شيعيان و فرصت ها و چالش هاي حضور آنان در آفريقا (1)

 

نويسنده: دکتر سيده مطهّره حسيني (1)




 

چکيده

قاره ي آفريقا يکي از بزرگ ترين قاره هاي مسلمان نشين زمين است. شيعيان نيز از نخستين سال هاي آغازين اسلام، به آفريقا کوچيده اند و در طول سده ها، در بخش هاي گوناگون اين قاره حضور داشته اند. در اين مقاله، چگونگي حضور شيعيان در آفريقا و کم و کيف آن بررسي شده و مهم ترين دشواري ها و فرصت هايي که اکنون با آن مواجهند، بازشناسي و پيشنهادهايي براي بهبود شرايط و کاهش مشکلات ارائه گرديده است. اين مقاله، که حاصل مطالعه ی پژوهشي دقيق درباره ي شيعيان آفريقاست، آنان را با توجه به محيط زندگي، به چهار بخش شيعيان شمال آفريقا (آفريقاي سفيد)، شيعيان غرب، شيعيان شرق و شيعيان جنوب شرقي، و شيعيان جنوب تقسيم کرده است. مبناي اين دسته بندي وضعيت نسبتاً همسان شيعيان در هر يک از اين چهار منطقه است.
کليدواژه ها: شيعيان، آفريقا، مصر، ايران، حوزه ی قم، عراق.

مقدمه

آفريقا تنها قاره است که نيمي از جمعيت آن را مسلمانان تشکيل مي دهند و شمار مسلمانان نسبت به کل جمعيت اين قاره، بيش از قاره هاي ديگر است. شمار مسلمانان آفريقا در طول 70 سال گذشته، چند برابر شده است. در سال 1931 تنها 40 ميليون نفر از مردم آفريقا مسلمان بودند، اما اين تعداد در سال 1951 به80-90 ميليون نفر افزايش يافت و در 1976، به 150 ميليون نفر رسيد. در آغاز هزاره ی سوم ميلادي، شمار مسلمانان آفريقا سه برابر اين تعداد بود. (توفيق مجاهد. 2002، ص 16) بر اساس پژوهشي که در دانشگاه قاهره انجام گرفت، در سال 1996 ،426 ميليون مسلمان در قاره ي آفريقا سرشماري شدند، يعني 69 درصد از مردم اين قاره مسلمان بودند. (2) سرشماري ديگري در سال 2008، شمار مسلمانان آفريقا را بيش از 371 ميليون نفر، يعني 45/1 درصد کل جمعيت اين قاره ذکر کرد. (3) در گزارش ديگري آمده است: قريب 20 درصد مردم آفريقا پيرو اديان ابتدايي هستند و از 80 درصد ديگر، نيمي مسلمان و نيمي مسيحي اند. (شکيبا، 1386، ص 22)
اقليت کوچکي از مسلمانان آفريقا شيعه اند که از ميان آنها نيز شيعيان دوازده امامي اقليت کوچک و پراکنده اي هستند. از شمار اين شيعيان، آمار دقيقي در دست نيست. در بيشتر مناطق آفريقا، سرشماري هاي منظم و يا قابل اعتمادي انجام نمي شود. در مناطقي که سرشماري انجام مي شود (مانند دولت هاي نسبتاً استوار و ديرپاي شمال آفريقا)، شيعيان سرشماري نمي شوند يا شمار آنان اعلام نمي شود. از اين رو، تنها حدس ها و ادعاهايي درباره ي شمار شيعيان وجود دارد. بر اساس آمارهاي مؤسسسه «پيو» از قريب 177 ميليون شيعه جهان، نزديک به 40 ميليون نفر (11-14 درصد کل شيعيان جهان) در خاورميانه عربي – شمال آفريقا زندگي مي کنند. (Pew forum, 2009, p. 8)

 

کشور

جمعیت کل کشور

نسبت به کل جمعیت کشور (درصد)

جمعیت تقریبی شیعیان (هزار نفر)

نسبت با کل شیعیان جهان (درصد)

هزار نفر

حداقل

حداکثر

حداقل

حداکثر

حداقل

حداکثر

1

ایران

75،078

87.9

93.2

66.000

70،000

42.4

36.1

2

پاکستان

170،260

10.0

15.3

17.000

26،000

10.9

13.4

3

هند

1،184،639

1.4

2.0

16.000

24،000

10.3

12.4

4

عراق

31،467

60.4

69.9

19.000

22،000

12.2

11.4

5

ترکیه

72،561

9.6

15.2

7.000

11،000

4.5

5.7

6

یمن

24،256

33.0

41.2

8.000

10،000

5.1

5.2

7

آذربایجان

8،997

55.6

77.8

5.000

7،000

3.2

3.6

8

افعانستان

29،117

10.3

13.7

3.000

4،000

1.9

2.1

9

سوریه

22،505

13.3

17.8

3.000

4،000

1.9

2.1

10

عربستان

26،246

7.6

15.2

2.000

4،000

1.3

2.1

11

نیجریه

158،259

2.5

2.5

4.000

4،000

2.6

2.1

12

لبنان

4،255

23.5

47.0

1.000

2،000

0.6

1.0

13

تانزانیا

45،040

4.4

4.4

2.000

2،000

1.3

1.0

14

کویت

3،051

16.4

22.9

500

700

0.3

0.4

15

آلمان

81،758

0.5

0.7

400

600

0.3

0.3

16

بحرین

807

49.6

62.0

400

500

0.3

0.3

17

تاجیکستان

7،075

5.7

5.7

400

400

0.3

0.2

18

امارات متحده ی عربی

81،758

0.4

0.5

300

400

0.2

0.2

19

ایالات متحده ی آمریکا

309،975

0.1

0.1

200

400

0.1

0.2

20

عمان

2،905

3.4

10.3

100

300

0.1

0.2

21

بریتانیا

62،042

0.2

0.5

100

300

0.1

0.2

22

بلغارستان

7،577

1.3

1.3

100

100

0.1

0.1

23

قطر

1،697

5.9

5.9

100

100

0.1

0.1

 

سرتاسرجهان

241132309

 

 

0
155،600

 

193،800

 

 

شيعيان دوازده امامي در همه ی نقاط آفريقا حضور دارند. در برخي نقاط، همچون جنوب شرقي و برخي کشورهاي غربي آفريقا به سبب نيرومند بودن نهادهاي شيعي شيعيان دوازده امامي بيشتر و نيرومند تر به نظر مي رسند. (Al- Khoei,/ Oded, 2000) /حکيمي، 1388/ رمضاني گل افزايي، 1387/ عرب احمدي، 1379/ کنعاني، 1387/ فهمي، 2537/ فرحناک، 1388) در برخي نقاط ديگر، مانند شمال آفريقا، آنان حضور مخفيانه اي دارند. (رضوان طلب، 1385، ص 258/ www. africafederation. org/ روغني 1387) از 24 کشوري که جمعيت شيعيان آنها بيش از 100 هزار نفر است، دو کشور نيجريه (با حدود 4 ميليون نفر شيعه که تقريباً همه 12 امامي اند) و تانزانيا (با حدود 2 ميليون نفر شيعه که بيشتر آنها اسماعيلي اند) آفريقايي هستند. (www. pewfourm. org, 2009) شيعيان آفريقا به دو دسته ی بومي و غيربومي تقسيم مي شوند. شيعيان بومي آفريقا معمولاً دچار فقر آگاهي و اقتصادي اند، ولي شيعيان غيربومي آفريقا، که از کشورهايي همچون هند، لبنان، عراق، ايران و کشورهاي کناره جنوبي خليج فارس به اين قاره کوچيده اند، داراي آگاهي ديني بالایي هستند و چون در قالب بازرگان در کشورهاي گوناگون آفريقا حضور دارند، وضعيت مالي خوبي دارند.

چارچوب بحث

تفاوت هايي جدي ميان وضعيت شيعيان در چهار منطقه شمال، غرب، شرق و جنوب شرقي، و جنوب آفريقا وجود دارد. از اين رو، در اين مقاله، چگونگي حضور، چالش ها و فرصت هاي شيعيان آفريقا در چهار منطقه جغرافيايي ياد شده بررسي مي شود.
در منطقه شمال آفريقا، دولت هاي متمرکز و نيرومندي حکومت مي کنند و فعاليت هاي ديني و سياسي با نظارت نهادهاي دولتي انجام مي شود. از اين رو، در اين منطقه، رابطه شيعيان با دولت و نهادهاي اجتماعي، محور پژوهش حاضر درباره ي شيعيان است. به ديگر سخن، بررسي وضعيت شيعيان شمال آفريقا، منوط به مطالعه تأمل شيعيان با دولت و سازمان هاي وابسته به آن است. بعکس، در منطقه شرق و جنوب شرقي، شيعيان رابطه چنداني با نهادهاي دولتي و سياست ندارند. آنها داري تشکيلات سازماني – با محوريت شيعيان غيربومي _ بوده و از وضعيت خوب مالي برخوردارند. شيعيان بومی شرق و جنوب شرقي بسيار فقيرند و در صورت حمايت تشکيلاتي و مالي شيعيان غير بومي، امکان حضور و بروز مي يابند. در جنوب آفريقا، شيعيان تابع تشکيلات جنوب شرق آفريقا هستند که از سوي شيعيان غير بومي رهبري مي شود. تشيع در اين منطقه، نوپاست و تنها نقطه آفريقا به شمار مي آيد که شيعيان حضور تاريخي در آنجا نداشته اند. بر خلاف شما ، شرق و جنوب آفريقا، در غرب آفريقا شيعيان در يک فضاي سيال قرار دارند؛ بدين معنا که در بيشتر کشورها، تشيع به صورت سازماني فراگير در نيامده- به استثناي نيجريه و سنگال که تشکيلات شيعي گسترده اي دارند- و با دولت رابطه حياتي ندارد. به عبارت ديگر، دولت ها با جريان هاي شيعي مخالف مستقيم و ساختاري – اداري نمي کنند. از اين رو، در بيشتر مناطق غرب آفريقا، با پسرفت يا زيرزميني شدن جريان هاي شيعي – چنان که در شمال و شمال شرقي آفريقا مشاهده مي شود – مواجه نمي شويم. در غرب، همه چيز در چارچوب رسوم و آداب متصوفه پيش مي رود. در ميان جمعيت هاي صوفي نيز، که بيشتر مسلمانان غرب آفريقا در آنها عضو هستند، ردپاي ميراث تشيع آشکار است، ولي آيين ها و باورهاي خرافي نيز به فراواني در ميان آنان مشاهده مي شود.
با وجود آنکه جمعيت شيعيان در آفريقا پر شمار نيست، ولي شيعيان کشورهاي آفريقايي فعال و پرشورند. در حالي که بسياري ازکاستي ها در کشورهاي آفريقايي بر سر راه شيعيان وجود دارد و آنان را حتي در اظهار تشيع به تقيه وا مي دارد. البته در برخي از مناطق و کشورها فضا براي تبليغ آزادانه تشيّع فراهم است. با وجود آنکه جمعيت هاي بومي شيعيان در آفريقا بسيار کم شمارند، ولي تبليغ در مناطقي همچون نيجريه، (فريدوني، 1387/ طالشي صالحاني، 1383، ص 187) سودان، (اميردهي، 1385/ السعدي، 2008/ عرفه. 2008) مصر (شفيعي، 1383، ص 187) و سنگال (رايزني فرهنگي ج.اا. در سنگال /وزين، 1386/ بي آزار شيرازي، 1377) در سده اخير، و تانزانيا در دو سده گذشته، به گرايش گسترده مردم به تشيع منجر شده است. در ادامه، تحليلي از فضاي حضور شيعيان در مناطق چهار گانه ارائه شده است:

1. شمال آفريقا

در شمال آفريقا، وضعيت کشورها متفاوت است و از اين رو، سه دسته کشورها قابل شناسايي هستند:
نخست کشور مصر است که مي توان از آن با عنوان «پايتخت فکري جهان اسلام» ياد کرد. در اين کشور، به عنوان يک نمونه خاص در کل جهان اسلام و قاره آفريقا، وضعيت شيعيان ويژه است که در ادامه، بيشتر درباره ي آن بحث خواهد شد.
دوم مغرب عربي يعني پنچ کشور واقع در شمال غربي آفريقا هستند (مراکش، الجزاير، تونس، ليبي، موريتاني) که وضعيت آنها مشابه مصر است. با اين تفاوت که شيعيان مصر پرشمارند، امکان آشکار کردن فعاليت هاي خود را به صورت بسيار محدود دارند و تاريخ تشيع در مصر غني تر و نيرومند تر از مغرب عربي است. (رايزني فرهنگي ج.ا.ا در دوحه، 1375/ احمد، 1383، ص 16/ بهبهاني، 1383، ص 102/ بحراني (ب)، 1384، ص 476/ خسروشاهي، 1385/ بحراني (الف)، 1384، ص 559/ آذر شب، 1383، ص 181 و 203/ مصطفي، 1387، ص 27) در بيشتر مناطق مغرب عربي، حتي امکان اظهار تشيع هم وجود ندارد.
سوم کشورهايي هستند که نظام بسته و غير قابل نفوذي در آنجا حاکم است. از اين دسته، به ويژه بايد از الجزاير و چاد ياد کرد که داراي محيط اجتماعي سنتي و استبدادي هستند و بدين روي، نه تنها امکان فعاليت شيعيان در آنها وجود ندارد، بلکه اطلاعي از وضعيت شيعيان نيز به بيرون درز نمي کند.
در شمال آفريقا، شيعيان و نهادهاي شيعي تابع دولت هستند. در واقع، به دليل قدرت دولت و گفتمان هاي حاکم بر جامعه، تقريباً در همه کشورهاي شمال آفريقا، بجز سودان، (عرفه، 1427/ مرغي، 2004، ص 54/ ملکوتي تبار، 1388) شيعيان دين خود را پنهان مي دارند. البته برخي از مناطق مصر استثناست. در مصر، به دليل احترام و علاقه مردم به اهل بيت (عليهم السلام) اظهار تشيع ديده مي شود، ولي اين شيعيان با آشکار کردن آيين خود، در برابر نظام رسمي اجتماعي قرار گرفته، خطرهاي بزرگي را پذيرا مي شوند. به دليل فعاليت گروه هاي تندرو، سلفيان و وهّابيان، روز به روز امکان پيشرفت اجتماعي و شغلي شيعيان کاهش يافته، توزيع اطلاعات نادرست درباره ي شيعيان افزايش پيدا کرده است. (سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، 1374/ Janabi, 2006/ عرفه، 2008/ معاونت امور بين الملل شعبه مقام معظم رهبري، 1379/ الوراداني، 1382. ص 179-181) برخي منابع با استناد به ظواهر امر، حتي گفته اند: در مصر، مردم هيچ پيوندي با تشيع ندارند، ولي با توجه به پيوندهاي عيني مردم با ميراث تشيع، مردم مصر در شادي ها، عروسي ها، مراسم آييني و بومي، سنت هاي ديرين، باورهاي عام و حتي در نام گذاري فرزندان خود، پيوند با ميراث تاريخي شيعه را حفظ کرده اند. از جمله اين سنت ها، پاسداشت مقام بزرگان درگذشته شيعي و بارگاه هاي آنان در مصر است. (مؤسسه انديشه سازان نور، 1388/ رمضاني گل افزايي،1387)
از ميان کشورهاي شمال شرقي آفريقا، در سودان وضعيت شيعيان بهتر از ديگران است. در اين کشور، شيعيان ايراني توانسته اند مدرسه ها، حسينيه ها و مساجدي بسازند. (پاک آيين، 1382/ امير دهي، بهار 1386، ص 121-134) اگر در نظر داشته باشيم که شيوخ صوفي سودان در جهت گيري هاي دولتي اين کشور نقش تعيين کننده اي دارند، (Hassan, 2008, p.4) مي توان به اين نتيجه رسيد که رهبران ديني اين کشور در مجموع، نظر مثبتي به تشيع دارند. با توجه به جايگاه وزين ديني و عرفانی سودان در آفريقا، اين امر بسيار مطلوب است. به دليل همين وزانت و اهميت است که وهابيان و سلفي هاي تندرو نسبت به حضور قدرتمند شيعيان و ايرانيان در سودان بسيار حساس بوده و از حضور سازمان هاي شيعي در اين کشور بسيار خشمگين هستند. رويکرد دولت سودان و نهادهاي اجرايي کاملاً به روابط سياسي ايران و سودان بستگي دارد. کوچک ترين نشانه هاي مثبت شدن روابط سياسي به آرامش و امنيت بيشتر فعاليت هاي شيعيان سودان منجر خواهد شد. هر چند به نظر مي رسد دولت سودان در برابر جمهوري اسلامي ايران رويکردهاي مثبتي دارد و تا حد ممکن از تنش آفريني هاي همسايگان دور و نزديک (مصر به طور خاص و عربستان در درجه بعد) مي گريزد، اما به دليل آنکه سياست خارجي سودان در برخي اصول کلي، در گرو تصميمات راهبردي مصر است، دولت مردان اين کشور ناگزيرند امنيت ملي خود را مخالفت با مصر به خطر نيندازند. از سوي ديگر، سودان به عنوان تنها کشور شمال و شمال شرقي آفريقا، که اجازه فعاليت به شيعيان داده است، مي تواند به عنوان پايگاه تبليغ و فعاليت هاي تکميلي (اجتماعي، اقتصادي، آموزش و فرهنگ) مورد توجه قرار گيرد. (ابو عالم و شوقي، 2003، ص60/ السعدي، 2008/ مرغي، 2004، ص 64-66) به همين دلايل است که کشورهاي عربي و به ويژه عربستان به ساختن دانشگاه در سودان اهميت داده و يا روي دانشگاه هاي اين کشور سرمايه گذاري فرهنگي زيادي کرده، حمايت هاي مالي و بورس هاي دست و دلبازانه اي ارائه مي کنند. (مهدوي، 1369)
با توجه به اينکه جمهوري اسلامي ايران به تنهايي و حتي به همراه شيعيان فعال عراق، لبنان، خليج فارس، پاکستان و ساير نقاط، امکان هماوردي مالي و اقتصادي با جهان عرب سني را ندارد، فعاليت هاي اقتصادي منطقه اي يک ضرورت اجتناب ناپذير براي رسيدن به اهداف خرد و کلان سياست خارجي ما – از جمله شناسايي ظرفيت هاي تشيع، نيرومند کردن و گسترش آنها- است. از اين رو، حضور اقتصادي ايران در سودان، يعني شرکت در برنامه هاي استخراج نفت اين کشور و نيز فعاليت شرکت گاز، زمينه هاي همکاري و فعاليت فرهنگي را بيشتر و استوارتر مي کند.
از کشورهايي همچون الجزاير و ليبي هيچ اطلاعاتي به خارج ارائه نمي شود. الجزاير کشوري است که حتي جابه جايي ميان استان ها به تأييديه دولت یا همان گذرنامه هاي بين استاني نياز دارد و در چنين شرايطي، به سبب پايش شديد دولتي، ناتواني اقتصادي مردم و نا امني هاي موجود، امکان برقراري رابطه يا رصد موقعيت دسته هاي شيعي در آن کشور موجود نيست. (ريال، 1397/ بني جمالي، 1388) ليبي شرايط چندان بهتري ندارد. گفته مي شود: در اين کشور، مجازات نانوشته اظهار تشيع، مرگ بود. (دکمجيان، 1383) البت معمّر قذافي، رهبر پيشين ليبي، در چند سال آخر حاکميت خود، پي برده بوده که هم خودش شيعي و فاطمي است و هم کل آفريقا و نيز مابقي اهل سنت، (خبر گزاري انتخاب، 14 فروردين 1387) در چنين نظام نااستواري، که نخستين دغدغه اجتماعي مردم يعني امنيت تضمين نشده و ساختارهاي اداري و دولتي به تبعيت از قبايل صحرايي توسعه مي يابد، امکان هيچ گونه فعاليتي وجود ندارد. از آنجا که اميدي به خير اين نظام براي جهان تشيع وجود ندارد، تنها مي توان از آسيب هاي بيشتر نظام سياسي ليبي به فعاليت اجتماعي، فرهنگي، سياسي يا اقتصادي شيعيان جلوگيري کرد.
در مناطق مغرب عربي (شمال شرقي آفريقا)، دولت هاي توسعه خواه به شدت از نفوذ آيين هاي تغييرخواه، همچون شيعيان و وهّابيان جلوگيري مي کنند و اين مناطق به طور کلي، براي فعاليت تبليغي تشيع مناسب نيستند. شيعيان بومي نيز با آشکار نمودن آيين خود، با انواع محدوديت ها و برخوردها دچار مي شوند. (حسني، www. montadaalquran. com/ مرغي، 1382، ص 638-640/ شکيبايي، 1387) با توجه به آنکه امکان راه اندازي مراکز، مدارس و کانون هاي ديني در کشورهاي مغرب عربي وجود ندارد، پيشنهاد مي شود همکاري در چارچوب فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و همکاري هاي علمي – دانشگاهي بدون ايجاد هيچ گونه حساسيت ديني در اين کشورها دنبال شود. بيش از هر چيز، زمينه همکاري هاي فرهنگي و علمي با اين کشورها فراهم است. همکاري اقتصادي نيز تا حدي امکان پذير است، اما به دليل آنکه تونس و مغرب در چارچوب اقتصاد بازار، همسو با آمريکا و اروپا عمل مي کنند و به سبب نزديکي با اروپا، تراز بازرگاني بالايي با اروپا دارند، زمينه هاي فعاليت اقتصادي در آنها چندان فراهم نيست. نظام اقتصادي الجزاير نيز به صورت جسته و گريخته در چارچوب هاي سوسياليستي عمل مي کند. بدين سان، همکاري با اين نظام دشوار است. خلاصه آنکه گسترش فعاليت هاي فرهنگي (همانندتوريسم، برگزاري جشنواره هاي مشترک بين کشوري و بين استاني، خريد و فروش فيلم و مانند آن) و فعاليت هاي علمي – دانشگاهي در زمينه هاي گوناگون، مي تواند به تدريج، ذهنيت هاي منفي و تبليغات مسموم عليه جمهوري اسلامي ايران در اين کشورها را خنثا کرده، زمينه فعاليت هاي گسترده تر در دهه هاي آينده را فراهم نمايد. الگوي فعاليت در مغرب عربي، بايد همانند نمونه فعاليت و همکاري ايران با ترکيه باشد که با وجود موانع متعدد منطقه اي و بين المللي، ايران توانست با فعاليت هاي چند جانبه يخ هاي روابط با ترکيه را بشکند.
به طور کلي، شمال آفريقا منطقه نفوذ و قدرت دولت هاي متمرکز فراگير است: از يک سو، امکان فعاليت هاي گسترده و تأسيس سازمان وجود ندارد، و از سوي ديگر، شيعيان آنها بومي اند و به دليل کنترل شديد دولت، از پايه هاي عقيدتي خود، آگاهي چنداني ندارند و امکان فعاليت تبليغي يا آموزشي، حتي در ميان پيروان تشيع را ندارند. برنامه ريزي در اين مناطق نيز بايد با توجه به اين محدوديت ها انجام پذيرد.

مصر

مصر به عنوان يکي از مهم ترين کشورهاي جهان اسلام، محل رويارويي آراي مسلمانان است و به دليل فعاليت سلفيان در اين کشور، برخوردهاي زيادي با شيعيان صورت مي گيرد. اما در عين حال، اين کشور از زمينه هاي فراواني براي فعاليت مسالمت آميز برخوردار است و افزون بر وجود شرايط فرهنگي، فکري و تاريخي، نهادهاي دانشگاهي و علمي اين کشور از ظرفيت ها و توانمندي هاي بالايي برخوردارند. (حسام، 1383) با وجود اين، هم مصر از گسترش باورهاي شيعي در ميان دانشجويان خود نگران است و هم ايران علاقه اي به فرستادن دانشجو به کشورهاي اهل سنت ندارد. با توجه به هجوم نهادينه و برنامه ريزي شده وهابيت به مرزهاي جنوبي کشورمان، ج.ا. ايران مي تواند ترتيباتي اتخاذ کند تا دانشجويان اهل سنت به جاي آنکه در حوزه هاي علميه پاکستان و امارات جذب شوند، در دانشگاه هاي مصر مشغول تحصيل شوند که از محتواي آموزشي به مراتب ميانه رو تري برخوردارند، هر چند تاريخ روابط خارجي ايران و مصر نشان داده است که همواره متن روابط دو کشور سياسي بوده و پس زمينه روابط دوستانه يا غير دوستانه ميان دستگاه سياست خارجي دو کشور، سرنوشت ساير جنبه هاي ارتباطي خارجي ايران و مصر – مانند فعاليت هاي فرهنگي – را تعيين مي کند.
جست و جو در پايگاه جامع کتاب خانه هاي دانشگاهي مصر (اتحاد مکتبات الجامعات المصريه)(4) مجموعه خوبي از کتب شيعي در دسترس قرار مي دهد، ولي درباره ي وضعيت کنوني شيعيان يا کتاب هاي غير ديني آنان – براي نمونه، در حوزه هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و معماري – منبعي معرفي نمي کند. بنابراين، به نظر مي رسد نگرش ها به شيعيان رنگ و بوي ديني – عقيدتي دارد و همين امر منشا تضاد، چالش و ناهمسازي است. به ديگر سخن، تنها درباره ي باورهاي شيعي تحقيقاتي وجود دارد و همين موجب نيرومند شدن منابع تنش و ناهمخواني آييني ميان شيعيان و غير شيعيان شده است.
کوتاه سخن آنکه در شمال آفريقا و به ويژه در مصر، براي گسترش تشيع يا اثبات حقانيت آن، بايد راه سودمندي يافت، مبارزه به زيان ماست. تقيه از اصول اساسي تشيع است که امامان شيعه بدان پايبند بودند. بنابراين، نبايد پيش تر از آنان، ره سپرد. بهره بردن از تقيه نظري و عملي و برنامه ريزي براي سياست خارجي منظم و موفق، زمينه فعاليت هاي فرهنگي را فراهم مي کند، هرچند تا دهه ها پس از اين، نبايد اميدي به فعاليت هاي ديني گسترده در شمال آفريقا داشت. گسترش زمينه فعاليت هاي اجتماعي – اقتصادي در اين منطقه، يک گام بزرگ براي آينده است.

2. شرق و جنوب شرقي آفريقا

تشيع در آفريقاي شرقي و جنوب شرقي، داراي ماهيت سازماني و نهادينه است و از اين نظر، تفاوتي ماهوي با تشيع در آفريقاي شمالي و غربي دارد. درآفريقاي شمالي تشيع تابع ملزومات دولتي و قانوني است و تشيع در آفريقاي غربي، ماهيتاً با ويژگي هاي تصوف و دسته هاي صوفي ارتباط نزديکي دارد. بر خلاف اين دو منطقه، در افريقاي خاوري، با ورود شيعيان دوازده امامي هندي و پاکستاني در چند سده گذشته و موفقيت مالي آنان در حوزه بازرگاني، تشکيلات اجتماعي شيعيان گسترش يافته است. حاکميت ايرانيان (شيرازي ها) تا 500 سال پيش از اين، در زنجبار (جزيره زنگبار و کشور تانزانيا) يعني تا پيش از ورود پرتغالي ها به منطقه، (بي آزار شيرازي، 1372، ص 34) پيشينه مناسبي براي فعاليت شيعيان دوازده امامي هندي الاصل فراهم آورده بود؛ زيرا بسياري از اينان در ابتدا، از ايران به هند رفته و سپس به دليل فقر مالي و محدوديت هاي مذهبي، به آفريقا کوچيده اند. (روغني، 1387، ص 150-152) هم اکنون وجود سازمان هاي نيرومند و ثروتمند شيعي (www. afosa. org/ www. africafederation. org) در منطقه، زمينه را براي فعاليت آنان به صورت نهادينه و بیرون از چارچوب هاي دولتي فراهم ساخته است. از اين رو، مطالعات شيعيان شرق و جنوب شرقي آفريقا و فهم چند و چون مناسبات آنان در منطقه، تابع يک منطق سازماني است و بايد سازمان هاي شيعي و به ويژه «جماعت شيعيان خوجه اثنا عشري» و مهم ترين سازمان تابع آن يعني «بلال مسلم ميشن» را، که رابط شيعيان بومي و فقير با شيعيان غير بومي است، بررسي کرد تا سيماي وضعيت شيعيان ترسيم شود.
تشيّع در کشورهاي شرقي و جنوب شرقي آفريقا به دليل حضور شيعيان خوجه شناخته شده است. خوجه ها نخستين بار در کنيا و تانزانيا ساکن شدند، به کشورهاي کومور (جزاير قمر)، ماداگاسکار، جزاير موريس، آفريقاي جنوبي، کنگو، رواندا، بوروندي، و اوگاندا نيز کوچيدند. (روغني، 1387، ص150/ عرب احمدي، 1379، صص 40-60 و 210) از اين رو، امروز جمعيت هاي شيعيان بومی و غير بومي (خوجه ها) را در همه اين کشورها مي بينيم. اکنون مجموعه اي از فعاليت هاي شيعي توسط طلاب بومي و سازمان ها- البته با همراهي شيعيان بومي و حمايت برخي از شيعيان حوزه خليج فارس – نيز انجام مي پذيرد. (www. Kenbilal. Org/ www. africafederation. org)
تشکيلات فدراسيون جهاني شيعيان خوجه اثنا عشري (www. africafederation. org) در شرق آفريفا، در عين حال که جاي پاي استواري براي حضور شيعيان در سده اخير در آفريقا پديد آورد. با ايجاد سازمان هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، ورزشي و ديني، زمينه هاي نيرومند شدن شيعيان منطقه را نيز فراهم کرد. خوجه ها، که در 120 سال اخير براي بازرگاني به کشورهاي گوناگون جنوب و جنوب شرق آفريقا کوچ کرده اند، در هر جا مستقر شده و جمعيتعي از آنها گرد آمده اند، حسينيه، امام باره و مسجد ساخته اند. (عرب احمدي، 1379، ص 70و 100و 154) آنها در اين مکان گرد مي آيند و به برگزاري مراسم ديني مي پردازند. با گسترش جمعيت خوجه ها در برخي کشورهاي جنوب شرق آفريقا، بر شمار اين نهادهاي ديني افزوده شده، نهادهاي اجتماعي و فرهنگي نيز تأسيس کرده و زمينه را براي ورود آفريقاييان و سياه پوستان به درون جمعيت هاي شيعي فراهم آورده اند. پس از تأسيس فدراسيون جهاني خوجه هاي اثنا عشري، همه فعاليت هاي غير اقتصادي خوجه ها متمرکز شده و رهبري يگانه اي آن را اداره مي کند. رهبري فدراسيون، انتخابي است و انتخابات آن به صورت منظم برگزار مي شود. همچنين وجوه مادي و کمک هاي مالي خوجه ها به صورت متعهدانه يا اختياري به اين فدراسيون داده مي شود و اين مبالغ صرف فعاليت هاي مشخص و فراگير فرهنگي، ديني، آموزشي نو اجتماعي مي شود. فدراسيون تقريباً در همه کشورهاي شرقي و جنوب آفريقا دفتر دارد وهمه دفاتر موظفند برنامه هاي آييني (همچون برگزاري مراسم ديني شيعيان مانند مراسم ماه محرم)، آموزشی (آموزش قرآن و دروس دینی، تأسیس و اداره ی مدارس به ویژه در نقاط محروم به وسيله ی «بلال مسلم ميشن»)، اجتماعي (ساخت مدارس، مساجد وساختمان هاي مسکوني، باشگاه هاي فرهنگي و ورزشي محل تجمّع شيعيان) را با توجه به نياز منطقه و امکانات موجود پي گيري کنند. (روغني، 1387، ص 158) اين برنامه ها در مناطق گوناگون، به صورت بسيار گسترده (در کشورهايي مانند کنيا، زنگبار، و دارالسلام) يا بسيار محدود (مانند مناطق بسيار محروم جنوب شرق يا داراي جمعيت هاي کم شمار شيعه در جنوب) انجام مي شود. (نانجي، 1384)
«بلال مسلم ميشن» براي تبليغ در ميان مردم آفريقا، به چاپ و توزيع کتاب و تأسيس مراکز اسلامي پرداخته وهم اکنون قريب يکصد مرکز اسلامي را در مناطق گوناگون آفريقا زير نظر دارد. از دفاتر فعال «بلال مسلم ميشن» در آفريقا، مي توان شعبه هاي اين سازمان در کنيا، (Http:// www. Kenbilal. Org) دودوما، ( www. Darulmuslimeen. Org) تانزانيا، ( www. Bilaltz. Org ) موشي ( www. Bilalmoshi. Com) اشاره کرد. با فعاليت اين مراکز تا کنون بيش از پنجاه هزار نفر در کشورهاي کنيا، تانزانيا، ماداگاسکار و اوگاندا به آيين تشيع گرویده اند. (نانجي، 1384) متأسفانه اکنون «بلال مسلم ميشن» به عنوان بازوي فعاليت اجتماعي – فرهنگي خوجه ها، بسيار ضعيف شده و خوجه ها به دلايل گوناگون، از جمله آنکه در امور اقتصادي بسيار موفق تر از ديگر زمينه ها بوده اند، گرايش زيادي به مهاجرت به اروپا و امريکا پيدا کرده اند. خوجه هايی که در آفريقا مانده اند به دليل فضاي بسته فدراسيون و خلقيات سودجويانه اي که بر اين جماعت حاکم است، از برقراري روابط گسترده با آفريقايي ها و حتي با ساير شيعيان دوري مي کنند. شيعيان بومي نيز معمولاً بسيار فقيرند و با وفات سيد سعيد اختر رضوي و تضعيف «بلال مسلم ميشن»، دست حمايت اقشار ثروتمند و آگاه نيز از سر آنها کوتاه شده است. (عليدوستي 1389/ عرب احمدي، 1382، ص 151-153)

3. جنوب آفريقا

اسلام در دوره ی استعمار، وارد کشورهاي جنوب آفريقا شد. گسترش تشيّع در اين منطقه، به ويژه پس از انقلاب اسلامي و در قالب تشکيلات شيعيان هندي و پاکستاني الاصل و با حمايت ج.ا. ايران صورت پذيرفت و در برخي مناطق، مانند آفريقاي جنوبي، که سيد آفتاب حيدر رضوي، خوجه پاکستاني با پشتيباني ايران در آنجا مستقر شده، بسيار موفق بوده است. وضعيت شيعيان جنوب آفريقا شبيه جنوب شرقي اين قاره است و در واقع، جنوب آفريقا منطقه نفوذ شيعيان خوجه ساکن در کنيا، تانزانيا و کشور آفريقاي جنوبي به شمار مي آيد. البته شمار شيعيان ساکن در جنوب بسيار کم است. شمار شيعيان غير بومي نيز اندک است. به دليل آنکه حجة الاسلام و المسلمين سيد آفتاب حيدر رضوي پس از استقرار در منطقه، بازرگاني موفقي داير کرده است اينکه نيازي به پشتيباني هاي ج.ا. ايران ندارد. مؤسسه «اهل البيت (عليهم السلام) (5) سيد آفتاب حيدر رضوي (افوسا) اکنون در بيشتر کشورهاي جنوبي و جنوب غرب آفريقا دفتر دارد و با حمايت هاي مالي تشکيلات بازرگاني او مشغول کار است. البته در بيشتر کشورهايي که در فاصله بين جنوب تانزانيا تا کشور آفريقاي جنوبي واقع شده اند، هنوز تشيع ناشناخته و شمار شيعيان بسيار کم است. فضاي کشورهاي اين منطقه براي فعاليت شيعيان، بسيار شبيه کشورهاي جنوب شرقي آفريقا (کنيا و تانزانيا) است. همانند اين کشورها، در جنوب آفريقا تشيع از سوي سازمان هاي وابسته به شيعيان غير بومي هندي (خوجه ها)، حمايت مي شود. شيعيان بومي کشورهاي جنوب آفريقا معمولاً فقير و اندکند و با حمايت شيعيان غير بومي، که بازرگانان آسيايي تبارند، امکان ادامه حيات و گسترش آيين تشيع در ميان آنها وجود دارد. در اين مناطق نيز نهادهاي شيعي خصوصي است و با دولت، بجز در مسائل مالي، هيچ برخورد يا کنشي ندارند. شيعيان دوازده امامي شرق، جنوب شرق و جنوب آفريقا، در مسائل سياسي وارد نمي شوند و در فقه شيعي، بيشتر تحت تأثير حوزه ی عراق هستند. از اين رو، معمولاً از مراجع نجف و کربلا تقليد مي کنند.

4. غرب آفريقا

يکي از کانون هاي پر اهميت اسلام در قاره ي آفريقا، غرب آفريقا و به ويژه کشور سنگال است. در غرب آفريقا، اسلام ماهيتي صوفيانه دارد و از اين رو، اين منطقه به «مرکز معنوي» اسلام در آفريقا نام بردار است. بنابراين، بررسي اسلام در غرب آفريقا و نيز آيين تشيّع، در گرو ورود به مبحث تصوّف است. بزرگ ترين کانون تشيع در آفريقاي باختري، در شمال نيجريه قرار دارد. در اين منطقه و به ويژه در «سوکوتو» به عنوان يک سلطان نشين مسلمان، در چند سده ی اخير، تبليغات يک شيعه بومي به نام «ابراهيم زاکزاکي»، منجر به روي آوردن مردم به آيين تشيع شده است. شيخ ابراهيم يعقوب زاکزاکي رهبر برجسته شيعيان نيجريه و گروه «اخوان المسلمين» (6) است که در غرب و مرکز آفريقا، به خوبي شناخته شده و از محبوبيت نسبي در جامعه اسلامي اين منطقه برخوردار است. ابراهيم زاکزاکي در سال هاي نخست انقلاب اسلامي، پس از سفري که به ايران داشت، به تشيع گرويد. (فريدوني، 1387) وي پس از پايان تحصيلات خود در قم، به نيجريه بازگشت و گروه «اخوان المسلمين» را تشکيل داد که به «جنبش اسلامي نيجريه» نيز معروف است. دامنه ی فعاليت هاي اين گروه به همه کشورهاي غرب آفريقا مي رسد که در همسايگي نيجريه قرار دارند.
سيماي عمومي جامعه نيجريه در چند دهه اخير، بيانگر آن است که نيجريه صحنه جنگ هاي مذهبي ميان صوفيان، شيعيان، سنّيان و مسيحيان بوده است. در سده ی بيستم، در برابر تأثيرات بيداري اسلامي در احياي اسلام، کشورهاي غربي وارد عمل شدند و آفريقايي کردن مسيحيت و بومي سازي آن را مورد اهتمام قرار دادند. پيش از آن و در دوران ورود اسلام به قاره ي آفريقا و پيش روي آن تا مرزهاي نيجريه و نيز از هنگامي که استعمارگران قاره ي آفريقا را کشف کردند، نيجريه همواره محل برخورد اسلام ومسيحيت در آفريقا بوده است. (بي آزار شيرازي، 1377، ص 7) مسيحيت همواره با ارائه خدمات گوناگون، درصدد جلب نظر مسلمانان کشورهاي قاره ي آفريقا، از جمله نيجريه برآمده است. تقريباً در هيچ دوره و زماني ميان مسلمانان ومسيحيان در نيجريه سازگاري پايداري وجود نداشته و همواره درگيري هاي متعددي ميان مسيحيان و مسلمانان درباره ي مسائل و موضوعات متعدد، از جمله اجراي قانون «شريعت اسلامي» طي ساليان اخير رخ داده که به وقوع تشنج هاي مکرر منجر شده است. (طالشي صالحاني، 1382، ص 37-38) درگيري خونين ميان شيعيان، سنّيان، صوفيان و مسيحيان در شمال نيجريه از خبرسازترين اخبار آفريقا از دهه 1990 به بعد بوده است. پرسشي که درباره ي فعاليت شيعيان در اين منطقه مطرح مي شود مربوط به آينده اين فعاليت هاست: آيا با وجود فضاي عمل خشني که ميان صوفيان، شيعيان، سنيان، مسيحيان، دولت نيجريه و کشورهاي اهل سنت همسايه به وجود آمده، آينده ی خوشايندي براي شيعيان متصور است؟ پاسخ به اين پرسش مستلزم يک بحث نظري جامعه شناسانه است.
در غرب آفريقا، به دليل گرايش به تشيّع و فعاليت موفق مبلّغان لبناني مانند شيخ عبدالمنعم زين الدين در سنگال (الزين البناني، 2004/ رايزني فرهنگي ج.ا.ا در سنگال، 1386) يا شيعيان تحصيل کرده در ايران (مانند شيخ ابراهيم زاکزاکي در نيجريه (فريدوني، 1387/ موذن، 1387/ Islamic movement of Nigeria ) يا عبدالسلام بنسي در غنا (بنسي، 1415/ صدر حسيني، 1385) بيشترين جنبش و جوش و گرايش به تشيّع به چشم مي خورد. در کشورهايي مانند ساحل عاج، سنگال و بنين، آيين تشيع به وسيله افرادي گسترش يافته، ولي به خشونت و خون ريزي منجر نشده است. حتي از برخي مناطق گزارش شده که يک نفر توانسته است چند صد هزار نفر يا يک ميليون نفر را شيعه کند. (سيوطي، 1389)
به دليل آميخته شده تصوف با آيين هاي بومي آفريقا ونيز انحراف آيين هاي صوفي از اصول نخستين خود، که پيران برخي طريقت ها فرصت را براي گول زدن مردم و پرکردن کيسه ی خود از دست نمي دهند (از جمله، ادعاي يک پير طريقت در ديدن امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و برشمردن ويژگي هاي او: http:// alkunty. com) کانون خيزش آيين هاي صوفي در غرب آفريقا (سنگال و مناطق اطراف آن)، محوري براي تشکيل گرايش هاي انحرافي شده است. يکي از اين نمونه ها جاي گزيني شهر «طوبي» به عنوان کعبه فرقه ی صوفي «احمديه» و طواف در اين شهر است. (Terdman, 2006, p. 9-10) وزين، 8 ارديبهشت 1386) همچنين ظهور چند امام زمان در طي 150 سال، از ديگر مدعيات فرقه هاي صوفي بوده (Hassan, 2008, p. 4) که بنيان ديني آنها مختلط، فقه آنها معمولاً مالکي و گرايش هاي آنها شبه شيعي است. متأسفانه مردم هم غالباً سخنان اينان را باور مي کنند و بدان ها مي گروند.
به دليل آنکه اسلام در غرب آفريقا ماهيت صوفيانه دارد، تبليغ نيز به وسيله ی افراد – و نه سازمان ها- بسيار کارساز بوده و مردم زماني که جذب يک شخصيت يا فرد مي شوند به صورت گسترده به آيين او مي گروند. به همين دليل است که فعاليت هاي سازماني دولتي در اين منطقه انجام نمي پذيرد و اساساً اين گونه فعاليت ها در بيشتر کشورهاي اين منطقه (بجز سنگال و نيجريه) با اقبال عمومي روبه رو نمي شود. بعکس، فعاليت هايي که ماهيت گروهي داشته باشند و در قالب انجمن هاي صوفي و به صورت دسته هاي منطقه اي عمل مي کنند بسيار جذاب است.

ادامه دارد...

پي‌نوشت‌ها:

1. استاديار پژوهشگاه علوم انساني جهاد دانشگاهي.
2. در قاره ی آسيا که بيشترين تعداد را در بين قاره ها دارد، 30 درصد مردم 1/023ميليون نفر مسلمان هستند. (توفيق مجاهد، 2002، ص 13)
3. در اين گزارش، تعداد مسيحيان قريب 304 ميليون نفر ذکر شده که 9/ 36 درصد از کل جمعيت آفريقا را شامل مي شود.(Hassan, 2008, pp2-3)
4-http:// www. eulc,edu. eg/eulc.
5. Ahlul Bait (As) Foundation south Africa (AFOSA). 9 Port Jackson Road Lincoln Estate, Cape Town Western cape 7764, Phone Number: 27- 21-633-1574. Contact: Mariam Navsa.
نشاني اينترنتي مؤسسه: http://www. Afosa. org .
6. اين گروه با گروه «اخوان المسلمين» که در آفريقاي شمالي (مصر) تشکيل شد و در خاورميانه شعبه هايي دارد و يک گروه سني سلفي است، متفاوت است.

منبع مقاله:
فصلنامه علمي- پژوهشي شيعه شناسي، سال دهم، شماره ي 38، تابستان 1391.