0
ویژه نامه ها

مهم ترین علل طلاق های امروزی چیست؟

طبق بررسی های انجام شده، امروزه «مشکلات اقتصادی»، «عدم مسئولیت پذیری»، «نداشتن مهارت های سازگارانه» و... باعث طلاق در خانواده شده است.
مهم ترین علل طلاق های امروزی چیست؟
در گذشته‌ زندگی مشترک دوام بیشتری داشت و طلاق کمتر روی می داد. امروزه اما در عصر  ارتباطات، بی‌ثباتی اقتصادی، افزایش ابتلا افراد به بیماری‌های روانی، اعتیاد به انواع مواد مخدر و … طلاق بیشتر رخ می دهد.

در مقاله حاضر، راسخون در نظر دارد تا بررسی اجمالی به عوامل و دلایل اصلی طلاق های امروزی داشته باشد.
 

مشکلات مالی

برخی از روانشناسان بر این باورند ممکن است در برخی موارد، وضعیت بد اقتصادی و مشکلات مالی زوجین، اولین عامل طلاق نباشد، اما پیامدها و عوامل مرتبط با آن می تواند سطح رضایت زناشویی را کاهش داده و عوامل و شرایطی را ایجاد کند که ممکن است . همسران نباید در ترکیب آن شرکت کنند.

به عنوان مثال دانشجویی که هزینه تحصیل خود را از خانواده دریافت می کند، در ابتدای زندگی مشترک مجبور می شود به والدین خود مراجعه کند و از آنها کمک مالی بخواهد و در چنین شرایطی راهی برای اعمال قدرت برای خانواده باز می شود..
 
در ابتدا ممکن است مشکل اقتصادی خاصی وجود نداشته باشد و در سال های اول زندگی، والدین مایحتاج اولیه را تامین کنند، اما اجازه دخالت در زندگی همسران را نیز به آنها بدهند. در نتیجه چنین شرایطی، نمی توانید خیلی پایدار باشید.
 

عدم مسئولیت پذیری همسر

مردان و زنانی که مسئولیت نمی پذیرند و برای غلبه بر این عدم توانایی خود تلاش نمی کنند، زندگی موفقی ندارند. در واقع یکی از عواملی که باعث افزایش طلاق می شود، عدم تعهد همسر به مسئولیت هاست و بسیاری از افراد در دوران ازدواج به عمق مسئولیت های خانوادگی توجه نمی کنند.

مسئولیت پذیری از ارزش هایی است که جزو معیارهای اساسی ازدواج موفق محسوب می شود. زوج‌های مسئولیت‌پذیر و وظیفه‌شناس، قابل اعتمادتر هستند، زیرا بر عهده گرفتن مسئولیت‌های مختلف در زندگی زناشویی، همسران را برای پذیرش مشکلات و مسائل بیشتر آماده می‌کند.

پیامدهای مسئولیت شامل احساس ارزشمندی و عزت نفس بالاست. زندگی با یک شوهر وظیفه شناس و مسئولیت پذیر لذت بخش تر از زندگی با یک شوهر غیرمسئول است. احساس مسئولیت، دید فرد را برای غلبه بر موانع گسترده تر می کند و شجاعت فرد را در برخورد با مشکلات و غلبه بر سختی های زندگی افزایش می دهد.
باید توجه داشت که نقش هایی که مسئولیت بیشتری را به عهده یکی از همسران می گذارد، خطر بروز مشکلات در روابط همسر را افزایش می دهد.
 

فقدان مهارت های سازگارانه

عادت‌ها و علایق تغییر می‌کند، شما پدر و مادر می‌شوید، عقاید سیاسی و مذهبی‌تان تغییر می‌کند، رویدادهای محلی و جهانی بر طرز فکر شما تأثیر می‌گذارد، افراد جدیدی وارد زندگی‌تان می‌شوند. هر کدام از اینها می تواند برای شما یا همسرتان ناسازگاری ایجاد کند.

ناسازگاری زناشویی یک عامل خطر مهم برای سلامت جسمی و روانی است. بررسی ها نشان می دهد که رضایت زناشویی بر عملکرد خانواده و بروز یا تشدید اختلالات رفتاری و عاطفی مانند افسردگی و اختلالات اضطرابی، همسر و فرزندان تأثیر می گذارد و از سوی دیگر ناسازگاری عامل مهمی در تثبیت سلامت روان خانواده است.

ناسازگاری در روابط زناشویی منجر به گسست روابط اجتماعی، گرایش به انحرافات اجتماعی و زوال ارزش های فرهنگی زن و شوهر می شود.
 
در دوران ازدواج چون مشکلات، سختی ها و ناراحتی های زیادی در زندگی همسران وجود دارد که با خویشتن داری، بردباری و بردباری روزهای سختی را پشت سر خواهند گذاشت.
 

اعتیاد

بررسی ها حاکی از آن است که در دهه های اخیر به ویژه در بیست سال گذشته میزان اعتیاد در جامعه تا حدودی افزایش یافته است و یکی از سه عامل اصلی طلاق و جدایی زن و مرد به ویژه مردان بوده است. ویژگی هایی که ایفای نقش همسر و پدر و مادر را برای آنها دشوار می کند یا ممکن است شما اصلا نتوانید این نقش را بازی کنید.

در یک رابطه زناشویی، خواسته های طرفین سنگ بنای همزیستی است. وابستگی و دلبستگی به خانواده موجب می شود تا طرفین به دنبال رفع نیاز و خواسته یکدیگر باشند اما وقتی این دلبستگی به خانواده جایش را وابستگی به اعتیاد بدهد دیگر میزان علاقه به مورد اول کمرنگ شده و یا حتی از بین می رود و این فرد معتاد حاضر است برای رفع نیازش وسایل منزل و زیور آلات بفروشد؛ در واقع  مواد مخدر برای او مهمتر از خانواده است.

اعتیاد به مواد مخدر رابطه مستقیمی با طلاق دارد، زنی با همسر معتاد به دلیل تعهد اخلاقی که دارد، یا به خاطر دلسوزی یا حتی به علت داشتن فرزند مدتی سیاست «سوزاندن و ساختن» را دنبال می کند، اما در نهایت خسته می شود و دیگر نمی تواند این وضعیت را تحمل کند. چراکه حق داشتن زندگی خوب برای همه وجود دارد. وقتی می بینند زحماتش به هدر می رود، صبرش را از دست می دهد و تقاضای طلاق و جدایی می کند.
 

بی صداقتی

برای حفظ روابط زناشویی، وفاداری و عفت و صداقت به دور از هر نوع خیانت لفظی، عقلی، جسمی و زبانی نیاز است، چراکه روابط زوجین در اثر این عدم صداقت دچار اختلال و از هم گسیختگی می شود.
 
همچنین شناخت صحیح یکدیگر مستلزم این است که با یکدیگر صادقانه رفتار کنند و به خوبی یکدیگر را بشناسند. و در نقاط تفاوت و عدم اشتراک نیز با یکدیگر به یک فهم مشترک و تفاهم برسند. همه اینها باعث می شود که همسران از زندگی احساس رضایت کنند.  

بنابراین، اگر خوشبختی برایتان مهم است، در زندگی مشترک با هم صادقانه صحبت کنید. قبل از ازدواج صادقانه همدیگر را بشناسید. صادق نبودن و عدم راستگویی می تواند موجب رخنه بزرگ در زندگی تان شود و زندگی مشترکتان را خراب کند.

در حقیقت دروغگویی در روابط زناشویی اعتماد همسران را به یکدیگر تضعیف می کند و در عین حال باعث ایجاد وسواس می شود که یکدیگر را نسبت به روابط عاشقانه بدبین می کند.

باید بدانیم هر که در گفتار و رفتار خود صادق نباشد، به تدریج به مفاسدی دیگر تبدیل می شود که باعث نابودی و فروپاشی زندگی مشترک شان می شود.

طبق آمار 25 درصد طلاق ها ناشی از عدم صداقت در زندگی زناشویی است. بی صداقتی آسیب های زیادی به ساختار زندگی زناشویی و خانوادگی وارد می کند و مشکلات زیادی را برای زندگی و آینده فرزندان ایجاد می کند.
 

مداخله خانواده

یکی از عواملی که در جدایی همسران نقش دارد و منجر به طلاق می شود، دخالت خانواده هاست. روانشناسان توصیه می کنند خانواده ها از دخالت در امور زوجین خودداری کنید و به همسران اجازه حل مشکلات خود را بدهند. اما گاهی خانواده ها متوجه این مشکل نمی شوند و با مداخلات بی معنی راه را برای طلاق فرزندانشان هموار می کنند.

این مداخلات نه تنها مشکلات را حل نمی کند، بلکه ممکن است وضعیت را بدتر هم کند. اگرچه والدین از روی خیرخواهی در زندگی فرزندانشان دخالت می کنند، اما تحقیقات نشان داده است معمولاً نتایج این کار مثبت نیست.

والدین باید استقلال فرزندان خود را بپذیرند و به سبک زندگی و تصمیمات آنها احترام بگذارند. برخورد والدین در روز زندگی مشترک فرزندشان باید به صورت راهنمایی باشد نه دخالت.

باید بدانیم اختلافات بین همسران امری طبیعی است و والدین نباید نگران آن باشند زیرا این اختلافات ناشی از تفاوت های فرهنگی و اجتماعی دو طرف است و تا حدودی طبیعی است، اما عمیق شدن و جدی شدن اختلافات نگران کننده و مهم است.

حضور خانواده در ابتدای ازدواج فرزندان بسیار پررنگ است. والدین می خواهند نتیجه مادام العمر تلاش و تجربه را در مورد نحوه زندگی، نحوه معاشرت و برقراری ارتباط با همسران خود، نحوه پس انداز کردن پول و غیره به فرزندان خود منتقل کنند. از طرفی حق خود را می دانند که در سرنوشت فرزندشان سهیم باشند.

وقتی پدر و مادر وارد مشکلات زندگی زوجین می شوند، خواه یا ناخواه نفع فرزندشان را در نظر می گیرند؛ چراکه گاه دچار عدم کنترل احساسات می شوند و همین امر موجب می شود در اظهار نظرهایشان نتوانند درست عمل کنند.

اما آنچه مهم است این است که والدین باید بر زندگی فرزندان خود نظارت داشته باشند، و دخالت نکنند، اما متاسفانه اکثر خانواده ها مداخله را با نظارت اشتباه می گیرند که همین امر گاه مشکل ساز شده و زندگی افراد را به طلاق کشانده است.
 

تفاوت های فرهنگی

 همه ما حداقل یک بار این ضرب المثل را شنیده ایم که می گوید: «شما با یک فرد ازدواج نمی کنید بلکه با خانواده او نیز ازدواج می کنید». تفاوت های فرهنگی می تواند مشکلات زیادی را در روند زندگی ایجاد کند. این اتفاق معمولاً در زوج‌های جوان بیشتر می‌افتد، زیرا آنها تصمیم‌های احساسی بیشتری می‌گیرند و عشق چشم و گوش آنها را می‌بندد.
 
فرهنگ موضوع بسیار پیچیده ای است که پیامدهای عمده ای برای موقعیت های مختلف از جمله ازدواج دارد. مسائل اقتصادی، مذهبی، عقیدتی، آداب و رسوم، قومیت، زبان، ارزش ها، هنجارها، قوانین و سیاست ها از جمله موضوعاتی هستند که فرهنگ یک فرد را شکل می دهند.

از ابتدای ازدواج تا قبل و در دوران آشنایی و خواستگاری سعی کنید با طرح سوال اطلاعات درستی از فرهنگ خانوادگی همسرتان به دست آورید. وقتی نوبت به اطلاعات می رسد، فقط با همسرتان صحبت نکنید. سعی کنید از خواهر، برادر، مادر و پدر شوهرتان نیز اطلاعات کسب کنید، اما در برخی زمینه ها اگر در مورد دوستی صحبت می کنید که با فرهنگ آنها آشنا است، ممکن است گزینه بهتری باشد.

تأثیر فرهنگ به قدری ظریف است که تعیین اولویت ها ممکن است برای شما آسان به نظر نرسد. برای اینکه بتوانید این کار را انجام دهید، از مهمترین باورهای خود شروع کنید، به عنوان مثال. باورهای خط قرمز شما چیست؟ آیا در مورد پوششی که از فرهنگ خود آموخته اید بیش از حد حساس هستید؟ چه نوع آداب اجتماعی را دوست دارید و...
 

ازدواج برای فراموش کردن رابطه قبلی

بپذیرید که فراموش کردن شخصی که آن شخص به او علاقه داشته است و مدام در ذهن او بوده است، کاری دشوار و زمان بر است. انسان مانند کامپیوتر یا آدم آهنی نیست که با تغییر برنامه رفتار خود را تغییر دهد. انسان موجودی پر از عواطف و احساسات است و همین احساسات و عواطف است که گاهی تصمیم گیری و اجرای برنامه هایش را برای او دشوار می کند.

اما این را هم در نظر داشته باشید ازدواج زودهنگام راه حل مناسبی برای شکست عاطفی یا جلب حسادت فرد سابق یا خانواده او نیست. شما نباید فوراً به یک رابطه جدید متوسل شوید و با کسی ازدواج کنید تا جدایی را فراموش کنید.

یافتن جایگزینی برای تسکین این احساس نه تنها قلب شما را آرام نمی کند، بلکه ممکن است گرفتار اتفاقی بدتر هم کند. ممکن است چشم تان را باز کنید و ببینید از زندگی امروزتان راضی نیستید و نتوانسته اید رد زخم گذشته تان را از دلتان پاک کنید. تحقیقات نشان داده در شرایط عادی، بین 6 تا 9 ماه از پایان یک رابطه قبلی طول می کشد تا بتوانید وارد یک رابطه جدید شوید

پس از قطع رابطه قبلی عجله نکنید و ناامید نشوید. مصداق شکیبایی، صبر بر سختی هاست. فراموش کردن به این معنا نیست که فرد قبلی را به طور ناگهانی در ذهن و حافظه خود از بین ببرید. فراموشی واقعی به این معناست که بتوانید بخش عاطفی حافظه خود را کاهش دهید و به جای تمرکز روی آن فرد، روی خود تمرکز کنید.

باید خود را از زخم ها و تنش های رابطه قبلی رها کنید. در غیر این صورت این روحیه و احساسات در رابطه جدید با شما همراه خواهد بود و مشکلات زیادی برای شما به وجود می آورد و ممکن است حتی منجر به جدایی شما با فرد جدید شود.

هنگامی که از احساسات منفی خلاص شوید، می توانید رابطه قبلی خود را به عنوان یک تجربه سودمند در نظر بگیرید.
 

انتظارات و توقعات بیش از حد

در جامعه امروزی ما، سطح بالای توقعات غیرمنطقی به یکی از عوامل اصلی در گیری و حتی جدایی بین زوجین تبدیل شده است. یکی از دلایل لجبازی در روابط زناشویی توقعات زیاد همسر است. معمولاً توقعاتی که از عهده همسر خارج است و یا او قادر به انجام آن به درستی نیست و واقعا هم درست و منطقی به نظر نمی رسد؛ نتایجش می شود پرخاشگری، دعواهای خانوادگی، ناامیدی  که فایده ای نیز ندارد

اگر از همسر آینده خود انتظاراتی دارید، بهتر است قبل از ازدواج آنها را مطرح کنید. انتظارات زوج ها از یکدیگر باید بسیار واضح باشد. خوشبختی و آرامش اصلی ترین انتظارات همسران از یکدیگر است. اما متاسفانه برخی از زوج ها بعد از ازدواج از نظر شخصیتی و رفتاری تغییر می کنند. این تغییرات انتظارات را افزایش می دهد.

اهمیت فوق العاده به ارضای کامل نیازهای شخصی از یک سو و توجه به زندگی افراد در شبکه های اجتماعی به عنوان الگو برای داشتن یک زندگی پر زرق و برق و شاد موجبات توقعات بیجا را در بین همسران ایجاد کرده است..
 
سخن آخر
ازدواج ناآگاهانه، نداشتن بلوغ برای ازدواج، عدم سلامت روانی، فردی و اخلاقی، متزلزل شدن پایه های ایمان، تعریف غیرواقعی از خود ، ناسازگاری فردی و خانوادگی بین همسران در زمینه های مختلف در دسته همسرگزینی نادرست قرار می‌گیرند که بخش قابل توجهی از طلاق‌ها ریشه در این موارد دارد. مهم‌ترین راهکار برای کاهش این نوع ازدواج‌ها آموزش جوانان و خانواده‌ها در زمینه نحوه صحیح انتخاب همسر است.

نقص دانش و مهارت همسران شامل انتظارات و توقعات غیرمنطقی همسران از هم، ضعف همسران در مهارت‌های رفتاری و شخصیتی، نداشتن شناخت کافی از یکدیگر، عدم تفاهم و درک متقابل، ناتوانی در حل اختلافات، نارضایتی جنسی و عاطفی همسران و برآورده‌نشدن نیازها و انتظارات است.

منبع: بخش خانه و خانواده راسخون


نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما