) خداوند تو را به یحیی بشارت میدهد که تصدیق کننده کلمه خدا (عیسی علیه السلام) و سرور و حضور و پیامبری از صالحان است. واژه حصور، به معنی کسی است که زهد به خرج می دهد و از ازدواج خودداری می کند. این مطلب درباره حضرت عیسی(علیه السلام) هم صادق است. یحیى از داعیان رسالت حضرت عیسی (علیه السلام) است. بدون تردید هیچ پیامبری به مخالفت با ازدواج بر نخاسته، بلکه مشوق آن بوده اند. اما برای این دو بزرگوار شرایط سخت مبارزه ایجاب می کرد که از انتخاب همسر خودداری کنند تا بهتر بتوانند با ستمگران و متجاوزان مبارزه کنند. این مبارزه منتهی به قتل واقعی یحیی و قتل اشتباهی حضرت عیسی (علیه السلام) شد.
9- مطهری، مرتضی، مسئله حجاب ، ص ۲۰
10- ناس، جان بایر، تاریخ جامع ادیان، ص 369
11- همان، ص 665
12- عیسی: از ریشه عبری yasha به معنای رهانیدن گرفته شده است. عیسی به سه نام عیسی، مسیح و یسوع شهرت یافته است. یسوع مخفف ایسوع و اصل آن ایشوع و اسم خاص حضرت مسیح (علیه السلام) است. از انجیل ظاهر می شود که جهت تسمیه مسیح(علیه السلام) به یسوع آن است که خلاص کننده خلایق است از آتش جهنم. عیسی معرب ایسوع نیز گفته شده است . (زیبایی نژاد، محمدرضا، درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص۱۸)
13- تکالیف و احکام شرع موسی(علیه السلام) جز در مواردی اندک مورد قبول حضرت عیسی (علیه السلام) هم بوده چنانکه قرآن از زبان وی می فرماید: «و مصدقا لما بین یدی من التورایة ولاحل لکم بعض الذی حرم علیکم» (ال عمران، ۵۰) در این آیه میان تصدیق تورات و نسخ بعضی از احکام آن جمع کرده است. بنابراین پولس نه تنها به شریعت حضرت موسی(علیه السلام) پشت پا می زند، بلکه شریعت حضرت عیسی (علیه السلام) را هم زیر پا می گذارد. (بهشتی، احمد، عیسی پیام آور اسلام، ص ۹۲)
14- یکی از علائم مشخص شناسایی یهودیان، ختنه بوده است و آنها به غیر یهودیان نامختون می گفتند. اولین بار ختنه در میثاق یهوه با ابراهیم مطرح می گردد(آشتیانی، جلال الدین، تحقیقی در دین یهود، ص۳۳۳).
15- ناس، جان بایر، تاریخ جامع ادیان، مترجم علی اصغر حکمت، ص616؛ مقایسه ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 75
16- در کتاب تاریخ ادیان و مذاهب جهان آمده است: در سال ۱۳۵۶ شمسی در سفر به ایتالیا و توقفی سه روزه در رم به کلیسای سنت پطرز رفتم. بنای باشکوه کلیسا که یادگار قرن های گذشته بود، اعجاب انگیز می نمود. در داخل کلیسا وضعی را مشاهده نمودم که مبین خرید گناهان از سوی مقامات روحانی کلیسا بود. در مقابل هر کیوسکی یک کشیش بهشت فروش در انتظار مشتری بود؟!!( مبلغی آبادانی، عبدالله، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ۱۳۷۹، ج ۲، ص 746)
17- بهشتی، احمد، عیسی پیام آور اسلام، ص۹۳
18- ناردم، دان، پیدایش مسیحیت، مترجم مهدی حقیقت خواه، ص۲۹
19- عهد عتیق، تورات، سفر خروج، باب ۲۰، آیات ۱۶ و ۱۷
20- همان، سفر پیدایش، باب ۲۶، آیات 64-65
21- ویل دورانت، که معمولا سعی می کند موارد برهنگی یا احیانا تزیینات و آرایش زنان هر قوم را با آب و تاب نقل کند تا آن را طبیعی جلوه دهد، در این مورد می گوید: در طول قرون وسطاء یهودیان همچنان زنان خویش را با البسه فاخر می آراستند، لکن به آنها اجازه نمی دادند که با سر عریان به میان مردم روند. نپوشاندن موی سر، خلافی بود که مرتکب را مستوجب طلاق می ساخت. از جمله تعالیم شرعی یکی آن بود که مرد یهودی نباید در حضور زنی که موی سرش هویداست، دست دعا به درگاه خدا بردارد. او در توصیف زنان یهودی می گوید: زندگی جنسی آنان علی رغم تعدد زوجات، به طرز شایان توجه، منزه از خطایا بود. زنان آنان دوشیزگانی محجوب، همسرانی ساعی، مادرانی پرزا و امین بودند و از آنجا که زود وصلت می کردند، فحشا به حداقل تخفیف پیدا می کرد(دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ج۱۲، صص ۹۲ - ۱۳).
22- عهد عتیق، تورات، امثال سلیمان، باب ۳۱، آیات ۱۰- ۲۹ ، ۱۲ -۳۰
23- کهن، ابراهام، گنجینه ای از تلمود، ص۱۱6
24- عهد جدید، انجیل متی، باب 5، آیات ۲۷-۳۱
25- همان، اول قرنتیان، باب ۱۱، آیات ۳-16
26- عهد جدید، رساله اول پولس به تیموتائوس، باب 5، آیات ۷و۱۵[نخستین مدارک مسیحی بر وجود مسیح رساله ای منتسب به پولس حواری است. بعضی از این رساله ها شاید به قلم او نباشند، ولی بیشتر آنها مقدم بر سال 64 هستند و تقریبا همه آنها را اصیل می دانند. هیچ کس درباره وجود پولس و ملاقات هایش با پطرس، یعقوب، و یوحناشک نمی کند؛ و خود پولس با رشک و حسرت تصدیق می کند که این سه تن در حیات جسمانی عیسی با او آشنا شده اند. در رساله های معتبر پولس، چندین بار به آخرین شام و به مصلوب شدن عیسی اشاره می شود (دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ج۳، ص۱۵۲).]
27- عهد جدید، رساله دوم پولس به تیموتائوس، باب ۲، آیه ۲۳
28- همان، رساله پطرس رسول، باب ۳، آیات 3-6
29- همان، رساله اول پولس به تیموتائوس، باب ۲، آیات ۸-۱۰
30- پولس و گسترش مسیحیت، فصلنامه تخصصی ادیان ومذاهب، هفت آسمان، شماره 16، ص۹۷
31- اعمال حواریان، باب ۹، آیه ۲۰
32- برای درک بیشتر مراجعه شود به: مددپور، محمد، سیر حمکت و هنر مسیحی، ۱۳۸۱، ج ۲، صص ۲۵۵-۳6۷.
33- در قرآن کلمه حجاب به معنای پرده، تنها در آیه حجاب به کار رفته است که این آیه نه به معنای پوشش بلکه به معنای پرده بوده است و مربوط به زنان پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) است که در طی آیاتی چند دستورات خاصی به همسران ایشان مطرح بوده است. (القرآن الکریم، احزاب، آیه 54). بنابر نظر استاد مطهری مشخص نیست چرا در عصر اخیر، به جای اصطلاح رایج فقها یعنی ستر و پوشش، کلمه حجاب و پرده و پردگی شایع شده است؛ شاید از ناحیه اشتباه کردن حجاب اسلامی به حجاب هایی که در سایر ملل مرسوم بوده است باشد .( مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، بیتا(لف)، ص66)
34- مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، بی تا، تلخیص از صص68-۸۰
35- عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب ۲، آیات ۱-۱۱
36- نفیسی، سعید، مسیحیت در ایران تا صدر اسلام، صص۹-۱۰
37- طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، صص ۵۳۹ - 540؛ سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، آیین پروتستان، ص ۳۱
38- کلیسا کتاب مقدس را به عنوان کتابی می نگرد که متعلق به خودش میباشد. کلیسا کتب مقدسه را براساس سنت تفسیر می کند. همه ما به این حقیقت واقفیم که کلیسا دارای چنان اقتداری نیست که در مقابل نگهداری این گنجینه حقایق مکشوف چیزی به آن بیفزاید با کم کند یا به هر نحوی آن را تغییر دهد. اما کلیسا همانند زن خانه داری که در حکایت خداوندمان در انجیل ذکر شده همیشه چیزهای نو و چیزهای کهنه را از خزانه خویش بیرون می آورد. حقایق انجیل همیشه وجود دارند اما ارزش کامل آنها همیشه شناخته شده نیست.
39- منبع اصلی الهیات مسیحی، کتاب مقدس است که شاهدی بر پایه تاریخی مسیحیت، هم در تاریخ بنی اسرائیل و هم زندگی و مرگ و رستاخیز عیسی مسیح است (توجه داشته باشید که در الهیات دو جفت واژه biblical scriptural & Bible scripture به یک معناست. همان گونه که معمولا اشاره شده، مسیحیت درباره ایمان به یک شخص (عیسی مسیح) است نه باور به یک متن (کتاب مقدس). با این حال، این دو ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. به لحاظ تاریخی، ما تقریبا هیچ چیز درباره عیسی مسیح نمیدانیم، جز آنچه در کتاب مقدس آمده است. از این رو، الهیات مسیحی برای درک هویت و اهمیت عیسی مسیح ناگزیر است که با متنی دست و پنجه نرم کند که اطلاعاتی از او به دست می دهد. این موضوع موجب شده است که مسیحیت پیوند عمیقی با دانش نقادی کتاب مقدس و تفسیر آن، و به عبارت دیگر با تلاش هایی برای درک ماهیت ممتاز ادبی و تاریخی متون مقدس و نیز برای درک معنای آن متون پیدا کند. (مک گراث، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، صص ۲۷۵ -۲۷6)
40- مددپور، محمد، سیر حمکت و هنر مسیحی، صص 4۱-42 [این نهضت در سال هایی که اروپای جدید به تدریج شکل می گرفت، در ایتالیا پدید آمد و پس از یک قرن تجربه تکنیکی به برتری فنی نسبت به شرق نائل گردیده بود، نظام های فئودالیته یکی پس از دیگری در برابر نیروی جوانی سوادگران و شهرنشینان توان مقاومت را از دست داده و رو به فروپاشی می نهادند. بورژوازی با پراکندگی فئودالیسم سر ستیز داشت و از سلطنت پادشاهان حمایت می کرد و زمینه ناسیونالیسم را بر مبنای لیبرالیسم ابتدایی به پیدایی می آورد. اما پیش از اینکه بورژوازی در پهنه علمی زندگی اجتماعی و سیاسی پایه های فرمانروایی زمینی فئودالیته را سست کند، کوشید که در قلمرو آسمانی آن یعنی کلیسای کاتولیک شکاف اندازد - با نهضت رفرماسیون یا پروتستانیسم .( مددپور، محمد، سیر حمکت و هنر مسیحی، ج ۲، صص 41-٤۲)]
41- عهد جدید، انجیل متی، باب 5، آیه ۱۹؛ پیترز، اف. ئی، یهودیت، مسیحیت و اسلام، صص ۳۷۹-۳۸۰
42- حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، صص ۲۸ -۳۲
43- براون و اشنایدر، پوشاک اقوام مختلف، ص ۱۱6
44- هلال، رضا، مسیح یهودی و فرجام جهان، صص ۲۳۳ - ۲۳4
45- موسوی زاده، محمد، نگرش اسلام به سایر ادیان و ملل، صص 60 -61
 
منابع:
1. القرآن الکریم
2. کتاب مقدس
3. آشتیانی، جلال الدین، تحقیقی در دین یهود، چاپ سوم، چاپ مهارت، نشر نگارش، ۱۳۸۳.
4. اشتاین سالتز، آدین، سیری در تلمود، مترجم باقر طالبی دارابی، چاپ اول، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، بهار ۱۳۸۲.
5. ایلخانی، محمد، تاریخ فلسفه در قرون وسطا و رنسانس، چاپ اول، تهران: سازمان چاپ و انتشارات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، ۱۳۸۲.
6. براون و اشنایدر، پوشاک اقوام مختلف، مترجم یوسف کیوان شکوهی، تهران، ۱۳۹۷.
7. بوکای، موریس، مقایسه ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، مترجم ذبیح الله دبیر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۹4
8. بهشتی، احمد، عیسی پیام آور اسلام، چاپ اول، تهران: مؤسسه اطلاعات، ۱۳۷۳.
9. پالمر، رابرت روزول، تاریخ جهان نو، مترجم ابوالقاسم طاهری، چاپ چهارم، چاپخانه سپهر، تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۳.
10. پیترز، اف. ئی، یهودیت، مسیحیت و اسلام، مترجم حسین توفیقی، چاپ اول، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، زمستان ۱۳۸۶
11. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، چاپ اول، تهران: سمت و طه و مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۷۹ ش.
12. جوادی آملی، عبدالله، نسبت دین ودنیا؛ بررسی و نقد نظریه سکولاریسم، چاپ دوم، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامی، مرکز نشر اسراء، بهمن ۱۳۸۱ ه. ش.
13. حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، چاپ ششم، تهران: نشر سروش، ۱۳۷۶ ش.
14. حکیم الهی، زن و آزادی، (استفاده از سایت اینترنت به جهت به دست نیاوردن کتاب)
15. دورانت، ویل، تاریخ تمدن، مترجمان: حمید عنایت، پرویز داریوش، علی اصغر سروش، چاپ سوم، چاپ صفا و سهند، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۰.
16. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، بیروت: الدارالستامیه، ۱۶۲۳هـ.ق.
17. زیبایی نژاد، محمدرضا، درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، چاپ دوم، چاپ باقری، قم: معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، ۱۳۷۹.
18. سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، سیری در ادیان زنده جهان، چاپ اول، قم: آیت عشق، تهیه شده در انجمن معارف اسلامی ایران، زمستان ۱۳۸۳.
19. سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، آیین پروتستان، چاپ اول، چاپ زیتون، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمه الله)، تابستان ۱۳۸۱.
20. صاحب خلق، نصیر، پروتستانتیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی، چاپ چهارم، چاپخانه پیام، تهران: ناشر هلال، ۱۳۸۵.
21. طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، مترجم عبدالکریم نیری بروجردی، چاپ ششم، چاپ سپهر، ۲۳ جلدی، تهران: نشر بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی (با همکاری مرکز نشر فرهنگی رجاء) ۱۳۷۹.
22. غنوشی، راشد، آزادی های عمومی در حکومت اسلامی، مترجم حسین صابری، چاپ اول، چاپ سهند، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۱.
23. فرهنگ و دین، مجموعه مقالات، چاپ اول، تهران: طرح نو، ۱۳۷۶ ش.
24. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، چاپ سوم، تهران: دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۹۱ ه ش.
25. کهن، ابراهام، گنجینه ای از تلمود، مترجم امیر فریدون گرگانی، ترجمه و تطبیق با متون عربی: یهوشوع نتن الى، چاپ اول، تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۸۲.
26. گریدی، جوان ، بدعت ها و مسیحیت، مترجم عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، چاپ دوم، قم: چاپ زیتون، ۱۳۸۶، صص۱۹-۲۰.
27. مبلغی آبادانی، عبدالله، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، چاپ اول، چاپ دانش، قم: انتشارات حر، پائیز ۷۹.
28. محمدیان، بهرام و همکاران، دایرة المعارف کتاب مقدس، چاپ اول، چاپ سعید دانش، انتشارات سرخدار، ۱۳۸۱.
29. مددپور، محمد، سیر حمکت و هنر مسیحی، چاپ اول، چاپ سوره، پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، انتشارات سوره مهر، ۱۳۸۱، صص 4۱-4۲.
30. مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، چاپخانه سپهر، قم، تهران: انتشارات صدرا، بیتا (الف).
31. مطهری، مرتضی، وحی و نبوت، تهران: شرکت افست، بی تا(ب).
32. مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، چاپ چهل و دوم، ۱۳۸۵، چاپ فجر، انتشارات صدرا، ۱۳۷۹.
33. مفتاح، احمدرضا، «پولس و گسترش مسیحیت»، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، هفت آسمان، شماره 16، قم، زمستان ۱۳۸۱.
34. مک گراث، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، مترجم بهروز حدادی، چاپ اول، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، پائیز ۱۳۸۶.
35. موسوی زاده، محمد، نگرش اسلام به سایر ادیان و ملل، چاپ اول، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۶.
36. میشل، توماس، کلام مسیحی، مترجم حسین توفیقی، چاپ اول، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۷۷ ش.
37. ناردم، دان، پیدایش مسیحیت، مترجم مهدی حقیقت خواه، چاپ اول، چاپ شمشاد، تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۹.
38. ناس، جان بایر، تاریخ جامع ادیان، مترجم علی اصغر حکمت، چاپ پانزدهم، چاپ و نشر علمی و فرهنگی کتیبه، ۱۳۸۶
39. نفیسی، سعید، مسیحیت در ایران تا صدر اسلام، به اهتمام عبدالکریم جربزه دار، چاپ اول، چاپ دیبا، تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۸۳.
40. واحد فرهنگ نویسی و تدوین کتاب های مرجع فرهنگ، دائرة المعارف دانش بشر، ۲جلدی، تهران: نشر نور، ۱۳۸۳.
41. هلال، رضا، مسیح یهودی و فرجام جهان، مترجم قبس زعفرانی، چاپ سوم، چاپخانه پیام، تهران: هلال، ۱۳۸۵.
42. هوردرن، ویلیام، الهیات پروتستان، مترجم ط. میکائیان، چاپ اول، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳6۸ش.
43. هیئت تحریریه مؤسسه در راه حق، چهار مقاله درباره مسیحیت و عهدین، چاپ دوم، چاپخانه سلمان فارسی، قم: انتشارات مؤسسه در راه حق، پائیز ۱۳۹۱ شمسی.
44. هینلز، جان آر، فرهنگ ادیان جهان، ویراسته ع. پاشایی، چاپ اول، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۸۵.
 
منبع: تاملی بر مفهوم حجاب در ادیان الهی، به اهتمام محمدجواد جاوید، نویسنده: دکتر فهیمه کلباسی اصفهانی، ناشر: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، چاپ دوم،  تهران، 1389 ش، صص 106-81


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما