0
ویژه نامه ها

چيستي و اهداف تربيت(5)

تربيت همانند هرفعاليت ارادي ديگر انسان، هدفي را دنبال مي کند. هدف داري تعليم و تربيت از هدف داري نظام آفرينش و نوع جهان بيني و انسان شناسي و مباني پذيرفته شده يک مکتب تربيتي جدا نيست؛ يعني هر مکتبي با توجه به مباني اعتقادي خود، از تربيت انسان هدف خاصي را دنبال مي کرده و مي کند. از همين رو در گذشته و در فرهنگ يونان قديم که دفاع از وطن و
چيستي و اهداف تربيت(5)

چيستي و اهداف تربيت(5)
چيستي و اهداف تربيت(5)


 

نويسنده:نويسنده:سيد حسين هاشمي




 

هدف تربيت
 

تربيت همانند هرفعاليت ارادي ديگر انسان، هدفي را دنبال مي کند. هدف داري تعليم و تربيت از هدف داري نظام آفرينش و نوع جهان بيني و انسان شناسي و مباني پذيرفته شده يک مکتب تربيتي جدا نيست؛ يعني هر مکتبي با توجه به مباني اعتقادي خود، از تربيت انسان هدف خاصي را دنبال مي کرده و مي کند. از همين رو در گذشته و در فرهنگ يونان قديم که دفاع از وطن و سرزمين بالاترين ارزش قلمداد مي شد، آماده سازي فرد براي فداکاري در راه سرزمين را هدف از تربيت تلقي مي کردند. در روزگار معاصر نيز برخي از طبيعت گرايان معتقد بودند هدف آموزش و پرورش آماده ساختن فرد براي پيروزي در تنازع بقاست؛ چنان که در جوامع کمونيستي هدف نهايي تربيت، فراهم کردن امکان هاي رشد و گسترش دولت کمونيستي انگاشته مي شد.
پروفسور برودي، استاد تعليم و تربيت دانشگاه هاي آمريکا، تربيت را داراي هدف دوگانه و دوبعدي مي شناسد. در بعد فردي پس از آنکه زندگي خوب را هدف اساسي تعليم و تربيت فرد مي داند، شاخصه هاي شخصي زندگي خوب را در گزينه هاي زير معرفي مي کند: 1) برخورداري از سلامت بدن 2) برخورداري از امنيت عاطفي 3) احساس قدرت و احترام 4) اميد نسبت به آينده.
اما در بعد اجتماعي، تربيت شهروند شايسته را هدف تعليم و تربيت مي شناسد. (شريعتمداري، /183-184)
جان لاک، فيلسوف انگليسي، هدف آموزش و پرورش را نيرومندي تن، فضيلت و دانش مي داند و آن را به سه بخش بدني، اخلاقي و فکري تقسيم مي کند. (رهبر و رحيميان، /48)
در برخي مکاتب تربيتي از خودآگاهي، خودشناسي و اخلاق نيز سخن به ميان آمده است. به عنوان نمونه «اگزيستانسياليست ها»، هدف تعليم و تربيت را خدمت به انسانيت و آگاهي انسان از خود مي دانند. به نظر آنان، تربيت بايد به انسان در پيدا کردن آگاهي لازم و درست از خويش ياري برساند. دراين مکتب، رشد و گسترش آگاهي لازم و درست از خويش ياري برساند. در اين مکتب، رشد و گسترش آگاهي، فراهم آوردن فرصت براي انتخاب آزاد و اخلاقي، تشويق به خودشناسي و رشد و تکامل احساس مسئوليت شخصي، از مهم ترين اهداف تربيت به شمار مي رود. (همان)
هر چند مسئله خودآگاهي، خودشناسي، رشد و انتخاب آزاد و اخلاقي که در اين ديدگاه عنوان شده، در اصل با اهداف ديني نه متناقض و ناسازگار، بلکه همسو و هم نگاه است، با اين حال مرز فاصل ميان تربيت ديني و غيرديني در تشخيص «خود» انساني و تعيين محدوده آزادي و معيارهاي اخلاقي انسان هاست.
به هرروي، ديدگاه هاي مربوط به اهداف تعليم و تربيت چنان که آمد، در مکتب ها و فرهنگ هاي مختلف، گوناگون و متنوع مي شود؛ در مکتب ها و فرهنگ هايي که براساس اصالت ماده و احياناً انسان محوري و اومانيسم بنا شده، عناويني همچون زندگي خوب، سلامت بدن، امنيت عاطفي و رشد عقلي اهداف تربيت لحاظ شده و ازآنچه عنصر اساسي تربيت انسان است، يعني عنصر معنويت و ايمان به مبدأ، فضايل و کمالات انساني، کمتر اثري مشاهده مي شود و به قول دکتر الکسيس کارل، «تعليم و تربيت امروز با توجه به پرورش افراطي قواي عقلاني، تعالي رواني را متوقف کرده است.» (کارل، /63)
از سوي ديگر، مکتب ها و انديشمندان علوم تربيتي معنويت گرا و خداباور، اهداف متعالي و ديگري را در افق تربيت نگريسته اند. فردريک ماير مي نويسد:
«انفکاک ارزش هاي معنوي و اخلاقيات از فرايند تربيت ممکن نيست. با اين حال اغلب اوقات به اين ارزش ها با کوته بيني مي نگرند.» (ماير، 23/1)
تولستوي مي گويد:
«خوبي، عالي ترين مقصد جاويد حيات ماست مهم نيست که خوبي را از چه راه بفهميم، آنچه بايد گفت، اين است که حيات ما جزکوشش براي وصول به خوبي، يعني سير به سوي خداوند، چيز ديگري نيست. در واقع خوبي يک مفهوم اصلي اساسي است که جوهر وجود ما را براي متافيزيک تشکيل مي دهد که به اراده عقل قابل تعريف نيست.» (تولستوي، /73)
به نظر هاربارت، فيلسوف آلماني، هدف نهايي از آموزش و پرورش بايد تربيت اخلاق و تکوين خصلت و سرشت کودک باشد تا داراي دين و ايمان گردد. (رهبر و رحيميان، /49)
هدف تربيت در اسلام
براساس نگرشي اسلام به عالم آفرينش و مبدأ هستي و مقصدي که براي حرکت عمومي جهان باور دارد و عنصر روحاني و الهي که در وجود انسان معرفي مي کند و آغاز و انجامي که براي حيات او مي شناسيد، هدف و مقصود تربيت را چنين مي توان ترسيم کرد:

کمال يابي انسان
 

رساندن انسان به کمال مطلوب و ممکن براي او، مهم ترين اهداف تربيت اسلامي به شمار مي رود.
آفرينش انسان و ترکيب وجودي او به گونه اي است که مي تواند از راه ها و شيوه هاي گوناگون به پيشرفت و تعالي دست يابد و ابعاد وجودي خويش را گسترش و کمال بخشد. با توجه به اين زمينه ها و استعدادها، انسان رو به سوي کمال مطلق دارد و همواره درصدد صعود به مدارج عالي انساني است و از رسيدن به هيچ درجه اي سيري نمي پذيرد.
ميل به شهرت، قدرت، ثروت، محترم بودن و برخي تمايلات، همه کمال هايي هستند که انسان براي خود مي طلبد، اما همه اينها که برشمرديم، تنها جلوه هايي از کمال گرايي و کمال جويي انسان و بيانگر وجود يک ميل بنيادين و فطري در نهاد آدمي هستند؛ يعني ميل به کمال مطلق.
البته رسيدن به اين کمال را نمي توان و نمي بايد از راه تحميل و اجبارانسان سراغ گرفت و انتظار داشت، چه اينکه انسان در انديشه ديني اگر موانع و آسيب هاي کمال ستيزانه برسر راه او قرار نگيرد، خود به خود و براساس گرايش ها و کشش هاي فطري و دروني به سمت کمال هاي ممکن در تکاپو و تلاش است؛
(يا أيها الانسان انک کادح الي ربک کدحاً فملاقيه) (انشقاق /6)
«اي انسان! تو با تلاش و رنج به سوي پروردگارت مي روي و (سرانجام) او را ملاقات خواهي کرد.»
از اين رو، نقش تربيت و مربي به دو ساحت برمي گردد: شناساندن موانع و آفت هاي کمال وجودي انسان و ديگر، رفع و زدودن آن موانع و آسيب ها.

مفهوم کمال انسان
 

اسلام همان سان که در انديشه و باور، شريعت توحيدي است و به توحيد و يگانگي در خالقيت، ربوبيت، توحيد در افعال، توحيد در عبادت و اطاعت باور دارد، در تربيت و اهداف تربيت انساني نيز توحيدگراست. در نگرش اسلامي، براي انسان، چه درافعال و حرکت هاي تکويني و چه در افعال و حرکت هاي تشريعي و ارادي، هدف و مقصدي جز خدا شناخته نمي شود؛
(أفحسبتم أنما خلقناکم عبثا و انکم الينا لا ترجعون * فتعالي الله الملک الحق...) (مومنون /116-115)
«آيا پنداشتيد شما را بيهوده آفريده ايم و به سوي ما بازگردانده نمي شويد؟!پس برتر است خداوندي که فرمانرواي حق است (از اينکه شما را بي هدف آفريده باشد.)»
(و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون)(ذاريات /56)
«من جن و انس را جز براي پرستش نيافريدم (تا ازاين را تکامل يابند و به من نزديک شوند).»
کمال و تربيت مطلوب و ممکن براي انسان ها، ره سپردن به همين مقصد و غايت يگانه هستي، يعني خداوند است.

راه رسيدن به کمال
 

راه رسيدن و قرب به خداوند نيز تنها در پرتو عبوديت و بندگي الهي قابل دست يابي است؛
(و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين) (عنکبوت /69)
« و آنها که در راه ما (با خلوص نيت) جهاد و تلاش کنند، قطعاً به راه هاي خود هدايتشان خواهيم کرد، و خداوند با نيکوکاران است.»
(قد أفلح المؤمنون*الذين هم في صلاتهم خاشعون) (مؤمنون /2-1)
بدين ترتيب، آنچه درفرجام و چشم انداز تربيت اسلامي قرار دارد، خداگونه شدن، آراسته گشتن به آرايه هاي خدا، رشد و کمال معنوي انسان و رسانيدن او به مقام قرب ربوبي و پرورش استعدادهاي انساني از رهگذر بندگي و اطاعت خداوند است. هدف انبياي الهي که نقش بارز و برجسته آنان تربيت انسان هاي بايسته بر ايمان و معنويت، انسان را به جايي برسانند که تکامل و رشد و هدف زندگي خويش را سعادت و رستگاري در گستره ابديت بداند و آن را در سايه عنايات بي کران حق تعالي جستجو کند و حيات و مرگ و تلاش و نيايش و پرستش و تمام حرکات و سکنات خود را تنها براي خدا و تسليم و تعبد محض در برابر اراده او بداند و نماد انساني باشد که مي گويد: «نماز من، مناسک من، حيات و مرگ من براي خدا، پروردگار جانيان است. او شريک ندارد، بدين موظف شده ام و من نخستين فرد تسليم شدگانم.» (انعام /163-162)

پي نوشت ها :
 

1- واژه «ظلام» براي مبالغه و به معناي زيادي ستم است، اما اينکه خداوند مي فرمايد: «پروردگار نسبت به بندگان بسيار ستمگر نيست»، بدين معنا نيست که ستم اندک بر خداوند رواست، بلکه اشاره بدين واقعيت است که چون گستره ربوبيت خداوند شامل تمامي جهان ممکن است و جهان ممکن و پديدارها چنان در هم تنيده است که گويي پيکره و مربوب يگانه است که با اندک خلأ و ايجاد کاستي و جابجايي، نظام و سازواره آن از هم مي پاشد، از اين سبب در اين مربوب يگانه، ظلم اندک ستم فراوان است؛ زيرا اجزاي جهان آفرينش همانند حلقه هاي يک سلسله و مراتب اعداد منظم چينش شده است، به گونه اي که هر گاه حلقه اي از اين سلسله آسيب ببيند، تمامي پيکره نظام هستي آسيب ديده است، پس ظلم به جزء، ظلم به همه و ستم اندک، ستم فراوان است.
 

منابع و مأخذ:
1.قرآن.
2.نهج البلاغه.
3. ابن منظور ،محمد بن مکرم؛ لسان العرب، بيروت ، دارصادر، 1414ق.
4. تولستوي ،لئو؛ هنر چيست، ترجمه ،کاوه دهگان، تهران،امير کبير، 1364ش.
5. جمالي ، محمد فاضل؛ تربيت از ديدگاه قرآني ، ترجمه سيد غلامرضا سعيدي ،چاپ دوم، تهران، کانون انتشارات محمدي ،1360ش.
6. جوادي آملي، عبدالله؛ تفسير تسنيم، چاپ سوم ،قم، نشر اسراء ،1381ش.
7. خطيب ، محمد شحات؛ اصول التربيه الاسلاميه ، رياض ، دارا الخريجي،1415ق.
8. خوري الشرتوني ،سعيد؛ اقرب الموارد في فصح العربيه و الشوارد ، قم ، مکتبه آية الله مرعشي ،1403ق.
9. راغب اصفهاني، حسين بن محمد؛ المفردات في غريب القرآن ، بيروت ، دارالعلم ، 1404ق.
10. رفيعي ، بهروز ، آراء دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مباني آن ، چاپ دوم ، بي جا، مؤسسه چاپ سبحان، 1388.
11. رهبرو رحيميان ، محمد تقي و محمد حسن؛ اخلاق و تربيت اسلامي ، چاپ سيزدهم ، قم ، سمت ، 1385 ش.
12. زاهدي ، مرتضي ؛ نظريه تربيتي اسلام ، تهران ، مؤسسه صابره ، 1385ش.
13. شريعتمداري ، علي؛ فلسفه تعليم و تربيت ، چاپ پنجم، اصفهان ، کتاب فروشي ثقفي، بي تا.
14. بيضاوي ، عمر بن محمد ؛ انوار التنزيل و اسرار التأويل ، بيروت ، دارالکتب العلميه ،1408 ق.
15.صانعي ، سيد مهدي ؛ پژوهشي در تعليم و تربيت اسلامي ، مشهد، انتشارات سناباد، 1378 ش.
16. صديق ، عيسي؛ تاريخ فرهنگ ايران، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1354 ش.
17. طبرسي ، فضل بن حسن؛ مجمع البيان ، بيروت، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات ،1415ق.
18. غزالي ، ابوحامد محمد؛ احياء العلوم، مصر ، مکتبه البابي الحلبي ، 1358ق.
19. ــــــــــ؛ مکاتيب فارسي ، چاپ دوم، تهران، امير کبير، 1362ش.
20. ماير، فردريک ؛ تاريخ فلسفه هاي تربيتي ، ترجمه: علي اصغر فياض ، تهران ، بي نا ؛1345ش.
21. محمدي ري شهري؛ ميزان الحکمه ،قم، مکتب الاعلام الاسلامي ،1362ش.
22. مطهري ، مرتضي؛ تعليم و تربيت در اسلام ، چاپ چهل و يکم ، تهران ،صدرا، 1383ش.
23. مکارم شيرازي ، ناصر ؛ تفسير نمونه ، تهران ، دارالکتب الاسلميه ،1374ش.
24. مودودي ، ابوالاعلي ؛ المصططلحات الاربعة في القرآن الکريم ،مصر ،دارالتراث العربي ، بي تا.
25. کارل ، الکسيس ؛ راه و رسم زندگي ،ترجمه : پرويز دبيري ، اصفهان، کتاب فروشي تأييد ، 1336ش.
26. کاظم زاده ايرانشهر ، حسين؛ اصول اساسي فن تربيت ، تهران ، اقبال ، 1357ش.
27. کانت ، آمانويل ؛ تعليم و تربيت ، ترجمه :غلامحسين شکوهي ، تهران ، دانشگاه تهران، 1367ش.
نشريه پژوهش هاي قرآني ،شماره60-59.



 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما