اغتشاش یا اعتراض؟ مبانی تشخیص و مکانیسم مدیریت آن از دیدگاه مقام معظم رهبری

هدف این مقاله، ارائه چارچوبی نظام‌مند برای تشخیص دقیق اعتراض مشروع از اغتشاش سازمان‌یافته و ترسیم مکانیسم‌های حکیمانه مدیریت هر یک، بر اساس تحلیل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی است. این نوشتار در پی آن است تا با استخراج مبانی نظری و عملیاتی از منظومه فکری ایشان، نقشه‌ای راهبردی برای مسئولان، معیاری برای تحلیل برای نخبگان، و چشمه‌ای برای بصیرت‌افزایی عمومی فراهم آورد.
سه‌شنبه، 16 دی 1404
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
اغتشاش یا اعتراض؟ مبانی تشخیص و مکانیسم مدیریت آن از دیدگاه مقام معظم رهبری

مقدمه:

جمهوری اسلامی ایران در عصری زیست می‌کند که پدیده‌های اجتماعی پیچیده، در پوشش‌های مشابه ظاهر می‌شوند. یکی از خطیرترین این چالش‌ها، هم‌ریختی ظاهری «اعتراض» مشروع و «اغتشاش» سازمان‌یافته است؛ پدیده‌ای که تشخیص نادرست آن می‌تواند به واکنش‌های نابجا، تشدید بحران و خدشه به حقوق مردم و امنیت ملی بینجامد.
 
 در این میدان غبارآلود، بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی نه مجموعه‌ای از توصیه‌های موقعیتی، بلکه چراغ راهبردی و چارچوبی تحلیلی برای تشخیص ماهیت واقعی حوادث، شناسایی بازیگران پشت پرده و ترسیم پاسخ‌های حکیمانه است. مسأله اصلی، عبور از برداشت‌های احساسی یا تک‌بُعدی از این رویدادها و تمسک به معیارهای شفاف و اصولی است که رهبری تبیین فرموده‌اند.
 
در شرایطی که جنگ ترکیبی دشمن، عمدتاً بر ایجاد ابهام، تحریف مفاهیم و خلط عمدی میان حق و باطل استوار است، فقدان یک چارچوب تشخیصی بومی و ریشه‌دار می‌تواند دستگاه‌های تصمیم‌گیر و افکار عمومی را دچار سردرگمی و واکنش‌های معکوس کند.

 ضرورت این بحث از آنجا نشأت می‌گیرد که مدیریت ناصحیح این پدیده، یا به خاموشی صدای حق‌خواهی مشروع می‌انجامد یا به دامن‌زدن به آشوبی منجر می‌شود که تمامیت کشور را نشانه رفته است.بنابراین، تبیین نظام‌مند دیدگاه رهبری در این زمینه، امری حیاتی برای حفظ تعادل بین حقوق مردم و امنیت نظام، مقاومت در برابر جنگ روانی دشمن و تحکیم وفاق اجتماعی است.
 
هدف این مقاله، استخراج و نظام‌بندی «نظریه عمل» رهبری در مواجهه با پدیده‌های اعتراضی و اغتشاش‌گرانه است. این هدف در سه محور عملیاتی پی‌گیری می‌شود:
نخست، تبیین مبانی تشخیص با ارائه شاخص‌های عینی برای تفکیک «معترض» از «اغتشاشگر» بر اساس نیت، روش، شعار و پشتیبانی.

دوم، ترسیم مکانیسم‌های دوگانه مدیریت که شامل «راه درمانی» اقناع و هدایت برای فریب‌خوردگان و «راه قضایی» مجازات برای مجرمان و جنایت‌کاران است.
و سوم، ارائه تحلیل راهبردی از نقشه دشمن و شیوه‌های «فرصت‌سازی» ملت از دل تهدیدات. در نهایت، این نوشتار در پی آن است تا این چارچوب را به دستورالعملی کاربردی برای مسئولان، معیاری برای قضاوت برای نخبگان و رسانه‌ها، و تبیینی بصیرت‌افزا برای عموم مردم تبدیل نماید.
 

«اغتشاش یا اعتراض؟ مبانی تشخیص و مکانیسم مدیریت آن از دیدگاه مقام معظم رهبری»

1.تمایز ذاتی اعتراض مشروع از اغتشاش نامشروع

مقام معظم رهبری فرمودند: «قشر بازار و بازاری جزو وفادارترین قشرهای کشور به نظام اسلامی و به انقلاب اسلامی است... بله، این اجتماعات عمدتاً‌ از طرف بازاری‌ها بود امّا حرفشان حرف درستی بود. بازاری وقتی که نگاه می‌کند به وضع پولی کشور، کاهش ارزش پول کشور، عدم ثبات قیمت پول کشور و پول خارجی که موجب بشود محیط کسب و کار ثبات نداشته باشد، می‌گوید من نمی‌توانم کاسبی کنم؛ راست می‌گوید... این یک مشکل است که در این هم دست دشمن در میان است... این گران شدن قیمت ارز خارجی... طبیعی نیست؛ این کار دشمن است... بنابراین اعتراض بازاری‌ها به این مطلب بود؛ و این مطلب، مطلب درستی است. آنچه مهم است، این است که یک عدّه آدم تحریک‌شده‌ی مزدور دشمن پشت سر بازاری‌ها بِایستند و شعار ضدّ اسلام و ضدّ ایران و ضدّ جمهوری اسلامی بدهند؛ این مهم است. اعتراض، بجا است امّا اعتراض، غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف می‌زنیم، مسئولین باید با معترض حرف بزنند امّا با اغتشاشگر حرف زدن فایده‌ای ندارد؛ اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند... یک عدّه‌ای تحت عناوین گوناگون، نام‌های گوناگون می‌آیند به قصد تخریب، به قصد ناامن کردن کشور، پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و از اعتراض آنها سوء‌استفاده کنند، اغتشاش کنند... دشمن آرام نمی‌نشیند، از هر فرصتی استفاده می‌کند...» [1]
 
۱-۱ ویژگی‌های معترض مشروع و زمینه اعتراض قابل درک
رهبر انقلاب « بازاری وقتی که نگاه میکند به وضع پولی کشور، کاهش ارزش پول کشور، عدم ثبات قیمت پول کشور و پول خارجی که موجب بشود محیط کسب و کار ثبات نداشته باشد، میگوید من نمیتوانم کاسبی کنم؛ راست میگوید. » [2]
 
رهبری در این جمله با اشاره به قشر وفادار بازاری، مشروعیت اعتراضی را ترسیم می‌کنند که ریشه در مشکلات واقعی اقتصادی دارد. ایشان با تصدیق سخن معترض ("راست می‌گوید")، اعتراض را نه یک عمل خودسرانه، بلکه پاسخی طبیعی به شرایطی می‌دانند که ثبات معیشت و کسب‌وکار را مختل کرده است. این رویکرد، مبنایی عقلانی و قابل گفت‌وگو برای اعتراض قائل می‌شود و آن را از واکنشی هیجانی و بی‌پایه جدا می‌کند. پذیرش این اصل، مقدمه ضروری برای تمایز نهادن میان "معترض" و "اغتشاشگر" است.
 
۱-۲ تمایز کلیدی: اعتراض مشروع در مقابل اغتشاش نامشروع
رهبر انقلاب :««اعتراض، بجا است امّا اعتراض، غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم، مسئولین باید با معترض حرف بزنند امّا با اغتشاشگر حرف زدن فایده‌ای ندارد؛ اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند. » [3]
 
این بخش، هسته مرکزی تحلیل را تشکیل می‌دهد. رهبری دو مفهوم را به‌طور مطلق از هم جدا می‌کنند: الف) اعتراض: که "بجا"، "درست" و دارای "مطلب درست" است. ماهیت آن چنان است که می‌توان با صاحب آن "حرف زد" و از طریق گفت‌وگو و حل مسئله به آن پاسخ داد. ب) اغتشاش: که فاقد محتوای قابل گفت‌وگوست ("حرف زدن فایده‌ای ندارد") و باید با آن برخورد قاطع شد ("به جای خودش نشاند"). این تمایز، خط قرمزی است که بر اساس نیت، روش و محتوا ترسیم می‌شود.
 
۱-۳ ماهیت اغتشاش: سوءاستفاده، تخریب و نقش آفرینی دشمن
«آنچه مهم است، این است که یک عدّه آدم تحریک‌شده‌ی مزدور دشمن پشت سر بازاری‌ها بِایستند و شعار ضدّ اسلام و ضدّ ایران و ضدّ جمهوری اسلامی بدهند؛ این مهم است. » [4]
 
در اینجا مشخصات عینی اغتشاش ترسیم می‌شود. اغتشاشگران "تحریک‌شده" و "مزدور دشمن" معرفی می‌شوند که قصد اصلی آنان نه طرح مشکل، بلکه "تخریب" و "ناامن کردن کشور" است. شعارهای آنان نه در مورد مسائل اقتصادی، بلکه ماهیتی "ضد اسلام"، "ضد ایران" و "ضد جمهوری اسلامی" دارد. این نشان می‌دهد هدف اغتشاش، بهره‌برداری از یک فضای اعتراضی برای حمله به بنیان‌های هویتی و امنیتی نظام است، نه حل مشکل.
 
۱-۴ تاکتیک اغتشاش: پنهان شدن پشت اعتراضات مشروع
رهبر انقلاب :««یک عدّه‌ای تحت عناوین گوناگون، نامهای گوناگون می‌آیند به قصد تخریب، به قصد ناامن کردن کشور، پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و از اعتراض آنها سوء‌استفاده کنند، اغتشاش کنند. » [5]
رهبری به یک تاکتیک خطرناک اشاره می‌کنند: اغتشاشگران با "عناوین گوناگون" خود را پشت جریان اعتراضی مشروع و مردمی (مانند بازاریان) پنهان می‌کنند تا هم از پوشش اجتماعی آن استفاده کنند و هم بتوانند با آلوده کردن فضای اعتراض، آن را به سمت اهداف تخریبی خود سوق دهند. این تحلیل، ضرورت هوشیاری جامعه و مسئولین در تشخیص مرز دقیق بین این دو جریان را گوشزد می‌کند.
 
۱-۵ نقش دشمن در ایجاد بستر و بهره‌برداری از اغتشاش
رهبر انقلاب :«این یک مشکل است که در این هم دست دشمن در میان است... این گران شدن قیمت ارز خارجی... طبیعی نیست؛ این کار دشمن است... دشمن آرام نمی‌نشیند، از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است، خواستند از آن استفاده کنند. » [6]
 
رهبری تحلیل خود را به سطح کلان‌تری می‌برند و نشان می‌دهند اغتشاش، پدیده‌ای مستقل نیست. از نظر ایشان، دشمن گاه در ایجاد یا تشدید مشکلات اقتصادی که بستر اعتراض مشروع را فراهم می‌کند نقش دارد، و بی‌تردید از فضای ایجادشده برای نفوذ و تحریک به اغتشاش سوءاستفاده می‌کند. بنابراین، مقابله با اغتشاش تنها یک مسأله داخلی نیست، بلکه بخشی از "جنگ نرم دشمن" است که نیازمند "بی‌تفاوت نبودن" و "سینه‌سپر کردن" است.
 

2.الزامات مواجهه با اغتشاش و نقشه همیشگی دشمن

رهبر انقلاب در ادامه می‌فرمایند: «اینکه یک عدّه‌ای تحت عناوین گوناگون... اغتشاش کنند، اصلاً قابل قبول نیست؛ مطلقاً. کار دشمن را باید شناخت... مهم، مجموعه‌ی ملّت است؛ مهم، همان چیزهایی است که سلیمانی را سلیمانی کرد: ایمان، اخلاص، عمل؛ مهم، بی‌تفاوت نبودن در مقابل جنگ نرم دشمن است... مهم این است که... با قدرت کامل در مقابل دشمن بِایستد و سینه سپر کند. ما در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم؛» [7]
 
۲-۱ شیوه عمل اغتشاشگران و لزوم مقابله قاطع
رهبر انقلاب: «اینکه یک عدّه‌ای تحت عناوین گوناگون، نامهای گوناگون می‌آیند به قصد تخریب، به قصد ناامن کردن کشور، پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و از اعتراض آنها سوء‌استفاده کنند، اغتشاش کنند، اصلاً قابل قبول نیست؛ مطلقاً.»[8]
 
بیانات رهبری در این بخش بر غیرقابل قبول بودن ذاتی عمل اغتشاش تأکید دارد. ایشان با توصیف "تخریب" و "ناامن کردن کشور" به عنوان اهداف اصلی اغتشاشگران، هرگونه تردید در برخورد اصولی با آن را مرتفع می‌سازند. تأکید بر عبارت "قابل قبول نیست؛ مطلقاً" نشان‌دهنده‌ی خط قاطع و غیرقابل مذاکره‌ای است که نظام در برابر پدیده‌ای با ماهیت تخریبی و سوءاستفاده‌گرانه ترسیم می‌کند.
 
۲-۲ شناخت دائمی نقشه و فرصت‌طلبی دشمن
رهبر انقلاب: «کار دشمن را باید شناخت، دشمن آرام نمی‌نشیند، از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است، خواستند از آن استفاده کنند؛»[9]
 
این جمله کلیدی، اغتشاش را در چارچوبی کلان‌تر و در ادامه‌ی استراتژی همیشگی دشمن برای ضربه زدن به کشور تحلیل می‌کند. رهبری با عبارت "از هر فرصتی استفاده می‌کند" ماهیت فرصت‌طلبانه و فعال دشمن را یادآور می‌شوند. این تحلیل، هوشیاری دائمی و درک صحیح از تاکتیک‌های دشمن را به عنوان پیش‌نیاز مقابله‌ی مؤثر با اغتشاشات برمی‌شمارد.
 
۲-۳ محوریت نقش مردم و تزکیه نفس در مقابله با جنگ نرم
رهبر انقلاب: «مهم، مجموعه‌ی ملّت است؛ مهم، همان چیزهایی است که سلیمانی را سلیمانی کرد: ایمان، اخلاص، عمل؛ مهم، بی‌تفاوت نبودن در مقابل جنگ نرم دشمن است؛ بی‌تفاوت نبودن در مقابل شایعه‌پردازی‌های دشمن است؛ اینها مهم است.»[10]
 
در این بخش، راهکار مقابله از سطح برخورد فیزیکی و امنیتی، به سطح فرهنگ عمومی و معنویت فردی و اجتماعی ارتقا می‌یابد. رهبری با اشاره به الگوی شهید سلیمانی، مؤلفه‌های "ایمان، اخلاص، عمل" را به عنوان سلاح اصلی ملت در "جنگ نرم" معرفی می‌کنند. تأکید بر "بی‌تفاوت نبودن" در برابر شایعات، تکلیف روشنی برای آحاد مردم در قبال رسانه‌ها و فضای مجازی دشمن ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد امنیت در این عرصه، مشارکت همگانی می‌طلبد.
 
۲-۴ موضع انقلابی: ایستادگی و سینه‌سپری در برابر تحمیل دشمن
رهبر انقلاب: «مهم این است که وقتی انسان احساس کرد دشمن طلبکارانه میخواهد یک چیزی را بر کشور، بر مسئولین، بر دولت، بر ملّت تحمیل کند، با قدرت کامل در مقابل دشمن بِایستد و سینه سپر کند. ما در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم؛»[11]
 
این فراز، روح حاکم بر کل تحلیل را بیان می‌کند: موضع اصولی و انقلابی "ایستادگی" و "سینه‌سپری". رهبری با وصف "طلبکارانه" برای اقدام دشمن، بر ضرورت مقابله‌ای قاطع و بدون سازش تأکید می‌ورزند. این جمله، پیام نهایی و خط مشی کلان در مواجهه با هرگونه اغتشاش و توطئه‌ای را مشخص می‌کند که خاستگاه خارجی دارد یا از سوی دشمن تحریک و هدایت می‌شود. نتیجه‌گیری ایشان با جمله‌ی قاطع "ما در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم" نشان می‌دهد که پاسخ نظام به اغتشاشِ تحریک‌شده توسط دشمن، عقب‌نشینی نیست، بلکه تثبیت موضع و دفاع از حاکمیت ملی است.
 

3. حمایت خارجی از اغتشاش و نتیجه معکوس آن در تقویت نظام

رهبر انقلاب می‌فرمایند: «آخرین تلاش دشمن ــ البتّه آخرین تلاش تا حالا... همین اغتشاشهای پاییز [۱۴۰۱] بود... طرّاحی این اغتشاشهای پاییز گذشته در اتاقهای فکر کشورهای غربی انجام گرفت... طرّاحی جامعی هم انجام دادند؛ پشتیبانی مالی و رسانه‌ای و تسلیحاتی به وسیلهی دستگاه‌های امنیّتی غربی... پادوییاش را به وسیلهی تعدادی از عناصر خائنی که پشت به وطن کرده بودند انجام دادند... یک عدّه هم پیادهنظامِ اینها در داخل بودند. این پیادهنظام ترکیبی [بود] از تعداد معدودی آدمهای مغرض، تعداد بیشتری آدمهای غافل و احساساتی و کمعمق و جمعی هم اراذل و اوباش... از اتاقهای فکر دشمنان در کشورهای غربی بگیرید تا اراذل و اوباش خیابانهای تهران و بعضی شهرهای دیگر؛ این، مجموعهی این حرکت بود... رادیوها و تلویزیونهای کشورهای خارجی... ساختن بمب دستی را به مردم یاد میدادند؛ شعار تجزیهی ایران را... قرار دادند؛ حرکت مسلّحانهی داخل خیابانها را... ترویج کردند؛ اراذل و اوباششان، جوان دانشجو یا طلبهی بسیجی، یا عنصر انتظامی... را با شکنجه به قتل رساندند... در خارج هم بعضی از سیاستمدارانِ سطوح بالای دولتی... عکس یادگاری گرفتند. اینها خیال میکردند کار، تمام‌شده است... احمقها باز هم اشتباه کردند، باز هم ملّت را نشناختند... جوانهای متعهّد در خیابانها، در دانشگاه‌ها توانستند کارهای بزرگی انجام بدهند. بسیج دانشجویی، بسیج اقشار... مردم متعهّد و متدیّن، وظایف خودشان را انجام دادند، دشمن را ناکام کردند. نقشه‌ی دشمن باطل شد ولی این هشدار به همه داده شد که از کید دشمن غفلت نکنید؛ از کید دشمن غفلت نکنید!» [12]
 
۳-۱ طراحی فراملی و پشتیبانی همه‌جانبه غرب از اغتشاش
رهبر انقلاب: «طرّاحی این اغتشاشهای پاییز گذشته در اتاقهای فکر کشورهای غربی انجام گرفت؛ طرّاحیاش آنجا شد. طرّاحی جامعی هم انجام دادند؛ طرّاحی در اتاقهای فکر غربی، پشتیبانی مالی و رسانه‌ای و تسلیحاتی به وسیلهی دستگاه‌های امنیّتی غربی.»[13]
 
در این تحلیل راهبردی، رهبری ماهیت «برون‌سازمانی» و «فراملی» اغتشاش را آشکار می‌سازند. تأکید بر کلمات «طراحی»، «اتاق فکر»، «پشتیبانی مالی، رسانه‌ای و تسلیحاتی» و «دستگاه امنیتی غربی» نشان می‌دهد که پدیده اغتشاش از نگاه ایشان، یک حادثه داخلی و خودجوش نیست، بلکه یک «عملیات جنگ ترکیبی» است که از کانون‌های قدرت خارجی هدایت و تغذیه می‌شود. این وصف، پاسخ نظام به اغتشاش را در سطحی برابر با مقابله با یک «تهاجم نرم خارجی» قرار می‌دهد.
 
۳-۲ عاملان میانی: خائنان و عناصر مزدور فراملی
رهبر انقلاب: «پادوییاش را به وسیلهی تعدادی از عناصر خائنی که پشت به وطن کرده بودند انجام دادند؛ پادوییاش را عناصری کردند که به کشورشان خیانت کردند؛ از اینجا رفتند خارج و مزدور و عامل سیاستهای دشمن ایران شدند؛ نه فقط دشمن اسلام و دشمن جمهوری اسلامی، [بلکه] دشمن ایران.»[14]
 
ایشان در این بخش، به حلقه رابط و مجری خارج‌نشینِ طراحی‌های دشمن اشاره می‌کنند. توصیف این افراد با عناوین «خائن»، «پشت به وطن کرده»، «مزدور» و «عامل سیاست‌های دشمن» نشان می‌دهد که از منظر رهبری، این افراد نه معترض، که مجرمانی با انگیزه‌های سیاسی و مالی و در خدمت منافع بیگانه هستند. تأکید بر دشمنی آنان با «ایران» (فراتر از اسلام و جمهوری اسلامی)، ماهیت ضد ملی و غیرقابل دفاع اقدامات آنها را برجسته می‌کند.
 
۳-۳ ترکیب داخلی پیاده‌نظام اغتشاش: مغرضان، غافلان و اراذل
رهبر انقلاب: «یک عدّه هم پیادهنظامِ اینها در داخل بودند. این پیادهنظام ترکیبی [بود] از تعداد معدودی آدمهای مغرض، تعداد بیشتری آدمهای غافل و احساساتی و کمعمق و جمعی هم اراذل و اوباش؛ اینها هم پیاده‌نظام این اغتشاش بودند.»[15]
 
این بخش، دقیق‌ترین تحلیل جامعه‌شناختی از شرکت‌کنندگان در صحنه اغتشاش است. رهبری با هوشمندی سه لایه اصلی را تشخیص و از هم جدا می‌کنند:
 
الف:مغرضان (تعداد معدود): هسته کوچک اما آگاه و دارای انگیزه‌ای ایدئولوژیک یا سیاسی برای براندازی.
ب: غافلان، احساساتی و کمعمق (تعداد بیشتر): عمده شرکت‌کنندگان که نه از اهداف طراحی اصلی خبر دارند و نه عمق تحلیل سیاسی؛ بلکه تحت تأثیر احساسات، شایعات یا نارضایتی‌های موضعی قرار گرفته‌اند. این گروه هدف اصلی «جنگ نرم» و «شایعه‌پردازی» دشمن هستند.
 
ج: اراذل و اوباش: عناصر فرصت‌طلب و مجرمی که با انگیزه‌های غارت، تخریب یا دریافت پول وارد میدان می‌شوند و به خشونت و هرج‌ومرج دامن می‌زنند.
 
این تفکیک، برای تدوین راهبرد مقابله حیاتی است؛ چرا که حکم برخورد با هر یک از این سه گروه، به کل متفاوت است.
 
۳-۴ ابزارها و تاکتیک‌های عملیاتی اغتشاش: آموزش خشونت تا شعار تجزیه

رهبر انقلاب: «از اتاقهای فکر دشمنان در کشورهای غربی بگیرید تا اراذل و اوباش خیابانهای تهران و بعضی شهرهای دیگر؛ این، مجموعهی این حرکت بود... رادیوها و تلویزیونهای کشورهای خارجی بی‌ملاحظه، بدون رودربایستی ساختن بمب دستی را به مردم یاد میدادند؛ شعار تجزیهی ایران را در زبانهای اینها قرار دادند؛ حرکت مسلّحانهی داخل خیابانها را با سلاحهای قاچاق ترویج کردند؛»[16]
 
در این بخش، رهبری با ذکر مصادیق عینی، ابعاد خطرناک و ضد ملی طراحی دشمن را افشا می‌کنند. تاکتیک‌های یادشده سه هدف کلان را دنبال می‌کرد:
اول، تشدید خشونت و تبدیل اعتراض مسالمت‌آمیز به درگیری مسلحانه از طریق آموزش ساخت سلاح.
 دوم، تهدید تمامیت ارضی با دامن زدن به شعارهای تجزیه‌طلبانه.
 سوم، بی‌ثبات سازی گسترده از طریق ترویج درگیری مسلحانه در سطح خیابان. این موارد، آشکارا نشان می‌دهد که هدف نهایی، نه اصلاح‌طلبی، که براندازی از طریق فروپاشی امنیت و حاکمیت ملی بوده است.
 
۳-۵ اوج خشونت و توهم پایان کار: جنایت علیه مردم و همراهی سیاستمداران خارجی
رهبر انقلاب: «اراذل و اوباششان، جوان دانشجو یا طلبهی بسیجی، یا عنصر انتظامی، یا عنصر بسیجی را در خیابان، جلوی چشم مردم با شکنجه به قتل رساندند و شهید کردند... در خارج هم بعضی از سیاستمدارانِ سطوح بالای دولتی با همین دشمنها عکس یادگاری گرفتند. اینها خیال میکردند کار، تمام‌شده است.»[17]
 
این فراز به دو نقطه اوج در فرآیند اغتشاش اشاره دارد: الف) اوج خشونت داخلی: که با شهادت مظلومانه عناصر حافظ نظام و مردم (از دانشجو تا بسیجی و نیروی انتظامی) در ملأ عام، نشانگر سقوط کامل اخلاقی و قانونی اغتشاشگران به ورطه جنایت است. ب) اوج توهم دشمن: که با عکس‌برداری سیاستمداران خارجی با عوامل آشکار اغتشاش تجلی یافت و نشان داد دشمنان، اشتباه محاسباتی فاحشی در ارزیابی قدرت نظام و پایمردی ملت مرتکب شده‌اند. این همراهی، ماهیت سیاسی و مورد حمایت خارجی بودن کل پروژه را عریان کرد.
 
۳-۶ پاسخ ملت، شکست دشمن و هشدار دائمی
رهبر انقلاب: «احمقها باز هم اشتباه کردند، باز هم ملّت را نشناختند. البتّه ملّت ایران به آنها بی‌اعتنائی کرد... جوانهای متعهّد در خیابانها، در دانشگاه‌ها توانستند کارهای بزرگی انجام بدهند. بسیج دانشجویی، بسیج اقشار... مردم متعهّد و متدیّن، وظایف خودشان را انجام دادند، دشمن را ناکام کردند. نقشه‌ی دشمن باطل شد ولی این هشدار به همه داده شد که از کید دشمن غفلت نکنید؛ از کید دشمن غفلت نکنید!»[18]
 
این بخش، نتیجه‌گیری تحلیل است. کلید شکست دشمن، عملکرد هوشیارانه و متعهدانه «مردم» و «جوانان متعهد» در قالب‌هایی مانند بسیج دانشجویی و اقشار معرفی می‌شود. اشتباه دشمن «نشناختن ملت ایران» و «عظمت ایمان» آن بود.
 
 ایشان نتیجه می‌گیرند که اگرچه نقشه دشمن «باطل شد»، اما این پیروزی نباید به غفلت بینجامد. پیام نهایی و هشدار همیشگی، تکرار عبارت «از کید دشمن غفلت نکنید» است. این یعنی دشمن از تجربه درس می‌گیرد و بار دیگر با طرحی جدید حمله خواهد کرد؛ بنابراین سیستم هوشیاری ملی (هم در سطح حاکمیت و هم در سطح مردم) باید همواره فعال و بیدار باقی بماند.
 

4. حمایت آشکار غرب و نتیجه معکوس آن: نمایش قدرت نظام

رهبر انقلاب می‌فرمایند: «رئیس‌جمهور کشوری مثل آمریکا صریحاً از اغتشاشهای درونی کشور پشتیبانی کرد. رؤسای جمهور و رؤسای دولت بعضی از کشورهای اروپایی هم صریحاً از این اغتشاشها ــ که یک درصد بسیار اندکی از ملّت ایران بودند؛ خیلی خیلی خیلی خیلی کم ــ حمایت کردند؛ نه فقط حمایت زبانی، [بلکه] حمایت تسلیحاتی کردند، حمایت مالی کردند، حمایت امنیّتی کردند... هدف، ضعیف کردن جمهوری اسلامی بود، امّا آنچه در صحنه اتّفاق افتاد، درست بعکس آن چیزی بود که آنها خواسته بودند. جمهوری اسلامی نشان داد که قوی است، ضعیف نیست... بیست‌و‌دوّم بهمن سال ۱۴۰۱، از همه‌ی بیست‌ودوّم بهمن‌های این چند سال قبل پُرشورتر و پُرجمعیّت‌تر بود؛ این نشان‌دهنده‌ی استحکام درونی ملّت ایران است.» [19]
 
۴-۱ ابعاد آشکار حمایت سیاسی و عملیاتی غرب از اغتشاش
رهبر انقلاب: «رئیس‌جمهور کشوری مثل آمریکا صریحاً از اغتشاشهای درونی کشور پشتیبانی کرد. رؤسای جمهور و رؤسای دولت بعضی از کشورهای اروپایی هم صریحاً از این اغتشاشها... حمایت کردند؛ نه فقط حمایت زبانی، [بلکه] حمایت تسلیحاتی کردند، حمایت مالی کردند، حمایت امنیّتی کردند.»[20]
 
در این بخش، رهبری حمایت غرب از اغتشاش را از سطح «دستگاه‌های امنیتی» (که در بیانات قبلی اشاره شد) به سطح بالاتر و آشکارتر «رؤسای جمهور و دولت‌ها» ارتقا می‌دهند. واژه «صریحاً» بر علنی و بی‌پرده بودن این حمایت تأکید دارد. همچنین، ابعاد حمایت از «طراحی و پشتیبانی» به «حمایت تسلیحاتی، مالی و امنیتی» مستقیم و عملیاتی تعریف می‌شود. این بیان، نشان می‌دهد که اغتشاش ۱۴۰۱ از نظر سطح حمایت بین‌المللی، به یک پروژه کاملاً رسمی و مورد تأیید بالاترین مقامات غربی تبدیل شده بود، و دیگر یک اقدام مخفیانه محسوب نمی‌شد.
 
۴-۲ تأکید بر اقلیتی بودن اغتشاشگران در مقابل اکثریت ملت
رهبر انقلاب: «از این اغتشاشها ــ که یک درصد بسیار اندکی از ملّت ایران بودند؛ خیلی خیلی خیلی خیلی کم ــ حمایت کردند.»[21]
رهبری در اینجا با تأکید چندباره بر عبارت «خیلی خیلی خیلی خیلی کم»، بر یک واقعیت جامعه‌شناختی مهم انگشت می‌گذارند: اقلیت مطلق عددی اغتشاشگران. این تأکید دو هدف دارد:
 
اول، افشای تناقض در تبلیغات دشمن که سعی در بزرگ‌نمایی این حوادث به عنوان «جنبش عمومی» داشت.
دوم، تقویت این پیام به ملت و جهان که پایگاه اجتماعی این حوادث، بسیار محدود و در حاشیه بوده و اکثریت قاطع مردم، یا بی‌تفاوت بوده‌اند یا در مقابل آن ایستاده‌اند.
 
۴-۳ هدف غایی غرب: تضعیف حاکمیت و نتیجه معکوس: نمایش قدرت نظام
رهبر انقلاب: «هدف، ضعیف کردن جمهوری اسلامی بود، امّا آنچه در صحنه اتّفاق افتاد، درست بعکس آن چیزی بود که آنها خواسته بودند. جمهوری اسلامی نشان داد که قوی است، ضعیف نیست. بر یک چنین اغتشاشی، بر یک چنین توطئه‌ی جهانی‌ای فائق آمد و به دنیا نشان داد که قوی است.»[22]
 
این بخش، تحلیل نهایی از نتیجه استراتژیک اغتشاش را ارائه می‌دهد. رهبری «تضعیف جمهوری اسلامی» را به عنوان هدف نهایی همه حمایت‌های مالی، رسانه‌ای، تسلیحاتی و سیاسی غرب معرفی می‌کنند.
 
سپس با قاطعیت اعلام می‌کنند که نتیجه، دقیقاً «معکوس» شده است. موفقیت نظام در فرو نشاندن اغتشاش، نه یک پیروزی داخلی صرف، بلکه یک «نمایش قدرت» (show of strength) در عرصه بین‌المللی تعبیر می‌شود. ایشان با وصف «توطئه جهانی» و «فائق آمدن» بر آن، بر این پیروزی در یک نبرد تمام‌عیار هجومی-دفاعی تأکید می‌ورزند.
 
۴-۴ سنجه عینی قدرت نظام: استحکام درونی و حضور پرشور ۲۲ بهمن
رهبر انقلاب: «بیست‌و‌دوّم بهمن سال ۱۴۰۱، از همه‌ی بیست‌ودوّم بهمن‌های این چند سال قبل پُرشورتر و پُرجمعیّت‌تر بود؛ این نشان‌دهنده‌ی استحکام درونی ملّت ایران است.»[23]
 
در اینجا، رهبری یک شاخص عینی، ملموس و غیرقابل انکار برای سنجش «قدرت» و «استحکام درونی» نظام ارائه می‌دهند: حضور پرشور و پرشمار مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، بلافاصله پس از فروکش کردن اغتشاشات پاییز.
 
 این مقایسه تاریخی («از همه... قبل پرشورتر و پرجمعیت‌تر») نشان می‌دهد که توطئه نه تنها توده مردم را از نظام جدا نکرد، بلکه وفاق و انسجام ملی را به نمایشی چشمگیرتر تبدیل کرد. این حضور، پاسخ عملی ملت به حمایت‌های غرب از اغتشاش و تأیید عینی ادعای «قوی بودن» نظام است.
 

5.هدف استراتژیک اغتشاش: ایجاد گسست و پاسخ استقامتی ملت

رهبر انقلاب می‌فرمایند: «این «آمدن» [در راهپیمایی ۲۲ بهمن] به معنای استقامت ورزیدن بود، به معنای لج کردن با دشمن بود. سعی دشمن این است که راه را فراموش کنیم... در داخل، ما مواجه بودیم با حرکاتی که عزم راسخ ملّت ایران را آماج حملات خود قرار داده بودند. یکی از اهداف مهمّ این اغتشاشات پاییز در تهران و بعضی جاهای دیگر، این بود که همین بیست‌ودوّم بهمن را از یاد مردم ببرند، مردم حضور میلیونی خودشان را در سالروز پیروزی انقلاب نشان ندهند، فراموش کنند. در داخل هم کسانی... همین را... تکرار کردند و گفتند برای اینکه مردم را منصرف کنند. امّا مردم چه کار کردند؟ مردم استقامت ورزیدند آمدند... پس این «آمدن» استقامت بود و این استقامت برکت دارد.» [24]
 
۵-۱ هدف کیفی اغتشاش: زدودن حافظه جمعی و قطع ارتباط با آرمان‌ها
رهبر انقلاب: «یکی از اهداف مهمّ این اغتشاشات پاییز در تهران و بعضی جاهای دیگر، این بود که همین بیست‌ودوّم بهمن را از یاد مردم ببرند، مردم حضور میلیونی خودشان را در سالروز پیروزی انقلاب نشان ندهند، فراموش کنند.»[25]
 
در این تحلیل، رهبری یک هدف کیفی و فرهنگی را برای اغتشاش برمی‌شمارند: قطع پیوند تاریخی و عاطفی مردم با نمادهای هویت‌ساز و وحدت‌آفرین نظام. هدف، ایجاد چنان اغتشاش فکری و امنیتی است که این نمادها در حافظه جمعی کمرنگ شوند و مردم از نمایش وفاداری خود به آن خودداری کنند. این نشان می‌دهد پروژه دشمن، فراتر از بی‌ثباتی کوتاه‌مدت، به دنبال «هویت‌زدایی» و «گسست از آرمان‌های اساسی» است.
 
۵-۲ جنگ روانی هماهنگ: تحلیل‌های انحرافی داخلی در خدمت اهداف دشمن
رهبر انقلاب: «سعی دشمن این است که راه را فراموش کنیم... در داخل هم کسانی همینها را ترویج میکنند... در داخل هم کسانی با تحلیل‌های غلط، با استدلالهای سست، همین را در روزنامه‌ها، در فضای مجازی، در اظهارات، در گفته‌ها، تکرار کردند و گفتند برای اینکه مردم را منصرف کنند.»[26]
 
رهبری در اینجا به سازوکار اجرایی این هدف می‌پردازند و نشان می‌دهند بین «سعی دشمن» در خارج و اقدام «کسانی در داخل» هماهنگی و تقسیم کار وجود دارد.
 
کارگزاران داخلی با «تحلیل‌های غلط» و «استدلال‌های سست» در رسانه‌ها و فضای مجازی، در حال تکمیل پروژه جنگ روانی دشمن برای «منصرف کردن» مردم از تعلق خاطر به آرمان‌های ملی هستند. این بخش، بر خطر نفوذ فرهنگی و رسانه‌ای دشمن و وجود حلقه‌های ارتباطی داخلی-خارجی در هر مقطع تأکید دارد.
 
۵-۳ پیروزی میدان با استقامت: پاسخ عملی ملت به مثابه نقض کامل نقشه
رهبر انقلاب: «این «آمدن» به معنای استقامت ورزیدن بود، به معنای لج کردن با دشمن بود... امّا مردم چه کار کردند؟ مردم استقامت ورزیدند آمدند، برخلاف آنها عمل کردند. پس این «آمدن» استقامت بود و این استقامت برکت دارد.»[27]
 
ایشان پاسخ ملت را نه یک حضور عادی، که یک عمل استراتژیک و پرمعنا تفسیر می‌کنند. واژه‌های کلیدی این تفسیر عبارتند از: «استقامت ورزیدن» (پایداری فعال)، «لج کردن با دشمن» (پاسخ قهرآمیز و سرسختانه به تحریکات)، و «برخلاف آنها عمل کردن» (شکست کامل طراحی دشمن و عوامل داخلی). این حضور، یک «نفی» عملی و جمعی تمام آنچه دشمن برای آن سرمایه‌گذاری کرده، محسوب می‌شود. نتیجه این استقامت نیز «برکت» خوانده می‌شود که به برکات معنوی و سیاسی چنین ایستادگی‌هایی اشاره دارد
 

6.تبدیل تهدید اغتشاش به فرصت: نمایش هویت و افشای چهره صحنه‌گردانان

رهبر انقلاب می‌فرمایند: «ملّت ایران [از تهدید] استفاده کرد... حقیقت خودش و جهت‌گیری خودش را نشان داد... یک نمونه سیزدهم آبان است... علیه آمریکا شعار دادند. یک نمونه‌ی [دیگر] تشییع این شهدا است... عکس‌العمل مردم این است... همه‌ی ما پشت این جوانیم!... فرصت دیگری که درست شد، چهره‌ی صحنه‌گردان‌ها روشن شد... ادّعا میکنند طرف‌دار ملّت ایرانند... با همه‌ی خواسته‌ها و عقاید و مقدّسات ملّت ایران دشمنی کردند؛ با اسلام دشمنی کردند... با ایران دشمنی کردند... چهره‌های اینها روشن شد... بنابراین... ملّت ایران از این تهدید، فرصتهای متعدّدی برای خودش درست کرد.» [28]
 
۶-۱ فرصت نخست: نمایش جهت‌گیری ملی و انقلابی مردم در مراسم سیزدهم آبان
رهبر انقلاب: «ملّت ایران [از تهدید] استفاده کرد. چه کار کرد؟ حقیقت خودش و جهت‌گیری خودش را نشان داد؛ کجا؟ در سیزدهم آبان. سیزدهم آبان... با همه‌ی سالهای قبل فرق داشت. یک عدّه‌ی معدود به خواسته‌ی آمریکا داخل خیابانها آمدند، [امّا] ملّت عظیم ایران در سیزدهم آبان آمدند علیه آمریکا شعار دادند؛ یک نمونه سیزدهم آبان است.»[29]
 
ایشان در این تحلیل، یکی از فرصت‌های پدیدآمده از بستر اغتشاش را نمایش جهت‌گیری حقیقی و گسترده مردم معرفی می‌کنند. در حالی که دشمن و یک اقلیت معدود سعی در نمایش گرایش به آمریکا داشتند، پاسخ اکثریت عظیم ملت، تشدید و برجسته‌سازی روحیه ضداستکباری در مراسم سیزدهم آبان بود. این واکنش، نشان می‌دهد که اغتشاش نه تنها نتوانسته جهت فکری ملت را تغییر دهد، بلکه بهانه‌ای شده برای تأکید مجدد و پرشورتر بر همان آرمان‌های اصیل انقلاب.
 
۶-۲ فرصت دوم: تجلّی وحدت و پشتیبانی عمومی در تشییع شهدای اغتشاش
رهبر انقلاب: «یک نمونه‌ی [دیگر] تشییع این شهدا است... مثلاً شهید روح‌الله عجمیان... در شهادت او یک جمعیّت عظیمی برای تشییع جنازه بیرون می‌آیند! عکس‌العمل مردم این است... مردم خودشان را نشان میدهند؛ میگویند: ما این جور هستیم. شما جوان ما را به شهادت میرسانید، همه‌ی ما پشت این جوانیم!»[30]
 
این بخش به یکی از مؤثرترین مکانیزم‌های خودجوش مردمی در مقابله با اغتشاش اشاره دارد: تشییع پرشور شهدا. رهبری این حضور عظیم را نه یک مراسم معمولی، بلکه یک پیام سیاسی و اجتماعی قوی تفسیر می‌کنند. این پیام حاکی از آن است که هر حمله به «جوان» و «عزت» ملت (خواه شهید امنیت، بسیجی یا مردم عادی)، در مقابل، همه مردم را به میدان می‌آورد و وحدتی فراجناحی ایجاد می‌کند. این پدیده، ادعای دشمن درباره دوپاره شدن ملت را باطل می‌کند.
 
۶-۳ فرصت سوم: افشای چهره واقعی صحنه‌گردانان اغتشاش و تناقض ادعاهای آنان
رهبر انقلاب: «فرصت دیگری که درست شد، چهره‌ی صحنه‌گردان‌ها روشن شد. صحنه‌گردان‌ها خودشان را طرف‌دار ملّت ایران وانمود میکنند امّا با همه‌ی خواسته‌ها و عقاید و مقدّسات ملّت ایران دشمنی کردند؛ با اسلام دشمنی کردند، مسجد سوزاندند، قرآن سوزاندند؛ با ایران دشمنی کردند، پرچم ایران را سوزاندند، به سرود ملّی ایران بی‌احترامی کردند... تو به امام حسین اهانت میکنی... به اربعین اهانت میکنی... تو طرف‌دار ملّت ایرانی؟»[31]
 
ایشان در این بخش، مهم‌ترین فرصت سیاسی-تبلیغاتی پدیدآمده از اغتشاش را برمی‌شمارند: افشای ماهیت ضد ملی و ضد دینی «صحنه‌گردانان» اغتشاش. رهبری با فهرست کردن اقداماتی چون مسجدسوزی، قرآن‌سوزی، اهانت به پرچم، سرود ملی، امام حسین و اربعین، تناقض آشکار بین ادعای طرفداری از ملت و دشمنی عملی با تمام مقدسات و نمادهای آن ملت را عریان می‌سازند. این افشاگری، مشروعیت و پایگاه اجتماعی این عناصر را در نظر هر ایرانی میهندوست و معتقد، به صفر می‌رساند و دست دشمن را برای استفاده‌های آینده از آنان رو می‌کند.
 
۶-۴ جمع‌بندی: هنر ملت در تبدیل تهدید به فرصت‌های متعدد
رهبر انقلاب: «بنابراین یکی از مطالبی که در این مسئله‌ی این اغتشاشها میتوان گفت، این است که ملّت ایران از این تهدید، فرصتهای متعدّدی برای خودش درست کرد.»[32]
 
جمله پایانی به مثابه جمع‌بندی کل بخش است. کلیدواژه «تهدید» به کل پروژه اغتشاش اشاره دارد و «فرصت‌های متعدد» به سه مورد پیش گفته (نمایش جهت‌گیری، نمایش وحدت، افشای چهره دشمن). این بیان، حاکی از فعال بودن، هوشمندی و هنرمندی ملت و نظام در مدیریت بحران است. به جای منفعل بودن در برابر تهدید، با اقداماتی هدفمند، میدان را به نفع خود تغییر داده و از دل تهدید دشمن، فرصت‌هایی برای تحکیم داخلی و افشای دشمن استخراج کرده‌اند.
 

7.رویکرد حکیمانه در برخورد با عناصر اغتشاش: تفکیک، درمان و مجازات

رهبر انقلاب می‌فرمایند: «[در اغتشاشات] یک بخش صحنه‌گردان‌ها هستند، یک بخش فریب‌خورده‌ها هستند، یک بخش پول‌گرفته‌ها هستند، بعضی‌ها جنایت کردند؛ همه‌ی اینها یک جور نیستند. آن کسی را که فقط فریب‌خورده است... باید متنبّه کرد، باید موعظه کرد، باید هدایت کرد... آن کسی که بی‌توجّه به خواسته‌ی دشمن با او همراهی میکند، باید بیدارش کرد... امّا آن کسی که عامل جنایت است یا قتل یا تخریب یا تهدید... اینها بایستی مجازات بشوند... هر کدام به اندازه‌ی خودشان باید مجازات بشوند... البتّه... مجازات به وسیله‌ی قوّه‌ی قضائیّه است... پس ما، هم نصیحت داریم، هم مجازات داریم...» [33]
 
۷-۱ تفکیک سه‌گانه عناصر اغتشاش: صحنه‌گردان، فریب‌خورده و پول‌گرفته
رهبر انقلاب: «[در اغتشاشات] یک بخش صحنه‌گردان‌ها هستند، یک بخش فریب‌خورده‌ها هستند، یک بخش پول‌گرفته‌ها هستند، بعضی‌ها جنایت کردند؛ همه‌ی اینها یک جور نیستند.»[34]
 
در این فراز، رهبری بار دیگر و با دقتی بیشتر، به تفکیک جامعه‌شناختی و حقوقی شرکت‌کنندگان در اغتشاش می‌پردازند. ایشان سه دسته اصلی را نام می‌برند: ۱) صحنه‌گردانان (رهبران فکری و عملیاتی)، ۲) فریب‌خوردگان (عمده شرکت‌کنندگان که از اهداف پشت پرده بی‌خبرند)، و ۳) پول‌گرفته‌ها (عناصری که با انگیزه مالی اقدام می‌کنند). تأکید بر این که «همه اینها یک جور نیستند»، مبنای فلسفی یک سیاست تفکیک‌شده و عادلانه در برخورد است.
 
۷-۲ روش برخورد با فریب‌خوردگان: تنبه، موعظه، هدایت و بیدارسازی
رهبر انقلاب: «آن کسی را که فقط فریب‌خورده است و جنایتی نکرده، باید متنبّه کرد، باید موعظه کرد، باید هدایت کرد... باید از او پرسید: این حرکت تو کمک به پیشرفت ایران است یا ضدّ پیشرفت ایران است؟ فکر کند دیگر... آن کسی که بی‌توجّه به خواسته‌ی دشمن با او همراهی میکند، باید بیدارش کرد، باید گفت: «دشمن آنجا است؛ حواست باشد با دشمن هم‌صدایی نکنی». به تعبیر امام (ره) «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید.»»[35]
 
ایشان روش برخورد با طیف گسترده «فریب‌خوردگان» را که ممکن است شامل دانشجو یا غیردانشجو باشد، مشخص می‌کنند. این روش، کاملاً اصلاحی و تربیتی است و بر چهار پایه استوار است: تنبه (آگاه کردن از اشتباه)، موعظه (نصیحت خیرخواهانه)، هدایت (نشان دادن راه درست) و بیدارسازی (افشای دست دشمن).
 
 محور این هدایت نیز، واداشتن فرد به تفکر و تأمل درباره نتایج عمل خود و جهت دادن صحیح انرژی اعتراضی به سوی دشمن اصلی است. این نگاه، از روحیه رحمانی و مسئولیت‌پذیری نظام در قبال جوانان حکایت دارد.
 
۷-۳ ضرورت مجازات قضایی متناسب برای عاملان جنایت، تخریب و تهدید
رهبر انقلاب: «امّا آن کسی که عامل جنایت است یا قتل یا تخریب یا تهدید... اینها بایستی مجازات بشوند؛ به اندازه‌ی گناه خودشان باید مجازات بشوند. عامل قتل یک جور، عامل تخریب یک جور، آن کسی که اینها را با تبلیغات وادار به این کارها میکند یک جور؛ هر کدام به اندازه‌ی خودشان باید مجازات بشوند.»[36]
 
در مقابل گروه فریب‌خورده، رهبری برخورد قاطع و قانونی با کسانی که مرتکب جرم مشخص شده‌اند را ضروری می‌دانند. ایشان جرائمی مانند قتل، تخریب اموال عمومی و تهدید مردم (مانند تهدید کاسبان به آتش‌زدن) را از مصادیق آشکار اغتشاش می‌شمرند و بر مجازات متناسب هر جرم تأکید می‌ورزند. همچنین میان مجری مستقیم جنایت (مثل عامل قتل) و آمر و تحریک‌کننده (کسانی که با تبلیغات وادار می‌کنند) تفکیک قائل می‌شوند، که نشان‌دهنده دقت حقوقی این دیدگاه است.
 
۷-۴ تحدید مجازات به نهاد قضایی و ارائه الگوی پیامبر(ص): تلفیق مرهم و داغ
رهبر انقلاب: «البته اینجا عرض بکنیم که مجازات به وسیله‌ی قوّه‌ی قضائیّه است. هیچ کس خودسرانه حق ندارد به خیال خودش کسی را مجازات کند، نه... پس ما، هم نصیحت داریم، هم مجازات داریم؛ مثل پیغمبر... طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ قَد اَحکَمَ مَراهِمَهُ وَ اَحمىٰ مَواسِمَه؛ هم مرهمش را آماده کرده... هم آن داغ را... به تعبیر سعدی: درشتی و نرمی به هم در به است... هم جرّاحی میکند، هم مرهم میگذارد؛ هر دو باید انجام بگیرد.»[37]
  
در این قسمت، رهبری دو اصل بسیار مهم را گوشزد می‌کنند:
اول، قانونمندی، با تأکید بر اینکه مجازات منحصراً در حیطه اختیارات قوه قضائیه است و هرگونه خودسری یا انتقام شخصی ممنوع است.
 
دوم، ارائه الگوی حکومتی کامل با استناد به سیره پیامبر اکرم(ص). ایشان با استشهاد به کلام امام علی(ع) و شعر سعدی، روش پیامبر را روش طبیب دورگردی معرفی می‌کنند که هم مرهم نرمِ هدایت و موعظه برای زخم‌های فکری دارد، و هم داغ (جراحی) قاطع مجازات را برای درمان زخم‌های عفونی شده جامعه. این ترکیب «نصیحت و مجازات»، الگویی جامع و حکیمانه برای مدیریت بحران‌هایی مانند اغتشاش است.
 

8.عبور پیروزمندانه از اغتشاش: حقارت دشمن، توانایی نظام و فرصت‌سازی ملت

رهبر انقلاب می‌فرمایند: «حوادثی از قبیل[اغتشاشات]، برای مردم مشکل درست میکند... لکن اینهایی که در صحنه هستند و آنهایی که پشت صحنه هستند، بسیار حقیرتر از آن هستند که بتوانند به نظام آسیب بزنند. بدون شک، این بساطِ شرارت جمع خواهد شد؛ آن وقت ملّت ایران با نیروی بیشتر، با روحیه‌ی تازه‌تر در میدان به پیشرفت ادامه خواهد داد. این طبیعت کار است... بله، حادثه برایش پیش می‌آید امّا از حادثه که ممکن است تهدید باشد، برای خودش فرصت درست میکند...» [38]
 
۸-۱ پذیرش مشکلات مقطعی و تحلیل غایت‌شناختی از قدرت دشمن
رهبر انقلاب: «حوادثی از قبیل[اغتشاشات]، برای مردم مشکل درست میکند؛ در خیابانها دکّانت را باید ببندی، ماشینت را باید نگه داری... جنایتهایی هم خب انجام میدهند، تخریب میکنند... لکن اینهایی که در صحنه هستند و آنهایی که پشت صحنه هستند، بسیار حقیرتر از آن هستند که بتوانند به نظام آسیب بزنند.»[39]
 
در این تحلیل، رهبری نخست مشکلات عینی و ملموس ناشی از اغتشاش (تعطیلی کسب‌وکار، ناامنی، تخریب و جنایت) را به رسمیت می‌شناسند و آن را انکار نمی‌کنند. اما بلافاصله، با یک نگاه راهبردی و غایت‌شناختی، ناتوانی ذاتی و «حقارت» عاملان این حوادث (چه داخلی و چه خارجی) را در برابر استحکام نظام اسلامی یادآور می‌شوند. این واژه قوی («حقیرتر از آن») نشان می‌دهد که از منظر ایشان، این قدرتها فاقد عمق تاریخی، مشروعیت مردمی و قدرت معنوی لازم برای آسیب زدن به بنیان‌های نظام هستند.
 
۸-۲ قطعیت پیروزی و پیشبینی آینده: جمع شدن بساط شرارت و تداوم پیشرفت
رهبر انقلاب: «بدون شک، این بساطِ شرارت جمع خواهد شد؛ آن وقت ملّت ایران با نیروی بیشتر، با روحیه‌ی تازه‌تر در میدان به پیشرفت ادامه خواهد داد. این طبیعت کار است؛ طبیعت یک ملّتِ باایمان همین است.»[40]
 
ایشان با قاطعیت کامل («بدون شک») نتیجه حتمی ماجرا را پیش‌بینی می‌کنند: «جمع شدن بساط شرارت». این تعبیر، نشان‌دهنده موقتی و سطحی بودن اینگونه حوادث در برابر اراده ملی است. مهم‌تر از آن، ترسیم تصویر آینده پس از عبور از بحران است:
  
ملت نه تنها ضعیف نمی‌شود، بلکه با «نیروی بیشتر» و «روحیه تازه‌تر» به مسیر پیشرفت خود ادامه خواهد داد. رهبری این پدیده را نه یک استثنا، که «طبیعت» و ذات یک ملت باایمان می‌دانند؛ یعنی بحران‌پذیری و سپس خروج قدرتمندتر از بحران، جزئی از هویت و کارنامه چنین ملتی است.
 
۸-۳ جمع‌بندی نگاه حکیمانه: تبدیل سیستماتیک تهدید به فرصت توسط ملت باایمان
رهبر انقلاب: «بله، حادثه برایش پیش می‌آید امّا از حادثه که ممکن است تهدید باشد، برای خودش فرصت درست میکند؛ از حادثه، از تهدید برای خودش فرصت درست میکند.»[41]
 
جمله پایانی به مثابه چکیده و تاکید نهایی کل دیدگاه ارائه‌شده در این بیانات (و حتی بخش‌های قبل) است. رهبری با پذیرش اینکه «حادثه» و «تهدید» ممکن است رخ دهد، بر توانایی ذاتی و فعال «ملت باایمان» در «فرصت‌سازی» از دل همان تهدیدها تأکید می‌ورزند.
 
این گزاره، یک اصل کلی و راهبردی در مواجهه با توطئه‌های دشمن است: نظام و ملت ایران، قادرند با هوشمندی و ایمان، میدان را به نفع خود برگردانند و هر حمله‌ای را به زمینه‌ای برای نمایش قدرت، وحدت و پیشرفت بیشتر تبدیل کنند. این نگاه، هم هشداردهنده است (از غفلت نسبت به توطئه) و هم امیدبخش (از بابت قطعی بودن پیروزی و دستیابی به نتایج مثبت).
 
9.تحلیل راهبردی اغتشاش: مهندسی دقیق نقشه دشمن در برابر محاسبه غلط از اراده ملی
رهبر انقلاب می‌فرمایند: «در این قضایای [اغتشاشات]، نقشه‌ی دشمن نقشه‌ی جامعی بود، [امّا] محاسبه‌ی دشمن محاسبه‌ی غلطی بود... نقشه‌ی دشمن نقص نداشت... همه‌ی عوامل مسلّطی را که یک قدرت میتواند برای اخلال و تخریب در یک کشوری به کار ببرد به کار انداخت... عامل اقتصادی... عامل امنیّتی... غوغای ایران‌هراسی... همراه کردن بعضی عناصر داخلی... عامل تبلیغات فراگیر... همه‌ی اینها را ردیف کرد... چرا موفّق نشد؟ چون یک پایه‌ی دیگر، یعنی محاسبه‌اش، غلط بود... خیال میکرد ملّت ایران به خاطر مشکلات اقتصادی... با نقشه‌ی براندازی و تجزیه‌طلبی دشمن همراهی خواهد کرد... خیال میکرد با فحش و بددهنی... میتواند مسئولین کشور را از میدان خارج کند... خیال کردند با وسوسه‌ها و هیاهوها میتوانند مسئولان سطح بالای کشور را دچار اختلاف نظر کنند... خیال میکردند میتوانند با دلارهای نفتی... اراده‌ی جمهوری اسلامی را تحت تأثیر قرار بدهند... خیال میکردند با... پناهنده [کردن] چند عنصر خودفروخته... جوانهای ما ناامید بشوند... چهل سال است که دشمن... محاسباتش غلط بوده و غلط است، تا حالا شکست خورده، در این قضیّه هم شکست خورد، در آینده هم هر وقت اقدام کند شکست خواهد خورد.» [42]
 
۹-۱ تصدیق مهندسی دقیق و جامع نقشه دشمن: گردآوری همه ابزارهای تخریب
رهبر انقلاب: «نقشه‌ی دشمن نقشه‌ی جامعی بود... نقشه‌ی دشمن نقص نداشت... همه‌ی عوامل مسلّطی را که یک قدرت میتواند برای اخلال و تخریب در یک کشوری به کار ببرد به کار انداخت، همه‌ی این عوامل را ردیف کرد... عامل اقتصادی... عامل امنیّتی، نفوذ، تیم‌های جاسوسی... غوغای ایران‌هراسی... همراه کردن بعضی عناصر داخلی... عامل تبلیغات فراگیر... در دلم به مهندسی خوب دشمن آفرین گفتم! خوب مهندسی کرده بود؛ همه چیز را در جای خود، به اندازه‌ی خود، آماده کرده بود.»[43]
 
در این تحلیل بی‌نظیر، رهبری به جای کوچک‌شماری طراحی دشمن، با واقع‌بینی و امنیتی کمال و جامعیت آن را تصدیق می‌کنند. ایشان فهرست کاملی از ابزارهای یک قدرت بزرگ برای جنگ ترکیبی ارائه می‌دهند: ابزار اقتصادی (سوءاستفاده از مشکلات معیشتی)، ابزار امنیتی (نفوذ و جاسوسی)، ابزار تبلیغاتی بین‌المللی (ایران‌هراسی)، ابزار نفوذ داخلی (جذب عناصر ناراضی با انگیزه‌های قومی، مذهبی، سیاسی یا شخصی) و ابزار رسانه‌ای (تسلط بر فضای مجازی و ماهواره‌ای). تأیید «مهندسی خوب» دشمن، نشان از درک عمیق ایشان از پیچیدگی توطئه و هشدار نسبت به غفلت از ابعاد آن دارد.
 
۹-۲ علت شکست قطعی: محاسبه غلط نسبت به اراده، وحدت و عمق ایمان ملت ایران
رهبر انقلاب: «چرا موفّق نشد؟ چون یک پایه‌ی دیگر، یعنی محاسبه‌اش، غلط بود... محاسبه‌ای که روی ایران اسلامی کرده بود محاسبه‌ی درستی نبود.»[44]
 
ایشان علت شکست این نقشه جامع را نه در نقص نقشه، که در خطای راهبردی در «محاسبه» می‌دانند. دشمن همه عوامل مادی را درست چیده بود، اما در سنجش عوامل معنوی، تاریخی و هویتی ملت ایران دچار اشتباه فاحش شده بود. این جمله، کلید فهم کل تحلیل است.
 
۹-۳ پنج محاسبه غلط اساسی دشمن: از همراهی اقتصادی تا ایجاد یأس
رهبر انقلاب سپس پنج محاسبه غلط را برمی‌شمرند:
۱. «خیال میکرد ملّت ایران به خاطر مشکلات اقتصادی... با نقشه‌ی براندازی و تجزیه‌طلبی دشمن همراهی خواهد کرد»: دشمن گمان کرد نارضایتی معیشتی به معنی پذیرش «براندازی» و حتی «تجزیه‌طلبی» است. این اشتباه، ناتوانی از درک تفاوت بین «اعتراض به وضع موجود» و «قبول دادن به دشمن خارجی برای نابودی کشور» است.
 
۲. «خیال میکرد با فحش و بددهنی و اهانت... میتواند مسئولین کشور را از میدان خارج کند، منفعل کند»: دشمن، فرهنگ سیاسی مسئولان انقلابی را که ریشه در مبارزات دارد، درنیافته و تصور می‌کرد اهانت می‌تواند آنان را مرعوب یا منفعل کند.
 
۳. «خیال کردند... میتوانند مسئولان سطح بالای کشور را دچار اختلاف نظر کنند... بینشان اختلاف بیفتد»: این محاسبه، ناشی از الگوپردازی از وضعیت خودشان (مثل اختلاف در آمریکا و رژیم صهیونیستی) بر سیستم مدیریتی ایران بود و وحدت استراتژیک ناشی از اعتقاد به یک آرمان مشترک را نادیده گرفت.
 
۴. «خیال میکردند میتوانند با دلارهای نفتی فلان کشور... اراده‌ی جمهوری اسلامی را تحت تأثیر قرار بدهند»: دشمن قدرت «اراده» و «عزم راسخ» ناشی از ایدئولوژی و استقلال‌طلبی را دست کم گرفت و فکر کرد می‌توان با پول آن را خرید.
 
۵. «خیال میکردند با اینکه چند عنصر خودفروخته را تشویق کنند... علیه کشور خودشان لجن‌پراکنی کنند، این موجب میشود جوانهای ما ناامید بشوند»: دشمن اثر تبلیغات مزدوران خارج‌نشین را بر نسل جوان، که با بصیرت و مطالبه‌گری خود با نظام در ارتباط است، بیش از حد ارزیابی کرد.
 
۹-۴ قاعده چهل‌ساله و تضمین آینده: تداوم شکست دشمن به دلیل تداوم محاسبات غلط
رهبر انقلاب: «چهل سال است که دشمن، با انواع طرق، علیه نظام جمهوری اسلامی تلاش میکند و چون محاسباتش غلط بوده و غلط است، تا حالا شکست خورده، در این قضیّه هم شکست خورد، در آینده هم هر وقت اقدام کند شکست خواهد خورد.»[45]
 
ایشان تحلیل خود را به یک قاعده تاریخی و آینده‌نگر ارتقا می‌دهند. کلیدواژه «چون محاسباتش غلط بوده و غلط است» نشان می‌دهد این خطای محاسباتی، یک اشتباه گذرا نیست، بلکه نقص ساختاری در نگاه ماتریالیستی و غرب‌محور دشمن به پدیده انقلاب اسلامی است. بنابراین، تا زمانی که این انقلاب بر پایه‌های ایمان و استقلال خود استوار است، شکست دشمن در هر توطئه آینده نیز قطعی است. این جمله، هم بیانگر اعتماد به نفس استراتژیک است و هم هشداری به دشمن که راهش به جایی نمی‌رسد.
 
10. اغتشاش و بهانه‌جویی درباره زن: تحلیل دوگانگی غرب و دستاوردهای جمهوری اسلامی
رهبر انقلاب می‌فرمایند: «در اغتشاشات پاییز [سال ۱۴۰۱]، اینها مسئله‌ی زن را بهانه کردند، هیاهو راه انداختند؛ پشت قضیّه هم دستگاه‌های جاسوسی دشمنها بودند، [یعنی] دولتهای غربی؛ آن کشورهایی که خودشان در مسئله‌ی زن بشدّت متّهمند... در قضیّه‌ی زن، اینها به جمهوری اسلامی که برترین شأن را برای زن قائل است ایراد میگیرند... یک عدّه‌ای هم در داخل فریب [خوردند]... به تبعِ دشمن... شعار آزادی زن را دادند... مسئله‌ی خانمها که فقط پوشش نیست؛ زن مسئله‌ی تحصیل دارد، مسئله‌ی اشتغال دارد، مسئله‌ی ازدواج دارد، مسئله‌ی فعّالیّت سیاسی دارد، مسئله‌ی حضور در مسائل اجتماعی دارد، مسئله‌ی حضور در مدیریّتهای بالای دولتی دارد؛ اینها همه مسائل زن است. در کدام [یک] از اینها در کشور آزادی وجود ندارد؟... کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است... خیلی از اینها کسانی هستند که اهل دینند... توجّه ندارند که چه کسی پشت این سیاستِ رفعِ حجاب... است. جاسوسهای دشمن، دستگاه‌های جاسوسی دشمن، دنبال این قضیّه هستند... این مسئله قطعاً حل خواهد شد... دشمن با نقشه و برنامه وارد این کار شده، ما هم باید با برنامه و نقشه وارد بشویم...» [46]
 
۱۰-۱ بهانه‌جویی دشمن و هیاهوی اغتشاش بر محور مسئله زن
رهبر انقلاب: «در اغتشاشات پاییز [سال ۱۴۰۱]، اینها مسئله‌ی زن را بهانه کردند، هیاهو راه انداختند؛ پشت قضیّه هم دستگاه‌های جاسوسی دشمنها بودند، [یعنی] دولتهای غربی...»[47]
 
ایشان صراحتاً اعلام می‌کنند که مسئله زن، یک «بهانه» از سوی عاملان اغتشاش و دستگاه‌های جاسوسی غرب برای ایجاد «هیاهو» بود. این تحلیل، ماهیت ابزاری و پروپاگاندایی استفاده از این موضوع در آن مقطع را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد هدف، حل مشکلات زنان نبوده، بلکه ایجاد التهاب اجتماعی برای پیشبرد اهداف براندازانه بوده است.
 
۱۰-۲ افشای دوگانگی و نقض حقوق زن در غرب
رهبر انقلاب: «آن کشورهایی که خودشان در مسئله‌ی زن بشدّت متّهمند... در فلان کشور اروپایی پلیس گفته که زنها، شبها تنها به خیابان نروند، با مرد بروند! یعنی برای زن امنیّت وجود ندارد... در بعضی از مراکز... زنها نیمه‌شب برای دستشویی جرئت نمیکنند بروند... در کشور اروپایی، زن مسلمان با حجاب را در دادگاه، جلوی چشم پلیس و جلوی چشم دادگاه کشتند!... اینها با زن این‌جوری رفتار میکنند.»[48]
 
رهبری با شواهد عینی (نبود امنیت، قتل در دادگاه) نفاق و دوگانگی دولت‌های غربی را افشا می‌کنند. این دولتها که خود متهم به نقض حقوق و امنیت زنان هستند، در موضع دادخواهی و معیارگذاری برای جمهوری اسلامی ظاهر شده‌اند. این بخش نشان می‌دهد نقد آنها نه از موضع دغدغه حقوقی، که از موضع سیاسی و جنگ روانی است.
 
۱۰-۳ تحلیل عناصر داخلی: فریب‌خوردگی و جایگزینی هوچیگری به جای استدلال
رهبر انقلاب: «یک عدّه‌ای هم در داخل فریب [خوردند] ــ به نظر بنده اغلب فریب خوردند ــ به تبعِ دشمنِ خارجی و افرادِ خائنِ خارج‌نشین... شعار آزادی زن را دادند. اینجا هم هوچیگری کردند؛ مثل خیلی از موارد دیگر، به جای استدلال منطقی و حرف صحیح... هوچیگری کردند.»[49]
 
نگاه رهبری به معترضان داخلی در این موضوع، عمدتاً فریب‌خوردگی و دنباله‌روی از تحریکات خارجی است. ایشان روش این جریان را نه گفت‌وگوی منطقی، که «هوچیگری» می‌دانند؛ یعنی ایجاد سر و صدا و هیجان کاذب برای پیشبرد اهداف، بدون پایبندی به مبانی استدلالی. این توصیف، هم نشان از خیرخواهی نسبت به فریب‌خوردگان دارد و هم قاطعیت در قبال روش‌های غیرمنطقی.
 
۱۰-۴ تبیین جامعیت مسئله زن و دستاوردهای انقلاب اسلامی
رهبر انقلاب: «مسئله‌ی خانمها که فقط پوشش نیست؛ زن مسئله‌ی تحصیل دارد، مسئله‌ی اشتغال دارد، مسئله‌ی ازدواج دارد، مسئله‌ی فعّالیّت سیاسی دارد، مسئله‌ی حضور در مسائل اجتماعی دارد، مسئله‌ی حضور در مدیریّتهای بالای دولتی دارد؛ اینها همه مسائل زن است.
 
در کدام [یک] از اینها در کشور آزادی وجود ندارد؟... این‌همه دختر محصّل، این‌همه دختر دانشجو، این‌همه زنِ دارای مشاغل بالای دولتی، این‌همه خانمهای تشکیل‌دهنده‌ی اجتماعات بزرگ، این حضور فعّال زنها...»[50]
 
در این بخش، رهبری با نگاهی جامع، هفت عرصه کلانی را که حقوق و حضور زنان در آنها معنا می‌یابد برمی‌شمارند: تحصیل، اشتغال، ازدواج، فعالیت سیاسی، حضور اجتماعی، مدیریت دولتی، و مشارکت در اجتماعات بزرگ (از مبارزات پیش از انقلاب تا راهپیمایی‌های ملی).
 
 سپس با پرسش («در کدامیک... آزادی وجود ندارد؟») و ذکر مصادیق گسترده پیشرفت زنان، دستاوردهای عینی نظام را در مقابل ادعاهای مبنی بر محدودسازی کلی زنان قرار می‌دهند. این استدلال، ادعای دشمن درباره «آزادی زن» را از حالت کلی‌گویی انتزاعی خارج کرده و در معرض سنجش با واقعیت‌های ملموس جامعه ایرانی قرار می‌دهد.
 
۱۰-۵ تبیین حکم حجاب: محدودیت شرعی-قانونی و خطر سیاسی کشف حجاب
رهبر انقلاب: «در مسئله‌ی پوشش، خب بله، مسئله‌ی حجاب محدودیّتِ شرعی و قانونی است... کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است... خیلی از کسانی که کشف حجاب میکنند نمیدانند این را؛ اگر بدانند که پشت این کاری که اینها دارند میکنند چه کسانی هستند، قطعاً نمیکنند... جاسوسهای دشمن، دستگاه‌های جاسوسی دشمن، دنبال این قضیّه هستند.»[51]
 
ایشان به صراحت حجاب را یک «محدودیت شرعی و قانونی» می‌دانند که جزء قوانین جمهوری اسلامی است. سپس کشف حجاب را دارای دو بعد می‌خوانند: «حرام شرعی» (نقض حکم الهی) و «حرام سیاسی» (همراهی ناخواسته با پروژه دشمن). این تحلیل هوشمندانه، به کسانی که ممکن است از انگیزه‌های دینی برخوردار باشند ولی تحت تأثیر فضاسازی قرار گیرند هشدار می‌دهد که عمل آنها در بستر یک جنگ نرم، توسط «دستگاه‌های جاسوسی دشمن» (ابزاری) می‌شود.
 
۱۰-۶ قطعیت حل مسئله و الزام برنامه‌محوری در مواجهه
رهبر انقلاب: «این مسئله قطعاً حل خواهد شد... امام، در اوّلین هفته‌های انقلاب، مسئله‌ی حجاب را الزاماً و قاطعاً بیان کردند... منتها همه توجّه داشته باشند که دشمن با نقشه و برنامه وارد این کار شده، ما هم باید با برنامه و نقشه وارد بشویم؛ کارهای بی‌قاعده و بدون برنامه نباید انجام بگیرد. مسئولین برنامه داشته باشند و دارند...»[52]
 
در پایان، رهبری با اشاره به تاکید قاطع امام خمینی(ره) بر حجاب، قطعیت حل این چالش را اعلام می‌کنند. اما شرط این حل شدن را برنامه‌محوری و قاعده‌مندی در مقابل نقشه برنامه‌ریزی شده دشمن می‌دانند. ایشان همگان را از اقدامات خودسرانه و بی‌قاعده بر حذر داشته و بر لزوم اجرای برنامه‌های مدون از سوی مسئولان تأکید می‌کنند. این فراز، هم بیانگر عزم نهایی نظام است و هم ارائه راهبرد عملیاتی برای عبور از بحران.
 
نتیجه‌گیری:
این مقاله با واکاوی منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی نشان داد که تمایز نهادن میان «اعتراض» و «اغتشاش»، قاعده‌ای بنیادین و خط‌قرمزی راهبردی است. اعتراض، پدیده‌ای داخلی، قابل گفت‌وگو و معطوف به اصلاح است، در حالی که اغتشاش، پروژه‌ای برون‌زا، سازمان‌یافته و با اهداف براندازانه، تخریب و گسست‌افکنی تعریف می‌شود.
 
بر این اساس، مکانیسم مدیریت نیز دوگانه و حکیمانه است: رویکردی اصلاح‌گرایانه و هدایت‌محور نسبت به فریب‌خوردگان، و برخوردی قاطع و قضایی با عاملان جنایت و تخریب. این الگو، برگرفته از سیره نبوی(ص) و متکی بر «مرهم» اقناع و «داغ» مجازات است.
 
در نهایت، تحلیل راهبردی ارائه‌شده ثابت می‌کند که دشمن با وجود طراحی جامع، به دلیل محاسبه غلط از عمق ایمان و وحدت ملت ایران، محکوم به شکست است. تجربه نشان داده ملت و نظام از این تهدیدات عبور می‌کنند، بلکه با هوشیاری و استقامت، آنها را به فرصتی برای نمایش قدرت، انسجام و پیشرفت تبدیل می‌سازند.
 

ارجاعات:

[1] تا [11]. بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی. (۱۳ دی ۱۴۰۴).
[12] تا [18] بیانات در مراسم سی‌وچهارمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (رحمه‌الله). (۱۴ خرداد ۱۴۰۲).
[19] تا [23] بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی. (۱ فروردین ۱۴۰۲).
[24] تا [37]  بیانات در دیدار مردم قم. (۲۶ بهمن ۱۴۰۱).
[38]  تا[41] بیانات در دیدار مردم اصفهان. (۲۸ آبان ۱۴۰۱).
[42] تا [45]  بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام. (۲۲ دی ۱۴۰۱).
[46] تا [52] بیانات در دیدار مسئولان نظام. (۱۵ فروردین ۱۴۰۲).
 

منبع:

تحریریه راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
۱۰ اقدام عملی حضرت علی(ع) برای نظام‌مند ساختن بیت‌المال
۱۰ اقدام عملی حضرت علی(ع) برای نظام‌مند ساختن بیت‌المال
خون‌خواهی آیت‌الله خامنه‌ای؛ پاسخ به شبهات
خون‌خواهی آیت‌الله خامنه‌ای؛ پاسخ به شبهات
حرکات نمایشی یک نیروی مرزبانی هند در مراسم مرزی واگه–آتاری
play_arrow
حرکات نمایشی یک نیروی مرزبانی هند در مراسم مرزی واگه–آتاری
تحلیلگر نظامی: این بار مثل ویتنام نیست؛ ایران ما را در میدان نبرد شکست داد
play_arrow
تحلیلگر نظامی: این بار مثل ویتنام نیست؛ ایران ما را در میدان نبرد شکست داد
قالیباف: برای من حکم، حکم ولایت و رهبری است
play_arrow
قالیباف: برای من حکم، حکم ولایت و رهبری است
تشکیک مهم مجری ارشد سیاسی فاکس‌نیوز درباره ادعاهای ترامپ از جریان نفت در تنگه هرمز
play_arrow
تشکیک مهم مجری ارشد سیاسی فاکس‌نیوز درباره ادعاهای ترامپ از جریان نفت در تنگه هرمز
تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
play_arrow
تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
وندی شرمن: ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز ناگزیر از دادن امتیاز به ایران و لغو تحریم‌هاست
play_arrow
وندی شرمن: ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز ناگزیر از دادن امتیاز به ایران و لغو تحریم‌هاست
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ بیش از حد بی‌کفایت است!
play_arrow
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ بیش از حد بی‌کفایت است!
آخرین آواز ایرج خواجه‌امیری برای مردم
play_arrow
آخرین آواز ایرج خواجه‌امیری برای مردم
قالیباف: امام شهید با گفتار، رفتار و عملش به همه ما آموخت و ما را تربیت کرد
play_arrow
قالیباف: امام شهید با گفتار، رفتار و عملش به همه ما آموخت و ما را تربیت کرد
دیدگاه استاد علوم سیاسی دانشگاه لندن درباره میزان تاب آوری ایرانیان در جنگ
play_arrow
دیدگاه استاد علوم سیاسی دانشگاه لندن درباره میزان تاب آوری ایرانیان در جنگ
اگر هنگام حمله هوایی در طبقات بالایی ساختمان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در طبقات بالایی ساختمان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خانه بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خانه بودیم چه کنیم؟
در دیدار رئیس سازمان بسیج مستضعفین با علما و مراجع تقلید قم چه گذشت؟
play_arrow
در دیدار رئیس سازمان بسیج مستضعفین با علما و مراجع تقلید قم چه گذشت؟