0
ویژه نامه ها

ادب برابر خدا ؛ روش الگويي پيامبران اولوا العزم به هنگام دعا (1)

در اين تحقيق ، يکي از بهترين روش هاي تربيتي ، يعني روش الگويي مورد بررسي قرار گرفته است . اين روش در رفتار انبياي اولوا العزم در برابر خداوند منان به هنگام گفت و گو ، درخواست و دعا به پيشگاه حضرت حق مورد دقت قرار گرفته است تا همه بهترين سبک گفت و گو ، بهترين نوع سخن در برابر خدا را از اين الگوهاي معصوم عليه السلام درس بگيرند . در ابتدا ، ضمن بحث کوتاهي درباره الگو ، به ادب حضرت نوح عليه السلام
ادب برابر خدا ؛ روش الگويي پيامبران اولوا العزم به هنگام دعا (1)

ادب برابر خدا ؛ روش الگويي پيامبران اولوا العزم به هنگام دعا (1)
ادب برابر خدا ؛ روش الگويي پيامبران اولوا العزم به هنگام دعا (1)


 

نويسنده: علي حسين زاده *




 

چکيده
 

در اين تحقيق ، يکي از بهترين روش هاي تربيتي ، يعني روش الگويي مورد بررسي قرار گرفته است . اين روش در رفتار انبياي اولوا العزم در برابر خداوند منان به هنگام گفت و گو ، درخواست و دعا به پيشگاه حضرت حق مورد دقت قرار گرفته است تا همه بهترين سبک گفت و گو ، بهترين نوع سخن در برابر خدا را از اين الگوهاي معصوم عليه السلام درس بگيرند . در ابتدا ، ضمن بحث کوتاهي درباره الگو ، به ادب حضرت نوح عليه السلام ، ابراهيم عليه السلام ، موسي عليه السلام ، عيسي عليه السلام و حضرت محمد صلي الله عليه و آله پرداخته ايم . با روش تحليل محتوا ، نوع خطاب ، افعال قابل استناد به خدا ، خواسته هاي اصلي و عناوين برگزيده براي هر دعا ، در اين پژوهش مورد بررسي قرار گرفته است .
کليد واژه ها : دعا ، دعوت ، ادب ، روش الگوي پيامبران اولوا العزم .

مقدمه
 

يکي از موثرترين شيوه هاي تربيتي روش الگويي است . نقشي که انبيا در تبليغ و دعوت اين ايفا مي کردند ، فراتر از ابلاغ صرف پيام به مردم بوده است ، آيات شريف قرآن نشان مي دهد که انبيا تنها به فکر ابلاغ پيام به مردم نبودند ، بلکه در راستاي دعوت خويش همه تلاش خود را براي تغيير رفتار مردم به کار مي بستند . حضرت نوح عليه السلام در طول ايام تبليغ خود ، با رساندن پيام به چشم و گوش مردم ، وظيفه تبليغي خود را پايان يافته نديد ، پس از آن همه سخنتي و مشقتي که تحمل کرد و تاثير چنداني بر قوم خود نيافت ، از خداوند متعال چاره جويي کرد . وي از خدا خواست روشي بيابد تا دعوتش در دل مردم نفوذ کند عرض کرد: پروردگارا ، اين ها مرا نافرماني کردند و به دنبال کسي رفتند که ازدياد مال و اولادش جز زيان به بار نمي آورد . اين ها بسياري را گمراه کردند . خدايا ، چه کنم تا دعوتم بر دل آنها اثر کند و در جامعه معصيتي صورت نگيرد و بتي پرستش نشود . خداي من ، اگر اين ها را رها کني ، بندگانت را گمراه مي کنند و فرزنداني ستمکار به دنيا مي آورند (نوح : 21) .
اين تنها به حضرت نوح عليه السلام اختصاص ندارد ، بلکه ساير انبياي اولوا العزم نيز خواستار تغييري در درون مردم بودند .
شهيد مطهري مي فرمايد :
ممکن است افرادي بپرسند ، چرا قرآن اين همه ، امر دعوت را کار دشواري تلقي کرده است ؟ همه پيام رساني ها اين قدر مشکل نيست . پس بايد انواع آن را بررسي کنيم ابلاغ در يک مرتبه فقط ابلاغ به حس است . بديهي است اين پيام رساني ، کار آساني است . ولي آيا پيامبران که ابلاغ مبين دارند ، وظيفه آنها فقط اين است که مطلب را به گوش مردم برسانند ؟ چنين نيست ، بلکه بالاتر از ابلاغ به حس و ابلاغ به چشم يا گوش ، ابلاغ به عقل و فکر است ؛ يعني مطلب را بايد طوري بيان کنند تا در عقل نفوذ کند . عقل دروازه اش بسته است و جز با ابزار و مرکب برهان و استدلال و به تعبير قرآن ، حکمت ، پيامي را در خود نمي پذيرد . حال آيا ابلاغ به عقل کافي است ؟ نه ، اين مرحله اول است . پيام الهي گذشته از اين که در عقل بايد نفوذ کند ؛ بايد در دل ها نفوذ کند ؛ يعني بايد در عمق روح بشر وارد شود و تمام احساسات او ، يعني تمام وجودش را در اختيار بگيرد . به همين جهت ، پيامبرانند که مي توانند بشر را در راه حقيقت به حرکت درآورند . پس پيغمبران گذشته از اين که پيام خودشان را به عقل مردم مي رسانند ، کار بزرگتري مي کنند که پيام را به دل مي رسانند.(1)
اين نوع ابلاغ به بيش از انذار و تبشير نيازمند است . معناي جمله « ما ارسلناک الا مبشراً و نذيراً » اين است که تو در قبال عمل زشت مردم تقصيري نداري . به همين دليل ، سخن برخي از مفسران (2) که گفته اند : « مراد اين است که ما تو را تنها مبشر مومنين و منذر کافرين فرستاده ايم ، پس ديگر درباره ايمان نياوردن کفار غم مخور » (3 ) صحيح نيست .
رساندن پيام به عمق وجود انسان ها به گونه اي که آثارش در رفتار آنها جلوه کند ، اهميت روش الگويي را بيشتر روشن مي کند ، الگوها در تعيين رفتار مطلوب نقش فراواني دارند ؛ چرا که مردم به دنبال اين هستند که به صورت کاربردي براي بروز حالت هاي دروني ، رفتار مناسبي را ببينند تا به انجام آن ، پاسخ مثبتي به گرايش هاي خود داده باشند .

واژه الگو
 

واژه الگو ، به معناي روبر ، مدل ، سرمشق ، مقتدا ، اسوه ، قدوه ، مثال و نمونه است . (4)در ميان معاني ذکر شده ، مقتدا ، اسوه و قدوه مختص انسان است ، معناي مشترکي که براي اين سه وجود دارد ، عبارت است از فردي که به لحاظ ويژگي ها و خصوصياتش ، صلاحيت يافته تا ديگران از او تبعيت و پيروي نمايند . گر چه واژه الگو ، به انسان نمونه اختصاص ندارد ، شامل ساير موجودات نمونه نيز مي شود . اما با توجه به اين که در اصطلاح روان شناسي و علوم تربيتي ، معولاً واژه « الگو » براي انسان نمونه استعمال مي شود ، همين واژه را البته با توجه به معناي خاص آن به کار مي بريم .
در روان شناسي ، اصطلاحات Socil learning , Observation lerning , Modeling با اين شيوه مناسب دارد « Modling » ، يک فن رفتار درماني است که براي تغيير رفتار ، ضمن يادگيري ادراکي و با فرصت و امکان دادن به فرد ، که از يکي تقليد کند ، به کار مي رود . همچنين تعريف « روش و شيوه انتخاب از الگوهاي رفتار بدني و کلامي مشهود ، الگوهاي خاص رفتار براي تقليد » براي اصطلاح (Modling) مطرح است . (Observation) 5 learning نيز به تغيير نسبتاً مدام در رفتار ، که قسمت عمده اش نتيجه مشاهده رفتار ديگري است ، اطلاق شده است .(6)
با توجه به نقش مهم مشاهده و الگو در يادگيري ، نظريه يادگيري اجتماعي شکل گرفت . بر مبناي اين نظريه ، که بر نقش مشاهده ، تقليد و الگوبرداري از رفتارهاي مشاهده شده در ديگران مبتني است ، شخص مي تواند با مشاهده ديگران ، از يادگيري بهره مند شود .
در بحث الگو در قرآن مجيد ، نه تنها ما به دنبال تغيير و تعديل رفتار ، بلکه به دنبال اصلاح نگرش ها و انگيزه ها نيز هستيم . از سوي ديگر ، تبعيت از الگوها به طور صحيح و آگاهانه ، مطلوب است و انسان ها از تقليدهاي نا آگاهانه و کورکورانه برحذر داشته شده اند . با توجه به آن چه بيان شد ، روش الگويي در قرآن مجيد را مي توان چنين تعريف کرد : ارائه رفتار مطلوب از طريق نقل سرگذشت پيشنيان تا دعوتي عملي براي مردم جهت به کمال رساندن استعدادهاي دروني باشد . اسوه هاي بشري و نمونه هاي متصل به وادي ربوبيت ، انسان هايي هستند که به لحاظ استعدادهاي و ويژگي ها و منش و شخصيت برتر ، قابل تحسين خود ، توجه ديگران را به خويش جلب مي نمايند . آنان را وادار به پيروي و تبعيت از خود مي کنند ؛ چرا که ايشان در برخورداري از کمالات انساني و تزين به اخلاق و فضايل ، سرآمد ديگران هستند .
در علوم تربيتي ، يکي از اصطلاحات بسيار رايج ، « مدل رفتار » يا الگوي رفتار است که مراد از آن ، طرح و مجموعه رفتاري است که شخصي آن را دارا است .(7) الگو از سويي به طرح ها و برنامه هاي گوناگون ، اعم از تربيتي ، اجتماعي ، اقتصادي يا سياسي گفته مي شود و از سوي ديگر ، به نمونه هاي عيني و خارجي يک طرح عملي و يا اجتماعي ، اقتصادي ، اخلاقي يا مذهبي ، اطلاق مي گردد . کاربرد آن در هر دو مورد بسيار است . در علوم اجتماعي pattern معناي مدل ، گونه و هنجار از آن برمي آيد . الگو ، چيز شکل گرفته در يک گروه اجتماعي است ، به اين منظور که به عنوان مدل يا راهنماي عمل در رفتارهاي اجتماعي به کار آيد .( 8)
از نگاه کارکردي و رواني - اجتماعي بايد گفت : الگوها آن شيوه هاي زندگي هستند که از صوري فرهنگي منشا مي گيرند . افراد به هنگام عمل به طور طبيعي با اين الگوها سروکار دارند و اعمالشان با آنها تطابق مي يابد . انسان ها از طريق آموزش و جذب ، در يک فرهنگ خاص شبکه اي از عادات و واکنش هايي کسب مي کنند که موجب تطابق آنان با شيوه هاي کلي رفتار گروه باشد .( 9 ) الگو پذيري ، تقليد و تربيت ، مفاهيمي مرتبط و نزديک به هم مي باشند . هر سه مفهوم در روان شناسي از جايگاه ويژه اي برخوردارند . الگو پذيري زمينه و مقدمه لازم براي تقليد است ، تقليد هم يکي از سازکارهايي است که تربيت از طريق آن صورت مي پذيرد .
قهرمان جويي يا قهرمان پرستي يکي از جلوه هاي رواني است که در سرشت اوليه بشر نهاده شده است . بشر همواره در پي گمشده اي جستجو مي کند ، در تکاپو و تلاپوي قهرماني پر شکوه و جلال و پيشوايي درخور ستايش است : « قهرمان پرستي را اصولاً يکي از تجليات اصيل رواني انسان دانسته اند که در فطرت و نهاد انسان حضوري بارز دارد . » (10) قهرمان ، انساني است ممتاز که در نظر جستجوگر و انتخاب گر خويش ، از صفات ويژه يک انسان متعالي ، دوست داشتني و شايسته تقليد و پيروي ، بهره دارد . امتياز ، ويژگي ، کمال ، بايستگي و شايستگي قهرمان ، ممکن است در يک جهت يا در جهات گوناگون باشد . الگو در جوامع مختلف ، عامل مهمي در صلاح و فساد جامعه محسوب مي شود . مومنان همواره انبيا را تجسمي کامل از مکتب يافته اند . علاوه بر اين ، از گفتارشان درس آموخته اند ، آنها را قهرمان صحنه هاي مختلف مي دانسته اند و به آنان تاسي مي جسته اند . با نگاهي گذرا به قرآن ، به اسوه هاي متعددي بر مي خوريم . حضرت يوسف عليه السلام اسوه ايستادگي در برابر شهوت است . حضرت ابراهيم عليه السلام قهرمان توحيد است . حضرت نوح عليه السلام قدوه مقاومت و پايداري است . حضرت يعقوب عليه السلام اسوه صبر و تحمل ، حضرت اسماعيل عليه السلام الگوي ايثار و حضرت خاتم صلي الله عليه و آله اسوه حسنه و مقتداي همه است . اين روش ، يکي از موثرترين شيوه هاي تربيت و تبليغ است .
« عملي ترين و پيروزمندانه ترين وسيله تربيت ، تربيت کردن با يک نمونه عملي و سرمشق زنده است . الگو به مردم عرضه مي شود تا هر کس به اندازه ظرفيت و استعدادش ، از آن شعله فروزان نور برگيرد . اسلام ، سرمشق دادن را بزرگترين وسيله تربيت مي داند . »(11) با توجه به اين که فضاي تعليم و تربيت زير پوشش عناصر گوناگوني قرار دارد که همه آنها مي تواند الگو پرداز و سرمشق ساز باشد ، با اين حال هيچ عنصري به اندازه مربي و معلم الگوسوز يا الگوساز نيستند . در رفتار و رهنمودهاي علمي و نظري معلمان و اصولاً مسئولان تعليم و تربيت مدارس ، به رفتار و افکار شاگردان چنان سازمان مي دهد که به صورت الگو و سرمشق زندگاني آنها درآيد . اگر معلمان ، فلسفه ، تعليم و تربيت مطلوب را که صرفاً متکي به مطالعات علمي و تحقيقات نظري نيست ، بازيابند ، متوجه مي گردند که ارزش هاي اخلاقي و انساني ، هم وزن با ارزش هاي علوم و يا برتر از آن است . هيچ جامعه اي نمي تواند به زندگاني و حيات اجتماعي خود ادامه دهد ، مگر آنگاه که مباني عمومي انسان و الگوهاي عالي را که سازنده عادات اخلاقي است ، شناسايي کرده ، خود را موظف به همگامي و هماهنگي با آنها بداند .(12)
امام صادق عليه السلام مي فرمايد : « مردم را با عمل دعوت کنيد ، نه با زبان »(13) همه حرکات ، سکنات ، اشاره ها و حتي واژه هايي که از سوي مربي ، معلم و مبلغ در خلال انجام وظيفه به کار مي رود ، به شدت در کودکان و نوجوانان اثر مي گذارد . خداوند در آيه شريفه 2 سوره صف مي فرمايد : « يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون . » بايد بين رفتار و گفتار ، همساني و همخواني وجود داشته باشد تا گفتار تاثير کند . اين دليلي است بر اهميت بيشتري که در تربيت الگويي است . بايد با الگو شدن عملي ، فضاي پر تفاهم و مناسبي در جامعه ايجاد کرد. در غير اين صورت جوانان جامعه ، با ديدن دوگانگي بين شعار و عمل ، بسيار سريع از مسئولان جامعه ، دل زده شده ، از آنها فاصله خواهند گرفت و ديگر نه تنها به سختي به اسوه ها و الگوهايي که مدعي دفاع از آنها هستند ، توجه مي کنند ، بلکه گرايش آنها به قطب مخالف ، خود به خود تسهيل مي شود . اين مطلب ، نشان دهنده اين نکته است که روش الگويي يکي از موثرترين روش هاي تاثير گذاري است . اگر بزرگان جامعه اي صرفاً بر شعار تکيه کنند عمل آنها همان شعارشان باشد ، فرهنگ غالب بر افکار و رفتار عموم مردم ، شعار صرف خواهد شد . بنابراين ، اگر مي خواهيم مردمي را به رفتاري مناسب بکشانيم ، بايد نه تنها با گفتار ، بلکه با عمل ، آنان را دعوت کنيم . حال تربيت الگويي را در ادب انبياي اولوا العزم در برابر خدا در قرآن را بررسي مي کنيم .
ادب هيات زيبا و پسنديده اي است که طبع و سليقه هر مومني ، سزاوار مي داند هر عملي را مطابق آن انجام دهد .

1 . ادب حضرت نوح عليه السلام
 

يکي از آدابي که حضرت نوح عليه السلام در محاوره با قوم خود رعايت مي فرمودند ، ادب در ثناي الهي بود . اين يکي از مصاديق تبليغ عملي است . از نظر مرحوم علامه طباطبايي ، اين نوع ادب در قرآن بسيار زياد است . دست کمي از تبليغ قولي ندارد ، بلکه موثرتر از آن است .( 14)
خداي متعال از حضرت نوح عليه السلام در محاوره اي که ميان او و قومش واقع شده ، چنين حکايت مي کند :
مردم به حضرت نوح عليه السلام گفتند : اي نوح ، با ما زياد مجادله کردي ، اگر راست مي گويي بلايي را که ما را بدان مي ترساني بر سرمان بياور ، آن حضرت فرمود : مطمئن باشيد که اگر خدا بخواهد بلا را بر سرتان خواهد آورد . شما نمي توانيد خدا را عاجز کنيد . اگر خدا بخواهد شما گمراه باشيد ، نصيحت من به شما سودي نمي دهد ، گر چه فراوان نصيحتتان کنم . اوست پروردگار شما و به سوي او باز خواهيد گشت . (هود : 34)
حضرت نوح عليه السلام در اين محاوره و گفت و گو ، بلا و عذابي را که مردم فکر مي کردند به دست حضرت نوح است و او را به آوردن آن مي خواندند تا به خيال خود عاجزش کنند ، از خود نفي کرد ، به پروردگار خويش نسبت مي دهد و با واگذاري مسئله به مشيت الهي ، با گفتن کلمه « ان شاء » و پس از آن ، با بزرگ دانستن خدا و گفتن « و ما انتم بمعجزين » ، ادب را به نهايت رسانيد . حضرت از خداوند با واژه « الله » سخن گفت . واژه « ربي » را در اين جا به کار نبرد ؛ زيرا مدلول لفظ « الله » کسي است که هر جمال و جلالي به سوي او منتهي مي شود . حضرت مي خواست محوريت خداوند را در همه امور به آنان ابلاغ کند . همچنين تنها به نفي قدرت بر آوردن عذاب از خود و اثبات آن براي خدا اکتفا نکرد ، بلکه اين را هم اضافه کرد که اگر خدا نخواهد که شما از نصيحت من سودي ببريد ، هرگز منتفع نخواهيد شد . وي با اين جمله ، نفي قدرت بر آوردن را از خود و اثباتش را براي خدا تکميل کرد . علاوه بر آن اين نفي را با جمله « هو ربکم و اليه ترجعون » تعليل نمود . (15) حضرت ، با نشان دادن فقر مطلق در بندگان و مخلوقات ، براي مخاطبان خود ثابت کرد که او در تمام برنامه هايش ، الگوي وابستگي به حضرت حق است . با رفتار خود معناي اين جمله را توضيح داد که « انتم الفقراء الي الله » شما مخلوقات ، همه وابسته به خدا هستيد .
از جمله آداب حضرت ، ادبي است که خداي متعال آن را در داستان حضرت با فرزندش نقل کرده و فرموده است : « نوح خداي خود را ندا کرد و چنين عرض کرد : « پروردگارا به درستي که فرزند من از اهل بيت من است ، وعده تو هم حق است و تو احکم الحاکمين هستي » (هود : 45)
رعايت ادب در اين گفتار ، به اين است که حضرت ، تنها واقعيتي که در ذهنش بود ، بيان کرد . وي چيزي که نمي دانست مصلحت او در آن هست يا نه هرگز ، تقاضا نکرد . ظاهر گفتار نوح عليه السلام اين است که مي خواهد دعا کند که فرزندش از غرق شدن نجات يابد . البته شکي در اين نيست ، اما از تدبر در آيات اين داستان ، کشف مي شود که حقيقت امر ، غير از آن چيزي است که از ظاهر کلام ، استفاده مي شود ؛ زيرا از يک سو خداوند دستور داده که او خود و اهل بيتش و همه مومنان را سوار بر کشتي کند و آنان را وعده داده است که نجاتشان دهد . از ميان آنان کساني را که عذابشان حتمي بوده ، استثنا کرده که يکي از آنان همسر اوست . اما فرزندش در سوار شدن کشتي مخالفت امر پدر کرد . معلوم نيست که او به دعوت پدر کفر ورزيده باشد و از دعوت او اعراض نموده باشد . پس احتمال مي رود که او نيز اهل نجات باشد . از سوي ديگر ، به نوح وحي فرستاده شد و حکم حتمي اعلام شد : « کشتي بساز و درباره کساني که ظلم کردند ، از من درخواست عفو مکن ؛ چرا که آنان غرق شدني هستند . » (هود : 37) سوال اين است که آيا مقصود از کساني که ظلم کردند خصوص کساني است که به دعوت نوح کفر ورزيدند ، يا مراد مطلق اقسام ظلم است ؟ اين نکته مبهم است . گويا همين احتمالات ، نوح را درباره فرزندش به ترديد انداخته است و به جهت همين شک و ترديد بود که حضرت نوح عليه السلام جرات نکرد به طور قطع نجات فرزند خود را درخواست نمايد ، بلکه سوال خود را با ترديد و دو دلي مطرح کرد ؛ زيرا وي به برخي از عواملي که در سرنوشت فرزندش موثر بودند ، آگاه بود .
اين ادبي پسنديده است که بنده از آن چه مي داند ، تجاوز نکند . چيزهايي که مصلحت و مفسده آن معلوم نيست ، از مولاي خود نخواهد . حضرت نوح عليه السلام تنها آن چه را مي دانست و بدان ايمان داشت ، بيان کرد . تنها وعده الهي را بيان کرد و چيزي بر آن نيفزود . به جهت همين ادب ، خداوند او را نيز معصوم و محفوظ نگه داشت و قبل از اين که کلام نوح تمام شود ، به صورت احتمالي اسائه ادبي از او سر بزند ، خداوند کلام خود « و اهلک » را برايش تفسير کرد . مراد از اهل ، اهل صالح ست ، نه هر خويشاوند ، فرزند تو صالح نيست .
شايد هم بتوان گفت : حضرت مي دانست که منظور واقعي از اهل ، اهل صالح است . اين منظور پس از استثناي همسر روشن تر شد . اما حضرت نسبت به کفر فرزندش علم نداشت . از باب حکم بر ظاهر امر ، او را صالح پنداشته بود . خداوند او را نسبت به واقع امر مطلع کرد ؛ زيرا با توجه به آيه « ولا تخاطبني في الذين ظلموا انهم مغرقون » ، ممکن نيست که حضرت به نجات فرزند خود با اين که کافر محض باشد ، رضايت دهد . اين مطلب از سخن خود حضرت فهميده مي شود که عرضه داشت : « رب لا تذر علي الارض من الکافرين ديارا . » پروردگارا من : هيچ کافري را بر روي زمين باقي مگذار .(16)(نوح : 24)
وقتي حضرت نوح عليه السلام پاسخ خداوند منان را شنيد ، پيش از آن حاجت خود را بيان کند با نهايت ادب در مقام توبه ، که در حقيقت شکرگزاري از تاديب الهي است ، عرض کرد : « پناه مي برم به تو از اين که درخواستي کنم که بدان علم ندارم » (هود : 47)
اين رفتار از سوي حضرت نشان مي دهد که انسان در تمام حالات بايد به خداوند منان پناه ببرد . حضرت نوح عليه السلام در پايان سخن خود ، چنين مي گويد : « پروردگارا ، مرا و پدر و مادر مرا و هر کسي را که با داشتن ايمان به خانه ام درآيد و جميع مومنان و مومنات را بيامرز و ستمکاران را جز بر هلاکتشان نيافزا » (نوح : 28) اين ادب الهي است که پدر ، مادر و مومناني که به حضرت ايمان آوردند و به دعوتش گرايش پيدا کردند ، از نظر دور ندارد و خير دنيا و آخرت را برايشان بخواهد . حال چرا حضرت ابتدا براي خود دعا کرده عرض کرد : « رب اغفر لي » و براي مردم دعا نکرد ؟ آيا اين گونه درخواست ، شائبه خود خواهي و نوعي دوري از ادب را تداعي نمي کند . در پاسخ بايد گفت : حضرت ابتدا خود را دعا کرد ؛ زيرا کسي که پيشوا و جلودار مردم است ، دعا به جان خويش ، دعا به حال مردم است .(17) پس تقدم و تاخر در دعا نيز روي حساب ، طرح و برنامه است . حضرت با انتخاب جملات و گزاره هايي مشخص ، نحوه درخواست و دعا را به آنان نشان داد .

پي‌نوشت‌ها:
 

*استاديار دانشگاه کاشان .
1 . مرتضي مطهري ، سيري در سيره نبوي ، ص 188 .
2 . ابن کثير ، نفسير ابن کثير ، ج 5 ، ص 160 .
3 . سيد محمد حسين طباطبائي ، الميزان ، ترجمه سيد محمد باقر موسوي ، ج 15 ، ص 381 .
4 . علي اکبر دهخدا ، لغت نامه ، ج 2 ، ص 2779 .
5 . علي اکبر شعاري نژاد ، فرهنگ علوم رفتاري ، ص 244 .
6 . همان ص 263 .
7 . مصطفي عباسي مقدم ، نقش اسوه ها در تبليغ و تربيت ، ص 17 .
8 . ر . ک : آلن پيرو ، فرهنگ علوم اجتماعي ، ترجمه دکتر باقر ساروخاني
9 . علي اکبر شعاري نژاد ، فرهنگ علوم رفتاري ، ص 245 .
10 . پاول هنري ماسن و ديگران ، رشد و شخصيت کودک ، ترجمه مهشيد ياسايي ، ص 188 .
11 . محمد قطب ، روش تربيتي اسلام ، ص 251 .
12 . گوستاولبون ، روح التربيه ، ص 339 .
13 . عباس قمي ، سفينه البحار ، ج 2 ، ص 278 .
14 . سيد محمد حسين طباطبائي ، الميزان ، ج 6 ، ص 420 .
15 . سيد همان ، ج 6 ، ص 420 .
16 . همان ، ج 6 ، ص 380 .
17 . همان ، ج 6 ، ص 382 .
 

منبع:نشريه اسلام و پژوهشهاي تربيتي شماره 4




 

نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
هر وقت از آینده نا امید شدید این کارها را انجام دهید
هر وقت از آینده نا امید شدید این کارها را انجام دهید

هر وقت از آینده نا امید شدید این کارها را انجام دهید

مهمترین فواید حل جدول سودوکو برای مغز
مهمترین فواید حل جدول سودوکو برای مغز

مهمترین فواید حل جدول سودوکو برای مغز

راه کار هایی برای ترک شغل فعلی بدون خراب کردن پل های پشت سرمان
راه کار هایی برای ترک شغل فعلی بدون خراب کردن پل های پشت سرمان

راه کار هایی برای ترک شغل فعلی بدون خراب کردن پل های پشت سرمان

ترور دانشمند هسته‌ای-موشکی ایران در منطقه دماوند/ شهید محسن فخری زاده که بود؟
ترور دانشمند هسته‌ای-موشکی ایران در منطقه دماوند/ شهید محسن فخری زاده که بود؟

ترور دانشمند هسته‌ای-موشکی ایران در منطقه دماوند/ شهید محسن فخری زاده که بود؟

نتانیاهو یکسال قبل: این اسم (شهید محسن فخری زاده) را به خاطر داشته باشید!
نتانیاهو یکسال قبل: این اسم (شهید محسن فخری زاده) را به خاطر داشته باشید!

نتانیاهو یکسال قبل: این اسم (شهید محسن فخری زاده) را به خاطر داشته باشید!

چگونه صبح را پر انرژی آغاز کنیم؟
چگونه صبح را پر انرژی آغاز کنیم؟

چگونه صبح را پر انرژی آغاز کنیم؟

واقعیت مجازی برای درمان سالمندان
واقعیت مجازی برای درمان سالمندان

واقعیت مجازی برای درمان سالمندان

گذراندن تعطیلات بدون استرس کاری
گذراندن تعطیلات بدون استرس کاری

گذراندن تعطیلات بدون استرس کاری

پرویز پورحسینی چشم از جهان فرو بست
پرویز پورحسینی چشم از جهان فرو بست

پرویز پورحسینی چشم از جهان فرو بست

روش‌هایی برای افزایش خلاقیت و نوآوری در کارمندان
روش‌هایی برای افزایش خلاقیت و نوآوری در کارمندان

روش‌هایی برای افزایش خلاقیت و نوآوری در کارمندان

روش هایی برای کنار آمدن با غم و اندوه
روش هایی برای کنار آمدن با غم و اندوه

روش هایی برای کنار آمدن با غم و اندوه

چگونه عاشق کارمان شویم و از آن لذت ببریم
چگونه عاشق کارمان شویم و از آن لذت ببریم

چگونه عاشق کارمان شویم و از آن لذت ببریم

روش های کلیدی برای رسیدن به هدف در زندگی
روش های کلیدی برای رسیدن به هدف در زندگی

روش های کلیدی برای رسیدن به هدف در زندگی

چگونه خود را ببخشیم و از زندگی لذت ببریم؟
چگونه خود را ببخشیم و از زندگی لذت ببریم؟

چگونه خود را ببخشیم و از زندگی لذت ببریم؟

چگونه همه چیز را سریع تر یاد بگیرید؟
چگونه همه چیز را سریع تر یاد بگیرید؟

چگونه همه چیز را سریع تر یاد بگیرید؟

پرورش جامعه اسلامی بر فرهنگ نیرومندی، مقاومت و عزت
پرورش جامعه اسلامی بر فرهنگ نیرومندی، مقاومت و عزت

پرورش جامعه اسلامی بر فرهنگ نیرومندی، مقاومت و عزت

اهمیت خلاقیت پنهان در زندگی چیست؟
اهمیت خلاقیت پنهان در زندگی چیست؟

اهمیت خلاقیت پنهان در زندگی چیست؟

هوش مالی کودکان و راه کار هایی برای تقویت آن
هوش مالی کودکان و راه کار هایی برای تقویت آن

هوش مالی کودکان و راه کار هایی برای تقویت آن

حمله پانیک و راه های غلبه بر آن
حمله پانیک و راه های غلبه بر آن

حمله پانیک و راه های غلبه بر آن

به مناسبت ۷ آذر سالروز عملیات «مروارید»/ روزی که سیادت دریایی ایران در خلیج فارس اثبات شد
به مناسبت ۷ آذر سالروز عملیات «مروارید»/ روزی که سیادت دریایی ایران در خلیج فارس اثبات شد

به مناسبت ۷ آذر سالروز عملیات «مروارید»/ روزی که سیادت دریایی ایران در خلیج فارس اثبات شد

چطور زمانی برای یادگیری سریع مهارت دلخواهتان پیدا کنید
چطور زمانی برای یادگیری سریع مهارت دلخواهتان پیدا کنید

چطور زمانی برای یادگیری سریع مهارت دلخواهتان پیدا کنید