0
ویژه نامه ها

بایدهای اخلاقی در مدیریت

از جمله مواردی که یک مدیر را نمونه و موفق و در کارها پیروز می گرداند و در حوزه مدیریت نقش به سزایی ایفا می کند عنصری است که از آن به عنوان « اخلاق » یاد می شود. منظور ما از اخلاق ، منش ، روحیه ، شایستگی ، و شخصیت های اخلاقی ویژه ای است که همه افراد به ویژه مدیران و مسئولان باید آن را احراز نمایند.
بایدهای اخلاقی در مدیریت

بایدهای اخلاقی در مدیریت
بایدهای اخلاقی در مدیریت


 

نویسنده : روح اله نصر اصفهانی
منبع : اختصاصی راسخون




 

مقدمه
 

از جمله مواردی که یک مدیر را نمونه و موفق و در کارها پیروز می گرداند و در حوزه مدیریت نقش به سزایی ایفا می کند عنصری است که از آن به عنوان « اخلاق » یاد می شود. منظور ما از اخلاق ، منش ، روحیه ، شایستگی ، و شخصیت های اخلاقی ویژه ای است که همه افراد به ویژه مدیران و مسئولان باید آن را احراز نمایند.
موضوع اخلاق مدیریت عبارت است از : انسان مدبری که فضائلی همچون : پایداری ، سعه صدر ، صبر ، مشورت ، فروتنی ، حسن خلق و راستگویی و امانتداری و ...که هرچند برای همه ی انسان ها، در همه شرایط زندگی خوب و بایسته است لکن برای مدیران و مسئولان خوب تر و پسندیده تر است .
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله می فرمایند : « عدالت نیک است ولی برای زمامداران نیک تر است،سخاوت نیک است ولی برای اغنیاء نیکوتر است ، صبر نیک است ولی برای فقرا نیکوتر است ، توبه نیک است ولی برای جوان نیکوتر است ،شرم نیک است ولی برای زنان نیکوتر است » (1)
یکی از این رابطه ها ، مناسبت ها و موقعیت های مهم زندگی انسان ها ، موقعیت « مدیریت و مسئولیت » است بدین لحاظ ، توفیق درانجام وظایف و رسالت های آن ، نیازمند اخلاق ویژه است ، بنابراین در تعریف اخلاق مدیریت باید گفت : « اخلاق مدیریت عبارت است از ملکات نفسانی انسان ، از آن جهت که اداره ی امور جمعی از انسان ها را در نیل به اهداف معین ، عهده دار است »(2)
دراین تحقیق سعی شده است تا به استناد آیات قرآن کریم و روایاتی از سیره و سنت نبوی و خاندان مطهرش بعضی ازباید ها و نباید اخلاقی در مدیریت و مسئولیت را مرور نمائیم ، امید است همه ما بتوانیم اموری را که یاد آور می شویم در مدیریت و مسئولیت های فعلی و آینده مد نظر قرار دهیم .

چکیده
در این مقاله بر آن هستیم که آموزه های اخلاقی که یک مدیر و مسئول باید در برابر دیگران و در برابر کارها و مشکلات داشته باشد و می تواند آن را در کارها موفق گرداند را بیان کنیم ، از قبیل : استقامت و پایداری در برابر مشکلات و سختی ها ، حسن خلق و تواضع در برابر همکاران و مراجعه کننده ، مشورت جهت بهتر اجرا کردن کارها و ...
کلید واژه : مدیریت ، مدیر ، ابزار ، فضائل ، تواضع ، مشورت ، شورا و ....
 

بایدها و فضائل اخلاقی در مدیریت
 

الف : حسن خلق در مدیریت
 

یکی از ارکان اساسی سعادت و بهروزی در زندگی مادی و معنوی بشر ، محاسن و مکارم اخلاقی است . در پرتو محاسن اخلاقی و خلقیات حمیده ، شور و نشاط به کالبد زندگی دمیده شده و زندگی فردی و اجتماعی در مسیر تعالی و تکامل قرار گرفته و به کام انسان گوارا می گردد . تأثیر « عامل اخلاقی » در زندگی اقوام و ملت ها و پیروزی و شکست آنها تا جایی است که هرگاه محاسن و مکارم اخلاقی را مایه حیات انسانی قلمداد نمائیم مبالغه گویی نکرده ایم .
پایه گذاران نهضت اخلاقی را باید پیامبران بزرگ خدا دانست . زیرا آنها بودند که در طول تاریخ برای تربیت و سازندگی انسان ها ، ضوابط و اصول اخلاقی را ارائه دادند ، آنها آمدند تا نفوس انسان ها را از رذائل و اخلاق زشت و صفات حیوانی پاک و منزه سازند و فضائل و مکارم اخلاق را پرورش دهند . پیامبران آمدند تا به انسان ها درس خود سازی و تهذیب اخلاق را بیاموزند و در طریق کنترل و مهار کردن امیال و خواهش های نفسانی و اخلاق زشت یار و مددکارشان باشند . رسول گرامی صلی الله علیه و آله می فرمایند : « همانا من برای تکمیل والائی های اخلاق برانگیخته شده ام»(3)
رسول اکرم صلی الله علیه و آله به عنوان رهبر اسلام ، خوش خویی و حسن خلق را در حد کمال داشت تا جایی که از سوی خداوند مدال « إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيم‏ »(4) مفتخر گشت .
با تأمل در این آیه شریفه و اخلاق بسیار نیکوی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و جانشینان معصومش در می یابیم که خوش خویی از ضروریات اخلاق مدیریت در اسلام است و هرکسی که بهره بیشتری از آن داشته باشد به نبی مکرم صلی الله علیه و آله نزدیکتر است ، چرا که آن حضرت فرمودند : « اشبهکم بی احسنکم اخلاقا »(5)

آثار و برکات حسن خلق در مدیریت
 

آراستن قدرت مدیریت و مسئولیت به خوش خلقی و مکارم اخلاقی ، کاری مدبرانه است که دارای آثار و برکات فراوانی است که در اینجا با استناد به سخنان پیشوایان دین به بخشی از آنها می پردازیم :
1. حسن خلق همچون دژی پولادین از کیان مدیریت صیات می کند . امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند : « نیکو سیرتی زینت قدرت و دژ حکومت است »(6)
2. حسن خلق مایه تحکیم روابط اجتماعی بر پایه مهر و محبت می شود . پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند : « اخلاق نیک ، دوستی و محبت را تحکیم می بخشد »(7)
3. خوش خلقی موجب آسانی و پیشرفت در کارها است . امام علی علیه السلام می فرمایند: « کسی که خوشخو باشد ، راه ها ( ی پیشرفت ) برایش آسان می شود »(8)
4. حسن خلق مایه عزت و سربلندی است ، امام علی علیه السلام می فرمایند : «چه بسا عزیزی که اخلاق بد ، مایه ذلت او گشته و چه بسا ذلیلی که خوش اخلاقی او را به عزت رسانده است »(9)

ریشه های خوش خلقی
 

در پیدایش و استمرار نیک خویی و خوش اخلاقی عواملی چند مؤثر می باشند که از جمله آنها می توان به « ایمان کامل ، خردمندی و پاک سرشتی » اشاره نمود .

ب : صبر و پایداری مهمترین رمز موفقیت مدیران و مسئولان
 

« فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْت‏ »(10)
استقامت کن همانطور که بدان مأموریت یافته ای .
استقامت ، پایداری ، صبر و شکیبایی از مفاهیم ارزشمند اخلاق اسلامی و از عالی ترین و ارزنده ترین صفات انسان و از عوامل مهم رسیدن به موفقیت ، پیروزی ، سعادت و رستگاری است . افرادی که از این صفت ارزشمند بی بهره اند ، چه بسا کارهای مهم و مفیدی را با شور و اشتیاق آغاز می کنند ولی پس از برخورد با موانع و مشکلات تاب و توان خود را از دست داده و از ادامه فعالیت منصرف می شوند و به زودی خود را تسلیم شریط و حوادث می نمایند. ولی کسانی که دارای روحیه ی استقامت و پایداری هستند در فراز و نشیب های زندگی و در مواجهه با سختی ها ، مصائب ، حوادث و وقایع ، شجاعانه مقاومت نموده تا به اهداف خود نائل گردند .
اصولا فضایل اخلاقی دیگر، بدون استقامت و پایداری ارج و بهایی نخواهد داشت ، زیرا پشتوانه همه آن ها صبر و پایداری است . حضرت علی علیه السلام می فرمایند : « آدم با حوصله ، پیروزی را به چنگ خواهد آورد ولو بعد از یک زمان طولانی »(11)
صبر و استقامت یکی از شرایط امامت و رهبری است و شخصی که دارای چنینی روحیه و صفتی نباشد، شایسته مقام والای امامت و ولایت نیست ، قرآن کریم یکی از صفات برجسته پیامبران اولوالعزم را صبر، استقامت و تحمل دشواری ها درراه خدا می داند و به پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله می فرماید : «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل‏»(12) پایداری کن همچنان که پیامبران اولوالعزم پایداری کردند.
مدیریت از شئون امامت و رهبری بوده و بدون شک مدیران جامعه اسلامی باید متصف به روحیه مقاومت و پایداری باشند تا بخوبی بتوانند با فراز و نشیب ها و مشکلات و سختی های حوزه مدیریتی خود مقابله نموده و بر آن فائق آیند .
اگر استقامت و پایداری پیامبران الهی به ویژه پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله در مقابل ظلم و ستم قدرت طلبان و زور مداران دنیا طلب و جهالت بداندیشان و کج اندیشان و تکذیب، تضعیف ، تمسخر و استهزاء مخالفین نبود ، امروز دیگر نامی از خدا پرستی ، عدل و انصاف و انسانیت و دین مداری وجود نداشت ، اگر پیامبر صلی الله علیه و آله در مقابل اتهاماتی همچون کاهن ، مجنون، شاعر ، ساحر و کذاب متزلزل می شد و در امر تبلیغ دین خدا بی مهری ها را تحمل نمی کرد از اسلام و قرآن خبری نبود.
اگر استقامت و پایداری علماء و مجاهدان راه خدا و صبر و شکیبایی آنان در مقابل شکنجه ، آزار، محرومیت ، تبعید ، زندان و سیاه چال های مخوف ستمگران و مستکبران عالم نبود ، شاید در عصر نوین عشق به خدا ف قرآن و پیامبران و اولیاء الهی جرم نابخشودنی بود . اگر دفاع سلحشورانه و مجاهدت و ایثارگری رزمندگان اسلام در طول 8 سال دفاع مقدس و بردباری و استواری و صبر مادران و پدران شهداء و آزادگان و جانبازان نبود ، امروز شاهد مجد و عظمت و سربلندی اسلام و انقلاب اسلامی نبودیم ، اگر قاطعیت و درایت و استقامت حضرت امام خمینی (ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و مردم سخت کوش و دلاور کشورمان در مقابل زورگویی ها و زیاده خواهی استکبار جهانی نبود،امروز شاهد عزت و استقلال ایران اسلامی نبودیم .
برادران و خواهران گرامی امروز همه ما مأمور به انجام رسالتی هستیم که همه انبیاء و ائمه الهی و نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله بدان مأمور بودند، مأمورت حساس و سختی همچون حفاظت و پاسداری از اسلام و قرآن و ترویج و تبلیغ دین خدا و مقابله با توطئه های پیچیده دشمنان داخلی و خارجی ، و این میسر نیست مگر با تقویت روحیه ی پایداری و استقامت در آحاد امت اسلامی ، همان روحیه ای که از اول بوده و باید تا آخر باقی بماند تا فتح و نصرت الهی شامل حال ما شود .
مقام معظم رهبری می فرمایند : « امروز ما احتیاج با هستقامت داریم ، ما هم از یک طرف ، جاذبه های زندگی رنگارنگ ، دل ها و هوس های ما را برمی انگیزد ، در دوران انقلاب ، چقدر آدم ها دیدیم که دلها و اعتقادهای خوبی داشتند ، اما در مقابل راحت طلبی ، شهوت ، قدرت و مقام و تعریف این و آن و تهدید دشمن طاقت نیاوردند به یک طرف لغزیدند و به معارضان و احیانا معاندان راه خدا تبدیل شدند. بنابراین ایستادگی لازم است . در مقابل دشمن هم ایستادگی لازم است .دشمن تهدید می کند، وعده و وعید می دهد ..... استقامت کردن در مقابل فریب ها و تهدیدهای دشمن هنر بزرگی است اگر یک ملت این هنر را داشته باشد ، آن وقت به قلّه می رسد ، به جایی که دیگر دشمن فایده ای در تهدید نمی بیند و مجبور است با او بسازد یا در مقابل آن تسلیم شود »(13)

ج : تواضع و فرتنی زینت مدیریت و مسئولیت
 

تواضع ، آن شکسته نفسی است که مانع از بهتر دانستن خود از دیگری می شود.(14) و نیز به معنای آن است که انسان ، خود را از کسانی که در جاه و مقام از او پایین ترند ، برتر نداند و نیز به معنای شکسته نفسی و افتادگی امده است که آدمی خود را از دیگران بالاتر نبیند .(15)
یکی از برجستگی های اخلاقی که قرآن کریم در وصف بندگان خدا بیان کرده ، رفتار متواضعانه ی آنان است « وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاما »(16) بندگان خدای رحمان کسانی هستند که با تواضع روی زمین راه می روند و چون نادانان خطابشان کنند سخن نرم و مسالمت جویانه گویند.
خداوند بزرگ ، تواضع را در ردیف اولین دستورهای خویش به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرار داده ، می فرماید : « وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبينَ *وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنين‏ »(17) نخست خویشان و نزدیکان را از (خدا) بترسان ، آنگاه در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی می کند ، فروتنی کن .
انسان های متواضع به مثابه درختان پرباری هستند که به هر مقدار که میوه ی زیادی آورند افتادگی و تواضعشان بیشتر می شود ، بعنوان مثال پیامبران الهی و ائمه معصومین علیهم السلام که از نظر علم و فضیلت ، سخاوت و شجاعت ، عصمت و عدالت و مجموعه ی خصلت های ارزشمند معنوی ، سرآمد همهی انسان های جهان می باشند ، در تواضع و فروتنی نیز به همان مقدار ازدیگران جلوتر قرار دارند . زندگی پر افتخار پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله بهترین گواه براین مدعاست ، شخصیتی که از طریق وحی با ذات اقدس حق ارتباط دارد و پیام آور خداوند است ، مدیریت و فرماندهی سپاه ، امامت جمعه و جماعت ، مرجع حل و فصل امور ، ملجأ بی پناهان و بسیاری از مسئولیت های دیگر سیاسی و اجتماعی را برعهده داشت ، در همان حال پدری مهربان در خانه ، شوهری دلسوز برای همسر ، همکاری پرتلاش در محیط خانه و همنشینی با صفا با محرومان نیز بود .
در نظام اداری و تشکیلاتی اسلام ، کسی که بعنوان مدیر و مسئول در رأس یک مجموعه قرار می گیرد و از نظر اجتماعی دارای موقعیتی بالا می باشد ، باید به همان اندازه فروتنی اش بیشتر باشد چنانکه سعدی شیرازی در مورد تواضع این گونه سروده است :
یکی قطره باران ، ز ابری چکید
خجل شد ، چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست ، من کیستم
گر او هست ، حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید
صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش بجایی رسانید ، کار
که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت ، کو پست شد
در نیستی کوفت ، تا هست شد
تواضع کند هوشمند گزین
نهد شاخ پرمیوه ، سر بر زمین .(18)

آثار تواضع
 

برخورد های متواضعانه در کل جامعه به ویژه در حوزه های مدیریتی و مسئولیتی دارای آـثار و فواید گرانقدر است که می تواند مدیر را در نیل به اهداف مورد نظر یارینماید .
ما در اینجا با استفاده از سخنان گهربار معصومین علیهم السلام ، تنها به بخشی از برکات تواضع در حوزه مدیریت اشاره می کنیم :
1. تواضع مایه سربلندی و نزول رحمت الهی است ، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند : « ان التواضع لایرید العبد الّا رفعه فتواضعوا یرحمکم الله »(19) فروتنی جز به سربلندی بنده نیفزاید ، پس تواضع کنید ، خدایتان شما را رحمت کند.
2. تواضع نردبان شرافت است ، امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرمایند: « التواضع سلم الشرف »(20) فروتنی نردبان شرافت و بزرگی است .
3. تواضع محبت آور است ، امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرمایند:« ثمره التواضع المحبه »(21)

د : مشورت ، کلید موفقیت در تصمیمات
 

بطور قطع و یقین پیشرفت و توسعه هر جامعه و کشوری منوط به بهره مندی از عقل و خرد جمعی است ، اگر نگاهی اجمالی به علل و عوامل عقب ماندگی کشورهای توسعه نیافته بیفکنیم ، شاید به جرأت بتوان گفت یکی از علل اصلی آن سلطه انسان های مستبد و بی کفایت و عدم بهره برداری از ساز و کار های عقل جمعی و مدیریت مشورتی است . در آموزه های دینی ، پدیده ی جماعت و شوری حکایت از واقعیتی عینی دارد که : « مردم در وصرت تشکل جمعی برای تحقق اهداف معقول می توانند از فهم ، عقل و وجدان یکدیگر بهره برداری کنند و هر یک از آنان کتابی گشوده در مقابل دیدگان دیگری باشند ، اجتماع و تفاهم انسانی کمترین نتیجه ای که در بر دارد ، آن است که نتیجه تفکررا به تصاعد حسابی و گاه هندسی ارتقاء می بخشد . اصل شوری ، نعمت بزرگ خداوند برای انسان ها است ، آنان را به خود متکی می سازد و از داشتن استعدادها و امکانات و نیروهای سازنده آگاه می نماید و ایشان را به اصل تفاهم و ایجاد هماهنگی درزندگی قادر می نماید . خداوند یا ابن اصل مشورت ، اثبات می کند که این موجود شایستگی زندگی، مستند به عقل و شعور را دارا می باشد»(22)
خداوند متعال در قرآن کریم شوری را مبنای اصلی سلوک و رفتار متقابل مردم دانسته و آن را یکی از خصائص برجسته ی مؤمنان و در ردیف اطاعت از امر خدا و برپاداشتن نماز قرار داده است ، تا بدین ترتیب راه خیره سری ، خود محوری و استبداد بر روی افراد بسته شود و با تعامل افکار و تضارب اندیشه ها هم زمینه ی تفاهم و ایجاد امنیت خاطر بین افراد فراهم آید و هم این که بهترین و مناسب ترین تدبیر اتخاذ گردد .
حتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله علیرغم داشتن مراتب مطلق عقل و اندیشه و متکی بودن به وحی الهی ، موظف به مشورت با اطرافیان خود گردیده است تا بدین صورت سایر زمامداران و مدیران و مسئولان به مقام شامخ او تأسی جویند و خشونت ، سخت دلی و استبداد را از ذهن خود بزدایند و رابطه ای توأم با نرمش و عطوفت را با مردم داشته باشند .
در روایت آمده است که : « .... ما رأیت احدا ن الناس اکثر مشوره لاصحابه من رسول الله »(23) هیچ کس را ندیدم که با اصحاب خود بیشتر از رسول خدا با اصحابش مشورت کند .
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در کلیه ی مسائل سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، نظامی و..... با اصحاب و یاران خود به مشورت می پرداختند که از جمله می توان به تشکیل شورای نظامی بدر ، احد ، تبوک ، فتح مکه و ...... اشاره نمود .
در اهمیت شوری و مشورت همین بس که در قرآن سوره ای به نام « شورا » نامگذاری شده است و روایات زیادی از ائمه معصومین علیهم السلام دررابطه با آثار ، اهمیت ، جایگاه و ضرورت مشورت بیان گردیده است که در اینجا به تعدادی از آنها اساره می کنیم :
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: « لایفعلن احدکم امرا حتی یستشیر »(24)هرگز هیچ یک از شما کاری انجام ندهد مگر آن که مشورت کند .
حضرت علی علیه السلام می فرمایند : « لایستغنی العاقل عن المشاوره »(25) انسان عاقل هرگز خود را از مشورت بی نیاز نمی بیند .
به طور کلی ائمه معصومین علیهم السلام درروایات زیادی شورا را مطمئن ترین پشتیبان دانسته و کاربست آن را برای نیل به بهترین و صحیح ترین راه و جلوگیری از اشتباه و خطا تأکید نموده و استبداد رأی را موجب هلاکت ، لغزش و عدم سعادت و بهرورزی فرد و جامعه دانسته اند.

ه : سعه صدر ، مهمترین ابزار مدیریت
 

مدیران و مسئولان در مقام و جایگاه مدیریت همانند همهی کارها ، نیازمند به ابزار و وسایلی می باشند که باید بواسطه آن ابزار، اعمال مدیریت کنند .مدیرانی که از ابزار و وسایل لازم برخوردار نباشند ، همچون مرغان بی بال و پری هستند که هرگز قادر به پریدن نمی باشند ، یکی از مهمترین و ضروری ترین ابزارهای اعمال مدیریت شرح صدر می باشد . مولای متقیان علی علیه السلام می فرمایند : « آله الریاسه سعه الصدر »(26) ابزار ریاست ، سعه صدر است .
علامه طباطبائی می نویسد : « مراد از شرح صدر پیامبر صلی الله علیه و آله فراخی سینه اوست ، بگونه ای که از یک سو وسعت و توان دریافت وحی و رسالت الهی را داشته باشد و از وسی دیگر ، مصیبت ها ، سختی ها و اذیت در راه خدا را تاب آورد و به عبارت دیگر ، جان مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله ، آمادگی کافی برای دریافت فیض الهی را داشته باشد »(27)
از دیدگاه قرآن « شرح صدر » مایه ی هدایت و « ضیق صدر » عامل گمراهی انسان است و خداوند هر کس را که بخواهد هدایت کند سینه اش را برای پذیرش حق گشاده می سازد و آن کس را که بخواهد گمراه نماید ، سینه ی جانش را تنگ می گرداند تا قدرت و توانایی رسیدن به قله کمال را نداشته باشد .« فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجا .... »(28) پس هر كس را كه خدا بخواهد هدايت كند سينه‏اش براى پذيرش و تسليم شدن وسعت مى‏دهد و هر كه را بخواهد اضلال كند، سينه‏اش را تنگ و تنگتر مى‏كند ....
مدیر و مسئولی که شرح صدر نداشته باشد ، هرگز قادر به انجام مسئولیت نیست ، زیرا مدیریت توان مخصوص می خواهد ، توانی که بتواند کارها را در حوزه ی مسئولی بر محور حق هماهنگ سازد و سنگینی های ناشی از مدیریت او را از پای در نیاورد .

نتیجه گیری
 

از مطالبی که بیان کردیم به این نتیجه می رسیم که مدیر و مسئولی که در سازمان ها و اداره جات در حال خدمت رسانی هستند با توکل بر خدا و استقامت و پایداری می توانند بسیاری از مشکلات اداره یا سازمان مربوطه خود را حل و همچنین با مشورت و شرح صدر در برابر تمام مشکلات پیروز از میدان به در آیند و با استفاده از حسن خلق در برابر ارباب رجوع مشکلات آنها را در حد توان حل و به آنها آرامش بخشند . ان شاءالله که با توکل بر خداوند همیشه در برابر مشکلات پیروز باشند .

پي‌نوشت‌ها:
 

. نهج الفصاحه ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، چاپ نهم ، ص 434 .
2 . واثقی ، قاسم ، درس هاییی از اخلاق مدیریت ، ص 24 .
3 . به نقل از نور الثقلین ، ج 5 ، ص 392 ، انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق .
4. سوره قلم ، آیه 4.
5 . بحارالانوار، ج 71، ص 387.
6 . به نقل از غرر الحکم ، ج 3 ، ص 391 .
7 .بحار الانوار ، ج 77، ص 148.
8 . به نقل از غررالحکم ، ج 5 ، ص 451.
9 . به نقل از سفینه البحار ماده خلق .
10 . سوره هود ، آیه 112.
11 . کل مطلب بر گرفته از ،شعبان آقاجانی ، استقامت رمز موفقیت مران بزرگ ، ص 171 .
12 . سوره احقاف ، آیه 35 .
13 . برگرفته از قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری از سایت ایشان .
14 . ملااحمد ، نراقی ، جامع السعادات ، ج 1، ص 394.
15 . علی اصغر ، الهامی نیا ، اخلاق فرماندهی و مدیریت ، ص 51 ، بنقل از لغت نامه دهخدا .
16 . سوره ی فرقان، آیه 63.
17 . سوره ی شعرا، آیات 215-214 .
18 . بر گرفته از گلستان سعدی
19 . جامع السعادات ، ج 1 ، ص 396 .
20 . شرح غررالحکم ، ج 1 ، ص 263.
21 . همان ، ص 327.
22 . محمد تقی ف جعفری، شورا ها کتاب نقد ، شماره 8 ، ص 292-298 .
23 . بر گرفته از کتاب شوری در قرآن و حدیث ، ص 59 .
24 . طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن .
25 . غررالحکم و دررالکلم ص 441 .
26 . شرح نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، حکمت 167.
27 . طباطبائی ، محمد حسین ، تفسیر المیزان ، ج 2 ، ص 304 .
28 . سوره ی انعام ، آیه 125 .
 

منابع
* قرآن کریم
1. تقوی دامغانی ، سید رضا ، نگرشی بر مدیریت اسلامی ، چاپ سوم ، تهران ، 1380، ص 118 .
2. واثقی ، قاسم ، درس هایی از اخلاق مدیریت ، تهران ، 1380، ص 24 .
3. الهامی نیا ، علی اصغر ، سیره اخلاقی - تربیتی امام خمینی ، بی جا ، 1381، ص 211 .
4. آقا جانی ، شعبان ، اشتقامت رمز موفقیت مردان بزرگ ، قم ، 1382 ، ص 171.
5. الهامی نیا ، علی اصغر ، اخلاق فرماندهی و مدیریت ، بی جا ، بی تا ، ص 51.
6. نرم افزار علوم اسلامی : گنجینه روایات نور.




 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
تاریخ‌ های تولدساز و لشکر نوزاد‌های نارس!
تاریخ‌ های تولدساز و لشکر نوزاد‌های نارس!

تاریخ‌ های تولدساز و لشکر نوزاد‌های نارس!

اه ای خدا اه هی خدا چی میشه سرنوشتم/ سلحشور
اه ای خدا اه هی خدا چی میشه سرنوشتم/ سلحشور

اه ای خدا اه هی خدا چی میشه سرنوشتم/ سلحشور

تو خیمه هنوز من سرلشکرتم/ محمود کریمی
تو خیمه هنوز من سرلشکرتم/ محمود کریمی

تو خیمه هنوز من سرلشکرتم/ محمود کریمی

صدای ناله هاشون و شنید/ سیدمجید بنی فاطمه
صدای ناله هاشون و شنید/ سیدمجید بنی فاطمه

صدای ناله هاشون و شنید/ سیدمجید بنی فاطمه

این اولین محرم بدون تو/ مطیعی
این اولین محرم بدون تو/ مطیعی

این اولین محرم بدون تو/ مطیعی

اینکه از غم تو پیرم/ بنی فاطمه
اینکه از غم تو پیرم/ بنی فاطمه

اینکه از غم تو پیرم/ بنی فاطمه

وای من اگر خواهش من رد کنی ای یار/ کریمی
وای من اگر خواهش من رد کنی ای یار/ کریمی

وای من اگر خواهش من رد کنی ای یار/ کریمی

چه اضطراب و چه باکی ز آفتاب قیامت/ سلحشور
چه اضطراب و چه باکی ز آفتاب قیامت/ سلحشور

چه اضطراب و چه باکی ز آفتاب قیامت/ سلحشور

گریه همه عالم/ استاد قرائتی
گریه همه عالم/ استاد قرائتی

گریه همه عالم/ استاد قرائتی

بازاین شورش است/ استاد میرباقری
بازاین شورش است/ استاد میرباقری

بازاین شورش است/ استاد میرباقری

دل من تنگه واسه تو ای حریم باصفا کربلا/ مطیعی
دل من تنگه واسه تو ای حریم باصفا کربلا/ مطیعی

دل من تنگه واسه تو ای حریم باصفا کربلا/ مطیعی

یاران شتاب کنید قافله در راه است/ کریمی
یاران شتاب کنید قافله در راه است/ کریمی

یاران شتاب کنید قافله در راه است/ کریمی

حسین من آمده ام به کربلا/ نریمان پناهی
حسین من آمده ام به کربلا/ نریمان پناهی

حسین من آمده ام به کربلا/ نریمان پناهی

ثواب گریه/ علی صفایی حائری
ثواب گریه/ علی صفایی حائری

ثواب گریه/ علی صفایی حائری

میره کربلا توی این شبا/ مهدی رسولی
میره کربلا توی این شبا/ مهدی رسولی

میره کربلا توی این شبا/ مهدی رسولی

بس عزیز است برای همه کس خاطر تو/ کریمی
بس عزیز است برای همه کس خاطر تو/ کریمی

بس عزیز است برای همه کس خاطر تو/ کریمی

آورده ام دو هدیه برایت/ ارضی
آورده ام دو هدیه برایت/ ارضی

آورده ام دو هدیه برایت/ ارضی

اَشهَدُ اَنَّکَ تَشهَدُ مَقَامِی تَسمَعُ کَلامِی تَرُدُّ سَلامِی/ رسولی
اَشهَدُ اَنَّکَ تَشهَدُ مَقَامِی تَسمَعُ کَلامِی تَرُدُّ سَلامِی/ رسولی

اَشهَدُ اَنَّکَ تَشهَدُ مَقَامِی تَسمَعُ کَلامِی تَرُدُّ سَلامِی/ رسولی

سایه لطف تو کاش از سر ما کم نشود/ ارضی
سایه لطف تو کاش از سر ما کم نشود/ ارضی

سایه لطف تو کاش از سر ما کم نشود/ ارضی

عمریه هم نفسیم/ مطیعی
عمریه هم نفسیم/ مطیعی

عمریه هم نفسیم/ مطیعی

توی خیمه هنوز من سرلشکرتم/ کریمی
توی خیمه هنوز من سرلشکرتم/ کریمی

توی خیمه هنوز من سرلشکرتم/ کریمی