0
ویژه نامه ها

بررسی 50 بازی برتر E3 2011 قسمت 8

بعد از عرضه نه چندان موفق Far Cry 2 و انتقادات فراوان به نحوه ی گیم پلی و ایرادات فنی موجود، Ubisoft Montreal طراح معتبر این نسخه تصمیم گرفت قدمی اساسی در راستای ارتقاء کیفی این مجموعه بردارد و این تصمیمات به
بررسی 50 بازی برتر E3 2011 قسمت 8
بررسی 50 بازی برتر E3 2011 قسمت 8

نویسندگان : شهریار ازهاریان فر
حمید رضا بهزاد وحید یاشار شهریار آرش سهیل محمد کسری شهاب


 

FarCry 3
Ubisoft (PC-PS3-X360) Action FPS

19 17 19 15 17 17 16 19 18 18 18 17/5
بعد از عرضه نه چندان موفق Far Cry 2 و انتقادات فراوان به نحوه ی گیم پلی و ایرادات فنی موجود، Ubisoft Montreal طراح معتبر این نسخه تصمیم گرفت قدمی اساسی در راستای ارتقاء کیفی این مجموعه بردارد و این تصمیمات به نوعی انتقادات فراوانی را نیز به همراه داشت. بسیاری بر این عقیده بودند که این عنوان همواره نمادی از قدرت گرافیکی محسوب می شده که متأسفانه پس از انتشار نسخه دوم بسیاری بدعت های پیشین برچیده شد و کار نهایی چندان مورد قبول بازیبازان نبود. همواره Far Cry به عنوان بنچمارک گرافیکی شناخته می شد که در هر نسخه شاهد پسرفت های محسوسی بودیم که این قضیه برای بسیاری از طرفداران غیرقابل قبول بود. رویکرد طراحان و سیاست Ubisoft بیشتر بر روی گیم پلی متفاوت و سریع بود که این ایده در نسخه سوم تجلی پیدا کرده و ما شاهد گیم پلی به مراتب سریع تر و عامه پسندتر شده ایم. نمایش امسال نکات جالبی داشت زیرا به نظر می رسید خیلی عجولانه این کار انجام شد و خیلی تمرکز روی بخش های گرافیکی نشده بود. به لحاظ داستانی و شخصیت های موجود حرفی به میان نیامد و همین موضوع انتقادات فراوانی را دربر داشت، مشخص نیست شخصیت بازی کیست و از کجا آمده است! هدف او چیست و در نهایت چه مأموریتی دارد؟ تنها دلیل حضور او در جزیره گم کردن دوستش است که باعث شده به منطقه اقیانوس آرام قدم بگذارد.
نمایش E3 از جایی آغاز شد که شما در دام فردی گرفتار شده اید و او شما را به قصد کشتن به آب می اندازد و در زیر آب باید سریعاً دستان خود را باز کنید و برای شروع عملیات آماده شوید. نکته ی قابل توجه انتخاب روند بازی از جانب بازیباز است که ایده ی جالبی محسوب می شود. هم می توانید کار خود را بدون کوچکترین سر و صدایی پیش ببرید و هم می توانید با آتش و تیر از دشمنان پذیرایی کنید. برداشتن کلت به همراه چاقو و کلاشینکف در ابتدای راه مؤید این نکته است که راه های متفاوتی پیش روی شماست. از همان ابتدا می توانید با استفاده از کلت و چاقوی بسیار بزرگ دشمنان را محو کنید. اما بازیباز نمایشگاه دو راه را هم امتحان کرد و در میانه راه تصمیم گرفت کمی هم آتش بازی کند. قابلیت های بسیار جالب و البته خشنی به بازی اضافه شده که جای بسی خوشحالی است. فرو کردن چاقو در بدن و حرکات سریع شخصیت با آن نکات جالبی است که مشاهده کردیم. به نوعی طیف وسیعی از Execution ها را می بینیم که با دقت و البته تنوع زیادی ساخته شده اند. انیمیشن ها در همان ابتدای کار خودنمایی می کرد که نرمی خاصی حرکات داده بود، کلاً طبق گفته سازندگان انیمیشن ها پیشرفت قابل توجهی داشته اند و با توجه به شکست نسخه دوم در این امر جای خوشحالی دارد. برای اولین بار در این سری می توانید از پشت موانع به دشمن ضربه بزنید که به خاطر جهش گیم پلی در زمینه افزایش سرعت این انتخاب بسیار کارآمد است. آتش بازی و انفجار محیط در نوع خود جالب است زیرا در مدت بسیار کوتاهی می توانید با درگیری محیط را آن قدر شلوغ کنید که همه جا را آتش فرابگیرد. سرعت گیم پلی همان طور که گفته شد فوق العاده بالا رفته و هیچ گونه تأخیری را در جهت پیش بردن بازی رو به جلو شاهد نیستیم، سرعت انتقال شخصیت به نقاط دیگر آن چنان بالا و زیباست که در کمتر بازی ای این رویداد را دیده ایم. تیراندازی و پرش به سمت آب و دور زدن دشمنان و در نهایت سوار شدن بر روی هلیکوپتر و ربودن آن و تیراندازی به دشمنان در حالت نامتعادل نمونه ای از زیبایی های گیم پلی است که به مدد سرعت بخشیدن به روند حرکتی بازی خلق شده است. صحنه های سینمایی موجود افزایش قابل توجهی یافته و امیدواریم این روند تا انتهای بازی ادامه داشته باشد، استفاده از تکنولوژی های لب و صورت برای بهتر کردن انیمیشن نکته ی مثبت دیگری است که طراحان توجه خاصی روی آن داشته اند و توانسته اند انیمیشن های متعددی به گنجینه بازی اضافه کنند. محیط آن طور که به نظر می رسد نزدیک اقیانوس آرام است و توسط گروهی سیاه پوست تسخیر شده حالا این که داستان از چه قرار است فعلاً چیزی مشخص نیست. اما محیط ها زیبا و گرمسیری است و دوباره به اصالت خود که همان پیگیری بازی در مناطق گرمسیری است برگشته. اما گرافیک بازی در واقع خیلی پیشرفته تر از نسخه دوم نبود و باید گفت پیشرفت بسیار زیادی را در این زمینه شاهد نیستیم فقط جلوه آب بهتر شده بود که آن هم وضعیت بسیار خوب و بالایی نداشته. البته خیلی هم روی موارد تکنیکی تکیه نشد و خیلی سرسری روی بعضی مباحث عبور کردند که امیدواریم هرچه سریعتر تکلیف این بخش روشن شود و ما شاهد اطلاعات بسیار بیشتری از این فرنچایز محبوب باشیم.

حمید

شروع نمایش E3 و صحبت های فوق العاده Vass با شخصیت اصلی که نشان می داد او چقدر دیوانه و روانی است واقعاً خیره کننده بود. حالات صورت Vaas، چشمان او و حتی صداگذاری او معرکه بود. پرتاب شخصیت اصلی به داخل گودال و تلاش برای نجات زیر آب و پس از آن صحنه های اکشن نفس گیر بازی بزرگترین سورپرایز E3 برای من بود. محیط بازی بار دیگر در یک جزیره استوایی اسرارآمیز است که خبر بسیار خوشحال کننده ای بود. شدیداً منتظر این بازی هستم.

کسری

دمو به نمایش درآمده در کنفرانس یوبی سافت به شدت جذاب و خوشبختانه هیچ شباهتی به قسمت پیشین نداشت. در کل یوبی سافت برنده بی چون و چرای این E3 بود.

یاشار

به عنوان تنها سورپرایز واقعی E3 از لحاظ بازی های اعلام نشده اما با ارزش، FarCry3 در جایگاه بسیار خوبی قرار دارد. شاید گیم پلی و کلیت خود بازی به اندازه امثال Tomb Raider یا Rayman تأثیرگذار نبوده باشد ولی شخصیت جدیدی که در این دمو به بازیدوستان معرفی میشود بی تردید بهترین کارکتریست که در E3 امسال با وی آشنا شدم. از تکنولوژی فوق مدرن LA Noire در اینجا خبری نیست ولی چهره، رفتار و احساسات صورت واس (Voss) به حدی مؤثر، ترسناک و زنده طراحی شده اند که آدم در همان چند ثانیه اول جنون او را به معنای کلمه درک می کند. نمایش وی تقریباً دیگر نکات مثبت بازی مثل گرافیک دیدنی در 60 فریم به همراه فاصله گرفتن بجا از تم و ساختار خسته کننده FarCry2 را نامرئی کرده است. دیالوگ های خاص، نحوه ی حرف زدن و حرکات چشم های واس همگی فریاد دیوانگی سر می کشند. مقابله با این شخصیت را یکی از جذابترین لحظات E3 امسال می دانم به ویژه وقتی در انتهای نمایش سر قهرمان زخمی را بالا کشیده و برای بار سوم می گوید "آیا تابحال تعریف جنون را برایت گفته ام؟"

شهاب

از یک چیز به شدت مطمئنم. داستان این بازی از نسخه ی قبلی اش (که از آن به عنوان یک تجربه ی شکست خورده یاد می کنم) بهتر می شود!

محمد

نمایش بازی امیدوارکننده بود و نشان از المان های عنوان اول را می داد که با کمی چاشنی صحنه های سینمایی ترکیب شده و در کنار آن شخصیت پردازی مناسب و دیوانه واری را نیز به نمایش درمی آورد.

سهیل

دموی این بازی عالی بود. غیر از این که علاقه زیادی به محیط های جنگلی و طبیعی دارم؛ گیم پلی بازی و جو و ساکنان دیوانه و ترسناک این جزیره هم مرا به خود جذب کردند. مخصوصاً شخصیت دیوانه ای که اصرار داشت کلمه جنون را بارها و بارها برای بازیباز تعریف کند. راستی، آیا تا به حال کلمه جنون را برای شما تعریف کرده ام؟!!!

بهزاد

فوق العاده به نظر می آید. بعد از مشکلات عدیده ی بازی قبلی، امیدوارم آن شکوه گذشته به این مجموعه زیبا برگردد.
بررسی 50 بازی برتر E3 2011 قسمت 8

Batman

Arkham City
Rocksteady-Warmer Bros (WiiU-PC-PS3-X360) Action Adventure
یاشار ذولفقاریان
حمید رضا بهزاد وحید یاشار شهریار آرش سهیل محمد کسری شهاب
19 18 18 17 19 16 18 16 20 17 16 17/6
وقتی تیمارستان آرخام به شهر آرخام تبدیل می شود، آیا نگهبان خستگی ناپذیر گاتم می تواند به تنهایی با تیم آدمکشان روان پریش مقابله کند؟ جواب هرچه باشد، Rocksteady تصمیم گرفته با یک شخصیت قابل بازی دوم به کمک وی بیاید و از آن در جریان E3 امسال پرده برداری کند. البته این خبر تنها هدیه بازیسازان برای نمایشگاه امسال نیست. بعد از پخش تیزر بازی جدید آن هم چند ماه بعد از عرضه اش، دنباله Arkham Asylum از دیدگان مخفی گشت و بجز تریلر CG دکتر استرینج، تا یک سال بعد خودش را در محافل عمومی آشکار نکرد. در جریان E3 امسال نه تنها دموهای گیم پلی کامل (و غیر مونتاژ شده به سبک سومین تریلر) دوستداران خفاش را ذوق زده کردند، بلکه قابلیت Hands-on آن با استقبال گرم حاضران مواجه شد. دموی E3 با سکانس مبارزه در نقش زن گربه ای آغاز می گردد تا مخاطبان با ریتم متفاوت کار با وی آشنا شوند ولی این شخصیت خیلی زود به دام Two Face می افتد. 24 ساعت بعد، بتمن باید به نجات زن گربه از دست مرد دو چهره اقدام کند، کسی که برای جلب توجه و نظر مثبت هم سلولی ها (یا به عبارت بهتر، همشهری های خود)، قصد دارد دزد معروف را در تانک اسید فرو ببرد. سیستم Decetive Mode جدید و قابلیت رندر کردن بیش از 40 مجرم در این سکانس بسیار امیدوارکننده هستند. این مخمصه با دخالت بتمن برای جلوگیری از تکمیل دادگاه دو چهره تمام میشود ولی دمو در خارج شهر ادامه دارد. تعدادی از مأموریت ها جانبی پیدا کردن افراد Riddler، غلبه بر چالش های ساده وی و سپس ورود به مراحل خطرناک و جداگانه وی نمایش داده می شوند. این بازی در کنار Skyrim و Bioshock Infinite از پرطرفدارترین عناوین نمایشگاه محسوب گشته و از سوی سایت ها و مجلات در تمام رشته های ممکن نامزد شده تا نشان دهد درخشش Rocksteady در جزیره آرخام تصادفی نبوده است.

محمد

می گویند تکرار قهرمانی از قهرمان شدن سخت تر است، به نظر می رسد که بزرگ ترین کارآگاه تاریخ می تواند این کار را به راحتی انجام دهد.

بهزاد

همه کسانی که "Arkham Asylum" لذت برده بودند، برای تجربه ی این بازی لحظه شماری می کنند. به نظر می آید انتظارات ما کاملاً و تماماً برآورده شده است.

شهریار

گیم پلی بهینه شده و استفاده از فناوری های جدید برای القای حس رئالیسم نکات خوبی بود که طراحان در نسخه جدید لحاظ کردند.

حمید

Batman Arkham Asylum نه تنها بهترین بازی ای هست که تا به حال بر مبنای ابرقهرمان های کمیک ها ساخته شده است بلکه از نظر من بهترین بازی سال 2009 و یکی از بهترین IP های نسل جدید است. Recksteady با AA به خوبی تبحر خود را به رخ همگان کشید و برای قسمت جدید بازی یعنی Arkham City نیز همه منتظر یک نمایش خوب از بازی بودند که در این زمینه هم نمایش E3 بازی توانست به خوبی انتظارها را برآورده کند. محیط بازی این بار بسیار بزرگتر و بازتر شده، معماهای بازی تنوع بیشتری پیدا کرده اند، تجهیزات و حرکات جدیدی در اختیار بتمن قرار گرفته و این بار علاوه بر بتمن می توانید بازی در نقش Catwoman را هم که بسیار جالب به نظر می رسید تجربه کنید. دشمنان اصلی هم در این بازی لیستی بلندبالا از معروف ترین villian های داستان های ابرقهرمانی هستند. واقعاً Arkham City تمام فاکتورهای لازم برای بهترین بازی سال شدن را دارد.

Skyrim

The Elder Scrolls v
Bethesda (PC-PS3-X360) Role Playing
سهیل منصوری
حمید رضا بهزاد وحید یاشار شهریار آرش سهیل محمد کسری شهاب
19 18 20 17 18 16 18 19 15 16 19 17/7
قبل از نمایشگاه E3 خبرهای نسبتاً زیادی از پنجمین بازی در سری بازی های موفق The Elder Scrolls منتشر شده بود؛ اما سازنده بازی در نمایشگاه نیز حرف های جدیدی برای گفتن داشت و نمایش عالی آن چشم ها را به خود خیره کرد. Skyrim نه تنها از نظر بسیاری از منتقدان و بازیبازها بهترین بازی نقش آفرینی نمایشگاه بود بلکه اصولاً در سایر زمینه ها نیز یکی از بهترین هاست.
این بازی نیز روند سنتی بازی های نقش آفرینی سری The Elder Scrolls که آخرین عنوان آن بازی بسیار موفق و محبوب Oblivion بود را ادامه می دهد. اما برخلاف اکثر دنباله های بزرگ (از جمله بازی بسیار مشهور Mass Effect 3) که تلاش می کنند همان اصول بازی اولیه را با بهبودهای جزیی و حتی گاهی پسرفت های قابل توجه ادامه دهند؛ Skyrim بار دیگر با ایده های خلاقانه بزرگ و جهش های فنی و هنری از راه رسیده است.
اولین جهشی که در Skyrim می بینیم ظاهر بسیار زیبا و واقع گرایانه آن است که به لطف موتور Creation امکان پذیر شده است. دیگر از چهره های زشت بازی های پیشین سری The Elder Scrolls خبری نیست و صحنه های بسیار واقعی و طبیعی این بازی کمک می کند تا بازیباز در دنیای آن غرق شود. علاوه بر این حالت سوم شخص بازی بسیار بهتر شده و سازنده بازی ادعا می کند برای اولین بار در این سری بازی ها حالت سوم شخص نیز به خوبی حالت اول شخص قابل استفاده است. البته سازنده بازی عیناً همین ادعا را در مورد Oblivion و Fallout 3 هم مطرح کرده بود و همانطور که می دانید این ادعاها نادرست از آب درآمد؛ اما این بار به نظر می رسد حالت سوم شخص حداقل از لحاظ انیمیشن ها و حرکت در محیط عالی باشد. رابط کاربری بازی نیز دگرگون شده تا ظاهری بسیار طبیعی تر و در عین حال قابل دسترس تر به بازی بدهد. به عنوان مثال بازیباز برای نگاه کردن به نقشه، دیگر صفحه وسایل را باز نمی کند؛ بلکه سر خود را به سمت پایین حرکت می دهد و نقشه را جلوی چشمانش می گیرد یا برای دیدن مهارت ها به آسمان نگاه می کند و تصاویر مهارت های خود را به شیوه ای زیبا روی صور فلکی می بیند.
اما گرافیک خیره کننده این بازی تنها بخشی از تغییرات آن را نشان می دهد و تغییرات این بازی بسیار بیش از زرق و برق های ظاهری است. اولاً سیستم هوش مصنوعی Radiant AI بازی پیشین که تلاش می کرد تا رفتار واقع گرایانه NPC ها را کنترل کند بهتر شده و اکنون سیستم Radiant Story نیز به بازی اضافه شده است که هدف از آن این است برای هر بازیباز یک داستان منحصر به فرد، شخصی و با بار احساسی بالا پدید آورد. به عنوان مثال اگر بازیبازی با یک شخص خاص بیش از حد تعامل داشته باشد و رابطه دوستانه یا عاشقانه (برای اولین بار در بازی های سری در این بازی romance وجود دارد) برقرار کند و در عین حال عضو گروه Dark Brotherhood باشد؛ سیستم Radiant Story یکی از مأموریت های این گروه را به گونه ای تغییر می دهد که در آن بازیباز مأمور می شود دوست خود را بکشد و بازیباز باید بین رد کردن درخواست گروه یا کشتن دوستش و عواقب هر یک از این انتخاب ها، یکی را انتخاب کند. بدیهی است این مأموریت برای یک بازیباز دیگر کاملاً متفاوت خواهد بود و بازیبازها نه تنها در هر بار بازی داستان جدیدی تجربه خواهند کرد بلکه هنگام گفتگو با یکدیگر، خاطرات منحصر به فردی برای رد و بدل کردن خواهند داشت.
تغییر قابل توجه دیگر Skyrim ساده سازی سیستم نقش آفرینی آن است که تا حدی جنجالی شده. هر چند این ساده سازی خیلی مخرب به نظر نمی رسد؛ اما همچنان در حدی هست که بازی را برای بسیاری از افراد ناراحت کننده کند. مهم ترین این تغییرات دگرگونی سیستم دیالوگ های بازی و همچنین حذف Attribute های اصلی است. اما برای جبران این موضوع، ویژگی های جدیدی به نام Perk ها که از Fallout الگو گرفته شده به مهارت ها افزوده شده است.
Skyrim نیز مانند عناوین پیشین این سری یک بازی عظیم است. تادهاوارد در نمایش بازی که هنگام برگزاری نمایشگاه با همکاری Gametrailers انجام شد ادعا کرد این بازی حداقل 300 ساعت گیم پلی دارد (البته در صورتی که بازیباز بخواهد همه جزئیات بازی را کشف کند). هرچند باور کردن این موضوع کمی دشوار است؛ اما حتی اگر این بازی نصف این میزان طول بکشد باز هم یک بازی فوق العاده طولانی است. از طرف دیگر مشکل تکراری شدن Oblivion در این بازی ظاهراً حل شده و 150 دخمه و غار منحصر به فرد برای Skyrim ساخته شده که رقم تحسین برانگیزی است.
بازی های سری Elder Scrolls همواره جزو بازی های نقش آفرینی عالی بوده اند و بازیبازها را ساعت ها در دنیای نفس گیر خود غرق کرده اند و Skyrim با نمایش عالی و ویژگی های جالب آن، ظاهراً از راه رسیده تا این سنت قدیمی را ادامه داده و بازی های نقش آفرینی را بار دیگر یک قدم به جلو براند.

بهزاد

300 ساعت گیم پلی، من دارم میام!

سهیل

من جزو کسانی بودم که از تغییرات سیستم نقش آفرینی این بازی در فروم های Bethesda به شدت انتقاد کردم؛ اما نمی توانم انکار بکنم این بازی من را خیلی هیجان زده کرده و بی صبرانه منتظر آن هستم. دنیای بسیار طبیعی و واقع گرایانه این بازی شاید دوباره ما را برای صدها ساعت در خود غرق کند.

شهاب

لقب Huge (عظیم) که سازندگان بازی برای آن انتخاب کرده اند شدیداً برازنده ی Skyrim است. بعید نیست که بهترین RPG نسل هم بشود.

یاشار

خوشحالم که داستان تغییر درجه سنی Oblivion از T به M آن هم "بعد " از عرضه اش در اینجا تکرار نخواهد شد. اینبار Bethesda عنوانی دو دل نساخته و در عوض با آغوش باز به استقبال درجه M و فواید سرگرم کننده اش رفته است. انیمیشن ها و خیلی از ابعاد نبردها زیباتر از همیشه اما نسبتاً تکراری به نظر می رسند. خوشبختانه طبق یک قانون نانوشته، افزودن اژدها هر چیزی را جذاب تر می کند (همانند درجه M)! امیدوارم که Dragon های بازی فعلی واقعاً‌ رفتار دینامیک و مورد ادعای سازندگان را داشته باشند چرا که نبردهای قهرمان با چند تا از آن ها در طول دموهای E3 به طرز عجیبی جذاب و نفس گیر از آب درآمده بودند. تماشای حالت های متنوع سقوط و نابودی آن ها در کنار افکت باشکوه سوختن هیولاهای بالدار تقریباً حس منفی حاصل شده بعد از تریلر اولیه بازی را در درونم نابود کرد.

محمد

با اینکه هیچ چیزی از سیستم نقش آفرینی بازی به نمایش درنیامد اما زنده بودن دنیای بازی و دیگر موارد جانبی به نمایش درآمده همچون عناوین قبلی سری به خوبی شکل گرفته است.

شهریار

نمایش ها تا حدودی متناقض بود زیرا در برخی نقاط بازی عالی بود ولی در نقطه ای دیگر کیفیت اولیه را نداشت.

Rayman Origins

UBlart Montpellier-Ubisoft (X360-PS3-Wii) 3D Platformer
سهیل منصوری
حمید رضا بهزاد وحید یاشار شهریار آرش سهیل محمد کسری شهاب
17 20 17 16 19 16 18 19 19 19 17 17/9
شخصیت دوست داشتنی Rayman برای اولین بار در سال 1995 و در قالب یک بازی دوبعدی بسیار خوش آب و رنگ عرضه شده و پس از آن تعداد زیادی بازی بر اساس این شخصیت ساخته شد. اما بسیاری از بازی های اصلی این سری و حتی R2 و R3 چه از لحاظ داستانی و چه از لحاظ گیم پلی از اصول بازی نخست فاصله گرفتند و در نهایت بازی Rayman & Raving Rabbids با باز کردن پای خرگوش های دیوانه، شخصیت اصلی این بازی ها یعنی Rayman را در حاشیه قرار داد و در نهایت حتی آن را حذف کرد.
Rayman Origins یک بازی دو بعدی پلتفرمینگ تقریباً شبیه به بازی نخست است که نه تنها تلاش می کند تا تجربه لذت بخشی مانند بازی نخست پدید آورد و Rayman را به دنیای بازی ها بازگرداند؛ بلکه بعضی نکات مبهم مانند ماجرای دوستی Rayman با دوستش گلوبوس را که سر و کله اش در بازی دوم ناگهان پیدا شد را روشن می کند.
داستان بازی زمانی اتفاق می افتد که Rayman هنوز یک شخصیت بی تفاوت و خوشگذران بود و اهمیتی به نجات دنیا (نقشی که در بازی های دیگر بر عهده داشت) نمی داد. این بازی داستان دوست شدن او با گلوباکس و تغییر شخصیت او از یک موجود مسخره به یک قهرمان که به دنبال نجات دیگران است را نمایش می دهد.
Rayman Origins یک بازی بسیار خوش آب و رنگ با خلاقیت های فراوان و مراحل متنوع است که شباهت اندکی به Donkey Kong Country و New Super Mario Bros نیز دارد و به 4 بازیباز اجازه می دهد به طور همزمان در نقش Rayman و گلوباکس و دوتینزی (موجودات جادویی با بینی های بزرگ) بازی کند. بسیاری از عناصر جالب بازی نخست نیز در این بازی استفاده شده و شخصیت ها و موجودات بازی نخست بازمی گردند تا Origins هم یک بازی نوستالژیک و خاطره انگیز باشد و هم عناصر جدید و بدیع داشته باشد. این بازی که توسط یک گروه بسیار کوچک ساخته شده است پیش تر قرار بود در قالب یک بازی دانلودی عرضه شود؛ اما با افزایش مراحل بازی و تکامل آن به یک بازی retail کامل تبدیل شد. موتور مورداستفاده در بازی UbiArtFramework نام دارد که تمرکز اصلی آن حذف کلیه موانع فنی است تا به بازی ساز اجازه بدهد فارغ از مسایل تکنیکی، روی بخش های هنری بازی تمرکز کند.
Rayman شخصیت شناخته شده و محبوبی است؛ از این رو این بازی در نمایشگاه با استقبال خوبی از طرف طرفداران بازی های Rayman روبرو شد. اما گیم پلی بسیار جالب، boss های عالی و مراحل فوق العاده زیبایی که نمایش داده شد توانست توجه طرفداران دیگر بازی ها را نیز به خود جلب کند؛ چون به نظر می رسد Rayman Origins از آن بازی هایی باشد که تقریباً هرکسی از آن لذت می برد.

حمید

دمویی که انسل برای E3 تدارک دیده بود، مراحل و محیط های متنوع بازی را به همراه یک سری مکانیزم های جالب گیم پلی دو نفره بازی نشان می داد. طنز موجود در بازی که در همه جنبه های آن دیده می شود واقعاً فوق العاده کار شده، همانطور که انتظار می رفت Rayman Origin یک بازی side scrolling دو بعدی فوق العاده جذاب و زیباست که با ارائه یک co-op کم عیب و نقص مسلماً خیلی ها را تا مدت ها سرگرم خواهد کرد.

یاشار

بجز نارضایتی شخصی از بکار بردن طراحی کمدی و مدرن تر Rayman بجای حالت دوستداشتنی و ساده تر اولین قسمت سری، همه چیز در بحث تصاویر Rayman Origins برایم میخکوب کننده است. حتی فکر کردن به تماشای این معجزه ی هنری دو بعدی با طراحی مراحل و دنیای خیره کننده به صورت 1080p در 60 فریم، انسان را دیوانه می کند. تنوع گیم پلی و ساختار درجه یک دنیای Origins، در همین نمایش کوتاه موفق می شود. بهترین های نینتندو و دیگر استادان بازی های پلتفرمر را در ذهن تداعی کند. تریلر و نمایش اولیه Origins در سال گذشته کمی زیر سایه بازگشت Donkey Kong Country و Kirby قرار گرفت اما دمو و سکانس های حاضر ریمن در E3 امسال حتی از مجموع لذت تماشای آن دو عنوان هیجان انگیزتر هستند.

کسری

این بازی به قدری زیبا و هیجان انگیز طراحی شده بود که باعث شد به جایی اینهمه بازی های TPS، FPS خوب نمایشگاه از این اثر به عنوان بهترین بازی E3 امسال نام ببرم. انسل تو واقعاً نابغه ای!

محمد

زیبایی Rayman Origins تنها در جلوه های گرافیکی آن نیست، بلکه گیم پلی و صداگذاری آن نیز زیبایی خاص خود را داراست و هر بازیبازی را به سمت خود جذب می کند.

آرش

با این که دلم برای خرگوش های احمق و بامزه جناب آقای انسل تنگ می شود اما بالاخره آن ها دست از سر Rayman برداشتند. وقتی سبک و گرافیک دوبعدی و خیره کننده بازی را دیدم ناخودآگاه به یاد خیلی از عناوین SideScroll قدیمی افتادم جای اکثر آن ها خالی کاش می شد خیلی از استودیوهای به جای دست و پا زدن بیخودی در دنیای سه بعدی به فکر زنده کردن عناوین قدیمی و فراموش نشدنیشان به این شکل و ساختار می افتادند. جناب Rayman بازگشت شکوهمند و پرافتخار شما و همراهانتان را به دنیای 2D تبریک می گویم!!؟

Bioshock

Infinite
Irrational Games-2K Games (PC-PS3-X360) FPS/Action
سهیل منصوری
حمید رضا بهزاد وحید یاشار شهریار آرش سهیل محمد کسری شهاب
20 18 18 18 19 19 18 15 20 18 16 18/1
اگر بازی پیشین کن لوین یعنی Bioshock را بازی کرده اید احتمالاً می دانید بازی های Bioshock چه نوع ویژگی هایی دارند. گیم پلی بازی آزادی زیاد، قابلیت ارتقای شخصیت اصلی، اتمسفر منحصر به فرد، درگیری های عظیم و در نهایت روابط احساسی بسیار تأثیرگذار.
Bioshock Infinite شاید برخلاف بازی نخست در دنیای عجیب اعماق آب اتفاق نیفتد؛ اما این بار چیز دیگری برای عرضه دارد: یک شهر جادویی شگفت انگیز به نام کلمبیا که در آسمان پرواز می کند. اما روح و قلب این بازی، روابط احساسی و عاطفی عمیق آن است. بازیباز در Bioshock Infinite در نقش مردی بازی خواهد کرد که زن جوانی به نام الیزابت را از یک برج در این دنیای شگفت انگیز نجات می دهد و همراه با او درگیر ماجراها و جنگ بزرگ بین دو گروه این بازی می شود. رابطه بین بازیباز و الیزابت شاید در ابتدا یادآور رابطه میان بازیباز و الکس ونس در بازی Half-Life 2 باشد؛ اما شخصیت سومی به نام Songbird هم وجود دارد که موضوع را کمی پیچیده تر می کند. او که به یک پرنده مکانیکی غول پیکر و بسیار قدرتمند شباهت دارد و می تواند پرواز کند؛ از زمانی که الیزابت یک کودک 5 ساله بوده او را در برج زندانی کرده و برای سال های متمادی هم زندانبان او بوده و هم تنها دوست و همراه او. او اکنون شبیه به یک دوست پسر سابق حسود به نظر می آید که می خواهد الیزابت را از بازیباز جدا کند و او را به برج بازگرداند و زندانی کند و الیزابت که اکنون یک زن بالغ است؛ می خواهد آزاد شود و دنیا را ببیند. رابطه پیچیده میان الیزابت، بازیباز و Songbird از آن دسته روابطی است که برای رمزگشایی آن باید سراغ کتاب های سیگموند فروید برویم.
جنبه احساسی دیگر بازی، تنش و اضطراب است که با ترس موجود در Bioshock جایگزین شده. در Bioshock Infinite دیگر با محیط های تاریک و بسته و دشمنان ترسناک روبرو نمی شویم؛ اما دشمنان جدید انسان هایی معمولی هستند که مانند انسان های معمولی نیز واکنش نشان می دهند. وقتی بازیباز وارد یک محیط جدید می شود و با افراد غریبه روبرو می شود؛ ممکن است غریبه ها بلافاصله به او شلیک کنند؛ یا منتظر اتفاقی شوند (مثلاً منتظر شوند بازیباز پشتش را به آن ها بکند، یا دنبال بهانه ای بگردند) یا اصلاً حمله نکنند، که در این صورت بازیباز باید از دردسر دوری کرده و خود نیز به آن ها حمله نکند. بنابراین بازیباز در رویارویی با دشمنان همواره باید آماده واکنش خصم آمیز آن ها باشد و تنش ناشی از این که یک فرد هر لحظه می تواند عملی غیرمنتظره انجام دهد، یا واکنش غیرمنطقی بازیباز ممکن است باعث یک درگیری بزرگ و در عین حال بی دلیل شود؛ بعد جدید اضطراب را به بازی اضافه می کند.
فضاهای بزرگ و روشن، محیط های وسیع و باز و قابلیت تغییر ارتفاع بازیباز با استفاده از ابزارهای گیره مانندی که به ریل ها وصل می شود تفاوت بزرگ دیگر این بازی با بازی نخست است. Bioshock Infinite اهمیت زیادی به مبارزه در ارتفاع می دهد و این بخش از بازی به یکی از نکات برجسته آن تبدیل شده است؛ هر چند امیدوارم تکراری نشود. استقبال شگفت انگیز منتقدان در E3 از این بازی سبب شد Bioshock Infinite بارها به عنوان برترین بازی نمایشگاه معرفی شود و رابطه عاطفی معرفی شده در بازی از یک طرف و محیط منحصر به فرد آن از طرف دیگر این بازی را به یک عنوان نمادین و تحسین برانگیز تبدیل کرد.

حمید

دموی 15 دقیقه ای Bioshock Infinity واقعاً مو به تن آدم سیخ می کرد. از لحاظ گرافیکی بی شک این بازی بهترین بازی ای است که تا به حال بر مبنای Unreal Engine 3.0 ساخته شده است و حتی از Gears of War 3 هم بهتر بود. جو بازی در یک کلام معرکه است. art بازی واقعاً بی نظیر است، ایده هایی که در بازی پیاده شده دیوانه وار و بسیار نوآورانه هستند و گیم پلی هم بدون اغراق بازیباز را در خود غرق می کند. وقتی در حال تماشای دمو بودم مدام در این فکر بودم که Ken Levine و تیمش چگونه توانسته اند بعضی از این ایده ها را پیاده سازی و کدنویسی کنند. Infinity از نظر من با اختلاف بهترین بازی E3 امسال بود.

شهاب

در نبود ریچر بعید بود که طراحی هنری بازی تا این حد فوق العاده باشد، اما خوشبختانه این اتفاق افتاده است و خیلی بیشتر از عنوان دوم میتوان به این بازی امیدوار بود.

محمد

یک دنیای زیبا و وجود المان های همیشگی بازی های Ken Levine و البته یکی از زیباترین بازی های نمایشگاه از لحاظ گرافیکی باعث شده تا BI تبدیل به بهترین بازی E3 امسال شود.

شهریار

علاوه بر نمایش خیره کننده BF3 اگر بخواهیم دومین نمایش موفق امسال را مشخص کنیم قطعاً INFINITY خواهد بود عنوانی که با تغییرات گسترده خواهد توانست لقب بهترین عنوان E3 را به خود اختصاص دهد.

بهزاد

واقعاً تازگی و جذابیت از در و دیوار این بازی می ریزه و حال و هوای جدید که کاملاً با آثار قبلی مجموعه فرق می کنه بسیار عالی بود. ای کاش همه ی سازندگان موقع ساختن Sequel این قدر به تازگی و متفاوت بودن بازی اهمیت می دادند.
منبع: بازی رایانه، شماره 43.

 

 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما