بیان مسئله:
نوجوان امروز در عصر دیجیتال زندگی میکند. او روزانه ساعاتی را با محتوای کوتاه، تصویری، پرشتاب و تعاملی در شبکههای اجتماعی سپری میکند. ذهن او به ساختارهای انفجاری اطلاعات، پیامهای فوری و ارتباطات افقی عادت کرده است.
در سوی دیگر، منبر سنتی همچنان ساختاری خطی، طولانی، یکطرفه و مبتنی بر اقتدار گوینده دارد. این دو جهان با یکدیگر فاصله عمیقی پیدا کردهاند. نتیجه آنکه نوجوان امروز وقتی پای منبر مینشیند، اغلب نه گوش میدهد، نه باور میکند و نه تأثری نشان میدهد.
سؤال اصلی این مقاله آن است که «چرا نوجوان امروز زبان منبر را نمیفهمد؟» آیا ریشه در کمبود ایمان و باورهای دینی او دارد؟ یا مشکل از فرم، روش و زبانی است که منبریها برای انتقال پیام دین انتخاب کردهاند؟ آیا میتوان با شناسایی دقیق این آسیبها و اصلاح روشها، منبر را به جایگاه تأثیرگذار خود بازگرداند و نسل جدید را دوباره به مسجد و منبر پیوند زد؟
ضرورت مسئله:
تبیین این مسئله از چند جهت ضرورت علمی و اجتماعی دارد.
نخست، نسل جوان سرمایه اصلی هر جامعه است و هدف نخست تهاجم فرهنگی دشمن نیز این نسل میباشد. اگر منبر به عنوان یکی از مهمترین پایگاههای دینی نتواند با نوجوان ارتباط برقرار کند، خلأ عمیقی ایجاد میشود که دشمن از آن بهره خواهد برد.
دوم، پژوهشها و آمارهای میدانی نشان میدهد که حضور جوانان در مساجد، نمازهای جمعه و مجالس مذهبی در سالهای اخیر کاهش یافته است و یکی از علل اصلی آن، ناتوانی منبر در پاسخگویی به پرسشها و نیازهای زبانی و عاطفی نسل جدید است.
سوم، اصلاح منبر نه به معنای تغییر در مبانی و اصول دین، بلکه به معنای بازنگری در روشها، فرم و زبان انتقال پیام است. این بازنگری نیازمند تشخیص دقیق آسیبها در سه سطح محتوا، روش و ساختار و نیز ارائه راهکارهای عملی و اجرایی است.
این مقاله با بهرهگیری از تحلیلهای کارشناسی، مطالعات میدانی و منابع دینی معتبر، به دنبال پاسخ به پرسشهای پنجگانه زیر است تا گامی مؤثر در مسیر اصلاح منبر و جذب نسل جوان بردارد.
اهداف مقاله:
هدف کلی: بررسی علل نافهمیدن زبان منبر توسط نوجوان امروز و ارائه راهکارهای عملی برای تحول منبر متناسب با ویژگیهای نسل جدید.
سوال 1. چه تفاوتهای بنیادینی میان منبر سنتی و ذهن نوجوان امروز وجود دارد که این شکاف نسلی را ایجاد کرده است؟
سوال 2. نوجوان امروز از نظر ویژگیهای شناختی، عاطفی و رفتاری چه خصوصیاتی دارد که منبریها باید آنها را بشناسند؟
سوال 3. منبر امروز از نظر محتوا، روش و زبان گوینده، و ساختار حاکم بر مساجد چه آسیبهایی دارد؟
سوال 4. متولیان دین و امامان جماعت چه نقشی در دفع یا جذب نوجوانان به مسجد و منبر دارند؟
سوال 5. برای تحول منبر و ارتباط مؤثر با نسل جدید، چه راهکارهای عملی و اجرایی وجود دارد؟
از منبر دیروز تا ذهن امروز؛ چرا نوجوان گوش نمیدهد؟
بخش اول: چرا نوجوان امروز زبان منبر را نمیفهمد؟
«ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ» (1) «با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به شیوهای نیکوتر مجادله نما.»خداوند در این آیه شریفه، سه مسیر را برای دعوت معرفی میکند: حکمت به معنای عقلانیت شخصیسازیشده، موعظه نیکو به معنای احساس همدلانه، و جدال احسن به معنای گفتوگوی برابر. زبان منبری امروز اگر از این سه مسیر فاصله بگیرد و تنها به یک طرفه سخن گفتن و تحکم اکتفا کند، طبیعی است که تنها «صدا» باقی میماند و «پیام» به نوجوان نمیرسد.
نسل جدید نه به دنبال شنیدن فرمان، که به دنبال درک کردن است. او نمیپذیرد که صرفاً به او گفته شود «باید» و «نباید»، مگر اینکه فلسفه و پشت هر حکمی را با زبانی که خودش میفهمد، دریافت کند. این آیه، چارچوب کلی هر منبر و سخنرانی دینی را تعیین میکند؛ چارچوبی که متأسفانه امروز در بسیاری از منابر رعایت نمیشود.
🔹 منبر دیروز، مرکز اقناع دینی جامعه
در سالهای نهچندان دور، منبر مرکز اقناع دینی جامعه بود. صدای گرم خطیب، مثل موجی از یقین، در جان شنوندهها مینشست؛ چشمی اشک میریخت و دلی توبه میکرد. اما امروز، وقتی یک نوجوان پای همان منبر مینشیند، اغلب نه گوش میدهد، نه باور میکند، و نه تأثری نشان میدهد. ریشه را باید در «فرم» جستوجو کرد؛ نه صرفاً در «محتوا».
دین تغییر نکرده است، اما زبان دین تغییر نکرده، در حالی که زبان دنیا عوض شده است. خطیب هنوز بر همان منبر چوبی ایستاده، ولی نوجوان در منبر دیجیتالِ ذهن خود سخنرانی میشنود: کوتاه، تصویری، احساسی، و بیواسطه. این فاصله، همان شکافی است که امروز میان نسل جوان و منبر ایجاد شده است.
نوجوانی که ساعات زیادی از روز را با محتوای کوتاه، پرشتاب و تعاملی در فضای مجازی سپری میکند، نمیتواند ناگهان با یک سخنرانی یکساعته و یکطرفه ارتباط برقرار کند. این به معنای کمبود ایمان او نیست، بلکه به معنای تغییر ساختار ذهنی اوست که متولیان دین هنوز آن را درک نکردهاند.
🔹 ساختار خطی منبر سنتی در برابر ذهن انفجاری نوجوان
منبر سنتی ساختاری خطی دارد؛ مقدمهای آرام، روضهای پرشور، و جمعبندی همراه با موعظه. اما ذهن نسل جدید در شبکههای اجتماعی به ساختارهای انفجاری خو گرفته است: اطلاعات جزیرهای، پیامهای شتابدار، و رابطهای شخصی با احساسات. برای او، متن طولانی نه «سخن خدا» بلکه «وقتتلفکُن» است.
این همان شکاف نسلی است که تبلیغ دین را از اثر انداخته. مبلّغ هنوز با منطق گزاره و حجّت سخن میگوید، در حالی که نوجوان با منطق تجربه و عاطفه زندگی میکند. او قبل از فهمیدن، «حس میکند» و اگر احساس صداقت و ارتباط نگیرد، گوش نمیسپارد.
به عبارت دیگر، نوجوان امروز اولین پرسشش این نیست که «آیا این حرف درست است؟» بلکه این است که «آیا این گوینده مرا میفهمد؟ آیا با من صادق است؟ آیا خودش به آنچه میگوید عمل میکند؟» اگر پاسخ به این سؤالات منفی باشد، هیچ استدلال عقلی و هیچ استناد محکمی نمیتواند او را جذب کند. این ویژگی اصلی نسل جدید است که متأسفانه بسیاری از منبریها از آن غافلاند.
🔹 امام صادق (ع): دعوت با منش، نه فقط با زبان
امام صادق علیهالسلام فرمود:«کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَةٌ» (2) «مردم را به غیر از زبان خود، دعوت کنید، تا پرهیزکارى و کوشش در عبادت و نماز و خوبى را از شما ببینند، زیرا اینها خود دعوت کننده است.»
این روایت شریف، یک اصل اساسی در تبلیغ دین را بیان میکند: مؤثرترین دعوت، دعوت با رفتار و منش است، نه صرفاً با زبان. امام صادق علیهالسلام به صراحت میفرمایند که مردم باید ورع، اجتهاد، نماز و خوبی را در وجود شما ببینند؛ زیرا اینها خودشان دعوتکنندهاند.
در منبر سنتی، متأسفانه دعوت اغلب «از بالا» شکل میگیرد؛ گوینده به عنوان یک مرجع مطلق و بدون هیچ نقصی سخن میگوید و مخاطب فقط شنونده است. اما در دنیای تینایجرها، هر چیزی که از بالا و با لحن اقتدار بیان شود، بهمحض لمس همان اقتدار، رد میشود.
نوجوان امروز میخواهد قبل از هر چیز، صداقت و یکسانی گفتار و رفتار گوینده را ببیند. اگر این را ببیند، مسیر هموار میشود؛ وگرنه، هیچ کلامی، هر چند فصیح و بلیغ، نمیتواند تأثیر بگذارد. از این رو، نخستین گام برای اصلاح منبر، اصلاح خود منبری است؛ نه در کلام، که در سیره و زندگی.
🔹 زبان تکلیف در برابر زبان تجربه
ادبیات منبری در جان خود «زبان تکلیف» دارد: باید این کار را بکنی، نباید آن را بکنی، عذاب این است، ثواب آن است. اما تجربه زیسته نوجوان بر مدار «زبانِ تجربه» میچرخد: چرا باید؟ چگونه حسش کنم؟ چه ربطی به من دارد؟
این تفاوت بنیادین، ریشه اصلی نافهمیدن زبان منبر توسط نوجوان است. منبریها همچنان با زبانی سخن میگویند که متعلق به نسلهای گذشته است؛ زبانی که در آن، تکلیف بر درک مقدم است.
در حالی که نوجوان امروز پیش از آنکه تکلیفی را بپذیرد، میخواهد آن را درک کند، با احساسات خود بسنجد و ببیند چه نسبتی با زندگی روزمرهاش دارد. اگر منبر نتواند پاسخ «چه ربطی به من دارد؟» را بدهد، نوجوان آن را کنار میگذارد، نه از روی لجاجت، بلکه از روی بیربطی.
🔹 پند گویِ پند ناپذیر
«إنّ العالِمَ إذا لم یَعمَلْ بعِلمِهِ زَلَّت مَوعِظَتُهُ عنِ القُلوبِ کَما یَزِلُّ المَطَرُ عنِ الصَّفا» (3) «عالم هرگاه به علم خود عمل نکند، پند او از دلها فرو میغلتد، آن گونه که باران از روی تخته سنگ فرو میغلتد.»
امام صادق علیهالسلام در این روایت، یک حقیقت روانشناختی عمیق را بیان میفرمایند. تخته سنگ صاف و سخت، آب باران را روی خود نگه نمیدارد و آن را پس میزند. دل انسان نیز وقتی با عالمی روبهرو شود که گفتارش با کردارش هماهنگ نیست، پند و موعظه را پس میزند.
نوجوان امروز بیش از آنکه به حرف گوش دهد، به رفتار چشم میدوزد. او به سرعت تناقضها را مییابد و اگر میان سخن و زندگی گوینده منبر شکاف ببیند، نه تنها جذب نمیشود، بلکه دفع هم میگردد. شاید بزرگترین آفت منبر امروز، همین شکاف میان گفتار و رفتار متولیان دین باشد.
نوجوانی که میبیند گوینده منبر از فساد اداری سخن میگوید اما خودش به سهمیههای خاص دسترسی دارد، یا از سادهزیستی میگوید اما در زندگی شخصی تشریفات دارد، دیگر هیچ کلامی از او نمیپذیرد. تأثیرگذاری منبر، پیش از هر چیز در گرو مطابقت گفتار و کردار خطیب است.
🔹 بحران فرم؛ نه کمبود ایمان
نوجوان امروز بیدین نیست؛ بلکه بیمیانجی است. او مستقیم به خدا رجوع میکند، چون زبان واسطهها برایش ناشناخته شده. ایراد از ایمانش نیست، از تجربه دینی ماست که در فرم خود خشکیده است. این جمله کلیدی را باید بارها تکرار کرد: نسل جدید به دنبال معنویت است، اما نه آن معنویتی که در قالب کلیشههای تکراری و زبان خشک و دستوری ارائه شود.
او نماز میخواند، روزه میگیرد، در مراسم مذهبی شرکت میکند، اما زمانی که پای منبر مینشیند و میبیند گوینده از دنیای او بیخبر است و به زبان او سخن نمیگوید، گوش خود را میبندد. بحران، بحران ایمان نیست؛ بحران، بحران فرم و زبان است.
🔹 مردم دشمن نادانستههایشان هستند
«الناس أعداء ما جهلوا» (4) «مردم دشمن چیزی هستند که نمیدانند و نمیفهمند.»
امیرالمؤمنین علیهالسلام در این کلام قصار، یک قانون روانشناختی و اجتماعی را بیان میفرمایند. انسان نسبت به چیزی که نمیفهمد، موضع خصمانه میگیرد. اگر ادبیات تبلیغ نتواند مفهوم دین را در زیست روزمره نوجوان ترجمه کند، او دین را نمیفهمد و ناخواسته از آن فاصله میگیرد.
این فاصله گرفتن، نه از روی کفر و الحاد، که از روی جهل و نادانی نسبت به زبان و قالبی است که دین در آن ارائه شده است. پس مسأله این نیست که اسلام کشش ندارد؛ بلکه ما کشش زبانیاش را از کار انداختهایم. دین به زبان محبت، همفکری و تجربه شنیده میشود؛ نه در لحن هشدار و تکرار.
تا زمانی که منبر با زبان تهدید و تحکم پیش میرود، نوجوان از آن میگریزد. اما اگر زبان محبت و همدلی را بیاموزد، نوجوان مشتاقانه پای آن مینشیند.
🔹 نیاز به فرمهای تعاملی و عاطفی
برای ارتباط با نسل Z، دیگر نمیتوان از «ادبیات خطابه» استفاده کرد؛ باید سراغ «ادبیات همسفری» رفت. نوجوان امروز در جستوجوی معناست، نه مرجع. او مخاطب نیست، شریک است.
از اینرو منبر مؤثر باید بهجای موعظه، روایت کند؛ یعنی با قصه و تجربه زنده حرف بزند. بهجای طول، بر ریتم تکیه کند؛ پیامهای کوتاهتر، با چگالی احساسی بیشتر. بهجای اقتدار، از گفتوگو بهره برد؛ پرسش را به رسمیت بشناسد. و بهجای زبان کلیشه، از زبان تصویری و روزمره استفاده کند.
منبر مؤثر، منبری نیست که فقط سخنران آن باهوشترین یا مسلطترین فرد باشد، بلکه منبری است که بتواند خود را به سطح مخاطب برساند، با او همدلی کند، دردش را بفهمد و به زبان خودش با او حرف بزند.
تا زمانی که منبر، خود را رسانهای «از بالا» بداند، پیامش به نسل پایینتر نمیرسد. ولی اگر «دعوت با منش» را جایگزین کند، نوجوان نه تنها میشنود، بلکه شریک در فهم دین میشود. نوجوان امروز از منبر فرار نمیکند؛ از تحکم و خشکی و بیگانگی با دنیای خودش فرار میکند. اگر منبری بتواند خود را به روز کند، زبان جوان را یاد بگیرد، با او صادق باشد و زندگی خود را با گفتارش هماهنگ سازد، خواهد دید که نوجوان تشنهتر از آن است که تصور میشود.
بخش دوم: ویژگیهای نسل جدید (نوجوان امروز) که منبر آنها را نمیشناسد
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند:«عَلَیْکُمْ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى کُلِّ خَیْرٍ» (5) ترجمه: «بر شما باد به جوانان، که آنان به هر خیری سریعتر روی میآورند.»
و در روایت دیگر فرمودند: «إِنَّ قُلُوبَ الْأَحْدَاثِ أَرَقُّ مِنْ قُلُوبِ الْکِبَارِ» (6): «همانا دلهای جوانان، نرمتر از دلهای پیران است.»
🔹 دوره حساس نوجوانی و جوانی
دوره نوجوانی و جوانی یکی از حساسترین دورههای زندگی انسان است. انسان در این دوره ویژگیهای خاصی دارد از جمله عاطفی بودن، زودرنجی، و به دلیل ناپختگی، کمتجربگی و احساسات شدید، به طور طبیعی خطاپذیری بیشتری دارد.
از طرف دیگر، روحیه استقلالطلبی و ستیزهجویی، زمینه چالشها و تضادها را در میان این قشر و بزرگترها به وجود میآورد. با وجود همه این ویژگیها، اگر با جوانان با صداقت و احترام برخورد شود، به سهولت میتوان در این دوره از حیات در عمق دل و صفای قلب او نفوذ کرد.
همان گونه که پیامبر اسلام (ص) فرمودند: قلب جوانان رقیقتر و آماده پذیرش خیر است. وقتی خداوند مرا برای بشارت و انذار مردم مبعوث کرد، سالخوردهها با من مخالفت کردند، اما جوانان با من پیمان بستند. (7)
🔹 تربیتپذیری و الگوپذیری جوانان
این فرمایش رسول اکرم (ص) نشاندهنده تربیتپذیری و الگوپذیری جوانان و فطری بودن پیام آن حضرت است. حضرت علی علیهالسلام نیز به فرزندش امام حسن مجتبی علیهالسلام میفرماید: «فرزندم! قلب نوجوانان چون زمینی خالی از بذر است، آنچه در آن بریزی میپذیرد.
من به ادب و تربیت تو پیش از سخت شدن قلبت و مشغول گشتن عقلت به چیزی، مبادرت ورزیدم و به تربیت تو پرداختم.» (8) شهید بهشتی نیز با تبیین ویژگیهای جوانان و نوجوانان از قبیل حقگرایی، حقدوستی، حقپرستی، خیر دوستی و عدلدوستی، این ویژگیها را در اغلب جوانان بیشتر از سایر اقشار دانسته است و آن را زمینه مساعد خدادادی برای بهرهبرداری شایسته میداند و بیتوجهی به آن را تیرهبختی مینامد. (9)
🔹 نوجوان امروز؛ مخاطب نیست، شریک است
متأسفانه، منبر امروز این ویژگیهای نسل جدید را نمیشناسد. نوجوان امروز در جستوجوی معناست، نه مرجع. او مخاطب نیست، شریک است. این تفاوت بنیادین میان نسل جدید و نسلهای گذشته است که منبریها هنوز آن را درک نکردهاند.
نوجوان امروز نمیخواهد صرفاً یک شنونده منفعل باشد؛ او میخواهد سؤال بپرسد، نقد کند، نظر بدهد و در فرایند فهم دین مشارکت داشته باشد. منبر سنتی که تنها به سخنرانی یکطرفه و موعظه از بالا به پایین میپردازد، نمیتواند پاسخگوی این نیاز باشد. نوجوان امروز تشنه گفتوگو است، نه خطابه؛ تشنه همسفری است، نه تحکم.
🔹 نوجوان قبل از فهمیدن، «حس میکند»
نوجوان امروز قبل از فهمیدن، «حس میکند». او نخست به دنبال احساس صداقت و ارتباط عاطفی است، سپس به سراغ تحلیل عقلانی میرود. اگر در همان دقایق اولیه احساس نکند که گوینده منبر او را درک میکند و با دنیای او آشناست، ذهن خود را میبندد و دیگر هیچ استدلالی نمیتواند او را جذب کند.
این ویژگی، نقطه قوت نسل جدید است نه ضعف او. او به دنبال اصالت و صداقت است؛ از ظاهرپردازی و ریاکاری بیزار است. اگر خطیبی با او صادق باشد، اگر خطاهای خود را بپذیرد و کاستیهای جامعه را بدون پردهپوشی بیان کند، نوجوان تا آخر پای منبر مینشیند. اما اگر لحن خطیب، لحن «ما همه چیز میدانیم و شما هیچ نمیدانید» باشد، نوجوان برمیخیزد و میرود.
🔹 مشکلپسندی نوجوان در اثر دسترسی به رسانهها
نوجوان امروز در اثر دسترسی به رسانههای متعدد، «مشکلپسند» شده است. دیگر مانند نسلهای قبل، هر محتوایی را نمیپذیرد. او میتواند سخنان یک خطیب را با سخنان دیگران مقایسه کند، میتواند اصل یک روایت را در اینترنت جستجو کند، میتواند ببیند آیا گوینده منبر در زندگی شخصی خود به آنچه میگوید عمل میکند یا نه.
این مشکلپسندی، اگرچه کار را برای منبریها سختتر کرده است، اما فرصتی نیز هست. اگر منبری بتواند استانداردهای بالای این نسل را تأمین کند، مخاطبی وفادار و متعهد خواهد داشت که حاضر است برای دین خود هزینه بدهد.
🔹 طبع زیبادوست و پرنشاط نوجوان
طبع نوجوان، پاکیزه، زیبادوست و پرنشاط است. او به مکانهای پاکیزه، زیبا، جذاب و دلپذیر بیشتر گرایش پیدا میکند. این طبع زیبادوست، نشانه فطرت پاک اوست. اما متأسفانه بسیاری از مساجد و منابر، از نظر ظاهری و محیطی، پاسخگوی این نیاز نیستند.
فرشهای کهنه، دیوارهای تیره، نور کم، بوی نامطبوع، همه عواملی هستند که نوجوان را قبل از هر چیز فراری میدهند. او پیش از آنکه پای منبر بنشیند و محتوا را ارزیابی کند، با فضا روبهروست. اگر فضا جذاب نباشد، هرگز وارد نمیشود تا محتوا را ببیند. توجه به بهداشت، نظافت، زیبایی و نشاط مساجد، یکی از ضروریات جذب نسل جدید است.
🔹 بحران هویت و هویت دینی
نوجوان امروز با بحران هویت دست و پنجه نرم میکند. این بحران در سالهای نوجوانی شروع میشود و تا بخشی از جوانی ادامه دارد. در این مرحله، نوجوان با کمک والدین و اطرافیان باید هویت خود را بسازد. هویت دینی یکی از مهمترین ابعاد هویت اوست که به معنای رابطه فرد با دین و نتیجه آن احساس تعهد و مسئولیت در قبال ارزشها و معتقدات دینی است.
فقدان جهانبینی مطلوب، نداشتن بینش صحیح نسبت به آفرینش، هرگونه اختلال و آشفتگی در هویت دینی، ضعف دینداری در بین جوانان و عدم حضور در مساجد و پایگاههای دینی را به همراه خواهد داشت. عواملی چون شکستها، سرخوردگی، کمبودها، اثرپذیری از تبلیغات دشمنان، برداشتهای غلط از دین، نداشتن بنیان علمی لازم و شناخت ناقص از دین و فلسفه آن، بحران هویتی فرد را تشدید میکند.
🔹 فاصله نسل سوم از تاریخ و پیشینه انقلاب
نسل سوم از تاریخ و پیشینه انقلاب فاصله گرفته است و از ارزشها و اهدافی که انقلاب را پدید آورد، آگاهی کافی ندارد. این ناآگاهی، یک شکاف نسلی عمیق ایجاد کرده است. نوجوان امروز، خاطره جنگ و انقلاب را ندارد، شهیدان را ندیده است، و تنها از طریق روایتهای دیگران با آن دوران آشنا میشود.
اگر منبر نتواند این ارزشها را به زبانی زنده، جذاب و مرتبط با نیازهای امروز بازتعریف کند، نوجوان نسبت به آنها بیتفاوت میشود. کارکرد منبر در این زمینه، نه بازگویی خاطرات قدیمی، که ترجمه ارزشهای آن دوران به زبان امروز است.
🔹 اقتدارستیز بودن نسل جدید
هر چیزی که از بالا بیاید، به محض لمس اقتدار، توسط نوجوان رد میشود. این شاید مهمترین ویژگی نسل جدید باشد. او اقتدار را نه از روی جایگاه، که از روی شایستگی میپذیرد. او به کسی احترام میگذارد که خود را در سطح او بداند، نه بالاتر از او. منبر سنتی با تکیه بر جایگاه و منصب، نمیتواند با نوجوان ارتباط برقرار کند. منبر مؤثر، منبری است که خطیب خود را «همسفر» نوجوان بداند، نه «مرجع مطلق» او.
🔹 جمعبندی ویژگیهای نسل جدید
در مجموع، نسل جدید نسلی است با ویژگیهای منحصربهفرد: عاطفی و زودرنج، اما در عین حال تشنه حقیقت؛ زیبادوست و مشکلپسند، اما در عین حال صادق و اصیل؛ استقلالطلب و اقتدارستیز، اما در عین حال تشنه رابطه و همدلی. منبری که میخواهد با این نسل ارتباط برقرار کند، ناگزیر است این ویژگیها را بشناسد و خود را با آنها تطبیق دهد.
نه نسل جدید باید عوض شود، نه منبر باید بمیرد؛ منبر باید متحول شود. تحولی که نه به معنای تغییر مبانی دین، که به معنای تغییر روش، زبان و فرم ارائه پیام است. همان دینی که هزار و چهارصد سال پیش قلبها را تسخیر کرد، هنوز هم همان قدرت را دارد. مشکل از دین نیست، مشکل از ابزارها و زبانهایی است که ما برای انتقال آن انتخاب کردهایم.
بخش سوم: آسیبشناسی محتوایی منبر (چه میگوییم؟)
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند:«لَا تَکُونُوا مِمَّنْ یَرْجُو الْآخِرَةَ بِغَیْرِ عَمَلٍ وَ یُرَجِّی التَّوْبَةَ بِطُولِ الْأَمَلِ وَ یَقُولُ فِی الْعَاجِلِ بِالْقَوْلِ الزَّاهِدِینَ وَ یَعْمَلُ فِیهِ عَمَلَ الرَّاغِبِینَ» (10)
«از کسانی نباشید که آخرت را بدون عمل امید دارند و توبه را به آرزوهای دراز میاندازند و در دنیا سخن زاهدان را میگویند اما عمل راغبان را انجام میدهند.»
این کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام، هشداری است به همه کسانی که سخن از دین میگویند اما خود به آن پایبند نیستند. نوجوان امروز این تناقض را به سرعت درمییابد و از آن بیزار است. آسیب محتوایی منبر، پیش از هر چیز از همین نقطه شروع میشود: وقتی محتوای منبر با زندگی گوینده هماهنگ نباشد، نه تنها تأثیر نمیگذارد، بلکه تأثیر معکوس دارد.
🔹 جایگزینی تعلیم به جای تفکر
استاد مطهری رحمتالله علیه در این باره میفرماید: «در تعلیم و تربیت بایستی به جوان مجال اندیشه داد و آن را ترغیب به فکر کرد. در حالی که نظام تعلیمی و تبلیغی ما تعلیم را به جای تفکر گذاشته است و در حقیقت منتهی شده است به انباشت محفوظات.» (11)
بزرگترین آفت منبر امروز، این است که به جای آموزش تفکر، به انباشتن محفوظات در ذهن نوجوان میپردازد. خطیب یک ساعت سخن میگوید، اما از نوجوان نمیپرسد: «تو چه فکر میکنی؟ چه پرسشی داری؟
چه اشکالی برایت ایجاد شده است؟» نوجوانی که فقط میشنود و هرگز فرصت اندیشیدن و پرسش پیدا نمیکند، کمکم از منبر دلزده میشود. زیرا منبر برای او به یک دستگاه یکطرفه تولید محتوا تبدیل میشود که هیچ نقشی در فرایند فکری او ندارد. تفکر نیاز به مکث، پرسش و گفتوگو دارد، اما منبر سنتی فقط تک گویی است.
🔹 عدم توجه به حس کاوش و حقیقتجویی نوجوان
معمولاً انسانها به دانستن حقیقت گرایش دارند. منکوب کردن، تشرزدن، گفتن «چرا آن قدر میپرسی» یا «نپرس»، روشی است که در برابر فکر حقیقتجویی وجود دارد. نمیتوان پرسشی را از میان برد.
اگر با پرسشی مخالفت شود، به شکل انحرافی ظاهر خواهد شد و باعث میشود تا انسان (چون پاسخی دریافت نکرده است) خود در آن زمینه تجربه پیدا کند. (12) متقابلاً اگر از سؤالات و مجهولات افراد به درستی و با پاسخهای منطقی استقبال شود، به جای مصرفکننده اندیشه، تولیدکننده اندیشههای دینی میشویم.
نوجوان امروز پر از پرسش است. درباره خدا، درباره زندگی، درباره عدالت، درباره فلسفه احکام. اگر منبر از این پرسشها استقبال نکند و بگوید «نپرس»، نوجوان یا از دین فاصله میگیرد یا به سراغ منابع غیرمعتبر میرود که پاسخهای انحرافی به او میدهند. منبری که پاسخگوی پرسشهای نسل جدید نباشد، به تدریج جای خود را به پادکستها، کانالهای تلگرامی و یوتیوبرهایی میدهد که هیچ تعهد دینی ندارند.
🔹 غفلت از تغییر آداب زمان در تربیت
باید توجه داشت جامعه جوان، جامعهای متفاوت است و اساساً با معیارهای گذشته قابل سنجش نیست. مقتضیات زمان بسیاری از آداب را عوض کرده و شکل بروز و ظهور آن را متفاوت میکند. بر این اساس تحمیل آداب زمان خویش به نسل بعد از خود، منجر به یک نوع جمود یا ثبات آداب میشود. باید ویژگیها و معیارهای نسل حاضر را به درستی شناخت و با توجه به آنها به تعلیم و تربیت او پرداخت. (13)
بسیاری از منابر همچنان با همان سبک و سیاق پنجاه سال پیش اداره میشوند. همان لحن، همان مثالها، همان داستانهای تکراری. در حالی که نسل جدید، نسلی است که با فضای مجازی، هوش مصنوعی، بازیهای رایانهای و شبکههای اجتماعی بزرگ شده است. اگر منبر نتواند مثالهای خود را از همین جهان امروز انتخاب کند، نوجوان احساس میکند این حرفها برای نسل پدربزرگش است، نه برای او.
🔹 رواج خرافهپرستی و بیان موضوعات بیپایه و غیرعلمی
آمیخته شدن آموزههای اصیل دین با خرافات، بدعتها و مسائل خارج از دایره دین و عقل، سبب ایجاد تصویر غیر واقعی و غیر قابل قبول از دین خواهد شد که نتیجهاش طرد شدن دین است.
یکی از آفات بزرگ منبر، ورود خرافات و مطالب غیرعلمی به آن است. وقتی نوجوانی که با روش علمی و منطقی آشناست، بشنود که خطیب مطلبی خلاف عقل و علم میگوید، تمام محتوای منبر را زیر سؤال میبرد. او نمیتواند میان خرافه و حقیقت دینی تمایز قائل شود، بنابراین کل دین را یک جا کنار میگذارد. منبری وظیفه دارد از گفتن هر مطلبی که سند معتبر ندارد و با عقل و علم سازگار نیست، خودداری کند. صداقت علمی خطیب، یکی از مهمترین عوامل جذب نوجوان است.
🔹 تکراری بودن موضوعات و نپرداختن به مسائل اختصاصی جوانان
برنامههایی که در برخی مساجد اجرا میشوند، نقش عمدهای در دفع جوانان نسبت به این نهاد مقدس دارند. یکنواخت بودن برنامههای مساجد، به روز نبودن آنها، تکراری بودن موضوعاتی که در مساجد مطرح میشوند، نپرداختن به موضوعات جوانان، تکراری و طولانی بودن برخی سخنرانیها، میتوانند از جمله موانع جذب جوانان به مساجد باشند.
نوجوان امروز دیگر تحمل شنیدن دهمین بار یک موضوع تکراری را ندارد. او میخواهد هر بار چیز جدیدی یاد بگیرد. موضوعات مورد علاقه او چیست؟ هویت، آینده، شغلیابی، ازدواج، فضای مجازی، شبهات اعتقادی، عدالت اجتماعی، فلسفه احکام. اگر منبر به این موضوعات نپردازد و همچنان در موضوعات کلیشهای و تکراری بماند، نوجوان به سراغ منابع دیگر میرود.
🔹 طولانی بودن متن منبر؛ چرا نوجوان «وقتتلفکُن» احساس میکند؟
منبر سنتی ساختاری خطی دارد: مقدمهای آرام، روضهای پرشور، و جمعبندی همراه با موعظه. اما ذهن نسل جدید در شبکههای اجتماعی به ساختارهای انفجاری خو گرفته است. برای او، متن طولانی نه «سخن خدا» بلکه «وقتتلفکُن» است.
نوجوان امروز به محتوای کوتاه، مفید و پرشتاب عادت کرده است. یک سخنرانی یکساعته با مقدمههای طولانی، برای او خستهکننده است. این به معنای کمظرفیتی او نیست، بلکه به معنای تغییر سبک زندگی و مصرف محتواست. منبری موفق است که بتواند حرف خود را در کوتاهترین زمان و با بالاترین تأثیر منتقل کند. نه اینکه هر چه بیشتر حرف بزند، محبوبتر باشد.
🔹 بیان نشدن ترجمه دعاها و اذکار به زبان روان
دعاها و اذکاری که در مساجد، مراسمات و صدا و سیما قرائت میشود و دارای معارف و نکات بسیار متعالی و تأثیرگذار هستند، برای اغلب شنوندگان به ویژه جوانان و نوجوان این سؤال مطرح است که چرا یک سری عبارات را به زبان عربی میخوانیم، در حالی که نمیدانیم مخاطب ما کیست، یا اگر اجمالاً میدانیم مخاطب ما خداوند است، نمیدانیم به او چه میگوییم یا چه چیزی از او درخواست میکنیم.
لذا برای رفع شبهه و ابهام به همراه دعاها، ترجمه آنها نیز به زبان روان ارائه شود. تجربه نشان داده در مراسمات شب احیاء، وقتی ترجمه روان دعاها گفته میشود، چه قدر در جوانانی که بخش اعظم مسجد را تشکیل میدهند، تأثیر میگذارد.
نوجوان وقتی دعایی به زبان عربی میشنود که هیچ کلمهای از آن را نمیفهمد، ارتباط عاطفی با آن برقرار نمیکند. او نمیداند که چه میگوید و با چه کسی حرف میزند. اگر ترجمه روان و شیوای دعاها نیز ارائه شود، نوجوان معانی بلند دعا را درک میکند و ارتباط عمیقتری با خدا پیدا میکند. این کار ساده، یکی از مؤثرترین راهها برای جذب نوجوان به مسجد و نماز جماعت است.
🔹 فاصله گرفتن از سه مسیر قرآنی
در آیه ای که از سوره نحل پیشتر گذشت، خداوند سه مسیر را برای دعوت معرفی میکند: حکمت (عقلانیت شخصیسازیشده)، موعظه نیکو (احساس همدلانه)، و جدال احسن (گفتوگوی برابر). زبان منبری امروز اگر از این سه فاصله بگیرد، طبیعی است که تنها “صدا” بماند و نه “پیام”.
بسیاری از منابر تنها بر یک مسیر تأکید میکنند: موعظه. آن هم موعظهای که خشک و بیروح است. از حکمت (استدلال عقلی متناسب با سطح مخاطب) خبری نیست. از جدال احسن (گفتوگوی محترمانه و برابر) نیز اثری دیده نمیشود. در حالی که نسل جدید، تشنه استدلال و گفتوگو است. اگر منبر بتواند این سه مسیر را با هم تلفیق کند، میتواند با نوجوان ارتباط مؤثر برقرار کند.
بخش چهارم: آسیبشناسی روشی و زبانی گوینده منبر (چگونه میگوییم؟)
آمیخته شدن آموزههای اصیل دین با خرافات، بدعتها و مسائل خارج از دایره دین و عقل، سبب ایجاد تصویر غیر واقعی و غیر قابل قبول از دین خواهد شد که نتیجهاش طرد شدن دین است.
این آسیب که در بخش سوم به آن اشاره شد، تنها به محتوای منبر محدود نمیشود. ریشه بسیاری از خرافات و مطالب بیپایه، به روش و زبان گوینده برمیگردد. وقتی خطیب روش درست انتقال معارف دینی را نیاموخته باشد، ناخواسته خرافه را وارد منبر میکند. نوجوان امروز که با ابزارهای دقیق و روشهای علمی آشناست، به سرعت این کاستیها را مییابد و از منبر فاصله میگیرد.
🔹 عدم تسلط به زبان زمان و زبان جوان
مقام معظم رهبری چند سال پیش برای روحانیونی که در ماه مبارک رمضان میخواستند برای تبلیغ بروند، صحبت جالبی کردند و فرمودند: «روحانی باید مسلح و مسلط به دو زبان باشد، یکی زبان زمان و یکی زبان جوان.»
این جمله کلیدی، مهمترین نقد به وضعیت کنونی منبر است. بسیاری از منبریها نه زبان زمان را میدانند و نه با زبان جوان آشنا هستند. آنها همچنان با همان اصطلاحات و مثالهای سی سال پیش سخن میگویند، در حالی که نسل جدید کاملاً تغییر کرده است. نوجوان امروز با مفاهیمی مانند اینترنت، شبکه اجتماعی، بازی آنلاین، استریم، پادکست و... بزرگ شده است. اگر خطیب نتواند مفاهیم دینی را در قالب همین مفاهیم روز بیان کند، حرفش برای نوجوان قابل درک نخواهد بود.
زبان زمان یعنی شناخت دقیق از تحولات فکری، فرهنگی و اجتماعی روز. زبان جوان یعنی آشنایی با دغدغهها، پرسشها و سبک بیانی نسل جدید. خطیبی که به این دو زبان مسلط نباشد، هر چند محتوای عمیق و ارزشمندی داشته باشد، نمیتواند آن را به نوجوان منتقل کند.
ارتباط مؤثر، نیازمند زبان مشترک است. اگر این زبان مشترک نباشد، نوجوان منبر را ترک میکند، نه از روی لجاجت، بلکه از روی نشناختن و نفهمیدن.
🔹 استفاده از الفاظ رکیک، تند و خشن
قبلاً کلماتی همچون «بزغاله» و اخیراً «آشغال» از برخی تریبونهای نماز جمعه شنیده شده که اثرات منفی داشته و دارد. نماز جمعه باید مردم را به سمت اخلاق و معنویت پیش ببرد. هیچ عالم اخلاقی از این الفاظ در درس اخلاق خود استفاده نمیکند. هیچ عالم وارستهای به خود اجازه نمیدهد که در تریبون اخلاق و عرفان از اینگونه ادبیات استفاده کند.
نوجوان امروز که در فضای مجازی با انواع الفاظ رکیک مواجه است، انتظار دارد منبر، پناهگاهی برای ادب و کرامت کلام باشد. وقتی از تریبون منبر الفاظ ناپسند شنیده شود، او عمیقاً آزرده میشود. نه تنها جذب نمیشود، بلکه با انزجار از منبر خارج میشود.
ادبیات منبر باید ادبیات محبت، کرامت و احترام باشد. پیامبر اسلام (ص) فرمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ»؛ من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم. منبری که با الفاظ رکیک سخن بگوید، در مسیر مخالف رسالت پیامبر (ص) حرکت میکند.
🔹 تحمیل آداب گذشته به جای شناخت مقتضیات زمان
مقتضیات زمان بسیاری از آداب را عوض کرده و شکل بروز و ظهور آن را متفاوت میکند. تحمیل آداب زمان خویش به نسل بعد از خود، منجر به یک نوع جمود میشود. باید ویژگیها و معیارهای نسل حاضر را به درستی شناخت و با توجه به آنها به تعلیم و تربیت او پرداخت.
بسیاری از منبریها اصرار دارند که نوجوانان باید دقیقاً همان گونه رفتار کنند که نسل گذشته رفتار میکرد. آنها فراموش میکنند که هر نسلی اقتضائات خاص خود را دارد. مثلاً اصرار بر نوع خاصی از پوشش، نوع خاصی از حرف زدن، یا حتی نوع خاصی از نشستن در مسجد، میتواند نوجوان را فراری دهد.
این به معنای کنار گذاشتن اصول نیست، بلکه به معنای یافتن راههای جدید برای انتقال همان اصول است. نوجوان امروز اگر ببیند خطیب دنیای او را نمیفهمد و فقط میخواهد او را شبیه نسل گذشته کند، مقاومت نشان میدهد و فاصله میگیرد.
🔹 عدم رعایت ادب و احترام به مخاطب
ائمه جمعه باید الگو و اسوه مردم باشند. مانند پیامبران و ائمه معصومین. ائمه جمعه از نظر گفتار و کردار و رفتار و سلوک باید ادب را رعایت کرده و احترام به مردم را حفظ کنند و از بکارگیری الفاظ رکیک و نابجا و تند و خشن پرهیز نمایند. به مردم احترام بگذارند و از الفاظ محترمانه استفاده کنند و حتی یک کلمه تند و نابجا نباید بکار برده شود.
نوجوان امروز به شدت حساسیت بالایی نسبت به کرامت و احترام دارد. اگر احساس کند خطیب او را تحقیر میکند، به او برچسب میزند، یا با او از موضع بالا و از سرِ منت سخن میگوید، نه تنها جذب نمیشود بلکه کینهای عمیق از منبر و دین در دل او ایجاد میشود.
منبری باید با نوجوان با ادب و احترام کامل سخن بگوید. باید بداند که هر کسی که پای منبر مینشیند، کرامت انسانی دارد و باید محترم شمرده شود. احترام، کلید طلایی ورود به قلب نوجوان است.
🔹 بهروز نبودن اطلاعات خطیب
من خودم شاهد هستم وقتی من یک مرجع میدهم و میگویم فلان آیه، میبینم اکثر جوانها موبایل را در میآورند، سرچ میکنند. امروز اطلاعات به سرعت نور جلو میرود.
این صحنه، تصویر روشنی از وضعیت منبر امروز است. نوجوان در لحظه، صحت سخن خطیب را بررسی میکند. اگر خطیب اطلاعات دقیق و بهروز نداشته باشد، اگر اشتباه کند، اگر تاریخی را جابهجا بگوید، اگر عددی را اشتباه بیان کند، نوجوان فوراً متوجه میشود و اعتمادش از بین میرود.
بهروز نبودن اطلاعات، یک آسیب جدی است. خطیب باید قبل از هر منبری، اطلاعات خود را بهروز کند. باید بداند امروز چه پرسشهایی در ذهن نوجوان است، چه شبهاتی مطرح شده، چه تحولاتی در علوم مختلف رخ داده است. منبر امروز، منبر «بهروز بودن» است.
🔹 منطق گزاره و حجت در برابر منطق عاطفه و تجربه
مبلّغ هنوز با منطق گزاره و حجّت سخن میگوید، در حالی که نوجوان با منطق تجربه و عاطفه زندگی میکند. او قبل از فهمیدن، «حس میکند» و اگر احساس صداقت و ارتباط نگیرد، گوش نمیسپارد.
این تفاوت بنیادین میان گوینده و شنونده است. منبری فکر میکند اگر دلیل عقلی محکمی بیاورد، نوجوان قانع میشود. غافل از اینکه نوجوان اول به دنبال حس خوب است، اول به دنبال احساس صمیمیت و صداقت. اگر این حس را دریافت نکند، هیچ استدلالی کارساز نیست. منبری باید بداند که نوجوان با قلبش سخن میشنود پیش از آنکه با عقلش. باید ابتدا دل او را به دست آورد، سپس عقلش را.
🔹 تحکم و دستور به جای گفتوگو و دعوت
در منبر سنتی، دعوت اغلب «از بالا» شکل میگیرد، اما در دنیای تینایجرها، هر چیزی که از بالا بیاید، بهمحض لمسِ اقتدار، رد میشود. مبلّغان امروز اغلب بهجای گفتوگو، گفتوشنود میکنند؛ بهجای «دعوت»، دستور میدهند. طبیعی است از نگاه نوجوان، منبر بیشتر «سیستم هشدار خطا» است تا چراغ راه.
نوجوان امروز از هرگونه تحکم و دستور بیزار است. او میخواهد با او مانند یک انسان بالغ و محترم رفتار شود. میخواهد دلیل هر حکمی را بفهمد، نه اینکه صرفاً به او گفته شود «باید» و «نباید». منبری باید به جای دستور دادن، دعوت کند. باید به جای تحکم، گفتوگو کند. باید به جای تهدید، جذابیت دین را نشان دهد. دین زیباییهای فراوانی دارد که اگر به درستی نشان داده شود، نوجوان خودش مشتاقانه به سمت آن میآید.
بخش پنجم: آسیبشناسی ساختاری، رفتاری و عملکردی متولیان دین
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «إِیَّاکُمْ أَنْ تَکُونُوا دُعَاةً بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تُخَالِفُوا بِأَفْعَالِکُمْ فَتَکُونُوا مَمْقُوتِینَ عِنْدَ النَّاسِ» (14) «بپرهیزید از اینکه با زبان خود دعوت کنید اما با کردار خود مخالفت کنید، که در این صورت نزد مردم مورد دشمنی و کینه قرار میگیرید.»این روایت شریف، هشدار جدی به همه کسانی است که سخن از دین میگویند اما خود به آن پایبند نیستند. نوجوان امروز این تناقض را به سرعت درمییابد. اگر ببیند گوینده منبر، در زندگی شخصی خود با آنچه میگوید فاصله دارد، نه تنها جذب نمیشود، بلکه با دشمنی و کینه از منبر فاصله میگیرد.
🔹 تضاد گفتار و عمل (شکاف بین حرف و زندگی گوینده)
در میان تمام کسانی که به گونهای در اداره امور مسجد دخالت دارند، امام جماعت دارای نقشی ممتاز و ویژه است. امام جماعت باید فردی برخوردار از تقوا، فضیلتهای اخلاقی و مراتب علمی باشد. امام جماعت باید بیش از دیگران مراعات رفتار خود را بکند و به زیور عدالت آراسته باشد.
یکی از مهمترین عواملی که نوجوان را از منبر فراری میدهد، دیدن تناقض میان گفتار و رفتار متولیان دین است. نوجوانی که میبیند خطیب از سادهزیستی سخن میگوید اما خود در تجملات غرق است، از عدالت میگوید اما رفتارش عادلانه نیست، از اخلاق میگوید اما در مواجهه با مردم تندخو است، تمام حرفهای او را زیر سؤال میبرد.
نوجوان امروز به شدت به دنبال اصالت و صداقت است. او میخواهد ببیند گوینده منبر، خودش اولین مخاطب سخنانش است. اگر چنین ببیند، با تمام وجود به او اعتماد میکند. اما اگر خلاف آن را ببیند، اعتمادش برای همیشه از بین میرود.
🔹 جناحی بودن تریبونهای مذهبی
تریبون نماز جمعه نباید وابسته به یک جناح و جریان خاص سیاسی باشد و امامان جمعه هم به عنوان دشمن جناح دیگر در ذهنیت مردم تلقی نشوند. این باعث تفرقه بیشتر میشود. امامان جمعه باید نقش پدر را در یک خانواده بازی کنند و بتوانند آرامش را در جامعه برقرار سازند. تریبونهای نماز جمعه باید از جناحی بودن خارج شود.
نوجوان امروز از دستهبندیهای سیاسی و جناحی بیزار است. او وقتی میبیند تریبون منبر به جای سخن از دین و اخلاق، به تخریب یک جناح یا حمایت از جناح دیگر میپردازد، عمیقاً آزرده میشود. منبر باید جایگاه وحدت باشد، نه تفرقه.
جایگاه آرامش باشد، نه تنش. جایگاه سخن از خدا باشد، نه سخن از قدرت. متأسفانه برخی تریبونهای مذهبی به ابزاری برای جناحهای سیاسی تبدیل شدهاند و این یکی از مهمترین عوامل دفع نوجوانان از منبر است.
🔹 عدم موضعگیری در قبال همه منکرات
برخی حرفها را روحانیون در قالب آرزو مطرح کردند. ما این سخن مشهور را داریم که قبل از انقلاب یکی از روحانیون گفته بودند اگر تلویزیون یک روز یا یک سال دست ما باشد، ما جامعه را متحول میکنیم. اما الان که وارد مرحله کار شدهایم میبینم به آن راحتی هم که ما فکر میکردیم نیست.
یک آسیب بزرگ دیگر این است که منبر به جای پرداختن به همه منکرات، تنها به برخی از آنها میپردازد. مثلاً بارها در منبرها درباره بدحجابی سخن گفته میشود، اما درباره اختلاس، رانتخواری، تبعیض و بیعدالتی کمتر صحبت میشود.
نوجوان این گزینشی بودن را درک میکند و به این نتیجه میرسد که منبر در خدمت قدرت است نه در خدمت حقیقت. منبر باید شجاعانه در برابر همه منکرات موضع بگیرد، نه فقط آنهایی که راحتتر است یا به نفع جریان خاصی است. صداقت و شجاعت خطیب، برای نوجوان بسیار جذاب است.
🔹 خنثی شدن پیام منبر توسط نهادهای دیگر
بارها و بارها شده است که منبرهای روحانیت را نهادهای دیگر خنثی کردهاند. شما فیلمها را ببینید، چقدر در آنها حجاب رعایت شده است؟ شما ببینید، چقدر ادب و حیا در آن رعایت شده است. رسانه باید در خدمت روحانیت و دین قرار بگیرد.
نوجوان امروز فقط پای منبر نمینشیند. او فیلم میبیند، سریال میبیند، در فضای مجازی حضور دارد، از شبکههای اجتماعی استفاده میکند. اگر پیام منبر با پیام رسانهها در تضاد باشد، چه اتفاقی میافتد؟ نوجوان سردرگم میشود. از یک سو خطیب میگوید «حجاب واجب است» و از سوی دیگر فیلم و سریال، بیحجابی را عادی نشان میدهد. این تضاد، کار منبر را بسیار سخت میکند. باید میان نهادهای فرهنگی و رسانهای هماهنگی ایجاد شود تا پیام منبر خنثی نشود.
🔹 عدم انتقال ارزشها به نسل بعدی
بعضی از رفتارها و برخوردهای ناصحیح و مخالف شرع در بیان احکام شرعی، موجبات بدبینی افراد (به خصوص جوانان) را فراهم میآورد. همچنین عدم انتقال ارزشهایی مانند ایثار، استقلالطلبی، معنویتگرایی و... به نسلهای بعدی، یکی از عوامل دینگریزی است.
نسل سوم از تاریخ و پیشینه انقلاب فاصله گرفته است. ارزشهایی که نسل اول و دوم برای آنها جان فشانی کردند، برای نسل سوم به درستی تبیین نشده است. منبر باید این ارزشها را به زبان امروز و با روشهای جذاب به نوجوان منتقل کند.
نه از طریق سخنرانیهای خشک و طولانی، بلکه از طریق روایتهای زنده، داستانهای واقعی، و ارتباط با نیازهای امروز. ارزشهای دینی اگر به درستی منتقل شوند، برای نوجوان جذاب و الهامبخش خواهند بود.
🔹 تخصصی نبودن منبرها
پیشنهاد من این است که روحانیون بیایند و منبرها را تقسیم کنند. یا خودمان تقسیمبندی کنیم. مثلاً بگوییم فلانی فقط در مباحث خانواده صحبت کند، دیگری در مسائل سیاسی، دیگری فقط اخلاق بگوید، دیگری فقط مهدویت بگوید، دیگری فقط تاریخ بگوید. نه اینکه اگر قرار شد من مسائل خانواده بگویم، تاریخ هم بگویم.
یکی از مشکلات منبر امروز، غیرتخصصی بودن آن است. یک خطیب در همه موضوعات صحبت میکند: از سیاست گرفته تا اقتصاد، از اخلاق گرفته تا پزشکی، از تاریخ گرفته تا نجوم. این کار دو آسیب دارد: اول اینکه خطیب در بسیاری از موضوعات تخصص کافی ندارد و ممکن است مطالب نادرست بگوید.
دوم اینکه مخاطب خسته میشود. نوجوان امروز به دنبال محتوای عمیق و تخصصی است. اگر منبر تخصصی شود، هر خطیب در یک حوزه مشخص سخن بگوید، کیفیت مطالب بالاتر میرود و جذابیت منبر برای نوجوان بیشتر میشود.
🔹 ناکارآمدی برخی امامان جماعت
امام جماعت باید فردی برخوردار از تقوا، فضیلتهای اخلاقی و مراتب علمی باشد. مردم باید پذیرای امام جماعت باشند، امام جماعت تحمیلی جایز نیست. اگر امام جماعت را دوست نداشته باشید، تأثیر ندارد. غیر از امامت که یک منصبی است ولایی، در پیش نمازی رضاالقوم هم وجود دارد. مردم باید امام جماعت را بپذیرند و دوستش داشته باشند.
یکی از عوامل مهم دفع نوجوانان، ناکارآمدی برخی امامان جماعت است. امام جماعتی که علم کافی ندارد، اخلاق خوبی ندارد، خوشبیان نیست، با جوانان ارتباط برقرار نمیکند، نمیتواند نوجوان را جذب کند.
بدتر از آن، امام جماعت تحمیلی است که مردم او را نپذیرفتهاند. نوجوان وقتی ببیند امام جماعت از سوی مردم پذیرفته نشده، انگیزهای برای حضور در مسجد پیدا نمیکند. انتخاب امام جماعت باید با رضایت و پذیرش مردم، به ویژه جوانان، همراه باشد.
بخش ششم: نقش مسجد و امام جماعت در دفع یا جذب نوجوان
🔹 یکنواخت بودن برنامههای مساجد و عدم تنوعبرنامههایی که در برخی مساجد اجرا میشوند، نقش عمدهای در دفع جوانان نسبت به این نهاد مقدس دارند. یکنواخت بودن برنامههای مساجد، به روز نبودن آنها، تکراری بودن موضوعاتی که در مساجد مطرح میشوند، نپرداختن به موضوعات جوانان، و تکراری و طولانی بودن برخی سخنرانیها، از جمله موانع جذب جوانان به مساجد هستند.
نوجوان امروز از یکنواختی خسته شده است. او هر روز همان صندلی، همان نور، همان فرش، همان لحن و همان موضوعات تکراری را میبیند. هیچ تنوعی، هیچ نوآوری، هیچ جذابیتی. مسجد برای او تبدیل به یک مکان تکراری و خستهکننده شده است، در حالی که مسجد پیامبر (ص) پر از تحرک، نشاط و تنوع بود. احیای تنوع در برنامههای مسجد، اولین گام برای جذب نوجوان است.
🔹 عدم بهداشت و نظافت مساجد
از آنجایی که طبع جوانان پاک، زیبادوست و پرنشاط میباشد، لذا به مکانهای پاکیزه، زیبا، جذاب و دلپذیر بیشتر گرایش پیدا میکند. برای جذب آنان به مساجد باید این مکانها را آراسته و پاکیزه ساخت. فرشهای مسجد تمیز و پاکیزه بوده، روشنایی در حد مطلوب و مسجد همواره معطر و خوشبو باشد.
متأسفانه در بسیاری از مساجد، بهداشت و نظافت رعایت نمیشود. فرشهای کهنه و غبارگرفته، دیوارهای تیره و نمزده، نور کم و بوی نامطبوع، نوجوان را قبل از هر چیز فراری میدهد. نوجوانی که در خانه و مدرسه و فضای مجازی با استانداردهای بالای بهداشتی و زیبایی روبهروست، نمیتواند با این فضا ارتباط برقرار کند. توجه به بهداشت و نظافت مساجد، یک ضرورت است نه یک توصیه.
🔹 عدم جاذبه برای حضور زنان و دختران جوان
زنان بخش عظیمی از جامعه را تشکیل میدهند. حضور آنان در مسجد، فرصت مناسبی برای بهرهگیری معنوی از این جایگاه مقدس و آشنایی با معارف اسلامی است. متأسفانه محل اجتماع خانمها هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی، جاذبه لازم را ندارند و گاهی هم دافعه دارند.
از نظر نور، تهویه، فرش، مسیر رفت و آمد و غیره معمولاً قسمت خانمها به مراتب بدتر از آقایان است. دختران و بانوان جوان به مراتب بیشتر تحت تأثیر میزان مطلوب یا نامطلوب بودن قسمت مربوط به خانمها در مساجد هستند.
اگر یک دختر نوجوان هنگام ورود به مسجد، جایگاه نامناسبی برای خود ببیند، هرگز تمایل به حضور دوباره پیدا نمیکند. اما اگر فضایی پاکیزه، زیبا و شایسته برای او فراهم شود، خودش مشتاقانه به مسجد میآید و این حضور، تأثیر عمیقی بر بقیه اعضای خانواده نیز خواهد داشت.
🔹 امام جماعت تحمیلی (مردم باید بپذیرند و دوست داشته باشند)
امام جماعت باید فردی برخوردار از تقوا، فضیلتهای اخلاقی و مراتب علمی باشد. مردم باید پذیرای امام جماعت باشند. امام جماعت تحمیلی جایز نیست. اگر امام جماعت را دوست نداشته باشید، تأثیر ندارد.
غیر از امامت که یک منصبی است ولایی، در پیش نمازی رضاالقوم هم وجود دارد. مردم باید امام جماعت را بپذیرند و دوستش داشته باشند. (ارجاع به روایت امام صادق (ع) در این زمینه - هر چند عدد خاصی به آن اختصاص نداریم، اما مفهوم در سیره ایشان است)
بسیاری از مساجد دچار مشکل امام جماعت تحمیلی هستند. فردی از بالا منصوب میشود بدون اینکه مردم محله او را بخواهند یا بپذیرند. نوجوانی که این امام جماعت را نمیشناسد و به او علاقه ندارد، هرگز برای نماز جماعت یا منبر او انگیزهای پیدا نمیکند.
امام جماعت باید از جنس مردم همان محله باشد، با آنها زندگی کند، مشکلاتشان را بشناسد و دل در گرو آنها داشته باشد. انتخاب امام جماعت باید با مشارکت مردم و با در نظر گرفتن نظر جوانان صورت گیرد.
🔹 عدم وقت گذاشتن امام جماعت برای جوانان و پاسخ به پرسشها
امام جماعت باید وقت کافی برای جوانان بگذارد. تجربه نشان داده است که امام جماعتهایی که وقت میگذارند، میتوانند در ترویج فرهنگ نماز موفق باشند و کسانی که صرفاً میخواهند یک نماز را اقامه کنند و بلافاصله خارج شوند، موفق نخواهند بود.
پیامبر اسلام (ص) بسیاری از اوقات پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب در مسجد میماندند، بخشی از این وقت صرف پاسخگویی به پرسشهای دینی میشد. (ارجاع به سیره پیامبر (ص) - برگرفته از منابع معتبر)
متأسفانه بسیاری از امامان جماعت پس از اتمام نماز، سریعاً مسجد را ترک میکنند. فرصتی برای گفتوگو با جوانان نمیگذارند، به پرسشهای آنها پاسخ نمیدهند، با آنها دوست نمیشوند. نوجوانی که میخواهد سؤالی بپرسد یا مشکلی را در میان بگذارد، کسی را نمییابد. این فاصله، روز به روز بیشتر میشود تا جایی که نوجوان دیگر هیچ انگیزهای برای ارتباط با امام جماعت ندارد. امام جماعت باید خود را در دسترس جوانان قرار دهد.
🔹 عدم رعایت حال مردم در طولانی کردن نماز و منبر
امام جماعت باید مراعات حال مردم را در نماز جماعت بکند. کسانی که در نماز جماعت شرکت میکنند، از گروهها و اصناف مختلف تشکیل میشوند و هر کدام دارای حوصله و ظرفیت مخصوصی هستند که رعایت آن برای امام جماعت لازم است. این امر از طرف پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) مورد تأکید قرار گرفته است.
یکی از دلایل فراری شدن نوجوانان از مسجد، طولانی شدن بیمورد نماز و منبر است. نوجوانی که حوصله محدودی دارد، وقتی ببیند نماز جماعت نیم ساعت طول میکشد و منبر یک ساعت، خسته میشود و دیگر تمایلی به حضور پیدا نمیکند.
امام جماعت باید نماز را سبک و در عین حال کامل بخواند و منبر را کوتاه، مفید و پرشتاب اداره کند. پیامبر اکرم (ص) کوتاهترین نماز را با کاملترین رکوع و سجود میخواندند و مردم را با طولانی کردن خسته نمیکردند.
🔹 انحصاری کردن فعالیتهای مسجد و عدم پذیرش عضو جدید
در بسیاری از مساجد، نهادهای جانبی مانند کانونها و پایگاههای مقاومت به صورت انحصاری اداره میشوند. بسیاری از نوجوانان که مایل به حضور هستند، به علت عدم اطلاعرسانی درست، نمیتوانند عضو شوند. لازم است یک اطلاعیه دائمی در این مکانها موجود باشد که پایگاه عضو جدید میپذیرد و شرایط عضویت فلان است.
مسجد مال الله است و متعلق به همه مردم، نه گروه یا جناح خاصی. متأسفانه در برخی مساجد، گروهی خاص کنترل کامل مسجد را در دست دارند و به دیگران اجازه فعالیت نمیدهند. نوجوانی که از خانواده یا محله دیگری است، احساس میکند در آن مسجد غریبه است و جایی ندارد.
این انحصارطلبی، آفت بزرگی برای مساجد است. باید درهای مسجد به روی همه باز باشد و به هر نوجوانی، صرف نظر از هر گرایشی، فرصت فعالیت داده شود. اطلاعرسانی شفاف و دعوت عمومی، اولین قدم برای شکستن این انحصار است.
جمعبندی بخش ششم:
مسجد و امام جماعت، دو رکن اصلی در جذب یا دفع نوجوانان هستند. مسجد از نظر فیزیکی (نظافت، زیبایی، جایگاه مناسب برای زنان) و برنامهای (تنوع، بهروز بودن، عدم یکنواختی) و امام جماعت از نظر شخصیتی (تقوا، اخلاق، علم، وقت گذاشتن، کوتاه خواندن نماز و منبر، عدم تحمیل بودن) نقش تعیینکنندهای دارند. اصلاح این دو رکن، تأثیر مستقیم و فوری بر حضور نوجوان در مسجد و منبر خواهد داشت.
بخش هفتم: راهکارهای عملی برای تحول منبر (از خطابه تا همسفری)
قرآن کریم میفرماید:«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً» (15) «به راستی برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را بسیار یاد میکند.»بهترین الگو برای اصلاح منبر، سیره و روش پیامبر اکرم (ص) است. ایشان با حکمت، موعظه نیکو و جدال احسن، مردم را به سوی خدا دعوت میکردند. امروز نیز اگر منبر بخواهد با نوجوان ارتباط برقرار کند، باید از این سه مسیر پیروی کند. راهکارهای عملی زیر میتواند منبر را از وضعیت کنونی به وضعیت مطلوب برساند.
🔹 تغییر از ادبیات خطابه به ادبیات همسفری
برای ارتباط با نسل Z، دیگر نمیتوان از «ادبیات خطابه» استفاده کرد؛ باید سراغ «ادبیات همسفری» رفت. نوجوان امروز در جستوجوی معناست، نه مرجع. او مخاطب نیست، شریک است.
نخستین و مهمترین راهکار، تغییر نگاه به مخاطب است. نوجوان را نباید یک شنونده منفعل دید که باید دستورات را دریافت کند. نوجوان را باید یک شریک در مسیر فهم دین دانست. منبر مؤثر، منبری است که خطیب خود را همسفر نوجوان بداند، نه معلم مطلق. این تغییر نگاه، تمام ساختار منبر را متحول میکند.
🔹 استفاده از روایت و قصه به جای موعظه خشک
منبر مؤثر باید بهجای موعظه، روایت کند؛ یعنی با قصه و تجربه زنده حرف بزند. نوجوان امروز از موعظه خشک و مستقیم بیزار است. اما داستان و روایت را دوست دارد. پیامبر اکرم (ص) نیز بسیاری از مفاهیم عمیق را در قالب داستان و مثل بیان میکردند. منبری باید بتواند پیام خود را در قالب یک داستان واقعی، یک تجربه انسانی، یا یک روایت جذاب منتقل کند. داستان، به دل مینشیند و فراموش نمیشود.
🔹 تکیه بر ریتم و کوتاهی پیامها
بهجای طول، بر ریتم تکیه کند؛ پیامهای کوتاهتر، با چگالی احساسی بیشتر.نوجوان امروز به محتوای کوتاه و مفید عادت کرده است. سخنرانی یکساعته برای او خستهکننده است. منبری موفق است که بتواند پیام خود را در ۲۰ تا ۳۰ دقیقه با ریتم مناسب و پرشتاب منتقل کند. کیفیت مهم است، نه کمیت. یک پیام کوتاه و عمیق، تأثیرش از یک ساعت حرف تکراری بیشتر است.
🔹 گفتوگو و پرسشپذیری به جای تحکم و دستور
بهجای اقتدار، از گفتوگو بهره برد؛ پرسش را به رسمیت بشناسد.منبر نباید یک طرفه باشد. خطیب باید فضایی ایجاد کند که نوجوان بتواند سؤال بپرسد، نقد کند، نظر بدهد. پرسشهای نوجوان را باید جدی گرفت و به آنها پاسخ منطقی داد. سرکوب پرسش، نوجوان را فراری میدهد. اما استقبال از پرسش، اعتماد او را جلب میکند. منبر پرسشپذیر، منبری است که نوجوان به آن عشق میورزد.
🔹 استفاده از زبان تصویری و روزمره
بهجای زبان کلیشه، از زبان تصویری و روزمره استفاده کند. زبان منبر باید زبان امروز باشد، نه زبان پنجاه سال پیش. استفاده از مثالهای روز، ارجاع به فیلمها و سریالهای معروف، استفاده از تصاویر و کلیپهای کوتاه، میتواند منبر را برای نوجوان جذاب کند. نوجوان با تصویر بهتر ارتباط برقرار میکند تا با متن طولانی. منبر باید از ابزارهای تصویری و چندرسانهای بهره ببرد.
🔹 تخصصی شدن منبرها
پیشنهاد من این است که روحانیون بیایند و منبرها را تقسیم کنند. هر روحانی در یک حوزه تخصصی منبر برود. آقای پناهیان در مسائل سیاسی صحبت کند، آقای انصاریان فقط اخلاق بگویند، آقای هاشمینژاد فقط مهدویت بگویند، آقا عالی فقط تاریخ بگویند، آقای دکتر رفیعی مسائل روایی بگویند. نه اینکه اگر قرار شد من مسائل خانواده بگویم، تاریخ هم بگویم. (36)
تخصصی شدن منبرها، کیفیت مطالب را بالا میبرد. نوجوان امروز به دنبال محتوای عمیق و دقیق است. اگر بداند هر خطیبی در حوزه تخصصی خود سخن میگوید، با اطمینان بیشتری پای منبر مینشیند. همچنین تخصصی شدن، از خطاهای علمی و نقل مطالب غیرمستند جلوگیری میکند.
🔹 واگذاری بخشی از کار به جوانان خود مسجدی
تربیت باید نفس به نفس باشد، جوان به جوان. جوانهای نمازخوان و مسجدی میتوانند جوانهای دیگر را جذب مسجد بکنند و همسالان خودشان را به پای نماز بیاورند. (37)
نوجوان از همسالان خود تأثیر بیشتری میپذیرد تا از بزرگترها. بنابراین باید جوانان مسجدی را آموزش داد و به آنها میدان داد تا سایر جوانان را جذب کنند. این روش «جذب همسال توسط همسال» یکی از مؤثرترین روشها است. منبری باید از جوانان کمک بگیرد و به آنها مسئولیت بدهد.
🔹 احیای کارکردهای چندگانه مسجد
مساجدی که برای نوجوانان و جوانان محلی برای فعالیتهای ورزشی، فرهنگی، آموزشی و غیره هستند، در جذب جوانان بسیار موفق بودهاند. میتوان انواع کلاسهای تقویتی و آموزشی را با همکاری دبیرانی که خود اهل مسجد هستند، تشکیل داد. (38)
مسجد فقط جای نماز و منبر نیست. مسجد باید مرکز فعالیتهای متنوع برای نوجوان باشد. کلاسهای ورزشی، آموزشی، فرهنگی، هنری، اردوها و مسابقات، همه میتوانند نوجوان را به مسجد بکشانند. وقتی نوجوان به خاطر فعالیتی غیر از منبر به مسجد آمد، کمکم با منبر و نماز جماعت نیز آشنا میشود و ارتباط برقرار میکند.
🔹 ایجاد ارتباط بین مسجد و مدرسه
بین مسجد محل و مدرسه ارتباط ایجاد شود. متولیان امور مسجد و مدیران مدارس تعامل داشته باشند. اگر میخواهند شاگرد را تشویق کنند، بین دو نماز تشویق کنند. واگذاری بخشی از کار ستادهای نماز جمعه به دانشآموزان دبیرستانی.
مسجد و مدرسه باید با هم هماهنگ باشند. امام جماعت مسجد باید با مدیر مدرسه ارتباط داشته باشد، از برنامههای مدرسه مطلع باشد، و در مناسبتهای مختلف در مدرسه حضور یابد. همچنین دانشآموزان را باید به مسجد دعوت کرد و به آنها مسئولیت داد. این ارتباط، نوجوان را با مسجد آشنا میکند و مانع از فاصله گرفتن او میشود.
🔹 ارائه الگوهای موفق ورزشی و هنری نمازخوان
ارائه الگو یکی از مؤثرترین راهکارها است. نوجوانان و جوانانی که اهل مسجد نیستند، برایشان قهرمانان ورزشی، هنرپیشهها و غیره مهم هستند. وظیفه صدا و سیما و رسانهها است که این الگوهای ورزشی و هنری را در هنگام نماز خواندن و شرکت در جماعات نشان دهند.
نوجوان به الگو نیاز دارد. اگر الگوهای مورد علاقه او (بازیکنان فوتبال، هنرمندان، ورزشکاران) را در حال نماز خواندن و حضور در مسجد ببیند، انگیزه پیدا میکند. رسانهها باید از این ظرفیت استفاده کنند و چهرههای محبوب نوجوانان را که اهل نماز و مسجد هستند، معرفی کنند.
🔹 عدم انحصاری کردن فعالیتهای مسجد
در بسیاری از مساجد، نهادهای جانبی مانند کانونها و پایگاههای مقاومت به صورت انحصاری اداره میشوند. بسیاری از نوجوانان که مایل به حضور هستند، به علت عدم اطلاعرسانی درست، نمیتوانند عضو شوند. لازم است یک اطلاعیه دائمی در این مکانها موجود باشد با این مضمون که پایگاه عضو جدید میپذیرد و شرایط عضویت فلان است.
مسجد مال همه است، نه گروه خاصی. فعالیتهای مسجد نباید انحصاری باشد. باید به همه نوجوانان، بدون توجه به گرایشهای سیاسی و قومیتی، فرصت حضور و فعالیت داده شود. اطلاعرسانی شفاف و دعوت عمومی از نوجوانان برای عضویت در فعالیتهای مسجد، یکی از راهکارهای ساده اما مؤثر است.
🔹 مطابقت گفتار و عمل متولیان دین
مهمترین گام در تأثیرگذاری دعوتکننده و مبلغ، مطابقت گفتار با کردار وی است. امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «إذا کان العالم لا یعمل بعلمه، زَلَّت موعظته عن القلوب» که قبلا توضیح داده شد. .
تأکید دوباره بر این نکته اساسی: هیچ راهکاری مؤثرتر از مطابقت گفتار و عمل نیست. نوجوان امروز بیش از هر چیز به دنبال صداقت و اصالت است. اگر ببیند گوینده منبر خودش به آنچه میگوید عمل میکند، با تمام وجود جذب میشود. اما اگر تناقض ببیند، هیچ راهکار دیگری نمیتواند او را حفظ کند. اصلاح منبر، از اصلاح خود منبری شروع میشود.
نتیجهگیری:
نوجوان امروز از منبر فرار نمیکند؛ از تحکم، خشکی زبان، بیگانگی با دنیای خود، و شکاف میان گفتار و رفتار متولیان دین فرار میکند. ریشه اصلی «نفهمیدن» زبان منبر، نه در کمبود ایمان نسل جدید، که در بحران فرم و روشی است که منبریها برای انتقال پیام دین انتخاب کردهاند. دین تغییر نکرده، اما زبان دنیا تغییر کرده است و منبر همچنان بر همان منبر چوبی دیروز ایستاده است.راهکار اساسی، بازگشت به سیره پیامبر (ص) و ائمه (ع) در دعوت است: حکمت، موعظه نیکو و جدال احسن. منبر باید از ادبیات خطابه به ادبیات همسفری تبدیل شود، از موعظه خشک به روایت و قصه، از تحکم به گفتوگو، از طولانیگویی به پیامهای کوتاه و مؤثر، و از زبان کلیشه به زبان تصویری و روزمره. همچنین تخصصی شدن منبرها، احیای کارکردهای چندگانه مسجد، و مهمتر از همه، مطابقت گفتار و عمل متولیان دین، از ضروریات انکارناپذیر است.
تا زمانی که منبر خود را رسانهای «از بالا» بداند، پیامش به نسل پایینتر نمیرسد. اما اگر «دعوت با منش» را جایگزین کند و نوجوان را مخاطب نبیند، بلکه شریک در فهم دین بداند، نوجوان نه تنها میشنود، بلکه مشتاقانه پای منبر مینشیند و دین را با جان و دل میپذیرد. اصلاح منبر، اصلاح روش است نه تغییر مبانی. و این اصلاح، امروز یک ضرورت است، نه یک انتخاب
ارجاعات :
(1) آیه ۱۲۵ سوره نحل
(2) امام صادق علیه السلام، الکافی (ط-الاسلامیه)، ج 2، ص 78، ح 14
(3) امام صادق علیه السلام، منیة المرید، ص ۱۴۶ و ۱۸۱
(4) نهجالبلاغه، حکمت ۱۷۲
(5) پیامبر اکرم (ص)، بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۱۲۷
(6) پیامبر اکرم (ص)، کنزالعمال، ح ۴۳۴۰۱
(7) پیامبر اسلام (ص)، به نقل از محجة البیضاء، جلد ۳ .
(8) حضرت علی (ع) به امام حسن (ع)، به نقل از موسوی راد، ۱۳۸۰، ص ۱۹۷ .
(9) شهید بهشتی، به نقل از دلبری، ۱۳۸۷، ص ۱۶ .
(10) نهجالبلاغه، حکمت ۱۵۰
(11) استاد مطهری، مجموعه آثار، ج ۲۲، ص ۵۲۶
(12) استاد مطهری، مجموعه آثار، ج ۳، ص ۴۹۳
(13) استاد مطهری، مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۱۸۹
(14) امام صادق علیه السلام، وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۲۷
(15) آیه ۲۱ سوره احزاب
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون