0
ویژه نامه ها

ضربه ي رواني و تأثير آن بر کودکان

واژه ي «تروما» به معناي «ضربه» است، که دو نوع تروماي جسمي و رواني را در بر مي گيرد. در تروماي جسمي، فرد به دلايلي دچار آسيب هاي جسماني مانند شکستگي، کبودي بدن، تورم و ... مي شود. اما تروماي رواني تجربه اي
ضربه ي رواني و تأثير آن بر کودکان
 ضربه ي رواني و تأثير آن بر کودکان

 

نويسنده: دکتر شهربانو قهاري





 

واژه ي «تروما» به معناي «ضربه» است، که دو نوع تروماي جسمي و رواني را در بر مي گيرد. در تروماي جسمي، فرد به دلايلي دچار آسيب هاي جسماني مانند شکستگي، کبودي بدن، تورم و ... مي شود. اما تروماي رواني تجربه اي بسيار دردناک، پريشان کننده و شوک آور است که معمولاً به دليل رويارويي با بلاياي طبيعي و انساني ايجاد مي شود.
رويدادهاي تروماتيک يا رويدادهايي که تروما ايجاد مي کنند، غيرمنتظره هستند، و قرباني براي رويارويي با آن ها آمادگي قبلي ندارد و در مقابله با آن ها احساس ناتواني و درماندگي مي کند. اين رويدادها پيامدهاي رواني زيان باري بر روي قربانيان بر جاي مي نهند.
ضربه ي رواني در واقع پاسخ طبيعي بدن به فشار رواني شديدي است که کودک به دليل رويارويي با يک رويداد دهشتناک تجربه مي کند. رويداد تنش زا چنان دردناک است که کودک در رويارويي با آن دچار وحشت و درماندگي مي شود، وحشت از نابود شدن و از دست دادن همه چيز، آن هم در شرايطي که کودک احساس مي کند کاملاً بي دفاع و ناتوان است.
شايد تا چند دهه ي پيش اين طور فکر مي کردند که تنها مرداني که در ميدان جنگ حضور دارند به دليل رويارويي با بلاياي جنگ دچار ضربه ي رواني مي شوند، اما بررسي هاي اخير نشان داده اند که بسياري از رويدادهاي طبيعي مانند سيل، زلزله و نيز بسياري از فجايع انساني مانند تجاوز، شکنجه و قتل مي توانند آسيب زا باشند و قرباني را دچار تروماي رواني کنند. در مجموع بلايا را مي توان به دو دسته ي بلاياي طبيعي و انساني تقسيم کرد.

بلاياي طبيعي و انساني کدامند؟

رويارويي با بلايا از هر نوعي که باشند، ايجاد تنش مي کند، اما بلاياي انساني در مقايسه با بلاياي طبيعي فشار رواني بيشتري به بار مي آورند. مواردي از بلاياي انساني عبارتند از: اعمال خشونت جسمي نسبت به کودکان در خانواده و جامعه، بدرفتاري هاي جنسي، مشاهده ي قتل يا شکنجه ي افراد، مشاهده ي حملات تروريستي، به گروگان گرفته شدن، طلاق والدين، رويارويي با جنگ و يا زندگي در مناطق جنگي. بلاياي طبيعي مواردي از قبيلِ: سيل، زلزله، طوفان، آتش فشان و مرگ طبيعي اعضاي خانواده را شامل مي شوند. گرچه رويارويي با هر نوع فاجعه تنش زاست، اما رويارويي با بلاياي انساني فشار رواني بيشتري ايجاد مي کند.
برآورد شده است که بين 50 تا 70 درصد کساني که به طور مستقيم در معرض بلايا قرار مي گيرند به اختلال فشار رواني آسيب زا دچار مي شوند.
البته اين گونه نيست که تنها افرادي که به صورت مستقيم با بلايا روبه رو مي شوند دچار مشکل شوند بلکه تماشاي اين صحنه ها در تلويزيون، اينترنت و يا خواندن جزئيات اين موارد در کتاب ها و يا شنيدن آن ها از ديگران نيز مي تواند آسيب زا باشد.
در اين کتاب به چگونگي رويارويي کودکان با بلاياي طبيعي و انساني پرداخته مي شود.

عوامل تشديد کننده ي ضربه ي رواني کدامند؟

عواملي وجود دارند که مي توانند تأثير ضربه ي رواني را افزايش دهند، اين عوامل عبارتند از:

- ويژگي هاي مربوط به فاجعه:

شدت و طول مدت فاجعه.

- رويارويي مستقيم با فاجعه:

اين که کودک شاهد نابودي، قتل، شکنجه و آزار نزديکان باشد.

- رويارويي با بلاياي انساني:

در مقايسه با بلاياي طبيعي، رويارويي با بلاياي انساني پيامدهاي منفي زيان بارتري را به بار مي آورد.

- رويارويي قبلي با بلايا:

اگر کودک يا بزرگسال قبلاً هم با بلايا مواجه شده باشد، آسيب بيشتري خواهد ديد و ضربه ي رواني شديدتري را تجربه خواهد کرد.

- آسيب ديدن اعضاي خانواده:

آسيب ديدن اعضاي خانواده به ويژه والدين براي کودکان ضربه ي رواني شديدتري را به بار مي آورد.

- عوامل پس از فاجعه:

نبود عواملي مانند در دسترس بودن کمک هاي مالي، حمايتهاي عاطفي و اجتماعي مي تواند اثرات فاجعه را تشديد نمايد.

- استرس هاي مربوط به شرايط زندگي پس از فاجعه:

بروز بلايا و فجايع طبيعي و انساني سبب مي شود که شرايط زندگي افراد بلا ديده تغيير کند، زندگي در مکاني ديگر، قطع ارتباط و تماس با دوستان و نزديکان، از دست دادن امکانات زندگي و لوازم شخصي يا اشياء مورد علاقه نمونه هايي از اين نوع تغيير هستند.

ضربه ي رواني چه علايم و نشانه هايي دارد و چه تأثيري روي مغز مي گذارد؟
کودکان به دنبال رويارويي با بلاياي طبيعي و غيرطبيعي دچار شوک و ضربه ي رواني مي شوند. علايم و نشانه هاي ضربه ي رواني عبارتند از:

علايم ونشانه هاي جسماني:

اختلالات خوردن (کم خوري يا پرخوري بيش از اندازه)، اختلالات خوابيدن (پرخوابي، يا کم خوابي بيش از اندازه)، اختلال در عملکرد جنسي، انرژي پايين، درد مزمن.

علايم و نشانه هاي رواني:

افسردگي، اضطراب، حملات هراس، ترس و نگراني، رفتارهاي وسواسي، احساس عدم کنترل بر روي رفتارهاي خود يا اوضاع زندگي، تحريک پذيري، خشم، احساس رنجش، کرختي هيجاني، کناره گيري از ديگران، تعلل و بي انگيزگي.

علايم و نشانه هاي شناختي:

ضعف حافظه، حواس پرتي، دشواري در تصميم گيري و تمرکز.
مغز که به عنوان فرمانده ي بدن از آن ياد مي شود از سه بخش تشکيل شده است: کرتکس يا قشر خاکستري، سيستم ليمبيک يا دستگاه کناره اي و ساقه ي مغز.
کرتکس يا قشر خاکستري، پوسته يا لايه ي رويي مغز است که از چين و شکن هايي تشکيل شده و به رنگ خاکستري است. اين قسمت از مغز با توانايي هاي شناختي و کارکرد عالي مغز مانند ادراک، قضاوت، استدلال و تفکر در ارتباط است.
سيستم ليمبيک يا دستگاه کناره اي با هيجان ها در ارتباط است و ساقه ي مغز به فعاليت هاي حياتي بدن مانند ضربان قلب و تنفس مربوط مي باشد.
امروزه پيشرفت علم امکان آن را فراهم ساخته است که دانشمندان بتوانند با کمک دستگاه هايي کارکرد مغز را در انسان ها و ديگر موجودات زنده مورد مشاهده و بررسي قرار دهند. در اين راستا، مطالعات نشان مي دهد که ضربه ي رواني ناشي از رويارويي با بلايا همه ي قسمت هاي مغز را تحت تأثير قرار مي دهد. به عبارتي بر ميزان مواد شيميايي موجود در مغز و نيز بر جريان خون مغز تأثير مي گذارد که به نوبه ي خود مي تواند بر رفتار مقابله اي، يادگيري وحافظه ي قربانيان نيز تأثير منفي بگذارد.

واکنش هاي معمول کودکان به بلايا کدامند؟

کودکان در هر گروه سني نسبت به بلايا آسيب پذيرند. آن ها ممکن است به دنبال رويارويي با بلايا به سرعت واکنش نشان ندهند و علايم اختلال هفته ها، ماه ها و حتي سال ها بعد از رويارويي با فاجعه آشکار شوند. علايم و نشانه ها ممکن است بين هجده ماه تا سه سال بعد خود به خود برطرف شوند و يا براي سال هاي سال ادامه داشته باشند.
رويارويي با بلاياي طبيعي و انساني واکنش هاي مختلفي را در کودکان بر مي انگيزد. اين واکنش ها با توجه به سن کودکان متفاوت است. با تقسيم بندي سن کودکان به 1 تا 5، 5 تا 11، 11 تا 14 و 14 تا 18 سال به واکنش هاي خاص آن ها در اين سنين اشاره مي شود:

واکنش کودکان 1 تا 5 ساله به بلايا:

کودکان در اين سنين به دليل مهارت هاي شناختي ضعيف و ناتواني در سخن گفتن بسيار آسيب پذيرند. ترس از رها شدن و تنهايي از ترس هاي عمده ي آنان محسوب مي شود. اين ترس به ويژه در کودکاني که يکي از نزديکان خود را از دست داده اند، شايع تر است. بازگشت به رفتارهاي مربوط به سطح رشدي پايين تر نيز در اين کودکان ديده مي شود. ديگر واکنش ها عبارتند از:

- مکيدن شست و يا جويدن ناخن
- ترس از تاريکي و حيوانات
- احساس ترس شديد و وحشت در صورت جدا شدن از والدين
- وحشت در خواب
- مشکلات مربوط به سخن گفتن (مانند لکنت زبان)
- تحريک پذيري
- گريستن بيش از اندازه
- نياز شديد به تماس بدني و لمس شدن

واکنش کودکان 5 تا 11 ساله به بلايا:
از دست دادن افراد يا چيزهاي مورد علاقه و تغيير اوضاع و شرايط، احساس ناامني و ترس را در کودکان دامن مي زند. به همين دليل رفتارهاي بازگشتي در آن ها مشاهده مي شود. به علاوه آنان واکنش هاي ديگري را نيز نشان مي دهند که عبارتند از:

- تحريک پذيري
- رفتار پرخاشگرانه در خانه و مدرسه
- رقابت آشکار با برادران و خواهران به منظور جلب توجه والدين
- امتناع از مدرسه رفتن
- دوري گزيني از ديگران
- وحشت در خواب، کابوس و ترس از تاريکي
- ضعف تمرکز و افت عملکرد در مدرسه
- بي اشتهايي
- از دست دادن علاقه به فعاليت هاي لذت بخش
- ترس از روي دادن مجدد فاجعه.
- اشتغال ذهني با جزئيات مربوط به رويداد آسيب زا و صحبت مکرر در مورد آن.

واکنش نوجوانان 11 تا 14 ساله به بلايا:
نوجوانان اين سنين به دليل تأييد طلبي و نياز به توجه تمايل دارند که رفتارشان از نظر ديگران قابل قبول باشد. تنش، اضطراب و احساس گناه در اين سن زياد تجربه مي شود. ديگر واکنش هاي نوجوانان در اين سن عبارتند از:

- اختلالات خواب
- کاهش اشتها
- امتناع از مراجعه به پزشک
- مشکلات در مدرسه (درگيري با ديگر دانش آموزان، امتناع از رفتن به مدرسه و از دست دادن علاقه به فعاليت هاي تحصيلي)
- درگيري و نزاع در منزل
- مشکلات جسماني (مانند سردرد، دردهاي مبهم، مشکلات پوستي، مشکلات گوارشي و ...)
- فاصله گرفتن از جمع و شرکت نکردن در فعاليت هاي اجتماعي
- اقدام به رفتارهاي پرخطر (مصرف سيگار، مواد مخدر و الکل).

واکنش نوجوانان 14 تا 18 ساله به بلايا:
نوجوانان در اين سن از نظر رشد شناختي به مرحله اي رسيده اند که در مورد افکارشان فکر مي کنند، به علاوه به ديدگاه ديگر نوجوانان نسبت به خود اهميت زيادي مي دهند. آن ها مايل هستند که در چشم ديگران «بهنجار» به نظر برسند. ممکن است تمايلي به ارتباط با اعضاي خانواده نداشته باشند و به انجام دادن فعاليت هاي لذت بخش نيز بي رغبت باشند. نوجوانان بزرگ تر احساس درماندگي و گناه مي کنند و برخي ديگر ممکن است چگونگي واکنش به واقعه ي آسيب زا را انکار کنند و نپذيرند که بين رخداد فاجعه آميز و رفتار آنان رابطه وجود دارد. آن ها دنيا را جايي وحشتناک تصور مي کنند و در مورد آينده به شدت نگران هستند. و ممکن است بخواهند احساس نگراني و عدم امنيت خود را با پرداختن به فعاليت هاي پرخطر مانند رانندگي بي محابا، مصرف سيگار، مواد مخدر و الکل جايگزين نمايند. ديگر واکنش هاي آن ها عبارتند از:

- علايم رواني - جسمي (مانند مشکلات گوارشي، حساسيت هاي پوستي و آسم)
- سردرد و تنش
- مشکلات اشتها و خواب
- فقدان قاعدگي و يا قاعدگي دردناک
- کاهش يا افزايش سطح انرژي و بي قراري
- بي تفاوتي
- رفتارهاي خلاف و بزهکارانه
- ضعف در تمرکز

و هر چه سن نوجوانان افزايش مي يابد، واکنش هاي آنان به فاجعه، مشابه بزرگسالان مي شود.
منبع مقاله :
قهاري، شهربانو؛ (1387)، کودکان و بلايا (راهکارهايي براي مقابله)، تهران: نشر قطره، چاپ اول



 

 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما