تشیع در کویت و تاثیر آن در مناسبات مذهبی با ایران

 

نويسندگان:معصومه بندانی*
علی جعفری**
فرشید جعفری***
منبع: راسخون




 

چکیده

کشور کویت در جنوب خلیج فارس قرار دارد و در سال 1961 به استقلال رسیده است و طبق آخرین سرشماری به عمل آمده در جولای 2001 دارای 2،254،954 نفر جمعیت می باشد که از این تعداد 30% آن شیعه هستند. سیر بسیاری از تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کویت، از عملکرد شیعیان نشات گرفته است. به طور کلی روند تحولات کویت به گونه ای بوده که حضور و نفوذ شیعیان در این تحولات غیر قابل انکار است. از جمله مهمترین تحولاتی که شیعیان در آن نقش داشتند جهش در زمینه مباحث مذهبی و عقیدتی می باشد به گونه ای که وجود مساجد و حسینیه های رسمی و غیر رسمی بستر مناسبی برای فعالیت های شیعیان فراهم نموده است. بسیاری از برنامه های فرهنگی در مساجد و حسینیه ها سامان می یابد. شیعیان سازمان ها و نهاد های سیاسی، مذهبی، اجتماعی و فرهنگی گوناگونی دارند و به نسبت جمعیت شان در تحولات کشور کویت نیروی قابل توجهی می باشند.
بنابراین هدف از این مقاله بررسی تشیع در کویت و تاثیر آن در مناسبات مذهبی با ایران که با روش توصیفی – تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای نگاشته شده است.

کلید واژه:

ایران، کویت، مذهب، تشیع

مقدمه

توزیع جمعیتی ساکنان کویت نشان می دهد که شیعیان خواهان اقامت در مناطق ومحلات شیعه نشین هستند بطوری که در این مناطق اکثریت را تشکیل می دهند. بعد از فعالیت هایی که دولت برای استفاده از نفت و درآمدهای حاصل از آن به عمل آورد بیشتر شیعیان به مناطق جدیدی چون؛ قادسیه، منصوریه، دعیه، دسمه، رمیثیه، سالمیه، حولی، وجابریه منتقل شدند. مشخصه این مناطق گسترش مساجد مختص شیعیان وحسینیه ها است، به طوری که تعداد مساجد شیعیان به بیش از 28 مسجد و 60 حسینیه می رسد. حسینیه برای شیعیان اهمیت وارزش زیادی دارد چرا که این مکان شبیه یک باشگاه اجتماعی، مدرسه وکتابخانه است که از آن برای احیای مناسبت های مذهبی مثل خاطره روز عاشورا در ماه محرم استفاده می شود، هم چنین حسینیه نقش مهمی در جنبش های سیاسی که در کویت اتفاق افتاد داشته و شیعیان اجتماعات اعتراض آمیزی را در داخل حسینیه برگزار کردند. همچنین حسینیه نقش مهمی در اجتماع شیعیان در سازمان های سیاسی دارد، همانگونه که ازآغاز دهه 50 دربحرین اتفاق افتاد و حسینیه به عنوان مرکز آغاز حرکت راه پیمایی و تحریک بسیج مخالفان سیاسی در برابرحکومت بود. در طی تلاش های مبارزاتی شیعیان ساکن در کویت، دولت کویت از جهت مذهبی آزادی ساخت مساجد وحسینیه ها حتی در مناطق ومحله های سنی نشین را تضمین کرد. همچنین شیعیان برای جذب روحانیان و علماء از قم ونجف به جز در زمان جنگ ایران وعراق ممنوعیتی نداشتند برخلاف وضعیت شیعیان در برخی کشورهای مجاور که شیعیان از نبود آزادی برای انجام امورمذهبی خود رنج می برند.

وجه تسمیه کویت

کویت اسم مصغر از کلمه «کوت» می باشد که به معنای «قلعه کوچک» است. واژه «کوت» به شهری گفته می شود که در اطراف آن دژی وجود داشته باشد. در دوره عباسیان، کویت را «کاظمه البحار» می خوندند اما دریانوردان و جهانگردان پرتقالی، هلندی و انگلیسی آن را قرین نیز می خواندند (موسوی، 1385: 19). احتمالا اروپایی ها به خاطر مجاورت جزیره «کوربن» «QURAIN» یا «قرين» مصغر قرن یعنی شاخ – چون خلیج کوچک کویت مانند شاخ می باشد – آن جا را آن طور می شناختند. (سیوری و کلی،1377: 147). «کوت» لغتی هندی می باشد که در زبان اعراب محلی وارد گردیده و معنای آن قلعه کوچک است. (کویت، 65 13: 37) ابو حاکمه نیز عنوان می کند که: «بنا بر تحقیقات علماء و دانشمندان «کوت» واژه ای هندی می باشد و به معنی «دژ» یا «قلعه» است» (ابوحاکمه، 1967: 99 ).
در واقع کلمه کویت مصغر کلمه «کوت» است به معنای قلعه کوچک. در نوشته های قدیمی انگلیسی از کویت با نام «غراين» یاد شده و این کلمه بدون تردید از جزیره «قرين» گرفته شده است که فاصله کمی با شهر دارد (دیکسون، 1990: 15). دلیل این وجه تسمیه وجود قلعه کوچکی بود که محمد بن عربعر رهبر بنی خالد در قرن 11 هجری ساخت و آن را محل ذخیره توشه و بار قرار داد و زمانی که آل صباح به این منطقه آمدند، ابن عریعر این قلعه را به آل صباح بخشید و این قلعه آغازی برای ایجاد کویت بود (الشرباصی، 1953: 7-6). در یادداشت های دریانوردان و سیاحان پرتغالی، هلندی، انگلیسی و دانمارکی راجع به کویت مطالبی نگاشته شده است (کویت، 65 13: 37). گفته شده که کوت مجموعه ای از خانه های کوچک است، همانند روستایی که معمولا در محلی نزدیک به دریا واقع شده است (سعید، 1968: 300). ساکنان اولیه کویت جماعتی از طوایف عتبی ساکن عربستان مرکزی بوده اند. در گذشته کویت محلی شبیه به اقامتگاه های معمولی عرب بوده است که به وسیله قلعه کوچکی از آن مدافعه و حفاظت می شده است. بعدا این محل به سرعت رو به آبادی و اهمیت نهاد و اعراب قبلی ساکن آن جا به وسیله عقد اتحادی با قبایل و طوایف مجاور موقعیت خود را بر علیه تجاوزات طایفه خالد که در آن زمان در شمال شرقی ساحل عربستان قدرت و نفوذ داشتند مستحکم ساختند (کویت،1365: 37) کویت نزد اروپاییان در قرن 18 میلادی به نام «گرن» یا «گرين» (Grain) معروف بوده است (صباح، 1368: 30؛ سیوری، 1377: 147). جهانگردی دانمارکی که در سال 1756 م. از کویت دیدن نموده در سفرنامه خود می نویسد: «کویت شهری است با ده هزار نفر جمعیت، هشتصد قایق و کشتی و زندگی مردم آن جا از راه صید ماهی و مروارید می گذرد (کویت، 1365: 37).
در مورد معنای واژه «کويت» باید دانست که در زبان فارسی واژه کویت به معنای قلعه و کوتوال (نگهبان قلعه) می باشد (القناعی، 1954: 5). با این حال تا چندی پیش مردم کویت لفظ کویت را به صیغه مکبر یعنی «کوت» استعمال می کردند و مقصودشان از آوردن این لفظ کلبه صحرایی بود که آبیاران و چاهبانان در زمستان از سرما و در تابستان از گرما بدان پناه می بردند و هم چنین آن را بر محلی که تعدادی از چاه های آب آشامیدنی در آن جا وجود دارد اطلاق می کردند. کلمه «کوت» در نجد و عراق به خوبی متداول است به طوری که در عراق شهری است به نام «کوت». البته کویت در نزد عرب و غیر عرب چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام معروف بوده و هر کدام در این سرزمین سوابقی داشته اند و در فترت های مختلف در آن سکنی گزیده اند (جواهری، 1961: 7 – 6). مرتضی بن علی بن علوان ضمن شرح سفر حج خود، در مسیر بازگشت از منطقه احساء گذشته و آن را توصیف کرده و به مفردات لغوی آن منطقه اشاره می کند؛ مانند نامیدن آتش به «ضو» یا نامیدن وسط شهر به «کوت» و این ها همان مفرداتی است که در کویت هم به کار رفته است. سپس می گوید: «به شهری وارد شدیم که کویت (مصغر «کوت» ) خوانده مي شود ، شهري که شباهتش به احساء قابل توجه است جز اين که سطح شهري آن پايين تر از آن است اما ساختمان ها و بر ج هايش مانند آن است». این همانندی و تشابه بین دو منطقه و با در نظر گرفتن کوچکتر بودن کویت نسبت به احساء دلیل قوی است به نامگذاری کویت در آن زمان به «کوت الحساء». وی هم چنین اشاره می کند که «کويت نامش قرين است و از قسنيا ، بر کران دريا ؛ سه روز راه پوييديم تا به آن رسيديم .» (کویت از پیدایش تا بحران، 1381: 58).

آب و هوای کویت

آب و هوای کویت مانند دیگر بنادر خلیج فارس است. در زمستان هوا سرد است، در تابستان نسیم دریا گرمای خورشید را تقریبا تلطیف می کند و در شب صحرا بسیار سرد می شود (دیکسون، 1990: 21). در سال 1905 اولین چاه آب شیرین در منطقه حولی کشف شد. در سال 1951 شرکت نفت کویت ایستگاه کوچکی در بندر احمدی ساخت که آب دریا را شیرین می کرد و کم کم این ایستگاه ها گسترش یافت (السلیمی، 1999: 169-153) مواد معدنی خام در کویت عبارتند از:1-سیمان: در کویت صخره های زیادی وجود دارد که از آن ها می توان برای ساختمان استفاده کرد و این صخره ها برای فعالیت سیمان سازی بسیار مناسب هستند 2-نمک: در کویت استخراج نمک از آب دریا اسان است و نیاز به تلاش زیادی ندارد 3-صدف: در سواحل و آب ها به کثرت وجود دارد که برای زیور الات کاربرد دارد.4-کلرید اهن: که این ماده در آب های خلیج فارس و کویت وجود دارد (سنان، 1956: 136-135) کویت دارای زمینی بسیار مسطح می باشد که بالاترین نقطه آن از سطح دریا 300 متر ارتفاع دارد و فاقد هرگونه رودخانه و کوهستان است. این کشور دارای تابستان طولانی و گرم و زمستانی بهارگونه است. میانگین درجه حرارت در تابستان 45 درجه در سایه و 80 درجه در آفتاب و حداکثر درجه حرارت ثبت شده تا به حال 52 درجه حداقل 4 درجه می باشد. میزان بارندگی بین 22 تا 352 میلیمتر در سال (میانگین بارندگی 108 میلیمتر) است و رطوبت هوا به جز در زمان وزش بادهای جنوبی چندان زیاد نیست (موسوی، 1385: 20). خاک کویت عبارت از دشت وسیع شنی است که در خلال آن گاهی تپه های کم ارتفاع وجود دارد. اغلب این دشت ها از شن و ماسه های رسوبی پوشیده شده است (جواهری، 1961: 17). این وضعیت، با شیب تدریجی از بیش ترین ارتفاع یعنی سیصد متر در دورترین ناحیه غربی، از سوی «السالمي و التقايا» تا ساحل شرقی خلیج فارس امتداد دارد. ناحیه شمالی کشور با تپه ای که به صورت پراکنده در آن وجود دارد، متمایز می شود. این تپه ها با نزدیک شدن به ساحل، شکل زنجیره ای متصل در طول ساحل شمالی به خود می گیرد که نام «جان الزور» بر آن اطلاق می شود. ارتفاع این تپه های زنجیره ای شکل به حدود 145 متر می رسد و به بیابان «ام الرمم» ختم می شود. در کویت عوارض طبیعی چون کوه و رود وجود ندارد (فیلی رودباری، 1335: 1). در اطراف کویت جزیره هایی وجود دارد که جزیره بوبیان از همه بزرک تر است. در شمال جزیره وربه قرار دارد و در مدخل جون الکویت جزیره فیلیکا قرار دارد (جواهری، 1961: 17). علیرغم شرایط آب و هوایی در کویت، اهمیت استراتژیکی آن را نباید نادیده گرفت. واقع شدن کویت در نهایی ترین نقطه شمال غربی خلیج فارس و قرار گرفتن این کشور میان سه قدرت یعنی ایران، عربستان و عراق، از لحاظ جغرافیایی اهمیت خاصی به آن بخشیده است. هم چنین موقعیت سوق الجیشی آن در کنار راه باریک دریایی خور عبدالله و خور موسی در کنار دو کشور ایران و عراق ارزش خاصی به آن بخشیده است. وجود منابع عظیم نفتی و کشف ذخایر گاز طبیعی در کویت نیز از نظر کشورهای صنعتی برای تامین انرژی جهانی قابل اهمیت زیادی است. سواحل و بنادر کویت نهایی ترین بنادر خلیج فارس هستند که با توجه به منابع عظیم نفت در این کشور اهمیت ویژه آن بیشتر می شود (موسوی، 1385: 21- 20). اهمیت کویت از این باب است که طول سواحل کویت در خلیج فارس چهار برابر طول سواحل عراق است و این موجب شده که عراق همواره در فکر الحاق کویت به کشور خود و افزایش طول سواحل خود باشد (کاظمی دینان، 1388، 216).

چگونگی ورود تشیع به کویت

درباره ورود تشیع به کویت نیز باید دانست که جامعه کویت متشکل از بدوی ها یا همان صحرانششینان، شهرنشینان، شیعیان و اهل تسنن است. شیعیان حدود 30 درصد از جمعیت کویت را تشکیل می دهند. عمده آن چه که امروزه شیعیان اصیل کویتی به شمار می آیند از عربستان (حساوی ها)، بحرین (بحارنه) و ایران (عجم ها) به کویت مهاجرت کرده و تقریبا در همه جای کویت پراکنده اند به گونه ای که در بسیاری مناطق، تفکیک آنان از اهل تسنن دشوار است (کویت، 1390: 34). کویت از جمله مناطقی بوده که سابقه تمدنی طولانی داشته و همواره مردمانی از نژادهای مختلف در آن جا می زیستند. در مورد ورود اسلام به منطقه کویت باید دانست که منشا ورود اسلام به این منطقه به زمان پیامبر و امام علی (ع) می رسد که بنا به گفته طبرسی در مجمع البیان: " پیغمبر (ص) علی (ع) را به سوی قبیله ذات السلاسل فرستاد، بعد از آن که چندین بار دیگران را (مانند ابوبکر و عمر و ...) فرستاده بود و همه با شکست مواجه شدند تا سپس پیامبر (ص) آن حضرت را اعزام فرمود. علی (ع) پیروز شد و بعد از چند روز؛ غنائم جنگی و اسیران را آورد. " (طبرسی، 1359: 235).
در مورد ورود تشیع به کویت باید اذعان نمود که شیعیان کویت عمدتا ادامه‌ی جغرافیای شیعیان جنوب عراق و شیعیان خوزستان ایران می باشند. شیعیان ایرانی الاصل که در اصطلاح «عجم کويتي» نامیده می شوند عموما از سواحل جنوبی ایران و استان های بوشهر، فارس، خوزستان به این کشور آمده اند. اغلب شیعیان عراقی از مناطق جنوبی عراق، بصره، نجف و کربلا هستند. شیعیان عربستان از منطقه شرقیه و از الاحساء (حساوی ها) هستند گروهی از شیعیان بحرینی نیز به کویت آمده اند که به بحارنه و قلالیف مشهورند. ذکر این مطلب نشان می دهد که ابتدای ورود تشیع به منطقه کویت توسط مهاجرانی بوده که از ایران و عراق و عربستان و بحرین به کویت مهاجرت کرده اند که این مهاجرت ها به دلایل مختلف و از جمله بهبود اوضاع اقتصادی و کارهای تجاری صورت گرفته است و از این باب می توان سخن یوسف الغنیم را در مورد این که کویت بخش جدایی ناپذیر از شبه جزیره عربستان بوده؛ پذیرفت و اینگونه استنباط نمود که اگر چه منطقه کویت منطقه ای منفک از عراق بوده است اما بسیاریاز شیعیان عراق در همان سده های نخستین به کویت مهاجرت نموده و حتی در آن ساکن شدند و موجبات رواج و گسترش تشیع را در کویت موجب گردیدند.
دین رسمی مردم کویت اسلام بوده بدین صورت که: 45% سنی اند (میر رضوی و لفورکی، 1383: 350) و سنی های کویت اکثرا مالکی بوده و بقیه شافعی، حنبلی و حنفی می باشند (اطلاعاتی درباره کشور کویت،1362: 30) از جمعیت 40% شیعه و باقی آن از دیگر ادیان هستند (میر رضوی و لفورکی، 1383: 350) با این حال می توان گفت یکی از مهمترین تقسیمات در کویت، تقسیم فرقه ای بین سنی و شیعه است و به همین دلیل است که جامعه شیعیان ساکن در کویت مختلفبوده و شامل گروه هایی است که از نقاط مختلف از جمله از ایران و بحرین به کویت رفته اند (Jill, 1992: 76)
علاوه بر این در نص ماده دوم قانون اساسی کویت آمده است: «دين کشور اسلام است و شريعت اسلامي منبع اصلي براي قانونگذاري است.» اما در اموری که فقه اسلامی راجع به آن حکم نداده است قانونگذار می‌تواند به منابع دیگری رجوع کند (کویت، 1375: 19). در کویت شیعیان به خاطر آزادی مذهبی شعائر مذهبی خود را برگزار می کنند و همواره عده ای از ابناء علم برای ارشاد و تعلیم احکام دین در دسترس مردم قرار دارند (مظفر، 1374: 351) بعلاوه تعداد اندکی از ایرانی الاصل های بهایی نیز از گذشته در کویت اسکان گزیده اند. مذاهب مختلف در کویت از آزادی نسبتا خوبی برخوردار هستند و مسیحیان چندین کلیسا در این کشور دارند. با این وجود شیعیان و دیگر مذاهب برای گسترش مراکز مذهبی و فعالیت های تبلیغی با محدودیت های آشکاری مواجه هستند (موسوی، 1385: 50). زبان رسمی در کویت عربی است (مجتهد زاده، 1349: 573) که با لهجه های عربی فصیح، عربی خلیجی و عربی مهری– منسوب به مهر ایران – تلفظ می شود و از سایر زبان های غیر بومی می توان به زبان انگلیسی، هندو و اردو اشاره کرد (ژئوپلیتیک منطقه خلیج فارس با تاکید بر شیعیان، 1387: 51) خط رسمی نیز در کویت عربی است (کویت، 1375: 14).

گروه های شیعه ساکن درکویت و چگونگی فعالیت های آنان

شیعیان کویت از سطح حقوق مطلوبی در این جامعه برخوردارند و به رسمیت نیز شناخته شده اند اما باید پذیرفت که اهداف این جامعه شیعی با اهداف شیعیان دیگر کشورهای منطقه تفاوت دارد و در واقع «پيشرفته تر» است. به عنوان مثال در حالی که هنوز مذهب شیعیان عربستان سعودی به رسمیت شناخته نشده و آنان برای انجام مناسک شیعی و ساخت مسجد آزادی ندارند اما شیعیان کویت این محدودیت ها را ندارند (فولر و فرانکه، 1384: 335 - 334). علیرغم حضور نسبتا فعالانه شیعیان در کویت؛ اما در سال 2000 تنها یک نفر شیعه در هیات دولت کویت حضور داشت و تعداد مساجد آنان به 30 واحد رسیده و در مقابل، اهل سنت 2000 مسجد را در اختیار داشتند (حجار، 1381: 76). البته باید توجه داشت که با وجود این که اکثر شیعیان کویتی از شیعیان دوازده امامی هستند اما چهار مکتب مذهبی درآن جا وجود دارد که شامل مکاتب زیر می شود: 1- شیخیة: پیروان شیخ احمد أحسائی هستند که دیدگاه مقدسی در مورد اهل بیت دارد، آن ها معتقدند که خدا اهل بیت را مورد فیض قرار داده و به آن ها اجازه داده که روزی مردم را توزیع کنند، اما الآن این اعتقاد دیگر رایج نیست و هم اکنون به آن ها درکویت به خاطر نسبتشان با میرزا حسن احقاقی، جماعت میرزا اطلاق می شود. مهم ترین خانواده های کویتی بارز این گروه خانواده های؛ الاربش، خریبط، الشواف، والوزان هستند. جماعت میرزا به دلیل اتخاذ مواضع بی طرفانه در قبال رویداد های سیاسی محلی ومنطقه ای مورد انتقاد مکاتب شیعه دیگر کویت قرار گرفته است 2- اخباریة: و آن ها بحرینی واز مقلدان میرزا ابراهیم جمال الدین هستند، و مهم ترین خانواده های وابسته به این جماعت خانواده های؛ قلاف، خیاط، مکی، جمعه، حاجی حامد می باشند 3 – أصولیة: این گروه علاوه بر این که در بین شیعیان کویت حضور دارند در میان شیعیان کشورهای دیگری مانند عراق، ایران و لبنان نیز رواج دارد (ناصر، 2011: 158 – 157) 3 –جماعتی که از آیت الله خویی پیروی می کنند: که بقیه شیعیان کویتی ایرانی تبار را شامل می شود و آن ها از مجتهد سید ابوالقاسم خوئی که در نجف زندگی می کرد تقلید می کردند. مساجد زین العابدین، مقامس، و نقی از مرکزتجمع این گروه درکویت به شمار می رود. مهم ترین خانواده های منتسب به این جماعت خانواده های؛ موسوی، قبازر، دشتی، اشکانی، بهمن، بهبهانی و معرفی هستند (المدیرس، 1999: 8 – 7) علاوه بر این چهار گروه شیعه؛ در کویت مکتب شیعی دیگری وجود دارد که شیرازی نام دارد و با مکتبی که از آیت اللخ خویی پیروی می کنند در رقابت است. توجه به کثرت مدارس فقهی ومذهبی شیعیان کویت، این امر موجب کثرت مراجع تقلید می شود که؛ عده ای مراجع ایرانی را تقلید می کنند، عده ای نیز از آیت الله سیستانیدر عراق و آیت الله محمد حسین فضل الله در لبنان تقلید می کنند.از لحاظ قانونی، قانون اساسی کویت برطبق آنچه که به اسم آزادی ادیان تدوین شده به شیعیان حق انجام آزادانه مناسک ومراسم های مذهبی را می دهد و دولت از انجام فعالیت های مذهبی که براساس عادت های مرسوم باشد و نظم عمومی را بر هم نزند و مخالف با عرف جامعه نباشد حمایت می کند اما در واقع شیعیان کویتی به لحاظ برخورداری از آزادی مذهبی درمیان شیعیان بحرینی و شیعیان عربستان سعودی در جایگاه وسط قرار دارند، آن ها از این لحاظ نسبت به شیعیان عربستانی اول و درنسبت با شیعیان بحرینی در جایگاه دوم قرار دارند. شاید مهمترین پدیده های مثبتی که می توان در این رابطه به آن ها اشاره کرد شامل موارد زیر باشد: 1- شیعیان کویتی در مورد مسائل و امورشخصی مانند شیعیان بحرینی به دادگاه های اولیه شیعه جعفری و استیناف مراجعه می کنند، همچنین در سال 2003 م دولت موافقت کرد که شیعیان در مسائلی مانند آن به دادگاه های عالی جعفری مراجعه کنند 2- شیعیان در کویت به طور آزادانه مراسم مذهبی خود را انجام می دهند و در ساخت و برپایی مساجد وحسینه ها حتی در محله های سنی نشین از آزادی برخوردارند و به همین دلیل تعداد مساجد شیعیان در کویت به 56 مسجد می رسد به اضافه 116 حسینیه، گرچه طبق منابع دیگر تعداد مساجد شیعیان درکویت 35 یا 38 مسجد می باشد، وبه طور کلی نمی توان تعداد مساجد شیعیان کویت را به طور دقیق معین کرد چرا که تعداد آن ها با توجه به زمان تغییر می کند 3- برخی ازافراد خانواده حکومتی کویت بسیارعلاقمند به زیارت حسینیه ها در مناسبت های شیعیان ویژه در روز عاشورا هستند 4- بعد از این که دسته های عزاداری حسینی در کویت ممنوع شد در سال 2006 م حکومت با برپایی دسته عزاداری در رمیثیه موافقت کرد وحمایت امنیتی از آن به عمل آورد و در سال 2003 حکومت کویت هیئتی برای اداره اوقاف جعفری و نظارت بر آن تاسیس کرد اما با وجود آن شکایت هایی از سوی شیعیان مطرح می شود مبنی بر کند عمل کردن حکومت در دادن مجوز به شیعیان در ساخت مساجدشان و این که اصول مذهبی که در مدارس دولتی تدریس می شود مبتنی بر مذهب سنی است، هم چنین شیعیان خواستار آن هستند که دولت روز عاشورا را به عنوان روز تعطیل رسمی در کشور قرار دهد. علماء شیعی کویت از شیوه های آموزشی وزارت آموزش وپرورش که در بردارنده مطالب واشاراتی است که شیعیان را به غیرمؤمن بودن وصف می کند شکایت کرده اند تا این که دولت کمیته ای را تشکیل داد که اقدام به حذف بخش هایی از شیوه های آموزشی که در آن ها از شیعیان بد گویی می شد کردند. علی رغم تمام این محدودیت ها؛ شیعیان کویتی در مقایسه با همتایان شیعه خود درعربستان سعودی از آزادی مذهبی بیشتری برخوردارند (ناصر، 2011: 160– 158).

مناسبات مذهبی ایران و کویت و نتایج حاصله از آن

دو مناسبت موجب ارتباطات نزدیک بین ایران و کویت شد از جمله: 1- هم کیشی که از بدو پیدایش اسلام به صورت یک رشته ناگسستنی این دو ملت را به هم پیوند داده 2- همجواری ایران و کویت که خود یکی دیگر از عوامل نیرومند همبستگی و دوستی و سرمنشاء هزاران مناسبات دوستانه و صمیمانه دیگر خواهد بود. پس از اعلام استقلال کویت، ایران اولین کشور غیر عربی بود که استقلال این کشور را به رسمیت شناخت و هیاتی از رجال و شخصیت های برجسته ایران برای تبریک به کویت رفتند (جواهری، 1961: 128 – 127).
لذا می توان تاریخ روابط ایران و کویت را می‌توان در دو مقطع جداگانه و در بطن حاکمیت مورد تجزیه و تحلیل قرار داد: بخشی از روابط در دوران حاکمیت شاهنشاهی شکل گرفته و فضای حاکم بر این فصل نشان از حرکت دو طرف در راستای منافع طرفین و هم سویی با منافع ابر قدرت‌ها داشته است. علی رغم این که شیعیان کویت قبل ازانقلاب اسلامی ایران سازمانها وانجمن های مختلفی داشتند، آن ها از دهه 30 درقرن گذشته تا انقلاب اسلامی ایران برخلاف شیعیان بحرین و عربستان سعودی گروه های مخالف سیاسی را تشکیل ندادند (ناصر، 2011: 213). در زمینه روابط کویت با ایران قبل از انقلاب اسلامی باید گفت: پس از اعلام استقلال کویت در سال 1961 ایران از جمله نخستین کشورهایی بود که کویت را به رسمیت شناخت. با این حال در این برهه اگر چه اعراب از رژیم شاهنشاهی دل خوشی نداشتند ولی نوع رفتار ایران و آمریکا و ارتباطات نزدیک فیما بین توان مخالفت با آن را از اعراب گرفته بود. با تحلیل این برهه به نیکی می‌توان فهمید که همگامی، هم سویی و هم‌نوایی رژیم شاهنشاهی با ابر قدرت‌ها گویا نفس کشورهای عربی را بریده بود. نوع رفتار های رژیم شاهنشاهی و اهمیتی که آن رژیم برای آمریکا داشته و نقشی که شاه برای آنان ایفا کرده باعث شده بود که ایران بتواند جای همه کشورهای عربی را برای آنان پر و نیز نقش آنان را کم رنگ‌تر نموده و کشور های عربی را در اولویت دوم قرار دهد. به نظر می‌رسد این رفتار ها باعث شده در برخی از اعراب و حکام کشور های عربی احساس حقارتی پدید آید که با استقرار جمهوری اسلامی به احساس انتقامی ناخواسته مبدل گردد (سیفی، 1386: 165) این شناسایی با توجه به این که بعضی از کشورها نسبت به شناسایی استقلال کویت تردید داشتند و حتی عراق مدعی حاکمیت بر کویت بود؛ اثر عمده ای در حسن رابطه بین ایران و کویت داشته است. پس از شناسایی کویت از سوی ایران هیات حسن نیتی به کویت اعزام گردید و این امر در تحکیم مبانی دوستی بین دو کشور تاثیر بیشتری به جای گذاشت (اطلاعاتی درباره کویت، 1362: 115) از طرف محمدرضا شاه پهلوی، تلگراف تبریکی به شیخ کویت مخابره شد. امیر کویت نیز به تلگراف شاه ایران پاسخ دادند. اندکی بعد آقای محسن صدر (صدر الاشراف) به ریاست هیات حسن نیت منصوب و به کویت اعزام شدند (در همین زمان بود که دولت عبدالکریم قاسم در عراق نسبت به کویت ادعاهایی ابراز داشت) هیات مزبور حامل پیام شاه ایران به شیخ کویت بود. این هیات صبح روز شنبه 17 / 4 / 2520 شاهنشاهی به کویت عزیمت کرد.در این سفر عده ای از خبرنگاران نیز هیات ایران را همراهی می کردند (کلیاتی درباره روابط دولت شاهنشاهی ایران با دول حوزه‌ی مسئولیت اداره اول سیاسی (عراق، عربستان سعودی، کویت، جمهوری عربییمن) طی پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی،2535: 94).
اولین سفیر ایران در کویت «محمد حاجب دولو» بود که از 22 دی ماه 1340 تا اردیبهشت 1342 این سمت را بر عهده داشت. پس از محمد حاجب دولو تا پیروزی انقلاب اسلامی سفرای دیگری به این مقام نائل شدند که به ترتیب عبارت اند از: محمد قوام، عباس فرزانگان، غلام رضا تاج بخش، فریدون زند فر، رضا قاسمی، علی شمس اردکانی که فرد اخیر اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران در کویت بود (اطلاعاتی درباره کویت، 1362: 116) در 22 دی ماه 1340 با تاسیس سفارت ایران در کویت روابط دولتین بر اساس متقابل و حسن همجواری و پشتیبانی کامل ایران از حقوق حقه کویت وارد مرحله تازه ای گردید (اطلاعاتی درباره کویت، 1362: 115) با این حال هیئت حسن نیتی نیز از سوی ایران عازم کویت شد که در تحکیم مبانی دوستی میان دو کشور تأثیر بسزایی داشت. و در 22 دی ماه 1340 با تأسیس سفارت ایران در کویت روابط دو کشور بر اساس احترام متقابل و حسن هم جواری استوار گردید. از همان سال رفت و آ مدهای بسیاری در زمینه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی انجام شد. موضوع مشخص کردن حدود فلات قاره که مذاکرات آن از سال 1344 آغاز شده بود ادامه یافت و در سال 1346 توافق شد که کارشناسان دو طرف موضوع را مورد بررسی قرار داده و اصول کلی را تعیین نمایند. در آبان ماه 1346 رئیس وقت هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران به کویت مسافرت کرد و مذاکراتی در زمینه‌ی ملاقات هیئت‌های کارشناسان طرفین انجام پذیرفت. در تاریخ 7/9/1346 شیخ صباح الاحمد وزیر خارجه کویت به دعوت وزیر خارجه وقت ایران به ایران آمد. وزرای خارجه دو کشور راجع به تحدید حدود فلات قاره و امضای عهدنامه‌ی مودت و توسعه روابط فرهنگی و مبادلات تجاری و قراردادهای هوایی و پستی و همچنین در مورد همکاری دو کشور در منطقه تبادل نظر کردند. در دی ماه 1346 و در آبان 1347 سران دو کشور به پایتخت‌هاییکدیگر مسافرت نمودند. در تاریخ 15/4/1349 وزیر امور خارجه وقت ایران در رأس هیئتی به کویت رفت و طی این سفر مسائل مورد علاقه‌ی دو طرف و امور مربوط به منطقه خلیج فارس مورد مذاکره قرار گرفت. پس از اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه خلیج فارس در نهم آبان ماه 1350 عکس‌العمل‌های دولت کویت در روابط دو کشور اثر قابل ملاحظه ای گذاشت و روابط دو دولت به سردی گرایید و این وضع تا آذر ماه 1351 که روابط دو دولت مجدداً به صورت عادی درآمد ادامه داشت (کلیاتی درباره روابط دولت شاهنشاهی ایران با دول حوزه‌ی مسئولیت اداره اول سیاسی (عراق، عربستان سعودی، کویت، جمهوری عربی یمن) طی پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی 2535: 94).
اما روابط دو دولت بعد از انقلاب اسلامی به نوعی بود که رویدادهای ایران در پایان سال 1978 و آغاز سال 1979 به دلیل نداشتن شناخت دقیق از تحولات نوعی «وحشت» و «اضطراب» برای مقامات رسمی کویت ایجاد کرد. وجود رژیم شاه به عنوان ژاندارم منطقه به دولت کویت احساس اعتماد و اطمینان می‌بخشید تا در برخورد با نیروهای منطقه ای قدرت مانور داشته باشد. این امر به کویت کمک می‌کرد تا در خلال بحران‌های سال 1961 و 1973 به خواسته های عراق تن در ندهد. به رغم نوسان و سردی واکنش‌های رسمی، مقامات کویت تصریح کردند که رویدادهای ایران ماهیتاً یک مسئله داخلی است و باید به شیوه ای که ایران آن را مشخص می‌سازد با آن برخورد کرد، به عبارت دیگر کویت در این رویدادها دخیل نیست.به هر حال کویت از جمله اولین کشورهایی بود که نظام جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت. دیدار شیخ صباح الاحمد وزیر خارجه کویت از تهران در ژوئن 1979 نیز نخستین دیدار وزیر خارجه یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس از تهران بود. هدف این دیدار بررسی امنیت در منطقه و توسعه‌ی مناسبات ایران و اعراب عنوان گردید. وزیر خارجه کویت با ابراز خشنودی از انجام این دیدار اعلام نمود روابط دو کشور از امروز به بعد بهتر خواهد شد (فیلی رودباری، 1375: 158 – 157).
در تغییر جهت گیری شیعیان از اتحاد با رژیم به سمت مخالفت و از مسالمت و آشتی به سمت خشونت پس از انقلاب اسلامی ایران سال 1979 دو نتیجه وجود دارد: نتیجه اول همان استفاده از زوروقدرت در برخورد با شیعیان بود به اعتبار این که آنها ستون پنجم حمایت از ایران هستند، بویژه این که کویت دربین عربستان سعودی، عراق وایران قرار گرفته است (توال، 2007: 125) و حکومت کویت برخی از شیعیان را به عنوان دشمن و تهدیدی واقعی برای خود قلمداد کرد، به خصوص در پرتو نگرش و دیدگاه های ابراز شده از سوی جناح های شیعه در براندازی رژیم کویت و در نتیجه آن جلوه های آزار و اذیت و تبعیض علیه شیعیان افزایش یافت و بسیاری از آن ها از نیروهای مسلح و پلیس کویت اخراج شدند و تعداد آن ها در مجلس 1975 از 10 نماینده به 4 نماینده در مجلس 1981 و به 3 نماینده در مجلس 1985 کاهش یافت (ناصر، 2011: 218 – 217). نتیجه دوم همان افزایش فرقه گرایی در عرصه سیاسی واجتماعی کویت بود؛ غانم نجار در این رابطه اشاره می کند که فرقه گرایی به شدت در انتخابات مجلس که در 23 ژانویه 1981 برگزار شد وجود داشت، واین امرعلت های مختلفی داشت، ازجمله بسیاری ازنامزدهای سنی وشیعه این انتخابات به نوعی در گیر فرقه گرایی شدند. همچنین تشویقی که شیعیان کویتی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران دیدند جامعه سنی را برآن داشت که نگران وضعیت خود باشند، همچنین علاوه برآن مشارکت سیاسی فعال از جانب هر دو گروه شیعه و سنی باعث شدیدتر شدن ابعاد فرقه گرایی شد (ناصر، 2011: 218).

نتیجه

کشور کویت با مساحت 17818 کیلومتر مربع برابر با 880/ 6 مایل مربع در شمال شبه جزیره عربستان و شمال غربی خلیج فارس، بین 29 و 30 درجه عرض شمالی و 5/46 درجه و 5/48 درجه طول شرقی قرار گرفته است و جزو کشورهای کوچک طبقه بندی می شود که بیش از دو ونیم میلیون نفر جمعیت داردکه در سال 1962 به استقلال رسید و خاندان آل صباح از 1962 م تا کنون بر آن حکومت می کنند. جمعیت شیعه کویت بخش مهمی از جامعه کویت را تشکیل می دهدشیعه بر اساس نژاد وریشه به دو دسته تقسیم می شوند: شیعه عرب تبار و شیعه ایرانی تبار. شیعیان عرب تبار ازشبه جزیره عربستان ومشخصا ازمنطقه شرقی کشورعربستان سعودی هستند که به خاطر نسبتشان به منطقه الاحساء به آن ها " حساویة" اطلاق می شود وهمچنین گروه دیگر شیعیان عرب تباری هستند که ازبحرین به کویت مهاجرت کردند وبه آن ها "البحارنة" اطلاق می شود. به اضافه گروه اندکی ازشیعیان عربی که ازجنوب عراق وارد شدند. اما شیعیانی که از ایران آمده اند به آن ها عجم اطلاق می شود و آن ها بخش مهمی از جمعت شیعه کویت را تشکیل می دهند. بر این اساس جمعیت قابل توجهی از شهروندان کویت را شیعیان تشکیل می دهند. بر اساس آمارهای رسمی 30 درصد از جمعیت این کشور را شیعیان تشکیل می دهند که در مقایسه با جمعیت 45 در صدی اهل تسنن که اکثریت محسوب می شوند، میزان قابل توجهی بوده و بنابراین به کار بردن عنوان اقلیت برای این جمعیت به دور از انصاف است. بدین ترتیب از زمان ورود شیعیان به کویت، تلاش در راستای ورود به مسائل و مباحث دینی و عقیدتی و جامه عمل پوشاندن به خواسته های مذهبی همواره دغدغه شیعیان کویت یوده و سرانجام پس از طی تلاش های مستمر و پیگیرانه؛ آنان توانستند نقشی مهم و در خور توجه را در این زمینه ایفا نموده و لذا می توان اذعان نمود که در تعامل مثبت با اقلیت شیعه، کویت درمیان دیگرکشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به عنوان یک الگو به شمار می رود زیرا که آن ها دردولت و پارلمان کویت از حقوق سیاسی برخوردارند و هم چنین از ثروت نفت نیز به اندازه کافی بهره مند هستند به گونه ایکه شیعیان کویتی به شکل قابل ملاحظه ای از توزیع این ثروت استفاده کرده اند.

پي‌نوشت‌ها:

* کارشناسی ارشد شیعه شناسی
** دانشجو دکتری تاریخ دانشگاه اصفهان
*** کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز

منابع و مآخذ
ابوحاکمه، احمد مصطفی (1967): تاریخ الکویت، الجزء الاول، کویت
اطلاعاتی درباره کشور کویت، اداره اول سیاسی، خردادماه 1362
توال، فرانسوا (2007): الشیعه فی العالم: صحوه المستبعدین و استراتیجیاتهم، ترجمه نسیب عون، بیروت: دار الفارابی
جواهری، محمد خلیل (1961): کویت امروز، ترجمه ابوالقاسم امامی، بی جا، ناشر محمد خلیل جواهری
حجار، سامی (1381): امریکا در خلیج فارس؛ چالش ها و چشم اندازها، ترجمه ابوالقاسم راه چمنی، چاپ اول، تهران، ابرار معاصر
دیکسون، ه. ر. ب: الکویت و جاراتها، ط 2، کویت، سلسله الرسائل الجامعیه، 1990
ژئوپولیتیک منطقه خلیج فارس (با تاکید بر شیعیان)، مولف: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح (1387): تهران، انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح
سعید، نعمت (1968): النظم السیاسیه فی الشرق الاوسط، ط 1، بغداد، شرکه الطبع و النشر الاهلیه
السلیمی، جواد؛ عدنان، اکبر (1999): المیاه الجوفیه فی دوله الکویت، کویت، موسسه الکویت للتقدم العلمی
سنان، محمود بهجت (1956): الکویت زهره الخلیج العربی، بی جا، دار الکشاف للنشر و الطباعه و التوزیع
سیفی، حسن (1386): آشنایی با کشور کویت، تهران، انتشارات مرکز آموزشی و پژوهشی شهید سپهبد صیاد شیرازی
سیوری، راجرز. ام و کلی، جی، بی: خلیج فارس از دوران باستان تا اواخر قرن 18 میلادی، ترجمه حسن زنگنه، چاپ اول، قم، مرکز بوشهر شناسی با همکاری انتشارات همسایه، 1377
الشرباصی، احمد (1953): ایام الکویت، مصر، مطابع دار الکتاب العربی بمصر محمد حلمی المنیاوی
صباح، سالم الجبیر: امارات خلیج فارس و مساله نفت، ترجمه علی بیگدلی، چاپ اول، تهران، موسسه مطالعات و انتشارات تاریخی میراث ملل، 1368
طبرسی، ابوعلی الفضل بن الحسن (1359): تفسیر مجمع البیان، جلد 27، ترجمه حاج شیخ محمد رازی، مصحح: حاج شیخ علی صحت، انتشارات فراهانی، چاپ دوم
فولر، گراهام؛ فرانکه، رند رحیم (1384): شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده، ترجمه خدیجه تبریزی، قم، انتشارات شیعه شناسی، چاپ اول
فیلی رودباری، لواء (1335): کویت (کتاب سبز)، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی
فیلی رودباری، لواء (1375): کویت، تهران، موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه
کاظمی دینان، سید مرتضی (1388): علل خیزش شیعیان حاشیه جنوبی خلیج فارس (عربستان سعودی، بحرین، کویت)، قم، شیعه شناسی
کلی، راجرز، سیوری، جی بی (1377): خلیج فارس از دوران باستان تا اواخر قرن هیجدهم میلادی، مترجم حسن زنگنه، قم، مرکز بوشهر شناسی
کلیاتی درباره روابط دولت شاهنشاهی ایران با دول حوزه‌ی مسئولیت اداره اول سیاسی (عراق، عربستان سعودی، کویت، جمهوری عربی یمن) طی پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی، / اداره انتشارات و مدارک؛ اردیبهشت ماه 2535 شاهنشاهی، تهیه کننده: اداره اول سیاسی؛ (وزارت امور خارجه)
کویت از پیدایش تا بحران (1381): ترجمه و ویرایش از موسسه فرهنگی تحقیقاتی ایران و اسلام، تهران، قصیده سرا
کویت، از سری انتشارات نظری اجمالی به کشورها، شماره 2، شماره ثبت مرکز اسناد موسسه، 8/169، 25/10/65، دی ماه
کویت، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزات امور خارجه (1390): تهران، انتشارات وزارت امور خارجه
مجتهد زاده، پیروز (1349): شیخ نشین های خلیج فارس، تهران، موسسه مطبوعاتی عطایی
المدیرس، فلاح عبدالله (1999): ملامح اولیه حول نشاه التجمعات و التنظیمات السیاسیه فی الکویت 1938 – 1975، الکویت، دار قرطاس للنشر
مظفر، محمد حسن (1374): تاریخ شیعه، ترجمه دکتر سید محمد باقر حجتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم
موسوی، سید جعفر (1385): سیمای کویت امروز با نگاهی به روابط دو جانبه با جمهوری اسلامی ایران، کویت، سفارت جمهوری اسلامی ایران در کویت
میر رضوی، فیروزه و احمدی لفورکی، بهزاد (1383): راهنمای منطقه و کشورهای حوزه خلیج فارس، تهران، موسسه فرهنگی ابرار معاصر
ناصر، شحاته محمد (2011): سیاسات النظم الحاکمه فی البحرین و الکویت و السعودیه فی التعامل مع مطالب الشیعیه (2003 – 2008)، بیروت، مرکز دراسات الواحده العربیه
KUWAIT the transformation of an oil stste(1992), Jill Crystal, Boulder, WestvieW Press