الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
نمای کلی
گشت ارشاد و بنبست مصنوعی مسئله حجاب
ب- حجاب؛ مسئلهای چندلایه نه تک بعدی
۲- ضرورت تشکیل یک گروه تخصصی ملی
این مقاله، نخستین حلقه از مجموعه ششگانه «راهکارهای ترویج حجاب» است؛ مجموعهای که تلاش میکند مسئله حجاب را نه به عنوان یک موضوع حلنشده و بدون راهحل، بلکه به عنوان یک مسئله فرهنگی و اجتماعی قابل مدیریت بررسی کند. پیش از آنکه درباره راهکارها صحبت کنیم، باید یک مانع مهم ذهنی را کنار بزنیم؛ تصوری که در سالهای اخیر در بخشی از جامعه شکل گرفته است: اینکه مسئله حجاب به بنبست رسیده و دیگر راهی برای اصلاح آن وجود ندارد.
در این مقاله نخست بررسی میکنیم که چرا مسئله حجاب، برخلاف این تصور، یک مسئله پیچیده اما قابل حل است و چرا پذیرش ذهنی «بنبست» میتواند خود به بزرگترین مانع برای یافتن راهحل تبدیل شود. اگر بخواهیم مسیر اصلاح را آغاز کنیم، اولین قدم شکستن همین تابوی نادرست است.
برای آشنایی با مسیر کامل این مجموعه، مقالات بعدی را نیز دنبال کنید:
مقاله دوم: راهکارهای ترویج حجاب؛ اصلاح نگاه
مقاله سوم: راهکارهای ترویج حجاب؛ آموزش و رسانه
مقاله چهارم: راهکارهای ترویج حجاب؛ احیای مسئولیتپذیری اجتماعی
مقاله پنجم: راهکارهای ترویج حجاب؛ آسانسازی انتخاب
مقاله ششم: راهکارهای ترویج حجاب؛ ضمانت اجرا
بنبست سازی مصنوعی در مسئله حجاب
در سالهای اخیر، مسئله حجاب در ایران بیش از آنکه به عنوان یک مسئله اجتماعی پیچیده با راهحلهای متنوع دیده شود، در یک دوگانه محدود گرفتار شده است؛ دوگانهای که گاهی چنین القا میکند که جامعه فقط دو انتخاب پیش رو دارد:
یا باید به سراغ برخوردهای خیابانی و شیوههایی مانند گشت ارشاد رفت، یا باید پذیرفت که دیگر هیچ راهی برای حفظ حجاب و ترویج پوشش متناسب با فرهنگ جامعه وجود ندارد. اما آیا واقعاً مسائل اجتماعی پیچیده با چنین دوگانههایی حل میشوند؟
آیا اگر یک شیوه کنترل تخلفات رانندگی موفق نباشد، کسی به این نتیجه میرسد که دیگر قانون رانندگی بیمعنا است؟ اگر یک روش مقابله با یک آسیب اجتماعی نتیجه مطلوب ندهد، آیا کشورها اصل هدف را کنار میگذارند یا تلاش میکنند روشهای بهتر و کاملتری پیدا کنند؟
پاسخ روشن است: شکست یک روش اجرا، به معنای شکست اصل هدف نیست. یک ابزار اجرایی، فقط یک بخش از یک نظام کامل برای مدیریت یک مسئله اجتماعی است؛ نه تمام آن.
شاید یکی از خطاهای مهم در بحثهای اجتماعی همین باشد که گاهی یک ابزار را به جای کل مسئله مینشانیم. یعنی اگر یک روش در اجرا با مشکل مواجه شد، تصور میکنیم خودِ هدف هم دیگر امکان تحقق ندارد.
در حالی که در سیاستگذاری عمومی، معمولاً هیچ مسئله مهمی با یک ابزار حل نمیشود. دولتها و جوامع برای تغییر رفتارهای اجتماعی، مجموعهای از ابزارها را در کنار هم به کار میگیرند؛ از آموزش و اطلاعرسانی گرفته تا اصلاح محیط، ایجاد مشوقها، تنظیمگری و در نهایت ضمانت اجرا. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی OECD نیز در گزارشهای خود درباره «علوم رفتاری و سیاستگذاری عمومی» توضیح میدهد که دولتها در حوزههای مختلف برای بهبود سیاستها و تغییر رفتارهای اجتماعی از ترکیبی از ابزارهای رفتاری، اجتماعی و قانونی استفاده میکنند.
بنابراین درباره حجاب نیز نباید مسئله را به یک روش خاص محدود کرد.
بحث درباره موفقیت یا ناکارآمدی یک شیوه اجرایی، اگر به این نتیجه برسد که «پس دیگر هیچ راهی وجود ندارد»، در واقع از یک مقدمه محدود، یک نتیجه بسیار بزرگ گرفته است.
یک روش ممکن است به دلایل مختلف نیازمند اصلاح باشد:
شاید مراحل مقدماتی مانند آموزش و فرهنگسازی به اندازه کافی انجام نشده باشد؛
شاید ارتباط مناسبی با افکار عمومی برقرار نکرده باشد؛
یا شاید لازم باشد در کنار آن، ابزارهای دیگری نیز فعال شوند.

الف- هیچ قانونی فقط با یک ابزار اجرا نمیشود
نگاهی به تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که اجرای موفق قوانین و هنجارهای عمومی، معمولاً بر یک ابزار واحد تکیه ندارد.جامعهای که میخواهد یک رفتار عمومی را تغییر دهد، معمولاً یک مسیر چندلایه طراحی میکند:
سپس فرهنگسازی و ایجاد نگرش درست؛
بعد اصلاح محیط و شرایط اجتماعی؛
استفاده از مشوقها و ابزارهای تسهیلکننده؛
تنظیم مقررات؛
و در نهایت، ضمانت اجرا برای مواردی که سایر روشها نتیجه نداده است.
به عبارت دیگر، قانون زمانی در جامعه نهادینه میشود که مجموعهای از عوامل دست به دست هم دهند.
برای مثال، در موضوع کاهش مصرف دخانیات، کشورها تنها به تصویب قانون ممنوعیت مصرف در برخی فضاهای عمومی اکتفا نکردهاند. در کنار قانونگذاری، آموزش عمومی، اطلاعرسانی درباره آسیبهای دخانیات، ایجاد محدودیتهای محیطی و نظارت بر اجرا نیز مورد توجه قرار گرفته است. سازمان جهانی بهداشت نیز در چارچوب کنوانسیون کنترل دخانیات، بر ضرورت ترکیب سیاستهای آموزشی، قانونی و اجرایی برای ایجاد محیطهای بدون دود تأکید کرده است که میتوانید آن را از طریق این صفحه مطالعه بفرمایید.
این تجربه یک نکته مهم را نشان میدهد: قانون زمانی اثرگذار میشود که در کنار خود، یک شبکه از اقدامات حمایتی و اجرایی داشته باشد.
موضوع ایمنی رانندگی نیز نمونه دیگری است. استفاده از کمربند ایمنی یا کلاه ایمنی موتورسواران، تنها نتیجه جریمه و برخورد قانونی نبوده است. سالها آموزش عمومی، تبلیغات، اصلاح زیرساختها، فرهنگسازی و اجرای قانون در کنار هم قرار گرفتهاند تا یک رفتار اجتماعی جدید شکل بگیرد.
حتی در برخی کشورها، از فناوری و روشهای رفتاری برای اصلاح رفتار پیش از رسیدن به مرحله جریمه استفاده شده است. برای نمونه، در طرح SafeHelmetDisplay در آتن یونان، از فناوری تشخیص تصویر برای شناسایی استفاده یا عدم استفاده موتورسواران از کلاه ایمنی استفاده شد و با نمایش پیامهای هشدار یا تشویقی، تلاش شد رفتار افراد قبل از رسیدن به مرحله برخورد اصلاح شود. میتوانید این طرح و آثار آن را در اینجا مطالعه بفرمایید. این نمونه نشان میدهد که حتی در موضوعاتی مانند ایمنی رانندگی نیز نگاه موفق، فقط «مجازات متخلف» نیست؛ بلکه ایجاد مسیری برای تغییر رفتار است.
این تجربهها یک پیام روشن دارند: اجرای موفق قانون، فقط به معنای برخورد با متخلف نیست؛ بلکه یعنی طراحی مجموعهای از اقدامات که افراد بیشتری را به سمت رعایت قانون هدایت کند.
درباره حجاب نیز باید از همین زاویه نگاه کرد. مسئله حجاب را نمیتوان تنها با یک ابزار دید؛ همانطور که نمیتوان مسائل پیچیده اجتماعی را با یک نسخه ساده حل کرد.
ب- حجاب؛ مسئلهای چندلایه نه تک بعدی
شاید یکی از دلایلی که مسئله حجاب در سالهای اخیر پیچیدهتر شده، این باشد که گاهی هر گروه فقط بخشی از این مسئله را دیده است.برای برخی، حجاب فقط یک حکم دینی است؛ برای برخی دیگر فقط یک موضوع اجتماعی؛ عدهای نیز آن را صرفاً مسئلهای قانونی میدانند. در حالی که واقعیت این است که حجاب، مانند بسیاری از پدیدههای انسانی، ابعاد مختلفی دارد و نمیتوان آن را فقط از یک زاویه بررسی کرد؛ برای مثال:
از جهت دیگر، یک موضوع فرهنگی است؛ زیرا با سبک زندگی، نگاه جامعه به زن، معیارهای ارزشگذاری و تصویری که از انسان موفق در جامعه ساخته میشود، ارتباط دارد.
از سوی دیگر، یک مسئله اجتماعی است؛ زیرا رفتارهای فردی هنگامی که در فضای عمومی رخ میدهند، بر روابط میان افراد و فضای عمومی جامعه اثر میگذارند.
همچنین یک موضوع تربیتی است؛ زیرا خانواده، آموزش و الگوهای اجتماعی نقش مهمی در شکلگیری نگرش نسلهای آینده دارند.
و در نهایت، یک موضوع حقوقی و قانونی نیز هست؛ زیرا بسیاری از جوامع درباره برخی رفتارهای عمومی که با نظم یا ارزشهای پذیرفتهشده اجتماعی ارتباط دارند، چارچوبهای قانونی تعیین میکنند.
بنابراین، طبیعی است که یک مسئله با این میزان از پیچیدگی، با یک ابزار محدود حل نشود. همانطور که یک مشکل تربیتی را نمیتوان فقط با تنبیه حل کرد، یک مسئله اجتماعی را نیز نمیتوان فقط با توصیه و آموزش مدیریت کرد. هر بخش از مسئله، ابزار متناسب با خود را میخواهد.

۱- نگاه جامع نه تصمیمهای پراکنده
وقتی درباره یک مسئله اجتماعی صحبت میکنیم، یکی از مهمترین اشتباهها این است که تصور کنیم یک نهاد به تنهایی میتواند آن را حل کند.
مسئلهای مانند حجاب، نه فقط وظیفه یک دستگاه فرهنگی است، نه فقط وظیفه یک نهاد قانونی و نه فقط مسئولیت خانواده. هرکدام از بخشهای جامعه سهمی در شکلگیری این مسئله دارند:
نظام آموزشی در شکلگیری نگرش نسل جدید مؤثر است.
حوزه و دانشگاه در تبیین علمی و منطقی موضوع مسئولیت دارند.
رسانه و هنر در ساخت تصویر ذهنی جامعه نقش مهمی ایفا میکنند.
قانونگذار و دستگاههای اجرایی نیز در ایجاد چارچوبهای روشن و اجرای درست آن نقش دارند.
به همین دلیل، اگر بخواهیم برای چنین مسئلهای راهحلی پیدا کنیم، باید از نگاههای تکبعدی فاصله بگیریم.
۲- ضرورت تشکیل یک گروه تخصصی ملی
با توجه به پیچیدگی موضوع حجاب، طبیعی است که ارائه یک راهحل کامل و قابل اجرا، نیازمند کار علمی و چندرشتهای باشد.مسئلهای با این ابعاد را نمیتوان فقط در یک نهاد یا یک دستگاه خلاصه کرد.
یکی از گامهای ضروری میتواند تشکیل یک گروه تخصصی ملی باشد؛ گروهی که نمایندگان تخصصهای مختلف در آن حضور داشته باشند و مأموریت آن، ارائه یک نقشه راه جامع برای مدیریت این مسئله باشد. در چنین گروهی میتوان از تخصصهای مختلف بهره گرفت؛ مانند:
فقها برای بررسی دقیق مبانی دینی، حدود شرعی و نسبت میان حکم دینی و شرایط اجتماعی؛
روانشناسان برای شناخت انگیزهها، نگرشها و واکنشهای انسانی؛
متخصصان رسانه و فرهنگ برای طراحی مسیرهای اثرگذاری اجتماعی و اصلاح تصویرهای ذهنی؛
متخصصان حوزه امنیت و مدیریت اجتماعی برای بررسی ابعاد اجرایی و پیشگیری از تنشها؛
کارشناسان سیاستگذاری عمومی برای تبدیل دیدگاههای علمی به برنامههای عملیاتی.
البته تشکیل چنین گروهی زمانی معنا پیدا میکند که صرفاً محلی برای گفتوگوهای عمومی نباشد؛ بلکه مأموریت روشن داشته باشد؛ یعنی ارائه یک برنامه جامع، علمی، قابل اجرا و قابل ارزیابی. یعنی مشخص کند:
کدام نهاد مسئول هر بخش است؟
چه زمانی باید نتیجه آن سنجیده شود؟
و چگونه باید نقاط ضعف اصلاح شود؟
پس از طراحی چنین نقشهای نیز لازم است دولت، مجلس، نهادهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی به جای اقدامات پراکنده و گاه موازی، بر اساس یک برنامه هماهنگ حرکت کنند.
.jpg)
ج- بنبست واقعی کجا است؟
پس از همه این بحثها، شاید بتوانیم دقیقتر به سؤال اصلی بازگردیم: آیا مسئله حجاب واقعاً به بنبست رسیده است؟پاسخ این است که بنبست اصلی، نبود راهحل نیست؛ بلکه محدود کردن مسئله به چند راهکار خاص و ندیدن مجموعه بزرگتری از اقدامات است.
تجربه جوامع مختلف و کشور خودمان در مسائل مشابه نشان میدهد، مسائل اجتماعی معمولاً با ترکیبی از ابزارها مدیریت میشوند؛ همانگونه که در موضوعاتی مانند بهداشت عمومی، ایمنی رانندگی، محیط زیست و کاهش آسیبهای اجتماعی نیز یک مسیر چند مرحلهای مورد استفاده قرار گرفته است.
اما درباره حجاب، گاهی چنین تصور شده است که چون یک روش خاص با چالش مواجه شده، پس اصل مسئله نیز دیگر قابل حل نیست. این همان «بنبست سازی مصنوعی» در مسئله حجاب است.
برای حل یک مسئله اجتماعی، نخستین قدم این است که باور کنیم امکان حل آن وجود دارد. وقتی جامعهای تصور کند هیچ راهی وجود ندارد، طبیعی است که دیگر برای یافتن راه هم تلاش نخواهد کرد. پس شما هم تلاش کنید در این باره با اطرافیان خود صحبت کنید و سعی کنید این باور نادرست را اصلاح کنید.
به همین دلیل، در پنج مقاله بعدی تلاش میکنیم مجموعهای از راهکارهای قابل انجام برای ترویج حجاب را بررسی کنیم؛ راهکارهایی که نه به عنوان نسخه نهایی، بلکه به عنوان نمونههایی برای باز شدن فضای فکری و نشان دادن امکانپذیر بودن مسیر حل مسئله مطرح میشوند.
بدیهی است که این پیشنهادها نیز نیازمند بررسی دقیقتر توسط همان گروههای علمی و تخصصی است که درباره آن سخن گفتیم؛ اما هدف اولیه این است که یک تصور نادرست اصلاح شود:
مسئله حجاب، مسئلهای بدون راهحل نیست؛ بلکه مسئلهای است که نیازمند نگاه جامع، برنامهریزی دقیق و مجموعهای از اقدامات هماهنگ است.
در مقاله بعدی به سراغ این سؤال میرویم: اگر مسئله حجاب بنبست نیست، چه شبکهای از اقدامات فرهنگی، اجتماعی و تربیتی میتواند به ترویج آن کمک کند؟