0
ویژه نامه ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن کتابی است که حتی در زندگی انسانهای بزرگ غیر مسلمان تاریخ، ردپایی از آن به چشم می خورد. از آن جمله می توان به " موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس،اشاره کرد که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد و الهام بخش او در این راه بزرگ قرآن بود.
قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی
قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی


 





 
قرآن کتابی است که حتی در زندگی انسانهای بزرگ غیر مسلمان تاریخ، ردپایی از آن به چشم می خورد. از آن جمله می توان به " موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس،اشاره کرد که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد و الهام بخش او در این راه بزرگ قرآن بود.
مطالعه قرآن
یکی از منابع آگاهی بخش برای گاندی در مسیر این مبارزات، قرآن کریم بود. او می گفت : من عقیده دارم که تورات و انجیل و قرآن به میزان وداها (کتاب مقدس هندوان) الهامات الهی دارند و مقدس هستند. وی می افزاید: " من همان خدا را که در کتاب مقدس هندوان می شناسم، در قرآن هم می بینم.
شایان ذکر است ، گاندی مطالعه جدی پیرامون اسلام و قرآن را از سالهای جوانی، در دوران اقامت خویش در آفریقای جنوبی آغاز نمود و این کار تا اواخر عمر او به ویژه در خلوت زندانهای مکرری که داشت ، ادامه یافت .
" ویلیام شایرر" ، خبرنگار مشهور آمریکایی که مدتی با گاندی محشور بوده است ، می نویسد: « در جلسات نیایش غروب، گاندی وحضار، دست جمعی آیاتی از کتاب مقدس را زمزمه می کردند . ادعیه آنها تنها از کتاب مقدس هندو نبود ، بلکه آیاتی از قرآن نیز قرائت می شد. او نه تنها خود قرآن را به دقت مطالعه می نمود، بلکه دیگران را نیز تشویق می کرد این کتاب آسمانی را نیک بخوانند.
روزی که گاندی توسط یک هندوی افراطی ترور شد، دارایی اش تنها :
یک عینک، دوجفت کفش چرمی، یک قاشق چوبی، یک لنگ(که دور خود می بست)، دو کاسه چوبی، یک ساعت جیبی، یک نمکدان و کتب مقدس کلیه ادیان از جمله ،قرآن بود.
اصرار بر روزه
گاندی در زمان اقامت در آفریقای جنوبی، با دوستان جدیدی رو به رو شد که او را با اسلام آشنا کردند و در مبارزه و شکل دادن به زندگی اجتماعی جدیدش، نقش بسیار داشتند. وی در زندگینامه اش به روزگاری اشاره می کند که مدرسه ای داشت و کودکان و جوانانی از ادیان مختلف در آن تحصیل می کردند. در ادامه می نویسد: در ماه رمضان به مسلمانها گفتم حتما روزه بگیرند. خودم قصد روزه از صبح تا غروب را داشتم، و به مسلمانها، مسیحی ها ، هندوان و پارسی ها (زردتشتی های هند) گفتم در این امر با من همکاری کنند. برای آنها شرح دادم انسان باید در هر کاری که فردی به منظور خودداری و نگهداری نفس، انجام می دهد، شرکت کند. بسیاری از دوستان، از این پیشنهاد من حسن استقبال کردند.
مسلمانان برای صرف افطار تا غروب آفتاب و چند لحظه بعد از آن صبر می کردند، ولی دیگران که چنین نمی کردند، فرصت داشتند برای دوستان مسلمان غذاهای خوب تهیه کنند و سفره بچینند. نتیجه این تجربیات آن شد که عموم مردم به ارزش روزه گرفتن پی بردند و روحیه جدیدی به وجود آمد.
گاندی به این حد بسنده نکرد و حتی کار را به آنجا کشاند که در احترام به ماه رمضان، اعضای غیر مسلمان را نیز وادار نمود روزانه به خوردن یک وعده غذا، آن هم هنگام افطار در کنار مسلمانان، اکتفا نمایند.
گاندی روزه را به مثابه ابزار مهمی در مبارزه منفی می دانست. او روزه را با مراسم عبادی خاص همچون قرائت آیاتی از قرآن و انجیل و کتاب مقدس هندوان افطار می کرد.
مهاتما می گفت: از سیره شخص پیامبر اسلام آموخته که روزه انسان را به خدا متوکل می کند و راه را به سوی مکاشفه الهی می گشاید.

