مذاکره یا تحمیل؟ بررسی عوامل ناکامی مذاکرات ایران و آمریکا از دیدگاه رهبر انقلاب

در این مطلب، با توجه به بیانات رهبر انقلاب، علل عدم پایبندی آمریکا و غرب به تعهدات در مذاکرات با ایران بررسی می‌شود.
چهارشنبه، 27 فروردين 1404
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
مذاکره یا تحمیل؟ بررسی عوامل ناکامی مذاکرات ایران و آمریکا از دیدگاه رهبر انقلاب

 مقدمه:

مذاکره با غرب، به ویژه آمریکا، همواره یکی از موضوعات پرچالش در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است. تجربیات تاریخی، به ویژه در چهار دهه اخیر، نشان داده است که این فرآیند نه تنها منجر به حل مسائل نشده، بلکه به ابزاری برای تحمیل خواسته‌های یک‌جانبه و تضعیف حاکمیت ملی ایران تبدیل شده است.
 
 این مقاله با عنوان "مذاکره یا تحمیل؟ ریشه‌های بی‌اعتمادی و شکست مذاکرات ایران با غرب از منظر رهبری" به بررسی عمیق دلایل عدم موفقیت مذاکرات با غرب می‌پردازد.
 
 با استناد به بیانات مقام معظم رهبری، این مقاله نشان می‌دهد که بی‌اعتمادی به غرب ریشه در استراتژی کلان آن‌ها برای مهار ایران، نقض سیستماتیک تعهدات، و باج‌خواهی بی‌پایان دارد.
 
 هدف این مقاله، تبیین این است که مذاکره با غرب در شرایط کنونی، نه یک فرصت، بلکه تهدیدی ساختاری برای امنیت ملی و استقلال ایران است و تنها راه برون‌رفت، اتکا به توان داخلی و مقاومت فعال است.
 

مذاکره یا تحمیل؟ بررسی عوامل ناکامی مذاکرات ایران و آمریکا از دیدگاه رهبر انقلاب

۱. استراتژی آمریکا: نقض سیستماتیک تعهدات

مقام معظم رهبری:
 در قضیه‌ی بیانیه‌ی الجزایر، سر قضیه‌ی آزادی گروگان‌ها در سال ۱۳۶۰، شما نشستید با آمریکا صحبت کردید.
بنده آن وقت نماینده‌ی مجلس بودم ــ البته در مجلس نبودم، در جبهه بودم، اهواز بودم ــ همان وقت اینجا در تهران همین حضرات نشستند به واسطه‌ی الجزایر و بدون رودررویی با آمریکایی‌ها صحبت کردند ــ البته مصوبه‌ی مجلس بود، کار غیرقانونی‌ای نبود ــ قرارداد گذاشتند، تعهدهای متعددی گرفتند که ثروت‌های ما را آزاد کنید، تحریم‌های ما را بردارید، در امور داخلی کشور ما دخالت نکنید، و ما هم از این طرف گروگان‌ها را آزاد می‌کنیم.
 
 گروگان‌ها را آزاد کردیم، آیا آمریکا به آن تعهدات عمل کرد؟ آیا آمریکا تحریم را برداشت؟ آیا آمریکا ثروت‌های مسدودشده‌ی ما را به ما پس داد؟ نه، آمریکا به تعهد عمل نمی‌کند.(1)
 
نمونه‌های تاریخی:
1- بیانیه الجزایر (۱۳۶۰): آمریکا پس از آزادی گروگان‌ها، تعهدات خود (رفع تحریم‌ها، بازگرداندن دارایی‌ها، عدم دخالت) را نادیده گرفت.
2- برجام: با وجود محدودیت‌های هسته‌ای ایران، آمریکا تحریم‌ها را نه تنها لغو نکرد، بلکه تشدید نیز نمود.
 
3- مذاکرات اخیر: آمریکا علیرغم وعده‌های شفاهی، عملاً تحریم‌ها را حفظ کرد و شرط‌های جدیدی مانند گنجاندن بندهای مداخله‌جویانه را مطرح نمود.
 
نقل قول کلیدی: «آمریکایی‌ها صریحاً گفتند: ما تضمین نمی‌دهیم نقض نکنیم؛ نمی‌توانیم چنین تضمینی بدهیم.»
 

۲. چرخه بی‌پایان باج‌ خواهی و تحمیل خواسته‌ها

مقام معظم رهبری:
آمریکایی‌ها به یک بار باج هم قانع نیستند؛ امروز باج بدهیم، فردا می‌آیند یک باج دیگر میخواهند... ابتدا میگویند هسته‌ای را تعطیل کنید... بعد میگویند قانون اساسی را عوض کنید، بعد میگویند شورای نگهبان را بردارید.(2)
 
الگوی رفتاری آمریکا:
ابتدا تعطیلی غنی‌سازی ۲۰٪، سپس ۵٪، و در نهایت خواستار برچیدن کامل برنامه هسته‌ای شدند.
پس از آن، مطالباتی مانند تغییر قانون اساسی یا حذف شورای نگهبان را مطرح کردند.
هشدار: «آمریکا به یک بار باج قانع نیست؛ امروز باج دهید، فردا باج بیشتری می‌خواهد!»
 

۳. غرب یکپارچه: اروپا، ابزار فشار آمریکا

مقام معظم رهبری:
مذاکره‌کنندگان اروپایی در جلسات خصوصی تصدیق می‌کنند که حق با ایران است امّا در مقام تصمیم‌گیری خب تابع آنها [آمریکا] هستند و خودشان واقعاً هیچ استقلالی ندارند.(3)
 
تناقض گفتار و عمل اروپا:
مذاکره‌کنندگان اروپایی در جلسات خصوصی حقانیت مواضع ایران (مانند لزوم رفع تحریم‌ها پیش از اقدامات متقابل) را تأیید می‌کنند، اما در عمل، تابع سیاست‌های آمریکا هستند.
 
نقل قول: «اروپایی‌ها در تصمیم‌گیری‌ها استقلالی ندارند؛ آنها بازوی اجرایی فشارهای آمریکا هستند.»
 

۴. مذاکره به مثابه جنگ نرم: هدفِ تضعیف حاکمیت

مقام معظم رهبری:
هر توافقی با آمریکا، پلکانی برای مداخلات بعدی در امور داخلی ایران است... آمریکا میخواهد شما را محبوس مرزهای خودتان کند، صنایع دفاعی‌تان را تعطیل کنید.(4)
 
خواسته‌های غیرقابل قبول غرب:
پیشنهادهایی مانند تعطیلی صنایع دفاعی، محدودیت فعالیت در مرزها، یا واگذاری حقوق منطقه‌ای که با امنیت و استقلال ایران در تضاد است.
 
نمونه: «هر توافقی با آمریکا، پلکانی برای مداخلات بعدی در امور داخلی ایران است.»
 

۵. درس کلیدی: استقلال، تنها راه رهایی

مقام معظم رهبری:
«مسئولین باید با چشم باز، دل محکم و توکّل به خداوند، ذکر «حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل» را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند.»(5)
 
تجربه موفقیت‌های داخلی:
پیشرفت‌های هسته‌ای، موشکی، و فناوری‌های دفاعی بدون اتکا به غرب محقق شدند.
 
هشدار: «وابستگی برنامه‌های داخلی به غرب، ‌شده‌ترین راه شکست است!»
 
راهکار نهایی:
«مسئولان باید با توکّل به خدا و تکیه بر ظرفیت‌های داخلی، ذکر حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند.»
 

6.مذاکره به عنوان ابزار تحمیل، نه گفتگوی واقعی

مقام معظم رهبری:
آمریکا دائم اسم مذاکره را می‌آورند... میخواهد مذاکره کند تا یک حرف باطلی را تحمیل کند! اصلاً کار او این جوری است... کمااینکه همین آقایان اروپایی‌ها هم در بعضی از جلسات خصوصی... اقرار میکنند که حق با ایران است.(6)
 
ذات غیرمتعارف مذاکرات از نگاه آمریکا:
آمریکا مذاکرات را نه به عنوان فرصتی برای گفتگوی عادلانه و حل اختلافات، بلکه به عنوان اهرمی برای تحمیل خواسته‌های یک‌جانبه و غیرمنطقی طراحی می‌کند.
 
مثال کلیدی:«آمریکا دائم اسم مذاکره را می‌آورد، نه برای پذیرش حق، بلکه برای تحمیل باطل!»
 
هدف اصلی، وادار کردن ایران به پذیرش خواسته‌هایی خارج از چارچوب حقوق بین‌الملل و منطق (مانند تعطیلی برنامه‌های دفاعی یا تغییر ساختارهای حاکمیتی) است.
 

7. پیشنهادهای تحقیرآمیز و غیرقابل بررسی

مقام معظم رهبری:
پیشنهادهایی هم که میکنند، غالباً پیشنهادهای متکبّرانه و تحقیرآمیزی است که حتّی قابل نگاه کردن نیست.(7)
 
شیوه‌های توهین‌آمیز در طرح خواسته‌ها:
غرب به‌ویژه آمریکا، پیشنهادهایی را مطرح می‌کند که حتی برای بررسی اولیه شایسته نیستند، زیرا مستقیماً حاکمیت ملی، امنیت، و کرامت ایران را هدف گرفته‌اند.
 
نمونه‌های عینی:
درخواست‌هایی مانند انصراف از حاکمیت بر مرزها یا واگذاری حقوق دفاعی که با اصول اولیه حاکمیت دولتی در تضاد است.
 
هشدار: «پیشنهادهای آمریکا متکبّرانه و تحقیرآمیز است؛ حتّی قابل نگاه کردن نیست!»
 

8. دوگانگی اروپا: اقرار در خفا، تقلید از آمریکا  آشکارا و علنی

مقام معظم رهبری:
این مذاکره‌کنندگان اروپایی گاهی در جلسات خصوصی تصدیق میکنند که همین سیاست، درست است و حق با ایران است امّا در مقام تصمیم‌گیری خب تابع آنها هستند و خودشان واقعاً هیچ استقلالی ندارند.(8)
 
نقش منفعل اروپا در میدان عمل:
اگرچه برخی مقامات اروپایی در جلسات خصوصی حقانیت مواضع ایران (مانند لزوم رفع تحریم‌ها پیش از هر اقدام متقابل) را تأیید می‌کنند، اما در عرصه عملی، تابع بی‌چون‌وچرای سیاست‌های آمریکا هستند.
 
نقل قول تأمل‌برانگیز:
«اروپا در مقام تصمیم‌گیری، استقلالی ندارد؛ آنها بازوی اجرایی فشارهای واشنگتن هستند.»
 

9.استراتژی امتناع از پذیرش واقعیت‌های منطقه‌ای

مقام معظم رهبری:
«آمریکا هم زورگو و تحمیل‌کننده است و مسئله‌اش این است؛ بنابراین پیشنهادهایی هم که می کنند، غالباً پیشنهادهای متکبّرانه و تحقیرآمیزی است.(9)

نادیده گرفتن نقش ایران در ثبات منطقه:
غرب به‌رغم آگاهی از تأثیرگذاری ایران در ایجاد توازن قدرت در خاورمیانه، به‌صورت عامدانه این واقعیت را نادیده می‌گیرد و خواستار کاهش حضور و نفوذ منطققه‌ای ایران می‌شود.
 
مثال:
درخواست‌های مکرر برای توقف حمایت ایران از گروه‌های مقاومت، بدون توجه به حق طبیعی دفاع از منافع ملی و همپیمانان.
 

10.استفاده ابزاری از حقوق بین‌الملل برای فشار مضاعف

مقام معظم رهبری:
آمریکا خود را حامی حقوق بین‌الملل معرفی می‌کند، اما قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت را نقض می‌کند... این رفتار دوگانه، ابزاری برای فشار مضاعف بر ایران است.(10)
 
دوگانگی غرب در اجرای قوانین بین‌المللی:
آمریکا و متحدانش از ابزارهایی مانند تحریم‌های یکجانبه یا قطعنامه‌های شورای امنیت نه برای حفظ صلح، بلکه برای تحمیل فشار بیشتر بر ایران استفاده می‌کنند.
نمونه:
نقض آشکار قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت توسط آمریکا پس از خروج از برجام، در حالی که خود را حامی حقوق بین‌الملل معرفی می‌کند.
 

11- امتناع آمریکا از تضمین پایبندی؛ نشانه‌ای از سوءنیت ساختاری

مقام معظم رهبری:
«آمریکایی‌ها صریحاً به دوستان ما و به دیپلمات‌های ما می گویند که ما تضمین نمی‌دهیم نقض نکنیم؛ نمی توانیم چنین تضمینی بدهیم.»(11)
 
این جمله شاهد محکمی بر عدم پایبندی ساختاری آمریکا به توافق‌هاست. امتناع از حتی تضمین کلامی نشان می‌دهد که آمریکا مذاکرات را ابزاری موقتی برای کاهش تنش‌ها (نه حل واقعی اختلافات) می‌داند و از ابتدا قصد نقض توافق را دارد
 
الان هم که به آن‌ها گفته می‌شود شما بایستی قول بدهید، تضمین بدهید که نقض نمی‌کنید، می‌گویند نه، ما تضمین نمی‌دهیم؛ این را الان صریح به دوستان ما و به دیپلمات‌های ما می‌گویند که ما تضمین نمی‌دهیم نقض نکنیم؛ نمی‌توانیم چنین تضمینی بدهیم.
 
این‌ها این‌جوری هستند. این تجربه است؛ این تجربه [است برای] دولت آینده، دولتمردان آینده، مردان فعال در صحنه؛ مردان فعال در صحنه‌ی سیاسی ــ ممکن است کسی جزو مسئولین دولتی هم نباشد اما در عرصه‌ی سیاسی فعال باشد ــ باید همیشه این را در نظر داشته باشند؛ این تجربه‌ی بسیار مهمی است که ما در این دولت و همیشه ــ البته این تجربه را این دولت بیشتر داشت ــ پیدا کردیم و فهمیدیم.
 

12- شکست فشار حداکثری؛ اقتدار ایران و بن‌بست مذاکرات

مقام معظم رهبری:
فشار حدّاکثری آمریکا شکست خورد... هدفش این بود که ایران را در موضع ضعف قرار دهد... امّا جمهوری اسلامی با قدرت و اقتدار ایستاده... هر چه فشار بیشتر شود، ایران قوی‌تر خواهد شد.»(12)
 
بعضی خیال می‌کنند که مذاکره‌ی با آمریکا مشکلات کشور را حل می‌کند؛ این اشتباه بزرگی است، صددرصد اشتباه می‌کنند. طرف مقابل، نشستن ما پشت میز مذاکره و قبول مذاکره از سوی ایران را به معنای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی می‌داند؛
 
می‌خواهد بگوید که ما بالاخره با فشار اقتصادی، با تحریم‌های شدید توانستیم ایران را به زانو در بیاوریم تا بیاید با ما بنشیند پشت میز مذاکره. می‌خواهد این را به دنیا تفهیم بکند، می‌خواهد اثبات کند که سیاست «فشار حداکثری» یک سیاست درستی است و این سیاست اثر کرد.
 
جمهوری اسلامی را بالاخره آورد پای میز مذاکره نشاند؛ بعد هم هیچ امتیازی نخواهد داد؛ این را من به شما عرض می‌کنم. قطعاً و یقیناً اگر چنانچه مسئولین جمهوری اسلامی ساده‌لوحی می‌کردند و می‌رفتند می‌نشستند که با مسئولین آمریکایی مذاکره کنند، هیچ چیز گیرشان نمی‌آمد؛ نه از تحریم‌ها کم می‌شد، نه از فشارها کم می‌شد.
 
به محض اینکه مشغول مذاکره می‌شدند، توقعات جدیدی و تحمیل‌های جدیدی مطرح می‌شد؛ از جمله اینکه موشک‌هایتان این جور باشد، موشک نداشته باشید، بُرد موشک‌هایتان از ۱۰۰ کیلومتر، ۱۵۰ کیلومتر بیشتر نباشد.
 
تحلیل و دلیل شکست مذاکرات:
1. تناقض در منطق آمریکا:
آمریکا با فرض «فشار → تضعیف ایران → مذاکره تحمیلی» وارد میدان شد، اما این استراتژی به دلیل مقاومت هوشمندانه ایران، نتیجه معکوس داد.
 
مثال: «او گم و گور شد و رفت... ایران اسلامی با عزّت هر چه بیشتر خواهد ماند.»
 
۲. تأثیر معکوس بر مذاکرات:
فشار حداکثری نه تنها ایران را به میز مذاکره نکشاند، بلکه اقتدار ملی و عدم وابستگی به غرب را تقویت کرد. این موضوع، پایگاه چانه‌زنی ایران را ارتقا داد و هرگونه مذاکره تحت فشار را بی‌معنا کرد.
 
۳. درس تاریخی برای آینده:
تجربه شکست سیاستمدارانی مانند ترامپ (با آن افتضاح!) نشان می‌دهد که تکرار فشارهای مشابه نه تنها مذاکرات را ممکن نمی‌کند، بلکه هزینه‌های سیاسی و امنیتی برای غرب افزایش می‌دهد.
 
استناد به پیامدهای عینی:
اشاره به سقوط رهبران فشارگرا (مانند ترامپ) و تقویت ایران، نشان می‌دهد که مذاکرات تحت فشار، از پایه محکوم به شکست هستند.
 

13.توهم تعامل سازنده با آمریکا؛ تجربه‌های تاریخی و واقعیت‌های منطقه‌ای

مقام معظم رهبری:
دیگران باید از تجربه‌های شما (دولت آقای روحانی) استفاده کنند. خب حالا یک تجربه را من به خصوص یادداشت کرده‌ام، حرفی است که من مکرر [در گفتگو] با شماها و با مردم تکرار کرده‌ام، حالا هم همان حرف را تکرار می‌کنم؛ این تجربه عبارت است از بی‌اعتمادی به غرب؛ آیندگان باید از این تجربه استفاده کنند.
 
 در این دولت معلوم شد که اعتماد به غرب جواب نمی‌دهد؛ به ما کمک نمی‌کنند و هر جا بتوانند ضربه می‌زنند؛ آنجایی که ضربه نمی‌زنند، آنجایی است که امکانش را ندارند؛ هر جا امکان داشته‌اند ضربه زده‌اند؛ این تجربه‌ی بسیار مهمی است.»(13)
 
تحلیل و دلیل شکست مذاکرات:
۱. توهم تعامل سازنده:
برخی گمان می‌کنند مذاکره با آمریکا به رفع مشکلات اقتصادی یا علمی منجر می‌شود، اما تجربه‌های تاریخی (مانند دوران پیش از انقلاب) و نمونه‌های فعلی در منطقه نشان می‌دهد این تعاملات، وابستگی و عقب‌ماندگی را تقویت می‌کند.
 
مثال عینی: «کشورهای منطقه که با آمریکا "قربان صدقه" می‌روند، نه پیشرفتی دارند، نه استقلالی!»
 
۲. هدف واقعی آمریکا: بازگرداندن سلطه جهنّمی:
آمریکا از مذاکره نه برای همزیستی مسالمت‌آمیز، بلکه برای بازسازی سلطه گذشته بر ایران و منطقه استفاده می‌کند.
 
هشدار: «آمریکا خود را قدرت برتر میداند و میخواهد به وضعیت پیش از انقلاب بازگردد... ملت ایران هشیار است!»
 
۳. همدستی دولت‌های خائن منطقه:
برخی حکومت‌های منطقه با همکاری با آمریکا، زمینه فشار بر ایران را فراهم می‌کنند. این همکاری، مذاکرات را به ابزاری برای تحقق اهداف استعماری تبدیل می‌کند
 

14.مذاکره به مثابه ابزار تحمیل خلع سلاح و تضعیف حاکمیت

مقام معظم رهبری:
«آمریکا میگوید بیایید مذاکره کنیم... باید موشک نسازید، اقتدار منطقه‌ای و قدرت ملی را کنار بگذارید... انسان باشَرف زیر بار این حرفها نمیرود.»(14)
 
هدف اصلی آمریکا از مذاکره، خلع سلاج ایران (از طریق توقف برنامه موشکی) و تضعیف حاکمیت ملی (با محدودسازی نقش منطقه‌ای) است. این خواسته‌ها نه تنها غیرمنطقی، بلکه مغایر با اصول حاکمیت ملی و حقوق بین‌الملل است. مذاکره در چنین شرایطی، یعنی پذیرش خودخواسته‌ی وابستگی و ناتوانی.
 

15. مذاکره به عنوان ابزار تبلیغاتی برای منافع شخصی سیاستمداران آمریکایی

مقام معظم رهبری:
«پیرمردی که الان سرِ کار است در آمریکا... از مذاکره با کره‌ی شمالی استفاده تبلیغاتی کرد... برای انتخابات یا منافع شخصی دنبال مذاکره است.»(15)
 
آمریکا از فرایند مذاکره به عنوان ابزاری برای بهبود تصویر داخلی و بین‌المللی خود استفاده می‌کند، نه حل واقعی اختلافات. مثال مذاکره با کره شمالی نشان می‌دهد که حتی در صورت توافق، هیچ تضمینی برای پایبندی آمریکا وجود ندارد و نتایج صرفاً نمایشی است.
 

16.هدف استراتژیک آمریکا: نابودی اقتدار دفاعی و منطقه‌ای ایران

مقام معظم رهبری:
«نظام سیاسی آمریکا ادعای مسائل حیاتی دارد... میگوید امکانات دفاعی، اقتدار منطقه‌ای و قدرت ملی را کنار بگذارید!»(16)
 
خواسته‌های آمریکا در مذاکرات، فراتر از مسائل هسته‌ای است و شامل انصراف از حقوق حقه دفاعی و نفوذ منطقهای ایران می‌شود. این امر، مذاکره را به ابزاری برای نفی کامل هویت امنیتی و استراتژیک ایران تبدیل می‌کند.
 

17.مذاکره بی‌پایان؛ چرخه فشار-امتیازگیری بدون نتیجه

مقام معظم رهبری:
«اگر قبول کردید، خودتان را بی‌دفاع کرده‌اید؛ اگر نکردید، باز هم تحریم و تهدید... مذاکره یعنی این!»(17)
 
آمریکا مذاکره را در قالب معادله بُرد-باخت مطلق تعریف می‌کند: یا ایران تمام خواسته‌ها را می‌پذیرد (شکست کامل) یا با تشدید فشارها مواجه می‌شود. این چارچوب، هرگونه فضای گفتگوی متعادل را نابود می‌کند
 

18. استراتژی دوگانه غرب؛ مشت آهنین در دستکش مخملی

مقام معظم رهبری:
«مذاکره‌ی آمریکا و اروپا آمیخته با دغل و فریب است... اینها همان تروریست‌های فرودگاه بغداد هستند... لباس عوض میکنند؛ مشت آهنین با دستکش مخملی!»(18)
 
تحلیل و دلیل شکست مذاکرات:
۱. فریب نظاممند در پوشش دیپلماسی:
غرب در مذاکرات، چهره‌ای صلح‌طلب و منطقی نشان می‌دهد، اما در عمل، همان اهداف استعماری و خشونت‌آمیز (مانند ترور سردار سلیمانی) را دنبال می‌کند.
 
مثال کلیدی: «جنتلمن‌های پشت میز مذاکره، همان عاملان ترورهای فرودگاه بغداد هستند؛ تنها نقابشان عوض شده است!»
 
۲. دوگانگی ذاتی در رفتار غرب:
آمریکا و متحدانش از دو ابزار موازی استفاده می‌کنند:
ابزار نرم: مذاکره با ظاهری دیپلماتیک.
هدف نهایی هر دو ابزار، سلطه بر ایران و وادار کردن آن به پذیرش خواسته‌های غیرمنطقی است.
ببین من این دوگانگی رو اینجوری می‌بینم: غرب، مخصوصاً آمریکا، یه دستکش مخملی پوشیده که توش یه مشت آهنین قایم کرده. با اون دستکش مخملی میاد جلو، لبخند می‌زنه، حرف از مذاکره و دیپلماسی می‌زنه، انگار خیلی دلش می‌خواد مشکلات حل بشه. اما همزمان، با همون دست آهنین داره ترور راه می‌ندازه، تحریم‌های کمرشکن اعمال می‌کنه و دائم تهدید می‌کنه.
 
ابزار سخت: ترور، تحریم و تهدید.
یعنی چی؟ یعنی هدفشون واقعاً حل مسئله نیست. اون مذاکره‌ی ظاهری فقط یه پوششه برای اینکه فشارهاشون رو پیش ببرن. می‌خوان نشون بدن که دارن تلاش می‌کنن، ولی در عمل دارن با زور و تهدید کار خودشون رو می‌کنن. این دوگانگی نشون می‌ده که نمی‌شه به حرفاشون اعتماد کرد، چون همیشه یه روی دیگه‌ای هم دارن که آماده‌ی ضربه زدنه.
 
۳. عدم تغییر در ماهیت استعماری:
تغییر تاکتیک‌ها (از جنگ سخت به مذاکره) به معنای تغییر اهداف نیست.
هشدار: «باطن غرب همان است؛ مشت آهنین در دستکش مخملی! ترور و مذاکره، دو روی یک سکه‌اند.»
 

19.حضور ویرانگر آمریکا در منطقه؛ مانع ساختاری مذاکرات

مقام معظم رهبری:
«حضور فسادبرانگیز آمریکا در منطقه باید پایان یابد... آنها جنگ، اختلاف، فتنه و ویرانی آوردند... مذاکره مقدّمه‌ی دخالت‌های بیشتر است!»(19)
 
تحلیل و دلیل شکست مذاکرات:
۱. آمریکا به عنوان عامل بی‌ثباتی منطقه:
حضور نظامی و سیاسی آمریکا در خاورمیانه، ریشه‌ی اصلی جنگ‌ها، تروریسم و تخریب زیرساخت‌ها است. این نقش تخریب‌گر، هرگونه اعتماد به مذاکره را ناممکن می‌کند.
 
مثال کلیدی: «هرجا آمریکا قدم گذاشت، ویرانی و فساد به بار آورد؛ افغانستان، عراق، سوریه و یمن گواه این ادعاست.»
 
۲. مذاکره؛ ابزاری برای تداوم سلطه:
غرب از فرایند مذاکره برای عادی‌سازی حضور نظامی خود در منطقه استفاده می‌کند. توافق‌های صوری، مقدّمه‌ای برای مداخلات گسترده‌تر است.
 
هشدار: «نشستن پشت میز مذاکره با آمریکا، یعنی پذیرش ویرانگری‌های ادامه‌دار آن در منطقه!»
 
۳. خواست مردمی: اخراج آمریکا از منطقه:
ملت‌های خاورمیانه حضور آمریکا را رد می‌کنند. هرگونه مذاکره با آمریکا، نقض اراده‌ی مردمی و تضعیف حکومت‌های مستقل منطقه است.
 
تأکید:«دولت‌های برخاسته از ملت‌ها، هرگز حضور آمریکا را نمی‌پذیرند؛ این یک واقعیت غیرقابل انکار است.»
 

20.مذاکره به مثابه ابزار تحمیل یک‌جانبه‌ی خواسته‌های آمریکا

مقام معظم رهبری:
«آمریکا میگوید مذاکره کنیم... مقصودش این است که بیاییم سر میز مذاکره بنشینیم، ما یک چیزی بگوییم، شما آن را قبول کنید... این را صریح هم میگویند!»(20)
 
ذات غیرمتقابل مذاکره از نگاه آمریکا:
آمریکا مذاکره را نه به عنوان گفتگوی دوجانبه، بلکه به عنوان فرصتی برای تحمیل خواسته‌های خود تعریف می‌کند. این رویکرد، مذاکره را به ابزاری برای یکجانبه‌گرایی تبدیل می‌کند.
 
مثال: «آمریکا صریحاً اعلام می‌کند ایران باید "فلان چیزها را قبول کند"؛ این یعنی مذاکره = پذیرش بی‌چون‌وچرای دستورات!»
 

21.ترفند آشفتگی عمدی در پیشنهادات؛ ایجاد سردرگمی تاکتیکی

مقام معظم رهبری:
«آمریکایی‌ها گاهی میگویند "مذاکره بی‌قید و شرط"، گاهی "مذاکره با دوازده شرط"... هدفشان سردرگم کردن طرف مقابل است!»(21)
 
استراتژی آشوب سازنده:
تغییر مداوم پیش‌شرط‌های مذاکره (از بی‌قیدوشرط تا شرط‌های متعدد) نشان‌دهنده برنامه‌ریزی برای تضعیف مواضع ایران از طریق ایجاد بلاتکلیفی است.
 
هشدار: «این تناقض‌گویی‌ها تصادفی نیست؛ هدف، تخریب تمرکز و انسجام طرف مقابل است!»
 

22. مذاکره به مثابه نمایش پیروزی فشار حداکثری

مقام معظم رهبری:
«آمریکا میخواهد اثبات کند فشار حداکثری مؤثر است... نشستن ایران پای میز مذاکره = اثبات موفقیت این سیاست!»(22)
 
هدف تبلیغاتی، نه حل اختلافات:
آمریکا از مذاکره به عنوان سکوی تبلیغاتی برای نشان دادن "موفقیت" فشارهایش استفاده می‌کند، حتی اگر مذاکرات به نتیجه نرسد.
 
مثال کلیدی:«اگر ایران پای میز بنشیند، آمریکا ادعا می‌کند "فشارها کار کرد"؛ این روایت، الگویی برای تشدید فشار بر دیگر کشورها می‌شود!»
 

23. امتناع ایران؛ ضربه به ابّهت پوشالی آمریکا

مقام معظم رهبری:
«جمهوری اسلامی با امتناع از مذاکره، ابّهت پوشالی آمریکا را میشکند... قدرت طاغوتی آمریکا را نمی‌پذیرد!»(23)
 
اقتدارسازی از طریق مقاومت:
امتناع ایران از مذاکره، شکست هژمونی آمریکا را در عرصه جهانی نشان می‌دهد و اثبات می‌کند قدرت‌های مستقل می‌توانند در برابر زورگویی بایستند.
 
نتیجه‌گیری متن:« پای میز مذاکره نرفتن  پیامی جهانی است: آمریکا دیگر "قطب بی‌بدیل" نیست!»
 

24. تشویق چرخه باج‌ خواهی بی‌پایان

مقام معظم رهبری:
«اگر فشار حداکثری مؤثر شناخته شود، آمریکا هر خواسته‌ی ناحقی را با همین روش تحمیل می‌کند... مذاکره، آغاز چرخه‌ی جدیدی از مطالبات است!»(24)
 
تسهیل مداخلات آینده:
پذیرش مذاکره تحت فشار، حق وتوی نامحدود آمریکا بر حاکمیت ایران را نهادینه می‌کند. هر امتیاز، پیش‌زمینه‌ی مطالبه‌ی بعدی است.
مثال: «پس از برجام، آمریکا خواستار محدودیت موشکی شد؛ اگر ایران مذاکره می‌کرد، امروز شرط بعدی "تغییر قانون اساسی" بود!»
 

25.مذاکره به مثابه فریبی برای خلع سلاح و تضعیف امنیت ملی

مقام معظم رهبری:
«مذاکره یعنی اسلحه را بدهید تا هر بلایی خواستیم سرتان بیاوریم... اگر حرفشان را قبول کنید، پدرتان درآمده؛ اگر نکنید، باز هم جنگ و تبلیغات علیه شماست!»(25)
 
هدف واقعی: نابودی توان دفاعی ایران:
آمریکا از مذاکره برای وادار کردن ایران به خلع سلاح (مانند محدودیت موشکی یا منطقه‌ای) استفاده می‌کند تا زمینه را برای مداخلات آتی فراهم کند.
 
مثال: «میگویند اسلحه را بیندازید تا بتوانیم هر کاری با شما کنیم! این ذات مذاکره از نگاه آمریکاست.»
 

26.توهم پیشرفت با حضور آمریکا؛ تجربه‌ی تاریخی شکست

مقام معظم رهبری:
«شما (آمریکا) عامل عقب‌ماندگی ایران بودید... در دوران پهلوی همه‌کاره بودید، ایران روزبه‌روز عقب رفت!»(26)
 
شکست همکاری گذشته با آمریکا:
حضور آمریکا در ایران پیش از انقلاب (به ویژه در دوران پهلوی دوم) نه تنها به پیشرفت نیانجامید، بلکه وابستگی اقتصادی، فرهنگی و امنیتی را عمیق‌تر کرد.
 
هشدار:«پیشرفت ایران مشروط به دوری از آمریکاست؛ حضور شما یعنی بازگشت به عقب‌ماندگی!»
 

27.مذاکره به عنوان ابزار مشروعیت ‌سازی برای فشارهای آینده

مقام معظم رهبری:
«اگر فشار حداکثری مؤثر شناخته شود، هر خواسته‌ی ناحقی را با همین روش تحمیل می‌کنند... مذاکره، آغاز چرخه‌ی جدیدی از مطالبات است!»(27)
 
تسهیل چرخه باج‌خواهی بی‌پایان:
پذیرش مذاکره تحت فشار، حق وتوی نامحدود آمریکا بر حاکمیت ایران را نهادینه می‌کند. هر امتیاز، پیش‌زمینه‌ی مطالبه‌ی بعدی است.
 
مثال کلیدی: «امروز موشک، فردا قانون اساسی، پس‌فردا حذف شورای نگهبان! این چرخه پایان ندارد.»
 

28.قدرت الهی و مقاومت؛ اساس شکست ناپذیری ایران

مقام معظم رهبری:
«قوّت ایران به حمایت الهی است... خدا با ماست؛ چهل سال توطئه کردند و شکست خوردند!»(28)
 
منشأ غیرمادی اقتدار ایران:
اعتقاد به حمایت الهی و روحیه مقاومت برخاسته از ایمان، عامل اصلی ایستادگی ایران در برابر فشارهاست. این موضوع، مذاکره تحت فشار را نفی ارزش‌های الهی می‌داند.
 
نمونه تاریخی: «جنگ تحمیلی، تحریم‌ها، فتنه‌ها... همه با توکل به خدا شکست خوردند!»
 

29.مذاکره به مثابه پذیرش حقوق بشر آمریکایی!

مقام معظم رهبری:
«حقوق بشر آمریکایی و این مزخرفات... تبلیغات دروغین برای فشار بیشتر!»(29)
 
استفاده ابزاری از مفاهیم اخلاقی:
آمریکا از شعارهای حقوق بشری برای تحمیل فشارهای سیاسی استفاده می‌کند. مذاکره در این چارچوب، یعنی پذیرش استانداردهای دوگانه‌ی غرب.
 
مثال عینی: «آمریکا خود، نقض‌کننده حقوق بشر در یمن و فلسطین است، اما ایران را به اتهامات واهی محکوم می‌کند!»
  

30.مذاکره به عنوان مکمل فشار حداکثری؛ استراتژی دوگانه‌ی آمریکا

مقام معظم رهبری:
«آمریکا فشار می‌آورد تا طرف را خسته کند... سپس مذاکره را پیشنهاد می‌دهد تا دستاورد فشارها را تثبیت کند... مذاکره ذیل فشار است، نه راهبرد مستقل!»(30)
 
تحلیل و دلیل شکست مذاکره:
۱. ترکیب فشار و مذاکره؛ چرخه باطل سلطه:
آمریکا ابتدا با تحریم، تهدید و جنگ روانی، کشور هدف را تحت فشار حداکثری قرار می‌دهد.
پس از ایجاد خستگی و بحران داخلی، مذاکره را به عنوان راه‌حل ارائه می‌کند تا امتیازات گرفته‌شده را قانونی کند.
 
مثال کلیدی: «فشار حداکثری ترامپ بر ایران → پیشنهاد مذاکره پس از تشدید تحریم‌ها → تثبیت امتیازات در صورت پذیرش!»
 
۲. هدف نهایی: نهادینه‌سازی سلطه:
مذاکره در این چارچوب، پذیرش هژمونی آمریکا را عادی‌سازی می‌کند و راه را برای مداخلات آتی هموار می‌سازد.
 

31.غیرقابل مذاکره بودن مسائل حیاتی؛ خطوط قرمز امنیت ملی

مقام معظم رهبری:
«روی مسائل ناموسی انقلاب مذاکره نمیکنیم... توانایی‌های دفاعی قابل معامله نیستند!»(31)
 
تعریف مسائل غیرقابل مذاکره:
امنیت ملی: برنامه‌های موشکی، دفاعی و هسته‌ای صلح‌آمیز.
حاکمیت و اصول انقلاب: استقلال سیاسی، مقاومت در برابر سلطه.
مثال گویا: «مذاکره بر سر توان دفاعی = خلع سلاح ایران → پذیرش ذلت!»
 

32. مذاکره به مثابه پذیرش هژمونی آمریکا؛ نقض غرور ملی

مقام معظم رهبری:
«مذاکره با آمریکا یعنی قبول کنیم فشارهایشان مؤثر بوده... این برای ملت ایران غیرقابل پذیرش است!»(32)
 
پیامدهای روانی مذاکره تحت فشار:
تضعیف روحیه مقاومت: پذیرش مذاکره پس از فشار، شکست اراده ملی را نشان می‌دهد.
تقویت روایت آمریکا: «فشار حداکثری کارآمد است» → تشدید فشار بر دیگر کشورها.
 

33.پیشرفت بدون مذاکره؛ الگوی مقاومت مؤثر

مقام معظم رهبری:
«به لطف خداوند، بدون مذاکره با آمریکا و با وجود تحریم هم به پیشرفت خواهیم رسید!»(33)
 
دستاوردهای کلیدی بدون مذاکره:
فناوری هسته‌ای: غنی‌سازی ۶۰٪، تولید ایزوتوپ‌های پزشکی.
توان موشکی: برد هزاران کیلومتری، دقت بالا.
اقتصاد مقاومتی: خودکفایی در دارو، فولاد و نانو.
پیام استراتژیک:«پیشرفت واقعی در گرو اتکا به داخلی است، نه مذاکره با مستکبران!»
 

34.مذاکره به مثابه «سَمّ» برای حاکمیت و امنیت ملی

مقام معظم رهبری:
«مذاکره با آمریکا سَم است... با دولت کنونی آمریکا، سَمّ مضاعف است!»(34)
 
استعاره سمّ:
 مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی، نابودگر حاکمیت و اقتدار داخلی است. این سمّیت ناشی از اهداف آمریکا برای:
خلع سلاج ایران (محدودیت موشکی و دفاعی).
تضعیف عمق راهبردی (نفوذ منطقهای ایران).
هشدار امام خمینی(ره): «تا وقتی آمریکا «آدم» نشده، مذاکره سمّ است!»
 

35.هدف واقعی مذاکره؛ نابودی عمق راهبردی ایران در منطقه

مقام معظم رهبری:
«آمریکا میخواهد روی عمق راهبردی ایران مذاکره کند... این یعنی محو نقش منطقه‌ای ایران!»(35)
 
می‌گویند بیایید درباره‌ی سلاح دفاعی شما مذاکره کنیم؛ شما چرا سلاح دفاعی دارید؟ خب، سلاح دفاعی برای یک کشور ضروری است. این‌ها می‌گویند بیایید روی این مذاکره کنیم؛ مذاکره کنیم یعنی چه؟

یعنی شما اگر چنانچه فرض کنید موشک می‌سازید با فلان بُرد، با فلان دقت، این بُرد را کم کنید به طوری که به پایگاه ما که آمریکا هستیم نرسد که اگر ما یک روز شما را زدیم، شما نتوانید جواب ما را بدهید؛ خب، این مورد معامله است؛ شما قبول می‌کنید این را، یا قبول نمی‌کنید؟
 
 معلوم است که قبول نمی‌کنید. وقتی قبول نکردید، همین آش است و همین کاسه، همین دعوا، همین سر و صدا. بحث دین و انقلاب و مانند این‌ها نیست، هیچ ایرانی غیرتمند و باشعوری نمی‌رود راجع به نقاط قوت خودش با طرف مقابل معامله کند؛ با طرفی که می‌خواهد این نقاط قوت را از دست او بیرون بیاورد، معامله نمی‌کند این‌ها را؛ این‌ها را ما لازم داریم. عمق راهبردی ما در منطقه خیلی مهم است؛ خب، برای هر کشوری مهم است؛
 
 عمق راهبردی سیاسی و امنیتی، مؤلفه‌ی اساسی‌ای است برای حیات همه‌ی دولت‌ها و ملت‌ها و ما بحمدالله عمق راهبردی‌مان در منطقه خیلی خوب است؛ این‌ها از این ناراحتند، می‌گویند بیایید روی مسائل منطقه صحبت کنیم، یعنی شما عمق راهبردی‌تان را از دست بدهید؛ روی این‌ها می‌گویند مذاکره کنیم.
 
خب، بنابراین اصل مذاکره غلط است. مذاکره با کسی که آدم حسابی باشد غلط است، حالا این‌ها که آدم حسابی هم نیستند.
 
تعریف عمق راهبردی:
امنیت: حضور مؤثر در کشورهای همسایه برای مقابله با تهدیدات.
سیاست: نفوذ در تحولات خاورمیانه برای حفظ توازن قوا.
نمونه عینی:«آمریکا از ایران میخواهد حمایت از گروه‌های مقاومت را متوقف کند؛ این یعنی نابودی عمق دفاعی ایران!»
 

36.معامله‌ی ناممکن؛ تقابل نقاط قوت ایران با خواسته‌های آمریکا

مقام معظم رهبری:
«مذاکره یعنی معامله روی نقاط قوت ایران... آمریکا میخواهد موشک‌ها و عمق راهبردی را حذف کنیم!»(36)
 
معادله بُرد-باخت:
خواسته آمریکا: دریافت امتیازات حیاتی (محدودیت موشکی، توقف حمایت منطقهای).
پیشنهاد آمریکا: هیچ چیز قابل توجهی در مقابل (مانند لغو تحریم‌های بی‌اثر شده!).
 
نتیجه: «این معامله، ذلت‌آور و غیرقابل پذیرش است!»
 

37.عدم پایبندی آمریکا به هیچ اصل اخلاقی یا قانونی

مقام معظم رهبری:
«آمریکا به هیچ چیز پایبند نیست: نه اخلاق، نه قانون، نه عرف بین‌المللی... مذاکره با چنین طرفی مسخره است!»(37)
 
شواهد نقض سیستماتیک تعهدات:
حقوق بین‌الملل: خروج از برجام، نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت.
اخلاقیات: حمایت از تروریسم (داعش)، ترور سردار سلیمانی.
نتیجه‌:«مذاکره با آمریکا، بازی در زمینی بدون قواعد است!»
 

38.مذاکره؛ ابزار نمایشی برای فریب افکار عمومی

مقام معظم رهبری:
«آمریکا مذاکره را برای فریب جامعه جهانی مطرح میکند... تا وانمود کند فشارها مؤثر بوده!»(38)
پیشنهادهای آنها عموماً شامل فریب و خدعه و دروغ است. امروز ملّت ایران علاوه‌ بر آمریکای جنایت‌کار، تعدادی از دولتهای اروپایی را نیز خدعه‌گر و غیر قابل اعتماد میداند.
 
هدف رسانه‌ای:
ایجاد تصویر «عقلانی بودن آمریکا» در مقابل «سخت‌گیری ایران».
مشروعیت‌سازی فشارهای آتی با ادعای «عدم همکاری ایران».
نمونه:«ادعای مذاکره‌ی صادقانه ترامپ، در حالی که تحریم پتروشیمی را تشدید کرد!»
 

39.شکست استراتژی آمریکا در غرب آسیا و تقویت الگوی مقاومت

مقام معظم رهبری:
«شکست سیاست‌های آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا و زمین‌گیر شدن همکاران خائن آنها... گسترش حضور قدرتمندانه‌ی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب جهانی آن.»(39)
 
شکست پروژه‌های آمریکا در منطقه:
ناکامی در ایجاد رژیم‌های دست ‌نشانده (مانند عراق و افغانستان).
 افول نفوذ متحدان منطقه‌ای آمریکا (مانند عربستان در جنگ یمن).
 
تقویت الگوی مقاومت:
موفقیت گروه‌های مقاومت (حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن) با الهام از گفتمان جمهوری اسلامی.
تبدیل ایران به قطب ضد هژمونی در برابر نظام سلطه.
 

40- نیاز آمریکا به نمایش مذاکره؛ مشروعیت‌سازی فشارهای شکست‌خورده

مقام معظم رهبری:
«آمریکایی‌ها نیاز دارند نمایش دهند که ایران را به میز مذاکره کشانده‌اند... این احتیاج را برآورده نخواهیم کرد!»(40)
 
هدف نمایشی مذاکرات از نگاه آمریکا:
مشروعیت‌بخشی به فشارهای بی‌اثر: اثبات اینکه «فشار حداکثری کارآمد است» برای ترسیم الگویی جهانی.
 
تقویت تصویر ابرقدرتی: نمایش توانایی وادار کردن کشورهای مستقل به تسلیم.
 
نمونه تاریخی: «جشن گرفتن آمریکا پس از تماس تلفنی اوباما با روحانی، در حالی که این تماس هیچ دستاوردی نداشت!»
آن روزی که اوباما موفّق شد تلفنی با آقای دکتر روحانی صحبت بکند، اینها آنجا جشن گرفتند که خبرش بعداً رسید به ما از طُرُقی. اینها احتیاج دارند به این قضیّه؛ هیچ لزومی ندارد که ما این احتیاج آنها را برآورده کنیم. حالا [اینکه] چرا ما با مذاکره مخالفیم هم، من دلیلش را قبلاً گفته‌ام، دیگر تکرار نمیکنم.
 

نتیجه:

1- مذاکره با غرب، به ویژه آمریکا، ابزاری برای تحمیل خواسته‌های یک‌جانبه و تضعیف حاکمیت ملی ایران است.
2- بی‌اعتمادی به غرب ریشه در استراتژی کلان آن‌ها برای مهار ایران از طریق ابزارهای سیاسی، اقتصادی و روانی دارد.

3- نقض سیستماتیک تعهدات و باج‌خواهی بی‌پایان، از ویژگی‌های بارز رفتار غرب در مذاکرات با ایران است.
4- هرگونه تعامل آتی با غرب باید با آگاهی کامل از الگوهای رفتاری آن‌ها و تأکید بر تقابل هوشمندانه مبتنی بر قدرت داخلی صورت پذیرد.

5- قطع امید از غرب، تقویت پایه‌های داخلی، و اتکا به اراده ملی و الهی، تنها راه برون‌رفت از وضعیت کنونی است.
6- مذاکره با آمریکا که بر پایه توهم بهبود اوضاع از طریق تعامل یک‌طرفه باشد، محکوم به شکست است.

7- مذاکره با غرب در شرایط کنونی، بازی در زمینی است که قواعد آن را دشمن تعیین می‌کند.
8- حضور ویرانگر آمریکا در منطقه، مانع ساختاری هرگونه گفتگوی سازنده است.

9- مذاکره با آمریکا ذاتاً ناعادلانه، ابزاری برای تحمیل، و تشدیدکننده‌ی فشارها است.
10- راهبرد جمهوری اسلامی مبتنی بر مقاومت، خوداتکایی و اعتماد به حمایت الهی است، نه مذاکره‌ای که جز ذلت و وابستگی نتیجه‌ای ندارد.

11- مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی، پذیرش شکست در برابر فشارها و بازکردن راه نفوذ استکبار است.
12- مذاکره با آمریکا در چهارچوب کنونی، پذیرش مرگ تدریجی حاکمیت ملی است.

13- تقویت توان دفاعی و افشای چهره‌ی واقعی آمریکا در عرصه جهانی، از راهبردهای کلیدی جمهوری اسلامی است.
14- تمرکز بر شکست منطقه‌ای آمریکا و تقویت الگوی مقاومت، از دستاوردهای مهم سیاست خارجی ایران است.
15- نیاز روانی آمریکا به مذاکره برای پوشش ناکامی‌هایش، نشان‌دهنده‌ی ضعف و استیصال آن‌ها است.

16- غرب، به ویژه آمریکا، از حقوق بین‌الملل به عنوان ابزاری برای فشار مضاعف بر ایران استفاده می‌کند، در حالی که خود به طور مکرر قوانین بین‌المللی را نقض می‌کند.
17- غرب با اتخاذ استراتژی دوگانه، در ظاهر به مذاکره تمایل نشان می‌دهد، اما در عمل به دنبال اعمال فشار و تحریم‌های بیشتر است.

18- هدف اصلی غرب از مذاکره، نابودی اقتدار دفاعی و منطقه‌ای ایران است تا بتواند سلطه خود را در منطقه حفظ کند.
19- غرب با ارائه پیشنهادات مبهم و متناقض، به دنبال ایجاد سردرگمی تاکتیکی و تحمیل خواسته‌های خود است.

20- غربیها با نمایش دادن مذاکره، سعی در این دارند که نشان دهند فشار حداکثری آنها نتیجه داده است.
21- غربیها با هر مذاکره، توقعات خود را افزایش داده و چرخه باج خواهی را ادامه میدهند.

22- هدف اصلی از مذاکره، خلع سلاح ایران و تضعیف امنیت ملی کشور است.
23- غربیها از مذاکرات به عنوان ابزاری برای مشروعیت‌سازی فشارهای آینده استفاده میکنند.

24- غربیها در مذاکرات سعی در این دارند که ارزشهای خود را با عنوان حقوق بشر به ایران تحمیل کنند.
25- مذاکره در شرایط کنونی به منزله پذیرفتن هژمونی آمریکاست و این با غرور ملی ایرانیان در تضاد است.
 

پی نوشت ها:

1.مربوط به :بیانات در دیدار بسیجیان - 1401/09/05
2.همان
3.همان
4.همان
5. بیانات در محفل انس با قرآن کریم - 1400/01/25
6. همان
7. همان
8. همان
9.مربوط به :بیانات در آخرین دیدار رئیس‌جمهور و هیئت دولت دوازدهم - 1400/05/06
10. مربوط به :بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری - 1396/06/30
11. مربوط به :بیانات در آخرین دیدار رئیس‌جمهور و هیئت دولت دوازدهم - 1400/05/06
12.مربوط به :بیانات در سخنرانی تلویزیونی در سالروز قیام ۱۹ دی - 1399/10/19
13. مربوط به :بیانات در آخرین دیدار رئیس‌جمهور و هیئت دولت دوازدهم - 1400/05/06
14. مربوط به :بیانات در سخنرانی تلویزیونی به مناسبت عید قربان - 1399/05/10
15. همان
16. همان
17. همان
18. مربوط به :خطبه‌های نماز جمعه تهران - 1398/10/27
19. مربوط به :بیانات در دیدار مردم قم - 1398/10/18
20. مربوط به :بیانات در ابتدای درس خارج فقه - 1398/06/26
21. همان
22. همان
23. همان
24. همان
25. بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه - 1398/04/05
26. همان
27. همان
28. همان
29. همان
30.بیانات در دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها - 1398/03/08
31.همان
32. همان
33. همان
34. مربوط به :بیانات در دیدار مسئولان نظام - 1398/02/24
35. همان
36. همان
37. همان
38. همان
39. مربوط به :بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران - 1397/11/22
40. مربوط به :بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت - 1397/06/07
 

منابع:

https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=40399
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=40273
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=42512
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=42925
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=43473
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=42700
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=44628
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=44695
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=46146
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=48356
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=43591
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=47709
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=47066
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=51418
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط