پل هاي اصفهان در عصر ماشين(2)
پل هاي اصفهان در عصر ماشين(2)


 

نويسنده:عبدالمهدي رجايي




 
وضعيت پل ها پس ازشهريور20
چنانکه آمد،تا پيش از آن تاريخ اداره ي فوايد عامه و شهرداري و گاهي اشخاص خيّربه پلهاي تاريخي توجه کرده و از خرابي آنها جلوگيري به عمل مي آوردند. پس ازشهريور20 که نوعي هرج و مرج در کشورمان حاکم شد، وضعيت پل ها نيز خراب تر گرديد؛به طوري که آن محدوديت هاي سابق نيزبراي عبور کاميون هاي سنگين از پل ها برداشته شده بود.روزنامه ي «سپنتا» به سال1322هـ.ش. نوشت: «دو بناي تاريخي واثر زيباي صنايع ايران، پل هاي خواجو و چهارباغ در معرض خطر است،زيرا مرتباً هزاران کاميون سنگين بار و اتومبيل هاي قوي به سرعت از روي آن عبور مي نمايند و دراثر دست اندازهاي روي پل لطمات جبران ناپذيري به پل هاي مزبورمي رسد.بنابراين،حالا که ساختن پل آهني جداگانه براي عبور و مرور اين قبيل وسايل نقليه امکانپذير نيست، اداره شهرداري پل هاي نام برده را آسفالت کند تا ازشدّت فشار و حرکتي که درنتيجه دست اندازها روي پل ايجاد مي شود، کاسته شده و به دوام و بقاي پل هاي تاريخي اصفهان کمک شود.»(1)همچنين روزنامه سپنتا پيشنهاد کرد حالا که دولت پول لازم را براي ساختن پل فلزي ندارد،بهتراست «ساختمان چنين پلي را به يک شرکت يا يک شخص واگذارنمايد و به مرور از عايدات آن،هزينه ي ساختمان پل مستهلک شود.»(2)
مدّتي بعد عبدالحسين سپنتا،مديردانشمند روزنامه ي سپنتا،ازدزديده شدن کاشي هاي پل خواجو شکايت کرد و رئيس فرهنگ وقت،رادسرشت،را بدين امر توجه داد؛اما رئيس فرهنگ،شهرداري را مسئول اين کار دانست و بدان روزنامه پاسخ داد: «چون مسئول حفظ و نگاه داري پل خواجو و سي و سه پل اداره ي شهرداري است،در تاريخ23/9/25 شرحي به اداره ي شهرداري نگاشته...ضمناً به آسفالت سطح فوقاني اين دو پل شرح لازم نوشته شده است که هرچه زودتراقدام فرمايند.»(3)
درآن بلبشوي پس از شهريور20 کسي در فکر آثار تاريخي نبود. فقط علاقه منداني مثل عبدالحسين سپنتا بودند که ازآسيب به آثارتاريخي دل شان به درد مي آمد.به طوري که با تأثراصابت يک کاميون با بدنه ي سي و سه پل را بدين شرح نوشت:«ما ازيک سال و نيم قبل مکررتذکر داده ايم که به پل تاريخي چهارباغ با دست اندازهاي زيادي که دارد،دراثرعبور و مرور کاميون هاي سنگين ممکن است آسيبي برسد... متأسفانه شهرداري به اين تذکارما اهميتي نداد تا آنکه چندي قبل يک کاميون بزرگ به يکي ازتاق هاي اين پل تاريخي تصادف نموده و به قراري که اطلاع داريم، يک بدنه پل ترک خورده است.ما ميل داريم بدانيم علّت آنکه آسفالت پل تاحال به دفع الوقت گذشته و به علاوه دست اندازهاي آن را درست نمي کنند،چيست؟ و همه روزه صدها کاميون باري با غرش رعدآسا جلوي چشم مأمورين عبور و مرور از روي اين پل نيمه شکسته مي گذرند و کسي متعرض آنها نمي شود، چه سبب دارد؟»(4)
سال بعد روزنامه از فاجعه اي ديگر خبر داد: «دوسال قبل تقريباً در هر شماره فرياد زديم پل چهارباغ در شرف انهدام است. ولي عمّال وقت دنبال حزب سازي و دسته بندي بودند.تنها هدف انتخابات بود و بس. تا اينکه سه چشمه از پل زيباي سي و سه چشمه اين روزها کج شده و در شرف انهدام است. غرفه هاي فوقاني آن عقب رفته و در نماي ديوار ترک هايي ديده مي شود.»(5)
همين روزنامه به پل مارنان نيز نظري افکنده مي نويسد: «تانکرهاي سنگين نفت از خيابان شاهپور و پل ماربين به خيابان نظر و جلفا عبور و مرور مي نمايند و درنتيجه چون پل نام برده استقامت آن را ندارد که مرتباً فشاراين تانکرهاي سنگين را تحمل نمايد،ممکن است به زودي پل ماربين نيز مانند پل چهارباغ دچارخرابي گردد.»(6)
تصويب احداث پل فلزي
درهجوم اخبارناخوشايند تخريب پل ها ناگهان روزنامه «اصفهان» که به مديريت اميرقلي اميني شروع به انتشار کرده بود، خبر خوشي را منتشر کرد: «وزارت راه ضمن اعتبار بودجه سال1326 خود، هزينه ساخت پل جديدي را بر روي رودخانه زاينده رود منظور نموده و ازطرف هيأت وزيران نيز مورد تصويب واقع شده است.»(7)
مدير روزنامه اشتياق خود را بدين مسأله، چنين ابراز مي دارد: «اين آرزويي است که ساليان دراز علاقه مندان به آثار باستاني اصفهان آن را در زواياي قلب خود پرورش مي دادند و امروز ازطرف وزارت راه صورت عمل به خود مي گيرد. چراکه براي حفظ پل هاي تاريخي و قديميِ اين شهر حتماً لازم بود پلي جديد ساخته شود که از هرجهت تاب تحمل سنگيني وسايل نقليه جديد را داشته باشد و اگر احياناً آسيبي هم ديد،تعميرو مرمت آن اسباب اشکالي فراهم نياورد.پل جديد به محاذات خيابان شاهپور ساخته مي شود و به وسيله اين پل است که کليه کاميون هاي سنگين وزن باري و هرگونه وسيله ي نقليه سنگين ديگري که مي خواهد ازجنوب به شمال يا بالعکس از شمال به جنوب کشور برود،رودخانه زاينده رود را طي کرده،و پس از اين ديگر باعث وارد آوردن خرابي و زياني به پل هاي تاريخي اصفهان نمي شود. علاوه بر اين تکثير روزافزون وسايل نقليه موتوري در عصر حاضر و مخصوصاً در سال هاي آينده، هرگز اجازه نمي داد که ما تنها از يک پل چهارباغ يا از پل مارنان استفاده کنيم. مخصوصاً عبور و مرور کاميون ها از روي پل چهارباغ،که معبر هزاران کارگر در صبح و ظهر و شام است، کار عبور و مرور پيادگان را بر روي سطح اين پل بسيار مشکل و دشوار ساخته بود. ساختن اين پل فايده مسلّم ديگري که دارد،اين است که شهر با محله جلفا و بلکه به بخش5 متصل مي کند.و اين دوري و تفرقه اي را که بين مردم شهرو جلفا از ديرزمان افتاده، تا حدّ زيادي برطرف مي سازد.»(8)
سال بعد «اداره کلّ راه شوسه» ساخت پل فلزي را به مناقصه گذاشت،(9) و سال پس از آن، يعني درتاريخ مهر1327 وقتي محمدرضا شاه براي کلنگ زني تونل کوهرنگ به اصفهان آمده بود،ساخت پل فلزي توسط شرکت آراسته،رسماً آغاز گرديد.(10) اما علي رغم اشتياق فراواني که به تکميل اين پل وجود داشت، گويا به دليل تغييرنقشه پل،شرکت مذکور فقط پايه هاي بتني پل را کاشت و سقف آن ماند تا هشت سال بعد.
درسال1334 روزنامه «مجاهد» با ابراز نگراني از وضعيت پل خواجو به دليل «شکاف هايي که علامت انهدام قريب الوقوع» است،افزود:«ازچندسال پيش مرتباً چه ازطرف اداره کلّ باستان شناسي و چه ازطرف علاقه مندان حقيقي به آثار تاريخي،طي گزارش ها و نامه هاي مختلف توجه مقامات مربوط نسبت به فرجام دريغ انگيزپل هاي اصفهان جلب گرديده،مکرر به عرض نخست وزيران وقت رسيده، درانجمن آثار ملّي هم چندين بار در اين قسمت اعلام خطر نموده است... اکنون بيش از پنج سال مي باشد که پايه هاي بتوني پل جديد در بستر زاينده رود ساخته شده، ولي سقف آن را به علّت تغيير نقشه هنوز نساخته اند و چون خطر خرابي پل هاي تاريخي به طور روزافزون موجب نگراني است،چندي قبل اداره کلّ باستان شناسي از وزارت راه درخواست نمود که ازنظر کاستن فشار به پل خواجو به احداث جاده موقتي در بستر رودخانه اقدام نمايند و عبور و مرور از پل خواجو را در تابستان و ساير ايام بدان جاده موقت اندازند، که اين پيشنهاد را هم مفيد ندانستند و عمل بدان نشد.»(11)
سرانجام در سال بعد از تهران تلگراف رسيد: «براي ساختمان سقف فلزي پل جديد بتوني اصفهان قراردادي ميان وزارت راه و کمپاني هاي «دايده» و «ايفل» امضاء و مبادله گرديد.» در ادامه خبر آمده است: «ضمناً وزارت فرهنگ از وزارت راه تقاضا کرده است که تا پايان ساختمان سقف پل، وزارت راه يک راه موقت روي بستر رودخانه احداث کند تا وسايط نقليه و کاميون ها مدّت 9ماه از سال را که رودخانه کم آب است،ازروي آن راه موقت عبور کنند.»(12) اما اين همه ماجرا نبود. در طي اين مدّت رشد فزاينده ي ماشين هاي سنگين آن قدر بود که خطر جدّي و قريب الوقوعي را براي پل هاي تاريخي به کمين نشسته بود.پس فرمانده ي تيپ اصفهان نيز وارد ميدان شد: «مدّتي بود که پل هاي تاريخي مارنان و سي و سه چشمه دراثر حرکت کاميون هاي سنگين نفت کش، باري و قند و شکر و غيره ترک برداشته بود و چنانچه حرکت اين کاميون ها ادامه مي يافت،چيزي نمي گذشت که انهدام آنها حتمي بود...از روز گذشته بنا به دستور صريح تيمسارسرتيپ جهانبگلو حرکت کاميون هاي سنگين از روي پل هاي مزبور قدغن گرديد و صاحبان کاميون ها را موظف کردند از اين پس از وسط رودخانه عبور و مرور نمايند.»(13) هرچه بود،همه براي آغاز به کارِ پل فلزي لحظه شماري مي کردند.

پل هاي اصفهان در عصر ماشين(2)

افتتاح پل فلزي و نجات پل هاي تاريخي
سرانجام در تاريخ29ارديبهشت1388 پل فلزي آماده بهره برداري شد. در اين روز باشکوه دکتر منوچهراقبال،نخست وزير وقت، که همچنين براي کلنگ زني کارخانه قند اصفهان به اين شهر آمده بود، در مراسم افتتاح پل شرکت کرد و در آن جشن، علي مهرابي،شهردار اصفهان، مورد تقدير قرار گرفت.
پل فلزي136متر طول و 6متر عرض دارد. بنا به نوشته ي نشريه شهرداري اصفهان، «هزينه ساختمان اين پل به غير از وجوهي که قبلاً براي ساختمان پايه هاي بتني آن پرداخت شده، بالغ بر 55 ميليون ريال گرديده است.» درادامه ي مطلبِ ارگان شهرداري آمده است: «اقدام به ساختمان اين پل علاوه بر رعايت آسايش عمومي از انهدام پل هاي تاريخي سي و سه چشمه و خواجو نيز جلوگيري مي نمايد و از اين پس وسايط نقليه سنگين منحصراً از پل جديد بايد استفاده کنند.»(14)
آيا بعد ازآن پل هاي آجري شهر مي توانستند فارغ از غرش ماشين هاي غول پيکر وتحمل تکان هاي آنها،نفسي به آرامي بياسايند؟چنانکه از «گزارش انجمن آثار ملّي» برمي آيد،چنين نبود و همچنان پل هاي آجري شهر دراضطراب گذرِگاه و بي گاه ماشين هاي سنگين به سر مي بُردند.در ارديبهشت1342 وقتي اعضاي انجمن آثار ملّي به اصفهان آمدند،درقطع نامه خود قيد کردند: «با اينکه بر اثر کوشش ها و اقدامات چندين ساله مقامات مختلف و ازجمله استانداري و انجمن آثار ملّي اصفهان، پل جديدالإحداث ازطرف وزارت راه به منظور جلوگيري از عبور و مرور وسايط نقليه سنگين ازروي پل هاي تاريخي ساخته شده است، متأسفانه رفت و آمد کاميون ها و وسايط نقليه سنگين مختلف ديگرگاه و بي گاه از روي پل هاي تاريخي ادامه دارد،اتخاذ تدابير عملي و اهتمام لازم در جلوگيري از ادامه اين عمل زيان بخش در تمام ساعات شبانه روز به وسيله مقامات محلّي و نظارت مخصوص جناب آقاي استاندار محترم يا نماينده ايشان را در اين باره ضروري مي شناسد.»(15)

پل هاي اصفهان در عصر ماشين(2)

پلي که قرار بود با مشارکت مردم ساخته شود
شايد در راستاي همين خودآگاهي بود که به سال1340 عدّه اي از مردم و بزرگان شهر، به کمک شهرداري، تصميم گرفتند خود هزينه ساخت پل ديگري را بر رودخانه بدهند. روزنامه مجاهد پس از ذکر اينکه بايد پل هاي تاريخي را از عبور و مرور ماشين هاي سنگين نجات داد، اضافه کرد، سراج حجازي، استاندار اصفهان، موضوع را در جلسه شوراي عالي شهر مطرح کرده و «درنتيجه ابراز تمايل عده زيادي از اهالي براي شرکت در ساختمان اين پل»، استاندار از دکتر نوذري، شهردار اصفهان، خواست تا «بدين منظور مهم پيشقدم گردد تا ساير طبقات شهر نيز طبق درخواست خود مشارکت نمايند... شهرداري مبلغ مهمي(400هزار تومان) از بودجه سال جاري خود را جهت ساختمان پل اختصاص داده است. به علاوه در جلسه روز دوشنبه4/13/ 40 که به دعوت آقاي شهردار،با حضور آقاي استاندار و آقاي اکبر مسعود و عده اي از علماي اعلام و ارباب جرايد و محترمين و بازرگانان در شهرداري تشکيل شد،عموم مدعوين اشتياق و رغبت فراواني به انجام ساختمان پل جديدي که مانع ازبين رفتن پل هاي قديمي خواجو و سي و سه چشمه [خواهد شد،] نشان دادند.»(16)
مدّت کوتاهي نگذشت که مقاطعه کار نيز معين شد و درجلسه شوراي عالي شهر توضيحاتي راجع به موقعيت و طول و عرض پلِ «رضا پهلوي» به حضار ارائه داد. درادامه،استاندار اصفهان نيز گفت: «راجع به ساختمان پل جديد که در فاصله بين خيابان فردوسي و خيابان داريوش بر روي زاينده رود به منظورحفظ پل هاي زيباي تاريخي سي و سه چشمه و خواجو بنا خواهد شد، نظر حفظ پل هاست که در
درجه اول اهميت قراردارد. زيرا طبق اطلاع و اظهارنظر مهندسان مربوطه، پايه هاي پل هاي نام برده متزلزل شده و حتي در بعضي از جاها شکاف برداشته است و چون پل فلزي هم کافي براي منظورنيست، لذا ضرورت دارد که پل ديگري در اين طرف رودخانه زده شود تا کاميون ها و ماشين هاي سواري و ساير وسايط نقليه از روي پل فلزي رفته و از پل ديگر مراجعت نمايند.»
استاندار راجع به اينکه پل مزبور را قرار است خود مردم بسازند، افزود: «اصولاً در دنيا مرسوم نيست که همه کارها را دولت ها انجام بدهند و وظيفه مردم است که مانند سابق، نسبت به پل سازي و ساختمان مساجد و مدارس اقدام نمايند. لذا برحسب تقاضاي جمعي از مردم اين شهر قرار شد پل جديد با شرکت شهرداري و مردم بر روي رودخانه زاينده رود ساخته شود.»(17) در همين جلسه، هيأتي جهت پيگيري امور و جمع آوري کمک هاي مردم معرفي شدند و حسابي نيز براي واريز اين کمک ها اعلام گرديد. اما اين پل که مقرر بود با مشارکت مردم ساخته شود، به دلايلي که بر نگارنده معلوم نيست، هرگز ساخته نشد و ده سال بعد کلنگ پل بعدي بر رودخانه زاينده رود به زمين نشست.

پل هاي اصفهان در عصر ماشين(2)

پل بزرگمهر درقطب صنعتي کشور ساخته مي شود
دوازده سال طول کشيد تا احداث پل ديگري بر روي زاينده رود آغاز شود و آن پل بزرگمهربود. در نيمه دوم دهه چهل که ايجاد کارخانه عظيم ذوب آهن در اصفهان تصويب شد و شهر در آستانه تکان ديگري بود، مهندس همايون فر، استاندار اصفهان، از سازمان برنامه کمک خواست. در خبر آمده است: «باتوجه به اجراي طرح صنايع بزرگ در اصفهان و با درنظر گرفتن توسعه بسياري که در آينده نصيب اين شهر تاريخي خواهد شد، به منظور تهيه طرح ونقشه اصفهان بزرگ و ايجاد چند پل تازه براي زاينده رود، آقاي مهندس همايون فر، استاندار،طي نامه اي که به عنوان مديرعامل سازمان برنامه ارسال داشتند، پيشنهاد نمودند که براي اعزام گروه مهندسان مشاور ارگانيک به اصفهان اقدام سريع به عمل آيد.»(18) سازمان برنامه به استاندار پاسخ داد: «براي آنکه توسعه شهر اصفهان هماهنگ با توسعه هاي صنعتي و رشد اجتماعي باشد، با مهندسان مشاور ارگانيک براي تهيه پروژه نقشه شهر اصفهان بزرگ قرارداد منعقد نموده است... مع ذالک باتوجه به اهميتي که نگاهداري ابنيه تاريخي داراست و با درنظرگرفتن ترافيک سنگيني که پل هاي موجود بايد تحمل نمايند، در اسرع وقت مهندس مشاور ديگري براي تهيه نقشه هاي اجرايي پل جديدي بر روي زاينده رود در شهر اصفهان، در محلي که با همکاري مهندسان مشاور ارگانيک تعيين خواهد گرديد، انتخاب خواهد شد، تا انجام پروژه به فوريت در برنامه چهارم ميسرشود.»(19)
دوسال بعد نظام الدين طه،استاندار وقت، وقتي اقدامات آتي خود ازجمله ايجاد بلوار ذوب آهن و ساخت بلوارهاي اطراف زاينده رود را به مردم مژده مي داد، قول داد: «به منظورحفظ پل هاي تاريخي و تأمين نياز صنايع و برقراري ترافيک منظم و صحيح»، اعتباري معادل 125ميليون ريال براي ساختمان دو تا سه پل بر روي زاينده رود در برنامه چهارم توسعه درنظر گرفته شده است.(20)
سال1349 که سي و سه پل و پل خواجو به وسيله وزارت فرهنگ و هنر درحال تعمير بودند،سنگيني ترافيک شهر مسئولان را به اهميتِ روزافزونِ يک پل ديگر توجه داد. روزنامه ي مجاهد نوشت:«وزارت فرهنگ و هنر که کار تعمير سي و سه پل را برعهده دارد، کف آن را برخواهد داشت و پس ازآهن کشي هاي لازم روي پل بتن ريزي مي شود.با بسته شدنِ اين پل به مدّت هشت ماه امر ترافيک شهر دچار اختلال خواهد شد.زيرا درحال حاضر پل خواجو نيز در دست تعمير است و وزارت فرهنگ و هنر مشغول تعويض سنگ فرش قسمت پياده رو و پله هاي آبشار پل مي باشد.»(21) روزنامه پس از ذکر اخبار فوق افزود: «باتوجه به ترافيک سنگين اصفهان، پل فلزي جوابگوي احتياجات مردم نيست و بايد دو پل جديد روي زاينده رود حتماً ساخته شود.»(22)
براي شهري که دو پروژه ي پُرسروصداي ملّي يعني ذوب آهن و دانشگاه صنعتي را پذيرا شده بود،علاوه بر آن باوجود نياز شديدي که ذکر آن رفت، دارا بودن چند پل جديد اجتناب ناپذير مي نمود. سرانجام سال بعد، در نهم آبان1350 در حضور مهندس رياضي، رئيس مجلس شوراي ملّي، و کيان پور،استانداراصفهان، مراسم کلنگ زني پل برگزار شد. در اين مراسم، بهمن رضانيا، شهردار اصفهان، طي گزارش مبسوطي از روند کار پروژه اعلام کرد: «در اواخر سال1340 ازنظرحفاظت پل هاي تاريخي و سهولت در امر ترافيک لزوم احداث پل جديد بر روي رودخانه زاينده رود احساس گرديد. ازسال41 تا اواسط47 آقايان استانداران وقت و نمايندگان اصفهان و شهرداران و اعضاي انجمن شهر جهت احداث پل پيگيري و پافشاري زيادي نمودند و چون مهندسان مشاور طرح جامع اصفهان احداث پل را لازم مي دانستند، لذامقرر شد که با کمک مالي سازمان برنامه، وزارت راه در اين مورد مطالعاتي انجام [دهد] و نسبت به ايجاد پل اقدام لازم [را] به عمل آورد.انجام اين کار مهم درسال48 ازطرف وزارت راه به عهده مهندسان مشاور «هگزا» محول [شد] و طرح مربوط ازطرف مهندسان مشاور مذکور تهيه و درسال49 براي تصويب نهايي و تأمين اعتبار به سازمان برنامه و شوراي عالي شهرسازي تقديم شد. اين طرح که شامل ايجاد پلي به طول5 /115متر و عرض 20متر در امتداد خيابان بزرگمهر بود، بالأخره با موافقت سازمان برنامه به مناقصه گذارده شد،و چون شرکت «رامتين» برنده شد،لذا در چنين روز فرخنده اي مقرر گرديد که اولين کلنگ ايجاد پل به زمين زده شود»(23) درهمين جلسه، نماينده وزارت راه هزينه ساخت پل را سي و هفت ميليون ريال اعلام کرد که مدّت 12ماه ساخته خواهد شد. پل بزرگمهر بنا بر شنيده ها درسال1354 افتتاح گرديد.

پي‌نوشت‌ها:
 

1. روزنامه ي سپنتا، سال اول، ش4، 11اسفند1322.
2. روزنامه ي سپنتا، ش14، 15خرداد1323.
3. روزنامه ي سپنتا، سال يکم، ش30، 14دي1323.
4.روزنامه ي سپنتا،سال دوم، ش60، 14اسفند1324.
5. روزنامه ي سپنتا، سال دوم، ش75، 6شهريور1325.
6. روزنامه ي سپنتا، سال دوم، ش84، 29آبان1325.
7. روزنامه ي اصفهان، سال چهارم، ش345، 30دي1325.
8. همان جا.
9. روزنامه ي سپنتا، سال دوم، ش107، 29مرداد1326.
10. روزنامه ي سپنتا، سال سوم، ش138، 8مهر1327.
11. روزنامه ي مجاهد، سال پنجم، ش156، 4دي1335.
12. روزنامه ي مجاهد، سال شش، ش213، 4دي1335.
13. روزنامه ي مجاهد، سال شش، ش263، 18تير1336.
14. نشريه شهرداري اصفهان، ش2، خرداد1338. گفتني است پل فلزي را مدّتي بعد پل محمدرضا شاه ناميدند.
15.سفارش نامه انجمن آثار ملّي، گردآورنده، سيدمحمد مصطفوي، 1344، بي جا.ص11.
16. روزنامه ي مجاهد، سال دهم، ش610.، آذر1340.
17. روزنامه ي مجاهد، سال يازدهم، ش612، 30آذر1340.
18. روزنامه ي مجاهد، سال هيجدهم، 5مرداد1346.
19.همان جا.
20. روزنامه ي مجاهد، سال بيستم، شش1011، 26تير1348.
21. روزنامه ي مجاهد، سال بيست و يکم، ش1058، 21خرداد1349.
22. همان جا.
23. روزنامه ي مجاهد، سال بيست و دوم، ش1130، 13آبان1350.
 

منبع:نشريه دانش نما ،شماره 162-161.
ادامه دارد...