آیا درباره همه چی نظر دادن اشتباه است؟

این نوشتار به بررسی پدیده «نظر دادن در مورد همه‌ چیز» می‌ پردازد. هدف اصلی این است که مشخص شود مرز میان مشارکت فکری و مداخله بیجا کجاست. ما در این مقاله بررسی می‌ کنیم که چرا میل به اظهارنظر در مسائل تخصصی، شخصی و اجتماعی، ریشه در نیاز به تایید یا احساس برتری دارد. همچنین، پیامدهای منفی این رفتار بر سلامت روان فرد و روابط اجتماعی را واکاوی می‌ کنیم.
دوشنبه، 22 تير 1405
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : فاطمه معصومی
موارد بیشتر برای شما
آیا درباره همه چی نظر دادن اشتباه است؟
ما در دورانی زندگی می‌کنیم که صداها بیش از هر زمان دیگری بلند شده‌اند، اما معنای کلمات گاهی در میان این هیاهو گم می‌شود. هر روز با موجی از نظرات روبه‌رو هستیم؛ از بحث‌های تخصصی پزشکی و مهندسی گرفته تا مسائل بسیار خصوصی زندگی خانوادگی افراد دیگر. این پرسش که «آیا حق داریم درباره همه چیز نظر بدهیم؟» نه تنها یک پرسش اخلاقی، بلکه یک پرسش حیاتی برای حفظ سلامت ساختارهای اجتماعی است. در گذشته، سکوت نشانه بی‌اطلاعی بود، اما امروزه سکوت در برابر تخصص، گاهی به معنای احترام است. این مقاله قصد دارد با نگاهی عمیق، بررسی کند که چرا اظهارنظر بدون دانش کافی یا بدون دعوت، می‌تواند به جای کمک کردن، به تخریب شخصیت‌ها و از بین رفتن اعتماد عمومی منجر شود.
 

بخش اول: ریشه‌های روان‌شناختی میل به اظهارنظر در همه امور

چرا انسان‌ها تمایل دارند در مورد موضوعاتی که تخصص ندارند، قاطعانه صحبت کنند؟ پاسخ در لایه‌های زیرین روان انسان نهفته است.
 
۱. نیاز به احساس برتری و تایید اجتماعی
بسیاری از افراد از طریق بیان نظر خود، می‌خواهند به دیگران ثابت کنند که از موضوع مطلع هستند. اظهارنظر در مورد مسائل پیچیده، نوعی «نقاب دانش» ایجاد می‌کند. فرد با بیان یک نظر (حتی اگر غلط باشد)، در ذهن خود و نزد دیگران، جایگاهی بالاتر از کسی که سکوت کرده است، می‌گیرد. این یک مکانیسم دفاعی برای پوشاندن کمبودهای شخصیتی است.
 
۲. ترس از نادیده گرفته شدن
در دنیای مدرن، کسانی که حرف نمی‌زنند، اغلب نادیده گرفته می‌شوند. این ترس باعث می‌شود افراد حتی در مورد مسائل بسیار حساس یا علمی نیز بدون مطالعه قبلی، نظر بدهند تا صرفاً در جریان گفتگوها حضور داشته باشند و از چرخه توجه خارج نشوند.
 
۳. سوگیری تأییدی و توهم دانستن
ذهن انسان تمایل دارد اطلاعات را به گونه‌ای پردازش کند که با باورهای قبلی او همخوانی داشته باشد. وقتی فردی بدون مطالعه وارد بحث می‌شود، او فقط به دنبال تایید دانسته‌های سطحی خود می‌گردد و از پذیرش پیچیدگی‌های یک موضوع فرار می‌کند. این پدیده باعث می‌شود فرد با اطمینان کامل، درباره موضوعی که از زیربنای آن بی‌خبر است، حکم صادر کند.
 

بخش دوم: پیامدهای اجتماعی و تخریب تخصص

وقتی مرز میان «نظر شخصی» و «نظر تخصصی» از بین می‌رود، جامعه با بحران مواجه می‌شود.
 
۱. بی‌اعتبار شدن متخصصان
وقتی یک فرد عادی در مورد یک بیماری خاص یا یک مسئله حقوقی، با لحنی قاطع نظر می‌دهد، این کار باعث می‌شود که وزن حرف متخصص کاهش یابد. جامعه‌ای که در آن نظرِ هر کسی با نظرِ دانش‌ورز برابر گرفته شود، جامعه‌ای است که به سمت عقب حرکت می‌کند. این پدیده باعث می‌شود که دانش و تجربه، ارزش خود را در برابر صداهای بلند و سطحی از دست بدهد.
 
۲. ایجاد آشوب اطلاعاتی
در فضای مجازی و حتی در گفتگوهای روزمره، تکرار نظرات غلط باعث ایجاد یک «حقیقت کاذب» می‌شود. اگر ده نفر درباره موضوعی که نمی‌دانند، نظر اشتباه بدهند، شنونده تصور می‌کند که این نظر، حقیقت است. این روند منجر به گسترش جهل و ترویج اطلاعات نادرست می‌شود که می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به جامعه بزند.
 
۳. فرسایش روابط انسانی
نظر دادن در مورد مسائل خصوصی دیگران، یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای از بین بردن دوستی‌ها و پیوندهای خانوادگی است. مداخلات فکری در حریم خصوصی افراد، حتی اگر با نیت خیر باشد، حس مورد قضاوت قرار گرفتن را در طرف مقابل ایجاد می‌کند و باعث ایجاد فاصله و بی‌اعتمادی می‌شود.
 

بخش سوم: مرزهای اخلاقی؛ کجا باید سکوت کرد؟

برای اینکه بدانیم چه زمانی نظر دادن اشتباه است، باید چند معیار ساده اما حیاتی را در نظر بگیریم:
 
معیار تخصص
آیا من برای گفتن این حرف، آموزش دیده‌ام یا تجربه مستقیمی دارم؟ اگر پاسخ منفی است، اظهارنظر من صرفاً یک حدس است، نه یک نظر.
 
معیار نیاز
آیا طرف مقابل از من نظر خواسته است؟ اگر کسی در میان سختی‌ها یا تصمیمات شخصی خود است و از من مشورت نخواسته، سکوت من بزرگترین نوع احترام است.
 
معیار هدف
آیا هدف من از بیان این نظر، کمک به حقیقت است یا نشان دادن توانایی‌های کلامی خودم؟ اگر هدف اولی است، گویندگی با احتیاط انجام می‌شود؛ اگر هدف دومی است، باید از آن پرهیز کرد.
 

بخش چهارم: اثرگذاری فضای مجازی بر «توهم همه‌ چیزدانی»

امروزه فضای مجازی بستر اصلی جولان دادن نظرات غیرکارشناسانه است. این بستر با سازوکارهای خاص خود، افراد را به «اظهارنظر در مورد همه‌چیز» تشویق می‌کند.
 
۱. ساختار پاداش‌ دهی مجازی
الگوریتم‌های موجود در شبکه‌های اجتماعی، نظرات هیجانی، تند و قاطع را بیشتر از نظرات کارشناسی و همراه با تامل بازنشر می‌کنند. فرد وقتی می‌بیند که با یک نظر تند یا مداخله‌جویانه، «لایک» یا بازخورد بیشتری می‌گیرد، ناخودآگاه شرطی می‌شود که همواره درباره مسائل مختلف، اظهارنظر داشته باشد. این «اعتیاد به بازخورد»، عامل اصلی شکل‌گیری رفتارهای غیرمنطقی در گفتگوهاست.
 
۲. حذف زمینه‌ های پیچیده
ماهیت متن‌های کوتاه و سریع در دنیای مجازی، مجال پرداختن به ابعاد چندگانه یک مسئله را نمی‌دهد. وقتی نمی‌توان عمق یک موضوع را بیان کرد، افراد به سمت شعارها و احکام کلی می‌روند. این سبکِ گفتاری باعث می‌شود فرد گمان کند که حقیقت را دریافته است، در حالی که تنها با پوسته‌ای از واقعیت روبه‌رو بوده است.
 

بخش پنجم: هنرِ گفتگو در برابر عادتِ اظهارنظر

تفاوت ظریفی میان «اظهارنظر کردن» و «مشارکت در گفتگو» وجود دارد. در اظهارنظر، فرد می‌خواهد پیامی را به بیرون صادر کند، اما در گفتگو، فرد می‌خواهد با شنیدن و پرسش‌گری، به درک بهتری برسد. پرسش‌گری به جای اعلامِ موضع: به جای اینکه بگوییم «به نظر من این کار اشتباه است»، می‌توانیم بپرسیم «چه عواملی باعث شد چنین تصمیمی بگیری؟». این تغییرِ کوچک در کلام، فضایِ قضاوت را به فضایِ درک متقابل تبدیل می‌کند.
 
پذیرشِ «نمی‌دانم»
یکی از بزرگ‌ترین گام‌ها به سوی بلوغ فکری، توانایی گفتنِ عبارت «در این مورد دانش کافی ندارم» است. این جمله نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نشان‌دهنده اعتماد به نفس بالا و احترام به حقیقت است.
 

بخش ششم: راهکارهای عملی برای تقویت خودکنترلی کلامی

برای اینکه از دامِ وسوسه نظر دادن درباره همه‌چیز رها شویم، می‌توان این تمرین‌ها را در زندگی روزمره به کار بست:
 
قانون سه ثانیه
پیش از بیان هر نظری که درخواستی برایش نشده، سه ثانیه صبر کنید و از خود بپرسید: «آیا گفتن این حرف برای طرف مقابل سودمند است؟» اگر پاسخ منفی است، سکوت کنید.
 
خلوت کردن ذهن
بسیاری از نظرات ما، بازتابی از درگیری‌های ذهنی خودمان است که می‌خواهیم آن را بر محیط اطراف فرافکنی کنیم. با خودشناسی و اندیشیدن به انگیزه‌های درونی، نیاز کاذب به دخالت در امور دیگران کاهش می‌یابد. مطالعه برای فهم، نه برای بحث: همیشه پیش از داشتنِ یک نظر قطعی، منابع گوناگون را بررسی کنید و اجازه دهید ذهن شما با دیدگاه‌های متضاد آشنا شود. کسی که با دیدگاه‌های مختلف یک مسئله آشناست، کمتر به سمت احکامِ تک‌بعدی و قاطع می‌رود.
 

بخش هفتم: تحلیل فلسفی؛ کلام به مثابه قدرت و مسئولیت وجودی

از نگاه متفکران بزرگ، کلمه تنها یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه ابزاری برای «خلق واقعیت» است. وقتی ما درباره چیزی نظر می‌دهیم، در واقع داریم به آن چیز «معنا» می‌دهیم.
 
۱. کلمه و ساختن جهان:
وقتی فردی بدون داشتن دانش، درباره یک پدیده علمی یا اجتماعی نظر قطعی می‌دهد، او در حال «بازسازیِ بی‌دقتِ واقعیت» است. او با کلمات خود، تصویری نادرست از جهان ارائه می‌دهد که اگر توسط دیگران پذیرفته شود، آن تصویر نادرست به واقعیتِ اجتماعی تبدیل می‌شود. این یعنی اظهارنظرِ بدون دانش، نوعی «تخریبِ حقیقت» است. ما با هر نظرِ اشتباه، گویی لایه‌ای از غبار بر روی آینه حقیقت می‌کشیم تا دیگر کسی نتواند واقعیت را به وضوح ببیند.
 
۲. اخلاقِ سکوت در برابر اخلاقِ سخن گفتن:
بسیاری تصور می‌کنند تنها اخلاقی بودن در «سخن گفتن برای حق» است، اما فلسفه اخلاق به ما می‌آموزد که «سکوت در برابر باطل یا نادانی» نیز یک عمل اخلاقی است. اگر سکوت کردن باعث شود که ندانسته در مسیر یک اشتباه حرکت کنیم، آن سکوت، سستی است؛ اما اگر سکوت کردن باعث شود که از انتشار یک شبهه یا یک نظر نادرست جلوگیری کنیم، آن سکوت، اوجِ فضیلت است.
 

بخش هشتم: ابعاد اقتصادی و مدیریت دانش در جامعه مدرن

در دنیای امروز که «دانش» ارزشمندترین دارایی هر جامعه است، اظهارنظرهای بی‌اساس، نوعی «آلودگی اطلاعاتی» محسوب می‌شوند که هزینه‌های گزافی برای اقتصاد و توسعه دارد.
 
۱. هزینه‌ی فرصت در تصمیم‌گیری‌ها:
هر زمان که در یک جلسه مدیریتی، یک بحث علمی یا یک تصمیم دولتی، نظراتِ بدون پشتوانه بر نظراتِ تخصصی غلبه کند، جامعه دچار «هزینه فرصت» می‌شود. یعنی زمانی که باید صرفِ بررسی دقیقِ داده‌ها می‌شد، صرفِ بحث بر سرِ نظراتِ شخصی و هیجانی می‌شود. این اتلاف وقت، در مقیاس کلان، منجر به تصمیمات اقتصادی اشتباه، پروژه‌های شکست‌خورده و در نهایت عقب‌ماندگی از رقابت‌های جهانی می‌گردد.
 
۲. تضعیف سرمایه‌های انسانی:
وقتی در یک محیط کاری یا علمی، افرادی که تخصص ندارند اما صدای بلندی دارند، شروع به نقد کردنِ متخصصانِ واقعی می‌کنند، متخصصان دچار «فرسایش روحی» می‌شوند. آن‌ها احساس می‌کنند که دانش و سال‌ها مطالعه‌ی آن‌ها، ارزشِ برابر با یک نظرِ گذرا و سطحی ندارد. این پدیده باعث می‌شود که بهترین ذهن‌ها از فضای بحث و گفتگو فاصله بگیرند و در نهایت، جامعه از جریانِ خلاقیت و نوآوری تهی می‌گردد.
 

بخش نهم: روان‌شناسی جمعی و پدیده «هم‌رنگی با جماعت» در اظهارنظرها

چرا وقتی یک نفر نظر اشتباه می‌دهد، بقیه هم به سرعت آن را تکرار می‌کنند؟ این پدیده ریشه در ساختار روانی گروه‌ها دارد.
 
۱. فشار گروهی و ترس از انزوا:
در بسیاری از گروه‌ها، نظراتِ تند و قاطع، به عنوان نشانه‌ی «تعلق به گروه» تلقی می‌شود. اگر فردی بخواهد در یک بحث جمعی بگوید: «من فکر می‌کنم ما در مورد این موضوع اطلاعات کافی نداریم»، ممکن است به عنوان فردی بی‌عرضه یا مخالفِ گروه شناخته شود. به همین دلیل، افراد برای حفظ جایگاه خود در گروه، ترجیح می‌دهند به جای «تفکر مستقل»، از «نظراتِ غالب» تقلید کنند. این یعنی اظهارنظر، از یک ابزارِ بیانِ حقیقت، به ابزاری برای «تاییدِ جمعی» تبدیل می‌شود.
 
۲. اثر دومینوی نظرات:
یک نظرِ نادرست که با اعتماد به نفس بالا بیان شود، می‌تواند مانند یک دومینو، زنجیره‌ای از نظرات مشابه را به دنبال خود بکشد. در این حالت، دیگر بحث بر سرِ «درستی یا نادرستیِ» نظر نیست، بلکه بحث بر سرِ «تکرار و تاییدِ» آن نظر است. این پدیده باعث می‌شود که حقیقت در میانِ تکرارهای بی‌امان، دفن شود.
 

بخش دهم: راهکارهای ساختاری برای اصلاح فرهنگ گفتگو

برای اینکه از سطحِ فردی به سطحِ اجتماعی برسیم، باید تغییراتی در نحوه برخورد با «نظر» ایجاد کنیم:
 
ارزش‌گذاری بر پایه شواهد
در گفتگوهای رسمی و حتی غیررسمی، باید فرهنگِ «سوال از منبع» را جایگزینِ «پذیرشِ نظر» کنیم. به جای اینکه بپرسیم «نظر شما چیست؟»، باید بپرسیم «این نظر بر چه اساسی شکل گرفته است؟».
 
آموزش تفکر انتقادی در نظام آموزشی
از همان سال‌های ابتدایی، دانش‌آموزان باید یاد بگیرند که چگونه میانِ «واقعیتِ اثبات شده» و «ادعای شخصی» تفاوت قائل شوند. آموزشِ اینکه «نمی‌دانم» یک پاسخِ علمی است، باید به اندازه آموزشِ فرمول‌های ریاضی اهمیت یابد.
 
تقویتِ تخصص‌گرایی
جامعه باید به گونه‌ای بازتعریف شود که در آن، «صدای بلند» لزوماً به معنای «حقانیت» نباشد. ما باید فضایی ایجاد کنیم که در آن، شنیدنِ صدایِ کم‌صدا اما با تکیه بر دانش، بیش از صدایِ بلند و بی‌پایه، مورد احترام قرار گیرد.
 

بخش یازدهم: تقابلِ دانشِ انسانی و عصرِ خودکارسازی

ما در آستانه‌ی دورانی هستیم که ابزارهای دیجیتال، نه تنها ابزارِ بیانِ نظر، بلکه «تولیدکننده‌ی نظر» شده‌اند. این تغییر، ماهیتِ «اظهارنظر» را به کلی دگرگون کرده است.
 
۱. تکرارِ بی‌روحِ داده‌ها:
امروزه بسیاری از نظراتی که در فضای مجازی مشاهده می‌کنیم، محصولِ تفکرِ مستقلِ انسان نیست، بلکه نتیجه‌ی بازتولیدِ الگوهای موجود توسط ماشین‌هاست. وقتی انسان‌ها به جای تحلیلِ شخصی، صرفاً از آنچه ماشین‌ها بر اساس داده‌های احتمالی می‌گویند پیروی می‌کنند، ما با پدیده «خلاءِ تفکر» روبه‌رو هستیم. اظهارنظر در این عصر، از یک عملِ «آگاهانه» به یک عملِ «تکرار‌کننده» تبدیل شده است. این یعنی ما دیگر «نظر نمی‌دهیم»، بلکه فقط «بازنشر می‌کنیم».
 
۲. بحرانِ اصالت در عصرِ خودکارسازی:
اگر هر کسی بتواند با استفاده از ابزارهای دیجیتال، هزاران نظرِ قاطع و با اعتماد به نفس بالا در عرض چند ثانیه تولید کند، ارزشِ «تجربه» و «دانشِ سال‌ها مطالعه» چه خواهد بود؟ خطر اصلی این است که «صداهایِ مصنوعی» و «نظراتِ تولیدشده توسط ماشین»، جایگزینِ «خردِ انسانی» شوند. در چنین شرایطی، مرز میانِ «دانستن» و «ادعا کردن» به کلی از بین می‌رود و ما در دریایی از نظراتِ بدونِ روح غرق خواهیم شد.
 

بخش دوازدهم: نگاهی تاریخی؛ جایگاهِ سکوت و کلام در تمدن‌های بزرگ

برای درک بهترِ اهمیتِ «اندازه‌ی کلام»، باید به تاریخ بنگریم. تمدن‌های بزرگ همواره با چالشِ میان «سکوتِ خردمندانه» و «کلامِ پرقدرت» دست‌وپنجه نرم کرده‌اند.
 
۱. سکوت در فلسفه‌های شرقی:
در بسیاری از مکاتبِ فکری شرق، مانند آیین‌های باستانی هند یا چین، سکوت نه به معنای ناتوانی، بلکه به معنای «کمالِ آگاهی» تلقی می‌شد. در این فرهنگ‌ها، فرد تنها زمانی اجازه داشت سخن بگوید که کلامش با «حقیقتِ مطلق» و «تجربهٔ زیسته» یکی باشد. اظهارنظر در مورد مسائلی که فرد در آن‌ها حضورِ روحی یا فکری نداشت، نوعی «آلودگیِ روح» به دست‌وپا‌زدگیِ کلامی محسوب می‌شد.
 
۲. کلام و قدرت در تمدن‌های غربی:
در مقابل، در سنت‌های فلسفی غرب، کلام همواره به عنوان ابزاری برای «اقناع» و «غلبه بر دیگری» شناخته شده است. از دورانِ سفساییان تا عصرِ روشنگری، بحث بر سر این بود که چگونه می‌توان با کلمات، واقعیت را بازتعریف کرد یا بر دیگران مسلط شد. این تقابلِ تاریخی نشان می‌دهد که ریشه‌یِ میل به «نظر دادنِ بی‌جا»، در میل به «به دست گرفتنِ قدرت از طریق زبان» نهفته است.
 

بخش سیزدهم: زبان، قدرت و مهندسیِ افکار عمومی

این بخش به این موضوع می‌پردازد که چگونه «اظهارنظر کردن» می‌تواند به یک ابزارِ کنترلِ اجتماعی تبدیل شود.
 
۱. استفاده از کلمات برای ایجادِ پیش‌فرض‌ها:
زمانی که گروهی از افراد یا رسانه‌ها، درباره‌ی یک موضوعِ حساس، مدام نظراتِ یکسانی را با لحنی قاطع بیان می‌کنند، آن‌ها در واقع در حال «مهندسیِ ذهنِ مخاطب» هستند. این کار از طریق ایجادِ «پیش‌فرض‌های ذهنی» انجام می‌شود. وقتی شما مدام درباره‌ی یک مسئله نظر می‌دهید (حتی اگر غلط باشد)، شما در واقع دارید برای دیگران «قالب‌های فکری» می‌سازید تا آن‌ها هم از طریق همان قالب، جهان را ببینند.
 
۲. تبارِ کلام و مسئولیتِ اجتماعی:
هر کلمه‌ای که از دهان خارج می‌شود، یک «ردپایِ قدرت» به جا می‌گذارد. اظهارنظرِ بی‌ملاحظه درباره‌ی مسائلِ حساسِ اجتماعی یا مذهبی، می‌تواند مانند یک جرقه در انباری از باروت عمل کند. بنابراین، مدیریتِ کلام، تنها یک مسئله‌ی اخلاقیِ فردی نیست، بلکه یک ضرورتِ امنیتی و اجتماعی است. کسانی که در مورد همه‌چیز نظر می‌دهند، ناخواسته در حالِ بازی با «ثباتِ اجتماعی» هستند.
 

بخش چهاردهم: مرز میانِ «بی‌اطلاعی» و «نادانیِ عمدی»

ما باید میان دو حالتِ بسیار متفاوت تمایز قائل شویم:
 
بی‌ اطلاعی (Ignorance)
حالتی است که فرد می‌داند که نمی‌داند. این یک وضعیتِ طبیعی و شروعِ مسیرِ یادگیری است. فردِ بی‌اطلاع، پرسشگر است و در جستجویِ حقیقت.
 
نادانیِ عمدی (Willful Ignorance)
حالتی است که فرد با وجودِ نداشتنِ دانش، با تمامِ توان برای اثباتِ درستیِ نظراتِ خود می‌جنگد. این خطرناک‌ترین حالتِ برخورد با واقعیت است. نادانیِ عمدی، دشمنِ اصلیِ پیشرفتِ بشری است، زیرا راهِ ورودِ دانش را به روی ذهن می‌بندد.
 

جمع‌ بندی

در پایان باید گفت که اظهارنظر کردن در مورد مسائل مختلف، به خودیِ خود یک گناه اخلاقی نیست، بلکه «بی‌احتیاطی در اظهارنظر» است که جامعه و روابط ما را به چالش می‌کشد. ما مسئولیت داریم که کلمات خود را با وزنِ دانایی‌مان بسنجیم. جامعه‌ای که در آن هر فرد به خود حق می‌دهد در هر زمینه‌ای، از سیاست گرفته تا پزشکی و از حریم شخصی دیگران تا پیچیدگی‌های جهان، بدون داشتنِ تخصص یا تجربه، حکمی صادر کند، جامعه‌ای است که در آن «حقیقت» قربانی «تظاهر به دانستن» می‌شود. خردِ واقعی در این است که بدانیم چه زمانی سکوت کردن، بلندترین و موثرترین پاسخ است. سکوت به معنای بی‌تفاوتی نیست؛ بلکه احترام به تخصص، حریم خصوصی و پیچیدگی‌های جهان است. بیایید با کمتر نظر دادن در مورد مسائلی که از آن‌ها آگاهی نداریم، فضایی برای شنیدن، یاد گرفتن و رشد کردن ایجاد کنیم. کلمات ما قدرت ساختن دارند، به شرطی که آن‌ها را در جای درست و با دانشِ لازم به کار ببریم.


منبع: سایت راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
۱۰ اقدام عملی حضرت علی(ع) برای نظام‌مند ساختن بیت‌المال
۱۰ اقدام عملی حضرت علی(ع) برای نظام‌مند ساختن بیت‌المال
خون‌خواهی آیت‌الله خامنه‌ای؛ پاسخ به شبهات
خون‌خواهی آیت‌الله خامنه‌ای؛ پاسخ به شبهات
حرکات نمایشی یک نیروی مرزبانی هند در مراسم مرزی واگه–آتاری
play_arrow
حرکات نمایشی یک نیروی مرزبانی هند در مراسم مرزی واگه–آتاری
تحلیلگر نظامی: این بار مثل ویتنام نیست؛ ایران ما را در میدان نبرد شکست داد
play_arrow
تحلیلگر نظامی: این بار مثل ویتنام نیست؛ ایران ما را در میدان نبرد شکست داد
قالیباف: برای من حکم، حکم ولایت و رهبری است
play_arrow
قالیباف: برای من حکم، حکم ولایت و رهبری است
تشکیک مهم مجری ارشد سیاسی فاکس‌نیوز درباره ادعاهای ترامپ از جریان نفت در تنگه هرمز
play_arrow
تشکیک مهم مجری ارشد سیاسی فاکس‌نیوز درباره ادعاهای ترامپ از جریان نفت در تنگه هرمز
تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
play_arrow
تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
وندی شرمن: ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز ناگزیر از دادن امتیاز به ایران و لغو تحریم‌هاست
play_arrow
وندی شرمن: ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز ناگزیر از دادن امتیاز به ایران و لغو تحریم‌هاست
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ بیش از حد بی‌کفایت است!
play_arrow
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ بیش از حد بی‌کفایت است!
آخرین آواز ایرج خواجه‌امیری برای مردم
play_arrow
آخرین آواز ایرج خواجه‌امیری برای مردم
قالیباف: امام شهید با گفتار، رفتار و عملش به همه ما آموخت و ما را تربیت کرد
play_arrow
قالیباف: امام شهید با گفتار، رفتار و عملش به همه ما آموخت و ما را تربیت کرد
دیدگاه استاد علوم سیاسی دانشگاه لندن درباره میزان تاب آوری ایرانیان در جنگ
play_arrow
دیدگاه استاد علوم سیاسی دانشگاه لندن درباره میزان تاب آوری ایرانیان در جنگ
اگر هنگام حمله هوایی در طبقات بالایی ساختمان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در طبقات بالایی ساختمان بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خانه بودیم چه کنیم؟
اگر هنگام حمله هوایی در خانه بودیم چه کنیم؟
در دیدار رئیس سازمان بسیج مستضعفین با علما و مراجع تقلید قم چه گذشت؟
play_arrow
در دیدار رئیس سازمان بسیج مستضعفین با علما و مراجع تقلید قم چه گذشت؟