0
ویژه نامه ها

پیشگویان آپولون

تحقیقاتی که درباره ی هاتفان «آپولون» بعمل آمده و جنبه ی قطعی نیز پیدا کرده این است که «سی بیلا» یا «سی بیل Sibylle» کاهنه ایست که پیشگوئی نمی کند اما نصایح او در شناسانیدن پیشگوئیهای هاتفان آپولون مؤثر است.
پیشگویان آپولون
پیشگویان آپولون

نویسنده: دکتر سعید فاطمی



 
تحقیقاتی که درباره ی هاتفان «آپولون» بعمل آمده و جنبه ی قطعی نیز پیدا کرده این است که «سی بیلا» یا «سی بیل Sibylle» کاهنه ایست که پیشگوئی نمی کند اما نصایح او در شناسانیدن پیشگوئیهای هاتفان آپولون مؤثر است.
نخستین «سی بیل» دختر داردانوس (1) و «نزو Neso» بود و پس از او همه ی کاهنه ها را بنام اخصّ «سی بیل» خواندند. منشاء این کهانت را از بعضی پاسخ های ساختگی و دروغین می توان پیدا نمود بخصوص در افسانه هائی که کاهنان «دلف» ساخته و پرداخته اند.
پاسخ های کاهنه ها به هیچ وجه روشن نیست و اصل مذهبی یا اسطوره ئی نیز ندارد و گاهی نخستین «سی بیل» را یکی از دختران زئوس و «لامیا Lamia» دانسته اند که او نیز به نوبه ی خود به تفسیر احادیث وابسته به خانواده ی خدایان بخصوص آنچه که مربوط به «آپولون» بوده است می پرداخت.
دومین «سی بیل» دختری است بنام «هروفیله Herophile» (2) که در خطه ی «تروآد Troide» (شهر تروآ Troie پایتخت این خطّه بوده است) متولد گردید.
در دوران گذشته مردم دلس سرودی به افتخار آپولون می خواندند که «هروفیله» آنرا ساخته و خود را «همسر» یا «دختر» خدای روشنائی و نور (آپولون) خوانده بود.
مشهورترین «سی بیل» دوران قدیم یونان مربوط به شهر «اریتره Erythree» در لیدی است که در غار کوهستان «کوریکس Corycos» بدنیا آمد و پس از تولّد به سرعت بزرگ شد و به پیشگوئی و شعرسازی پرداخت و در اساطیر منقول است که 9 برابر عمر انسانهای عادی زندگی کرد.
در ساموس نیز «سی بیل» دیگری بنام «فی تو Phyto» زندگی می کرد.
«پوزانیاس» از «سی بیل» شهر بابل که بنام «سابه Sabbe» معروف بود صحبت می کند. این نام منشاء عبری دارد و دختر «بروسس Berosos» و «اریمانته Erymanthe» بوده است.
افسانه ی «سی بیل ها» از آسیای صغیر به خطّه «فوسید Phocide» رخنه یافت و کاهنه های «دلف» با هاله ئی از نور اسرارآمیز خودنمائی می کردند که این روشنی غیر واقعی و اعجازآور بود. تمام داستانهای وابسته به سی بیل ها مرموز به نظر می رسد.
چنین می توان اندیشید که مردم «آناتولی» نخستین کسانی هستند که به ساختن و پرداختن این افسانه ها دست زده اند و سپس مردم آسیای صغیر آن را تقلید نموده و این افسانه سازی از «لیبی» به «کوم Cumes» و سپس به دلس و دلف راه یافته است.
نه «هومر» و نه «هزیود» از دختران غیبگوئی که در سنّت های کهن «سی بیل» خوانده می شدند صحبتی به میان نیاورده و عجیب تر اینکه حتی «هرودت» که اغلب هاتفان بزرگ را نام برده از «سی بیل ها» و افسانه پیشگوئی آنان یادی ننموده است.
«هی یروکلس Hierocles» (3) به هنگامی که «تریژه Trygee» را در اثر خود بنام «صلح Paix» به باد انتقاد و مسخرگی گرفته نشان می دهد که در سال 420 قبل از میلاد مسیح در تمام سرزمین یونان «هاتفان سی بیل» وجود داشته اند.
برای ما غیر ممکن است که بدانیم در چه زمانی سنّت های وابسته «بدلف» «سی بیل» را به راهبه بودن آپولون پذیرفته و معابد یونانی نیز هیچگونه توجیهی برای این مسئله نمی کنند که در زمینه ی افسانه های وابسته به غیبگوئی و پیشگوئی چرا «سی بیل» مظهر آن شده است.
مسلماً اتفاقی نیست اگر در متونی که از قدیم درباره ی «سی بیل» به دست ما رسیده این نکته را نشان دهد که «پی تی» همیشه نیازمند واسطه ئی میان خود و مردم بوده است.
خدائی که در «دلف» حکومت می کند نه وحی و الهام می رساند و نه خود را مستور می نماید بلکه تنها به توجیه اسرار می پردازد.
«هراکلیت» (4) نیز درباره ی «سی بیل» چنین نظر می دهد: «او (سی بیل) با آهنگی هذیانی و تلخ بدون اینکه لبخندی بر لب داشته باشد و بدون آنکه کلام خود را بزیوری بیاراید و بدون تدلیس سخن می راند و نوای آسمانی او گوئی سخن هزاران هزار سال را جلوه گر می سازد. (5).
«هراکلیت» شخصاً در سرزمینی زندگی می نموده که «سی بیل» در آن به پیشگوئی مشغول بوده و برای او «سی بیل» پرتوی از «پی تی» بشمار می رفته است.
تعجب آور نیست اگر «اشیل Eschyle» «کاساندر Cassandre» (6) را در سیمای «‌پی تی» مجسم نمی کند، بلکه او را یک «سی بیل» می شناسد. (7)
تمام سنّت های ادبی عهد گذشته نشان دهنده ی این موضوع است که «پی تی» یک همسان اسطوره ئی دارد.
اگر «پی تی» و «سی بیل» را کسی اشتباه کرده و احیاناً یکی دانسته باشد مسلماً از سنّت های معموله در «دلف» بی خبر بوده است.
«پلوتارک» سعی کرده است حقیقت را از ورای ظواهر کشف کند و با تصوّرات خود سیمائی از «سی بیل» و قدرت و وظائف او بسازد و باید از او سپاسگزار بود که ما امروز می توانیم فرق «پی تی» و «سی بیل» را توجیه کنیم.
«هاتفان» و «پیشگویان» بحقیقت دو وظیفه گوناگون در سنّت های آپولون به عهده دارند و از همین جا است که بین «پی تی» و «سی بیل» تفاوت مشهود می گردد.
«پی تی» زنی محجوب است که نصایح خود را به صورت نثر بیان می کند و سعی او بر این است که سنّت های اسلاف خود را بدقت هر چه تمامتر تعبیر و تفسیر نماید.
دموکراسی یونان کهن به هاتفان اهمیّت خاصّی بخشیده و بدانگاه که «پی تی» پاسخ سئوالی را نمی دهد «سی بیل» نقش اسطوره ئی خود را ایفا می کند.
اگر معبد دلف از خویشتن معجزات و کراماتی نشان می دهد در حقیقت همه ساخته و پرداخته ی ادبیات یونان کهن است که می خواهد با جنبه های ادبی، سیمای درخشانی به میتولوژی خود ببخشد.
برای شناختن «پی تی» نخست باید سیمای واقعی او را ترسیم نمود و مبنای مذهبی را که اصول آن هنوز بر ما تاریک است اما ریشه های فعالیت هاتفان از آن منشعب می شود درک و کشف نمود بخصوص در این سی سال اخیر که معابد و محرابهای کهن مورد توجه محققان قرار گرفته، آثار بیشماری درباره ی آنان منتشر شده تا جائی که اغلب نظریات دانشمندان یونان شناس با یکدیگر معارضه پیدا نموده و بخصوص درباره ی معبد دلف اختلاف نظرهای زیادی پیدا کرده اند و بدینسان برای یک کاوشگر توجیه واقعی قدرت هاتفان معبد دلف بطور دقیق میسر نخواهد بود.
از سوی دیگر عقاید و اصولی که در یونان قدیم رعایت می شده بنظر بعضی محققان بیشتر جنبه ی ادبی داشته است تا مذهبی.
البته سنّت های دلف، وابسته به آپولون در طی قرون متمادی چهره ی خویش را عوض کرده است اما نمی توان اصول اساسی آن را نادیده انگاشت.
جالب اینکه در معبد «دلف» محراب «آکانتوس Acanthos» (8) و محراب «دیونیزوس Dionysos» در کنار معبد «آپولون» قرار گرفته و «پی تی» در محراب همین معبد به ترویج سنّت های آپولون می پرداخته است.
اهمیّت دیونیزوس (باکوس Bacchus) و «منادها Menades» (9) که نخست راهبه های زمین مادر (گایا Gaia» بودند و سپس خدمه ی دیونیزوس و بالاخره کنیزان آپولون شدند در سنّت های وابسته بدلف بسیار مهّم است.
قدما معتقد بودند که رابطه ی جنسی بین آپولون و راهبه هایش در «دلف» برقرار بوده و به عنوان مثال از «پاتار Patarae» نام می‌ بردند.

پی نوشت ها :

1-داردانوس پسر زئوس و الکتر Electre جد افسانه ئی تروآئی ها است که بنیان شهر داردانی Dardanie را نهاد و بعدها این نام به «تروآ» تبدیل شد (ویرژیل: ‌انئید- فصل هشتم بیت 134)
2- هروفیله از نظر تاریخی دومین سی بیل است که مادرش یکی از الهه ها و پدرش «تئودوروس Theodoros» چوپانی در کوههای ایدا Ida بود.
نخستین پیشگوئی او درباره ی سقوط شهر تروآ بود و اینکه باعث این خرابی زنی خواهد بود که در خطه ی اسپارت پرورش یافته است (هلن دختر زئوس و لدا در اسپارت متولد شده است) هروفیله به سیاحت سرزمین های گوناگون منجمله ساموس- دلف- دلس رفت و در شهر اخیر در گذشت. مقبره ی او ظاهراً در جنگل «آپولون اسمین تئن Apollon Smintheen» قرار داشته است. پوزانیاس: فصل دهم بیت 12 به بعد.
3- هی یرو کلس فیلسوف یونانی مکتب نوافلاطونیان است که در اسکندریه متولد شد و در همانجا تحصیل و تدریس نمود و در قرن پنجم درگذشت.
بین آثار او «تفسیر بر اشعار زرین فیثاغورس Commentaire Sur Les Vers Dores de Pytagore» و «رساله در باب مشیت ربانی و سرنوشت Traite de la Providence et du Destin» را می توان نام برد که نشان دهنده ی عظمت اخلاقی او است. برای او فلسفه تزکیه نفس و به پایان رسانیدن زندگی است و معتقد است که زندگی را با تقوی باید به پایان رسانید تا با حقیقت به جهان دیگر رفت.
4- فیلسوف یونانی که در حدود سال 576 ق. م در آسیای صغیر (افز Ephese) متولد شد کتاب معروف او «درباره ی طبیعت De la nature» است که به نثر ایونی نوشته شده و مربوط به قضاوت درباره ی دوران های گذشته است. فلسفه او تأثیر فراوانی بر روی سوفسطائیان و رواقیون و افلاطون و ارسطو داشته است.
5- هراکلیت: قطعات 93 و 92 که بوسیله پلوتارک در «پی تی Pythie» ذکر شده است: فصل ششم صفحه 397 آ
6- کاساندر در یونانی (Kassandra) دختر «پریام» و «هکوب» است که آپولون به او قدرت پیشگوئی عطا نموده بود ولی چون کاساندر عشق او را نپذیرفت آپولون نیز ترتیبی داد که هیچکس حرفهای «کاساندر» را به او نمی داشت. کاساندر بدست «کلی تمنستر» کشته شد.
همر: ایلیاد- سرود سیزدهم بیت 366 به بعد
همر: ادیسه- سرود یازدهم بیت 421
ویرژیل: فصل دوم ابیات 246 و 404
7- سوفوکل در یکی از قطعاتش که پلوتارک آن را نقل نموده (پی تی: فصل 25- صفحه F 406)
8- آکانتوس یکی از پسران «اتونوس Autonoos» و «هیپودامی» است که در وجاهت و زیبائی کم نظیر بوده است، افراد خانواده آکانتوس به زراعت مشغول بودند ولی در زمین زراعتی آنان خیزران و خار خسک زیاد بود و بدین جهت نام یکی از فرزندان خود را «آکانتوس» که به یونانی خارخسک معنی می دهد گذاشتند. در اساطیر مذکور است که زئوس و آپولون افراد خانواده ی آنان را به شکل پرندگان مبدل ساختند و منجمله خود هیپودامی بصورت مرغ کاکلی درآمد و آکانتوس به شکل مرغ سقا شد.
9- خود کلمه مناد به معنی (زن دلباخته) است. آنان راهبه های الهی یعنی «باکانت» ها و ملازمان دیونیزوس بودند. در توصیف آنان گویند که همیشه برهنه بودند یا پارچه ی نازکی بر تن داشتند و تاجی از عشقه بر سر می گذاشتند.
منادها تجسم روح میگساری در طبیعت بشمار می آمدند. آنان در حالتی شبیه به جذبه ی و خلسه فرو می رفتند و بالاخره به جنون عارفانه ئی مبتلی می شدند و به کوه و دشت پناه می بردند.
قدرت آنها در تسلط بر درندگان بود چنانکه گاهی آنان را سوار بر یوز پلنگ نشان می دهند یا با گرگ بازی می‌ کنند.
خود کلمه ی «مناد» در یونانی Mainades و بمعنی «هار» و یا «خشمگین» است.
«منادها» (با کانت ها) گاهی خود را با پوست حیوانات وحشی می پوشانیدند و رومی ها آنها را به «لی برپاتر Liber Pater» تشبیه کرده بودند که حامیان تاکستانها و مزارع بودند (عید آنان هفدهم مارس بود)
«پی یر گریمال» در فرهنگ میتولوژی خود (صفحه 126 ستون دوم) دیونیزوس را بنام «باکوس» و همگام خدای قدیمی ایتالیا (لی بر- پاتر) و حتی آنان را یکی دانسته است. نخستین رابطه «دیونیزوس»‌ و «سی بیل» را به هنگام عبور از سواحل آسیا به فریژی می داند که «سی بیل» به گرمی او را پذیرفت و پس از تطهیر دیونیزوس را به اسرار طریقت خود آشنا ساخت و دیونیزوس پس از‌ آنکه از حالت جذبه و خلسه خارج شد به تراس رفت و چون لیکورگ او را نپذیرفت به تتیس که یکی از نرئیدها بود پناهنده شد ولی لیکورگ همراهان او را اسیر کرد و حتی برای انتقام از دیونیزوس درختان انگور را که گیاه مقدس خداوند تاک بود قطع نمود ولی خشکسالی تمام کشورش را فراگرفت و رعایای او ویرا به قتل رسانیدند.

منبع: فاطمی، سعید، (1387)، مبانی فلسفی اساطیر یونان و روم، تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم.

 

 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما