باهوش ترین افراد دنیا چه مهارت هایی کسب کردند؟

نبوغ و هوش‌افزاری فراتر از ضریب هوشی، نتیجه مجموعه‌ای از عادات فکری اکتسابی شامل پرسشگری بی‌پایان، صداقت فکری، تفکر چندبعدی، و یادگیری مادام‌العمر است که هر فردی با اراده و تمرین می‌تواند آنها را در خود پرورش دهد؛ این مهارت‌ها که در زندگی هوش‌مندترین افراد جهان به وضوح دیده می‌شوند، مسیر موفقیت را نه به‌عنوان یک مقصد، بلکه به‌عنوان سفری پویا در جستجوی درک عمیق‌تر و حل مسائل پیچیده‌تر ترسیم می‌کنند.
جمعه، 29 خرداد 1405
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: ایوب شهبازی
موارد بیشتر برای شما
باهوش ترین افراد دنیا چه مهارت هایی کسب کردند؟

فراتر از عدد

وقتی از «باهوش‌ترین افراد جهان» سخن می‌گوییم، ذهن بسیاری از ما ناخودآگاه به سمت اعدادی مانند ضریب هوشی بالا و نابغه‌های تاریخ‌ساز می‌رود. اما واقعیت بسیار پیچیده‌تر و جذاب‌تر از این تصور ساده‌انگارانه است. چه‌گونه است که بتهوون نمی‌توانست ضرب کند؟ چه‌گونه پیکاسو در یک آزمون ریاضی کلاس چهارم مردود می‌شد؟ و چرا استیو جابز با معدل ۲.۶۵ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد؟ این پرسش‌ها ما را به تأمل در مفهوم واقعی هوش و موفقیت وامی‌دارند.

بر خلاف باور عمومی، هوش‌مندترین افراد جهان صرفاً به دلیل «ژن‌های خوب» یا «ضریب هوشی» بالا به موفقیت دست نیافته‌اند. آن‌چه آن‌ها را از دیگران متمایز می‌سازد، مجموعه‌ای از مهارت‌ها و عادات فکری است که می‌توان آنها را آموخت، پرورش داد و تقویت کرد. در این مقاله، سفری خواهیم داشت به دنیای عادات فکری و مهارت‌هایی که نابغه‌ها برای درک عمیق‌تر جهان، حل مسائل پیچیده‌تر و خلق ایده‌های متحول‌کننده به کار گرفته‌اند. این مهارت‌ها که کرایت رایت در کتاب خود از آنها به عنوان «عادات پنهان نبوغ» یاد می‌کند، کلید گشودن درهای موفقیت و خلاقیت هستند.


شجاعت نادانی: جستجوی فهم حقیقی


قدرت پرسش‌های به ظاهر احمقانه
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های هوش‌مندترین افراد، ترس نداشتن از احمق جلوه کردن است. مالکوم گلدول در توصیف پدرش می‌گوید: «پدر من هیچ‌گونه ناامنی فکری ندارد... اگر چیزی را متوجه نشود، به سادگی از شما می‌پرسد. او اهمیتی نمی‌دهد که احمق به نظر برسد. او بی‌پروا ترین سوالات را بدون هیچ نگرانی می‌پرسد... او به کسی می‌گوید: "من نمی‌فهمم. آن را برای من توضیح بده." او به پرسش ادامه می‌دهد تا زمانی که به درستی متوجه شود«.
این عادت ساده اما قدرتمند، ریشه در ویژگی‌ای به نام «تواضع فکری» دارد. هوش‌مندترین افراد هرگز خود را دانای کل نمی‌دانند و همواره پذیرای یادگیری هستند. آن‌ها می‌دانند که ادعای دانایی وقتی حقیقتاً چیزی نمی‌دانند، نه تنها بی‌فایده است، بلکه مانعی بزرگ بر سر راه رشد فکری آن‌هاست. این ویژگی با مفهوم «تواضع اپیزدمیک» یا فروتنی معرفتی مرتبط است که در آن فرد به محدودیت‌های دانش خود آگاه است و برای پر کردن این شکاف‌ها تلاش می‌کند.

پافشاری بر درک عمیق به جای دانایی سطحی
نابیل‌اس. قریشی در مقاله‌ای تأثیرگذار درباره عادات فکری افراد باهوش، خاطره‌ای جالب از باهوش‌ترین فردی که می‌شناخته بیان می‌کند: پس از حل یک مسئله یا اثبات یک قضیه، او وقت می‌گذاشت و از زوایای مختلف به مسئله بازمی‌گشت و سعی می‌کرد اثبات‌های متفاوتی برای همان موضوع بیابد. گاهی ساعت‌ها روی مسئله‌ای که قبلاً حل کرده بود، وقت می‌گذاشت. در نهایت، با سه یا چهار اثبات متفاوت و توضیحاتی درباره ارتباط هر یک، به درک بسیار عمیق‌تری از موضوع دست می‌یافت.
این رویکرد در تضاد کامل با عادت رایج «به محض رسیدن به جواب، متوقف شدن» است. هوش‌مندترین افراد به سادگی پاسخ‌های سطحی را نمی‌پذیرند، حتی اگر افراد بسیاری آن را باور داشته باشند. آن‌ها تا زمانی که خود را قانع نکنند، پاسخ را نمی‌پذیرند. این ویژگی را ریچارد فاینمن، فیزیکدان بزرگ، به زیبایی بیان کرده است: «قانون اول علم این است که نباید خودتان را فریب دهید — و شما آسان‌ترین فرد برای فریب دادن هستید».


اراده برای تفکر: انرژی و پشتکار ذهنی


مفهوم «اراده برای تفکر» انریکو فرمی
انریکو فرمی، فیزیکدان برجسته ایتالیایی، مفهومی را مطرح کرد که بعدها توسط ویلیام شاکلی، برنده جایزه نوبل، به عنوان «اراده برای تفکر» (the will to think) شناخته شد. شاکلی معتقد بود که «انگیزه برای یک متفکر جدی، حداقل به اندازه روش اهمیت دارد... عنصر اساسی برای کار موفق در هر زمینه‌ای، "اراده برای تفکر" است«.
این مفهوم نشان می‌دهد که تفکر عمیق و دقیق، کاری طاقت‌فرسا و نیازمند صرف انرژی فراوان است. بسیاری از افراد، حتی آن‌هایی که توانایی ذهنی بالایی دارند، از این کار شانه خالی می‌کنند. اما هوش‌مندترین افراد، این اراده را در خود پرورش داده‌اند. آن‌ها آنقدر از ندانستن یا داشتن یک اشکال در تفکر خود ناراحت می‌شوند که برای رفع آن، انرژی فراوانی صرف می‌کنند.

صداقت فکری و خودفریبی
یکی از موانع بزرگ بر سر راه تفکر عمیق، توانایی ما در فریب دادن خود است. فاینمن هشدار می‌دهد که خودفریبی بسیار آسان است، زیرا هیچ نیروی خارجی برای صادق نگه داشتن ما وجود ندارد. تنها خود ما هستیم که باید مدام از خود بپرسیم: «آیا واقعاً این را می‌فهمم؟»
نوشتن، یکی از ابزارهای مؤثر برای مقابله با خودفریبی است. وقتی می‌نشینیم تا درباره موضوعی بنویسیم و نوشته‌مان پراکنده و نامنسجم از کار درمی‌آید، به سختی می‌توانیم خود را فریب دهیم که آن را درک کرده‌ایم. نوشتن، شفافیت را تحمیل می‌کند.
مایکل فارادی، فیزیکدان و شیمیدان بزرگ، نیز نمونۀ بارز این صداقت فکری بود. او هیچ‌چیز را بدون آنکه خودش بتواند آن را به صورت تجربی نشان دهد، نمی‌پذیرفت، هرچند که این کار چقدر طاقت‌فرسا بود. او برای بررسی کارهای دیگران، همیشه آزمایش‌های آن‌ها را تکرار و حتی گسترش می‌داد. این کار به عادت مادام‌العمر او تبدیل شد و راهی برای مالکیت ذهنی بر یک ایده بود.


تفکر چندبعدی: ترکیب هوش تحلیلی، خلاق و عملی


سه نوع هوش در نظریه رابرت استرنبرگ
رابرت استرنبرگ، روان‌شناس شناخته‌شده، نظریه «هوش موفق» را مطرح کرده است که در آن سه نوع هوش را از هم متمایز می‌کند:

هوش تحلیلی :(componential)  توانایی تحلیل، ارزیابی، قضاوت و مقایسه. این همان هوشی است که معمولاً در آزمون‌ها و کلاس‌های درس سنجیده می‌شود. افراد با هوش تحلیلی بالا، منتقدان و تحلیل‌گران خوبی هستند.

هوش خلاق :(experiential)  توانایی خلق ایده‌های جدید، ترکیب اطلاعات به ظاهر نامرتبط و ارائه راه‌حل‌های بدیع. این هوش معمولاً در آزمون‌های استاندارد نادیده گرفته می‌شود اما برای نوآوری و پیشرفت ضروری است.

هوش عملی :(contextual)  توانایی تطبیق با محیط، شکل‌دهی به آن و استفاده از نقاط قوت و جبران نقاط ضعف. هوش عملی به فرد کمک می‌کند در موقعیت‌های واقعی زندگی به موفقیت دست یابد.
نکته کلیدی در نظریه استرنبرگ این است که هوش‌مندترین افراد کسانی هستند که می‌دانند چه زمانی و چگونه از هر یک از این سه نوع هوش استفاده کنند. آن‌ها به جای تکیه صرف بر یک نوع هوش، تعادلی پویا میان تحلیل، خلاقیت و عمل برقرار می‌کنند.

توانایی تشخیص الگو: دیدن درشت‌نمایی و ریزنمایی
تحقیقات جالبی که در دانشگاه روچستر انجام شده نشان می‌دهد که مغز افراد با ضریب هوشی بالا، اطلاعات حسی را به طور متفاوتی پردازش می‌کند. این افراد در درک اجسام کوچک در حال حرکت سریع‌تر عمل می‌کنند، اما در درک حرکات درشت و زمینه‌ای کندتر هستند. این ویژگی به مغز آنها امکان می‌دهد تا «گزینشی‌تر» عمل کند و اطلاعات نامرتبط و حواس‌پرتی‌ها را بهتر فیلتر کند.

دوج تادین از دانشگاه روچستر توضیح می‌دهد که «مغز کارآمد باید گزینش‌گر باشد». این توانایی در غربالگری اطلاعات، به هوش‌مندترین افراد اجازه می‌دهد تا بر جزئیات مهم تمرکز کنند و از انبوه اطلاعات اضافی در امان بمانند. این مهارت، که می‌توان آن را «تشخیص الگو» نامید، هم در سطح ریز (جزئیات دقیق) و هم در سطح کلان (تصویر بزرگ) عمل می‌کند.


کاوش خلاق: تفکر واگرا و بصری


اهمیت تفکر بصری و شهود فیزیکی
فارادی، که در ریاضیات چندان قوی نبود، همه‌چیز را از طریق آزمایش‌های فیزیکی و شهود درک می‌کرد. در حالی که دانشمندان فرانسوی مانند آمپر همه‌چیز را به صورت انتزاعی و ریاضی می‌فهمیدند، فارادی با استفاده از شهود فیزیکی خود به اکتشافات مهمی دست یافت. او احساس می‌کرد که سیم رسانا یک نیروی دایره‌ای در فضای اطراف خود ایجاد می‌کند و همه چیز از این پیروی می‌کند. او با آزمایش‌های هوشمندانه‌اش، این شهود را به اثبات رساند.

این مثال نشان می‌دهد که درک عمیق مفاهیم، تنها به کلمات و معادلات محدود نمی‌شود. استفاده از قیاس‌های بصری، تجسم سه‌بعدی و مثال‌های عینی، به مغز کمک می‌کند تا درک فیزیکی و ملموسی از مفاهیم انتزاعی پیدا کند. عیسی مسیح نیز در انجیل از تمثیل‌ها استفاده می‌کرد تا مفاهیم انتزاعی را به شیوه‌ای ماندگار و قابل‌درک برای همگان بیان کند.

رویکرد چندمنظوره به مسئله (تفکر واگرا)
تولید چندین راه‌حل برای یک مسئله، یکی دیگر از عادات هوش‌مندترین افراد است. این رویکرد، که به تفکر واگرا معروف است، شامل تولید ایده‌های متنوع و کاوش در مسیرهای مختلف است. به جای تمرکز بر یک راه‌حل واحد و تلاش برای بهینه‌سازی آن، افراد باهوش به دنبال درک ابعاد مختلف مسئله و یافتن رویکردهای جایگزین هستند.

تحقیقات نشان می‌دهد که افراد با هوش تحلیلی بالا، معمولاً در تفکر همگرا (یافتن یک پاسخ صحیح) قوی هستند، اما هوش خلاق به توانایی تفکر واگرا (تولید راه‌حل‌های متعدد و بدیع) نیاز دارد. هوش‌مندترین افراد می‌توانند بین این دو نوع تفکر جابجا شوند و از هر دو در مواقع مناسب استفاده کنند.


نبوغ به مثابه سفر، نه مقصد: یادگیری مادام‌العمر


یادگیری خودانگیخته و اشتیاق پایدار
بر اساس تحقیقات کرایت رایت، نبوغ نه یک لحظه «اورکا» (یافتم)، بلکه نتیجه ماه‌ها و سال‌ها تفکر، تلاش و اشتباه است. اکتشافات بزرگ، ناگهانی نیستند، بلکه نتیجه روش‌های منحصربه‌فرد تفکر و دوران‌های طولانی شکل‌گیری هستند.

این نگاه، نبوغ را از یک ویژگی ثابت و ذاتی به یک فرایند پویا و اکتسابی تبدیل می‌کند. هوش‌مندترین افراد هرگز یادگیری را متوقف نمی‌کنند. آن‌ها همواره در حال تکامل و انطباق با شرایط جدید هستند. این اشتیاق پایدار به یادگیری، آن‌ها را به سمت کشف حوزه‌های جدید و ترکیب دانش از زمینه‌های مختلف سوق می‌دهد.

جرأت در برابر جریان و تفکر معکوس
رایت در کتاب خود به «ناسازگاری خلاق» به عنوان یکی از ویژگی‌های نابغه‌ها اشاره می‌کند. هوش‌مندترین افراد معمولاً از پذیرش بی‌چون و چرای هنجارها و قراردادهای اجتماعی خودداری می‌کنند. آن‌ها جسارت پرسش از وضع موجود و تفکر به شیوه‌ای متفاوت را دارند.

»تفکر معکوس» یکی از راه‌بردهای شناختی است که در آن فرد فرضیات رایج را به چالش می‌کشد و از زاویه‌ای کاملاً متفاوت به مسائل نگاه می‌کند. این توانایی در «شکستن چارچوب‌های ذهنی»، زمینه‌ساز اکتشافات و نوآوری‌های بزرگ بوده است. به عنوان مثال، اینشتین با به چالش کشیدن مفاهیم بنیادین فیزیک نیوتنی، نظریه نسبیت را ارائه داد.

ترکیب توانایی‌های متضاد
تحقیقات در زمینه «نظریه مغز نقش‌بسته» نشان می‌دهد که نبوغ نیوتن نه فقط به دلیل توانایی‌های ریاضی و منطقی او، بلکه به دلیل ترکیب این توانایی‌ها با توانایی‌های تفسیری و بسط‌دهنده معنا بوده است. به عبارت دیگر، نبوغ حاصل هم‌زیستی دو نوع توانایی به ظاهر متضاد است.

این یافته، دیدگاه سنتی را که نبوغ را صرفاً به یک حوزه خاص مانند ریاضیات یا موسیقی محدود می‌کند، به چالش می‌کشد. هوش‌مندترین افراد معمولاً از ترکیبی از مهارت‌های تحلیلی، خلاق و اجتماعی بهره می‌برند. آنها می‌توانند هم تحلیل‌گران دقیقی باشند و هم ایده‌پردازانی خلاق، هم درک عمیقی از مردم داشته باشند و هم توانایی حل مسائل عملی.


مهارت‌های اجتماعی و عملی: بُعد فراموش‌شده هوش


»حس مردم»: درک دیگران
تحقیقات نشان می‌دهد که هوش‌مندترین افراد معمولاً درک بالایی از دیگران دارند. این مهارت، که گاهی «هوش اجتماعی» یا «حس مردم» نامیده می‌شود، شامل توانایی درک انگیزه‌ها، نیازها، ترس‌ها و علایق دیگران است. افرادی که این مهارت را دارند، می‌توانند روابط مؤثرتری برقرار کنند، تیم‌های بهتری بسازند و در موقعیت‌های اجتماعی و حرفه‌ای موفق‌تر عمل کنند.

یکی از راه‌های پرورش این مهارت، خودآگاهی است. افرادی که خودشان را بهتر می‌شناسند — از جمله عواطف، مفروضات، نیازها و ترجیحات خود — درک بهتری از دیگران نیز دارند. این خودآگاهی به فرد کمک می‌کند تا الگوهای رفتاری خود را بشناسد و روابط سالم‌تری ایجاد کند.

حس مشترک: قضاوت عملی
بعد دیگر هوش عملی، «حس مشترک» یا قضاوت عملی است که شامل توانایی تصمیم‌گیری منطقی و متناسب با موقعیت است. افرادی که از حس مشترک بالایی برخوردارند، می‌توانند ارزیابی کنند که چه زمانی باید به شهود خود اعتماد کنند و چه زمانی باید به تحلیل منطقی متکی باشند. آن‌ها می‌دانند که چگونه منابع خود را مدیریت کنند، روابط خود را حفظ کنند و زندگی متعادلی داشته باشند.

بر اساس تحقیقات لیزا بارت فلدمن، روان‌شناس شناخته‌شده، شهود و احساسات پایه و اساس بسیاری از انتخاب‌های ما هستند. افراد باهوش می‌دانند که چگونه از این بینش‌های عاطفی به عنوان بخشی از فرایند تصمیم‌گیری خود استفاده کنند، نه اینکه صرفاً بر تحلیل منطقی تکیه کنند.

یادگیری در عمل: دانش کتابی و کاربرد عملی
هوش‌مندترین افراد نه تنها دانش کتابی گسترده‌ای دارند، بلکه می‌دانند چگونه آن را در عمل به کار گیرند. آن‌ها به جای انباشتن اطلاعات بی‌کاربرد، به دنبال یادگیری کاربردی هستند. آن‌ها به دنبال زمینه‌هایی می‌روند که علاقه‌مندشان است و دانش خود را در آن زمینه‌ها به کار می‌گیرند.

یک مثال جالب از این رویکرد، داستان شخصی نویسنده مقاله «سه ویژگی هوش‌مندترین افراد» است که برای ورود به دوره کارشناسی ارشد با وجود نمرات پایین، به دانشگاه مراجعه کرده و پیشنهاد می‌دهد که در دو درس شرکت کند؛ اگر نمره عالی کسب کند، اجازه ثبت‌نام پیدا می‌کند. این رویکرد عملی و مبتنی بر اثبات توانایی، نمونهای از به کارگیری هوش عملی در موقعیت‌های واقعی است.


عادات ذهنی قابل پرورش: نقشه‌راه فردی برای رشد


از IQ به عادات: هوش به مثابه نرم‌افزار
قریشی بین ویژگی‌های «سخت‌افزاری» هوش (مانند سرعت پردازش، حافظه کاری) و ویژگی‌های «نرم‌افزاری» آن (مانند عادات فکری، صداقت و پشتکار) تمایز قائل می‌شود. او مشاهده کرده که در میان باهوش‌ترین افرادی که می‌شناخته، ویژگی‌های سخت‌افزاری بسیار متفاوت بوده است — برخی بسیار سریع‌فکر و برخی کند. اما ویژگی‌های نرم‌افزاری در همه آنها مشترک بوده و قابل یادگیری است.

این دیدگاه امیدوارکننده نشان می‌دهد که هوش تا حد زیادی قابل پرورش است. با تقویت عادت‌هایی مانند پرسشگری مداوم، صداقت فکری، پشتکار در تفکر و یادگیری مادام‌العمر، می‌توان «هوش مؤثر» خود را به طور قابل‌توجهی افزایش داد.

پرورش حس کنجکاوی و شیفتگی به یادگیری
در هسته همه این مهارت‌ها، یک عنصر مشترک وجود دارد: کنجکاوی سیری‌ناپذیر. هوش‌مندترین افراد، شیفته یادگیری هستند. آن‌ها از کشف چیزهای جدید لذت می‌برند و برای گسترش مرزهای دانش خود ارزش قائل هستند. این کنجکاوی، آن‌ها را به سمت پرسش‌های عمیق‌تر، مطالعه گسترده‌تر و کاوش در حوزه‌های جدید هدایت می‌کند.

نگاهی تازه به جهان: نگاه کودکانه
رایت در کتاب خود توصیه می‌کند که «جهان را مانند یک کودک تصور کنید». این توصیه، به توانایی حفظ شگفتی و تازگی در نگاه به جهان اشاره دارد. کودکانی که از هر چیز کوچکی شگفت‌زده می‌شوند و بی‌وقفه «چرا» می‌پرسند، در واقع در حال تمرین مهارت‌هایی هستند که هوش‌مندترین افراد در طول زندگی خود به کار می‌گیرند. با افزایش سن و کسب تجربه، بسیاری از ما این توانایی را از دست می‌دهیم و دنیا را بدیهی فرض می‌کنیم. اما هوش‌مندترین افراد، این نگاه تازه و پرسشگر را در خود حفظ می‌کنند.


نتیجه‌گیری: نبوغ، مهارتی اکتسابی

نگاه به زندگی و دستاوردهای هوش‌مندترین افراد جهان، تصویر روشنی از ماهیت قابل‌اکتساب نبوغ ترسیم می‌کند. آن‌چه یک نابغه را می‌سازد، صرفاً یک ضریب هوشی بالا یا استعداد ذاتی نیست، بلکه مجموعه‌ای از عادات فکری، مهارت‌های شناختی و رویکردهای عملی است که می‌توان آنها را آموخت، تمرین کرد و به مرور زمان تقویت نمود.

از «اراده برای تفکر» فرمی و «صداقت فکری» فاینمن گرفته تا «هوش سه‌گانه» استرنبرگ و «عادات پنهان» رایت، همگی بر یک نکته اساسی تأکید دارند: هوش در عمل معنا پیدا می‌کند. این عمل، در قالب پرسش‌های بی‌پایان، آزمایش‌های مکرر، تفکر از زوایای مختلف، ترکیب دانش از حوزه‌های متفاوت، و یادگیری مادام‌العمر متجلی می‌شود.

شاید بزرگترین درسی که از نابغه‌ها می‌توان آموخت، این است که نبوغ یک مقصد نیست، بلکه یک مسیر است؛ سفری بی‌پایان در جستجوی درک عمیق‌تر، حل مسئله‌های چالش‌برانگیزتر و خلق ارزش بیشتر. این سفر برای هر کسی که اراده پرسش، شجاعت نادانی و اشتیاق به یادگیری داشته باشد، آغاز شدنی است. در دنیای پیچیده و پرمعلومات امروز، شاید این مهارت‌ها بیش از هر زمان دیگری، کلید موفقیت و شکوفایی فردی و اجتماعی باشند.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
۱۰ اقدام عملی حضرت علی(ع) برای نظام‌مند ساختن بیت‌المال
۱۰ اقدام عملی حضرت علی(ع) برای نظام‌مند ساختن بیت‌المال
خون‌خواهی آیت‌الله خامنه‌ای؛ پاسخ به شبهات
خون‌خواهی آیت‌الله خامنه‌ای؛ پاسخ به شبهات
حرکات نمایشی یک نیروی مرزبانی هند در مراسم مرزی واگه–آتاری
play_arrow
حرکات نمایشی یک نیروی مرزبانی هند در مراسم مرزی واگه–آتاری
تحلیلگر نظامی: این بار مثل ویتنام نیست؛ ایران ما را در میدان نبرد شکست داد
play_arrow
تحلیلگر نظامی: این بار مثل ویتنام نیست؛ ایران ما را در میدان نبرد شکست داد
قالیباف: برای من حکم، حکم ولایت و رهبری است
play_arrow
قالیباف: برای من حکم، حکم ولایت و رهبری است
تشکیک مهم مجری ارشد سیاسی فاکس‌نیوز درباره ادعاهای ترامپ از جریان نفت در تنگه هرمز
play_arrow
تشکیک مهم مجری ارشد سیاسی فاکس‌نیوز درباره ادعاهای ترامپ از جریان نفت در تنگه هرمز
تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
play_arrow
تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
وندی شرمن: ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز ناگزیر از دادن امتیاز به ایران و لغو تحریم‌هاست
play_arrow
وندی شرمن: ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز ناگزیر از دادن امتیاز به ایران و لغو تحریم‌هاست
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ بیش از حد بی‌کفایت است!
play_arrow
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ بیش از حد بی‌کفایت است!
آخرین آواز ایرج خواجه‌امیری برای مردم
play_arrow
آخرین آواز ایرج خواجه‌امیری برای مردم
قالیباف: امام شهید با گفتار، رفتار و عملش به همه ما آموخت و ما را تربیت کرد
play_arrow
قالیباف: امام شهید با گفتار، رفتار و عملش به همه ما آموخت و ما را تربیت کرد
دیدگاه استاد علوم سیاسی دانشگاه لندن درباره میزان تاب آوری ایرانیان در جنگ
play_arrow
دیدگاه استاد علوم سیاسی دانشگاه لندن درباره میزان تاب آوری ایرانیان در جنگ
اگر هنگام حمله هوایی در طبقات بالایی ساختمان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در طبقات بالایی ساختمان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خانه بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خانه بودیم چه کنیم؟
در دیدار رئیس سازمان بسیج مستضعفین با علما و مراجع تقلید قم چه گذشت؟
play_arrow
در دیدار رئیس سازمان بسیج مستضعفین با علما و مراجع تقلید قم چه گذشت؟