بیان مسئله:
در هر جامعهای که سخن از ارزشهای انسانی و معیارهای برتری به میان میآید، این پرسش در اذهان شکل میگیرد که «آیا علم بهتر است یا ثروت؟» و «کدام یک انسان را به کمال و سعادت میرساند؟» پاسخ این پرسشها را میتوان در سیره و کلام امیرالمؤمنان علی بن ابیطالب علیهالسلام جستجو کرد.
ایشان در حکمت ۱۴۷ نهجالبلاغه، شش امتیاز اساسی برای علم بر ثروت برمیشمارد و در روایات متعدد دیگری نیز با پاسخهای گوناگون و حکیمانه، برتری علم بر مال را تبیین میفرماید. از «علم میراث انبیاست و ثروت میراث طاغیان» تا «علم تو را حفظ میکند و تو مال را حفظ میکنی»، این کلمات نورانی نشان میدهد که در مکتب علوی، ارزش حقیقی انسان به علم و دانش اوست، نه به مال و دارایی اش.
ضرورت مسئله:
بازخوانی سیره و کلام امام علی (ع) درباره برتری علم بر ثروت، امروز که مادیگرایی و مصرفگرایی به اوج خود رسیده و گاه ثروت بر علم ترجیح داده میشود، ضرورتی انکارناپذیر است.
این سیره علوی به ما میآموزد که ارزش حقیقی انسان به علم اوست و با دانش میتوان به جایگاه والای انسانی دست یافت، حتی اگر ثروت مادی در کار نباشد. در این مقاله، با مرور مستندات تاریخی و گزارههای نهجالبلاغه، به پرسش اصلی پاسخ خواهیم داد که از نگاه امام علی (ع)، علم بهتر است یا ثروت.
اهداف مقاله:
هدف کلی: تبیین سیره و کلام امام علی (ع) در ترجیح علم بر ثروت و استخراج پیامهای آن برای جامعه امروز.
سوال 1. امام علی (ع) چه دلایلی برای برتری علم بر ثروت بیان کرده است و این دلایل از چه جهاتی علم را برتر نشان میدهد؟
سوال 2. علم و ثروت از نظر نگهبانی، انفاق، ماندگاری، امنیت و تأثیر بر قلب و روح انسان چه تفاوتهایی دارند؟
سوال 3. جایگاه عالم و ثروتمند در جامعه از نظر امام علی (ع) چگونه است و چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
سوال4 . حدیث «مدینة العلم» چه جایگاهی دارد و چگونه برتری علم را از نگاه امام علی (ع) اثبات میکند؟
سوال 5. سیره علمی و عملی امام علی (ع) چه پیامی برای جامعه امروز در ترجیح علم بر ثروت دارد؟
علم یا ثروت؛ کدام را انتخاب کنیم؟ درسهایی از کلام امیرالمؤمنین (ع)
بخش اول: علم میراث انبیاست، ثروت میراث طاغیان
جمعیت زیادی دور حضرت علی (ع) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید: «یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟» حضرت در پاسخ فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شدّاد.»مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. (1)🔹 علم، میراث انبیاء
نخستین دلیلی که امام علی (ع) برای برتری علم بر ثروت بیان میدارد، ریشه و خاستگاه این دو است. علم، میراث انبیاء الهی است. انبیایی که خداوند آنها را برگزید تا بشر را از ظلمت جهل به نور علم و معرفت هدایت کنند. علم انبیاء، علمی است که از سرچشمه وحی و الهام الهی نشأت گرفته است.
این علم، انسان را به خدا نزدیک میکند، اخلاق او را متعالی میسازد و راه سعادت دنیا و آخرت را به او نشان میدهد. پیامبران الهی، گرچه از نظر مادی اغلب در سادهترین سطح زندگی میکردند، اما از نظر علمی و معرفتی در بالاترین درجه بودند. علم آنان، سرمایهای بود که پس از خود به جانشینان راستینشان به ارث گذاشتند و امام علی (ع) به عنوان دروازه شهر علم پیامبر (ص)، وارث این میراث عظیم است.
🔹 ثروت، میراث طاغیان
در مقابل، مال و ثروتِ بدون علم و تقوا، میراث کسانی است که در طول تاریخ، طغیان و سرکشی را پیشه خود ساختند. قارون که به خاطر ثروت کلانش دچار غرور و تکبر شد و گفت: «إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی عِلْمٍ عِنْدِی» (2)؛ این ثروت را به خاطر دانش و توانایی خودم دارم. فرعون که ادعای خدایی کرد و گفت: «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلی» (3).
هامان که وزیر فرعون و همدست او در طغیان بود و شدّاد که بنای ارم را با ثروت اندوزی ساخت و به طغیان پرداخت. (4) اینان همه صاحبان مال و ثروت بودند، اما ثروتشان نه تنها برایشان سودی نداشت، بلکه مایه طغیان و سرکشی و در نهایت هلاکتشان شد. بنابراین، ثروت اگر در مسیر الهی نباشد و با علم و تقوا همراه نباشد، نه تنها ارزشی ندارد، بلکه میتواند خطرناک نیز باشد.
🔹 پیام حدیث برای امروز
این کلام امام علی (ع) پیام روشنی برای انسان امروز دارد. در دنیایی که سرمایه و ثروت ملاک ارزشگذاری انسانها شده است، امام علی (ع) به ما یادآوری میکند که ارزش حقیقی انسان به علم و معرفت اوست، نه به مال و دارایی او. علم، انسان را به خدا نزدیک میکند و او را در مسیر انبیاء قرار میدهد. اما ثروت بدون علم، انسان را در مسیر طاغیان و مستکبران تاریخ قرار میدهد. انتخاب با خود انسان است که کدام مسیر را برای زندگی خود برگزیند.
🔹 نتیجه بخش اول:
علم، میراث ماندگار پیامبران الهی است که انسان را به سعادت میرساند، در حالی که ثروتِ همراه با جهل و غرور، میراث طاغیان و عامل هلاکت و نابودی است.
بخش دوم: علم نگهبان توست، تو نگهبان مال
در همان مجلس، بلافاصله پس از نخستین پرسشکننده، مرد دیگری وارد مسجد شد و در حالی که ایستاده بود پرسید: «یا اباالحسن! سؤالی دارم، میتوانم بپرسم؟»
امام (ع) فرمود: «بپرس!» مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: «علم بهتر است یا ثروت؟» امام (ع) فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ میکند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.» نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان جا که ایستاده بود نشست. (5)
🔹 علم، حافظ و نگهبان انسان
دومین دلیلی که امام علی (ع) برای برتری علم بر ثروت بیان میدارد، نسبت نگهبانی میان علم و مال است. علم، خود نگهبان و حافظ انسان است. علم به انسان آگاهی میدهد، او را از خطرات آگاه میکند، راه درست را نشان میدهد و از لغزشها بازمیدارد.
علم، هم ایمان انسان را حفظ میکند، هم جسم و جان او را از آفات مختلف مصون میدارد. کسی که علم دارد، میداند چگونه از خود در برابر دشمنان، بیماریها، فریبها و انحرافات محافظت کند. علم، چراغ راهی است که در تاریکیهای جهل، مسیر درست را نشان میدهد. (6)
قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره دارد که خداوند به انسان علم آموخت تا او را حفظ و نگهداری کند: «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ» (7)؛ به انسان آنچه را نمیدانست آموخت. این علم، سرمایهای است که هرگز از انسان جدا نمیشود و همواره نگهبان اوست.
🔹 انسان، نگهبان مال
در مقابل، مال و ثروت نه تنها نگهبان انسان نیست، بلکه خود نیازمند نگهبان است. صاحب مال باید پیوسته از اموال خویش مراقبت کند مبادا دزدان آن را بربایند، یا آفات و بلاهایی آن را از میان بردارد. باید مراقبینی بر آن بگمارد، وسایل اطفای حریق در کنارش قرار دهد، به موقع به آن سرکشی کند مبادا آفتی در آن پدید آمده باشد.
این تفاوت اساسی میان علم و مال، نشان میدهد که علم سرمایهای است که خود از صاحبش محافظت میکند، اما مال سرمایهای است که صاحبش باید از آن محافظت کند. چه بسا ثروتمندی که اموال کلان دارد، اما شب و روز در اضطراب و نگرانی است که مبادا آن را از دست بدهد. اما عالم، هر جا و در هر شرایطی، علم خود را همراه دارد و هیچ دزدی نمیتواند آن را از او بگیرد.
🔹 پیام برای امروز
در دنیای امروز که امنیت سرمایه و دارایی دغدغه بسیاری از مردم است، این کلام امام علی (ع) یادآوری میکند که بهترین سرمایهای که انسان میتواند به دست آورد، علم و دانش است. سرمایهای که:
1.نه دزد میبرد
2.نه آتش میسوزاند
3.نه سیل میبرد
4.نه با گذشت زمان کهنه میشود
و همواره همراه و نگهبان صاحب خود است.
علم، سرمایهای است که هر چه بیشتر از آن استفاده کنی، بیشتر میشود و هر چه بیشتر به دیگران بیاموزی، بر غنای آن افزوده میگردد.
🔹 نتیجه بخش دوم:
علم، نگهبان و حافظ انسان است و او را از آفات و خطرات مصون میدارد، در حالی که مال و ثروت نیازمند نگهبانی و مراقبت دائمی از سوی صاحب خود است.
بخش سوم: انفاق علم آن را زیاد میکند، انفاق مال آن را کم میکند
هنوز سخن امام (ع) به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش مینشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟» حضرت علی (ع) در پاسخ به آن مرد فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم میشود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده میشود.» (8)
🔹 انفاق، رابطه معکوس علم و مال
سومین برتری علم بر ثروت که امام علی (ع) بیان میدارد، به نتیجه انفاق این دو بازمیگردد. مال و ثروت، هر چه بیشتر از آن انفاق و بخشش شود، کاستی میگیرد و کاهش مییابد. اما علم و دانش، هر چه بیشتر به دیگران آموخته شود، نه تنها کم نمیشود، بلکه بر غنای آن افزوده میگردد. این تفاوت اساسی، یکی از مهمترین ویژگیهای علم است که آن را از هر سرمایه مادی برتر میسازد.
دلیل این امر روشن است. هنگامی که عالم به تدریس و آموزش میپردازد و شاگردانی پرورش میدهد، علم و دانش او درون فکرش راسختر و قویتر میشود. چه بسا شاگردان سؤال و اشکالی کنند و در پرتو آن بر علم او افزوده گردد. تجربه نشان داده است که برای پرورش علم، هیچ چیز بهتر از تدریس نیست. مطالعه، درس خواندن و مباحثه کردن خوب است؛ ولی تدریس اثر قویتری دارد. (9)
🔹 گسترش علم از طریق شاگردان
علاوه بر این، علم از طریق شاگردان گسترش پیدا میکند و این نیز نوعی دیگر از نمو و افزایش است. استادی که صدها شاگرد تربیت میکند، هر یک از آن شاگردان خود به استاد تبدیل میشوند و علم او را به نسلهای بعدی منتقل میکنند. بدین ترتیب، علمی که یک نفر در اختیار دارد، میتواند به هزاران نفر برسد و هرگز از بین نرود. اما مال، هر چه بیشتر تقسیم شود، از ارزش آن کاسته میشود و اگر به دیگران بخشیده شود، از دست صاحب اول خارج میگردد.
قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره دارد که انفاق علم و دانش، کاری ارزشمند و پایدار است: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» (10)؛ خداوند کسانی را که ایمان آورده و کسانی را که علم به آنان داده شده، درجات عطا میکند.
🔹 پیام برای امروز
در دنیای امروز که بسیاری از افراد به دنبال کسب درآمد سریع از طریق تجاریسازی علم هستند، این کلام امام علی (ع) یادآوری میکند که ارزش حقیقی علم در انفاق و اشاعه آن است.
کسی که علم خود را در اختیار دیگران میگذارد و به رایگان آموزش میدهد، نه تنها چیزی از دست نمیدهد، بلکه بر دانش و جایگاه خود میافزاید. برعکس، کسی که علم را حبس میکند و تنها در ازای پول آن را در اختیار دیگران قرار میدهد، چه بسا از برکت علم محروم میماند.
امروزه از پیوند علم و صنعت سخن گفته میشود و برخی از استادان و دانشجویان به دنبال پروژههای کارخانهها و کسب درآمد هستند. بدیهی است هنگامی که از پیوند دانشگاه و صنعت گفته میشود به دنبال آنند که علم برای جامعه مفید باشد و مشکلی را حل کند و نیازی را برآورده سازد.
طبیعی است این رویکرد نباید به کم رنگ شدن پژوهشهای بنیادی و دیربازده بیانجامد و یا دانشجویان نسبت به تحصیلات تکمیلی دلسرد شوند و به سرعت جذب بازار کار گردند و با استادان از وقت گذاشتن برای تدریس و دانشجویان کم بگذارند و رو به سوی منافع مالی بیاورند. (11)
🔹 نتیجه بخش سوم:
انفاق و بخشش، مال را کاهش میدهد اما علم را افزایش میبخشد. علم سرمایهای است که هر چه بیشتر به دیگران داده شود، فزونی مییابد و هر چه بیشتر از آن استفاده گردد، غنیتر میشود.
بخش چهارم: عالم دوستان بسیار دارد، ثروتمند دشمنان بسیار
در همان مجلس، هنوز سخن امام (ع) به پایان نرسیده بود که سومین نفر وارد مسجد شد. او نیز همان سؤال را تکرار کرد و امام در پاسخش فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!» (12)
🔹 عالم، محبوب دلها
چهارمین برتری علم بر ثروت که امام علی (ع) بیان میدارد، به نسبت اجتماعی این دو بازمیگردد. عالم و دانشمند، به دلیل علمی که دارد و نوری که به دیگران میبخشد، محبوب دلهاست. مردم به او احترام میگذارند، به او اعتماد میکنند و دوستش دارند. علم، انسان را در دلها جای میدهد و محبت او را در قلبها زنده میکند.
عالم با دانش خود، مشکلات مردم را حل میکند، به سؤالات آنها پاسخ میدهد، راه درست را به آنها نشان میدهد و از جهل و نادانی نجاتشان میدهد. طبیعی است که چنین انسانی، دوستان بسیاری پیدا میکند. همان گونه که قرآن کریم میفرماید: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» (13)؛ تنها بندگان دانا از خدا میترسند. علم، خشیت الهی و در نتیجه محبوبیت در میان مردم را به همراه دارد.
🔹 ثروتمند، هدف دشمنان
در مقابل، ثروتمند به دلیل داراییهایش، همواره هدف طمع و حسد دیگران است. اموال او ممکن است مورد رضایت و غارت قرار گیرد، و بسیاری از مردم به او به چشم دشمنی مینگرند که از ثروتش استفاده میکند و دیگران از آن بیبهرهاند. ثروت، هر چند میتواند دوستانی ظاهری به همراه آورد، اما این دوستان غالباً به خاطر منافع مادی با او همراهند و به محض از دست رفتن مال، پراکنده میشوند.
این تفاوت اساسی نشان میدهد که علم، سرمایهای است که محبت آفرین است و انسان را در میان مردم محبوب میکند. اما ثروت، هر چند میتواند قدرتی ظاهری به انسان ببخشد، اما غالباً دشمنانی نیز برای او به ارمغان میآورد. (14)
🔹 پیام برای امروز
در دنیای امروز که روابط اجتماعی بر پایه منافع مادی شکل میگیرد، این کلام امام علی (ع) یادآوری میکند که ارزش حقیقی انسان در علم و دانش اوست، نه در مال و ثروتش. کسی که علم دارد، مردم به او اعتماد میکنند، از او پیروی میکنند و او را دوست دارند. اما کسی که تنها ثروت دارد، شاید در ظاهر دوستانی داشته باشد، اما در باطن، این دوستان غالباً به دنبال منافع خود هستند.
اگر میخواهی در دلها جای داشته باشی و محبوب مردم شوی، به دنبال کسب علم و دانش باش، نه انباشتن مال و ثروت. زیرا محبتی که بر پایه علم و معرفت باشد، پایدار است، اما محبتی که بر پایه مال و ثروت باشد، با از بین رفتن مال، از بین میرود.
🔹 نتیجه بخش چهارم:
عالم به دلیل نوری که به دیگران میبخشد، محبوب دلها و دارای دوستان بسیار است، در حالی که ثروتمند به دلیل طمع و حسد دیگران، همواره در معرض دشمنی قرار دارد.
بخش پنجم: مال کهنه میشود، علم هرگز پوسیده نمیشود
در همان مجلس، پس از پاسخهای امام علی (ع) به پرسشکنندگان پیشین، هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید: «یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟»
امام (ع) دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه میشود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.»مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست. (15)
🔹 گذر زمان، دشمن مال، دوست علم
پنجمین برتری علم بر ثروت که امام علی (ع) بیان میدارد، به نسبت این دو با گذر زمان بازمیگردد. مال و ثروت، هر چه زمان بر آن بگذرد، رو به زوال و نابودی میرود.
لباس کهنه میشود، خانه فرسوده میگردد، ماشین از کار میافتد، پول ارزش خود را از دست میدهد. هیچ مال مادی در برابر گذر زمان پایدار نیست. حتی طلا و جواهر نیز اگرچه ارزش خود را حفظ میکنند، اما صاحب آنها روزی از دنیا میرود و آنها را به دیگران وا میگذارد.
اما علم و دانش، هر چه زمان بر آن بگذرد، نه تنها پوسیده و کهنه نمیشود، بلکه ارزش آن بیشتر نمایان میگردد. کتابهای علمی قرنها پیش، هنوز هم مورد استفاده است. نظریههای علمی قدیم، پایههای علم امروز را شکل دادهاند. علم، سرمایهای است که با گذر زمان نه تنها کم نمیشود، بلکه عمق و غنای بیشتری پیدا میکند.
قرآن کریم نیز به پایداری علم و معرفت اشاره دارد: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» (مجادله: ۱۱)؛ خداوند کسانی را که ایمان آورده و کسانی را که علم به آنان داده شده، درجات عطا میکند. این درجات، با گذر زمان افزایش مییابد نه کاهش. (16)
🔹 علم، میراثی ماندگار
علم برخلاف مال، قابل فساد و کهنگی نیست. یک نظریه علمی، پس از هزاران سال همچنان معتبر است. یک کشف علمی، پایهای برای کشفیات بعدی میشود. یک کتاب علمی، نسلهای بعد را بهرهمند میسازد. اما یک پول، پس از چند سال ارزش خود را از دست میدهد. یک ساختمان، پس از چند دهه فرسوده میشود. یک ماشین، پس از چند سال از کار میافتد.
پیامبر اسلام (ص) میفرماید: «الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ»؛ دانشمندان وارثان پیامبران هستند. (17) این میراث، هرگز کهنه و فرسوده نمیشود، بلکه با هر نسلی تازهتر و زندهتر میگردد.
🔹 پیام برای امروز
در دنیای امروز که فناوری و تکنولوژی با سرعت سرسامآوری در حال تغییر است، برخی گمان میکنند علم نیز مانند ابزارهای تکنولوژیک، زودگذر و کهنهشدنی است. اما این کلام امام علی (ع) به ما یادآوری میکند که حقیقت علم، هرگز کهنه نمیشود. ابزارها و فناوریها تغییر میکنند، اما اصول علمی و معرفتی پایدارند. ارزش یک عالم به ابزارهایی نیست که در اختیار دارد، بلکه به حقیقتی است که درک کرده و به دیگران منتقل کرده است. این حقیقت، هرگز فانی و کهنه نمیشود.
اگر میخواهی سرمایهای ماندگار داشته باشی، به دنبال علم باش، نه مال. زیرا مال با گذر زمان از بین میرود، اما علم تا ابد باقی میماند. (18)
🔹 نتیجه بخش پنجم:
مال و ثروت با گذر زمان کهنه و فرسوده میشود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده و نابود نمیگردد و ارزش آن پایدار میماند.
بخش ششم: مال را دزد میبرد، اما ترسی از دستبرد به علم نیست
با ورود ششمین نفر، سرها به عقب برگشت. مردم با تعجب او را نگاه کردند. یکی از میان جمعیت گفت: «حتماً این هم میخواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت!» کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند.
مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟» امام (ع) نگاهی به جمعیت کرد و گفت: «علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.»
مرد ساکت شد. همهمهای در میان مردم افتاد که چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را میپرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت علی (ع) و گاهی به تازه واردها دوخته میشد. (19)
🔹 امنیت علم در برابر ناامنی مال
ششمین برتری علم بر ثروت که امام علی (ع) بیان میدارد، به مسئله امنیت این دو بازمیگردد. مال و ثروت، همواره در معرض خطر دزدی، غارت، آتشسوزی، سیل، زلزله و انواع بلاهاست. ثروتمند هرگز نمیتواند یک لحظه از اموال خود آسوده خاطر باشد. باید برای محافظت از آنها، درها را محکم ببندد، قفلهای مستحکم نصب کند، نگهبان بگمارد و دائماً نگران باشد که مبادا دزدی یا حادثهای همه سرمایه عمرش را یک شبه از بین ببرد.
قرآن کریم به این ناامنی مال و ثروت اشاره دارد: «وَ مَا أَمْوَالُکُمْ وَ لَا أَوْلَادُکُمْ بِالَّتِی تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنَا زُلْفَی» (20)؛ اموال و اولاد شما چیزهایی نیستند که شما را به درگاه ما نزدیک گردانند. مال، نه تنها وسیله قرب الهی نیست، بلکه گاهی مانع و حجاب نیز میشود و همواره در معرض خطر است.
اما علم و دانش، هیچ دزدی نمیتواند آن را بدزدد. هیچ سیل و زلزلهای علم را نابود نمیکند. هیچ آتشی کتابهای علم را نمیسوزاند، زیرا علم در دلها و مغزها جای دارد، نه در خزانهها و صندوقها. عالم، هر جا و در هر شرایطی، علم خود را همراه دارد. در سفر و حضر، در سلامت و بیماری، در جوانی و پیری، علم با اوست و هیچ قدرتی نمیتواند آن را از او بگیرد. (21)
🔹 علم، سرمایه درونزاد
امام علی (ع) در حکمت ۱۴۷ نهجالبلاغه به این ویژگی علم اشاره میکند که علم تو را پاسداری میکند و تو پاسدار مالی. (22) این تفاوت اساسی نشان میدهد که علم، سرمایهای درونی و غیرقابل سلب است، در حالی که مال، سرمایهای بیرونی و قابل سلب است. هر لحظه ممکن است مال از دست برود، اما علم تا زمانی که انسان زنده است، با او میماند و پس از مرگ نیز از طریق شاگردان و آثارش باقی میماند.
در روایتی از امام علی (ع) آمده است: «الْعِلْمُ مُحْتَرَسٌ لَا یُسْرَقُ»؛ علم، دژی است که دزد نمیتواند به آن دستبرد بزند. (23) این تعبیر زیبا نشان میدهد که علم، امنترین سرمایه است. هیچ دزدی نمیتواند آن را برباید، هیچ قدرتی نمیتواند آن را مصادره کند، هیچ حادثهای نمیتواند آن را نابود سازد.
🔹 پیام برای امروز
در دنیای امروز که ناامنی اقتصادی و خطر دزدی و سرقت از دغدغههای اصلی مردم است، این کلام امام علی (ع) یادآوری میکند که بهترین سرمایهای که انسان میتواند به دست آورد، سرمایهای است که دزد نبرد، آتش نسوزاند، سیل نبرد و زلزله ویران نکند. آن سرمایه، علم و دانش است.
بسیاری از مردم تمام عمر خود را صرف جمعآوری مال و ثروت میکنند، اما غافل از اینکه یک شب، یک دزد میتواند همه آن را یکجا ببرد. یا یک آتشسوزی، یک سیل، یک حادثه طبیعی میتواند همه سرمایه عمرشان را نابود کند. اما اگر سرمایهات علم باشد، هیچ قدرتی نمیتواند آن را از تو بگیرد.
امروزه در کشورهای پیشرفته، سرمایهگذاری روی علم و تحقیق و توسعه، اولویت اول است. آنها میدانند که ثروتهای زیرزمینی تمامشدنی است، اما علم پایانناپذیر است و هرگز دزدیده نمیشود. ما نیز اگر میخواهیم جامعهای امن و پیشرفته داشته باشیم، باید علم را بر ثروت ترجیح دهیم و سرمایههای مادی خود را صرف توسعه علم و فناوری کنیم، نه صرف انباشتن مال و ثروت. (24)
🔹 نتیجه بخش ششم:
مال و ثروت همواره در معرض خطر دزدی و نابودی است، اما علم و دانش هیچ دزدی نمیتواند آن را بدزدد و هیچ حادثهای نمیتواند آن را نابود کند.
بخش هفتم: مال سنگدلی میآورد، علم نورانیّت قلب میآورد
در همان مجلس، نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟» امام (ع) در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل میکند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان میشود.»
نگاههای متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را میکشیدند. (25)
🔹 ثروت و سنگدلی
هفتمین برتری علم بر ثروت که امام علی (ع) بیان میدارد، به تأثیر این دو بر قلب و روح انسان بازمیگردد. مال و ثروت، اگر با ایمان و تقوا همراه نباشد، انسان را سنگدل و بیرحم میکند. ثروتمند غالباً به خاطر اموالش، خود را برتر از دیگران میبیند و نسبت به فقرا و نیازمندان بیتفاوت میشود. قلب او به مرور زمان سخت میشود، اشک چشمش خشک میگردد و رحمت از وجودش رخت برمیبندد.
قرآن کریم به این ویژگی ثروتمندان سنگدل اشاره دارد: «کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَی * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی» (26)؛ هرگز چنین نیست که انسان خود را بینیاز ببیند و طغیان کند. ثروت و بینیازی، غالباً انسان را به طغیان و سرکشی و سنگدلی وامیدارد.
تاریخ نیز گواه این حقیقت است. قارون که آنقدر ثروت داشت که کلیدهای خزانهاش را چند مرد توانا به زحمت حمل میکردند، در برابر موسی (ع) ایستاد و به خاطر ثروتش تکبر ورزید و سرانجام به مجازات الهی دچار شد. فرعون که صاحب حکومت و ثروت سرشار بود، ادعای خدایی کرد و چنان سنگدل شد که نوزادان بنیاسرائیل را سر میبرید. (27)
🔹 علم و نورانیّت قلب
در مقابل، علم و دانش، قلب انسان را نورانی میکند. علم، چشم دل را باز میکند، حقیقت را نشان میدهد و انسان را به خدا نزدیک میسازد. عالم، به خاطر علمی که دارد، متواضع و فروتن میشود. هر چه علمش بیشتر میشود، بیشتر میفهمد که چه مقدار نادان است و به همین نسبت، قلبش نرمتر و نورانیتر میگردد.
امام علی (ع) در حکمت دیگری میفرماید: «الْعِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاءُ»؛ علم، نوری است که خداوند در قلب هر کس که بخواهد میاندازد. (28) این نور، قلب را روشن میکند، تاریکیهای جهل را از بین میبرد و انسان را به سوی کمال و سعادت هدایت مینماید.
قرآن کریم نیز علم و دانش را مایه حیات قلبها معرفی میکند: «أَوَ مَنْ کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا» (29)؛ آیا کسی که مرده بود و ما او را زنده کردیم و نوری برای او قرار دادیم که با آن در میان مردم راه میرود، همانند کسی است که در تاریکیهاست و از آن بیرون نمیآید؟ علم، همین نور است که انسان را از تاریکی جهل به روشنایی معرفت رهنمون میشود.
🔹 پیام برای امروز
در دنیای امروز که مادیگرایی و مصرفگرایی به اوج خود رسیده است، این کلام امام علی (ع) هشدار جدی به همه ماست که مراقب باشیم ثروت و مال، قلب ما را سنگدل و بیرحم نکند. اگر میخواهی قلبت نرم و نورانی باشد، به دنبال علم باش، نه ثروت. ثروت اگر همراه با ایمان و تقوا نباشد، سنگدلی میآورد و انسان را از خدا و خلق خدا دور میکند. اما علم، نور و روشنایی میآورد و انسان را به خدا و بندگی نزدیک میسازد.
بسیاری از ثروتمندان جهان با وجود همه داراییهایشان، قلبی سنگدل و بیرحم دارند و از رنج دیگران بیخبرند. اما بسیاری از دانشمندان با وجود زندگی ساده، قلبی سرشار از محبت و مهربانی دارند و برای بشریت مفیدند. این تفاوت به خاطر علم و جهل است، نه به خاطر مال و ثروت. (30)
🔹 نتیجه بخش هفتم:
مال و ثروت بدون علم و ایمان، انسان را سنگدل و بیرحم میکند، اما علم و دانش قلب انسان را نورانی و سرشار از محبت و مهربانی میسازد.
بخش هشتم: ثروتمندان تکبر دارند، صاحبان علم فروتناند
در همان مجلس، پس از پاسخهای امام علی (ع) به پرسشکنندگان پیشین، مردی که دست کودکی در دستش بود وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به رو به رو چشم دوخت. مردم که فکر نمیکردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند. در این هنگام مرد پرسید: «یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟»
نگاههای متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی (ع) مردم به خود آمدند: «علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی میکنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع اند.»
فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. پرسشکنندگان، آرام و بیصدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی که آنان مسجد را ترک میکردند، صدای امام (ع) را شنیدند که میفرمود: «اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من میپرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی میدادم.» (31)
🔹 ثروت و تکبر
هشتمین برتری علم بر ثروت که امام علی (ع) بیان میدارد، به تأثیر این دو بر اخلاق و رفتار انسان بازمیگردد. ثروت و مال، غالباً انسان را به تکبر و خودبزرگبینی وامیدارد. ثروتمند به خاطر داراییهایش، خود را برتر از دیگران میبیند و گاهی چنان در گرداب تکبر فرو میرود که خود را بینیاز از خدا میپندارد و حتی گاه ادعای خدایی میکند.
تاریخ نمونههای فراوانی از این حقیقت را به ثبت رسانده است. فرعون با آنهمه ثروت و قدرت، ادعای خدایی کرد و گفت: «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَی» (32)؛ من پروردگار برتر شما هستم. قارون نیز به خاطر ثروت کلانش چنان مغرور شد که گفت: «إِنَّما أُوتیتُهُ عَلی عِلْمٍ عِنْدِی» (33)؛ این ثروت را به خاطر دانش و توانایی خودم دارم.
قرآن کریم به این ویژگی ثروتمندان اشاره دارد: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَی * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی» ؛ همانا انسان طغیان میکند، هرگاه خود را بینیاز بیند. بینیازی و ثروت، آفت بزرگی است که انسان را به طغیان و تکبر و سرکشی وامیدارد. (34)
🔹 علم و فروتنی
در مقابل، صاحبان علم و دانش، همواره فروتن و متواضع هستند. هر چه علم انسان بیشتر میشود، به نادانی خود بیشتر پی میبرد و در نتیجه فروتنتر میگردد. عالم میداند که در برابر عظمت خداوند، هیچ است و هر چه دارد از فضل الهی است. این آگاهی، او را از تکبر و خودبزرگبینی بازمیدارد.
امام علی (ع) در وصف دانشمندان راستین میفرماید: «الْعُلَمَاءُ أَحْیَاءٌ وَ إِنْ مَاتُوا»؛ دانشمندان زندهاند هر چند بمیرند. (35) و در جای دیگر میفرماید: «مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ»؛ هر که در برابر خدا فروتنی کند، خداوند او را رفعت میبخشد. (36) علم، نه تنها انسان را متواضع میکند، بلکه او را به درجات بالای کمال و سعادت میرساند.
قرآن کریم نیز مؤمنان عالم را اینگونه ستایش میکند: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» تنها بندگان دانا از خدا میترسند. خشیت الهی، سرچشمه فروتنی و تواضع است. (37)
🔹 رابطه معکوس علم و تکبر
نکته جالب توجه اینکه بین علم و تکبر رابطه معکوس وجود دارد. هر چه علم انسان بیشتر باشد، تکبر او کمتر میشود. و هر چه جهل انسان بیشتر باشد، تکبر او فزونی مییابد. جاهل، نادانی خود را نمیداند و به خاطر همین نادانی، گمان میکند همه چیز را میداند و به همین دلیل متکبر میشود. اما عالم، به حد و مرز علم خود آگاه است و میداند چه مقدار نادان است. این آگاهی، او را فروتن و متواضع میسازد.
امام علی (ع) در این باره میفرماید: «کَفَی بِالْمَرْءِ جَهْلاً أَنْ یُعْجَبَ بِعِلْمِهِ»؛ برای نادانی یک انسان همین بس که به علم خود مغرور شود. (38) عالم حقیقی کسی است که هر چه بیشتر میداند، بیشتر احساس نادانی میکند و در نتیجه فروتنتر میشود.
🔹 پیام برای امروز
در دنیای امروز که برخی ثروتمندان با تکبر و غرور، خود را برتر از دیگران میدانند و گاه با فساد و تباهی، جامعه را به نابودی میکشانند، این کلام امام علی (ع) هشدار جدی به همه ماست که مراقب باشیم ثروت ما را به تکبر و خودبزرگبینی نکشاند. اگر میخواهی متواضع و فروتن باشی، به دنبال علم باش، نه ثروت.
ثروت، غالباً تکبر میآورد و انسان را از خدا و خلق خدا دور میکند. اما علم، فروتنی میآورد و انسان را به خدا و بندگی نزدیک میسازد. انتخاب با خود ماست که کدام مسیر را برگزینیم: مسیر ثروت با خطر تکبر و طغیان، یا مسیر علم با آرامش فروتنی و بندگی. (39)
در جامعه امروز ما، متأسفانه گاهی ارزشها جابهجا شده است. برخی به جای اینکه به علم و دانش اهمیت دهند، به ثروت و تجملات توجه میکنند. برخی از ثروتاندوزان نالایق، به مقامات بالای علمی و مدیریتی میرسند. اما اگر به سیره امام علی (ع) بازگردیم، میبینیم که ایشان همواره علم را بر ثروت ترجیح میدادند و صاحبان علم را محترم میشمردند، نه ثروتمندان متکبر را. (40)
🔹 نتیجه بخش هشتم:
ثروت و مال، انسان را به تکبر و خودبزرگبینی وامیدارد، در حالی که علم و دانش، فروتنی و تواضع میآورد و انسان را به خدا نزدیک میسازد.
بخش نهم: حدیث مدینة العلم؛ علی(ع) دروازه شهر علم پیامبر(ص)
پس از پایان یافتن پرسشهای جمعیت و پاسخهای حکیمانه امام علی (ع)، این حقیقت برای همگان روشن شد که علم و دانش، چه جایگاه والایی در نزد خداوند و اولیای الهی دارد.
اما نکته شگفتانگیزتر این است که تمام این علوم و معارفی که امام علی (ع) در اختیار داشت، از سرچشمه زلال علم نبوی سرچشمه میگرفت. رسول خدا (ص) بود که شهر علم را بنا نهاد و علی (ع) را دروازه آن شهر قرار داد. (41)
🔹 متن و معنای حدیث مدینة العلم
رسول اکرم (ص) فرمود: «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا، فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ، فَلْیَأْتِ الْبَابَ» (42): «من شهر علم هستم و علی دروازه آن شهر است. هر کس علم میخواهد، باید از این دروازه وارد شود.»
این حدیث شریف، یکی از مشهورترین و معتبرترین احادیث نبوی در منقبت و فضیلت امام علی (ع) است. علم در این حدیث، تمام علوم و معارف الهی و بشری را شامل میشود. پیامبر (ص) خود را به شهر علم تشبیه کرده است که تمامی علوم در آن گردآمده است. و علی (ع) را دروازه آن شهر معرفی فرموده است؛ یعنی راه ورود به این علوم، از طریق علی (ع) ممکن است. (43)
🔹 تواتر حدیث و اعتبار آن
حدیث «مدینة العلم» از احادیث متواتر است؛ یعنی راویان آن به قدری زیاد و معتبر هستند که هیچ شکی در صحت صدور آن از پیامبر (ص) باقی نمیماند. این حدیث در منابع معروف اهل سنت و شیعه با اسناد متعدد نقل شده است. (44)
از جمله راویان این حدیث میتوان به ابن عباس، جابر بن عبدالله انصاری، عبدالله بن مسعود، ابوهریره و دیگر صحابه پیامبر (ص) اشاره کرد. (45) محدثان بزرگی مانند حاکم نیشابوری در «المستدرک»، ترمذی در «سنن»، نسائی در «خصائص»، ابن ماجه در «سنن»، احمد بن حنبل در «مسند»، و بسیاری دیگر این حدیث را نقل کردهاند. (46)
علامه امینی در کتاب ارزشمند «الغدیر» دهها سند معتبر برای این حدیث از منابع اهل سنت جمعآوری کرده است. (47)
🔹 معنای دروازه بودن علی(ع)
منظور رسول خدا (ص) از اینکه علی (ع) را دروازه شهر علم معرفی فرمود، این است که: اولاً، علی (ع) وارث تمام علوم نبوی است. پیامبر (ص) علم خود را به علی (ع) منتقل کرد و او را به عنوان مرجع علمی امت اسلامی پس از خود معرفی نمود. (48)
ثانیاً، دسترسی به علوم نبوی، تنها از طریق علی (ع) ممکن است. کسانی که از دروازه وارد نشوند، به شهر راه نمییابند. به عبارت دیگر، اگر کسی بخواهد به معارف حقیقی اسلام دست یابد، باید به امام علی (ع) و اهل بیت (ع) تمسک جوید و از آنان پیروی کند. (49)
ثالثاً، علی (ع) نه تنها دروازه علم، بلکه دروازه نجات و سعادت نیز هست. زیرا علمی که از پیامبر (ص) به علی (ع) رسیده است، علمی است که انسان را به کمال و سعادت دنیا و آخرت میرساند. (50)
🔹 نقل حدیث در منابع معتبر
حاکم نیشابوری در «المستدرک علی الصحیحین» مینویسد: «این حدیث با شرایط صحیحین (بخاری و مسلم) صحیح است» و سپس اسناد آن را از ابن عباس و جابر بن عبدالله نقل میکند. (51)
ابن حجر عسقلانی در «فتح الباری» به اعتبار این حدیث اذعان کرده و میگوید: «این حدیث با طرق متعدد صحیح است.» (52)
ذهبی در «تلخیص المستدرک» نیز حدیث را تصحیح کرده و آن را معتبر دانسته است. (53)
سبط ابن جوزی در «تذکرة الخواص» این حدیث را با سند خود از ابن عباس نقل کرده و مینویسد: «هذا حدیث صحیح مشهور»؛ این حدیث صحیح و مشهور است. (54)
🔹 علم هزارباب
در روایات متعددی آمده است که پیامبر (ص) هزار باب از علم را به علی (ع) آموخت و از هر باب آن، هزار باب دیگر بر علی (ع) گشوده شد. (55)
امام علی (ع) خود میفرماید: «عُلِّمْتُ أَلْفَ بَابٍ مِنَ الْعِلْمِ، یَفْتَحُ لِی مِنْ کُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ» (56) ترجمه: «هزار باب از علم به من آموخته شد که از هر باب آن، هزار باب دیگر به روی من گشوده میگردد.»
این روایت نشان میدهد که علم امام علی (ع) محدود و قابل شمارش نیست. هر دری از علم که به روی او گشوده میشد، هزار دری دیگر را میگشود. این همان معنای دروازه شهر علم بودن است. علمی که علی (ع) در اختیار دارد، سرچشمه تمام علوم است و هر کس میخواهد به علوم حقیقی دست یابد، باید از این دروازه وارد شود. (57)
🔹 پیام برای امروز
حدیث «مدینة العلم» برای انسان امروز پیام روشنی دارد. در دنیایی که علم و دانش به عنوان بالاترین ارزش شناخته میشود، باید بدانیم که سرچشمه تمام علوم حقیقی، از رسول خدا (ص) و جانشینان برحق اوست.
اگر به دنبال علم نافع و سعادتبخش هستیم، باید به سراغ کسانی برویم که خداوند آنها را به عنوان مراجع علمی و دینی معین کرده است. (58)
امام علی (ع) نه تنها دروازه شهر علم پیامبر (ص)، بلکه الگوی تمام کسانی است که به دنبال علم و دانش هستند. زندگی سراسر علم و معرفت و جهاد و عدالت او، درسهای فراوانی برای همه ما دارد.
اگر میخواهیم در مسیر علم و دانش گام برداریم، باید از علی (ع) بیاموزیم که علم را بر ثروت ترجیح دهیم، تواضع و فروتنی را پیشه خود سازیم، و علم خود را در خدمت خدا و خلق خدا قرار دهیم. (59)
🔹 نتیجه بخش نهم:
حدیث «مدینة العلم» اثبات میکند که تمام علوم حقیقی از پیامبر (ص) سرچشمه میگیرد و علی (ع) به عنوان دروازه آن شهر، مرجع علمی امت اسلامی است. کسی که میخواهد به علم نافع دست یابد، باید از این دروازه وارد شود.
نتیجهگیری کلی:
امام علی (ع) با ده پاسخ حکیمانه به پرسشکنندگان، برتری علم بر ثروت را از ابعاد گوناگون به اثبات رساند. از میراث انبیا بودن علم در برابر میراث طاغیان بودن ثروت، تا نگهبانی علم از انسان در مقابل نیاز انسان به نگهبانی از مال، و از افزایش علم با انفاق در برابر کاهش مال با بخشش، تا ماندگاری علم در برابر کهنگی و فساد مال، همگی نشان میدهد که علم سرمایهای ماندگار و ثروت سرمایهای گذراست.حدیث «مدینة العلم» نیز جایگاه رفیع علم را در فرهنگ اسلامی روشن میسازد و نشان میدهد که رسول خدا (ص) شهر علم است و علی (ع) دروازه آن شهر. این بدان معناست که دستیابی به علوم حقیقی و نافع، تنها از طریق اهل بیت (ع) ممکن است و علمی که از این دروازه وارد شود، انسان را به کمال و سعادت میرساند.
برای جامعه امروز، این آموزههای علوی پیام روشنی دارد: در دنیایی که ثروت و تجملات، ارزشهای انسانی را تحت الشعاع قرار داده است، باید علم و دانش را به عنوان سرمایه حقیقی و ماندگار بشناسیم. علم نه دزد میبرد، نه آتش میسوزاند، نه با گذر زمان کهنه میشود و نه انسان را به تکبر و سنگدلی وامیدارد. علی (ع) به ما آموخت که قیمت هر انسانی به اندازه دانش اوست، نه به اندازه دارایی اش.
ارجاعات :
(1) بحرانی، کشکول، ج 1، ص 27(2) قرآن کریم، سوره قصص، آیه 78
(3) قرآن کریم، سوره نازعات، آیه 24
(4) بحرانی، کشکول، ج 1، ص 27
(5) بحرانی، کشکول، ج 1، ص 27
(6) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(7) قرآن کریم، سوره علق، آیه 5
(8) بحرانی، کشکول، ج 1، ص 27
(9) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(10) قرآن کریم، سوره مجادله، آیه 11
(11) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(12) بحرانی، کشکول، ج 1، ص 27
(13) قرآن کریم، سوره فاطر، آیه 28
(14) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(15) بحرانی، کشکول، ج 1، ص 27
(16) قرآن کریم، سوره مجادله، آیه 11
(17) کلینی، الکافی، ج 1، ص 188
(18) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(19) بحرانی، کشکول، ج 1، ص 27
(20) قرآن کریم، سوره سبأ، آیه 37
(21) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(22) نهجالبلاغه، حکمت 147
(23) تمیمی آمدی، غرر الحکم، حدیث ۶۷۵۲
(24) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(25) بحرانی، کشکول، ج 1، ص 27
(26) قرآن کریم، سوره علق، آیات 6-7
(27) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(28) نهجالبلاغه، حکمت 167
(29) قرآن کریم، سوره انعام، آیه 122
(30) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(31) بحرانی، کشکول، ج 1، ص 27
(32) قرآن کریم، سوره نازعات، آیه 24
(33) قرآن کریم، سوره قصص، آیه 78
(34) قرآن کریم، سوره علق، آیات 6-7
(35) تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص 60، قصار 1167
(36) نهجالبلاغه، حکمت 128
(37) قرآن کریم، سوره فاطر، آیه 28
(38) تمیمی آمدی، غرر الحکم، حدیث 6752
(39) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(40) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(41) بحرانی، کشکول، ج 1، ص 27
(42) مفید، الارشاد، ص 15
(43) مجلسی، بحارالانوار، ج 40، ص 200
(44) حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 126
(45) مجلسی، بحارالانوار، ج 40، ص 200
(46) حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 126
(47) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(48) مفید، الارشاد، ص 15
(49) مجلسی، بحارالانوار، ج 40، ص 200
(50) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(51) حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 126
(52) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(53) مجلسی، بحارالانوار، ج 40، ص 200
(54) سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص 51
(55) مفید، الارشاد، ص 15
(56) مجلسی، بحارالانوار، ج 40، ص 213
(57) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(58) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
(59) مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، ج 13، ص 194
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون