ضرورت استفاده از اطلاعات مردم پایه

در جهان امروز که تهدیدهای امنیتی به‌سرعت تغییر می کنند و مرز میان امنیت ملی و زندگی روزمره مردم باریک‌تر شده است، کشورها برای حفظ ثبات و پیشگیری از بحران‌ها به راهکارهایی فراتر از سازوکارهای سنتی روی آورده‌اند. یکی از این راه‌ها، «بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی در جمع‌آوری و انتقال اطلاعات» است؛ مدلی که در آمریکا و بسیاری از کشورها به ‌طور گسترده اجرا شده و نتایج مثبت و متنوعی داشته است.
يکشنبه، 16 شهريور 1404
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : سید حسین خاتمی
موارد بیشتر برای شما
ضرورت استفاده از اطلاعات مردم پایه
در جهان امروز که تهدیدهای امنیتی به‌سرعت تغییر می کنند و مرز میان امنیت ملی و زندگی روزمره مردم باریک‌تر شده است، کشورها برای حفظ ثبات و پیشگیری از بحران‌ها به راهکارهایی فراتر از سازوکارهای سنتی روی آورده‌اند. یکی از این راه‌ها، «بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی در جمع‌آوری و انتقال اطلاعات» است؛ مدلی که در آمریکا و بسیاری از کشورها به ‌طور گسترده اجرا شده و نتایج مثبت و متنوعی داشته است. پرسش اصلی برای ایران این است که آیا می‌توان با الهام از این تجربه‌ها الگویی بومی ساخت که هم به امنیت ملی کمک کند و هم اعتماد عمومی جامعه را تقویت نماید، بی‌آنکه خطر سوء استفاده از داده‌ها یا بی‌اعتمادی اجتماعی ایجاد شود؟
 
در جنگ اخیر فواید اطلاعات مردم پایه برای ما ملموس شد. مردم متوجه این ضرورت شدند که باید در انتقال اطلاعات و حساسیت هایشان به مسئولان کوشا باشند و با اعتماد به نیروهای امنیتی برای در امان بودن کشور از آسیب ها و گزنده ها نهایت همکاری را بعمل آورند.
 
به گزارش خبرگزاری ها، وزیر اطلاعات درباره نقش مردم در تأمین امنیت ملی، گفت: در دفاع مقدس ۱۲ روزه حدود ۷میلیون گزارش مردمی داشتیم که، مربوط به تماس‌ های مردمی و پیام‌ های مجازی با همه نهاد‌های امنیتی بود. سردار رادان هم در مصاحبه با تلویزیون گفت: آمار تماس‌های مردم با ۱۱۰ در ۱۲ روز جنگ ۴۰ درصد افزایش داشت. فرمانده انتظامی درخواست کرد: مردم همچنان همان حساسیت زمان جنگ را داشته باشند و تمام موارد مشکوک را گزارش کنند. این گزارش ها و درخواست ها به این دلیل است که مردم و حکومت فواید همکاری و همدلی شان را درک کردند و باید برای ادامه این مسیر به صورت برنامه ریزی شده و دقیق، همت کنند.
 
ایالات متحده در میان کشورهای جهان اولین پیشگام استفاده از ظرفیت ‌های مردمی برای شناسایی تهدیدات است. البته این در حالیست که افرادی را اجیر می کند که در رسانه ها این موضوع را برای مردم خطر آفرین معرفی کنند و برای ایجاد بی اعتمادی بین مردم و حکومت تلاش کنند. نهادهای امنیتی این کشور طی دهه ‌های گذشته شبکه گسترده ‌ای از کانال‌ های گزارش‌دهی مردمی ایجاد کرده‌اند؛ از خطوط تلفن اضطراری و سامانه ‌های آنلاین گرفته تا برنامه ‌های پاداش مالی برای کسانی که اطلاعات مفیدی در اختیار دولت بگذارند.
 
تجربه حملات تروریستی یازده سپتامبر نشان داد که دستگاه امنیتی آمریکا تا چه حد نیازمند داده ‌های مردمی است؛ زیرا بسیاری از نشانه ‌ها پیش از وقوع حادثه وجود داشتند اما به ‌دلیل نبود سازوکار دقیق برای جمع ‌آوری و تحلیل داده‌ ها نادیده گرفته شدند. بعد از آن، آمریکا با جدیت بیشتری بر ظرفیت مردمی سرمایه‌گذاری کرد و امروز بخش بزرگی از هشدارهای امنیتی‌اش از طریق شهروندان تأمین می‌شود.
 
چین نیز نمونه دیگری است که البته شیوه ‌ای متفاوت در پیش گرفته است. دولت چین با تکیه بر شبکه ‌های دیجیتال و فناوری ‌های نوین، از جمله سامانه ‌های نظارت تصویری و اپلیکیشن ‌های اجتماعی، شهروندان را به ابزارهای گزارش‌دهی مجهز کرده است. در این کشور، علاوه بر گزارش‌ های فردی، داده‌ های عظیمی از زندگی روزمره مردم جمع ‌آوری می ‌شود که خود به ‌طور غیرمستقیم نقش گزارش ‌های مردمی را ایفا می ‌کنند اما این الگو به ‌دلیل دخالت شدید دولت در حریم خصوصی شهروندان بارها مورد انتقاد قرار گرفته و حتی باعث نگرانی در سطح جهانی شده است.
 
روسیه نیز از ظرفیت ‌های مردمی در شرایط بحران استفاده می‌کند؛ برای مثال در دوران درگیری ‌های داخلی قفقاز یا مقابله با تهدیدهای تروریستی در مترو مسکو، نهادهای امنیتی روسیه از شهروندان خواستند کوچک‌ترین رفتار مشکوکی را گزارش دهند. این سازوکار در کوتاه ‌مدت نتایج مثبتی داشت اما در بلند مدت به چالش ‌هایی چون بی‌اعتمادی عمومی و ترس از کنترل بیش از حد انجامید. در اروپا هم کشورهایی مانند انگلستان و فرانسه از سامانه‌ های گزارش‌دهی مردمی برای مقابله با تروریسم استفاده کرده‌اند، به‌ ویژه پس از موج حملات داعش. آن‌ها تلاش کردند با تبلیغات رسانه ‌ای، مشارکت مردمی را به ‌عنوان وظیفه ‌ای ملی جا بیندازند.
 

خطر بی‌اعتمادی مردم

این نمونه‌ ها نشان می‌دهد که استفاده از ظرفیت ‌های مردمی برای جمع ‌آوری اطلاعات اگرچه ضروری و مؤثر است، اما بدون طراحی دقیق می‌تواند به مشکلات بزرگی منجر شود. مهم‌ترین خطر، از دست رفتن اعتماد عمومی است. اگر مردم احساس کنند که دولت بدون شفافیت داده ‌هایشان را جمع ‌آوری می‌کند یا از آن‌ها سوء استفاده می‌شود، به‌ جای همکاری به مقابله روی می‌آورند. در برخی کشورها همین بی‌اعتمادی منجر به گسترش فیک‌نیوز، پنهان ‌کاری یا حتی همکاری پنهانی مردم با دشمنان شده است.
 
ایران امروز نیز در موقعیتی قرار دارد که توجه به این تجربه ‌ها اهمیت حیاتی دارد. کشور ما با تهدیدهای امنیتی متنوعی روبه‌روست؛ از تهدیدات تروریستی گرفته تا جنگ ترکیبی و عملیات روانی دشمنان. هیچ نهاد امنیتی، هرقدر قدرتمند، به ‌تنهایی نمی‌تواند این حجم از تهدیدات را شناسایی و مدیریت کند. مشارکت مردمی در این میدان یک ضرورت است، نه یک انتخاب اما این مشارکت تنها زمانی محقق می‌شود که اعتماد عمومی ایجاد و حفظ گردد. مردم باید مطمئن باشند داده‌ هایی که می‌دهند محرمانه خواهد ماند، علیه خودشان استفاده نمی‌شود و در معرض سرقت سایبری یا افشای بی‌اجازه قرار نمی‌گیرد. از طرفی هم حکومت باید در موضوع گزارش‌ های سوء که جهاتی منحرف کننده یا وجود دشمنی های و انتقام های شخصی هستند، دقیق باشد و صرف یک گزارش برخوردی فوری و شکننده انجام ندهند.
 
راهکار نخست برای ایران، ایجاد سازوکارهای شفاف است. باید سامانه ‌هایی مشخص معرفی شود که مردم بدانند گزارش‌ هایشان تنها از طریق همان ‌ها دریافت و بررسی می‌شود. اگر کانال ‌های متعدد و ناشناس ایجاد شود، هم مردم سردرگم می‌شوند و هم امکان سوء استفاده بالا می‌رود. همچنین این سامانه ‌ها باید به‌گونه ‌ای طراحی شوند که هویت گزارش ‌دهنده محرمانه بماند، مگر آنکه خود او بخواهد شناخته شود. در آمریکا همواره بر اصل محرمانگی تأکید شده و حتی در برخی موارد پاداش‌ های مالی بدون افشای هویت فرد پرداخت شده است.
 
راهکار دوم، تقویت زیرساخت ‌های فنی و امنیتی است. هر سامانه ‌ای که اطلاعات مردمی را جمع ‌آوری می‌کند، باید در برابر حملات سایبری مقاوم باشد. تجربه سال‌ های اخیر نشان داده که سرقت داده ‌ها نه ‌تنها امنیت ملی را تهدید می‌کند بلکه اعتماد عمومی را نابود می‌سازد. اگر مردم ببینند داده ‌هایشان به ‌راحتی در فضای مجازی افشا می‌شود، دیگر حاضر به همکاری نخواهند بود. بنابراین پیش از هر اقدامی لازم است نهادهای مرتبط با همکاری شرکت‌ های فناوری داخلی، لایه ‌های متعددی از امنیت سایبری را برای حفاظت از این داده ‌ها ایجاد کنند.
 
راهکار سوم، آموزش و فرهنگ‌ سازی است. مردم باید بدانند که مشارکتشان در امنیت کشور یک وظیفه مدنی است، همان ‌گونه که در زمان جنگ یا بحران ‌های طبیعی به یاری کشور می‌شتابند. رسانه ‌های داخلی می ‌توانند نقش بزرگی در این فرهنگ‌ سازی داشته باشند، به ‌ویژه اگر نمونه‌ های موفق از گزارش ‌های مردمی که منجر به جلوگیری از یک حادثه یا کشف یک شبکه خرابکار شده‌اند، به ‌طور واقعی و ملموس برای جامعه روایت شود. چنین داستان ‌هایی نه‌تنها انگیزه مردم را افزایش می‌دهد بلکه احساس افتخار ملی را نیز تقویت می‌کند.
 
راهکار چهارم، تدوین چارچوب ‌های قانونی روشن است. در ایران گاهی نگرانی وجود دارد که گزارش ‌های مردمی ممکن است به ‌اشتباه منجر به اتهام ‌زنی یا مشکلات حقوقی برای شهروندان شود. برای رفع این نگرانی باید قوانینی تصویب شود که هم از حقوق گزارش ‌دهنده حمایت کند و هم مانع از سوء استفاده احتمالی گردد. اگر مردم بدانند که قانون پشت سرشان است و از آن‌ها حمایت می‌کند، با خیال راحت‌تر مشارکت خواهند کرد.
 
راهکار پنجم، ایجاد مشوق ‌های مادی و معنوی است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده که مردم وقتی ببینند مشارکتشان ارزشمند شمرده می‌شود، با انگیزه بیشتری همکاری می‌کنند. این مشوق‌ ها می‌تواند مالی باشد، مثل پرداخت پاداش برای گزارش ‌های مؤثر، یا معنوی مانند تقدیر رسمی از شهروندان مسئولیت ‌پذیر. مهم آن است که مردم احساس کنند نقش‌شان جدی گرفته می‌شود.
 
راهکار ششم، ترکیب فناوری ‌های نوین با مشارکت مردمی است. ایران در سال ‌های اخیر در زمینه هوش مصنوعی و کلان ‌داده پیشرفت ‌هایی داشته است. این ظرفیت می‌تواند برای تحلیل گزارش ‌های مردمی و شناسایی الگوهای مشکوک به کار رود. به این ترتیب، حجم زیاد داده‌  ها به شکلی هوشمند پردازش می‌شود و از فشار بر نهادهای امنیتی کاسته خواهد شد اما در عین حال باید مراقب بود که این فناوری‌ ها به نقض حریم خصوصی منجر نشود؛ وگرنه همان مشکل بی‌اعتمادی تکرار خواهد شد.
 
در کنار این راهکارها باید به موانع احتمالی هم توجه کرد. یکی از موانع، فضای بی‌اعتمادی است که دشمنان خارجی با عملیات روانی ایجاد می‌کنند. رسانه ‌های معاند همواره تلاش می‌کنند این تصور را القا کنند که هرگونه همکاری مردم با نهادهای امنیتی مساوی است با جاسوسی یا نقض آزادی ‌های فردی. مقابله با این فضاسازی ‌ها نیازمند تبیین شفاف و هوشمندانه است. مانع دیگر، ضعف زیرساخت‌ های حقوقی و فناورانه در برخی بخش‌هاست که باید با سرمایه ‌گذاری و برنامه ‌ریزی رفع شود. همچنین نباید فراموش کرد که مشارکت مردمی جایگزین مسئولیت ‌های نهادهای رسمی نیست؛ بلکه مکمل آن‌هاست. اگر مردم احساس کنند همه بار امنیت کشور بر دوششان افتاده، ممکن است واکنش منفی نشان دهند.
 
تجربه بحران ‌های داخلی ایران نیز نشان داده که مردم در شرایط حساس حاضر به همکاری گسترده‌ اند. در زلزله ‌های اخیر، بحران کرونا و جنگ دوازده روزه، گزارش ‌ها و کمک ‌های مردمی نقشی حیاتی ایفا کردند. در عرصه امنیت هم اگر سازوکار درست طراحی شود، همین روحیه همیاری می‌تواند به شناسایی تهدیدات و حفظ آرامش جامعه کمک کند. شرط اصلی آن است که اعتماد مردم حفظ شود، داده‌هایشان در امان بماند و نقش‌شان به رسمیت شناخته شود.
 
جمع ‌بندی آنکه، استفاده از ظرفیت ‌های مردمی در امنیت ملی نه‌تنها یک انتخاب بلکه ضرورتی اجتناب ‌ناپذیر برای ایران امروز است. آمریکا، چین، روسیه و اروپا هرکدام تجربه‌ های گوناگونی در این زمینه داشته ‌اند؛ برخی موفق و برخی ناکام. آنچه می ‌تواند الگویی مناسب برای ایران بسازد، ترکیبی از این تجربه ‌ها با ارزش ‌های فرهنگی و اجتماعی بومی است. اگر شفافیت، امنیت داده ‌ها، حمایت قانونی و مشوق ‌های مناسب فراهم شود، مردم ایران با همان روحیه مسئولیت‌ پذیری تاریخی‌ شان آماده ‌اند نقش مؤثری در امنیت کشور ایفا کنند اما اگر این اصول نادیده گرفته شود، نه‌تنها مشارکتی شکل نمی ‌گیرد بلکه خطر بی‌اعتمادی و آسیب ‌های امنیتی دوچندان خواهد شد. آینده امنیت ایران در گرو آن است که این مسیر با دقت، هوشمندی و اعتماد سازی طی شود.
 
دشمنان در سال های اخیر همیشه در مقابل این همکاری و همدلی مردم با حکومت ایستاده اند، ایجاد بی اعتمادی کردند و حتی وقتی مسئولی از این موضوع سخن به میان آورده است آن را جاسوسی و خیانت به مردم و میهن دانسته اند زیرا شکل گیری سیستم اطلاعات مردم پایه می تواند نفوذ جاسوسان و خرابکاران در ایران را به حداقل برساند. فرهنگ سازی برای این مهم لازم است و مردم هم باید در استفاده صحیح از این فرصت به امنیت و وحدت و رشد کشورشان کمک کنند.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط