0
ویژه نامه ها

پانوشت های دردسرساز داوود شاه

پییر بِل (*)Pierr Bayle (1647- 1706) فرزند یک کشیش پروتستان فرانسوی (هوگه نو Huguenot) بود. او مذهب پروتستان را رها کرده و به مذهب کاتولیک می گراید ولی چندی نمی گذرد که دوباره کیش پدرش را بر می گزیند.
پانوشت های دردسرساز داوود شاه
پانوشت های دردسرساز داوود شاه

نویسنده: پی یر بیل
مترجم: کامبیز گوتن



 

مقدّمه

پییر بِل (*)Pierr Bayle (1647- 1706) فرزند یک کشیش پروتستان فرانسوی (هوگه نو Huguenot) بود. او مذهب پروتستان را رها کرده و به مذهب کاتولیک می گراید ولی چندی نمی گذرد که دوباره کیش پدرش را بر می گزیند. در اواخر عمرِ خود که در هلند می زیست کم و بیش به آزاد اندیشی روی می آورد و کُلا با دگماتیزم (جزمیّت) مذهبی به دشمنی بر می خیزد. بزرگترین اثر او Dictionnaire historique Critique (1697) در قرن هجدهم خوانندگان فراوانی داشت و نسخه هایی از آن که در صدها کتابخانه شخصی پیدا می شد نکته هایی را برای وُلتر و فیلوزفهای فاش می ساخت که به کمک آن می توانستند به تشکیلات مسیحیّت و فرقه گرایی های آن بتازند.
بخش زیرین از مقاله رسوا کننده «داوود» انتخاب شده است. خود متن مقاله چندان تند و تکان دهنده نیست ولی پاینویسها و «حواشی» دارای نکات آتش افروزانه ای بود که برخی از آنها در چاپهای بعدی کتاب سانسور گردید.

داوود

[ در این مقاله بِل می گوید که داوود جوانترینِ هشت پسر یِسهِ اهل بیت لحم بود، که وی به این موضوع در پاینویس اشاره می کند]: برخی از خاخامهای متآخّر می گویند وقتی فقط داوود بسته شده است، پدرش یِسهِ تصور نمی کرد که با زنش همبستر شده باشد، بلکه با کنیز باکره اش؛ استناد آنها به آیه پنجم، مَزمور پنجاه و یکم است، آنجایی که داوود می گوید در ناروایی و معصیت شکل گرفته و اینکه مادرش او را با ارتکاب گناه آبستن شده... اگر فرض این خاخام ها درست باشد حقّ دارند بگویند که یسه مرتکب زنا شده بوده است؛ ولی از طرف دیگر اگر او صادقانه باور داشته باشد که با زنش خوابیده است دیگر تقصیری متوجّه او نیست چنانچه کنیزش از او صاحب بچُه شده باشد... . آنهایی که وقاحت خام خام ها در خصوص نطفه بسته شدن داوود را می پذیرند باید به امر وقیحانه دیگری نیز معترف باشند و آن اینکه داوود در زمره حرام زادگان عظیم الشّأن می باشد... .
[در متن، بِل می گوید شاه شائول وقتی که دید داوود دارد به جنگ گولیات می رود از سرکرده سپاه خود پرسید: «این جوانک کیست؟» در پاینویس بِل اظهار نظر می کند:]
باید عجیب به نظر رسد که شائول در آن روز داوود را نشناسد، زیرا این جوانک در آن روز به کرّات برای او ساز زده بود تا ابخره سیاهی را که خاطرشاه را معذّب می ساخت از او دور کند. اگر این حکایت در کتاب توسیدید Thusydidesیا تیتوس لیوی Titus Livy نقل می شد محال بود که منتقدان به اتفاق نتیجه نگیرند که این صفحات جعل شده اند، چیزی که در یک جا بدان اشاره نشده و در جای دیگری تکرار گشته و یا به نوشته نویسنده افزوده شده است. ولی چون کتاب آسمانی است، بنابراین، ایرادی بدان نیست. با اینحال برخی جرأت این را دارند که بگویند تمامی بخش و یا آیه های کتاب اوّل ساموئل آنطور که در آغاز آمده اند سرجای خود قرار نگرفته اند... .
[در متن مقاله بِل می گوید که داوود فرزند مقدس کلیسا بود که با کارهای خود بر آن نور با شکوه آرامش و پارسایی را پاشیده بود. «ولی او خطا ناکرده و معصوم نبود»، که همین نکته، بِل را وا می دارد تا در پاورقی توضیح دهد:] انگ زدنِ مردم چیزی بود که خداوند، آن را گناه کبیره ای تلقّی می کرد. عشق داوود به زنِ اوریا، و فرامینی که داوود صادر کرده بود، که به کُشته شدن اوریا منجر شد، دو جنایت شنیع می باشد؛ ولی چون داوود با توبه ای دلنشین جبران آن را کرده بود حتّی این واقعه زندگی او نیز در تعلیم و تعالی ارواحِ با ایمان تأثیرش اندک نیست. این واقعه به ما می آموزد که حتی قدّیسان نیز از گمراهی مصون نیستند و باید مواظب بود: از این واقعه می آموزیم که چطور باید برای گناهانمان استغاثه کنیم، و این سرمشق بسیار خوبی است. در مورد برخی از منتقدان که می کوشند نشان دهند که داوود در برخی از اعمال خود مستحقّ سرزنش زیاد است لازم ندیدیم نظریّات آنها را در این چاپ جدید [1702] منعکس کنم؛ دلیلش این است که افراد فاضل متعددی که سطح آگاهیشان در این نوع موضوعات از من بیشتر است به من اطمینان داده اند که ایرادهای آن منتقدان را می توان به سهولت ردّ کرد اگر به خاطر داشته باشیم: 1- او در دورانی که شائول حیات داشت پادشاه بحقّ بود؛ 2- او کاهن اعظم را که با خدا مشورت می کرد تا بداند چه کار باید کند، در کنار خود داشت؛ 3- فرمان صادره به یوشوعه در مورد قتل عام کفّار فلسطین هنوز اعتبار داشت؛ 4- با در نظر گرفتن شرایطی که داوود در آن می زیست و کتاب آسمانی بدان اشارت دارد می توان قبول کرد که داوود بی گناه بود، هر چند بعضی از کارهای او به طور کلّی و از دیدگاه امروز شنیع به نظر آید.
[در توضیح د. Remark D چاپ 1697 این کتاب، که بعدها سانسور می شود، بِل می نویسد:] داوود بعد از اینکه با ششصد جنگجو یا قشون کوچک خود مدتی در پایتخت شاه آکیس King AKis رحل اقامت می اَفکنَد نسبت به این شهریار احساس دَین کرده و برای اینکه رهین منّت او نباشد از او تقاضا می کند منزل دیگری در اختیارش بگذارد. آکیس شهرک سیسلگ Siceleg را در اختیار او می گذارد. داوود سربازان خود را به آنجا می برد و نمی گذارد که شمشیرهای آنها در آنجا زنگ بزند. او اغلب قشون کشی کرده و بی رحمانه زنان و مردان را از دم تیغ می گذراند: او فقط حیوانات را نمی کُشد و فقط با چنین غنیمتی است که به وطن بر می گردد. او می ترسد که زندانیان این راز را بر شاه آکیس فاش سازند؛ به همین دلیل زنان و مردان اسیر را با خود بر نمی گرداند بلکه هر زن و مردی را از دم تیغ می گذراند. رازی که او نمی خواست فاش شود این بود که این جنگ و تاراجها در سرزمین اسرائیلی ها نبود که صورت می گرفت، امری که خلاف آن را به شاه گاث Coth گفته بود، بلکه در سرزمینهای قدیم فلسطینی ها به وقوع می پیوست.
راستش را بخواهید این طرز عمل بسیار ناپسند و بد بود؛ زیرا که برای سرپوش نهادن به یک خطا خطای بزرگتری را مرتکب می شد. او شاهی را که رهین منّتش بود می فریفت، و شقاوت نشان می داد تا خدعه و نیرنگهایش در پرده اسرار بمانند. اگر از داوود می پرسیدند:« با چه مجوّزی به این کارها دست می زنی»، چه جواب می داد؟ شخصی مثل او که به سرزمین شهریار همسایه خود پناه آورده بود آیا این حقّ را داشت که خودسرانه به عداوت برخیزد و بدون اخذ مجوّز از شاهِ آن مملکت جنگ و خونریزی کند؟ آیا داوود چنین اجازه و دستوری را داشت؟ آیا او برخلاف نیّت و نفع شاهِ گاث عمل نمی کرد؟ براستی اگر امروز کسی که در یک مملکت دارای هیچ مقام و منصب حکومتی نیست، اصل و نسبش هر چه می خواهد باشد، رفتاری مثل داوود پیشه سازد بجز بدنامی هیچ چیز دیگری نصیبش نخواهد شد. من می دانم که سرشناس ترین قهرمانان و پرآوازه ترین پیامبران عهد عتیق گاهی تأیید می کردند که هر جانداری به دم شمشیر بگذرد؛ و به همین دلیل اگر داوود به دستور خدا یا پیغمبری مأموریّت یافته بود که چنان عمل کند من از اینکه کار او را غیر انسانی بنامم خودداری می کردم: ولی آنطور که از سکوت کتب آسمانی در این خصوص بر می آید پیداست که او خودسرانه به این نوع کارها دست می زد... .

پی نوشت ها :

* (Pierre Bayle: An Historical and Critical Dictionary)london: C. Harper, 1710), Vol. ll. pp. 1059- 62: Sictionnaire historique et Critique (Rotterdam: R. Leers. 1697), Vol. I, P. 925.

منبع: فرانکلین، لوفان باومر؛ (1389)، جریان های اصلی اندیشه غربی جلد دوم، کامبیز گوتن، تهران، انتشارات حکمت، چاپ دوم، 1389.

 

 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما