فرهنگ فيلمنامه نويسان ايران : فريدون فرهودي
فرهنگ فيلمنامه نويسان ايران : فريدون فرهودي


 






 
فريدون فرهودي در يکي از روزهاي بهمن سال 1330 در زنجان به دنيا آمد، اما دوران کودکي و نوجواني را در خوزستان سپري کرد و در خانواده اي فرهنگي تربيت شد.
پدرش، کارمند پست و تلگراف و مادرش معلم آموزش و پرورش بود و از دوران کودکي با نمايشنامه و تئاتر آشنا شد. پدرش، نمايشنامه هايي را اجرا مي کرد و گاهي نيز نقشي به پسر 7 ساله اش مي داد. بنابراين، فرهودي از همان دوران کودکي به تئاتر، سينما و فيلم ديدن علاقه مند شد و گرايش او به نوشتن احتمالاً ريشه در همين دوران دارد. در زمان کودکي با کمک پدرش که ساز مي زد مختصري با نوازندگي هم آشنا شد. او براي تحصيل در دوره دبيرستان، رشته رياضي-فيزيک را برگزيد اما براي ادامه تحصيل به سوي هنر روي آورد و در رشته بازيگري- کارگرداني تئاتر دانشکده هنرهاي دراماتيک به تحصيل پرداخت. از استادان او مي توان به دکتر هوشنگ کاووسي، استاد حميد سمندريان و اسماعيل شنگله اشاره کرد. فرهودي در نمايش هاي کرگدن و ملاقات بانوي سالخورده (حميد سمندريان) به ايفاي نقش پرداخت و براي پايان نامه دانشگاه نمايشنامه گوشه گيران آلتونا را کارگرداني کرد که هايده حائري و فرزانه نشاط خواه بازيگران آن بودند.
بازيگري در چند فيلم کوتاه از تجربيات فرهودي پس از دوران دانشجويي و اولين کار او در سينماي حرفه اي اجراي نقش کوتاهي در فيلم زير پوست شهر (فريدون گله) بود. فرهودي براي ادامه تحصيل به فرانسه رفت و در آنجا واحدهايي مرتبط با رشته مورد علاقه اش گذراند، اما بدون گرفتن مدرک پايان نامه به ايران بازگشت و شروع به کار کرد.
فرهودي همچنين ايفاي نقش هايي در نمايش حادثه در صبح پاييزي (معارفي) و مجموعه تلويزيوني برده رقصان (......) را به عهده داشت.
اولين تجربه فرهودي در مقام فيلمنامه نويس، نگارش فيلمنامه پانزده دقيقه اي به نام «بازديد» بود که سال 1359 آن را نوشت ولي ساخته نشد و اولين فيلمنامه ساخته شده توسط او فيلمنامه اقتباسي کيف بود که بر اساس داستاني از هژير آزاد آن را نوشت و خود نيز آن را کارگرداني کرد. مجموعه تلويزيوني در خانه صورت سنگي عنوان اولين فيلمنامه سينمايي است که توسط فرهودي نوشته شد و با وجود علاقه بسيار او به اين متن، تبديل آن به فيلم مسير نشد. صورت سنگي بر اساس داستان خيلي کوتاهي از فرانک او کانر نوشته شد که به اعتقاد فرهودي کاملاً ايرانيزه شده بود.
فيلمنامه يکي از آن روزها نوشته رودلفوا اوزيگلي، نويسنده کلمبيايي توسط فرهودي ترجمه و فيلم تلويزيوني که بر اساس آن ساخته شد يکي از موفق ترين مجموعه هاي آن دوران بود. کارگرداني اين سريال را که خيلي ها به نام دلموند و ايندولند مي شناختند، خود فرهودي بر عهده داشت.
اين فيلمنامه نويس، کار در تلويزيون را با کارگرداني مجموعه هاي آينه و جاده و همين طور مجموعه هايي براي کودکان ادامه داد و پس از مدتي تصميم گرفت از تلويزيون فاصله بگيرد و به پيشنهاد داود ميرباقري، خلاصه فيلمنامه ساحره را با اقتباسي از داستان عروسک پشت پرده (صادق هدايت) بنويسد و آن را به همراه يک فيلمنامه سه اپيزودي به حوزه هنري ارائه دهد.
فرهودي از سال 70 به بعد در حوزه هنري باقي ماند. ابتدا در جلسات شوراي فيلمنامه شرکت مي کرد و بعد از آن، اداره کارگاه آموزش فيلمنامه نويسي را بر عهده گرفت و بسياري از شاگردان خود را با دنياي حرفه اي فيلمنامه نويسي آشنا ساخت. در اين دوره فعاليت فرهودي در تلويزيون به طور چشمگيري کاهش يافت. او فيلمنامه ساحره را به ميرباقري ارائه داد و بر اساس نقطه نظرات کارگردان، آن را بازنويسي کرد. فرهودي در اين باره توضيح مي دهد:«من و داود کنار هم نشستيم، صحبت کرديم و نسخه اي را که مدنظرش بود براي او نوشتم. اما فيلمنامه، آن چيزي نبود که من مي خواستم.»
فرهودي، سپس فيلمنامه دختري با کفشهاي کتاني را با مشارکت پيمان قاسم خاني نوشت. که البته اين مشارکت به شکل همکاري در نگارش نبود. رسول صدر عاملي، فيلمنامه قاسم خاني را به فرهودي ارائه داده بود تا آن را بازنويسي کند. فرهودي در اين زمينه اعتقاد دارد که حاصل کار، فيلمنامه قاسم خاني بود و نه فيلمنامه او، فيلم دختري با کفشهاي کتاني بر اساس فيلمنامه اي بين اين دو نسخه ساخته شد به همراه نقطه نظرهايي از صدر عاملي.
فرهودي، سپس فيلمنامه تکيه بر باد را بر اساس داستان تراژدي آمريکايي براي داريوش فرهنگ و فيلمنامه تيک را براي اسماعيل فلاح پور نوشت. پسران مهتاب نيز فيلمنامه اي از مهدي ودادي بود که فرهودي با همکاري عليرضا کاظمي پور و حميد گرشاسبي، آن را اصلاح کردند. آنها قصد داشتند اين فيلمنامه را بر مبناي شورش بي دليل تغيير بدهند اما تغييرات اجرايي، آن قدر زياد بود که همه را نارضاي کرد. او همچنين مشاوره فيلمنامه هاي غزل و سفر به فردا را نيز به عهده داشت.

فيلم شناسي
 

ساحره (داود ميرباقري- 1378)، دختري با کفشهاي کتاني (رسول صدر عاملي-1379)، تکيه بر باد (داريوش فرهنگ-1380)، تيک (اسماعيل فلاح پور-1381)، غزل (زهتابي-1382)، پسران مهتاب (مهدي ودادي-1381) و سفر به فردا ( محمد حسين حقيقي-1382)

مجموعه هاي تلويزيوني
 

سبز در پاييز (فريدون فرهودي-1360)، بازگشت به خانه (مسعود نوابي-1379)، دردسر والدين ( مسعود نوابي-1381)، زماني براي زيستن (پوران درخشنده-1383).
منبع:ماهنامه فيلمنامه نويسي فيلم نگار 29