ایرانیان در زمان خلیفه دوم، اسلام را رسماً پذیرفتند و پس از مدتی گرایش خاصی از آن را (اسلام شیعی) پسندیدند. پذیرش تشیع به وسیله ایرانیان، پیامد عواملی از قبیل سازگاری باورها و اعتقادات ایرانیان با مذهب تشیع، فعالیت علویان و شیعیان در محدوده جفرافیایی ایرانیان و...بود از آنجا که ایرانیان استعداد پذیرش آموزههای شیعی را داشتند، مذهب تشیع به تدریج گسترش یافت و در مواردی بصورت دولت رسمی نمود پیدا کرد که به دولتهای شیعی تشکیل شده در ایران به طور خلاصه میپردازیم.
درج عبارت «علی ولی الله» روی سکه با خطوط اسلامی
سکه ها از مهم ترین آثار به دست آمده هستند. سکه ها علاوه بر ارائه اطلاعات تاریخی همانند محل و سال ضرب و نام پادشاه به سبب دارا بودن کتیبه، معرف بخشی از خطوط خوشنویسی شده روزگار خود هستند که با مطالعه و دقت نظر در آنها میتوان به فرم های نوشتاری و خطوط مرسوم آن دوره پی برد. ضرب سکه برای اولین بار با عبارت علی ولی الله به خط کوفی اتفاقی بود که در زمان پیدایش حکومتهای شیعه رخ داد.
برخی حاکمان در حکومتهای شیعی همچون اسماعیلی و فاطمی سکه با عبارت علی ولی الله به خط کوفی مخصوص و مرتبط به حیطه قلمرو خود ضرب کردهاند.
شماری از آنها چنیناند:
1) باوندیان در طبرستان در نیمه قرن چهارم قمری
2) دیلمیان در گیلان
3) آلبویه پس از به حکومت رسیدن بَساسیری (درگذشت ۴۵۱ق)
4) اولجایتو، هشتمین سلطان ایلخانی، پس از تغییر مذهبش به شیعه
5) سربداران (حکومت ۷۳۶-۷۸۸ق)
6) اسماعیلیان اَلَموت (حکومت ۴۸۳-۶۵۴)
7) صفویان (حکومت ۹۰۷-۱۱۳۵ق)
درج عبارت «علی ولی الله» روی سکه با خط کوفی، از سوی حاکمان غیرشیعه مانند اَرغون، چهارمین حاکم ایلخانی (حکومت ۶۸۳-۶۹۰ق)، و آققویونلوها (حکومت ۸۷۲-۹۰۸ق) نیز گزارش شده است. برخی پژوهشگران تاریخ، دلیل آن را گرایش اعتقادی حاکمان به مذهب شیعه یا جلب حمایت شیعیان دانستهاند.
موضوعات: شهادت ثلاثه . شاخه هنری: خوشنویسی به خط ثلث . زمان خلق اثر: صفوی
معرفی حکومتهای شیعه در ایران و رواج هنر خوشنویسی شیعی
1) دولت شیعی طبرستان
فشار خلفای عباسی به سادات علوی موجب مهاجرت آنان به سوی ایران شد. در ایران نیز مناطق شمالی بهترین جا برای استقرار آنان بود.مردم نیز به سادات علوی گرایش داشته و همین گرایش زمینهساز حضور علویان در منطقه و قیام آنان علیه حاکمان عباسی شد.
منطقه دیلم و مناطق شمالی ایران، از نظر جغرافیایی، سیاسی و امنیتی آمادگی ایجاد یک نهضت شیعی، نه الزاماً شیعه دوازده امامی را داشت. البته آشنایی بیشتر مردم کرانههای دریای مازندران با تشیع در قرن سوم ه.ق بود که به قیام و استقلال این سرزمین انجامید. در قرن سوم، به ویژه زمان متوکل، علویان مورد تعقیب بودند فرزندان اهلبیت به مناطق دور دست و امن، مانند کرانههای دریای مازندران پناه میبردند.
محمد بن زید پس از آن که توانست با قیامهای متعدد، حکومت خود را در طبرستان مستقر سازد از علویان حمایت کرد.
محمد بن زید نخستین کسی بود که بنایی بر قبر علی (علیهالسّلام) و امام حسین (علیهالسّلام) بناکرد و در این راه بیست هزار دینار خرج کرد.وی هر سال سی هزار درهم به مشاهد علی (علیهالسّلام) و حسنین (علیهمالسّلام) و سایر اقربای خویش میفرستاد.
در کتاب تاریخ طبرستان آمده است: «محمد بن زید اقدام به تشکیل حکومت نکرد بلکه وی زمانی که گروهی از بزرگان دیلم نزد وی رفتند از پذیرش حکومت خودداری ورزید و حسن بن زید معروف به «حالب الحجاره» را که در ری ساکن بود معرفی کرد و نمایندگان مردم نزد وی در ری رفتند و حسنبن زید دعوت آنان را پذیرفت و در ۲۵ ماه رمضان سال ۲۵۰ ه.ق به دعوت مردم رویان و کلای، عازم طبرستان شد. سادات آن دیار و بزرگان شهر، مقدمش را گرامی داشتند و به استقبال وی شتافتند و براساس کتاب خدا و سنت رسول الله و امر به معروف و نهی از منکر با وی بیعت کردند.»
حکومت علویان که از سال ۲۵۰ ه.ق در مناطق مختلف شمال ایران آغاز شده بود تا سال ۳۱۶ ادامه یافت.
2) دولت شیعی دیلمیان
دِیْلَمیان از نژادهای اصیل ایرانی که در گسترش تشیع تأثیرگذار بودند. آل بویه که بر بخش وسیعی از جهان اسلام حکومت کردند، از دیلمیان بودند. دیلمیان در منطقه کوهستانی گیلان امروزی زندگی میکردند. این قوم مدتها دین اسلام را نپذیرفته و به مقابله با امویان و عباسیان پرداختند. البته گروهی از آنان با مهاجرت به مناطق اسلامی، مسلمان شدند. در منابع از وبر بن یحنس، دیلم بن فیروز و فیروز دیلمی به عنوان صحابه پیامبر(ص) یاد شده است.
دیلمیان از ابتدای پذیرش اسلام مذهب تشیع را برگزیدند. به گفته برخی محققان، از فِرقههای شیعه، زیدیه با توجه به زیدی بودن ناصر اطروش، اولین و پرطرفدارترین فرقه در بین دیلمیان بود؛ هرچند با فعالیت ابو حاتم رازی و حسن صباح در منطقه دیلم، فرقه اسماعیلیه نیز طرفدارانی پیدا کرد. مذهب امامیه توسط فرزندان ناصر اطروش که شیعه امامی بودند، وارد این سرزمین شد و بعد از گذشت مدتی، مذهب غالب مردم دیلم گردید.
نویسنده کتاب عمده الطالب معتقد است که فرقه حنبلی از فرقههای اهلسنت نیز در میان مردم دیلم وجود داشته و حتی تعداد پیروان آن را بیش از ۵۰ هزار نفر دانسته است.
نواحی دیلم به دلائل مختلف از جمله صعب العبور بودن منطقه و عدم تسلط حاکمان اموی و عباسی، به مکانی برای هجرت علویان تبدیل شد. هجرت علویان در قرن دوم هجری زمینه را برای آشنایی آنان با دین اسلام و تشیع فراهم کرد؛ چنانکه بعد از شهادت امام رضا(ع) و همچنین در زمان متوکل عباسی، علویان زیادی به این منطقه مهاجرت کردند. در قرن چهارم هجری با حضور ناصر اطروش علوی و دعوت مردم به اسلام، اکثریت دیلمیان مسلمان و شیعه شدند.
عالمانی چون نافع دیلمی از علمای علم حدیث، حماد راویه از علمای علم تاریخ، یحیی بن زیاد بن دیلمی معروف به «فراء» از علمای علم نحو و کوشیار دیلمی از علمای علم نجوم و هیئت از این منطقه هستند. مردمان گیلان امروزی از بازماندگان دو تیره گیل و دیلمیان هستند.
دیلمیان از نژادهای اصیل ایرانی و از قبائل مشهور و صاحب نفوذ ایران بودند که در ناحیه گیلان امروزی و یا به اعتقاد برخی، در ناحیه کوچکی در حدود رودبار فعلی و منجیل و در همسایگی مردمان گیل (گیلان) زندگی میکردند. عدهای از محققان منطقه دیلم را دو قسمت جلگه و کوهستان دانستهاند که در قسمت جلگه گیلها و در کوهستان دیلمیان حضور داشتند.
منطقه دیلم به علت علاقه و پیروی دیلمیان از علویان و همچنین صعب العبور بودن منطقه، بهترین پناهگاه برای علویان به شمار میآمد. اولین علوی که به منطقه دیلم رفت، یحیی بن عبدالله بن حسن بود که پس از سالم ماندن از واقعه فخ به این منطقه پناه برد. وی موفق شد قدرتی به دست آورده و یارانی را از شهرهای مختلف فراهم کند، اما در نهایت با حیله و نیرنگ هارون الرشید زندانی شد و در زندان درگذشت.
پس از شهادت امام رضا(ع) بسیاری از سادات برای در امان ماندن از حاکمان عباسی، به منطقه دیلم رفتند؛اما نقطه عطف هجوم سادات به این منطقه به زمان متوکل عباسی برمیگردد.در قرن هشتم هجری قمری از نسل سادات، حکومت آل کیا در منطقه گیلان شکل گرفت.
3) دولت شیعی آل بویه
آل بویه یا بوئیان سلسلهای شیعه است که در سالهای ۳۲۲ تا ۴۴۸ق بر بخشهایی از ایران و عراق حکومت میکرد. بنیانگذار این سلسله علی بن بویه (درگذشت ۳۳۸ق) به حمایت برادرانش احمد و حسن بود. این سلسله به نام پدر آنان (بویه) نامگذاری شده است. در دوره حکومت این سلسله، مراسم عزاداری امام حسین(ع) در روز عاشورا و جشن ولایت حضرت علی(ع) در عید غدیر به صورت رسمی و عمومی برگزار میشد. همچنین در این دوره حَی عَلی خَیرِ الْعَمَلْ در اذان گفته میشد و استفاده از مهر نماز و تسبیح تربت رایج گردید. حاکمان این سلسله نیز قبور امامان شیعه در عراق را بازسازی کردند و زیارت مرقد آنان، گسترش یافت.دِیْلَمیان از نژادهای اصیل ایرانی که در گسترش تشیع تأثیرگذار بودند. آل بویه که بر بخش وسیعی از جهان اسلام حکومت کردند، از دیلمیان بودند. دیلمیان در منطقه کوهستانی گیلان امروزی زندگی میکردند. این قوم مدتها دین اسلام را نپذیرفته و به مقابله با امویان و عباسیان پرداختند. البته گروهی از آنان با مهاجرت به مناطق اسلامی، مسلمان شدند. در منابع از وبر بن یحنس، دیلم بن فیروز و فیروز دیلمی به عنوان صحابه پیامبر(ص) یاد شده است.
دیلمیان از ابتدای پذیرش اسلام مذهب تشیع را برگزیدند. به گفته برخی محققان، از فِرقههای شیعه، زیدیه با توجه به زیدی بودن ناصر اطروش، اولین و پرطرفدارترین فرقه در بین دیلمیان بود؛ هرچند با فعالیت ابو حاتم رازی و حسن صباح در منطقه دیلم، فرقه اسماعیلیه نیز طرفدارانی پیدا کرد. مذهب امامیه توسط فرزندان ناصر اطروش که شیعه امامی بودند، وارد این سرزمین شد و بعد از گذشت مدتی، مذهب غالب مردم دیلم گردید.
نویسنده کتاب عمده الطالب معتقد است که فرقه حنبلی از فرقههای اهلسنت نیز در میان مردم دیلم وجود داشته و حتی تعداد پیروان آن را بیش از ۵۰ هزار نفر دانسته است.
نواحی دیلم به دلائل مختلف از جمله صعب العبور بودن منطقه و عدم تسلط حاکمان اموی و عباسی، به مکانی برای هجرت علویان تبدیل شد. هجرت علویان در قرن دوم هجری زمینه را برای آشنایی آنان با دین اسلام و تشیع فراهم کرد؛ چنانکه بعد از شهادت امام رضا(ع) و همچنین در زمان متوکل عباسی، علویان زیادی به این منطقه مهاجرت کردند. در قرن چهارم هجری با حضور ناصر اطروش علوی و دعوت مردم به اسلام، اکثریت دیلمیان مسلمان و شیعه شدند.
عالمانی چون نافع دیلمی از علمای علم حدیث، حماد راویه از علمای علم تاریخ، یحیی بن زیاد بن دیلمی معروف به «فراء» از علمای علم نحو و کوشیار دیلمی از علمای علم نجوم و هیئت از این منطقه هستند. مردمان گیلان امروزی از بازماندگان دو تیره گیل و دیلمیان هستند.
دیلمیان از نژادهای اصیل ایرانی و از قبائل مشهور و صاحب نفوذ ایران بودند که در ناحیه گیلان امروزی و یا به اعتقاد برخی، در ناحیه کوچکی در حدود رودبار فعلی و منجیل و در همسایگی مردمان گیل (گیلان) زندگی میکردند. عدهای از محققان منطقه دیلم را دو قسمت جلگه و کوهستان دانستهاند که در قسمت جلگه گیلها و در کوهستان دیلمیان حضور داشتند.
منطقه دیلم به علت علاقه و پیروی دیلمیان از علویان و همچنین صعب العبور بودن منطقه، بهترین پناهگاه برای علویان به شمار میآمد. اولین علوی که به منطقه دیلم رفت، یحیی بن عبدالله بن حسن بود که پس از سالم ماندن از واقعه فخ به این منطقه پناه برد. وی موفق شد قدرتی به دست آورده و یارانی را از شهرهای مختلف فراهم کند، اما در نهایت با حیله و نیرنگ هارون الرشید زندانی شد و در زندان درگذشت.
پس از شهادت امام رضا(ع) بسیاری از سادات برای در امان ماندن از حاکمان عباسی، به منطقه دیلم رفتند؛اما نقطه عطف هجوم سادات به این منطقه به زمان متوکل عباسی برمیگردد.در قرن هشتم هجری قمری از نسل سادات، حکومت آل کیا در منطقه گیلان شکل گرفت.
3) دولت شیعی آل بویه
«نمونههایی از سکههای ضرب شده در زمان آل بویه در سال۴۱۰ق، (مرکز روی سکه): لا اله الا الله محمد رسول الله (حاشیه روی سکه): بسم الله ضرب هذا الدینار بسیراف سنة عشر و اربع مائة (مرکز پشت سکه): لله محمد رسول الله علی ولی الله (حاشیه پشت سکه): محمد رسول الله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون»
برخی از محققان با استناد به منابع تاریخی و ارائه شواهدی این سلسه را شیعه دانستهاند. با این حال درباره اینکه اینان از ابتدا شیعه اثناعشری بوده یا از زیدیه به این مذهب گرویدهاند، نظرات مختلفی وجود دارد. رکنالدوله (حک:۳۲۳-۳۳۸ق)، معزالدوله (۳۲۵-۳۵۶ق) و عضدالدوله (۳۳۸-۳۷۲ق) از حاکمان مشهور این سلسله بودند. درباره آل بویه آثار مختلفی نوشته شده است. کتاب تجارب الاُمَم از ابنمسکویه (نوشته شده در قرن پنجم قمری) از منابع مهم درباره تاریخ این سلسله میدانند.
آل بویه، سلسلهای شیعی است که بیش از ۱۲۰ سال (۳۲۲-۴۴۸ق) بر بخشهایی از ایران و عراق حکومت راندند. در دوره حکومت آنان برخی از شعائر و نمادهای شیعی همچون عزاداری امام حسین(ع) و برپایی جشن غدیر برای نخستینبار به صورت رسمی و عمومی برگزار شد. این دوره را از درخشانترین دورههای تمدن اسلامی میدانند.
حکومت آل بویه توسط علی پسر ابوشجاع بویه با حمایت برادرانش احمد و حسن بنیان نهاده شد و به همین خاطر به آل بویه یا بوئیان نامیده شده است. به آنان دیالمه و دیلمیان نیز گفته میشود.
صادق سجادی نویسنده مقاله آل بویه در دائرة المعارف بزرگ اسلامی گفته است که درباره مذهب آل بویه نمیتوان به روشنی اظهارنظر کرد. با این حال رسول جعفریان تاریخپژوه شیعه (زاده ۱۳۴۳ش) و برخی دیگر از نویسندگان با استناد به منابع تاریخی و نیز ارائه شواهدی آل بویه را شیعه اثناعشری میدانند. احیای شعائر شیعه، داشتن وزیران شیعی، نامهای شیعی حاکمان و روابط آنان با علمای شیعه از این شواهد است.
همچنین ابنکثیر دمشقی تاریخنگار اهلسنت در قرن هشتم قمری آنها را شیعه و رافضی دانسته است. عبدالجلیل قزوینی عالم شیعه قرن ششم قمری در کتاب نقض نیز آنان را امامتی خوانده است.
ترویج شعائر شیعیان
آل بویه در ترویج شعائر شیعیان امامیه اقداماتی انجام دادند برخی از آنها عبارتاند از:
برگزاری مراسم عزاداری روز عاشورا
به دستور معزّالدوله دیلمی، روز عاشورای سال ۳۵۲ق عزای عمومی اعلام شد و از مردم خواسته شد که با پوشیدن جامه سیاه، اندوه خود را نشان دهند. به گزارش ابن خلدون زنان در این روز با موی پریشان و چهره سیاهکرده از خانههایشان خارج میشدند و بر سر و صورت خود میکوفتند و در عزای امام حسین(ع) میگریستند.
همچنین به گزارش ابنجوزی (درگذشت ۵۹۷ق) تاریخنگار اهلسنت در این روز کسب و کارها تعطیل و در بازارها چادرهایی برپا شد و مراسم نوحهخوانی و عزا برای امام حسین(ع) برگزار گردید. کامل شیبی نیز معتقد است که دستههای عزاداری نخستینبار در سال ۳۵۲ق به وجود آمدند.
برگزاری جشن عید غدیر
به دستور معزالدوله دیلمی، از سال ۳۵۱ق، برپائی جشن به مناسبت عید غدیر در بغداد آغاز شد. حکمرانان بعدی آل بویه نیز جشن غدیر را برگزار میکردند.
گسترش زیارت قبور امامان شیعه: آل بویه نسبت به قبور امامان مدفون در عراق اقداماتی انجام دادند؛ مرمّت و بازسازی قبور ائمّه(ع)، برپا کردن گنبد و بارگاه بر مزار آنان، اهدای نذورات و اختصاص موقوفات به زیارتگاهها، ایجاد تسهیلات برای زائران و تشویق مردم به سکونت در جوار بارگاهها و اعطای مستمری و صله به مجاوران این بارگاهها.
اذان گفتن با شهادت ثلاثه
از سال ۳۵۶ق گفتن فراز «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیَُ الله» و «أشهَدُ أَنّ عَلیاً حُجَّةُ الله» و «أشهَدُ أَنّ عَلیاً اَمیرالمؤمنین حقاً» و حی علی خیر العمل در اذان مرسوم شد و تا اوایل غلبه سلجوقیان ادامه داشت.
ترویج استفاده از مهر و تربت امام حسین(ع)
در دوران آل بویه، افرادی از تربت امام حسین(ع) تسبیح و مُهر تهیه میکردند و به مردم میدادند.
ضرب سکه به خط کوفی با عبارت علی ولی الله
برخی از نویسندگان از سکهای متعلق به دوران آل بویه خبر دادهاند که بر آن عبارت الله، محمد رسول الله و علی ولی الله حک شده است.
دیلیمان در اوایل قرن چهارم قمری جنبشهایی را در ایران علیه خلافت عباسیان آغاز کردند. ماکان بن کاکی، اسفارین شیرویه و مرداویج زیاری، هر یک با لشکری از دیلم خروج کردند. علی و حسن پسران ابوشجاع به ماکان فرمانبردار سامانیان پیوستند. در سال ۳۲۱ق مرداویج زیاری بر جرجان و طبرستان مسلط شد علی و حسن با جلب نظر ماکان به مرداویج پیوستند.
او علی را به حکومت کرج گمارد علی به کرج رفت و با تصرف دژهای اطراف مایه بیمناکی مَرداویج گردید او ابتدا قصد تصرف اصفهان را داشت اما از سپاه برادر مرداویج شکست خورد و پس از چندی اَرَّجان و نوبندجان را تصرف کرد و برادرش حسن نیز به دستور او کازرون را تصرف نمود.
علی در سال ۳۲۲ق بر شیراز چیره شد و دولت آل بویه را در آنجا بنیان نهاد. با این حال به گفته صادق سجادی برخی از تاریخنگاران فتح ارجان (۳۲۱ق/۹۳۲م) را آغاز پایهگذاری دولت آل بویه دانستهاند. طی ۱۲ سال پس از آن، حسن و احمد نیز به ترتیب بر ری، کرمان و عراق چیره شدند و دولت آل بویه به سه شاخه بزرگ و یک شعبه کوچک در کرمان و عمان تقسیم شد.
به گفته علیاصغر فقیهی تاریخپژوه شیعه (درگذشت ۱۳۸۲ش)، کتاب تجارب الامم از منابع اصلی نویسندگان در زمینه تاریخ آل بویه به شمار میآید ابنمسکویه (۳۲۰-۴۲۰ق) نویسنده آن با حکومت آل بویه همعصر بوده است.
4) دولت شیعی اولْجایتو
غیاث الدین محمد خدابنده مشهور به اولْجایتو یا اُلجایتو (۶۸۰ق - ۷۱۶ق)، از فرمانروایان سلسله ایلخانان ایران که در طول زندگی چند بار مذهب خود را تغییر داد و نخستین کسی بود که در دوران حکومتش به مذهب شیعه در ایران رسمیت داد و به نام امامان شیعه سکه زد و خطبه خواند.
نام ائمه و عبارت علی ولی الله بر سکه دوران اولجایتو
شیعه شدن و رسمیتبخشی به مذهب تشیع
امیر طرمطاز (ترمتاس) و تاج الدین آوجی(آوی)، دانشمند شیعی، اولجایتو را به مذهب شیعه ترغیب کردند و او سرانجام در ۷۰۹ق / ۱۳۰۹م که به بغداد رفت، رسماً مذهب شیعه اختیار کرد. در ایام پادشاهی او مذهب تشیع برای نخستین بار مذهب رسمی سراسر ایران گردید. و او نخستین سلطان امامی مذهب است که در سطحی گسترده و وسیع به نشر تشیع مذهب اثناعشری همّت گماشت.
.jpg)
.jpg)
اما به دلیل آن که تشکیلات دولت ایلخانی بر مبنای تسنن بنا شده بود، و سنّیان نفوذ فراوانی در آن داشتند، مخالفت های فراوانی با سیاست مذهبی او صورت گرفت که در نهایت وی را وادار به عقب نشینی کرد؛ گرچه خودش، همچنان به مذهب تشیع مومن و وفادار ماند.
.jpg)
به گفته ابن بطوطه، اهالی ولایات مهمی چون بغداد، آذربایجان، اصفهان و شیراز در برابر فرمان ایلخان مبنی بر تغییر خطبه، سرسختانه پایداری کردند. دو سال بعد، در ۷۱۱ق، پس از آنکه تاج الدین آوجی و پسرش به اتهام همکاری با خواجه سعدالدین وزیر، به فرمان اولجایتو کشته شدند، نفوذ شیعیان نیز در دستگاه ایلخانان روبه کاستی نهاد.
.jpg)
اولجایتو در واپسین روزهای زندگی فرمان داد به نام خلفای راشدین سکه و خطبه کنند و نافرمانان را نیز سخت بیم داد. نویسندگان دائرة المعارف بزرگ اسلامی از این کار اولجایتو برداشت کرده اند که او مذهب شیعه را ترک گفته و به مذهب اهل سنت بازگشته است. برخی این نظریه را نپذیرفته و برآنند که وی تا روزهای آخر عمر بر مذهب تشیع باقی ماند.
منشی سلطان محمد نوشته است که او تا آخر عمر به مذهب امامیه باقی ماند و هر چه اصرار کردند که او را از تشیَع منصرف کنند، اثر نکرد.
.jpg)
مورخان ایرانی، پایبندی اولجایتو به احکام شریعت و تلاش او را در گسترش و تبلیغ دین اسلام ستودهاند و گفتهاند که درگاه او مجمع علما، فضلا، ادبا و حکما بود. اما مورخان مصری، او را رافضی دانسته، و به فساد و سفاکی متهم کردهاند.
اولجایتو در اولین اقدام پس از گرایش به تشیع، اسامی سه خلیفه را از خطبه و سکه حذف کرده و تنها به ذکر نام دوازده امام اکتفا کرد.
.jpg)
ضرب این سکه در سال 716 دلیل بر این است که اولجایتو تا پایان عمر بر اعتقادات شیعی پایبند بود.
به ویژه اینکه این سکه در بغداد ضرب شده، که یکی از سه ضرابخانۀ اصلی جهان اسلام در دوران ایلخانان به شمار میرفت.
لذا ادعای برخی از مورخان قدیم و پژوهشگران جدید مبنی بر بازگشت اولجایتو از تشیع در اواخر عمر، چندان صحیح نیست.
روی سکه: مرکز: ضرب فی دولة المولی السلطان الاعظم مالک رقاب الامم غیاث الدنیا و الدین اولجایتو سلطان محمد خلد الله ملکه
حاشیه: ضرب مدینة بغداد سنة ست عشر و [سبعمائة]
پشت سکه: مرکز: لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله
پشت سکه: اللهم صل علی محمد و علی و الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و محمد
به ویژه اینکه این سکه در بغداد ضرب شده، که یکی از سه ضرابخانۀ اصلی جهان اسلام در دوران ایلخانان به شمار میرفت.
لذا ادعای برخی از مورخان قدیم و پژوهشگران جدید مبنی بر بازگشت اولجایتو از تشیع در اواخر عمر، چندان صحیح نیست.
روی سکه: مرکز: ضرب فی دولة المولی السلطان الاعظم مالک رقاب الامم غیاث الدنیا و الدین اولجایتو سلطان محمد خلد الله ملکه
حاشیه: ضرب مدینة بغداد سنة ست عشر و [سبعمائة]
پشت سکه: مرکز: لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله
پشت سکه: اللهم صل علی محمد و علی و الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و محمد
.jpg)
اولجایتو در اولین اقدام پس از گرایش به تشیع، اسامی سه خلیفه را از خطبه و سکه حذف کرده و تنها به ذکر نام دوازده امام اکتفا کرد. اولجایتو بعد از شیعه شدن در سال ۷۰۹ق فرمان داد، به جای خلفای راشدین به نام امامان شیعه سکه و خطبه کنند و در همانجا، علامه حلی، بزرگترین دانشمند شیعی آن عصر، به حضور ایلخان راه یافت و از آن پس ملازم او شد، علامه حلی، دو کتاب خود منهاج الکرامه و نهج الحق را به نام سلطان کرد و بدو تقدیم داشت.
.jpg)
ضرب این سکه در سال 716 دلیل بر این است که اولجایتو تا پایان عمر بر اعتقادات شیعی پایبند بود.
به ویژه اینکه این سکه در بغداد ضرب شده، که یکی از سه ضرابخانۀ اصلی جهان اسلام در دوران ایلخانان به شمار میرفت.
لذا ادعای برخی از مورخان قدیم و پژوهشگران جدید مبنی بر بازگشت اولجایتو از تشیع در اواخر عمر، چندان صحیح نیست.
روی سکه: مرکز: ضرب فی دولة المولی السلطان الاعظم مالک رقاب الامم غیاث الدنیا و الدین اولجایتو سلطان محمد خلد الله ملکه
حاشیه: ضرب مدینة بغداد سنة ست عشر و [سبعمائة]
پشت سکه: مرکز: لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله
پشت سکه: اللهم صل علی محمد و علی و الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و محمد
به ویژه اینکه این سکه در بغداد ضرب شده، که یکی از سه ضرابخانۀ اصلی جهان اسلام در دوران ایلخانان به شمار میرفت.
لذا ادعای برخی از مورخان قدیم و پژوهشگران جدید مبنی بر بازگشت اولجایتو از تشیع در اواخر عمر، چندان صحیح نیست.
روی سکه: مرکز: ضرب فی دولة المولی السلطان الاعظم مالک رقاب الامم غیاث الدنیا و الدین اولجایتو سلطان محمد خلد الله ملکه
حاشیه: ضرب مدینة بغداد سنة ست عشر و [سبعمائة]
پشت سکه: مرکز: لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله
پشت سکه: اللهم صل علی محمد و علی و الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و محمد
.jpg)
5) دولت شیعی سربداران
سربداران (۷۸۸-۷۳۶ قمری) حکومتی محلی با امیران شیعه به مرکزیت سبزوار در منطقه بیهق. سربداران نخست بهصورت یک قیام مذهبیِ شیعی ـ صوفی علیه حکومتهای محدود محلی برآمده پس از زوال حکومت تیموریان ظهور کرد.
این قیام به دلیل ظلم حکومتهای ملوکالطوایفی ایرانی و مغولی و تحت تأثیر تعالیم مذهبی شماری از صوفیان خراسان آغاز شد. این قیام بهصورت یک حرکت مذهبی ـ سیاسی، علاوه بر تأثیر بر منطقه خراسان و مازندران، در برخی مناطق دیگر نیز تأثیر گذاشت. قیام سربداران با همراهی دو گروه مذهبی (درویشان یا شیخیان) و سیاسی (سربداران) شکل گرفت. نخستین رهبران مذهبی سربداران شیخ خلیفه و شاگردش شیخ حسن جوری بودند. از دیگر رهبران شیخی سربداران میتوان به درویش عزیز مجدی اشاره کرد.
مذهب تشیع با بنمایهای از تعالیم تصوف، بیگانهستیزی، فتوت، جوانمردی، مردمیبودن، فقدان وراثت در سلطنت، درگیری تضعیفکننده بین دو گروه شیخی و سربدار در رأس هرم قدرت و عدم وجود نظام مشروعیت در انتقال قدرت از جمله خصوصیات بارز این قیام محسوب میشود. این حکومت مدت نیمقرن در غرب خراسان، جرجان (گرگان)، قومس (کومش)، مازندران حکومت کرد، و در نهایت بهدست تیمور گورکانی منقرض گردید.
سربداران و شیعه
سربداران، سبزوار را (که مردم آنجا از قرنهای نخستین اسلامی به تشیع اشتهار داشتند) مرکز حکومت خود قرار دادند و با صوفیان و مردانی که به دوستی اهل بیت (ع) مشهور بودند، رابطه ارادت برقرار کردند و شاعران را به مدیحه سرائی از اهل بیت (ع) وا داشتند.
بطوریکه نوشتهاند دولت شیعه مذهب سربداران با برخی از عالمان بزرگ شیعه که در خارج از ایران سکونت داشتند، رابطه برقرار کرد و باب مکاتبه را با مراکز مهم شیعه افتتاح نمود. از جمله با حلب و جبل عامل در لبنان که از زمان ابن شهر آشوب (قرن ششم هجری) یکی از مراکز مهم شیعیان دوازده امامی محسوب میشد، تماس حاصل گردید، و عالمان آنجا به منظور هدایت مردم و اجرای دقیق شعائر مذهب شیعه به خراسان دعوت شدند.
بر اثر همین دعوتها و مراودات بود که شهید اول، شیخ شمس الدین محمد مکی (مقتول به سال ۷۸۶ هجری) کتاب مشهور خود یعنی اللمعة الدمشقیه را به نام سلطان علی مؤید سربداری آخرین امیر سربداران تألیف کرده به خراسان فرستاد، تا شیعیان آن دیار بر طبق فتاوی او که در آن کتاب مندرج است عمل نمایند.
ویژگیهای سربداران
درباره حکومت سربداران، موارد خاصی در منابع نقل شده است که برخی از این آنها عبارتند از:
در زمان حکومت سربداران دهقانان فقط سه دهم محصول جمع آوری شده را به عنوان مالیات به دولت میپرداختند و اضافه بر این مبلغ، چیزی از آنها به عنوان مالیات گرفته نمیشد.
فرمانروا، مقربان و سربازان همه یک جور لباس میپوشیدند و جامههای آنها شامل پارچههایی از پشم گوسفند یا شتر بود.
در خانه فرمانروا هر روز گردهمایی تشکیل میشد که حاضران غذا میخوردند، در این اجتماع هرکس اعم از ثروتمند و بینوا میتوانست شرکت کند و غذا بخورد.
سربازان معمولا از میان دهقانان برگزیده میشدند. شماره آنها در آغاز دوازده هزار تن، بعدها هیجده هزار تن و سرانجام بیست و دو هزار تن مرد رزمنده بود، که همه از دولت حقوق میگرفتند.
جنبش سربداران در قرن هشتم هجری از حدود خراسان و کومِش (قومِس) و گرگان تجاوز کرد و در دوره تیمور گورکانی قیامهایی در سمرقند، کرمان و دیگر شهرها به وقوع پیوست که به اسم سربداران خوانده شده است.
با توجه به منابع تاریخی، احتمال دارد که بعد از واقعه باشتین و قیام مردانه سربداران، وصف سربداری، صفت عام قیامهای مردمی شده، مانند سربداران سمرقند و به همین علت در بعضی اسامی کلمه سربدار به صورت لقب یا صفت آمده، مانند: (چوپان سربدار و ملوک سربدار) و یا اینکه بنا به توصیه و صلاحدید سازمان زیرزمینی شیعیان دوازده امامی و غیرتمندان ملی و ناراضیان از حکومت بیگانه در مشرق و شمال شرق ایران در قرن هشتم هجری قمری نام سربدار بوسیله رسولان متعدد به عنوان سمبل و آرم ملی و مقاوم در برابر بیگانگان به شمار آمده و تثبیت شده است.
6) دولت شیعی اسماعیلیان الموت
دولت اسماعیلیهای الموت، حکومتی است که در سال ۴۸۳ ه. ق با تصرف قلعه اَلَموت توسط داعی اسماعیلی، حسن صباح پایهگذاری شد، و دوره فرمانروایی آنها تا ۶۵۴ ه. ق ادامه یافت. پایتخت این دولت در قلعه اَلَموت بود و بیشترِ فعالیت آنها، مبارزه با خلافت عباسی، دولت سلجوقی و مغولها بود. حسن صباح با تصرف دژهایی در سراسر ایران، عراق و شام، و با انجام تبلیغات گسترده در میان کشاورزان و بینوایان توانست حوزهٔ قدرت خود را گسترش دهد. سرانجام این دولت پس از ۲۰۰ سال حکومت، با حملهٔ هولاکو خان از بین رفت. اما سلسله امامت نزاری بعد از سقوط الموت همچنان تا امروز ادامه دارد.
اسماعیلیه یا باطنیه فرقهای از شیعه امامیه است که معتقدان آن، محمد بن اسماعیل برادرزاده امام موسی کاظم را آخرین میدانستند. ظهور این فرقه اصلاً نتیجه اختلاف در امامت اسماعیل بن جعفر صادق با برادرش موسی بن جعفر بوده است. اسماعیلیان معتقدند که پس از مرگ جعفر صادق (در قرن هشتم میلادی) امامت به پسر بزرگتر وی میرسید؛ اما چون پسرش اسماعیل پیش از پدر درگذشته بود، امامت به محمد بن اسماعیل منتقل شد که سابع تام است و دور هفت با او تمام میشود و پس از او امامت در خاندان وی باقی ماند.
آنها در میان اهل سنت به «باطنیان» مشهورند و شیعه هفت امامی نیز نامیده میشوند. اسماعیلیه به دو فرقه مستعلوی و نزاری تقسیم میشوند.
اسماعیلیان در نقاط مختلف اصفهان از جمله قلعههای لنجان، شاهدژ، کوههای غربی و جنوبی اصفهان ساکن بودند. آنان با این که با حکومت وقت مشکلاتی داشتند اما فعالیتهایی به دور از ذهن در طول تاریخ به آنها نسبت داده شده است. مثل این که افرادی که از کوچههای خلوت و باریک در حال گذر بودند را دستگیر کرده و به قتل میرساندند. آنان به خاطر اعمالی که داشتند تحت فشار حکومت قرار گرفتند که به دنبال آن سلجوقیان عبدالملک بن عطاش را در این زمان به قتل رسانیدند و دیگر افراد مشکوک به باطنیگری هم در خرمنها آتش زدند.
اسماعیلیان هم که از این اوضاع به شدت خشمگین بودند در ربیعالاول ۵۱۵ ه.ق مسجد جامع و کتابخانهٔ آن را به آتش کشیدند. به گفتهٔ ابن اثیر در ۵۱۵ ه. ق، یک هفته پیش از آتشسوزی، قصری سلطنتی در اصفهان سوخت که از بزرگترین و باشکوهترین قصرها بوده است، وی همچنین اضافه میکند این حریق توسط باطنیان انجام شده است.
ضرب سکه با عبارت علی ولی الله در حکومت اسماعیلیان
سکههای موجود از این دوران نشان از وجود ضرابخانه در دستگاه اسماعیلیان بوده است. مورخان معتقدند این ضرابخانه در کرسی دیلم یعنی خود دژ الموت قرار داشته است. طرح و نقشی که بر روی و پشت سکه حک شده است نشان میدهد، کارکنان ضرابخانه از هنر بیبهره نبودند و بسیار عجیب است که توانستند چنین جملات طولانی را به زیبایی روی سکهای به اندازه یک ریالی رایج حک کنند.
در این سکهها بیاعتنایی اسماعیلیان، نسبت به سلجوقیان و خلفای عباسی کاملاً مشخص است؛ اسماعیلیان برخلاف اصول متداول زمان هیچ اسمی از آنها ذکر نکردند.
نزار، فرزند المستنصر فاطمی در سال ۴۸۷ هجری کشتهشد و پس از او ۶ خلیفه دیگر در مصر به حکومت رسیدند اما اسماعیلیان ایران هرگز آنها را به رسمیت نشناختند و تا ۷۰ سال پس از مرگ نزار باز نام او را بر روی سکهها میآوردند. اسماعیلیان او را به حق و برگزیده میدانستند، اگرچه آنها به دلیل مخالفت با خلفای عباسی، تلاش برای براندازی مذهب تسنن، تبلیغ شیعه و مبارزه با فرمانروایان ایرانی به ملاحده معروف شدند؛ اما سکهای که در دوران محمد بن بزرگ امید ضرب شده است نشان از تعلق آنها به خاندان نبوت است.
نام حضرت محمد و حضرت علی را روی سکه میآوردند و در حاشیهٔ آن به «احفاد اکرمین و ائمه الطاهرین» درود میفرستادند.
سکه شناسی حکومت اسماعیلیان
سکههایی که در سال ۵۵۵ هجری در دوران محمد بن بزرگ امید ضرب شده است زیبایی خاص خود را دارد و به خاطر اختلافات مذهبی و حوادث سیاسی که در خود جای داده است دارای اهمیت بسیار است. روی این سکهها عباراتی همچون: «لا اله الا الله» «محمد رسولالله» «محمد بن بزرگ امید» «ضرب هذا الدنیر بکرسی الذیلم سنه خمس و خمسین و خمساه علی ولیالله» «المصطفی لدین الله» «نزار صلواه الله علیه و علی احفاده الاکرمین و ائمه الطاهرین» طراحی شده است.
8) دولت شیعی قرا قویونلوها
همزمان با اواخر دوره تیموریان، حکومتهایی در قسمت غربی و شمال غربی ایران توسط قراقویونلوها بنا شد. این حکومت کوتاه مدت در محدوده مکانی آذربایجان و عراق، میتواند در تاریخ تشیع ایران نقطه مثبتی تلقی شود.
آنان با داشتن تمایلات، باورها و اعتقادات شیعی، زمینه باروری و ظهور مذهب تشیع را به منزله مذهب رسمی حکومت صفویه فراهم ساختند. تبریز که در زمان «اولجایتو» مرکز حکومت ایلخانی محسوب میشد، با تصمیم وی به رسمی کردن مذهب تشیع، آمادگی یافت تا در زمانهای بعد نیز مهد تشیع ایران باشد.حضور قراقویونلوها در آذربایجان و تبریز، محیط مناسبی برای پذیرش شیعه فراهم ساخت.
«قرایوسف» (۸۱۰-۸۲۳ ه.ق) بنیانگذار حکومت قراقویونلوها به داشتن تمایلات شیعی معروف بود و نفوذ تشیع در زمان او که حکومتش همزمان با شاهرخ تیموری بود، در عدم اطاعت مردم تبریز و ساوه و پیروی از قراقویونلوها در قالب سیاسی تجلی یافت. در زمان «جهانشاه قراقویونلو» شهرتشان در داشتن تمایلات شیعی چنان بود که وقتی تیمور به جانب ساوه و قم تاخت مردم این شهرها به اینها النّجا نمودند و ترکمانان این دو شهر را به سلطه گرفتند.
8) دولت شیعی صفویان
صفویه یا صفویان (حک ۹۰۷ -۱۱۳۵ ق) سلسلهای از حاکمان شیعه ایران که با رسمی کردن مذهب شیعه در ایران کوشیدند هویتی یگانه به مردم ایران ببخشند و در نتیجه نخستین حکومت شیعه در سراسر ایران را شکل دادند.
موضوعات: شهادتین . تکنیک اجرا: فلز . شاخه هنری: حجم و فلزکاری . زمان خلق اثر: صفوی
شهادتین و اسامی چهارده معصوم (علیهمالسلام) در اطراف متعلق به دوره شاه عباس دوم . محل نگهداری موزه دیوید دانمارک
بازسازی شده در کانون هنر شیعی
شهادتین و اسامی چهارده معصوم (علیهمالسلام) در اطراف متعلق به دوره شاه عباس دوم . محل نگهداری موزه دیوید دانمارک
بازسازی شده در کانون هنر شیعی
صفویان اعضای یک طریقت صوفیانه بودند که در قرن هفتم قمری توسط صفیالدین اردبیلی بنیانگذاری شد. در نیمه دوم قرن نهم تحت رهبری شیخ جنید و شیخ حیدر جد و پدر شاه اسماعیل، نهضتی مذهبی، سیاسی و نظامی صورت یافت که سرانجام در آغاز قرن دهم توانست با فتح تبریز به دست سپاه قزلباش و رهبری اسماعیل قدرت سیاسی را در دست گیرد. حکومت صفویه تا سال ۱۱۳۵ق که اصفهان توسط شورشیان افغان سقوط کرد ادامه یافت.
ایران عصر صفوی در زمینههای نظامی، فقهی و هنری پیشرفتهای چشمگیری به دست آورد. دعوت از فقهای بنامِ تشیع خصوصا از جبل عامل لبنان باعث شد تا پشتوانه فکری و عقیدتی این حکومت شیعه بنیادین شود و این امر توانست زمینه پرورش عالمان معروفی چون میرداماد، فیض کاشانی، ملاصدرا و محمدباقر مجلسی شود. ادبیات نیز در این دوره، رنگی شیعی و مذهبی به خود گرفت و مرثیهسرایانی مانند محتشم کاشانی وارد این عرصه شدند.
برخی قدرت شاهان صفوی را بر سه پایه استوار میدانستند: اول نظریه حق الهی پادشاهان ایرانی (فر ایزدی)، دوم ادعای نمایندگی امام مهدی(عج) بر روی زمین و سوم مقام پادشاهان صفوی به عنوان مرشد کامل پیروان طریقتی که به نام صفویه شناخته شدهاند.
ایران عصر صفوی در زمینههای نظامی، فقهی و هنری پیشرفتهای چشمگیری به دست آورد. دعوت از فقهای بنامِ تشیع خصوصا از جبل عامل لبنان باعث شد تا پشتوانه فکری و عقیدتی این حکومت شیعه بنیادین شود و این امر توانست زمینه پرورش عالمان معروفی چون میرداماد، فیض کاشانی، ملاصدرا و محمدباقر مجلسی شود. ادبیات نیز در این دوره، رنگی شیعی و مذهبی به خود گرفت و مرثیهسرایانی مانند محتشم کاشانی وارد این عرصه شدند.
برخی قدرت شاهان صفوی را بر سه پایه استوار میدانستند: اول نظریه حق الهی پادشاهان ایرانی (فر ایزدی)، دوم ادعای نمایندگی امام مهدی(عج) بر روی زمین و سوم مقام پادشاهان صفوی به عنوان مرشد کامل پیروان طریقتی که به نام صفویه شناخته شدهاند.
موضوعات: شهادت ثلاثه . شاخه هنری: خوشنویسی به خط ثلث . زمان خلق اثر: صفوی
صفویه و تشیع، رسمی شدن مذهب شیعه
صفویه در دوران حکومت خود تشیع را مذهب رسمی ایران اعلام کردند. با اینکه برخی از پژوهشگران از آمادگی اجتماعی ایرانیان برای قبول تشیع سخن رانده و به گسترش تشیع در سالهای پیش از قدرت گیری صفویان در ایران اشاره کردهاند، منابع تاریخ صفویان، به اقدامات سختگیرانه شاه اسماعیل صفوی برای رسمیت بخشیدن به آیین تشیع در ایران معترفند.
شاه اسماعیل دستور داد خطیبان مساجد خطبه به نام امامان دوازدگانه بخوانند و خلفای سهگانه را لعن و نفرین کنند. وی همچنین گروهی به نام تبرائیان را تشکیل داد که در خیابانها حرکت میکردند و با صدای بلند لعن خلفا میگفتند.
شاه اسماعیل همچنین دستور داد اذان را به روش شیعیان بگویند و هر کس نماز را به مذهب امامیه برپا نکند از دم تیغ بگذرانند.
برخی از منابع از قتل تعداد زیادی از مخالفان تشیع که در برابر سیاست جدید مذهبی ایستادگی میکردند، سخن راندهاند.
در مقابل، برخی پژوهشگران علی رغم تهدیدهای شاه اسماعیل، تغییر آیین ایرانیان به تشیع را، حرکتی آرام و تدریجی و بدون برخورد دانستهاند.
برخی نیز گزارشهایی را که درباره شدت عمل اسماعیل نسبت به شیعیان در منابع عصر صفوی منعکس شده حاصل داستان پردازی تاریخ نگاران به شمار آورده و با واقعیت تاریخی مطابق نمیدانند و به ارائه شواهدی علیه چنین انگارهای پرداختهاند.
در کنار سختگیری بر اهل سنت و اجبار مردم به اظهار تشیع، شاه اسماعیل صفوی از روشهای دیگری برای گسترش تشیع بهره گرفت. از جمله این روشها دعوت از علمای شیعه برای مهاجرت به ایران بود. پس از مدتی با ورود علمای شیعه، مدارس شیعه و مراکز علمی در ایران تشکیل شد. برگزاری آیینهای شیعی از جمله عزاداری محرم از دیگر اقدامات صفویان بود که در برانگیختن احساسات مذهبی و در نتیجه گسترش و تثبیت مذهب تشیع موثر بود.
تشیع و هویت ملی
برخی پژوهشگران، حکومت صفویه را نخستین حکومت ملی ایران میدانند. برخی، رسمی و فراگیر شدن مذهب شیعه در ایران را عاملی اساسی در شکلگیری هویت ملی در عصر صفوی به شمار آوردهاند که به یکپارچگی مردم ایران و در نتیجه توانمندی آنان را در برابر دشمنان سنی مذهب در پی داشت. در این رویکرد مذهب شیعه، عاملی برای وحدت بخشی به جامعه ایرانی و در عین حال ایجاد تمایز و تشخص ایرانیان در برابر دشمنانش، بخصوص حکومت عثمانی بود.
ارتباط علمای شیعه و صفویان
با اینکه در مرحله آغازین تشکیل حکومت صفویه، علمای شیعه نقشی در تشکیل حکومت نداشتند، در اواخر دوران سلطنت شاه اسماعیل صفوی، علما به ساختار حکومتی صفویان وارد شدند و عهدهدار مناصبی مانند صدارت و قضاوت شدند. از دوران سلطنت شاه طهماسب صفوی، ورود فقها به دربار صفوی سرعت بالاتری یافت.
همزمان از سوی محقق کرکی نظریه تازهای مطرح شد که حضور علما در دربار را از نظر شرعی توجیه میکرد. بر اساس این نظریه، حکومت در زمان امام معصوم از اختیارات فقیه جامع الشرایط است اما این فقیه میتواند از روی مصلحت قدرت سیاسی مشروع خود را به سلطان واگذار کند. شاه طهماسب این نظریه را پذیرفت و خود را نایب فقیه جامع الشرایط خواند.
بدین ترتیب هر چند موقعیت علما در طول حکومت صفویان با فراز و فرودهایی همراه بود، آنان همیشه نقشی تعیین کننده و موثر در ساختار سیاسی حکومت صوفیان داشتند. علما در این دوران با بر عهده داشتن مناصب مختلف به امور شرعی مانند قضاوت، رسیدگی به موقوفات، امامت جمعه و... میپرداختند.
با وجود این باید در نظر داشت که علما را شاهان بر مناصب دینی میگماشتند و قدرت علما همواره با قدرت شاه و درباریان محدود میشد. برخی از شاهان صفوی مانند شاه عباس اول، اختیارات محدودتری برای علما و سایر مناصب قائل میشدند و برخی از شاهان صفوی مانند شاه عباس دوم نقش بیشتری برای علما در تصمیمگیری درباره مسائل دینی و حکومتی قائل میشدند.
صدرالاسلام: این منصب از زمان شاه اسماعیل اول تشکیل شد. منصب صدارت در بیشتر عمر حکومت صفویان بالاترین منصب دینی بود. میزان قدرت صدر، تا حدودی بستگی به شخصیتی که عهدهدار این منصب بود بستگی داشت. هنگامی که صاحب منصب صدر از علمای تراز اول بود قدرت و نفوذ کلام او بر شاه و درباریان بیشتر بود.
نظارت بر امور قاضیان، و علما و سادات و اداره مدارس و مساجد بر عهده صدر الاسلام بود. از مهمترین وظایف صدر الاسلام، مدیریت اوقاف بود. این منصب از نیمه دوم دولت صفوی به دو بخش تقسیم شد، صدر خاصه و صدر عامه. صدر خاصه مسئول اداره موقوفات حکومتی و دولتی بود و صدر عامه بر اوقاف غیر دولتی نظارت داشت.
شیخ الاسلام: نخستین بار لقب شیخ الاسلام را شاه طهماسب درباره محقق کرکی به کار برد. طهماسب که به محقق کرکی احترام زیادی میگذاشت با این منصب در واقع او را بالاتر از صدر قرار داد و اختیارات زیادی حتی در امور حکومتی به او تفویض کرد. از دیگر افرادی که منصب شیخ الاسلامی داشتند میتوان به سید حسین مجتهد کرکی، شیخ بهایی (م.۱۰۳۰ ق.)، محمد باقر سبزواری (م۱۰۹۰ ق.) و علامه مجلسی (م۱۱۱۰ ق.) اشاره کرد.
از دیگر مناصب علما در دربار صفویان میتوان به وکیل حلالیات اشاره کرد که به فرمان برخی از شاهان صفوی که سعی داشتند اموال خاص خود را به شیوه حلال به دست آورند به کار گماشته میشد. امامت جمعه دیگر سمت رسمی علما بود که تعیین آن معمولا بر عهده شیخ الاسلام بود. ملاباشی نیز منصبی بود که در زمان شاه سلطان حسین به محمد باقر خاتون آبادی تعلق گرفت که شاه به او علاقه بسیار داشت و او را از شیخ الاسلام بالاتر میدانست.
تشکیل دولت صفوی در اوایل قرن دهم ه.ق از رویدادهای مهم تاریخ تشیع ایران است. پیدایش این دولت که باید آن را سرآغاز عصر تازهای در حیات سیاسی و مذهبی ایران دانست، موجب استقلال ایران براساس مذهب رسمی تشیع و سازمان اداری نسبتاً متمرکز شد. قبل از ظهور صفویان گروهها و اقوام مختلفی در ایران حکومت میکردند و هیچگونه تمرکز اداری بهعنوان دولت ملی وجود نداشت. ایجاد دولت صفوی نقطه اوج نهضتهایی بود که طرفداری از تشیع علیه حکومتهای بنیامیه و بنیعباس و قدرتهای همسوی آنان صورت گرفت.
شیخ صفیالدین اسحاق اردبیلی، نیای بزرگ صفویان و پیشوای فرقه صفویه، در عصر ایلخانی زندگی میکرد و معاصر غازانخان و سلطان ابوسعید بهادرخان بود. از سال ۷۰۰ ه.ق شیخ صفی الدین به ارشاد مردم اردبیل و اطراف پرداخت تا حدی که نفوذ وی در شهرهای گیلان، آذربایجان و آناتولی ترکیه گسترش یافت. از اوائل قرن هشتم تا ۸۳۰ ه.ق رهبران طریقت صفوی کوشش خود را تنها صرف تبلیغ و ارشاد مریدان خود در مناطق دور و نزدیک میکردند تا اینکه اعتبار و قدرت فرقه صفویه میان عشایر محروم و تهیدست آناتولی و شامات بالا گرفت. از سال ۸۳۵ که شیخ جنید رهبری خانقاه طریقت صفوی را برعهده گرفت خانقاهشان انحصاراً به تبلیغ مذهب تشیع پرداخت.
بروز اختلاف بین حکام سلسلههای آققویونلو و قراقویونلو و موقعیت خانقاه در این کشمکش موجب شد طریقت صفوی علاوه بر ارشاد و تبلیغ به جریانهای سیاسی و نظامی وقت کشانده شود. مبارزه شیوخ طریقت صفوی با حاکمان وقت ادامه داشت تا اینکه شاه اسماعیل در سال ۹۰۵ ه.ق در حالی که تنها دوازده سال داشت، نهضت خود را آغاز کرد و در سال بعد شهر تبریز را فتح و دولت صفوی را تاسیس کرد.
شاه اسماعیل بعد از نخستین حمله پیروز خود، دستور داد خطیب شهر خطبه ائمه اثنیعشر را بخواند و مذهب دوازده امامی بهعنوان مذهب رسمی کشور اعلام شد. پیدایش دولت صفوی و ایستادگی آن در برابر دولت سنی عثمانی سبب برافروخته شدن آتش منازعات مذهبی شد. صفویان پس از استقرار در مبارزه با اهلسنت به نوعی دست به انتقامجویی زدند زیرا قبل از آن اعدام شیعیان در قلمرو حاکمیت اهلسنت و عثمانی امری رایج بود.
سیاست صفویان به رهبری شاه اسماعیل در رسمیت دادن به تشیع اثنیعشری، با مقاومت چندانی روبرو نشد. حال این مساله به خاطر برخورد تند شاه با مخالفان بود، یا زمینههای فراوانی برای تشیع وجود داشت، چندان تاثیری در نتیجه کار نداشت، زیرا مردم ایران به هر دلیل، مذهب تشیع را به راحتی پذیرفتند.
التبه تشیع مردم در زمان صفویه به صورت تدریجی به تکامل رسید. این روند از زمان شاه اسماعیل آغاز شد و زمان شاه عباس نیز این حرکت تدریجی ادامه داشت بهطوری که در دو منطقه سرخه سمنان سنگ نوشتههایی از شاه عباس بر جای مانده که اگر کسی شیعه شود از مالیات معاف خواهد بود.
شاه اسماعیل صفوی برای تقویت بنیان تشیع در ایران، علمای دوازده امامی شیعه از شامات، بحرین و سرزمینهای شمال شرقی عربستان و عراق را به ایران دعوت کرد. البته موفقیت این مذهب نه فقط از قدرت سلسله صفویان بلکه از جاذبههای دینی ـ ذاتی خود مذهب نیز نشات میگرفت.
صفویان برای تثبیت آموزههای شیعی در شعائر و مراسم مذهبی از خلفای نخستین با مذمت یاد میکردند.
در این دوره زیارتگاه صوفیان تخریب و زیارتگاه سادات و امامزادگان جای آنها را گرفت. مراسم سوگواری بهصورت دسته جمعی شامل زنجیرزنی، شبیهخوانی و روضهخوانی، همگی گویای اقدامات صفویان در راستای تثبیت اعتقادی شیعی دوازده امامی است.
9) دولت شیعی بعد از دولت صفوی
بعد از دولت صفوی تشیع بهعنوان یک مذهب رسمی در چارچوب یک نظام سیاسی مورد قبول در جهان مطرح شد و با استمرار حکومتهای مختلف مثل زندیه، افشاریه، قاجاریه و...که همگی تشیع را بهعنوان یک اصل مسلم و حیاتی برای قدرت خود میدیدند همراه بهعنوان یک نظام سیاسی مطرح بوده و تاکنون حضور جدی در جهان داشته است.
منابع
آشفته شیرازی، «غزلیات، شماره ۱۰۰۹»، سایت گنجور (دردانههای ادب پارسی)، تاریخ بازدید: ۱۶ مهر ۱۴۰۱ش.
ابنشهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب(ع)، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، به تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
ابنشاذان قمی، شاذان بن جبرئیل، الروضة فی فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، به تحقیق و تصحیح علی شکرچی، قم، مکتبة الامین، ۱۴۲۳ق.
ابنشاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب امیرالمؤمنین و الائمة، به تحقیق و تصحیح مدرسه امام مهدی(ع)، قم، مدرسة الامام المهدی(ع)، ۱۴۰۷ق.
اسیری لاهیجی، محمد، دیوان اشعار و رسائل شمسآلدین محمد اسیری لاهیجی، تحقیق مهدی محقق و چارلز آدامز، به اهتمام برات زنجانی، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مکگیل، ۱۳۵۷ش.
اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة و الافتاء، فتاوی اللجنة الدائمة (المجموعة الاولی)، ریاض، رئاسة ادارة البحوث العلمیة و الافتاء، بیتا.
اندامی، پریسا و سعید سلیمانی، «برگی از سکهشناسی (روند تشیع در ایران)»، در مجله کتاب ماه هنر، شماره ۳۱ و ۳۲، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۰ش.
«انگشتر عقیق خطی علی ولی الله»، جواهرات پرچمی، تاریخ بازدید: ۱۳ مهر ۱۴۰۱ش.
ایجی، المواقف فی علم الکلام، بیروت، عالم الکتب، بیتا.
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «دولتهای شیعی در ایران»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۶/۳.
در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.
شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
صفویه در دوران حکومت خود تشیع را مذهب رسمی ایران اعلام کردند. با اینکه برخی از پژوهشگران از آمادگی اجتماعی ایرانیان برای قبول تشیع سخن رانده و به گسترش تشیع در سالهای پیش از قدرت گیری صفویان در ایران اشاره کردهاند، منابع تاریخ صفویان، به اقدامات سختگیرانه شاه اسماعیل صفوی برای رسمیت بخشیدن به آیین تشیع در ایران معترفند.
شاه اسماعیل دستور داد خطیبان مساجد خطبه به نام امامان دوازدگانه بخوانند و خلفای سهگانه را لعن و نفرین کنند. وی همچنین گروهی به نام تبرائیان را تشکیل داد که در خیابانها حرکت میکردند و با صدای بلند لعن خلفا میگفتند.
شاه اسماعیل همچنین دستور داد اذان را به روش شیعیان بگویند و هر کس نماز را به مذهب امامیه برپا نکند از دم تیغ بگذرانند.
برخی از منابع از قتل تعداد زیادی از مخالفان تشیع که در برابر سیاست جدید مذهبی ایستادگی میکردند، سخن راندهاند.
در مقابل، برخی پژوهشگران علی رغم تهدیدهای شاه اسماعیل، تغییر آیین ایرانیان به تشیع را، حرکتی آرام و تدریجی و بدون برخورد دانستهاند.
برخی نیز گزارشهایی را که درباره شدت عمل اسماعیل نسبت به شیعیان در منابع عصر صفوی منعکس شده حاصل داستان پردازی تاریخ نگاران به شمار آورده و با واقعیت تاریخی مطابق نمیدانند و به ارائه شواهدی علیه چنین انگارهای پرداختهاند.
در کنار سختگیری بر اهل سنت و اجبار مردم به اظهار تشیع، شاه اسماعیل صفوی از روشهای دیگری برای گسترش تشیع بهره گرفت. از جمله این روشها دعوت از علمای شیعه برای مهاجرت به ایران بود. پس از مدتی با ورود علمای شیعه، مدارس شیعه و مراکز علمی در ایران تشکیل شد. برگزاری آیینهای شیعی از جمله عزاداری محرم از دیگر اقدامات صفویان بود که در برانگیختن احساسات مذهبی و در نتیجه گسترش و تثبیت مذهب تشیع موثر بود.
تشیع و هویت ملی
برخی پژوهشگران، حکومت صفویه را نخستین حکومت ملی ایران میدانند. برخی، رسمی و فراگیر شدن مذهب شیعه در ایران را عاملی اساسی در شکلگیری هویت ملی در عصر صفوی به شمار آوردهاند که به یکپارچگی مردم ایران و در نتیجه توانمندی آنان را در برابر دشمنان سنی مذهب در پی داشت. در این رویکرد مذهب شیعه، عاملی برای وحدت بخشی به جامعه ایرانی و در عین حال ایجاد تمایز و تشخص ایرانیان در برابر دشمنانش، بخصوص حکومت عثمانی بود.
ارتباط علمای شیعه و صفویان
با اینکه در مرحله آغازین تشکیل حکومت صفویه، علمای شیعه نقشی در تشکیل حکومت نداشتند، در اواخر دوران سلطنت شاه اسماعیل صفوی، علما به ساختار حکومتی صفویان وارد شدند و عهدهدار مناصبی مانند صدارت و قضاوت شدند. از دوران سلطنت شاه طهماسب صفوی، ورود فقها به دربار صفوی سرعت بالاتری یافت.
همزمان از سوی محقق کرکی نظریه تازهای مطرح شد که حضور علما در دربار را از نظر شرعی توجیه میکرد. بر اساس این نظریه، حکومت در زمان امام معصوم از اختیارات فقیه جامع الشرایط است اما این فقیه میتواند از روی مصلحت قدرت سیاسی مشروع خود را به سلطان واگذار کند. شاه طهماسب این نظریه را پذیرفت و خود را نایب فقیه جامع الشرایط خواند.
بدین ترتیب هر چند موقعیت علما در طول حکومت صفویان با فراز و فرودهایی همراه بود، آنان همیشه نقشی تعیین کننده و موثر در ساختار سیاسی حکومت صوفیان داشتند. علما در این دوران با بر عهده داشتن مناصب مختلف به امور شرعی مانند قضاوت، رسیدگی به موقوفات، امامت جمعه و... میپرداختند.
با وجود این باید در نظر داشت که علما را شاهان بر مناصب دینی میگماشتند و قدرت علما همواره با قدرت شاه و درباریان محدود میشد. برخی از شاهان صفوی مانند شاه عباس اول، اختیارات محدودتری برای علما و سایر مناصب قائل میشدند و برخی از شاهان صفوی مانند شاه عباس دوم نقش بیشتری برای علما در تصمیمگیری درباره مسائل دینی و حکومتی قائل میشدند.
صدرالاسلام: این منصب از زمان شاه اسماعیل اول تشکیل شد. منصب صدارت در بیشتر عمر حکومت صفویان بالاترین منصب دینی بود. میزان قدرت صدر، تا حدودی بستگی به شخصیتی که عهدهدار این منصب بود بستگی داشت. هنگامی که صاحب منصب صدر از علمای تراز اول بود قدرت و نفوذ کلام او بر شاه و درباریان بیشتر بود.
نظارت بر امور قاضیان، و علما و سادات و اداره مدارس و مساجد بر عهده صدر الاسلام بود. از مهمترین وظایف صدر الاسلام، مدیریت اوقاف بود. این منصب از نیمه دوم دولت صفوی به دو بخش تقسیم شد، صدر خاصه و صدر عامه. صدر خاصه مسئول اداره موقوفات حکومتی و دولتی بود و صدر عامه بر اوقاف غیر دولتی نظارت داشت.
شیخ الاسلام: نخستین بار لقب شیخ الاسلام را شاه طهماسب درباره محقق کرکی به کار برد. طهماسب که به محقق کرکی احترام زیادی میگذاشت با این منصب در واقع او را بالاتر از صدر قرار داد و اختیارات زیادی حتی در امور حکومتی به او تفویض کرد. از دیگر افرادی که منصب شیخ الاسلامی داشتند میتوان به سید حسین مجتهد کرکی، شیخ بهایی (م.۱۰۳۰ ق.)، محمد باقر سبزواری (م۱۰۹۰ ق.) و علامه مجلسی (م۱۱۱۰ ق.) اشاره کرد.
از دیگر مناصب علما در دربار صفویان میتوان به وکیل حلالیات اشاره کرد که به فرمان برخی از شاهان صفوی که سعی داشتند اموال خاص خود را به شیوه حلال به دست آورند به کار گماشته میشد. امامت جمعه دیگر سمت رسمی علما بود که تعیین آن معمولا بر عهده شیخ الاسلام بود. ملاباشی نیز منصبی بود که در زمان شاه سلطان حسین به محمد باقر خاتون آبادی تعلق گرفت که شاه به او علاقه بسیار داشت و او را از شیخ الاسلام بالاتر میدانست.
تشکیل دولت صفوی در اوایل قرن دهم ه.ق از رویدادهای مهم تاریخ تشیع ایران است. پیدایش این دولت که باید آن را سرآغاز عصر تازهای در حیات سیاسی و مذهبی ایران دانست، موجب استقلال ایران براساس مذهب رسمی تشیع و سازمان اداری نسبتاً متمرکز شد. قبل از ظهور صفویان گروهها و اقوام مختلفی در ایران حکومت میکردند و هیچگونه تمرکز اداری بهعنوان دولت ملی وجود نداشت. ایجاد دولت صفوی نقطه اوج نهضتهایی بود که طرفداری از تشیع علیه حکومتهای بنیامیه و بنیعباس و قدرتهای همسوی آنان صورت گرفت.
شیخ صفیالدین اسحاق اردبیلی، نیای بزرگ صفویان و پیشوای فرقه صفویه، در عصر ایلخانی زندگی میکرد و معاصر غازانخان و سلطان ابوسعید بهادرخان بود. از سال ۷۰۰ ه.ق شیخ صفی الدین به ارشاد مردم اردبیل و اطراف پرداخت تا حدی که نفوذ وی در شهرهای گیلان، آذربایجان و آناتولی ترکیه گسترش یافت. از اوائل قرن هشتم تا ۸۳۰ ه.ق رهبران طریقت صفوی کوشش خود را تنها صرف تبلیغ و ارشاد مریدان خود در مناطق دور و نزدیک میکردند تا اینکه اعتبار و قدرت فرقه صفویه میان عشایر محروم و تهیدست آناتولی و شامات بالا گرفت. از سال ۸۳۵ که شیخ جنید رهبری خانقاه طریقت صفوی را برعهده گرفت خانقاهشان انحصاراً به تبلیغ مذهب تشیع پرداخت.
بروز اختلاف بین حکام سلسلههای آققویونلو و قراقویونلو و موقعیت خانقاه در این کشمکش موجب شد طریقت صفوی علاوه بر ارشاد و تبلیغ به جریانهای سیاسی و نظامی وقت کشانده شود. مبارزه شیوخ طریقت صفوی با حاکمان وقت ادامه داشت تا اینکه شاه اسماعیل در سال ۹۰۵ ه.ق در حالی که تنها دوازده سال داشت، نهضت خود را آغاز کرد و در سال بعد شهر تبریز را فتح و دولت صفوی را تاسیس کرد.
شاه اسماعیل بعد از نخستین حمله پیروز خود، دستور داد خطیب شهر خطبه ائمه اثنیعشر را بخواند و مذهب دوازده امامی بهعنوان مذهب رسمی کشور اعلام شد. پیدایش دولت صفوی و ایستادگی آن در برابر دولت سنی عثمانی سبب برافروخته شدن آتش منازعات مذهبی شد. صفویان پس از استقرار در مبارزه با اهلسنت به نوعی دست به انتقامجویی زدند زیرا قبل از آن اعدام شیعیان در قلمرو حاکمیت اهلسنت و عثمانی امری رایج بود.
سیاست صفویان به رهبری شاه اسماعیل در رسمیت دادن به تشیع اثنیعشری، با مقاومت چندانی روبرو نشد. حال این مساله به خاطر برخورد تند شاه با مخالفان بود، یا زمینههای فراوانی برای تشیع وجود داشت، چندان تاثیری در نتیجه کار نداشت، زیرا مردم ایران به هر دلیل، مذهب تشیع را به راحتی پذیرفتند.
التبه تشیع مردم در زمان صفویه به صورت تدریجی به تکامل رسید. این روند از زمان شاه اسماعیل آغاز شد و زمان شاه عباس نیز این حرکت تدریجی ادامه داشت بهطوری که در دو منطقه سرخه سمنان سنگ نوشتههایی از شاه عباس بر جای مانده که اگر کسی شیعه شود از مالیات معاف خواهد بود.
شاه اسماعیل صفوی برای تقویت بنیان تشیع در ایران، علمای دوازده امامی شیعه از شامات، بحرین و سرزمینهای شمال شرقی عربستان و عراق را به ایران دعوت کرد. البته موفقیت این مذهب نه فقط از قدرت سلسله صفویان بلکه از جاذبههای دینی ـ ذاتی خود مذهب نیز نشات میگرفت.
صفویان برای تثبیت آموزههای شیعی در شعائر و مراسم مذهبی از خلفای نخستین با مذمت یاد میکردند.
در این دوره زیارتگاه صوفیان تخریب و زیارتگاه سادات و امامزادگان جای آنها را گرفت. مراسم سوگواری بهصورت دسته جمعی شامل زنجیرزنی، شبیهخوانی و روضهخوانی، همگی گویای اقدامات صفویان در راستای تثبیت اعتقادی شیعی دوازده امامی است.
9) دولت شیعی بعد از دولت صفوی
بعد از دولت صفوی تشیع بهعنوان یک مذهب رسمی در چارچوب یک نظام سیاسی مورد قبول در جهان مطرح شد و با استمرار حکومتهای مختلف مثل زندیه، افشاریه، قاجاریه و...که همگی تشیع را بهعنوان یک اصل مسلم و حیاتی برای قدرت خود میدیدند همراه بهعنوان یک نظام سیاسی مطرح بوده و تاکنون حضور جدی در جهان داشته است.
منابع
آشفته شیرازی، «غزلیات، شماره ۱۰۰۹»، سایت گنجور (دردانههای ادب پارسی)، تاریخ بازدید: ۱۶ مهر ۱۴۰۱ش.
ابنشهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب(ع)، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، به تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
ابنشاذان قمی، شاذان بن جبرئیل، الروضة فی فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، به تحقیق و تصحیح علی شکرچی، قم، مکتبة الامین، ۱۴۲۳ق.
ابنشاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب امیرالمؤمنین و الائمة، به تحقیق و تصحیح مدرسه امام مهدی(ع)، قم، مدرسة الامام المهدی(ع)، ۱۴۰۷ق.
اسیری لاهیجی، محمد، دیوان اشعار و رسائل شمسآلدین محمد اسیری لاهیجی، تحقیق مهدی محقق و چارلز آدامز، به اهتمام برات زنجانی، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مکگیل، ۱۳۵۷ش.
اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة و الافتاء، فتاوی اللجنة الدائمة (المجموعة الاولی)، ریاض، رئاسة ادارة البحوث العلمیة و الافتاء، بیتا.
اندامی، پریسا و سعید سلیمانی، «برگی از سکهشناسی (روند تشیع در ایران)»، در مجله کتاب ماه هنر، شماره ۳۱ و ۳۲، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۰ش.
«انگشتر عقیق خطی علی ولی الله»، جواهرات پرچمی، تاریخ بازدید: ۱۳ مهر ۱۴۰۱ش.
ایجی، المواقف فی علم الکلام، بیروت، عالم الکتب، بیتا.
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «دولتهای شیعی در ایران»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۶/۳.
در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.
شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.