بخل؛ آفت جان و جامعه در نگاه امیرالمؤمنین(ع)

در این مطلب، قصد داریم به بررسی بخل به عنوان آفتی برای فرد و جامعه، از دیدگاه امیرالمؤمنین (ع) بپردازیم.
شنبه، 22 دی 1403
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
بخل؛ آفت جان و جامعه در نگاه امیرالمؤمنین(ع)

مقدمه:

این متن به بررسی عمیق یکی از رذایل اخلاقی یعنی بخل می‌پردازد. با تکیه بر آموزه‌های دینی به ویژه دیدگاه حضرت علی (ع)، این نوشتار به ابعاد مختلف بخل، از جمله علل پیدایش آن، پیامدهای فردی و اجتماعی‌اش و راه‌های مقابله با آن می‌پردازد.
 
 در این نوشتار، ضمن مقایسه افراد بخیل با افراد سخاوتمند و کریم، تلاش شده است تا اهمیت سخاوت و بخشش در زندگی فردی و اجتماعی به روشنی تبیین شود."
 
همچنین در این مطلب به تأثیر بخل بر جوامع و ایجاد نابرابری‌های اجتماعی پرداخته شده است. واشاره‌ای خواهیم داشت به انواع بخل، از جمله بخل در مال، علم، عاطفه و زمان، و تأثیر هر یک بر زندگی فردی و اجتماعی.
 
همچنین در این مطلب به نقش فرهنگ و جامعه در شکل‌دهی به باورهای جنسیتی، می توان اشاره کرد که،  تکبر، ترس و بخل صفات ذاتی هیچ جنسیتی نیستند و می‌توانند در هر فردی، صرف نظر از جنسیت، دیده شوند.
 

بخل؛ آفت جان و جامعه در نگاه امیرالمؤمنین(ع)

چهار نوع انسان: از سخاوت تا بخل

یکى دیگر از هشدارهاى اجتماعى که در قرآن و حدیث به آن پرداخته شده و نسبت به آن هشدار داده شده، صفت زشت بُخل و خسیس بودن و فشرده دست و زفت بودن است.
 
«ایاکم و البخل، فانّ البخل یمقته الغریب و ینفرمنه القریب؛از خصلت بخل دورى کنید، چه این که انسان بخیل را بیگانگان دشمن دارند و خویشان از او گریزان و متنفرند.»(1)
 
از یک نگاه کلى و کلان انسانها را مى‏توان به چهاردسته تقسیم کرد:
 
1. انسان سخىّ و با سخاوت‏
2. انسان بخیل و با خساست‏
3. انسان کریم و با گذشت و بزرگوار
4. انسان لئیم و پست‏
 
در میان این چهار دسته، انسان خوب داریم و خوبتر، و بد داریم و بدتر.
1- «سخى» خوب است چون از آنچه خداوند به او عطا کرده هم خود بهره مى‏برد، هم دیگران را بهره مى‏رساند و کمک مى‏کند. به تعبیر روایت (یَأکُلُ وَ یُعطى).
 
2- «کریم» خوبتر است، زیرا آن اندازه بزرگوار است که از آنچه خود دوست مى‏دارد مى‏گذرد تا دیگران استفاده کنند، ایثارگر است (لایأکل و یعطى).
 
3- «بخیل» بد است و آن کسى است که خود و خانواده‏اش به اندازه‏اى که از ضعف و سستى نمیرند مى‏خورند و مصرف مى‏کنند، اما هیچ کس کنار سفره آنان را ندیده و از داشته‏ها و دارایى‏هاى آنان سودى و استفاده‏اى نمى‏برد(یأکل و لایعطى).
 
4- «لئیم» بدتر است، زیرا نه خود خورد و نه کس دهد گنده کند مگس دهد. انسان لئیم آن اندازه در پستى و پلشتى فرو رفته که به خود و خانواده‏اش ستم مى‏کند، تنگ مى‏گیرد، فشار و گرسنگى و فشرده دستى را آن اندازه گسترش مى‏دهد که دریغش مى‏آید غذاى مناسب بخورد، لباس مناسب بپوشد، از تفریح و لذت سالم بهره‏مند گردد، همواره در پى جمع مال است و شمارش آن (لایأکل و لایعطى).
 

بُخل و شُحّ ‏(بخل و خودخواهی)

در فرهنگ قرآنى و روایات دینى دو واژه «بُخل» و «شُح» به کار رفته است که گرچه هر دو بار منفى دارند و نشاندهنده روحیه پست و روش ناهنجار اجتماعى برخى از انسانها به شمار مى‏روند، اما بین آن دو تفاوت اندکى نیز وجود دارد.
 
 در حدیثى مى‏خوانیم که امام صادق(ع) به یکى از یاران خود فرمود: «اَتَدرى مَا الشَّحیح» آیا مى‏دانى «شحیح» کیست؟ او در جواب عرض کرد: «هُوَ البَخیل» منظور بخیل است.
 
امام فرمود:«اَلشُّحُّ اَشَدُّ مِنَ البُخل، انّ البَخیلَ یَبخَلُ بِما فى یَدِهِ و الشَّحیحُ یَشُحُّ بِما فى اَیدِى النّاسِ وَ عَلى ما فى یَدِهِ حَتّى لایَرى فى اَیدِى النّاسِ شَیئاً اِلّاتَمُنُّ اَن یَکُونَ لَهُ بِالحِلِّ و الحَرامِ وَ لایَقنَعُ بِما رَزَقَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلّ».(2)
 
شُح (و تنگ چشمى) از بخل (و فشرده دستى) شدیدتر است، بخیل کسى است که به آنچه خود دارد بخل مى‏ورزد، اما (شحیح) و تنگ چشم هم به مال مردم و هم به مال خودش بخل مى‏ورزد.
 
تا جایى که هرچه دست مردم مى‏بیند آرزو مى‏کند که، به حلال یا حرام از آنِ او باشد، از آنچه خدا روزیش کرده نه سیر مى‏شود و نه سود مى‏برد.
 
از این حدیث نورانى استفاده مى‏شود که صفت زشت بخل گاهى دائره‏اش محدود است و حوزه وجود خود و خانواده انسان را فرا مى‏گیرد و تیره و تار مى‏سازد، و گاهى این صفت بخل با حرص و سیرى ناپذیرى توأم مى‏گردد و مرزهاى حلال و حرام را درهم مى‏شکند و نه تنها خود کار نیک و خوب نمى‏کند، بلکه از کار خوب دیگران و بخشش و عطاى آنها نیز رنج مى‏برد و در عذاب است.
 
این گونه انسانها در زندانى که با دست خویش ساخته‏اند اسیرند و هیچگاه لذت زندگى و آسایش و آرامش آن را درک و لمس نمى‏کنند قرآن راه رستگارى و رهایى و فلاح را در دورى گزیدن از این آلودگى مى‏داند و مى‏فرماید:
 
«وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولئِکَ هُمُ المُفلِحُون؛(3) و کسانى که خداوند آنها را از بخل و حرص نفس خویش باز داشته رستگارانند.»
از امام حسن مجتبى(ع) پرسیده شد معناى (شُح) چیست؟ فرمود: «آنچه را در دست خود بینى مایه شرف پندارى و آنچه را انفاق کنى تلف شده بشمارى.»(4)
 
در فرهنگ و معارف دینى هم نسبت به (بخل) هشدار داده شده و هم نسبت به (شح) حدیث آغازین نوشتار در رابطه با رذیلت بخل بود و اما درباره (شح):
 
امام على(ع) فرمود:«اِیّاکَ وَ الشُحُّ فَاِنَّهُ جِلبابُ المَسکَنَةِ وَ زَمام یقادُ بِهِ اِلى کُل دنائَة؛(5) از تنگ چشمى و بخل بپرهیز، زیرا این صفت آدمى را به خوارى و ذلت مى‏کشاند و افسارى است که انسان را به سوى تمام بدیها و پستى سوق مى‏دهد.»
 
این مطلب تصویر روشنی از زشتی و پیامدهای مخرب بخل و شح ارائه می‌دهند و به اهمیت سخاوت و بخشش تاکید می‌کنند. برای تحلیل عمیق‌تر این احادیث، می‌توان به نکات زیر توجه کرد:
 
آیه قرآن: و مَن یُوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولئِکَ هُمُ المُفلِحُون؛
  تاکید بر رستگاری: این آیه شریفه به صراحت بیان می‌کند که کسانی که از بخل و حرص نفس باز می‌مانند، رستگار خواهند بود. یعنی با ترک بخل، انسان به سعادت دنیا و آخرت دست می‌یابد.
اهمیت مبارزه با نفس اماره: این آیه نشان می‌دهد که بخل و شح ریشه در نفس اماره انسان دارد و برای رهایی از آن، باید با نفس خود مبارزه کرد.
 
حدیث اول: «آنچه را در دست خود بینى مایه شرف پندارى و آنچه را انفاق کنى تلف شده بشمارى.»
بخل و خودخواهی: این حدیث نشان می‌دهد که بخیل، آنچه را که در دست دارد، مایه افتخار خود می‌داند و از بخشیدن آن دریغ می‌کند. این طرز تفکر، منجر به خودخواهی و عدم توجه به نیازهای دیگران می‌شود.
 
عدم درک ارزش واقعی مال: بخیل، ارزش واقعی مال را درک نمی‌کند و تصور می‌کند که با انباشتن مال، به سعادت می‌رسد. در حالی که سعادت واقعی در انفاق و کمک به دیگران است.
 
حدیث دوم: «اِیّاکَ وَ الشُحُّ فَاِنَّهُ جِلبابُ المَسکَنَةِ وَ زَمام یقادُ بِهِ اِلى کُل دنائَة؛»
بخل و خواری: این حدیث به صراحت بیان می‌کند که بخل، انسان را به سوی خواری و ذلت می‌کشاند. بخل و گرایش به بدی‌ها: بخل، انسان را به سوی تمام بدی‌ها و پست‌ترین اعمال سوق می‌دهد.
 
پس به طور کلی ، بخل و شح، از بزرگ‌ترین موانع رشد معنوی و سعادت انسان هستند.این دو صفت، ریشه در نفس اماره انسان دارند و برای رهایی از آن‌ها، باید با نفس خود مبارزه کرد.
 
سخاوت و بخشش، کلید سعادت دنیا و آخرت است و انفاق در راه خدا، باعث افزایش روزی و برکت می‌شود. بخل و شح، باعث ایجاد اختلاف و کدورت در روابط اجتماعی می‌شود.
 
پیام کلی این است که: انسان باید از بخل و شح دوری جوید و به جای آن، به سخاوت و بخشش روی آورد. با این کار، نه تنها به خود بلکه به جامعه نیز خدمت کرده و به سعادت دنیا و آخرت دست می‌یابد.
 

بخل و بد گمانى به خدا

از آیات و روایات استفاده مى‏شود که انسان بخیل مشکل اعتقادى دارد و رفتار او بازتابى از اندیشه و باور اوست. على(ع) مى‏فرماید:«اَلبُخلُ بِالمَوجُودِ سُوءُ الظَّنِّ بِالمَعبُود؛(6) بخل ورزیدن به آنچه در دست هست بدگمانى به معبود است.»
 
یعنى آن که دارد و دل و جرأت خرج کردن و کار خیر نمودن و دست دیگران گرفتن را ندارد گویى چنین مى‏پندارد که آنچه از مالش جدا مى‏شود جایگزین ندارد و خزائن خداوند را خالى مى‏بیند و اعتقاد به جبران و ده برابر برگرداندن کار نیک از سوى خدا را ندارد.
 
قرآن مجید مى‏فرماید: «اَلّذینَ یَبخَلُونَ وَ یَأمُرُونَ النّاسَ بِالبُخلِ وَ یَکتُمُون ماآتاهُمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ وَ اَعتَدنا لِلکافِرینَ عَذابا مُهیناً؛(7) آنان که بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل فرمان مى‏دهند و آنچه را که خداوند از فضل خودش به آنان داده است پوشیده نگه مى‏دارند و ما براى کافران عذابى خوار کننده را فراهم آورده‏ایم.
 
بخل صرفاً یک رفتار نیست، بلکه ریشه در اعتقادات فرد دارد. بدگمانی به خدا: فرد بخیل، به دلیل ترس از کمبود و فقدان، تصور می‌کند که اگر چیزی را انفاق کند، دیگر چیزی برایش باقی نمی‌ماند. این نشان از بدگمانی او به بندگی و رحمت الهی است.
 
آیه قرآن به صراحت بیان می‌کند که بخل ورزان در زمره کافران قرار می‌گیرند. این به این دلیل است که کفر تنها انکار وجود خدا نیست، بلکه می‌تواند انکار نعمت‌ها و رحمت‌های او نیز باشد.
 
تفسیر حدیث امام علی (ع): حدیث امام علی (ع) نیز بر این نکته تاکید دارد که بخل، نشانه بدگمانی به خداوند است. از پایان آیه شریفه استفاده مى‏شود که بخیل در ردیف کافران است و گویى خدا باور نیست.
 

نکوهش بخل و ستایش سخاوت‏

در منابع دینى شدیدترین هشدارها و کوبنده‏ترین تعبیرها نسبت به بخیل به کار رفته است و در برابر از صفت زیبا و مثبت و راهگشاى سخاوت ستایش و تعریف شده به گونه‏اى که در مقایسه بین این دو مى‏توان به زشتى بخل و زیبایى سخاوت به خوبى پى برد و آشنا شد.
 
از باب نمونه درباره خوى زشت بخل در رابطه با همنوعان و هم کیشان و در ارتباط با جامعه این گونه روایت شده است.
 
امام على(ع) فرمود:
1- «اَلبُخلُ عارٌ؛(8) بخل ننگ است»: این حدیث به وضوح بیان می‌کند که بخل، یک عیب بزرگ و شرم‌آور است که ارزش و اعتبار فرد را کاهش می‌دهد.
 
فرد بخیل به دلیل ترس از دست دادن مال، همواره در اضطراب و ناراحتی به سر می‌برد و از لذت زندگی محروم می‌شود.
 
2- «اَقَلُّ النّاسِ راحَةً اَلبَخیل؛(9) آدم بخیل کمتر از همه مردم در آسایش است.» بخل، باعث می‌شود که فرد در نظر دیگران فردی پست و حقیر جلوه کند و آبروی خود را از دست بدهد.
 
 
3- «اَلبُخلُ یُمَزّقُ العِرض؛(10) بخل آبرو را بر باد مى‏دهد». بخل، باعث می‌شود که فرد در نظر دیگران فردی پست و حقیر جلوه کند و آبروی خود را از دست بدهد.
 
4- «اَلبُخلُ اَذَمُّ الأَخلاق؛(11) بخل نکوهیده‏ترین خوى است. بخل، بدترین و زشت‌ترین خوی انسانی است که باعث دوری انسان از خداوند و دیگران می‌شود.
 
و شاید هم از همه این‏ها روشن‏تر این حدیث امام على(ع) است که فرمود:
5- «اَلنَّظَرُ اِلىَ البَخیلِ یُقسِى القَلب؛(12) نگاه به آدم بخیل سنگدلى مى‏آورد!! نگاه کردن به فرد بخیل، قلب انسان را سخت و بی‌رحم می‌کند و باعث می‌شود که انسان نسبت به دیگران بی‌تفاوت شود.
 
در برابر از سخاوت به بهترین عبارتها تمجید و ستایش شده است، امام على(ع) فرمود:
6- «اَلسَّخاءُ خُلقُ اللّهِ الأَعظَم؛(13) بخشندگى خوى بزرگ خداوند است.» سخاوت، یکی از بزرگ‌ترین و زیباترین صفات انسانی است که انسان را به خداوند نزدیک‌تر می‌کند.
 
7- «اَلسَّخاءُ ثَمَرةُ العَقل؛(14) بخشندگى میوه درخت خردمندى است.» فرد سخاوتمند، فردی خردمند و آگاه است که ارزش‌های واقعی زندگی را می‌شناسد
 
8- «اَلسَّخاءُ یَزرَعُ المَحَبَّة؛(15) بخشندگى تخم دوستى مى‏افشاند.» سخاوت، باعث ایجاد دوستی و محبت بین افراد می‌شود و جامعه‌ای سالم و پویا را می‌سازد.
 
رسول گرامى اسلام(ص) در یک مقایسه و ریشه‏یابى سخاوت و بخل را این گونه ترسیم نموده است: «اَلسَّخاءُ شَجَرَةٌ مِن اَشجارِ الجَنَّةِ اغصانُها مُتَدَلّیاتٌ فِى الدُّنیا فَمَن اَخَذَ بِغُصنٍ مِنها قادَهُ ذلِکَ الغُصنُ اِلى الجَنَّةِ و البُخلُ شَجَرَةٌ مِن اَشجارِ النّارِ اَغصانُها مُتَدَلَیاتٌ فِى الدُّنیا فَمَن اَخَذَ بِغصنٍ مِنها قادَهُ ذلِکَ الغُصنُ اِلى النّار؛(16)
 
 سخاوت درختى از درخت‏هاى بهشت است که شاخ‏هاى آن در دنیا آویخته است و هرکه شاخى از آن بگیرد همان شاخ وى را سوى بهشت مى‏برد.
 
و بخل درختى است که شاخ‏هاى آن در دنیا آویخته است و هر که شاخى از آن بگیرد همان شاخ وى را به سوى جهنم مى‏کشاند.
از این بیان ملکوتى استفاده مى‏شود که سخاوت ریشه در بهشت دارد و از صفات بهشتیان به شمار مى‏رود، و بخل از جهنم ریشه مى‏گیرد و آدم بخیل و حریص درونش جهنم سوزانى است که هم خود او را مى‏سوزاند و هم آتش او جامعه را فرا مى‏گیرد.
 
انسان سخى و بخشنده وجودش کوثر است، طاهر است و مطهر زنده است و حیاتبخش، مبارک است و برکت آفرین، ساخته شده و سازنده اجتماع است، آدم بخیل سوزنده است و ویرانگر، وجود او انسانها را به تباهى و سنگدلى مى‏کشاند واز کار خیر باز مى‏دارد.
عصاره سخن آن که انسان باسخاوت از انبساط روحى برخوردار است، فضاى روح و جان او توسعه معنوى ویژه‏اى یافته به گونه‏اى که معنویت از وجودش سرشار است و تراوش مى‏کند و به دیگران مى‏رسد.
 
ولى آدم بخیل گرفتار انقباض و گرفتگى روحى و روانى است، مانند کرم ابریشم به دور خود مى‏تند و در آخر هم در همان زندان خود ساخته گرفتار مى‏شود و راه برون رفت را بر خود مى‏بندد.
 
قرآن چه زیبا ترسیم کرده است داستان این دو دسته از انسانها را .«فَاَمّا مَن اَعطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالحُسنى فَسَنُیَسِّرَه لِلیُسرى وَ اَمّا مَن بَخِلَ وَ استَغنى وَ کَذَّبَ بِالحُسنى فَسَنُیَسِرُهُ لِلعُصرى».(17)
 
اما آنکس که (در راه خدا) انفاق کند و پرهیزگارى پیش گیرد و جزاى نیک الهى را تصدیق کند، ما او را در مسیر آسانى قرار مى‏دهیم، اما کسى که بخل ورزد(از این راه) بى‏نیازى طلبد و پاداش نیک (الهى) را انکار کند، بزودى او را در مسیر دشوارى قرار مى‏دهیم.
  

داستان مرد بخیل و مرد بخشنده‏

در شأن نزول این آیات در تفاسیر چنین آورده‏اند که: «مردى در میان مسلمانان بود که شاخه یکى از درختان خرماى او بالاى خانه مرد فقیر عیالمندى قرار گرفته بود صاحب نخل، هنگامى که بالاى درخت مى‏رفت تا خرماها را بچیند، گاهى چند دانه خرما در خانه مرد فقیر مى‏افتاد و کودکانش آنها را بر مى‏داشتند، آن مرد از نخل فرود مى‏آمد و خرما را از دستشان مى‏گرفت (آن قدر بخیل و سنگدل بود که اگر خرما را در دهان یکى از آنها مى‏دید، انگشتش را در داخل دهان او مى‏کرد تا خرما را بیرون آورد. مرد فقیر، به پیامبر(ص) شکایت آورد، پیغمبر(ص) فرمود:
 
 برو تا به کارت رسیدگى کنم، سپس صاحب نخل را ملاقات کرده فرمود: این درختى که شاخه‏هایش بالاى خانه فلان کس است،به من مى‏دهى تا در مقابل آن درختى در بهشت از آن تو باشد؟ مرد گفت: من درختان نخل بسیارى دارم، و خرماى هیچکدام به خوبى این درخت نیست (و حاضر به چنین معامله‏اى نیستم).
 
کسى از یاران پیامبر(ص) این سخن را شنید، عرض کرد: اى رسولخدا! اگر من بروم و این درخت را از آن مرد خریدارى کنم و واگذار نمایم، شما همان چیزى را که به او مى‏دادید به من عطا خواهى کرد؟
 
فرمود: آرى‏
آن مرد رفت، صاحب نخل را دید، با او گفتگو کرد، صاحب نخل گفت: آیا مى‏دانى محمد(ص) حاضر شد درخت نخلى در بهشت در مقابل این درخت به من بدهد (و من نپذیرفتم) و گفتم: من از خرماى این درخت بسیار لذت مى‏برم و نخل فراوان دارم و هیچکدام خرمایش به این خوبى نیست؟
 
خریدار گفت: آیا مى‏خواهى آن را بفروشى یا نه؟
گفت نمى‏فروشم، مگر آن که مبلغى را که گمان نمى‏کنم کسى بدهد، به من بدهى!
گفت: چه مبلغ؟ گفت: چهل نخل!؟
 
خریدار تعجب کرده گفت: عجب بهاى سنگینى براى نخلى که کج شده مطالبه مى‏کنى، چهل نخل؟
سپس بعد از اندکى سکوت گفت: بسیار خوب، چهل نخل به تو مى‏دهم.
فروشنده (طمعکار) گفت: اگر راست مى‏گویى، چند نفر را به عنوان شهود بطلب!
 
اتفاقاً گروهى از آن جا مى‏گذشتند، آنها را صدا زد و بر این معامله شاهد گرفت. آن گاه خدمت پیامبر(ص) آمد. عرض کرد: اى رسول خدا!! این نخل به ملک من درآمد و تقدیم شما مى‏کنم، رسولخدا(ص) به سراغ خانواده فقیر رفت و به صاحب خانه گفت: این نخل از آن تو و فرزندان تو است.
 
این جا بود که آیات فوق نازل شد (و گفتنى‏ها را درباره بخیلان و سخاوتمندان گفت).(18)
 
این بود ماجراى دو انسانى که یکى خداباور بود و معادشناس و تجارت سودمندى را انجام داد که به آسانى چنین معامله‏اى پیش نمى‏آید طرف معامله پیامبر(ص) نتیجه معامله درخت بهشتى، و از آن سوى طبیعت زفت و گرفته آن مردى که چسبیده به دنیا بود و از توفیق معامله با پیامبر خدا محروم گشت و دنیاى پست را جایگزین آخرت و بهشت برین ساخت.
 
آرى نتیجه رذیله بخل این است که آدمى را از تابش انوار وحى و سفیر الهى محروم مى‏سازد و از قافله معنویت و نور او را به وادى ظلمت و نار مى‏کشاند.
 

بسط بیشتر مصداق هاى بخل‏

آنچه از مصداق بخل بیشتر تبادر به ذهن مى‏کند، بخل در امور مالى است به کسیکه روحیه بخشش و انفاق مال ندارد، خمس و زکات مالش را پرداخت نمى‏کند، در پرداخت حقوق مالى واجبش کوتاهى مى‏کند و با توجیه و راه فرار درست کردن از زیر آن شانه خالى مى‏نماید، به این نمونه افراد «بخیل» مى‏گویند لکن از جستجو در منابع دینى به دست مى‏آید که بخل مصادیق مثبت و منفى دیگرى هم دارد که اشاره به آن در پایان این بخش از نوشتار خالى از فایده نیست.
 
بُخل، فراتر از مال:
بخل تنها به مال محدود نمی‌شود. این صفت می‌تواند در حوزه‌های مختلفی از جمله علم، تجربه، زمان و حتی عواطف بروز کند.
 
بخل در زمان:
عدم اختصاص زمان کافی به خانواده، دوستان و فعالیت‌های اجتماعی، بهانه‌جویی برای عدم حضور در مراسم و مجالس، نمونه‌هایی از بخل در حوزه زمان هستند.
 
بخل در عواطف:
عدم ابراز احساسات مثبت مانند محبت، قدردانی و تشکر، عدم همدلی با دیگران و عدم کمک به افراد نیازمند، نمونه‌هایی از بخل در حوزه عواطف هستند.
 
سلام نکردن‏
اسلام در برنامه معاشرت مسلمانان شعار«سلام» کردن را قرار داده که با اجراى آن فضاى جامعه دینى، فضاى خیرخواهى، سلامت خواهى و سِلم و همزیستى مسالمت‏آمیز است.
 
در فرهنگ دینى براى سلام کننده اجر و پاداش فراوان پیش بینى شده(19) و یکى از نشانه‏هاى تواضع و فروتنى شمرده شده است.
 
افشاء و گسترش سلام و آشکارا گفتن آن نیز مورد تأکید قرار گرفته است در برابر از کسانى که روحیه گریز از سلام کردن را دارند (بخیل) اطلاق شده است.
 
امام حسین(ع) فرمود:«اَبخَلُ النّاسِ مَن بَخِلَ بِالسَّلام»(20) بخیل‏ترین افراد کسى است که از سلام کردن شانه خالى مى‏کند.
 
رسولخدا(ص) فرمود: «مَن بَدءَ بِالکَلامِ قَبلَ السَّلامِ فَلاتُجیبُوهُ وَ قالَ: لاتَدعُ اِلى طَعامِکَ اَحداً حَتّى یُسَلِّم».(21) هر که پیش از سلام گفتن، آغاز به سخن کند، جوابش را ندهید و فرمود: هیچ کس را به غذایت تعارف مکن، تا وقتى که سلام کند.
 
پس عدم سلام کردن نه تنها یک رفتار ناپسند اجتماعی، بلکه یک نشانه از عدم ایمان و بی‌احترامی به دیگران است.
 
بخل در علم:
امام على(ع) مى‏فرماید:«مَن بَخِلَ بِمالِهِ ذَلَّ، مَن بَخِلَ بِدینهِ جَلّ».(22)هرکه در مال خود بخل ورزد، خوار شود، و هر که در دین خود بخل ورزد سربلند گردد.
 
امام حسین(ع) مى‏توانست با یزید بیعت کند و از دین مایه بگذارد و سالم زندگى کند اما چنین نکرد و کشته شدن با شمشیرها را بر ذلت پذیرى و دین فروشى ترجیح داد از این رو عزیز عالم و آدم شد و با سخاوتى که از خود نشان داد ماندگار و پرآوازه عالم هستى گردید.
 
عدم تمایل به انتقال دانش و تجربه به دیگران، پنهان‌کاری در مورد یافته‌های علمی و عدم مشارکت در پیشرفت دانش جامعه، نمونه‌هایی از بخل در حوزه علم هستند.
 
میدان ندادن به نفس‏
یکى دیگر از موارد بخل مثبت آن است که انسان به هوا و هوسهاى نفسانى و حیوانى میدان ندهد، خواهشهاى او را بى‏پاسخ بگذارد و از اجراى آن امساک ورزد اگر به اژدها میدان داده شود همه ارزشهاى انسانى و اسلامى را مى‏بلعد او امّاره به بدیهاست اگر ملامت نشود و زیر نظر عقل و خرد و وحى الهى قرار نگیرد، انسان را به وادى مى‏برد که خاطرخواه اوست.
 
از این رو در فرهنگ دینى به این نکته اشاره شده است که: «فَأَملِک هَواکَ وَ شُحَّ بِنَفسِکَ عَمّا لایَحِلُّ لَکَ فَاِنَّ الشُّحّ بِالنَفسِ الأنصافُ منها فیما احبت اَو کَرِهَت.»
 
زمام هوا و هوس را در دست گیر، و آنچه برایت حلال نیست نسبت به خود بخل روادار، زیرا بخل نسبت به خویشتن این است که راه انصاف را در آنچه محبوب و مکروه تو است پیش‏گیرى.
 
این موضوع از نوشتار را با کلامى دیگر از امام على(ع) درباره این خوى زشت اجتماعى و این هشدار به پایان مى‏بریم:
 
«اِیّاکَ وَ الأمساکَ فَأِنَّ ما اَمسَکتَهُ فَوقَ قُوتِ یَومِکَ کُنتَ فیه خازِنا لِغَیرَک».از بخل و امساک خوددارى کن، زیرا آنچه را که نسبت به آن بخل مى‏ورزى و از قوت روزانه‏ات پس انداز مى‏کنى به دست دیگران خواهد افتاد.(و در روز واپسین که روز حسرت است دست تهى خواهى ماند و آه و حسرت خواهى کشید.)
 
این مورد به معنای کنترل بر نفس و مهار خواسته‌های نامشروع است. اما نباید با افراط و تفریط همراه باشد و منجر به ایجاد افسردگی و ناراحتی شود.
 
بخل مثبت‏ و منفی
مفهوم بخل مثبت، یعنی عدم چشم‌پوشی از اصول و ارزش‌ها، یک مفهوم ظریف است و باید با دقت تفسیر شود. این به معنای لجاجت و تعصب کورکورانه نیست، بلکه به معنای پایبندی به اصول و ارزش‌های اصیل است.
 
بخل مثبت: پایبندی به اصول دین، عدم سازش با باطل، مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی برای انجام کارهای خلاف شرع.
بخل منفی: لجاجت، تعصب کورکورانه، عدم پذیرش انتقاد، پافشاری بر عقاید غلط.
 
 
صفت بُخل در مواردى مثبت و مورد ستایش است که از آن جمله است، بُخل در دین، یعنى مایه نگذاشتن از دین و هزینه نکردن از شریعت. برخى از انسانهاى مسلمان دین فروشى مى‏کنند، به کمترین چیز مادى عقیده و مرام و اعتقاداتشان را مى‏فروشند به گفته شاعر:
در کوى ما شکسته دلى مى‏خرند و بس‏
بازار دین فروش از آن سوى دیگر است‏
 
 

آنچه بخیلان از خود باقی می گذارند.

 وَ قَدْ مَرَّ بِقَذَرٍ عَلَى مَزْبَلَةٍ  قال علی عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ :هَذَا مَا بَخِلَ بِهِ الْبَاخِلُونَ؛ وَ رُوِیَ فِی خَبَرٍ آخَرَ أَنَّهُ قَالَ: هَذَا مَا کُنْتُمْ تَتَنَافَسُونَ فِیهِ بِالْأَمْسِ.(23)
 
امام عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ از کنار مزبله اى گذشت، فرمود:این همان است که بخیلان به آن بخل مى ورزیدند.و در روایت دیگرى چنین نقل شده که امام عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ پس از مشاهده مزبله فرمود:این همان چیزى است که دیروز شما بر سر تصاحب آن با هم رقابت داشتید.
 
انسان اگر به پایان امور بنگرد درباره آغاز آن تجدید نظر خواهد کرد؛ هنگامی که ببیند لذیذترین و پاکیزه ترین غذاها بعد از وارد شدن در بدن و جذب موادی از آن، تفالۀ آن به شکل گندیده ای در می آید باور می کند که آنچه را به آن بخل ورزیده بود اشتباه بود.
 
امام علی عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ می فرماید: اَلْبَاخِلُ فِی اَلدُّنْیَا مَذْمُومٌ وَ فِی اَلْآخِرَةِ مُعَذَّبٌ مَلُوم :  ،بخیل در دنیا نکوهیده و مزموم است و در آخرت نیز معذب و مورد سرزنش می باشد وَقَدْ مَرَّ بِقَذَر عَلَى مَزْبَلَة:هَذَا مَا بَخِلَ بِهِ الْبَاخِلُونَ. وَرُوِیَ فِی خَبَر آخَرَ أَنَّهُ قَالَ:هَذَا مَا کُنْتُمْ تَتَنَافَسُونَ فِیهِ بِالاَْمْسِ. .(24)
 
این همان است که بخیلان به آن بخل مى ورزیدند. و در روایت دیگرى چنین نقل شده که امام(علیه السلام) پس از مشاهده مزبله فرمود: این همان چیزى است که دیروز شما بر سر تصاحب آن با هم رقابت داشتید.
 
انسان اگر به پایان امور بنگرد درباره آغاز آن تجدید نظر خواهد کرد; هنگامى که ببیند لذیذترین و پاکیزه ترین غذاها بعد از وارد شدن در بدن و جذب موادى از آن، تفاله آن به شکل گندیده اى در مى آید باور مى کند که آنچه را به آن بخل ورزیده بود اشتباه بود.
 
نیز هنگامى که انسان از کنار قبرستانى عبور کند که گاه هنوز بوى تعفن بعضى از اجساد از آن به مشام مى رسد و ببیند پایان کار کجاست، یقین پیدا مى کند که در زندگى مادى خود و روى آوردن به شهوات چقدر گرفتار خطا و اشتباه بوده است.
 
 بهترین و بدترین خصلت های زنان و مردان
خِیَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ، شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ؛ الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ؛ فَإِذَا کَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَکِّنْ مِنْ نَفْسِهَا، وَ إِذَا کَانَتْ بَخِیلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا، وَ إِذَا کَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ یَعْرِضُ لَهَا.(1)
 
خصلت هاى نیک زنان، خصلت هاى بد مردان است (این خصلت ها عبارتند از)
1- تکبّر
2- ترس
3-بخل
 

1- هنگامى که زن متکبّر باشد بیگانه را به خود راه نمى دهد.

سوء تفاهم در مورد صفات سه گانه زن
 
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، روایتی که به امام علی (ع) نسبت داده شده و در آن صفات تکبر، ترس و بخل برای زنان برشمرده شده است، نیازمند تفسیر دقیق و همه جانبه است. این روایت به تنهایی نمی‌تواند مبنایی برای قضاوت در مورد تمام زنان و در همه شرایط باشد.
 
اما اگر بخواهیم به طور جداگانه به موارد مثبت این سه صفت بپردازیم، با در نظر گرفتن تفسیرهای محتاطانه و محدود، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
تکبر:
حفظ عزت نفس: تکبر به معنای حفظ عزت نفس و عدم اجازه دادن به دیگران برای توهین یا تحقیر است.
استقلال: تکبر می‌تواند به معنی استقلال و خودباوری باشد و به زن کمک کند تا به جای دنباله‌روی از دیگران، تصمیمات مستقل بگیرد.
 
ترس:
احتیاط: ترس می‌تواند به معنای احتیاط و دوراندیشی باشد که از زن در برابر خطرات احتمالی محافظت می‌کند.
حفظ عفت: ترس می‌تواند به عنوان یک مکانیسم دفاعی برای حفظ عفت و پاکدامنی عمل کند.
اجتناب از موقعیت‌های خطرناک: ترس می‌تواند زن را از قرار گرفتن در موقعیت‌های خطرناک و آسیب‌زا باز دارد.
 
بخل:
مراقبت از اموال: بخل به معنای محافظه‌کاری در اموال و عدم اسراف است که می‌تواند به مدیریت بهتر منابع مالی کمک کند.
استقلال مالی: بخل می‌تواند به زن کمک کند تا استقلال مالی خود را حفظ کند و به دیگران وابسته نباشد.
 
2- اگر بخیل باشد مال خود و همسرش را حفظ مىکند.
 
3- اگر ترسو باشد از هر چیزى که ممکن است به آبرو و عفت او صدمه بزند مى ترسد (و از آن فاصله مىگیرد).
 
آنچه امام عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ در این کلام نورانی فرموده، اموری برای حفظ عفت زن و دور نگه داشتن او از تعرّض مردان آلوده و کثیف و حفظ جایگاه او در خانواده است.
 
روشن است اگر زن در برابر بیگانه تواضع و فروتنی کند، ممکن است در او طمع ورزند، همچنین اگر به اصطلاح نترس باشد و به جاهای خطرناک و یا بیابان های دوردست و خالی از سکنه برود و یا در شبهای تاریک تنهایی بیرون برود و یا دعوت افراد مشکوک را برای سوار شدن به اتومبیل و مجالس مختلف آنها بپذیرد، ممکن است در معرض خطرات
 
ناموسی قرار گیرد. این جاست که ترس برای او فضیلت خواهد شد و پاسدار و نگاهبان عفت اوست.امروز رفت و آمدهای بی قید و شرط بانوان در مکان هائی که در شأن و منزلت آنها نیست یکی از مشکلات جوامع می باشد.
 
آنچه در زن بود خجسته خصال *** بر شمر بدترین صفات رجال
 
زنِ با کبر « خود نگه دار» است *** ندهد برمراد غیرمجال
 
چون که باشد بخیل حفظ کند *** مال خود را و شوی در هرحال
 
گر بترسد ، به خانه پا بند است *** چون هراسد ز سویِ استقبال
 
امام علی عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ می فرماید: به بانوان بیش از حد خود کاری تحمیل مکن (یعنی کارهای سنگین و مشکل را به عهده او مگذار) زیرا بانو همچون شاخه گلی است نه قهرمانی خشن (26)
 

آگاهی خدا از سخاوت یا بخل

[یکى از اصحابش به او گفت: یا امیر المؤمنین، شما را علم غیب داده اند. امام (ع) خندید و به آن مرد، که از قبیله کلب بود، چنین فرمود:]
اى مرد کلبى این علم غیب نیست. بلکه چیزى است که از صاحب علمى آموخته شده. علم غیب علم به زمان قیامت است و آنچه خدا در این آیه برشمرده: «خداست که علم زمان قیامت در نزد اوست»
 
. اوست که مى داند، که در رحمهاى زنان چگونه فرزندى است. پسر است یا دختر، زشت است یا زیبا، سخاوتمند است یا بخیل، بدبخت است یا نیکبخت، هیزم آتش دوزخ است یا در بهشت، همنشین پیامبران(27)
 
این حکمت می‌خواهد به ما نشان دهد که خداوند به همه چیز دانا است. او نه تنها از آینده آگاه است، بلکه از گذشته و حال نیز باخبر است. او به تمام جزئیات آفرینش از جمله ویژگی‌های درونی انسان‌ها مانند سخاوت یا بخل آگاه است.
 
استفاده از صفت "بخل" به عنوان مثال:
تضاد برای بیان بهتر: استفاده از صفت "بخل" در کنار صفات دیگری مانند "زیبا" یا "نیکبخت" تضاد شدیدی ایجاد می‌کند و به مخاطب کمک می‌کند تا عمق دانش و آگاهی خداوند را بهتر درک کند.
 
نمونه‌ای از ویژگی‌های درونی انسان: بخل یکی از ویژگی‌های درونی انسان است که از دیدگاه دین، یک صفت مذموم محسوب می‌شود. استفاده از این صفت به عنوان مثال، نشان می‌دهد که خداوند حتی از ویژگی‌های پنهان و درونی انسان‌ها نیز آگاه است.
 
تاکید بر علم مطلق خداوند: با ذکر صفت "بخل"، حکمت به این نکته اشاره می‌کند که علم خداوند به همه چیز گسترده است و هیچ چیزی از نظر او پنهان نمی‌ماند.
 

نتیجه:

قرآن و روایات بر پرهیز از بخل و شح تأکید فراوان کرده‌اند و سخاوت و کرم را به عنوان صفات پسندیده معرفی کرده‌اند. بخل، رذیله‌ای است که ریشه در اعتقادات و باورهای فرد دارد.
 
 نهج البلاغه به عنوان یکی از منابع غنی اخلاقی، به طور مفصل به بررسی ابعاد مختلف بخل پرداخته و بر پیامدهای زیان‌بار آن در زندگی فردی و اجتماعی تاکید کرده است.
 
 با شناخت ریشه‌های بخل و آگاهی از پیامدهای آن، می‌توانیم گام‌های موثری در جهت رهایی از این صفت زشت برداریم و به سمت سخاوت و بخشندگی حرکت کنیم. سخاوت نه تنها به رشد معنوی فرد کمک می‌کند، بلکه به تقویت روابط اجتماعی و ایجاد جامعه‌ای پویا و آباد نیز می‌انجامد.
 

پى ‏نوشت‏ ها:

1.نهج البلاغه، حکمت 3
2. منطقه اى است در جنوب مصر و نزدیک حبشه.
3. سوره حشر، آیه 10.
4. تحف العقول، بیروت، ص 158.
5. غررالحکم، چاپ دانشگاه، ج 2، ص 292.
6. میزان الحکمة، ج 1(عربى)، ص 375.
7. سوره نساء، آیه 37.
8 ، 9 ، 10 ، 11 ، 12. میزان الحکمة،(عربى)، ج 1،ص 375.
13 ، 14 ، 15. میزان الحکمة (عربى)، ج 4، ص 420 - 419.
16. نهج الفصاحه، حدیث 1760.
17. سوره اللیل، آیات 10 - 4.
18. تفسیر نمونه، ج 27، ص 87 - 85.
19 و 20. تحف العقول، ص 177.
21. میزان الحکمة واژه سلام.
22. همان، واژه بخل، ج 1، ص 375.
23. همان حکمت 195
24.غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 389
25. همان حکمت 234
26.غرر الحکم ص 9576
27.شرح خطبه 128 نهج البلاغه؛
 

منابع:

https://janat1.ir/hadith/?page=96&idd=1&subject
https://nahjolbalagheh.org/hekmatha/hekmat195
https://www.mizanonline.ir/fa/news/364077
https://hawzah.net/fa/Hadith/View/37862
https://ahlolbait.com/content/18042
https://ahlolbait.com/content/14866
https://ahlolbait.com/content/17893
https://ahlolbait.com/content/16690
https://ahlolbait.com/content/18060
https://ensani.ir/fa/article/139047
http://mostafamirrezaei.ir/1325
https://hadith.net/post/58833
https://wiki.ahlolbait.com
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط