هشت تکنيک براي غلبه بر نااميدي
هشت تکنيک براي غلبه بر نااميدي


 

نويسنده: حسين حيدري




 
همه ي ما در زندگي احساس نااميدي را تجربه کرده ايم و گاه اين احساس با ناراحتي و عصبانيت نيز همراه بوده است. در هنگام نااميدي به شدت بر روي اهداف و پروژه هاي خودکار مي کنيم. اما راه به جايي نمي بريم و اصلاً دليلش را هم نمي دانيم، تنها چيزي که مي دانيم اين است که نااميد هستيم و انگار آب در هاون مي کوبيم و تنها حسي که به ما دست مي دهد چيزي نيست جز نااميدي.
اينجا دقيقاً همان جايي است که همه مي گويند: «من کم آوردم.» و دست از کار مي کشند. قبل از اينکه به چنين بن بستي برخورد کنيد، در اينجا هشت تکنيک غلبه بر نااميدي را به شما معرفي مي کنيم.

1-از خود سؤال کنيد: «چه کاري در اين شرايط جواب مي دهد؟»
 

حتي زماني که احساس مي کنيد هيچ کاري از دست تان برنمي آيد، به دقت فکر کنيد؛ مطمئناً راهي پيدا خواهيد کرد که به شما کمک کند: خوب همين امر هم جاي خوشحالي دارد. حال چگونه مي توانيد آن را به کار بنديد و ارتقا دهيد؟ با مطرح کردن اين سؤال خودتان را از دايره ي منفي گرايي هايي نظير «واقعاً نااميدکننده» است، نجات داده ايد و مي توانيد بر روي نکات مثبت تمرکز کنيد. به اين طريق شما راهي پيدا کرده ايد که شما را به نتيجه مي رساند و مي تواند از نااميدي ها نجات تان دهد.

2- رکورد کارهاي خود را ثبت کنيد
 

هر کاري را که با موفقيت انجام مي دهيد، يادداشت کنيد. اگر اين کار را به صورت ماهيانه انجام دهيد آن وقت مي توانيد دريابيد که در طول يک ماه تا چه حد پيشرفت کرده ايد؛ در آن صورت خودتان هم از ميزان موفقيت هاي تان شگفت زده خواهيد شد، اگر هم ديديد که در ليست شما موارد زيادي نوشته نشده اند، چشم هاي تان باز مي شود و متوجه مي شويد که بيش از آن که کار مي کنيد، وقت گذراني کرده ايد يا انرژي خود را صرف کارهاي بي ارزش مي کنيد و بايد حواس خود را بيش از اين ها جمع کنيد. با تهيه ي اين ليست مي توانيد به راحتي تشخيص دهيد که در کدام زمينه ها مؤثرتر عمل کرده ايد و در کدام قسمت ها کمي ضعيف بوده ايد و نياز به تلاش بيشتري داريد.

3- بر روي عملي کردن آرزوهاي خود تمرکز کنيد
 

هدف اصلي تان را در ذهن تجسم کنيد و ببينيد هدف مورد علاقه تان چيست. گاهي اوقات دور و برمان آن قدر شلوغ مي شود و چنان خودمان را سرگرم حل درگيري ها و مشکلات پيش پا افتاده مي کنيم که يادمان مي رود هدف اصلي زندگي مان چيست. سعي کنيد تا جايي که مي توانيد از پرسيدن اين سؤال «چرا چنين اتفاقي افتاد؟» پرهيز کنيد، چرا که پرسيدن اين سؤال شما را در گذشته نگاه مي دارد و جلو پيشرفت تان را مي گيرد.

4- «هياهو» را کنار بگذاريد و ساده سازي را رواج دهيد
 

زماني که براي حل مشکلي در حال تلاش هستيد، ممکن است آن قدر درگير يافتن راه حل شويد که ناخواسته کارهاي جانبي بسيار زيادي به آن اضافه کنيد و با خودتان هم بينديشيد که ممکن است اين موارد به شما کمک کنند.
اگر نگاهي به سايت هاي اينترنتي انداخته باشيد پر است از تبليغاتي نظير «راه هاي ساده براي راه اندازي و اداره وب سايت»، «راه هاي آسان کسب و درآمد» و ... اين قبيل موارد تنها به عنوان هياهو محسوب مي شوند و بايد بدانيد که حتي خودتان آنها هم ممکن است وقت شما را تلف کند و پول هاي تان را به تاراج ببرد. البته بيشتر افراد زماني که از روند کند کار خود خسته مي شوند، معمولاً به چنين مواردي روي مي آورند و تبليغاتي نظير «اين همان چيزي است که شما نياز داريد» و «ما همه چيز را براي شما آسان کرده ايم» توجه آنها را جلب مي کند. اگر آينده نگر باشيد، مي توانيد به خوبي پيش بيني کنيد که اگر براي شش ماه بر روي کار فعلي خود تمرکز کنيد، آن وقت از اين راهکارها منفعت بيشتري عايدتان خواهد شد. ببينيد چه چيزي در زندگي تان اولويت دارد، ابتدا همان را انجام دهيد. هر کاري که وقت و هزينه ي شما را تلف مي کند و هيچ حاصلي در بر ندارد بايد از برنامه زندگي تان حذف شود.

5- راه حل هاي چند جانبه
 

شما هميشه چند حق انتخاب متفاوت داريد. فقط کافي است بر روي راه هاي مختلف تمرکز و آنها را در ذهن تان تجسم کنيد. به خودتان بگوييد که من بايد به عنوان مثال چند راه حل مختلف براي فائق آمدن بر مشکل فعلي خودم پيدا کنم. تنها دانستن اين مطلب که راه حل هاي متفاوتي پيش روي تان قرار دارند به شما کمک مي کند که احساس بهتري داشته باشيد. بر طبق ليستي که تهيه کرده ايد، انتخاب هاي متفاوت انجام دهيد و کار خود را بر روي برنامه دنبال کنيد.

6- اهل عمل باشيد
 

شما زماني که به نااميدي مي رسيد، معمولاً شور و اشتياق اوليه ي خود را از دست مي دهيد و ديگر حتي تمايلي نداريد که به موضوع مورد نظر فکر کنيد. در اين موارد شما دلسرد مي شويد و احساس مي کنيد که نمي توانيد راه به جايي ببريد. بنابراين هر کاري که شما را از اين احساس دور کند، براي تان جالب تر به نظر مي رسد. در يک چنين زماني به دنبال اين هستيد که هر طور که شده از کار اصلي طفره برويد؛ اما اگر اهداف از پيش تعيين شده يي داشته باشيد و مسير مناسبي را براي خود انتخاب کرده باشيد، گذر از اين دست اندازهاي کوچک نبايد شما را خسته و ناراحت کند. همان طور که توماس اديسون گفته است: «بسياري از افراد شکست خورده کساني هستند که متوجه نبوده اند تا چه اندازه به اهداف خود نزديک شده اند.»

7- مثبت انديشي
 

بهتر است بيشتر وقتي را که مي خواهيد صرف نگراني، ترس و منفي بافي کنيد، به مثبت انديشي اختصاص دهيد. بزرگ ترين قهرمانان ورزشي جهان خودشان را در حالي تجسم مي کنند که بدون هيچ گونه عيب و نقصي مسابقات مختلف را به نفع خود به پايان مي رسانند. هيچ جايگاهي براي شکست در ذهن اين افراد وجود ندارد. اين درست همان چيزي است که شما هم بايد به آن برسيد. خودتان را ببينيد که به آرزوها و اهداف تان رسيده ايد؛ حال چه احساسي داريد؟ بر روي اين کار وقت بگذاريد؛ اين امر به شما اميد مي دهد تا راه تان را ادامه دهيد.

8-مثبت باقي بمانيد
 

معمولاً اتفاقات ناخوشايند به آن اندازه يي که آن ها را در ابتداي کار مي بينيد بد نيستند. گاهي اوقات مسايل بدتر از آن چه هستند به نظر مي رسند؛ تنها به اين دليل که ما خودمان خسته هستيم و از نظر ذهني آمادگي نداريم. کمي استراحت و نگه داشتن حس شوخ طبعي مي تواند به شما کمک کند. اين گونه حس ها به سرعت از ميان مي روند و شما مجدداً به حالت عادي باز مي گرديد. يک ذهن باز خيلي راحت تر از يک ذهن کسل و خسته مي تواند راه حل هاي متفاوت را پيدا کند و آنها را به کار ببندد. يک ذهن نااميد به همه چيز اين طور نگاه مي کند: «فايده اش چيست؟» يک ذهن بسته نمي تواند راه حل هاي ممکن را بررسي کند و آنها را تشخيص دهد. به هر حال بايد همچنان بدانيد که گزينه هاي مختلف چه هستند و بر طبق برنامه ي خود هر يک را امتحان کنيد. هدف شما بايد اين باشد که راه حل مناسب را انتخاب کنيد، تمام حواس خود را روي آن متمرکز کنيد، سپس عکس العمل مناسب نشان دهيد.
منبع:نشريه 7 روز زندگي، شماره 102.