تجلی هدایت در بی‌کرانه ذی‌الحجه‌؛ واکاوی ولادت و سیره امام هادی علیه‌السلام

مشکات هدایت در میانه ماه میثاق با ولایت

در این نوشتار، مروری ادبی و معرفتی بر ولادت امام علی‌ النقی علیه‌السلام داریم؛ از طلوع خورشید هدایت در مدینه تا تقابل نورانی امام هادی علیه‌السلام با ظلمت عباسی و عروج ملکوتی.
يکشنبه، 10 خرداد 1405
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
مشکات هدایت در میانه ماه میثاق با ولایت

مقدمه: طلوعی در امتداد غدیر

در تقویم جان‌نثارانِ ولایت، ذی‌الحجه تنها ماهِ حج و قربان نیست؛ بلکه منظومه‌ای است که هر کوکبش، راهی به سوی ملکوت می‌گشاید.

در نیمه‌ این ماهِ خجسته، آنگاه که عطر منا و عرفات هنوز در مشامِ گیتی جاری است، دریچه‌ای از باغِ ارم به روی زمین گشوده شد تا دهمین وصیّ خاتم، قدم بر چشمِ خاک بگذارد. 

او آمد تا در روزگارِ غبارآلودِ فتنه‌ها، «نقی» باشد و پاکی را معنا کند؛ آمد تا «هادی» باشد و در بیراهه‌های ضلالت، دستِ حقیقت‌جویان را بگیرد.
 

از تبارِ نور و سمانه‌ پاکی

مدینه، بار دیگر مأمنِ نزول فرشتگان گشت. در خانه‌ باصفای امام جواد علیه‌السلام ـ آن بخشنده‌ بی‌همتا ـ بانویی از تبار صدف، مرواریدی به دامان گرفت که درخشش او چشمِ اهرمن را کور می‌کرد. 

«سمانه مغربیه»، آن بانوی بافضیلت که تقوایش سدّی در برابر نفوذ شیطان بود، واسطه‌ فیض گشت تا «علی بن محمد» پا به عرصه‌ وجود بگذارد. 

نامش «علی» نهاده شد تا یادآور صلابتِ مرتضی و شکوه نام باری ‌تعالی باشد؛ مولودی که وارث هیبت علوی و مِهر فاطمی بود.
 

میراث‌دارِ زودهنگام ولایت

هنوز غنچه‌ وجودش به هشتمین بهار نرسیده بود که دست تقدیر، بار سنگین امامت را بر شانه‌های استوارش نهاد. آنگاه که پدر بزرگوارش در غربت بغداد، جام شهادت نوشید، در دوردست‌های مدینه، بر جان مطهر امامِ نوجوان، حالتی قدسی مستولی گشت. 

او که متصل به سرچشمه‌ وحی بود، پیش از رسیدن قاصدان، از پروازِ روحِ پدر آگاه شد. این آغاز راهی بود که در آن، کودکی با صلابتِ پیرانِ طریقت، سکان‌دار کشتی نجات امت گشت و نشان داد که مقام امامت، نه به سال و ماه، که به اراده‌ ازلی پروردگار است.
 

اقتدارِ معنوی در حبس‌خانه‌ سامرا

امام هادی علیه‌السلام تنها یک معلم نبود؛ او تجلی تسلط روح بر ماده بود. تاریخ به یاد دارد که چگونه متوکل عباسی، با تمام خدم و حشم و لشکریان آهنین‌اش، در برابر هیمنه‌ نگاهِ حضرتش لرزید. 

آنگاه که خلیفه مغرور، سپاهیان بی‌شمار خود را به رخ می‌کشید، امام با اشاره‌ای، پرده از ملکوت برداشت تا لشکری از ملائکِ مسلّح، لرزه بر اندام طاغوت بیندازند. 

او به زندانبانان و درندگان آموخت که «گوشت فرزندان زهرا علیهاالسلام بر وحوشِ زمین حرام است.» در قفسِ شیران، درندگان به‌جای دریدن، سر بر آستانِ قدسی‌اش نهادند تا ثابت شود که کائنات، مطیعِ محضِ ولیِّ خداست.
 

سنگربانی از مرزهای عقیده

عصر امام دهم، عصر تلاطم اندیشه‌ها بود. از غبار فتنه‌ «خلقِ قرآن» تا انحرافاتِ «غلات» و «مجبره»، هر یک تیشه‌ای بر ریشه‌ ایمان می‌زدند. 

در این میان، امام هادی علیه‌السلام همچون صخره‌ای استوار در برابر موج‌های سهمگین ایستاد. او با سلاحِ برهان و مکاتباتِ روشنگر، غبار از چهره‌ توحید سترد. 

یادگار جاویدان او، «زیارت جامعه کبیره»، منشور بلند امام‌شناسی است؛ متنی که در آن، فضایل اهل‌بیت علیهم‌السلام با فصاحتی بی‌نظیر ترسیم شده تا شیعه تا ابد، مرز میانِ غلو و تقصیر را بازشناسد.
 

سخن پایانی: دخیلِ دل به آستانِ سامرا

امروز، اگرچه گلدسته‌های سامرا غریبانه در آسمان قد کشیده‌اند، اما طنین هدایتِ هادیِ امت، در جای‌جای گیتی شنیده می‌شود. ولادت نورانی او، ولادت دوباره‌ امید در کالبد خسته‌ عدالت‌خواهان است.

ای دهمین مقتدای نور! ما در قحط‌‌سالِ هدایت، به تمنای قطره‌ای از زلالِ معرفتِ تو آمده‌ایم. تو که در هجوم بادهای مسموم، چراغ ایمان را روشن نگاه داشتی، دست توسل ما را به ضریح کرامتت گره بزن.

سلام بر تو در آن روز که زاده شدی، روزی که بر کرسیِ امامت تکیه زدی و روزی که با واگذاری امامت به فرزند شایسته‌ات، به دیدار معبود شتافتی. 

امید که شعاعی از خورشید سامرا بر زوایای تاریکِ جانمان بتابد و در عصر غیبتِ میراث‌دارت، ما را بر عهد سپید ولایت استوار بدارد تا همگام با کاروان هدایت، بوی ظهور را از ورای پرده‌های انتظار، با تمام وجود استشمام کنیم.

نویسنده: سیدامیرحسین موسوی تبار
منبع: تحریریه راسخون
© استفاده از این مطلب، فقط با ذکر منبع بلامانع است.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط