مقدمه:
بیان مسئله:کوششهای مجدانه یک ملت در پاسداشت و درونیکردن ارزشها و دستاوردهای معنوی و سرزمینی خود، در قالب هویت دینی و ملی تبلور مییابد و بهرهگیری از ظرفیت آن در مقابله با فشارها و بحرانهای بیرونی برای همه عصرها و نسلها اهمیت اساسی دارد.
از انسجام و برادری ایمانی گرفته تا عدالت علوی و اعتماد عمومی، همگی مؤلفههایی هستند که هویت یکپارچه را شکل میدهند و جامعه را در عبور از بحرانها یاری میرسانند.
پرسش اساسی این است که هویت دینی و ملی چگونه و از چه مسیرهایی به تابآوری اجتماعی کمک میکند؟ چه عواملی باعث میشود برخی جوامع در برابر سختیها و فشارهای بیرونی تاب میآورند و برخی دیگر فرو میریزند؟ و نقش مؤلفههایی چون انسجام، معنابخشی به رنج، اعتماد عمومی، فرهنگ ایثار و عدالتورزی در این فرآیند چیست؟
ضرورت مسئله:
امروز که جوامع بشری با انواع بحرانها - از جنگ و تحریم گرفته تا بلایای طبیعی و چالشهای اقتصادی و اجتماعی - مواجه هستند، شناخت عوامل تقویتکننده تابآوری اجتماعی یک ضرورت انکارناپذیر است.
ایران اسلامی نیز در دهههای اخیر همواره در معرض فشارهای گوناگون قرار داشته و تقویت هویت دینی و ملی به عنوان ستونهای تابآوری، نقشی تعیینکننده در ایستادگی و عبور موفق از این بحرانها داشته است.
این نوشتار کوشیده است نقش و تأثیر هویت دینی و ملی بر تابآوری اجتماعی را از طریق توصیف و تحلیل دادههای معتبر و با بهرهگیری از ظرفیت آیات قرآن، روایات معصومین (ع) و منابع مکتوب بررسی و واکاوی کند.
بر این اساس، با تحلیل ابعاد و مؤلفههای هویت ملی و دینی، چگونگی نقشآفرینی آنها بر تابآوری اجتماعی به کمک محورهایی چون «ایجاد انسجام و همبستگی اجتماعی»، «معنابخشی به رنج و عبور از بحران»، «نظام حکمرانی و اعتماد عمومی»، «ترویج فرهنگ ایثار و فداکاری» و «کنشگری عدالتورزانه» توصیف و تبیین شده است.
اهداف مقاله:
این مقاله در پی پاسخگویی به شش سؤال زیر است و در هر بخش، یکی از این اهداف را دنبال میکند:
سؤال ۱ (بخش اول): هویت ملی و دینی چگونه موجب ایجاد انسجام و همبستگی اجتماعی در زمان بحران میشوند؟
سؤال ۲ (بخش دوم): هویت دینی چگونه به رنج و سختی معنا میبخشد و به عبور از بحران کمک میکند؟
سؤال ۳ (بخش سوم): نظام حکمرانی مبتنی بر هویت دینی و ملی چه نقشی در افزایش اعتماد عمومی و تابآوری دارد؟
سؤال ۴ (بخش چهارم): فرهنگ ایثار و فداکاری چگونه از هویت دینی و ملی نشأت میگیرد و چه تأثیری بر تابآوری دارد؟
سؤال ۵ (بخش پنجم): کنشگری عدالتورزانه در آموزههای دینی و هویت ملی چه جایگاهی دارد و چگونه به انسجام اجتماعی کمک میکند؟
سؤال ۶ (بخش ششم): چگونه هویت یکپارچه دینی و ملی، تابآوری اجتماعی را تضمین میکند؟
از انسجام تا عدالت؛ پنج ستون تابآوری در هویت دینی و ملی
بخش اول: ایجاد انسجام و همبستگی اجتماعی
🔹 هویت ملی؛ تعریف مرزهای «ما» در برابر بحرانهااحساس تعلق به یک سرزمین، تاریخ و سرنوشت مشترک، مرزهای «ما» و «دیگران» را در برابر بحرانها تعریف میکند و هویت ملی مردمان یک کشور را تشکیل میدهد. این هویت سبب میشود افراد در زمان سختیها مانند جنگ، بحرانهای اقتصادی یا بلایای طبیعی خود را عضوی از یک خانواده بزرگتر بدانند و به جای فردگرایی، به سمت کنشهای جمعی و یاریرسانی حرکت کنند. وقتی هر فردی خود را بخشی از یک کل بداند، برای بقا و حفظ آن کل، از منافع فردی خود میگذرد.
هویت ملی، یک «سرمایه روانی-اجتماعی» است که در زمان بحران، مانند سدی مستحکم در برابر تهدیدات عمل میکند. مردمی که به سرزمین، پرچم، تاریخ و اسطورههای خود افتخار میکنند، در برابر دشمنان بیرونی و شوکهای داخلی، واکنشی سریع، منسجم و مؤثر نشان میدهند. این انسجام، دشمن را از طمع به خاک کشور ناامید میکند و قدرت چانهزنی ملی را افزایش میدهد.
در آموزههای دینی نیز بر مفاهیمی چون «برادری»، «نوعدوستی» و «مسئولیتپذیری در برابر همنوع» تأکید شده است. این ارزشها شبکه حمایتی قدرتمندی ایجاد میکنند که در زمان بحران، مقاومت افراد را در برابر فشارهای بیرونی دوچندان میکند. هویت دینی، فراتر از مرزهای جغرافیایی، مؤمنان را به یکدیگر پیوند میزند و آنان را به یاری یکدیگر فرامیخواند.
🔹 برادری ایمانی؛ محکمترین پیوند اجتماعی
خداوند در قرآن کریم مؤمنان را برادران یکدیگر توصیف میکند: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ﴾ (۱) «مؤمنان با هم برادرند؛ [هنگام نزاع و اختلاف] میان برادرانتان صلح و آشتی برقرار کنید.» این برادری، تنها یک مفهوم عاطفی نیست، بلکه یک تکلیف شرعی و یک مسئولیت اجتماعی است. هر مؤمنی در برابر برادر دینی خود مسئول است و نمیتواند در برابر مشکلات او بیتفاوت بماند.
هویت دینی با تأکید بر برادری ایمانی، شکافهای طبقاتی، نژادی، قومی و زبانی را پر میکند و همه را در یک صف برابر قرار میدهد. در نماز جماعت که نماد هویت جمعی مسلمانان است، فقیر و غنی، سیاه و سفید، عرب و عجم، همه در کنار هم و شانه به شانه یکدیگر میایستند و یکسان به عبادت خداوند میپردازند. این تصویر زیبا، الگویی عملی برای همبستگی اجتماعی در برابر بحرانهاست.
همچنین اسلام از همه انسانها میخواهد که یکدیگر را به چشم همنوع بنگرند و در برابر انسانهای دیگر احساس نزدیکی و دوستی کنند. این نگاه، پایههای تابآوری اجتماعی را مستحکم میکند، زیرا در جامعای که همه خود را از یک خانواده میدانند، هیچ بحرانی نمیتواند انسجام را برهم بزند.
🔹 نوعدوستی اهل بیت (ع)؛ الگوی عملی ایثار
خداوند در سورۀ «انسان» رفتار نوعدوستانه اهلبیت (ع) را میستاید: ﴿وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا﴾ (۲) «و به پاس دوستی خدا، به فقیر و یتیم و اسیر طعام میدهند.»
این آیه شریفه، به داستانی اشاره دارد که در آن حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه (س)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) سه روز متوالی، افطار خود را به یتیم، مسکین و اسیر بخشیدند و خود گرسنه ماندند. این الگوی عملی، نشان میدهد که ایمان حقیقی، انسان را به چنان درجهای از ایثار و نوعدوستی میرساند که حتی در سختترین شرایط، دیگران را بر خود مقدم میدارد.
اگر چنین روحیهای در جامعه نهادینه شود، هیچ بحرانی نمیتواند آن را از پای درآورد. در زمان جنگ، تحریم، بیماری یا بلایای طبیعی، این فرهنگ ایثار است که جامعه را سرپا نگه میدارد و از فروپاشی اجتماعی جلوگیری میکند. هویت دینی با الهام از این آموزهها، سرمایهای عظیم برای تابآوری فراهم میآورد.
🔹 حدیث پیامبر (ص)؛ مؤمنان مانند یک پیکرند
افزون بر این، پیامبر اکرم (ص) رابطۀ مؤمنان با یکدیگر را بر پایه مهربانی و مسئولیتپذیری در برابر یکدیگر توصیف کرده است: «مَثَلُ المُؤمِنینَ فی تَوادِّهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ مَثَلُ الجَسَدِ؛ إذا اشتکى مِنهُ عُضوٌ تَدَاعَى سَائرُ الجَسَدِ بالسَّهَرِ و الحُمّى» (۳) «مؤمنان در دوستى و عطوفت و مهرورزى چونان یک پیکرند که هرگاه عضوى از آن به درد آید، دیگر اعضا را بیخوابى و تب فراگیرد.»
این حدیث شریف، عمیقترین تصویر ممکن از همبستگی اجتماعی را ترسیم میکند. جامعه مؤمنان مانند یک بدن زنده است که همه اعضای آن به هم پیوستهاند و درد هر عضوی، تمام بدن را بیمار میکند. در چنین جامعهای، هیچ کس نمیتواند در برابر مشکل دیگران بیتفاوت باشد.
این نگاه، بنیانهای تابآوری اجتماعی را چنان مستحکم میکند که حتی در سختترین بحرانها، افراد خود را تنها و رها شده احساس نمیکنند. آنان میدانند که عضوی از یک پیکر بزرگترند و دیگران برای حفظ آنها تلاش خواهند کرد. این احساس امنیت روانی، یکی از مهمترین مؤلفههای تابآوری است.
سعدی بزرگ، این معنا را به زیبایی در شعر خود سروده است:
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
🔹 وظیفه ما در عصر کنونی
امروز که جوامع اسلامی با انواع بحرانها - از جنگ و تحریم گرفته تا بلایای طبیعی و چالشهای اقتصادی - مواجه هستند، بازگشت به این آموزههای غنی دینی و هویت ملی، یک ضرورت انکارناپذیر است. ما نیازمند نسلی هستیم که خود را عضوی از یک پیکر بداند و در برابر درد دیگران بیتفاوت نباشد.
همبستگی اجتماعی محصول تصادف نیست؛ ثمره سالها تلاش برای تقویت هویت دینی و ملی در میان آحاد جامعه است. خانوادهها، مساجد، مدارس، دانشگاهها و رسانهها نقش مهمی در این زمینه دارند. باید از کودکی به فرزندان خود بیاموزیم که دیگران را دوست بدارند، در مشکلاتشان شریک باشند و خود را در قبال جامعه مسئول بدانند.
تقویت هویت دینی و ملی، نه یک انتخاب، که یک الزام برای بقا و پیشرفت در دنیای پُرآشوب امروز است. بیاییم با تمسک به قرآن، سیره معصومین (ع) و افتخار به هویت ملی خود، جامعهای بسازیم که در برابر هر طوفانی ایستادگی کند و پس از هر بحرانی، سریعتر و قدرتمندتر از قبل بازسازی شود.
بخش دوم: معنابخشی به رنج و عبور از بحران
🔹 آزمایش الهی؛ سنت دائمی خداوند در میان بندگانزندگی انسانی در همه دورانها و سرزمینها با انواع سختی، رنج و مشکل عجین بوده است. اما اینکه انسانها در مواجهه با این سختیها و مشکلات چگونه برخورد کنند، به عوامل گوناگونی ارتباط دارد. گاه برخی از افراد در مواجهه با سختی در کسری از ثانیه روحیه خود را از دست میدهند و بدون هیچ تلاشی برای جبران آنها، به آسانی تسلیم میشوند. در مقابل، کسانی هم شخصیت و توان خود را بزرگتر از آن میدانند که در برابر مشکلات و رنجها قامت خم کنند و برای عبور از شرایط سخت و برطرفکردن مشکلات تلاش میکنند.
هویت دینی و ملی از عواملی است که انسانها را در عبور از بحرانها، سختیها و رنجها حمایت میکند. خداوند در قرآن کریم میفرماید: ﴿وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ﴾ (۴) «بیتردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات آزمایش میکنیم.» این آیه نشان میدهد که آزمایش و ابتلا، سنت الهی است که هیچ ملت و فردی از آن مستثنا نیست. آنچه مهم است، نوع مواجهه با این آزمایشهاست.
رهبر شهید انقلاب نیز در این باره فرموده است: «امتحان بدین معنا نیست که یک آزمایش است تا خدا ما را بشناسد یا یک آزمایش است که ما خودمان را بشناسیم ـ هیچکدام از اینها نیست ـ، بلکه امتحان، عبور از یک مرحله و مواجهشدن با یک بار سنگین است.
خدای متعال، امتحانها را بر سر راه افراد و ملتها قرار میدهد تا این ملتها این بارها را بردارند، از این گردنهها عبور کنند و به این وسیله، به مقامات عالی برسند و در جایگاه شایسته و مناسب خود قرار بگیرند. به حوادث، با این دید نگاه کنید.»
🔹 صبر و پاداش اخروی؛ سرمایه روانی مؤمنان
هویت دینی ابزارهای قدرتمندی در اختیار قرار میدهد که افراد میتوانند برای تفسیر و تحمل رنج و درد از آنها بهره گیرند. مفهوم صبر، آزمایش الهی، پاداش اخروی و مانند آن از این قبیلاند. ایمان راسخ به این مفاهیم و بهرهگیری از قدرت معنوی آنها سبب میشود افراد در مواجهه با کمبودها، سختیها و مصیبتها با فروپاشی روانی مواجه نشوند و معنایی فراتر از رنج فعلی بیابند.
خداوند در ادامه آیه پیشین میفرماید: ﴿وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ﴾ (5) «و صبرپیشگان را بشارت ده؛ آنان که چون بلا و آسیبی به آنان رسد، گویند ما از خداییم و بهیقین به سوی او باز میگردیم.» این نگاه، تمام رنجها و سختیها را در چارچوب یک نظام معنادار الهی قرار میدهد. مؤمن میداند که هیچ مصیبتی بیحکمت نیست و هر رنجی، پاداشی عظیم در پی دارد.
این باور، بزرگترین سرمایه روانی برای عبور از بحرانهای سخت است. در حالی که افراد بیایمان در برابر نخستین فشارها فرو میریزند، مؤمنان با تکیه بر این وعده الهی، ایستادگی میکنند و از گردنههای سخت عبور مینمایند. این همان نقش بیبدیل هویت دینی در تابآوری اجتماعی است.
🔹 مقامات بهشت در گرو ابتلائات جسمی
امام صادق (ع) میفرماید: «اِنَّ فِی الجَنَّة مَنزِلَةً لَا یَبلُغُهَا عَبدٌ اِلَا بِالِابتِلَاء فِی جَسَدِهِ» (6) «در بهشت مقام و منزلتی وجود دارد که هیچ بندهای به آن نرسد، مگر به درد و بیماریای که در بدنش حادث شود.» این روایت، نگاه مؤمن به رنج و بیماری را کاملاً دگرگون میکند. بیماری، نه یک مانع و شر محض، که وسیلهای برای رسیدن به مقامات عالی بهشت معرفی میشود.
آن حضرت در نقل دیگری فرموده است: «یَا عَبدَ اللهِ لَو یَعلَمُ المُومِنُ مَا لَهُ مِنَ الاَجرِ فِی المَصَائِبِ لَتَمَنَی اَنَّهُ قُرَضَ بِالمَقَارِیضُ» (7) «ای عبدالله، اگر مؤمن میدانست که پاداش مصایب و گرفتاریهایش چه اندازه است، آرزو میکرد با قیچی تکهتکه شود.»
این روایات، نشان میدهد که هویت دینی چگونه میتواند معنای رنج را از یک پدیده منفی و ویرانگر، به یک فرصت برای رشد و تعالی تبدیل کند. مؤمنی که با این نگاه به مصیبتها مینگرد، نه تنها تاب میآورد، بلکه با آغوش باز از آنها استقبال میکند و این چنین است که تابآوری اجتماعی به بالاترین سطح خود میرسد.
🔹 هویت ملی؛ پیوند سختیها با آرمانهای بزرگ
هویت ملی نیز با پیوند سختیهای امروز به آرمانهای بزرگتر مانند حفظ استقلال یا پیشرفت کشور، به تلاشهای جمعی معنا میبخشد و تحمل سختیها را در مسیر یک هدف ملی ممکن میکند. زمانی که مردم بدانند برای چه چیزی رنج میبرند و هدف نهایی این ایستادگی چیست، تابآوری آنان چندین برابر میشود.
فردوسی، شاعر بزرگ حماسهسرای ایران، با بیان حماسی خود، جاندادن در مسیر دفاع از میهن و کوتاهکردن دست دشمن از طمعورزی به خاک کشور را میستاید و بهزیبایی سروده است:
چو ایران نباشد تن من مباد
در این بوم و بر جمله یک تن مباد
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
این نگاه حماسی، که ریشه در هویت ملی دارد، به نسلها آموخته است که آزادی و استقلال، بهایی دارد و آن بها، ایستادگی، فداکاری و گاه جانباختن در راه میهن است. مردمی که با این روحیه پرورش یافتهاند، هرگز در برابر دشمن زانو نمیزنند و تابآوری آنان، دشمن را مأیوس و ناامید میکند.
🔹 وظیفه ما در عصر کنونی
امروز که جوامع اسلامی و به ویژه ایران اسلامی با انواع فشارها، تحریمها و تهدیدات مواجه است، بازخوانی این آموزهها بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد. ما نیازمند نسلی هستیم که بداند رنجها و سختیهای امروز، بهایی است که برای حفظ هویت دینی و ملی خود میپردازیم و این بها، سرمایهای عظیم برای آینده ما خواهد بود.
ما میتوانیم با تبیین صحیح مفاهیمی مانند «آزمایش الهی»، «صبر»، «پاداش اخروی» و «دفاع از میهن»، تابآوری جامعه را در برابر بحرانها افزایش دهیم. رسانهها، مساجد، مدارس و دانشگاهها باید با بهرهگیری از این مفاهیم، روحیه مقاومت و ایستادگی را در مردم زنده نگه دارند.
خداوند در قرآن میفرماید که با صابران است و آنان را یاری میکند. پس بیاییم با تکیه بر این وعده الهی و با افتخار به هویت ملی خود، در برابر هر سختی و فشاری ایستادگی کنیم و بدانیم که پیروزی نهایی از آن کسانی است که صبر پیشه کرده و از آرمانهای خود دست نمیکشند.
بخش سوم: نظام حکمرانی و اعتماد عمومی
🔹 همسویی سیاستگذاریها با هویت ملی و دینی؛ رمز اعتماد عمومیوقتی سیاستگذاریها بر پایه هویت ملی و ارزشهای دینی باشد، اعتماد میان حکومت و مردم افزایش مییابد. اگر مردم احساس کنند تصمیمهای حاکمیتی با باورهای عمیق و هویت آنان همسو است، در زمانهای سخت مانند تحریم یا بحرانهای سیاسی و اجتماعی همراهی بیشتری میکنند. این میزان از اعتماد، اصلیترین مؤلفه تابآوری اجتماعی در سطح کلان است.
اعتماد عمومی، سرمایهای است که ساخت آن سالها زمان میبرد اما در یک لحظه میتواند از بین برود. حکمرانی عادلانه، شفاف، پاسخگو و مبتنی بر ارزشهای دینی و ملی، مهمترین عامل ایجاد و حفظ این سرمایه گرانبهاست. در مقابل، حکمرانی ناعادلانه و دور از ارزشهای مورد قبول مردم، تابآوری جامعه را به شدت کاهش میدهد و آن را در برابر کوچکترین بحرانی آسیبپذیر میکند.
نظام جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ارزشهای دینی و ملی، توانسته است در دهههای پرچالش، اعتماد عمومی را حفظ کرده و از آن به عنوان سپری در برابر فشارهای خارجی استفاده کند. این اعتماد، حاصل سالها صداقت، خدمترسانی و پایبندی به اصول انقلاب اسلامی است.
🔹 نهجالبلاغه؛ ستمناپذیری حاکم عادل
امیرالمؤمنین علی (ع) در تقبیح رعایتنکردن حقوق بندگان و ستم بر آنان، چنان خطبه آتشینی میخواند که هر حاکمی را به لرزه در میآورد. ایشان میفرماید:
«وَ اللَّهِ لَأَنْ أَبِیتَ عَلَى حَسَکِ السَّعْدَانِ مُسَهَّداً أَوْ أُجَرَّ فِی الْأَغْلَالِ مُصَفَّداً، أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ وَ غَاصِباً لِشَیْءٍ مِنَ الْحُطَامِ؛ وَ کَیْفَ أَظْلِمُ أَحَداً لِنَفْسٍ یُسْرِعُ إِلَى الْبِلَى قُفُولُهَا وَ یَطُولُ فِی الثَّرَى حُلُولُهَا؟» (8)
«به خدا سوگند، اگر شب را تا بامداد بر بسترى از خار سخت بیدار بمانم یا مرا به زنجیر بسته بر روی زمین بکشانند، برایم دوستداشتنىتر از آن است که در روز قیامت به دیدار خدا و پیامبرش روم، درحالىکه به بعضی از بندگانش ستمى کرده یا پشیزى از مال مردم را به غصب گرفته باشم. چگونه بر کسى ستم روا دارم، به دلیل نفسى که پیوسته روى در فنا دارد و ماندنش زیر خاک طولانی خواهد بود؟»
این سخن امام (ع)، معیاری است برای سنجش حکمرانی عادلانه. حاکمی که خود را در معرض چنین محاکمه الهی میبیند، هرگز به خود اجازه نمیدهد به حقوق مردم تجاوز کند. چنین حکمرانی، مظهر اعتماد عمومی و ضامن تابآوری جامعه در برابر بحرانهاست.
🔹 عاقبت ظلم به بندگان در قیامت؛ هشداری به حاکمان
امام علی (ع) در ادامه این خطبه، تصویری از عاقبت ظالمان ترسیم میکند. ایشان میفرماید که ظلم به بندگان، گناهی است که نه در دنیا قابل جبران است و نه در آخرت بخشوده میشود، مگر با رضایت صاحب حق. این نگاه، حاکمان را به شدت نسبت به عواقب ستم هشدار میدهد.
در نظام اسلامی، حاکمان نه خود را مالک رقاب میدانند و نه خود را بالاتر از قانون میبینند. آنان خود را خدمتگزار مردم میشمارند و مسئولیت خود را امانتی الهی میدانند که باید در قبال آن پاسخگو باشند. این نگاه، اعتماد مردم را جلب میکند و آنان را در کنار نظام نگه میدارد.
هنگامی که مردم ببینند حاکمانشان شبها بر خارهای سخت بیتوته میکنند تا مبادا حقی از کسی ضایع شود، آنان نیز در سختترین شرایط، نظام را تنها نمیگذارند. این رابطه متقابل اعتماد و مسئولیتپذیری، هسته مرکزی تابآوری اجتماعی در نظام اسلامی است.
🔹 نقش اعتماد عمومی در تابآوری کلان جامعه
اعتماد عمومی، مانند چسبی است که اجزای جامعه را به هم پیوند میدهد. در جوامعی که این اعتماد بالاست، هزینههای نظارتی کاهش مییابد، مشارکت مردمی افزایش مییابد، و جامعه در برابر بحرانها واکنش سریعتر و مؤثرتری نشان میدهد. در مقابل، جوامعی که دچار بحران اعتماد هستند، هر بحران کوچکی میتواند به فروپاشی اجتماعی منجر شود.
در نظام جمهوری اسلامی ایران، اعتماد عمومی ریشه در دو منبع مهم دارد: نخست، هویت دینی که بر عدالت، صداقت و خدمت به مردم تأکید دارد؛ دوم، هویت ملی که بر استقلال، عزت و سربلندی کشور در برابر بیگانگان استوار است. تلفیق این دو، سرمایه اجتماعی عظیمی را ایجاد کرده است.
رهبر شهید انقلاب بارها بر لزوم حفظ این اعتماد و پاسداری از آن تأکید فرمودهاند و هشدار دادهاند که کوچکترین خدشه به این اعتماد، میتواند امنیت ملی را به خطر بیندازد. بنابراین، حفظ و تقویت اعتماد عمومی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی برای بقای نظام اسلامی است.
🔹 وظیفه ما در عصر کنونی
امروز که دشمنان اسلام و ایران، با انواع ترفندهای رسانهای، اقتصادی و سیاسی، در صدد کاهش اعتماد مردم به نظام و ایجاد شکاف میان حاکمان و مردم هستند، وظیفه ما سنگینتر از همیشه است. ما باید با روشنگری و تبیین دستاوردهای نظام، با افشای دروغهای دشمن، و با تقویت فرهنگ مطالبهگری عادلانه، این سرمایه عظیم را حفظ کنیم.
مسئولان نظام نیز باید با رعایت تقوای الهی، پرهیز از هرگونه ستم و تبعیض، و پاسخگویی شفاف به مردم، اعتماد عمومی را روزبهروز مستحکمتر سازند. همان گونه که امیرالمؤمنین (ع) فرمودند، بیتوته بر خار برای یک حاکم عادل، از ظلم به بندگان خوشایندتر است.
ما نیز به عنوان مردم، باید با حضور آگاهانه در صحنه، حمایت از نظام، و نظارت بر عملکرد مسئولان، نقش خود را در حفظ و تقویت این اعتماد ایفا کنیم. جامعهای که در آن اعتماد متقابل حکومت و مردم بر پایه ارزشهای دینی و ملی استوار باشد، در برابر هر بحرانی تاب میآورد و هرگز شکست نمیخورد.
بخش چهارم: ترویج فرهنگ ایثار و فداکاری
🔹 ایثار انصار در قرآن؛ الگوی جاودانگیهویت ملی و هویت دینی ظرفیت بالایی برای ایجاد و تقویت فرهنگ ایثار دارند. ایثار از فضایل اخلاقی و به معنای برگزیدن و مقدمداشتن دیگران بر خویشتن است. قرآن کریم در تمجید از مسلمانان انصار ساکن مدینه به دلیل ایثار در حق برادران مهاجر خود میفرماید:
﴿وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ (۹)«دیگران را بر خویش ترجیح مىدهند، هرچند خود بدان نیازمند باشند و آنان که از خسّت نفس خود در امان باشند، رستگارند.»
شیخ طوسى معتقد است این آیه درباره انصار نازل شده است. آنان که پیش از هجرت پیامبر (ص) به مدینه وارد شده بودند، با وجود نیازمندی خود، برادران مهاجر را بر خویش مقدم داشتند و از مال و خانه خود به آنان بخشیدند. این روحیه ایثار، چنان والاست که خداوند آن را نشانه رستگاری معرفی میکند.
در جامعه امروز نیز هرگاه افراد از منافع شخصی خود بگذرند و دیگران را بر خود مقدم بدارند، همان روحیه ایثار انصار زنده میشود. این فرهنگ، ستون فقرات تابآوری اجتماعی در شرایط بحرانی است.
🔹 داستان ایثار حضرت علی (ع) و فاطمه (س)؛ عشق به خدا بر گرسنگی
شیخ طوسی در کتاب امالی نقل میکند: مردى نزد رسول خدا (ص) آمد و از شدت گرسنگى مىنالید. پیامبر کسی را به خانه همسران خود فرستاد که براى آن مرد طعامى بیاورند. در خانه همسران رسول خدا (ص) جز آب آشامیدنى چیزى یافت نشد. سپس پیامبر به اصحاب فرمود: «کیست که این مرد گرسنه را سیر کند؟»
على (ع) برخاست و گفت: «من این گرسنه را سیر خواهم کرد.» سپس به خانه فاطمه (س) آمد و گفت: «آیا نزد تو طعامى پیدا میشود؟» فاطمه (س) گفت: «جز غذاى یکى از دختران کوچک من چیز دیگرى یافت نمىشود.»
على (ع) از فاطمه (س) خواست که غذاى دختر خود را به شخص گرسنه بدهد و نیز گفت: «به هر ترتیبى باشد، دختر را بخواباند و چراغ را خاموش کند.» چنین کردند و مرد گرسنه را سیر کردند و خودشان نیز آن شب را در گرسنگى به سر بردند. هنگام صبح پیامبر از رفتار على (ع) و فاطمه (س) باخبر شد و آیه «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا» براى آنان نازل شد. (۱۰)
این داستان، اوج ایثار و فداکاری را نشان میدهد. آنان که خود گرسنه بودند، غذای خود را به دیگران بخشیدند و شب را با شکم خالی به صبح رساندند. این الگو، درس بزرگی برای همه انسانها در هر عصر و نسلی است.
🔹 حدیث پیامبر (ص)؛ پاداش ثروتمند سخاوتمند و فقیر صبور
پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «ثروتمندی که سخی باشد، اجر و پاداش او مانند اجر و پاداش ابراهیم خلیلالله است و فقیری که صبر کند، اجر او مانند اجر ایوب پیامبر است.» (۱۱)
این حدیث شریف، فرهنگ ایثار و سخاوت را در دو سطح ترسیم میکند. ثروتمندان باید از مال خود بگذرند و به نیازمندان کمک کنند تا به درجه حضرت ابراهیم (ع) برسند. فقرا نیز باید در برابر سختیها صبر کنند و شکایت نکنند تا به درجه حضرت ایوب (ع) نائل آیند.
این نگاه، جامعه را به سمت نوعی «همبستگی مبتنی بر مسئولیت متقابل» سوق میدهد. ثروتمندان خود را در قبال فقرا مسئول میدانند و فقرا نیز با صبر و استقامت، تابآوری خود را افزایش میدهند. در چنین جامعهای، شکاف طبقاتی کاهش مییابد و انسجام اجتماعی تقویت میشود.
🔹 گذشت از منافع فردی؛ افتخار ملی و دینی در زمان بحران
هرگاه فرد برای میهن یا آرمانهای اعتقادی خویش ارزش قائل باشد، در زمان بحران، گذشتن از منافع فردی برای منافع جمعی تبدیل به یک افتخار و فضیلت اخلاقی میشود. تعمیق و گسترش چنین روحیهای، ستون فقرات تابآوری در شرایط اضطراری است.
در تاریخ ایران اسلامی، نمونههای فراوانی از این روحیه ایثار دیده میشود. در دوران دفاع مقدس، رزمندگان اسلام با جانبازی خود از مرزهای کشور دفاع کردند و هزاران شهید، جانباز و آزاده، افتخار فداکاری در راه میهن و دین را به نام خود ثبت نمودند.
در زمان بحرانهای طبیعی مانند زلزله، سیل و بیماری، نیز مردم ایران همواره نشان دادهاند که ایثار و فداکاری در خون آنان جاری است. کمکهای مردمی در سیلها، زلزلهها و ایام کرونا، گواه این مدعاست. این روحیه، سرمایه عظیمی است که باید آن را قدر دانست و تقویت کرد.
🔹 وظیفه ما در عصر کنونی
در دنیای امروز که فردگرایی و مصرفگرایی به ارزش غالب تبدیل شده است، ترویج فرهنگ ایثار و فداکاری، یک جهاد فرهنگی بزرگ میطلبد. رسانهها، مدارس، مساجد و دانشگاهها باید با الهام از آموزههای دینی و ملی، این فرهنگ را در جامعه نهادینه کنند.
خانوادهها نیز نقش بیبدیلی در این زمینه دارند. باید از کودکی به فرزندان خود بیاموزیم که بخشیدن و از خود گذشتن، نه یک ضعف، که یک قدرت و فضیلت است. باید آنان را با داستانهای ایثارگران تاریخ آشنا کنیم و الگوهای عملی در اختیارشان قرار دهیم.
ایثار و فداکاری، تنها در زمان جنگ و بحران معنا نمییابد. در زندگی روزمره نیز میتوان ایثارگر بود؛ با کمک به همسایه نیازمند، با بخشش از وقت خود برای دیگران، با گذشت از حق خود برای حفظ صلح و آرامش جمعی. هر کس به اندازه توان خود میتواند در این مسیر گام بردارد و سهم خود را در تقویت تابآوری جامعه ایفا کند.
بخش پنجم: کنشگری عدالتورزانه
🔹 عدالت؛ رکن اساسی تابآوری و انسجام اجتماعیسیر اجمالی در آیات و روایات اهلبیت (ع) نشان میدهد که سنت دینی میتواند منبعی ارجمند برای استخراج اصولی باشد که به تقویت عدالت اجتماعی، حفظ کرامت انسانی و افزایش انسجام و تابآوری در جامعه کمک کنند. در حقیقت، سنت آلالله چشمه جوشانی است که اگر در رگهای تشنه جامعه اسلامی امروز جاری شود، انسجام آن را دوچندان میکند و گامها را برای پذیرش مسئولیت ملی و اسلامی استوار میسازد.
عدالت، نه تنها یک ارزش اخلاقی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای بقای هر جامعه است. جامعهای که در آن تبعیض و نابرابری ریشه دوانده باشد، هرگز نمیتواند در برابر بحرانها تاب بیاورد. زیرا مردم چنین جامعهای انگیزهای برای دفاع از نظامی که به آنان ظلم میکند، ندارند. از این رو، عدالت، شرط اول تابآوری اجتماعی است.
در نظام جمهوری اسلامی ایران، عدالت به عنوان یکی از اصول اساسی انقلاب، همواره مورد تأکید بوده است. هرچند ممکن است در عمل کاستیهایی وجود داشته باشد، اما جهتگیری اصلی نظام به سمت عدالت است و این، سرمایه بزرگی برای اعتماد عمومی و تابآوری جامعه محسوب میشود.
🔹 امام رضا (ع) و نفی طبقهبندیهای نژادی و قومی
در روایتی از امام رضا (ع) به ماجرایی اشاره میشود که در آن امام از جداسازی سفره غلامان و سیاهچهرگان جلوگیری میکنند و معیار برتری انسانها را نه ویژگیهای انتصابی، بلکه اعمال و رفتار آنان معرفی میکنند.
راوی میگوید: مردى از دیار بلخ روایت میکند که در سفر امام رضا (ع) به خراسان، همرکاب و همراه ایشان بودم. روزی بساط سفرهاش را گسترد و همه خادمان سیاهپوست و دیگران را دوشادوش هم بیهیچ خطومرزی گرد آن خواند. تاب نیاوردم و گفتم: جانم فدایت، کاش سفره اینان را از خود جدا میکردی.
امام نگاهی کرد و فرمود: «مَه! إنَّ الرَّبَّ تَبارَکَ وتَعالى واحِدٌ وَالاُمَّ واحِدَةٌ والأَبَ واحِدٌ وَالجَزاءَ بِالأَعمالِ» (۱2) «بس کن؛ پروردگار ما یکی است، مادر ما یکی است و پدر ما نیز یکی است و عیار و پاداش هر انسان، تنها به قدر تلاش و عمل اوست، نه هیچچیز دیگر.»
آنچه در رفتار و گفتار امام (ع) در اینجا الهامبخش است؛ ایشان در کنار توجه به کرامت انسانی و تقویت وحدت انسانی و احساس همبستگی و برابری، بر نفی هرگونه گسل هویتی مبتنی بر انتسابهای نژادی، قومی یا طبقاتی تأکید میکند.
🔹 نفی طبقهبندیها؛ خط انسانیت به جای خطکش طبقاتی
اگر در جوامع مختلف همیشه «سفره» خطکش طبقهبندی اجتماعی بوده است، امام (ع) این خطکش را کنار مینهد و خط تازهای وضع میکند که همان خط انسانیت است. خطی که به انسانها هویت میبخشد و امکان دیدهشدن را برایشان فراهم میآورد و بدینسان در پرتو وحدت سرشت انسانی، تابآوری و انسجام یک ملت آغاز میشود.
انسجام و تابآوری نه یک تصادف، که تنها در بستر یک هویت یکپارچه میروید. تا زمانی که آدمها را در قفس تاریک طبقهبندیها حبس کنیم و آنها را در برابر هم قرار دهیم، تپش قلب این جامعه موزون نخواهد شد. نفی تبعیض و برابری همه انسانها در برابر قانون و فرصتها، از ارکان اساسی عدالت اجتماعی است.
در جامعه امروز نیز باید مراقب باشیم که هیچ گروهی به خاطر نژاد، قومیت، زبان یا طبقه اجتماعی خود مورد تبعیض قرار نگیرد. هرگونه تبعیض، نه تنها ظلم است، بلکه پایههای انسجام و تابآوری جامعه را سست میکند و جامعه را در برابر بحرانها آسیبپذیر میسازد.
🔹 امام علی (ع)؛ زندگی زاهدانه برای همدلی با مستضعفان
علی علیه السلام در دوره ی خلافت بیش از هر وقت دیگر زاهدانه زندگی می کرد. می فرمود:اِنَّ اللّهَ فَرَضَ عَلی اَئِمَّةِ الْعَدْلِ اَنْ یُقَدِّروا اَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النّاسِ کَیْلا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقیرِ فَقْرُهُ.«خداوند بر پیشوایان دادگر واجب کرده است که زندگی خود را با طبقه ضعیف و کمدرآمد تطبیق دهند که رنج فقر، مستمندان را ناراحت نکند.» (۱3)
امام علی (ع) هرگز خود را بالاتر از دیگران نمیدید و سادهترین زندگی را برای خود برمیگزید. ایشان میفرمود: «آیا سیر کنم خود را در حالی که گرسنگان در اطراف من هستند؟» این نگاه، نشان میدهد که عدالت، تنها به تقسیم عادلانه منابع محدود نمیشود، بلکه به سبک زندگی حاکمان نیز مربوط است.
حاکمی که خود در نهایت سادگی زندگی میکند و با فقرا همدلی دارد، میتواند اعتماد مردم را جلب کند و آنان را در سختترین شرایط همراه خود نگه دارد. این همان الگویی است که امام علی (ع) به ما آموخته و امروز نیز باید از آن پیروی کنیم.
🔹 وظیفه ما در عصر کنونی
عدالتورزی، تنها وظیفه حاکمان نیست. هر یک از ما نیز به سهم خود میتوانیم در گسترش عدالت در جامعه نقش داشته باشیم. با رفتار عادلانه با اطرافیان، با حمایت از مظلوم، با اعتراض به تبعیض، و با تلاش برای کاهش فاصله طبقاتی، میتوانیم به ساختن جامعهای عادلانهتر کمک کنیم.
رسانهها، نهادهای مدنی و گروههای مردمی نیز میتوانند با نظارت بر عملکرد مسئولان و افشای موارد تبعیض و فساد، به تحقق عدالت کمک کنند. جامعهای که در آن عدالت حاکم باشد، در برابر هر بحرانی تاب میآورد و هرگز دشمن نمیتواند میان مردم و نظام آن جدایی بیندازد.
عدالت، نه یک شعار، که یک وظیفه عملی و روزمره است. بیایید از خانواده و محل کار خود شروع کنیم و با رفتار عادلانه با دیگران، گامی در جهت تقویت انسجام و تابآوری جامعه برداریم. همان گونه که امام رضا (ع) فرمود، پاداش انسان به اندازه عمل اوست، نه به خاطر رنگ، نژاد یا طبقه اجتماعی اش.
بخش ششم: جمعبندی؛ هویت یکپارچه، تابآوری پایدار
🔹 مرور نقش پنجگانه هویت دینی و ملی در تابآوریدر بخشهای پیشین، به تفصیل نشان داده شد که هویت دینی و ملی چگونه از پنج مسیر اصلی به تقویت تابآوری اجتماعی کمک میکنند. نخست، با ایجاد انسجام و همبستگی اجتماعی که افراد را در برابر بحرانها به کنش جمعی فرامیخواند. دوم، با معنابخشی به رنج و سختی که به افراد کمک میکند تا از گردنههای سخت زندگی عبور کنند.
سوم، از طریق نظام حکمرانی عادلانه و اعتماد عمومی که حاکمان را به خدمت صادقانه به مردم ملزم میکند. چهارم، با ترویج فرهنگ ایثار و فداکاری که در آن افراد از منافع شخصی خود برای حفظ جمع میگذرند. پنجم، با کنشگری عدالتورزانه که نفی هرگونه تبعیض و برابری همه انسانها را در پی دارد.
این پنج مسیر، به هم پیوسته و مکمل یکدیگرند. جامعهای که در آن انسجام باشد اما عدالت نباشد، تابآوری پایدار نخواهد داشت. جامعهای که ایثار باشد اما حکمرانی عادلانه نباشد، باز هم در برابر بحرانها آسیبپذیر است. بنابراین، همه این مؤلفهها باید با هم و در تعامل با یکدیگر تقویت شوند.
🔹 مکمل بودن هویت دینی و ملی در آموزههای اسلامی
با وجود تفاوت مفهومی که هویت دینی و هویت ملی با هم دارند، در آموزههای اسلامی این دو مکمل و مقوم یکدیگر آمدهاند. چنانکه در حدیث مشهور نبوی آمده است: «حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْایمانِ» (۱۵) «دوستداشتن وطن از ایمان است.» بنابراین بین هویت دینی و هویت ملی تفاوت و فاصله معناداری وجود ندارد و این دو میتوانند به تقویت و پایداری یکدیگر کمک کنند.
علاقه به وطن، علاقهای طبیعی است که از روح حقشناسی سرچشمه میگیرد و حقشناسی از نشانههای ایمان است. کسی که به وطن خود عشق میورزد و برای حفظ آن از جان و مال خود میگذرد، در حقیقت به وظیفه ایمانی خود عمل کرده است. از این رو، هویت ملی نه تنها با هویت دینی در تضاد نیست، بلکه میتواند مکمل و تقویتکننده آن باشد.
در نظام جمهوری اسلامی ایران، این دو هویت چنان در هم تنیده شدهاند که جدا کردن آنها از یکدیگر دشوار است. انقلاب اسلامی، هم یک انقلاب دینی بود و هم یک انقلاب ملی. امام خمینی (ره) و رهبران انقلاب، همواره بر این پیوند تأکید داشتهاند و آن را سرمایه بزرگ نظام دانستهاند.
🔹 هویت؛ پاسخ به پرسش «ما چه کسانی هستیم؟» در بحرانها
هویت، درواقع مجموعهای از معانی است که یک فرد یا گروه در پاسخ به پرسشهایی چون «من کیستم؟»، «ما چه کسانی هستیم؟»، «به چه چیزی تعلق داریم؟»، «چه ارزشها و معیارهایی برایمان مهم است؟» و «ما چه تفاوت و تمایزی از دیگران داریم؟» بیان میکنند و جهتدهنده تمامی رفتار و کنشهای انسانی است.
در زمان بحران، این پرسشها با شدت بیشتری مطرح میشوند. جامعای که پاسخ روشن و قانعکنندهای برای این پرسشها داشته باشد، میتواند تابآوری بالایی از خود نشان دهد. اما جامعهای که در هویت خود دچار تردید و سردرگمی است، در نخستین برخورد با بحران فرو میپاشد.
هویت دینی و ملی، به انسانها پاسخ این پرسشها را میدهند. آنان میدانند که چه کسانی هستند، به چه چیزی تعلق دارند، چه ارزشهایی برایشان مهم است و چه تفاوتی با دیگران دارند. این خودآگاهی جمعی، بزرگترین سرمایه برای تابآوری در برابر بحرانهاست.
🔹 جامعه تابآور؛ جامعهای با هویت قوی و یکپارچه
تابآوری اجتماعی، به معنای توانایی جامعه برای مدیریت بحرانها و بازگشت به شرایط تعادل و نیز ارتقای وضعیت پس از بحران است. جامعهای تابآور است که بتواند بحران را تحمل کند، آسیبها را مدیریت کند و با کمترین فرسایش دوباره سازمان یابد.
چنین جامعهای، لاجرم جامعهای است با هویت قوی و یکپارچه. هویتی که ریشه در باورهای دینی عمیق و عشق به میهن و تاریخ داشته باشد. هویتی که افراد را به هم پیوند دهد و آنان را در برابر دشمنان بیرونی و بحرانهای داخلی متحد کند.
تجربه تاریخی ایران اسلامی نشان داده است که هرگاه این هویت یکپارچه قوی بوده است، کشور از سختترین بحرانها سربلند بیرون آمده است. دفاع مقدس، نماد بارز این تابآوری مبتنی بر هویت دینی و ملی است. در آن سالها، مردمی که با ایمان و عشق به وطن خود، هشت سال در برابر دشمن بعثی ایستادگی کردند، بزرگترین حماسه تابآوری را خلق نمودند.
🔹 وظیفه ما در عصر کنونی
امروز نیز که ایران اسلامی با انواع فشارها، تحریمها و تهدیدات مواجه است، تقویت هویت دینی و ملی، مهمترین وظیفه همه ماست. خانوادهها، مساجد، مدارس، دانشگاهها، رسانهها و نهادهای فرهنگی باید دست به دست هم دهند تا این هویت یکپارچه را در نسل جوان تقویت کنند.
ما نیازمند نسلی هستیم که به دین و میهن خود افتخار کند، به ارزشهای خود ایمان داشته باشد، در برابر سختیها صبور باشد، از یکدیگر حمایت کند، عدالت را فریاد زند و هرگز در برابر زورگویان سر خم نکند. چنین نسلی، تضمینکننده تابآوری و سربلندی ایران اسلامی در دهههای آینده خواهد بود.
هویت دینی و ملی، دو بالی هستند که جامعه را به سمت تعالی پرواز میدهند. اگر یکی از این دو بال آسیب ببیند، پرواز با دشواری همراه خواهد شد. بیاییم هر دو بال را قوی کنیم و با اتکا به آنها، جامعهای بسازیم که در برابر هر طوفانی ایستادگی کند و پس از هر بحرانی، سریعتر و قدرتمندتر از قبل به مسیر خود ادامه دهد. این، همان وعده الهی است که فرمود: ﴿إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ﴾ (۱6) و ما صابریم و با ماست.
نتیجهگیری:
هویت دینی و ملی، دو سرمایه گرانبهایی هستند که در صورت تقویت و پاسداشت، جامعه را در برابر هر بحرانی تابآور میسازند. آن گونه که در این نوشتار بررسی شد، این دو هویت از پنج مسیر اصلی به تابآوری اجتماعی یاری میرسانند: ایجاد انسجام و همبستگی، معنابخشی به رنج و سختی، تقویت اعتماد عمومی و حکمرانی عادلانه، ترویج فرهنگ ایثار و فداکاری، و کنشگری عدالتورزانه. هر یک از این مسیرها، ریشه در آموزههای غنی قرآن و روایات معصومین (ع) دارد و در فرهنگ ایرانی-اسلامی، جایگاهی رفیع یافته است.در جهان پُربحران امروز، ملتی میتواند سربلند و پایدار بماند که هویت خود را به درستی بشناسد و آن را در عمل به منصه ظهور برساند. تجربه تاریخی ایران اسلامی، به ویژه در دوران دفاع مقدس و سالهای پس از آن، به روشنی نشان داده است که هرگاه هویت دینی و ملی با هم تلفیق شدهاند، کشور از سختترین فشارها سربلند بیرون آمده است. برادری ایمانی، ایثار انصار، عدالت علوی، اعتماد عمومی و معنابخشی به رنج، همه و همه از مؤلفههایی هستند که این تابآوری را ممکن ساختهاند.
امروز نیز که جامعه ایران اسلامی با انواع فشارهای بیرونی و چالشهای داخلی مواجه است، تقویت این دو هویت و مؤلفههای مرتبط با آنها، یک ضرورت راهبردی است. خانوادهها، مساجد، مدارس، دانشگاهها، رسانهها و نهادهای فرهنگی باید دست به دست هم دهند تا نسل جوان با این سرمایه بزرگ آشنا شود و بداند که «حب الوطن من الایمان» و «المؤمنون کالجسد الواحد» و «ان الله مع الصابرین»، همه و همه رمزهایی هستند برای ساختن جامعهای که در برابر هر طوفانی ایستادگی کند و پس از هر بحرانی، قدرتمندتر از قبل به مسیر خود ادامه دهد.
ارجاعات :
(۱) سوره حجرات، آیه ۱۰(۲) سوره انسان، آیه ۸
(۳) پیامبر اکرم (ص)، الکافی، ج ۲، ص ۱۷۱
(۴) سوره بقره، آیه ۱۵۵
(5) سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷
(6) الکافی ج۲ ص۲۵۵
(7) مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 623
(8) خطبه 224 نهج البلاغه
(۹) سوره حشر، آیه ۹
(10) آیه 8 سوره انسان
(11) صول کافی کلینی، محمدبن یعقوب، کافی، تهران، دراالکتب الاسلامیه، 1365ه.ش ، کتاب الایمان و الکفر، باب تفریج کرب المؤمن، حدیث 5.
(۱۲) امام رضا (ع)، الکافی، ج ۸، ص ۲۳۰، ح ۲۹۶
(۱۳) نهج البلاغه ، خطبه ی 200.
(۱۵)عبارت «حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْایمانِ»، بهمعنای «دوستداشتن وطن از ایمان است»، به عنوان حدیثی معروف [مکارم شیرازی، نفحات الولایه، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۱۴۵.] و منسوب به حضرت محمد(ص) انتشار یافته است.[ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۱۷، ص۲۹۹.] شهرت این جمله در میان مردم آن را بهشکل ضربالمثل درآورده و نویسندگان و شاعران در آثار خود به آن اشاره کردهاند.[ رحیمی، «بررسی حدیث حب الوطن من الایمان»، ص۲۱۹.
(۱6) سوره بقره، آیه ۱۵۳
نویسنده: قربان منتظمی
منبع:تحریریه راسخون