اندیشه های    (آیة الله علی نقی کمره ای) در دولت صفوی(1)

 

نویسنده : رسول جعفریان



 

(آیة الله علی نقی کمره ای)

دولت صفوی، نخستین دولت شیعی دوازده امامی است که مبنای کار خود را به صراحت بر مذهب تشیع و نشر آن قرار داده است. پیش از آن نمونه هایی مانند دولت آل بویه و سربداران خراسان و... بوده است که درباره آن ها چند و چون های فراوانی وجود دارد. به همین دلیل، تجربه عملی دولت صفوی، به ویژه در برخورد با مسئله رهبری و امامت، که مهم ترین رکن تشیع است، اهمیت زیادی دارد. آن چه در جمع می توان در این زمینه عنوان کرد، آن که دولت مزبور، بر پایه نوعی توافق و همکاری میان سلطان و مجتهد شکل گرفت. تجربه این توافق در دولت های اسلامی غیرشیعی هم وجود داشت، اما در این جا تا حدودی رنگ شیعی و ولایی به خود گرفت. اکثر قریب به اتفاق علما، به هر دلیل، پذیرفتند تا با مشارکت در این دولت، به اداره امور شرعی مردم بپردازند و امورعرفی را به سلطان واگذار کنند. علما مهم ترین وسیله کنترل در دولت صفوی بودند.
یکی از این مجتهدان، علی نقی کمره ای، یعنی شخصی است که مقاله حاضر به بیان اندیشه های وی پرداخته است. او قاضی شیراز و پس از آن شیخ الاسلام اصفهان بوده و از این زاویه اظهار نظرهای او قابل توجه است. از این اثر، چنین به دست می‌آید که همه سلاطین صفوی، در همه وقت وفادار به آن توافق نبوده اند و دشواریهایی در مناسبات علما با حکومت وجود داشته است. بررسی این دشواریها، کار یک رساله مستقل است.یکی از این دوره های دشوار، دوران سلطنت شاه صفی(1038- 1053) است شاه صفی در کنار یکی دو تن از شاهان صفوی، از ویژگیهای منفی فراوانی برخوردار بوده و جنایات وی در حق خود خاندان صفوی در تاریخ برجای مانده است.
مباحث این مقاله، شرحی از زندگی و آثار وی، و سپس مروری بر کتاب "همه الثواقب" اوست که وی اندیشه های سیاسی و فرهنگی خود را در آن عنوان کرده است. طبعاً، مثل همیشه، طرح این قبیل اندیشه ها، به ویژه جزئیات آن، به معنای همراهی مؤلف با آن ها نیست. این مرور، شامل برخی نکات فرهنگی نیز می شود که برای شناخت دوره صفوی مفید بوده و وی در این اثر خود به آن پرداخته است.

درآمد

شیخ علی نقی کمره ای شیرازی اصفهانی ( م1060 ه.ق ) فرزند شیخ ابویعلی محمد هاشم طغائی، از عالمان برجسته دوره صفوی است که افزون بر دانش قابل توجه، از موقعیت اجتماعی و سیاسی و دینی بالایی برخوردار بوده است. وی به درخواست امام قلی خان، حاکم فارس، مدت ها قاضی شیراز بود و پس از آن، به درخواست خلیفه سلطان اعتماد الدوله شاه عباس دوم (در سال ه.ق) به منصب شیخ الاسلامی اصفهان، که بالاترین مرجعیت دینی - سیاسی بود، دست یافت و تا سال مرگش، یعنی 1060ه-.ق این منصب را در اختیار داشت.
افندی پس از یاد کردن از برخی از آثار وی می نویسد: اولاد و احفاد وی در شیراز و اصفهان بوده و هستند و کسانی از آن ها در زمان وی، زنده و برخی درگذشته اند. وی در اصل از کمره (از محال فراهان) بوده و لذا علاوه بر شهرت به شیرازی و اصفهانی، به کمره ای فراهانی هم ملقب است. افندی می افزاید: وی در زمره شاگردان سیدماجد بحرانی بوده که در شیراز زندگی می کرده است.
[1]کمره ای از شیخ بهائی و میرداماد نیز اجازه روایتی داشته و برخی از این اجازات را در پایان رساله "لزوم وجود مجتهد در عصر غیبت" آورده است.
[2]
به نظر می رسد او در روزگاری که در شیراز بوده، در دوران شاه صفی (1380-1052ه-. ق) از موقعیت چندانی برخوردار نبوده و حتی گرفتار فقر مالی نیز بوده است. این مطلب ز کتاب "همه الثواقب" او که در ادامه مروری بر آن خواهیم داشت، به دست می‌آید. در اواخر دوره آن شاه توسط امام قلی خان به سمت قاضی شیراز منصوب شده و قاعدتاً از این مشکلات خلاصی یافته است.
شیخ حر عاملی(م1104) در شرح حال وی نوشته است: وی فاضل و فقیه و بزرگبوده و کتاب هایی دارد. آن گاه می افزاید: وی قاضی شیراز بود و در زمان ما درگذشت.
[3]از کمره ای فرزندی با نام بهاءالدین محمد، در سلک عالمان بوده و کتاب "اثبات الرجعه به خط وی از سال 1085ه-.ق برجای مانده است.
[4] وی از شاگردان آقا حسین خوانساری(م1098) بوده و برخی از آثار خوانساری، به خط بهاءالدین محمد طغائیموجود است.
[5]
یکی از همراهان وی را نیز می شناسیم که از شیراز به اصفهان آمده و نامش ملامقیم
جعفری شیرازی شاعر بوده که در سال 1074ه-.ق در اصفهان درگذشته و در همان شهر، پس از درگذشت علی نقی، شاگردی علی رضای شیخ الاسلام را می کرده است.
[6]

آثار

علی نقی کمره ای آثار چندی تألیف کرده که به طور عمده به نام شاه صفی بسیاری از آن ها برجای مانده است. در این جا فهرستی از آثار وی را با استفاده از مراجع مختلف به دست می دهیم.
1- المقاصد العالیة فی الحکمة الیمانیة. افندی نوشته است: این اثر، کتاب بزرگی دردانش کلام و حکمت است.
[7]
2- رسالة فی حدوث العالم.
[8] این رساله، به نقل افندی، برگرفته از کتاب المقاصدالعالیه اوبوده است.
[9] نسخه ای از آن در کتاب خانه مرعشی به شماره 4256 موجود است.
3- رساله در اثبات صانع. نسخه ای از آن در مجموعه 3333 کتاب خانه مجلس موجود است. (محتمل است که بخشی از المقاصد العالیه بوده باشد).
4- رسالة فی الادعیة والاحرازالمنجیه عن المخاوف والاذکار الدافعة للبلایا والمواعظ والنصائح (فارسی). وی این رساله را به نام شاه صفی نوشته، آن هم درست زمانی که سلطان مراد عثمانی برای محاصره بغداد لشکرکشی کرده بود.
[10]
5- رسالة فی حرمة شرب التتن (تألیف شده در شیراز در نیمه ذی قعده سال 1048).افندی در ادامه شرح حال وی، دلایل دوازده گانه وی را درباره شرب تتن آورده و نقد کرده است.
[11] شیخ حر عاملی (م1104ه-.ق) این رساله را تلخیص کرده و همراه تلخیصرساله دیگری در حرمت شرب قهوه، مجموع آن ها را به صورت رسالهکوچکی درآورده کهنسخه آن در کتاب خانه مجلس موجود است.
[12]
6- رسالة فی حرمة صلاة الجمعة
[13]
7- کتاب مناسک الحج والمعتمر.
8- تحفه فاخره. وی در برگ 182 کتاب "همه الثواقب" از این کتابش یاد کرده و گفته آن را به نام شاه صفی نوشته است.
9- المؤمن من هو؟ نسخه ای از آن در 87 برگ کتاب خانه سپهسالار (شهید مطهری) به شماره 1845 موجود است.
[14]
10- جامع صفوی ( کتابی است در جواب فتوای نوح افندی مفتی بلاد الروم که شیخ حر نیز از آن با عنوان "جواب مفتی الروم فی الامامة" یاد کرده است.)
[15]گفتنی است که نوح افندی (م1070ه-.ق) مفتی دولت عثمانی، در سال 1048 فتوایی در تکفیر شیعیان و لزوم قتل آن ها صادر کرد. به نقل افندی، امیرشرف الدین علی شولستانی آن فتوا را برای کمره ای آورد و از وی خواست تا جوابی برای آن بنویسد. در اصل نوح افندی این فتوا را برای جواز قتل شیعیان در جریان محاصره بغداد نوشته بود.
[16] علی نقی، کتاب "جامع صفوی" را در نقد آن فتوا و در رد بر مذهب سنت و در اثبات امامت نوشت. نسخه هایی از جامع صفوی که در آن متن فتوای نوح افندی را آورده و نقد کرده به شماره های 290، 3654، 4046 آمده است.
[17] نسخه ای نیز به شماره9773 در کتاب خانه آستان قدس موجود است.
11- مسارالشیعة
[18] (نسخه ایازآن درکتاب خانه سپهسالار به شماره144- ج1، ص304- ونسخه ای دیگر در کتاب خانه مرعشی به شماره5095) موجود است. این رساله در اثبات آن است که شیعه فرقه ناجیه می باشد. وی این رساله را به شاه صفی تقدیم کرده و به نظر می‌آید که بخش هایی از آن، با آن چه در "همه الثواقب" و حتی برخی از کتاب های دیگر وی آمده، شباهت داشته باشد. بخش های عمده کتاب نقل احادیثی است درباره ویژگی های شیعیان، توجه و رسیدگی به فقرای شیعه. به همین مناسبت وی در موارد متعددی از شاه درخواست کرده تا در اندیشه اهل عرفان و ایقان شیراز باشد.
از جمله آن که "...به اعتقاد عارفان، پادشاه ایمانیان از نسل خیر پیغمبران است، پس البته بندگان وی بعد از اطلاع بر حاجت مذکور قضای آن بر وجه مرغوب ایشان منزه از شوب کسر و نقصان و امتنان دیگران خواهند فرمود و سیورغال براتی ایشان را که غایت
ناسزاواری دارد، هم چنان که اشارت به آن شد، تبدیل به محلی با کمال آن، مناسب همت پادشاه دین پناه خواهند نمود و راضی به استمرار آن با کسر و نقصان که به یقین موجب طعن سنیان است بر شیعیان، نخواهند بود. (برگ 56 - پ از نسخه 5095 مرعشی و نک-: برگ 69 - ر، پ و برگ 80 - پ).
و در مورد دیگر نوشته است: "از بعضی از ثقات معروف به صدق لهجه شنیدم که گفت که پادشاه را صدقات و خیرات بسیار هست و بنابر عدم وجود عالم عارف مؤتمنمخلص خیرخواه پادشاه دین پناه که اصلاً نظر در حطام دنیا و جاه خود ندارد و مقصد اومنحصر در حفظ پادشاه است، در درگاه، با تمکن تام، به مستحقین نمی رسد و تحصیل آنچه مقصود است نمی شود حتی آن که گفت که، اگر خواهی صدق مقدمه مذکوره ام به معاینت بدانی، در قسمت سیصد و ده تومان سیورغال براتی نظر کن تا بدانی که ایصال حق به مستحقین و تحصیل مقصود به آسانی میسر نیست و خیره خواه مذکور متمکن در درگاه عرش اشتباه وجود ندارد. (برگ 84 - پ، 85 - رونک-: برگ 86 - پ).
همان طور که از عبارت به دست می‌آید، وی وجود عالمی مجتهد را در درگاه برای جلوگیری از این خطاها لازم می داند.
12- نصرة الاصحاب.وی در دو مورد درکتاب "همه الثواقب" خودازاین کتابش یاد کرده است. (برگ 15)
13- رساله اثبات الواجب که در 1036 آن را به پایان برده است.
14- رسالة فی استقلال البکرالرشیدة علی النکاح. درمجموعه 3333 کتاب خانه مجلس رساله ای با عنوان "ولایت پدر و جد در نکاح" موجود است.
15- رسالة فی تحریم الصلاة فی المکان المغصوب. که در سال 1042ه-.ق آن را به پایان برده است.
[19] نسخه ای از آن در مجموعه 3333 کتاب خانه مجلس موجود است که حواشی مؤلف نیز در کنار آن به چشم می خورد. گفتنی است که این مجموعه در قرن یازدهم کتابت شده و مشتمل بر برخی از رساله های علی نقی است.
[20]
16- رساله لزوم وجود مجتهد در عصر غیبت. این رساله بر اساس نسخه موجود در کتاب خانه مجلس (شماره2813 و گویا به خط مؤلف) تصحیح و در "میراث اسلامی ایران" دفترششم چاپ شده است.
[21] وی این رساله را در اثبات وجود مجتهد در عصر غیبت نوشته و شمار زیادی روایت در این باب آورده است. وی پس از بحثی طولانی در این باره، به اجازات برخی از علما ازجمله نواده شهید ثانی، شیخ بهائی و میرداماد در حق خود استنادکرده تا ثابت شود که او از جمله مجتهدان عصر می باشد، چه این اجازات خود وسیله ایبرای شناخت مجتهدان است.
17- همه الثواقب. که گزارش آن خواهد آمد.

علی نقی کمره ای دیگر!

نصرآبادی در شمارش شاعران این عهد، از شاعری با نام شیخ علی نقی کمره ای یاد کرده و در شرح حالش می نویسد: آبای او از مشایخ کمره اند. سرخیل فضلا و شعر است. از روزگار به او آزار بسیار رسیده. چنان چه خلف او که شیخ ابوالحسن نام و در حداثت سن از جمیع علوم بهره ور بود فوت شد، ترکیب بندی جهت او گفته که سنگ را آب می کند.قصیده ای در مدح حاتم بیک گفته که این بیت از آن قصیده است.
خدمتش را همه ازمرفق و زانو به میان دست و پا چار کمر بسته مادر زادند
حاتم بیک، مبلغ خطیری به جایزه آن، همه ساله در وجه او تعیین کرده... شیخ درسنه1030ه-.ق فوت شد.
[22]
این شخص که در نام و لقب و شهر و شیخوخیت با شیخ علی نقی کمره ای قاضی فاضل شیرازی اصفهانی معاصرت و مشابهت داشته، خلطی را برای شرح حال نویسان به وجود آورده است. عجیب آن که، کم تر کسی توجه کرده که نصرآبادی وی را متوفای 1030ه.ق می داند، در حالی که علی نقی شیخ الاسلام در سال 1060ه-.ق در گذشته است.
ابن یوسف شیرازی، فهرست نویس مدرسه سپهسالار (شهید مطهری فعلی) در معرفی آثار کمره ای همین اشتباه را کرده است. (فهرست سپهسالار، ج2، ص641) وی به استناد اشعار او تاریخ تولدش را 958 دانسته است. چه وی گفته است:
فرزند علی نقی گزین درّ ثمین آمد به وجود حظ وافر به یقین
از دانش و دین و دولتش هست که هست تاریخ "امام دانش و دولت و دین"
اگر تاریخ تولد شاعر را 958ه-.ق بگیریم و با تاریخ درگذشت علی نقی قاضی یعنی سال 1060ه-.ق ضمیمه کنیم، یک عمر صد ساله به دست می‌آید که هر چند بعید نیست، اما در اصل خطاست.
در این خلط، دیوان برجای مانده طغائی شاعر، به علی نقی قاضی و شیخ الاسلام نسبت داده شده است.
[23] این دیوان که نسخه ای از آن با ابیاتی در حدود 5300 بیت در کتاب خانه مدرسه شهید مطهری به شماره1184 موجود است، به خط نستعلیق بسیار خوب محمد جعفر بن عنایت الله شیرازی است که به سال 1049ه-.ق کتابت شده است.

غزلیات وی با این شعر آغاز می شود:

ای نام همایونت طغراچه فرمان ها خورشید صفت طالع از مطلع دیوان ها
شعر آغاز قصاید وی چنین است:
چو خفتگان لحد را صباح روزنشور ز خواب مرگ جهاند نهیب نفخه صور
[24]
غزلیات وی را استاد ابوالقاسم سرّی در سال 1349 چاپ کرده و وعده فرموده است که قصاید وی را هم به طبع برساند. ایشان متوجه خلط مزبور شده و یادآور شده که کمره ای شاعر با کمره ای فقیه متفاوت است. صاحب "مستدرکات اعیان الشیعه" هم یادآور این خلط شده است.
[25]
شخصی هم با نام ((الفتی کمره ای)) معرفی شده که دیوان یا اشعاری داشته و گفته شده که برادر شیخ علی نقی کمره ای بوده، اما روشن نیست کدام "یک از این دو" کمره ای.
[26]

پی‌نوشت‌ها:

[1] . ریاض العلماء، ج4، ص271 ونک: فارسنامه ناصری، ج2، ص1147.
[2] . میراث اسلامی ایران، دفتر ششم، صص429،430.
[3] . امل الامل، ج2، ص208.
[4] . الذریعه، ج1، ص92.
[5] . همان، ج6، ص192.
[6] . تذکره نصرآبادی، ص185- 186.
[7] . ریاض العلماء، ج4، ص272.
[8] . الذریعه، ج6، ص294، ج10، ص219.
[9] . ریاض العلماء، ج4، ص272.
[10] . همان، ج4، ص272.
[11] . همان، ج4، ص273 - 276.
[12] . فهرست کتاب خانه مجلس، ج9، صص384 - 383.
[13] . ریاض العلماء، ج4، ص272.
[14] . فهرست کتاب خانه سپهسالار، ج 1، ص339.
[15] . امل الامل، ج2، ص208.
[16] . ریاض العلماء، ج4، ص272.
[17] . نک: دین و سیاست در دوره صفوی، ص373.
[18] . الذریعه، ج20، ص376.
[19] . الروضة النضرة، صص418 - 419.
[20] . نک: فهرست کتاب خانه مجلس، ج10، ص1128.
[21] . فهرست نسخه های خطی کتاب خانه مجلس شورای اسلامی، ج10، ص1828.
[22] . تذکره نصرآبادی، صص234 - 235.
[23] . روضات الجنات، ج4، ص389.
[24] . فهرست کتاب خانه مدرسه عالی سپهسالار، ج2، صص641 - 642.
[25] . غزلیات شیخ علی نقی کمره ای،به کوشش سید ابوالقاسم سری، اصفهان، کتابفروشی تایید، 1349، ص: چهل هشت؛ مستدرکات اعیان الشیعه، ج4، ص130.
[26] . الذریعه، ج9، ش546.

منبع:فصلنامه حکومت اسلامی شماره 5