منبع:www.rahe-quran.ir
ارسال توسط کاربر محترم سایت : analytical




 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
تاریخ‌ های تولدساز و لشکر نوزاد‌های نارس!
تاریخ‌ های تولدساز و لشکر نوزاد‌های نارس!

تاریخ‌ های تولدساز و لشکر نوزاد‌های نارس!

اه ای خدا اه هی خدا چی میشه سرنوشتم/ سلحشور
اه ای خدا اه هی خدا چی میشه سرنوشتم/ سلحشور

اه ای خدا اه هی خدا چی میشه سرنوشتم/ سلحشور

تو خیمه هنوز من سرلشکرتم/ محمود کریمی
تو خیمه هنوز من سرلشکرتم/ محمود کریمی

تو خیمه هنوز من سرلشکرتم/ محمود کریمی

صدای ناله هاشون و شنید/ سیدمجید بنی فاطمه
صدای ناله هاشون و شنید/ سیدمجید بنی فاطمه

صدای ناله هاشون و شنید/ سیدمجید بنی فاطمه

این اولین محرم بدون تو/ مطیعی
این اولین محرم بدون تو/ مطیعی

این اولین محرم بدون تو/ مطیعی

اینکه از غم تو پیرم/ بنی فاطمه
اینکه از غم تو پیرم/ بنی فاطمه

اینکه از غم تو پیرم/ بنی فاطمه

وای من اگر خواهش من رد کنی ای یار/ کریمی
وای من اگر خواهش من رد کنی ای یار/ کریمی

وای من اگر خواهش من رد کنی ای یار/ کریمی

چه اضطراب و چه باکی ز آفتاب قیامت/ سلحشور
چه اضطراب و چه باکی ز آفتاب قیامت/ سلحشور

چه اضطراب و چه باکی ز آفتاب قیامت/ سلحشور

گریه همه عالم/ استاد قرائتی
گریه همه عالم/ استاد قرائتی

گریه همه عالم/ استاد قرائتی

بازاین شورش است/ استاد میرباقری
بازاین شورش است/ استاد میرباقری

بازاین شورش است/ استاد میرباقری

دل من تنگه واسه تو ای حریم باصفا کربلا/ مطیعی
دل من تنگه واسه تو ای حریم باصفا کربلا/ مطیعی

دل من تنگه واسه تو ای حریم باصفا کربلا/ مطیعی

یاران شتاب کنید قافله در راه است/ کریمی
یاران شتاب کنید قافله در راه است/ کریمی

یاران شتاب کنید قافله در راه است/ کریمی

حسین من آمده ام به کربلا/ نریمان پناهی
حسین من آمده ام به کربلا/ نریمان پناهی

حسین من آمده ام به کربلا/ نریمان پناهی

ثواب گریه/ علی صفایی حائری
ثواب گریه/ علی صفایی حائری

ثواب گریه/ علی صفایی حائری

میره کربلا توی این شبا/ مهدی رسولی
میره کربلا توی این شبا/ مهدی رسولی

میره کربلا توی این شبا/ مهدی رسولی

بس عزیز است برای همه کس خاطر تو/ کریمی
بس عزیز است برای همه کس خاطر تو/ کریمی

بس عزیز است برای همه کس خاطر تو/ کریمی

آورده ام دو هدیه برایت/ ارضی
آورده ام دو هدیه برایت/ ارضی

آورده ام دو هدیه برایت/ ارضی

اَشهَدُ اَنَّکَ تَشهَدُ مَقَامِی تَسمَعُ کَلامِی تَرُدُّ سَلامِی/ رسولی
اَشهَدُ اَنَّکَ تَشهَدُ مَقَامِی تَسمَعُ کَلامِی تَرُدُّ سَلامِی/ رسولی

اَشهَدُ اَنَّکَ تَشهَدُ مَقَامِی تَسمَعُ کَلامِی تَرُدُّ سَلامِی/ رسولی

سایه لطف تو کاش از سر ما کم نشود/ ارضی
سایه لطف تو کاش از سر ما کم نشود/ ارضی

سایه لطف تو کاش از سر ما کم نشود/ ارضی

عمریه هم نفسیم/ مطیعی
عمریه هم نفسیم/ مطیعی

عمریه هم نفسیم/ مطیعی

توی خیمه هنوز من سرلشکرتم/ کریمی
توی خیمه هنوز من سرلشکرتم/ کریمی

توی خیمه هنوز من سرلشکرتم/ کریمی